تمام حقیقت. لطفا بخانید


تمام حقیقت. لطفا بخانید

نوشتهاز سوی m90009000 در شنبه 18 شهريور 1396 - 16:21

مطالبی که در زیر میاید مطالبی است که احنمالن برای اولین بار در جهان افشا میشود و علت ان خطری است که همه را تهدید میکند.خداوند نحاتمان دهد. لطفا دوستان بی دین نقد کند. انشاالله قیول افتد.
بسم الله الرحمن الرحیم
فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه
درود بر خدای که هرگز ما را به حال خود وا نگذاشت و حتی هنگامی که در ظلمت بودیم خدا وند بر با برکت نهاد و ما را افرید. این پیام به شما تنها از باب این است که وعده عذاب الهی نزدیک شده و طوفانی به پا خواهد شد. در این عصر جهانی لازم است حقیقت روشن شود زیرا هم اکنون همه ی مردم به دست همدیگر به هم متصل هستند و اگر اینبار نجنبیم برای همیشه در جهنم سقوط خواهیم کرد. آنچه در زیر میگوید پاسخ سوالاتی است که همیشه شما را به خود مشغول داشته و در اصل علمی بوده که ابلیس لعین از شما مخفی داشته تا شما را در جهل فربرد و از کیسه خود گاه به گاه کمی از این علم را منتشر کند تا شما را برای همیشه سرگرم خود نگاه دارد.
خلقت چگونه آغاز شد و خداوند چرا جهان را خلق کرده است؟
در علم ریاضیات به مفهوم عجیبی بر میخوریم به نام عدد پی. عدد پی عدد بسیار عجیبی است. به ظاهر از دایره که ساده ترین شکل موجود است حکایت میکند. در ریاضیات همچنین مفهومی وجود دارد که به نام apeirogon که این مفهوم معادل یک چند ضلعی است که تعداد اضلاع آن بی نهایت است. این شکل نیز در ظاهر همان دایره است. به عبارتی این مسئله نکته خاصی را روشن میکند که دایره مجموعه ای یک دست نیست. بلکه دایره نماد ماده در ساده ترین فرم خود، نماد چیزی است که جهان از آن افریده شده است.
در فیزیک فعلی مفهومی با نام ماده تاریک وجود دارد که فیزیکدانان آن را مایه انبساط جهان میپندارند. چه ویژگی در این انرژی وجود دارد؟ نکته که میدانیم این است که این انرژی ظاهری جذب به نیروی جاذبه نمیشود. پس به عبارتی خواص ماده و انرژی که ما آن را درک میکنیم ندارد. این همان عدم است. یک تفسیر مهم فیزیکی از مسئله انرژی تاریک انرژی تاریک را همان عدم میداند. نکته آن این است که این عدم در ذات خود دارای خاصیت زایش هست و همواره میزاید. به عبارتی وجودی است که تنها خاصیت آن اشوب، هرج و مرج و زایش است و میخواهد حرکت کند ولی نمیداند به کدامین سو حرکت کند.
حال خلقت چگونه اغاز شده است؟ در فهم این مسئله بهترین مثال برای تقریب ذهن به خداوند متعال این است که تنها یک صفت به آن نسبت دهیم. و آن محبت است. به عبارتی خداوند متعال همانند پدری این توده ی بی شکل اولیه را دارای خاصیت حرکت مندی است را میبیند و چون تماما از کمال و وجود مطلق ساخته شده است نمیتواند محبت نکند پس به عبارتی نور(نه نور مادی) خود را بر این ماده ی تاریک میتاباند و کم کم آن را شکل میدهد.
برای تقریب بیشتر ذهن و افشای یک رمز مهم لازم است یک پدیده ی فیزیکی دیگر که فعلا در حد ناشناخته برای ما مانده است روشن شود. به این پدیده شبکه کهشکانی (galactic web
میگویند. اگر عکس های آن را جست و جو کنید مسئله که سریعن به ذهن می آید را میبینید که این شبکه به طرز عجیبی شبیه به ساختار نورونی مغز انسان است. این مسئله نکته بسیار مهمی را نشان میدهد. چرا این ساختار به این حد پیچیده است و به عبارتی برای توصیف آن به حجم اطلاعات زیادی نیاز است.؟ یا به عبارتی چرا مغز انسان این قدر پیچیده است و ما نمیتوانیم مغز انسان را ساده کنیم؟
