نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم


نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 17 ارديبهشت 1397 - 21:15

تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد
( چگونگی و دلیل شکل گیری بازوهای کهکشان های مارپیچی و توضیح ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک )

چکیده مقاله :
این مقاله دلیل شکل گیری بازوهای کهکشان های مارپیچی و نیز ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک را وجود پدیده ای فیزیکی و در عین حال ناشناخته به نام تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد بیان می کند که این پدیده می تواند بسیاری از رفتارهای غیر عادی مشاهده شده در کیهان شناسی مانند چگونگی و دلیل شکل گیری بازوهای کهکشان های مارپیچی و نیز ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک و عدم وجود مواد و ستارگان اضافی در خارج از لبه کهکشان های بیضوی و حتی دلیل شکل گیری فواره های سیاهچاله ها با وجود نیروی گرانش بسیار زیاد سیاهچاله ها را به طور کامل توضیح دهد که منشاء وجود این پدیده براساس ساختار و ماهیت گرانش ایجاد می گردد و البته در این رابطه آزمایشی دقیق وجود دارد که می تواند به طور غیر مستقیم این پدیده فیزیکی را بهتر توصیف نماید.

تشریح مقاله :
در توضیح کلی این پدیده چنین بیان می شود که اجسام در حال سکون و یا در حال حرکت با سرعت های کم، دارای ساختار توزیع گرانش کروی و یکسان در اطراف خود می باشند که به تدریج با تغییر سرعت آنها به سرعت های بسیار بالا و نزدیک به سرعت نور، این ساختار توزیع کروی و یکسان ، به ساختاری مخروطی و حتی شبیه به ساختاری خطی جهت توزیع میدان گرانشی تغییر شکل می دهد به نحوی که اینگونه اجسام در حال حرکت با سرعت های بسیار بالا ، در راستای مخالف مسیری که حرکت می کنند نیروی گرانش بسیار بیشتری نسبت به کناره ها و نیز در جهتی که در راستای آن حرکت می کنند دارند و البته لازم به ذکر است این قضیه که آیا در هر دو جهت راستای حرکت اجسام به طور یکسان نیروی گرانش افزایش پیدا می کند و یا فقط در راستای مخالف مسیری که حرکت می کنند این افزایش گرانشی وجود دارد یا نه ، نیاز به بررسی بیشتری دارد ولی به هر حال به طور حتم نیروی گرانشی در کناره های راستای حرکت اجسام بسیار کمتر از مخالف راستای حرکت اجسام می باشد که در حال حاضر در این مقاله فقط حالت دوم یعنی حالتی که بیان می کند فقط در راستای مخالف مسیری که اجسام حرکت می کنند این افزایش گرانشی وجود دارد بررسی می شود.