در این جا برای پاسخ به این سوال لازم است خلقت خدا را تعریف کنیم. برای تقریب ذهن به یک موسیقی زیبا و ارام بخش بیندیشید. همان طور که میدانیم موسیقی از صوت ساخته شده است. ولی نکته آن این است که موسیقی صوت و انرژی صوتی نیست بلکه صدا در موسیقی همانند رنگ در نقاشی است و آن چه یک قطعه موسیقی را زیبا میکند نه فرکانس های مختلف صوت است بلکه اطلاعاتی است که از ذهن نوازنده خارج شده و برای اینکه به دیگران منتقل شود به ناچار پیچیده میگردد. به عبارتی آن چه در ذهن موسیقی دان به راحتی قابل دسترس و ساده است برای انتقال لازم است پیچیده شود و این به علت این است که ماده ضعف دارد و نمیتواند آن کمال در ذهن موسیقی دان را به راحتی منتقل کند. این علت پیچیدگی علم نوشتن موسیقی و آهنگ سازی است. جالب است که یک قطعه موسیقی که به وسیله نوت های مختلفی نوشته میشود بسیار سخت خوانده میشود ولی هنگامی که نواخته میشود هر انسانی قادر به برقراری ارتباط با آن است.
به مغز انسان بر میگردیم. و هم اکنون وقت آن رسیده است که علت پیچیدگی جهان مادی را توضیح دهیم.
جهان مادی پیچیده است. زیرا جهان مادی از ماده ی اولیه که باستانیان مشرک آن را همانند یک اقیانوس بزرگ میدانستند شروع شده است. این اقیانوس هیچ گونه خاصیتی بجز حرکت مندی ندارد و تنها چیزی که در وجود آن است استعداد کمال است.
برای تقریب ذهن لازم است مثالی زده شود. موری را تصور کنید که از یک دیوار بالامیرود و مرتبا به پایین می افتد. و دوباره حرکت خود را آغاز میکند. چه احساسی نسبت آن پیدا میکنید. همان احساس شکل ضعیف شده احساس خداوند است هنگامی که به عدم می نگرد و آن را دارای خاصیت میداند و چون میداند تا هنگامی که این توده پر از آشوب به حال خود رها است تضاد های ذاتی آن باعث درد مندی آن میشود پس بر آن نظری می افکند و آن را به سمت خود میکشد که کمال مطلق است. این پیچیدگی شبکه ی جهانی به علت این است که کمال خداوندی بر جهان عدمی یا همان انرژی تاریک افتاده است و آن را هدایت میکند.
لازم است اطلاعات بیشتری داده شود که تا مسائل روشن گردد.
در فیزیک در موارد متعددی لفظ تاریک اطلاق میگردد. برای مثال سیاه چاله که مرکز کهکشان است سیاه نامیده میشود. و انرژی تاریک هم سیاه نامیده میشود و ماده تاریک هم سیاه نامیده میشود. این سیاهی همان ندیدن است. چشمان خود را ببندید. همه جا را سیاه میبینید. نکته این جاست که ایا سیاهی را واقعن میبینید؟ نه. سیاهی یعنی شما اگاهی را حفظ کرده اید ولی اطلاعاتی به طور مستقیم به شما نمیرسد. کورتکس مغز روشن است ولی چیزی وارد آن نمیشود و از آن رو است که ما کعبه را سیاه میکنیم. یعنی خداوند که بیشترین حالت قابل درک آن برای ما مرکز سیاه چاله در وسط کهکشانا است را نمیبینیم . اما نه تنها فرشتگان را به تنهای نمیبینیم، بلکه انرژی تاریک و ماده تاریک را هم نمیبینیم و از این رو لازم است مسائل را بیشتر توضیح دهیم تا نوع خلقت شیاطین و منشا آن ها کاملن مشخص گردد.
دانستیم که ذهن خداوند بر جهان عدمی افتاد و شروع به خلقت از ماده تاریک که همان اشوب و عدم است کرد.
نکاتی در مورد این انرژی تاریک لازم است بیان گردد تا مسائل از نظر علم ریاضی و همچنین فیزیک نیز اثبات گردد.
در ریاضیات توضیح فرض ریمان بر این اساس است که بی نهایت منهای بی نهایت مساوی عدد پی است( این فرض پیچیده است و برای اثبات آن خود مراجعه کنید) ریاضی دانان دقت کافی را به برداشت خود از این حقیقت نکرده اند. مسئله اساسی این است که این جمله در اصل به این معناست که تنها خروجی که میتوان از یک دریای بینهایت گرفت( همان موج) عدد پی یا دایره است که دارای خاصیت ذره ایست.
بهتر است دینامیک این ماده اولیه را بهتر توضیح دهیم تا مسائل بهتر روشن گردد. دو دایره را روی هم انداخته و تصور میکنیم که یکی در جهت عقربه ساعت و دیگری در خلاف جهت عقربه ساعت در حال چرخش هستند. به یکی مقدار عددی -1 و به دیگری مقداری عددی +1 را نسبت میدهیم. توجه کنید که هنوز این دایره دارای حجم نیست و تنها انتزاعی از ابتدای ترین حالت ممکن است پس از تصور کردن آن باید به شدت پرهیز کرد چون ذهن را گمراه میکند( به پارادوکس باناخ –تارسکی هم نگاهی بیندازید تا جواب این سوال هم بفهمید)حال در اصل یک دایره( در دو بعد) یک کره( در سه بعد) و یک؟ کره( معادل کره در چهار بعد-واژه فرضی ) و الی اخر داریم. ( و به همین علت عدد پی هم در محاسبه محیط دایره و هم در محاسبه ی سطح کره) یکسان میماند.
به همان دریای موجی که دارای قله و قعر است یا به عبارتی دارای مقادیر +1 و -1 است بر میگردیم. توجه کنید که نباید تصور کنید که قله موج پایین است زیرا هنوز جهتی وجود ندارد بلکه تنها حرکت مندی ماده ی اولیه است که ما آن را تاکنون افزایش کنتراست داده ایم تا آن را بفهمیم و به عبارتی همیشه فهم ما این است که تضاد های ظریف موجود را تا حد درک خود ساده کنیم تا آن را بفهمیم.
اقای رامانوجان به استفاده از هوش کثیر خود نشان داد که این دریای یک و منفی یک که شما میتوانید هر عددی را از دل آن بیرون بکشید ( چون بی نهایت است. برای مثال میتوانید عدد17 را از جمع 17 نوع 1 ایجاد کنید که خود یک رمز دیگر است که چگونه آن ماده ی اولیه کثرت می آفریند و هر کثرتی خود یک عدد اول است و به این علت فرمولی برای اعداد اول وجود ندارد چون خود زاییده بی نظمی است و نظمی بر بی نظمی حاکم نیست) در نهایت به عدد -1/12 ساده میشود.
حال لازم است توضیحی بیشتری در مورد این عدد داده شود. عدد -1 در اینجا همان کمال نهایی است که به خودی خود یک است و این یک آن یک موجود در دریایی اولیه یا همان ذره ی پلانک نیست. بلکه یک به معنای همه ی هستی و ذهن خداست.
عدد 12 عددی است که نشان میدهد مرتبطه فعلی ذهن انسان و به عبارتی بعدی که همه اکنون در آن زندگی میکنیم در نهایت میتوانیم به عدد دوازده فهم خود را ساده کنیم و جالب است فیزیکدانان به دنبال تئوری m هستند ولی نمیدانند تئوری m چیست! ولی میدانند نظریه ریسمان 12 بعد دارد!!!
ادامه میدهیم. دانستیم ظرفیت فعلی جهان مادی ما با وجود اینکه خداوند کمال مطلق است به علت نقص ذاتی که ما با خود از گذشته به ارث برده ایم حداکثر توانسته است تا این مرحله توسط ذهن انسان به دوازده حالت ساده شود و انشا الله با ظهور بقیه الله الاعظم و انسان کامل، ذهن بشر ساده تر شده و درک خداوند برای مان ساده تر اتفاق خواهد افتاد.
لازم است در این جا یکی از مسائل ازار دهنده بیشتر روشن گردد و آن مسئله مهم شر است. با در نظر گرفتن این توضیحات لازم است اکنون به مراحل خلقت توسط خداوند بپردازیم تا ببینیم چه شده است.
خداوند به علت کمال خود نمیتواند خلق ناقصی داشته باشد. از طرفی به علت نقص ذاتی آنچه ما از آن افریده شده ایم نمیتوانیم کمال خداوند را یک باره تجربه کنیم و از طرفی نیز هرگز و هرگز انسان به مقام خالق نخواهد رسید و به عبارتی ما در دنیای مادی خود گیر کرده ایم.( این همان کلید توحید و مایه نهایی سعادت است. از این رو هرگز چیزی به اسم وحدت وجود با خداوند وجود ندارد و خداوند نسبتش به ما نسبت خالق است و هرگز او نخواهیم شد. )
به دریای اولیه( به یونانی خائوس و به مصری نو) بر میگردیم . جهنمی از اشوب و هرج و مرج و تنها پتانسیلی برای شدن. یا همان انرژی تاریک.