در کهکشان های مارپیچی سرعت حرکت ستارگان موجود در بازوهای این کهکشان ها بسیار بیشتر از انتظار ما و فراتر از قوانین نیوتن برای ثابت ماندن در مدار کهکشانی می باشد که در حال حاضر در توجیه این رفتار و دلیل ماندن این ستارگان در یک مدار تقریبا ثابت و عدم پرتاب شدن آنها به خارج از کهکشان ، به وجود ماده ای تاریک در کهکشان ها اشاره می شود در حالی که چنین ماده ای تاریک و با این حجم عظیم در کیهان وجود ندارد و تنها دلیل ماندن چنین ستارگانی در مدار کهکشانی خود ، وابسته به تشکیل زنجیره ای از گرانش مخروطی و مایل به خطی در ستارگان موجود در بازوهای کهکشان های مارپیچی و یا کهکشان های بیضوی و یا غیر معمول نظیر کهکشان هواگ می باشد بدین ترتیب که این زنجیره گرانشی تشکیل شده بر اثر وجود این پدیده فیزیکی می تواند برای کهکشان های مارپیچی به صورت ریسمان هایی که یک سر آنها آزاد و سر دیگر آن متصل به مرکز کهکشان است و برای کهکشان های بیضوی به صورت حلقه ای بسیار محکم ، ستارگان و دیگر مواد کهکشانی را در مدار کهکشان ها نگه دارد و همچنین تاثیر گذاشتن این پدیده بر کهکشان ها ، علت اصلی صاف بودن لبه کهکشان های بیضوی و عدم وجود مواد و ستارگان اضافی در خارج از لبه این گونه از کهکشان ها می باشد به نحوی که در بخش لبه این گونه از کهکشان ها به دلیل سرعت حرکت بسیار بالای ستارگان در این بخش و تشکیل و تاثیر بسیار قدرتمندتر پدیده تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد ، در نتیجه زنجیره ای گرانشی و حلقوی مستحکمی تشکیل می شود که موجب تحکیم ساختار کهکشانی شده و در عین حال موجب کاهش نیروی گرانش کهکشان نسبت به مواد و ستارگان خارج از حلقه ها می گردد و در نتیجه این نیروی گرانش بسیار ضعیف موجود در خارج از لبه کهکشانی می تواند به دلیل چرخش کهکشان ها ، فقط موجب حرکت و چرخش مواد و ستارگان خارج از لبه کهکشانی شده ولی قادر به حفظ آنها در مدار خارج از لبه کهکشانی نبوده و آنها را از کهکشان های بیضوی دور کرده و به خارج پرتاب می کند و در نتیجه فضای اطراف اینگونه کهکشان ها از وجود مواد اضافی تا حد زیادی پاک بوده و نیز لبه اینگونه از کهکشان ها تقریبا صاف و یکدست می باشد ولی در کهکشان های مارپیچی به دلیل گرانش زیادی که در اثر ایجاد پدیده تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد در مواد و ستارگان موجود در بازوهای مارپیچی و به خصوص انتهای بازوهای مارپیچی تشکیل می گردد ، در نتیجه انتهای این بازوها کار تغذیه کهکشان ها را به عهده داشته و مواد و ستارگان خارج از محدوده کهکشانی را به جای پرتاب به بیرون تا حد زیادی به مجموعه کهکشانی اضافه می کنند.

البته همانطور که گفته شد دلیل شکل گیری فواره های سیاهچاله ها هم وجود همین پدیده می باشد به نحوی که گازها و مواد اطراف سیاهچاله ها به دلیل سرعت بالایی که جهت چرخش به دور سیاهچاله و یا سقوط به مرکز سیاهچاله ها پیدا می کنند دارای ساختار توزیع گرانشی فراتر از مخروط و نزدیک به خطی شده و در مجموع نیروی گرانش در دو سر مرکز صفحه سیاهچاله ها بسیار کاهش یافته و مواد موجود در این مکان ها می توانند با هرگونه نیروی عظیم انبساط دهنده و انفجاری و غیره به راحتی از دو سر صفحه سیاهچاله ها به صورت فواره های گازی خارج شوند.

مطلب دیگر در مورد نیرویی است که با شتاب دادن سرعت حرکت کهکشان ها موجب افزایش سرعت انبساط جهان می گردد که در حال حاضر در توجیه این رفتار و دلیل وجود چنین پدیده ای به وجود انرژی تاریک اشاره می شود که البته منشاء انرژی تاریک در اصل همان وجود پدیده تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی برای اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد می باشد ، به نحوی که در لحظه آغاز مهبانگ و تولد کیهان ، جرم زیادی از مواد با سرعت های بسیار بالا از محل آغازین مهبانگ به بیرون پرتاب شده و به دلیل پدیده تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی برای اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد، اثر گرانشی زیادی بر روی مواد موجود در پشت سر خود ایجاد کردند که البته به دلیل گرانش بالای موجود در بین این مواد باقیمانده ، سرعت حرکت مواد باقیمانده چندان افزایش نیافت ولی به تدریج و با انبساط این مواد باقیمانده ، نیروی گرانش بین آنها برای ماندن نسبت به مرکز مهبانگ کاهش یافته و این در حالی است که نیروی گرانش مخروطی و خطی مواد پرتاب شده در اولین مرحله مهبانگ بر روی این مواد باقیمانده تقریبا ثابت بوده که اثر خود را به صورت زنجیره ای از نیروی شتاب دهنده بر دیگر مواد و کهکشان ها برای انبساط کیهان نشان می دهد.
پدیده تغییر ساختار توزیع میدان گرانشی برای اجسام در حال حرکت با سرعت های زیاد با توجه به مقدار جرم موجود در کهکشان و سرعت دوران آن و گرانش هسته کهکشانی و نیز اندازه کهکشان می تواند چگونگی شکل و نوع کهکشان را تعیین کند به نحوی که نسبت دوران و چرخش کهکشان های مارپیچی به جرم کهکشانی و به ویژه هسته آنها بسیار بیشتر می باشد ولی در کهکشان های بیضی و مدور این نسبت کمتر است.