حال ذهن خداوند بر این عدمیت افتاده و به آن برکت داده است. (تصویر ذهن خداوند برای ما همان شبکه عصبی است- هرچند هرگز به خدا نمیرسیم ولی مسیر خداوند را این تبیین میکند.) ذهن خداوند بر این انرژی تاریک افتاد و اولین مخلوقات شروع به خارج شدن از این بی فرمی اولیه کردند( به عبارتی دایره فرضی تبدیل به aperigon شد) در آن جا جهان بی نهایت پر اشوب بود و ابعاد بسیار داشت. در مسیر خلقت به سمت مرکز کهکشان دانشمندان می دانند که توزیع ماده ی تاریک در حاشیه کهکشان قرار دارد. به عبارتی ماده کم کم از دل انرژی تاریک خارج شده و به ماده تاریک تبدیل میشود( ماده ی تاریک یکدست نیست بلکه ماده ی تاریک خود شامل بسیاری طبقات و مراحل است که ما آن را نمیبینیم) در این مسیر همه ی آن تضاد های ذاتی آن اشوب و هرج و مرج کم کم حل میشود و پله پله به مرحله ی بالاتر میرود.
در این جا لازم است معمای اساسی مطرح گردد تا نکته ای دیگر بر ما روشن شود.
در ریاضیات مبحثی به نام platonic solid داریم. در این مبحث نشان داده میشود که تمامی اجسام ممکن در جهان سه بعدی( جهانی که در آن زندگی میکنیم) از پنج شکل ساخته شده است. نکته ای که این جا برای شما توضیح داده میشود یک راز دیگر است که افشا میگردد و آن تقسیم بندی صحیح این احجام و فهم درست آن است(ترتیب حرکت از ماده ی اولیه و اشوب به سمت خداوند یا صراط مستقیم است که جهت میدهد)
دسته یک : دنیای اجنه وشیاطین نزدیک به ما. دنیای ابلیس لعین که سمبل آن شکل dodecahydron است. این شکل ساده کردن یک کره به در نهایت پنج ضلعی است که دنیای شیاطین از آن ساخته شده است و متاسفانه باستانیان این شکل را مقدس دانسته نام آن را اتر مینامیدند و آن را میپرستیدند. راز افشا شده در این جا این مسئله است که سر بز نیز تصویری است که باستانیان برای توصیف پنج ضلعی از آن استفاده میکردند و دانشی الهی بود که بر مردم نادان گفته شده تا در فهم خود محل زندگی شیطان را بدانند ولی شیطان پرستان تصور میکنند شیطان بز! است.
Dodecahedron معادل شکل icosahydron در حالت ذوب شده است.
جهان ما که از خاک است( خاک حجم دارد و سه بعدی است) به عبارتی یک مکعب است( یونانیان این مورد را به درستی سمبل خاک میدانستند!) و کعبه نیز به شکل مکعب است. دنیا ما چهار ضلعی است و مرتبطه بالاتر از پنچ ضلعی است.
(این یکی از رازهای شیطان است. شیطان میخواهد کمال را در پیچیدگی نشان دهد چون خود پیچیده است و پیچیدگی همان دنیا و خر دجال است که پر سر و صداست ولی از فهم تهی است)
اگر یک مکعب را ذوب کنیم به شکل octahydron میرسیم.که دارای 12 ضلع است!!!
ولی ذوب شده dodecahydron دارای 30! ضلع است و نسبت به ما از کمال دور تر است.
حال در مرحله بالاتر به tetrahydron میرسیم که دنیای فرشتگان از آن ساخته شده است و در مرکز کهکشان است و یک مرحله از ما کمال یافته تر است. و پس از آن ساده شدن هم چنان ادامه میباد و ادامه آن را تنها خدا میداند.
حال بار دیگر دسته بندی میکنیم:
1-dodecahydron دنیای شیاطین و دنیای اسفل که در صورت ذوب کردن به icosahdron تبدیل میشود که از وجههای مثلثی (20عدد) تشکیل شده که میتواند در این جا تکامل یافته به خاک تبدیل شود(اول به octahydron و سپس کریستالیزه شده و به خاک تبدیل شود)
اگر به تصور icosahydron خوب دقت کنید میتوانید هاله پنج ضلعی آن را ببینید.
2-مکعب یا cube دنیای ما که شکل کعبه است و ما به مرکز آن میگردیم. که ذوب شده می میتوانیم به tetrahydron رسیده و یا سقوط کرده و با تبدیل به icosahydron به مرحله پایین تر رویم.
3-tetrahydron یا دنیای فرشگان که یک هرم با قاعده مثلث است که کمال بالاتر است. و دارای فرم ذوب شده نیست. زیرا مثلث ساده ترین شکل ممکن است( در یک صفحه) و بیشتر از آن در ذهن ما نمیگنجد.
حال سوال اینجاست که چرا حجمی با تشکیل یک شش ضلعی ممکن نیست؟ پاسخ این است که ممکن است ولی ما توانای تصور آن را نداریم و شش ضلعی جهنم شیاطین است و در نگین سلیمان شش ضلعی بود و شیاطین از ترس جهنم خدمت میکردند( نکته این است که کمال در به بردگی گرفتن شیاطین نیست و باید دقت نظر شود.)
نکته زیبای که گفتنش خالی از لطف نیست این است که اگر اعداد فیثاغورث مثلث را جمع کنیم (3+4+5) حاصل عدد دوازده است! و انتهای وتر به جای خود بر میگردد و به عبارتی یک دور کامل در فهم فعلی ما 12 پله است و ساعت دوازده ساعت است! و بسیاری نکات دیگر.
حال به مبحث عدد فی بر میگردیم. اینجا لازم است مبحثی مقدماتی گفته شود چون ترس شرک میرود.
اصولا انسان در یک بازی خطرناک و همراه با دشمنان زیادی قرار دارد. و نیاز مندی اصول و قواعدی است که با در نظر گرفتن اصول خیال خود را راحت کرده و به راحتی پای در نبرد بگزارد.
از توطئه اصلی شیاطین این است که شیطان از این مسئله که ما او را نمیبینیم ( و همچنان خدا را هم نمیبینیم) سو استفاده کرده و بارها میخواهد ما را فریب داده و خود را قوی جلوه دهد. همانند حیوان زشت و حقیری که خود را باد میکند تا از عنصر فریب و دروغ دشمن خود را بترساند. بدین سان شیطان میخواهد خود را قوی نشان داده و در مقابل خداوند متعال عددی نشان دهد تا انسان را بفریبد و کمی از فلاکت خود بکاهد.
در این بین از توطئه های اصلی او این است که چشم انسان را پر کرده و به مادیات مشغول کرده و از ارزوهای دور و دراز دنیوی پر کند. همانند ابراج البیت پر شکوه که در کنار خانه ای ساده ی خداوند، کعبه عزیز ساخته تا چشم انسان های ساده را پر کرده و سعادت را نه در بندگی خداوند و خاک بودن بلکه در پیچیدگی و علم بیهوده خود قرار دهد. نکته اساسی در این باره علم بیهوده و شیطانی است که همان طور که انسان باید از شیطان همواره به خدا پناه ببرد باید از علم بیهوده و شلوغ و فریب دنیا و کتاب های قطور هم به خدا پناه ببرد.
حال انسان که مسیر حرکت خود را از نادانی اغاز میکند چگونه میتواند به درکی از خدا برسد که هم توحیدی باشد و هم خدا را در حد ذهن ما پایین نیاورد و هم در هر حال بتواند مسیر درست را شناسایی کند؟
خود را در نظر گرفته گم شده اید و به حرکت ادامه میدهید. در آن بیابان به محل تقاطعی میرسید که چندین جاده مختلف به آن جا رسیده است. و شما با دوربین های قوی خود هر چقدر تلاش میکنید نمیتوانید انتهای جاده ها را ببینید که کدام به یک شهر اباد ختم میشود و کدام به یک روستای طاعون زده و کدام به یک دره. از طرفی در بیابان خشک و بی اب و علف هستید و ناچار به حرکت. کدام مسیر را انتخاب میکنید؟
تنها راه موجود در این بین بررسی جاده هاست. در این موقعیت شما میبینید که یک جاده اسفالت است و دیگری خاکی است و یکی مالرو است. حال منطقی است که کدامین راه را انتخاب کنید؟
از این مثال نکته مهم آن را میبینیم که این است که ما در نهایت مخلوق هستیم و هرگز خدا را نخواهیم دید، در این بین قبله نمای ما در حال حاضر عقل ماست که میتواند دنیا فعلی را توضیح داده و به سمت خداوند هدایت کند( قبله نمای دل هم قبله نمایی است که رحمت عام خداوند در دل تک تک موجودات قرار داده که همان هدایت تکوینی است و همان تشخیص خوبی و بدی و احساس است که فعلن بحث آن نیست)
حال دانستیم که راه ما قیاس است. مقایسه میکنیم و باید تلاش کنیم تا بهترین سخن را همواره دریابیم و کشف کنیم تا تضاد های ذاتی اندیشه و ماده خود را حل کرده و روز به روز به خداوند نزدیک تری شویم.