حتی براساس این نظریه به نظر می رسد که کهکشان هواگ در ابتدا کهکشانی مارپیچی با سرعت دوران زیاد بوده که در اثر نزدیک شدن سریع مقدار عظیمی از توده های گازی کهکشانی به لبه خارجی آن ، در ابتدا سرعت لبه های آن و مارپیچ های متصل به هسته کاهش یافته و در عین حال مقدار زیادی از گاز را در یک مدار حلقوی به کهکشان اضافه کرده باشد ولی به دلیل سرعت چرخش بسیار زیاد هسته کهکشانی و اختلاف شدیدی که بین سرعت دوران هسته نسبت به این حلقه جدید تشکیل شده ، ایجاد گردید در نتیجه اتصال مارپیچ های متصل کننده بین این دو که در نتیجه کاهش سرعت هم ضعیف و سست شده بودند قطع گردید و بخشی از این مارپیچ ها توسط گرانش هسته جذب شده و بقیه آن هم از هسته دور شده و به حلقه عظیم اطراف آن پیوسته است که با گذشت زمان و به تدریج سرعت دوران حلقه به سرعت دوران هسته نزدیکتر شده و سپس با این افزایش سرعت دوران حلقه ، در نتیجه زنجیره گرانشی بین مواد و ستارگان داخل حلقه هم بر اثر پدیده تغییر ساختار گرانشی ، قدرتمند تر شده و مانع از فروپاشی حلقه ایجاد شده گردیده و در این فضای پر چگال ایجاد شده هم ستارگان جدیدی متولد شدند.

حسین اخترمحققی
12 اردیبهشت ماه 1397

همچنین می توانید نسخه این مقاله را از طریق لینک زیر دانلود کنید:
http://s8.picofile.com/file/8325197276/ ... y.pdf.html
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 - 10:49

سلام آقا حسین smile020
البته ایده تون جالبه ولی من دو چیز رو دقیق نمی دونم: 1- آیا نسبیت عام اینشتین برای یک جرم متحرک، توزیعِ گرانشیِ نامتقارنی شبیه به توزیع مد نظر شما رو پیش گویی می کنه یا نه؟ 2- آیا مدلسازیِ دقیق نظریه یا فرضیه ی شما می تونه واقعاً رفتار کهکشان ها رو توضیح بده یا خیر. البته این توزیع گرانشی نامتقارن منو یاد تغییر فرکانس چشمه ی متحرک انداخت که از پیش گویی های نسبیت خاصه. اگه فرکانس رو نظیر گرانش در تئوری شما بدونیم [معادله ی 2 در قسمت Motion in an arbitrary direction را نگاه کنید] با جای گذاری g به جای f در معادله ی مربوطه می تونیم معادله ی مد نظر شما رو فعلاً به شکلی نادقیق فورمول بندی کنیم. هر چند که من هنوز شک دارم که ادعای شما بتونه سوالات مربوط به مثلاً دینامیک کهکشان ها رو پاسخ بده. چون اولاً این پدیده ی مد نظر شما حتی اگه وجود هم داشته باشه باید یه امر نسبی باشه یعنی ناظری که روی جرم متحرک هست نباید هیچ گونه عدم تقارنی رو برای میدان گرانشی قایل بشه چون قادر به درک سرعتِ زیاد جسم نیست. ثانیاً توی مثال کهکشان، معمولاً اثره گرانشی "مرکز کهکشان" با ستاره های اطراف مورد مطالعه قرار می گیره و نه اثر گرانشی یه ستاره بر ستاره ی جانبی چون این اثره اخیر قابل اغماضه مگر اینکه طبق ادعای شما، مقدار این گرانش بخواد به طرز قابل توجهی افزایش پیدا کنه.
در فکر رو و کم گو، چون عقل عجول ای جان........... هرگز... مَبَرد... پی بر.. اسرار.. شکیبایی
اندرزِ جوانشیری.. خوش.. بشنو و محرم شو........... باشد که ببینی خود، آن چهره ی حورایی
نماد کاربر
 
سپـاس : 417

ارسـال : 1082


نام: محمّد جوانشیری
سن: 32 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 - 21:40

ممنون از اينکه اين مقاله را مطالعه کرديد و ممنون از ارسال نظرتان
در جواب سئوال اول بايد بگم که قانون نسبيت و يا هر قانون فيزيکي معروف ديگري تا به حال حتي اشاره اي هم به اين موضوع يعني تغيير ساختار گرانشي اجسام در حال حرکت با سرعت زياد نکرده بودند چون اگر حتي بخش کوچکي هم به اين قضيه اشاره کرده بودند تا کنون صدها مقاله در مورد آن منتشر مي شد که البته در مورد تغيير مقدار گرانش در بخش هاي مختلف جهان و يا مکان هايي خاص نظريه هايي ارائه شده ولي به عنوان يک قطعه پازل هرگز نتوانسته جوابگوي معماهاي کيهاني باشد در حالي که اين نظريه هرگز چنين نظرياتي را تاييد نمي کند بلکه تاکيد مي کند که فقط ساختار وضعيت گرانش از يک حالت کروي و يکسان در اطراف يک جسم به حالتي مخروطي تا خطي تغيير حالت مي دهد و بدين ترتيب خاصيت گرانشي در کناره هاي راستاي در حال حرکت جسم کاهش يافته و دقيقا به همان مقدار به مخالف راستاي حرکت جسم در حال حرکت افزوده مي شود. و البته بايد در نظر داشت که هرگز نبايد هيچ قانوني را در طبيعت مرجعي کامل قلمداد کرد بلکه قوانين فيزيکي کشف مي شوند تا يکديگر را کامل کنند و مثلا قوانين نيوتن قوانين قبل از خودش را کامل تر کرد و قوانين نسبيت هم قوانين نيوتن را کامل تر کرد و البته اين قانون و پديده فيزيکي اخير هم قوانين قبلي را کامل تر مي کند و در آينده هم قوانين ديگري کشف خواهند شد که اين قانون را کامل تر مي کند.
در جواب به سئوال دوم هم بايد بگم که اين نظريه به طور که در متن مقاله آمده است مانند تکه گم شده اي از يک پازل و قرار گرفتن آن در جاي خالي و حل شدن کامل پازل قادر به جوابگويي به حداقل پنج پرسش اساسي در نجوم مي باشد و نکته اساسي اينجا است که اين پديده به هيچ وجه با هيچ يک از قوانين اثبات شده فيزيکي تداخل و تضادي ندارد و به نظر من ارائه و قبول يک قانون فيزيکي در ابتدا بايد با منطق مطابق باشد و سپس به ارائه فرمول ها و معادلات آن پرداخت.
در پاسخ به اين قضيه که بيان کرديد:
"چون اولاً اين پديده ي مد نظر شما حتي اگه وجود هم داشته باشه بايد يه امر نسبي باشه يعني ناظري که روي جرم متحرک هست نبايد هيچ گونه عدم تقارني رو براي ميدان گرانشي قايل بشه چون قادر به درک سرعتِ زياد جسم نيست"
در ابتدا بايد بگم که ما هنوز از ماهيت و چگونگي مکانيزم اثرگذاري نيروي گرانش بر اجسام اطلاعي نداريم پس چگونه مي توانيم بگوييم که نبايد عدم تقارني براي ميدان گرانشي قائل شود و البته با اين وجود اين مقاله همان طور که در ابتداي خود مقاله گفته شده به هيچ وجه تاکيد نمي کند که اين افزايش گرانش فقط در يک سمت جسم پديد مي آيد و گفته شده که اين افزايش گرانشي که در اثر کاهش گرانش کناره هاي راستاي حرکتي جسم بوجود مي آيد مي تواند در جهت موافق راستاي حرکتي جسم هم افزايش پيدا کند که اين امر نياز به بررسي بيشتري دارد ولي در هر صورت تغيير چنداني در نتايج حاصله پديد نمي آيد.
همچنين بايد توجه داشت که اين پديده به تنهايي بر ستارگان لبه کهکشان ها تاثير نمي گذارد بلکه علاوه بر آن نيروي گرانش نيوتني هسته در تعامل و ترکيب با اين پديده بر ستارگان موجود در لبه کهکشان ها اثر مي گذارد.
من در پست ديگري که ارسال کرده ام اين پديده را به صورت ساده تري و به صورت زير عنوان کرده ام :

ستارگان به سه روش کلي مي توانند در مدار کهکشان ها باقي بمانند که در اينجا فرض مي کنيم که يک کهکشان مانند يک چرخ و فلک افقي يعني چرخ و فلکي که محور آن عمودي باشد است و چرخ و فلک با سرعت زيادي شروع به چرخيدن مي کند که در اين صورت افرادي که سوار بر اين چرخ و فلک هستند به دو روش کلي مي توانند از پرتاب شدن به بيرون از چرخ و فلک جلوگيري کنند:

1- روش اول اين است که هر فردي ميله متصل به بخش مرکزي و يا حتي خود دسته هاي متصل به چرخ و فلک را محکم بگيرد و اين دقيقا شبيه به حالتي است که ستارگان بر اثر نيروي گرانش کهکشاني بتوانند در مدار خود باقي بمانند و مانع فروپاشي کهکشان شوند.