در ریاضیات عددی به نام عدد فی وجود دارد که همان عدد طلایی است. هر چه زیباست دارای این عدد است و این عدد به نظر ریاضی دانان عجیب ترین عدد ممکن است. زیرا عدد فی توصیف گر چیزی است که نسبت بخش بزرگتر به کوچکتر مساوی با نسبت کل به بخش بزرگتر باشد(توضیحات کامل در اینترنت موجود است) این عدد در اصل بیان گر چیزی است که دارای اجزا نیست و به عبارتی بیان گر کمال مطلق است. عدد فی از اعداد گنگ است و حد نهایی ندارد. به عبارتی عدد فی همان قبله نمایی خداست که میدانیم خداوند درچه سمتی است و همچنین میدانیم که هرگز به آن نخاهیم رسید ولی میتوانیم تلاش خود را ادامه دهیم و در صراط مستقیم حرکت کنیم و برکت یابیم.
در اینجا مباحث ریاضی و عقلیه و اثبات که سراسر علم همین است و بیشتر ازآن نیست تمام شده ولازم است به داستان خلقت در قالبی نظیر سفر پیدایش بپردازیم که حقایق اساسی در اینجا روشن گردد.
دانستیم که خداوند کمال و محبت مطلق است و به خودی خود اسم و نشانی ندارد و هر چه نقص است از ماست و خداوند نمیخواست ما را در جهنم مطلق آشوب و اسفل سافلین رها کند و ما را نجات داد. ولو به قیمت مسیر دردناک. و خداوند خود از این مسئله موقوف بوده ولی تنها جهت ممکن جهت خداوند است و تنها راه فرار فرار به سوی اوست(فرو الی الله یعنی به سمت خداوند فرار کنید)
در ابتدای خلقت ابتدا خداوند عقل مطلق که همانند یک قطعه موسیقی زیبا و هارمونیک لطیف و عزیز است را بر جهان ما عرضه کرد. و ماده را شکل داد. مشرکین در دیدگاه خود از یک گل را به تصویر میکشند که آن را flower of life مینامند که میگویند که جهان از آن جوانه زده است! نکته ای که بسیار اساسی است این که برای مثال داروینیسم میگوید انسان تکامل میابد که از جنبه ای درست است زیرا ماده برای اینکه فرم عقل کل را به خود بگیرد به دلیل محدودیت ذاتی خود(نمیتواند یک باره کامل شود چون در این صورت نقض غرض است) از اشوب شروع شده و در نهایت به این گل میرسد که این گل 6 ضلع دارد و دایره مرکزی آن در اصل محل اثر عقل کل یا همان عدد فی است و حکم ناف برای آن گل را داراست( در بدن انسان هم نسبت سر تا ناف و ناف تا پا همان عدد فی است! و عدد فی نقطه ای است که عقل کل یا روح از آنجا شروع به اثر بر روی دنیا مادی میکند. ) این تصویر مارپیچ وار تصویری است که همچنین در تصویر کهکشان ها می بینیم زیرا ناف آن سیاه چاله مرکز آن است و اگر تصویر مراسم حج را هم ببینید باز هم این مارپیچ دیده میشود که به این دلیل است که روح القدس یا عقل کل از وسط کعبه به زمین سرازیر شده و آن را جان میدهد( نسبت فی در همه جا هست و برای دیدن آن میتوانید سری به اینترنت بزنید)
خداوند ادم ابوالبشر را افرید به کمال غایی خود و حوا را برای او افرید از دنده اش. دنده در اینجا کلیدی باستانی است. زیرا در حقیقت نشان میدهد که انسان دوازده دنده داشته است که سپس صورت دوازده را یافته و این عدد تعداد سطوحی است که flower of life ایجاد میکند.
در این حالت کمال یافته انسان عقل و صورت مادی آن حوا در حد غایی خود و در اوج لذت میزیستند و کامل بودند. و انسان از خاک بود یعنی از سه بعد بود و کامل بود. در این جا نکته مهم این است که شیاطین پیش از انسان افریده شده اند ولی دنیای آن ها پنج ضلعی است و راه به دنیای خاک (چهار ضلعی)بسته بوده است.
اگر به توضیحات platonic solid رجوع کنیم می بینیم که مکعب میتواند ذوب شود و octahedron را بسازد که وجوهش مثلثی است. در اینجا میفهمم که انچه تصور مادی از عقل کل بود(حوا) در موضع نامناسبی از فرصت استفاده نکرد و انسان به جای کریستالیزه شدن به سمت کمال با نفوذ شیطان و آشوب گذشته ارتباط برقرار کرد و از این رو در دنیای مادی شیاطین سقوط نمود.و....
ادامه دارد..
Mm9000110
 