2- روش دومي که تاکنون به آن توجهي نشده و به خصوص در پديده هاي نجومي بسيار پر کاربرد است اين است که همه افرادي که سوار بر چرخ و فلک هستند به جاي گرفتن دسته هاي چرخ و فلک که نمادي از گرانش کهکشاني است اين بار افراد سوار بر چرخ و فلک دستان يکديگر را محکم بگيرند و تشکيل يک زنجيره حلقوي و دايره اي شکل بدهند که اين قضيه به وفور در مدارهاي نزديک به لبه کهکشان هاي بيضوي ديده مي شود که در آنجا بر اثر تشديد پديده تغيير ساختار گرانشي اجسام در سرعت هاي زياد ، يک حلقه گرانشي قدرتمند ايجاد شده که علاوه بر بالا بردن چگالي مواد در اين بخش و آماده سازي محيط براي تولد ستارگان جديد مي تواند مانع از فرار ستارگان از مدار خود و فروپاشي کهکشان ها بيضوي شود.

3- روش سوم هم تقريبا شبيه به روش دوم عمل کرده و با اين تفاوت که به جاي اينکه افراد فقط دست يکديگر را بگيرند در اينجا تعدادي از افراد دسته هاي چرخ و فلک را محکم گرفته و بقيه افراد هم دست اينگونه از افراد را بگيرند که اين کار شبيه به رفتار ستارگاني است که در بازوهاي کهکشان هاي مارپيچي قرار داشته و به دليل سرعت حرکت بالا و تشديد پديده تغيير ساختار گرانشي اجسام در سرعت هاي زياد و تشکيل ريسمان هاي گرانشي ، تعدادي بازوهاي مارپيچي تشکيل مي شود که مانع از پرتاب ستارگان به خارج از مدار خود مي شوند.

بنابراين خواهيد ديد که اين مسئله از نظر بنيادي تضاد و تداخلي با منطق ندارد و جوابگوي هرگونه پرسشي خواهد بود و بر خلاف وجود ماده تاريک که فقط در ذهن ما وجود دارد ولي با توجه به بررسي ها و گفته هاي دانشمندان به هيچ وجه با ماده معمولي تعامل ندارد و هيچ گونه اثر ملموسي و حتي در سطح اتمي و زير اتمي بر اساس آزمايشات انجام شده از خود به جا نمي گذارد نيست و اگر به ابتداي مقاله توجه کرده باشيد اين پديده فقط بر اساس يک حدس و گمان بيان نشده است بلکه آزمايش دقيقي وجود دارد که به نوعي متناظر با اصل وجود اين پديده است و البته فعلا چندان مايل به بيان آن نيستم.

در پاسخ به مطلب آخر بايد بگم که در حلقه هاي گرانشي تشکيل شده در اطراف کهکشان هاي بيضوي و ريسمان هاي گرانشي ايجاد شده در بازوهاي کهکشان هاي مارپيچي به هيچ وجه يک ستاره منفرد اين چنين حلقه ها و ريسمان هاي گرانشي مسئول ايجاد آن نيستند بلکه مجموعه اي از هزاران ستاره در کنار يکديگر فقط از نظر عرضي چنين وضعيتي را بوجود مي آورند چون همانگونه که گفته شده ساختار گرانشي ستارگان در لبه کهکشان ها مخروطي مي شود نه خطي چون وضعيت خطي فقط زماني تشکيل مي شود که نزديک به سرعت نور باشند که اين امر فقط در سياهچاله ها اتفاق مي افتد.