سپـاس : 0

ارسـال : 1


نام نویسی: 96/6/18

ذکر نشده

Re: تمام حقیقت. لطفا بخانید

نوشتهاز سوی DARKENERGY در شنبه 18 شهريور 1396 - 16:57

پُر از غلط !
یک نمونه فقط:
در فیزیک فعلی مفهومی با نام ماده تاریک وجود دارد که فیزیکدانان آن را مایه انبساط جهان میپندارند

خیر جناب حقیقت دان کل!
فیزیکدانان ماده تاریک را دلیل انبساط جهان نمیدانند، انرژی تاریک را دلیل انبساط میدانند!
ماده تاریک بطور خیلی خلاصه برای توضیح اختلاف محاسبات جرمی کائنات است.

پاسخ سوالاتی است که همیشه شما را به خود مشغول داشته

پاسخ سوالات ما را ملاهای منبری و دکان داران د ی ن نمی‌دهند.
پاسخ سوالات ما را :
انیشتین
هاوکینگ
تلسکوپ هابل
تلسکوپ کپلر
تلسکوپ جیمز وب و...
آزمایشگاه های فیزیک ذرات مثل سرن

و خلاصه کلام "علم" می‌دهد، نه د ی ن و مذهب.
___________________________________
و در آخر اینکه در این انجمن جایی برای این مطالب بی اساس نیست.

پیروز باشید smile072
قوانين

تصویر

کاربر گرامي در صورت مشاهده پستهاي ناقض قوانين، آن را توسط کليد
تصویر
به مديريت اطلاع دهيد

*
کمک به انجمن حمایت از حیوانات برای کمک به حیوانات و نجات جان آنها

*
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5444

ارسـال : 6688


نام: Melina
سن: 26 سال
شهر: karaj
نام نویسی: 90/12/18

زن


بازگشت به پرسش و پاسخ های فیزیکی

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 9 مهمان


cron