نکته پاياني اين است من علاوه بر اين نظريه مقاله اي بر اساس تحليل و منطق جبري بسيار ساده در مورد ساختار توزيع اعداد اول دارم که به هيچ وجه و حتي توسط هيچ برنامه کامپيوتري صحت و درستي آن نقض نشده است که براي مشاهده آن مي توانيد به وبلاگ زير مراجعه کنيد:
http://nvm.blogsky.com

همچنين بايد بگم که اولين نرم افزار نيمه حرفه اي طراحي و ويرايش عکس به زبان فارسي را با نوشتن بيش از 15 هزار خط برنامه و بدون هيچگونه کپي برداري نوشتم و شايد اين قضيه ساده به نظر برسد ولي واقعا پيچيده است و دقت و رياضيات در آنجا اهميت خود را اثبات مي کند که مي توانيد به سايت زير مراجعه کنيد:
http://halvasoft.com

در پايان دوباره از اينکه نظرتان را بيان کرديد متشکرم و از اينکه بي تفاوت نسبت به آنچه که مطالعه مي کنيد نبوديد خوشحالم.
اگر هرگونه مشکل و يا تضادي از نظر قوانين بنيادي و نه معادلات صرف رياضي در اين نظريه مشاهده کرديد خوشحال مي شوم که آن را بيان کنيد چون اين نظريه در صورت نادرست بودن برايم مهم نيست و هرگز تعصبي نسبت به درستي آن ندارم و حقيقت برايم از هر چيزي مهم تر است و به تنها چيزي که در زندگي به طور مطلق به آن تعصب دارم حقيقت است.

با آرزوي موفقيت براي شما
حسين اختر محققي
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی paradoxy در سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 - 22:30

بلکه تاکيد مي کند که فقط ساختار وضعيت گرانش از يک حالت کروي و يکسان در اطراف يک جسم به حالتي مخروطي تا خطي تغيير حالت مي دهد و بدين ترتيب خاصيت گرانشي در کناره هاي راستاي در حال حرکت جسم کاهش يافته و دقيقا به همان مقدار به مخالف راستاي حرکت جسم در حال حرکت افزوده مي شود


با توجه به جبر تانسوری خاص نسبیت عام، تمامی نتایج فیزیکی ناوردا هستند و در نتیجه، خمش فضا که با تانسور ریچی به نمایش در میاد موجودیست ناوردا. این که وضعیت گرانش کروی هست یک حرف نامناسب و غیر صحیح هست چون خمش فضا رو اگر به متریک یا همون تانسور ریچی تعبیر کنیم، هردوی این ها چهار بعدی هستند و اشکال سه بعدی مثل کره یا مخروط و ... گویای اون ها نیستند، هرچند که در برخی از اشکالی که برای خمش فضازمان به اشتباه رسم می کنند یک جور خمش سه بعدی مانند رو به تصویر می کشند که کاملا گمراه کنندست. اگر شهودی به این نتیجه رسیدید که گرانش اینگونه عمل میکنه، لطفا به نسبیت عام ارتباطش ندید!

ساده ترین مثال نقضی که برای این درک شهودیتون میشه زد متریک بسیار ساده شوارتز شیلد هست. چهار نقطه در اطراف جسم متحرک خودتون قرار بدید و بررسی کنید که اندازه پتانسیل گرانشی به چه شکلی تغییر میکنه برای این اجسام فرضی. فرضیه پردازی علمی کاریست بسیار پسندیده و مطلوب در صورتی که آدابش رعایت بشه. اگر فرضیه فیزیکی خاصی دارید، مثل مقاله های اینجا arxiv.org شده به فارسی بنویسید و ترتیب و الگوی نوشتاری رو رعایت کنید. ریاضیات کافی بیارید و ادله خودتون رو نشون بدید تا فرضتون تازه قابل بررسی و خوندن بشه.
Consider All Possibilities, Or Forget To Find Reality
نماد کاربر
 
سپـاس : 693

ارسـال : 1421


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 13 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در شنبه 22 ارديبهشت 1397 - 10:59

عده ای علاقه دارند که بخشی از علم را به بت تبدیل کرده و کورکورانه و با تعصبی شدید از آن اطاعت و تقلید کنند.
همان طور که در دین ، خوارج قرآن ها را بر سر نیزه کردند و جاهلان و عوام را فریب دادند در علم و یا هر بخش دیگری از زندگی یک چنین فریب هایی وجود دارد.
امروزه چون جوامع به علم و موضوعات علمی بیشتر توجه می کنند این فریب های علمی و این بت سازی های علمی بیشتر از گذشته وجود دارد و فقط کافی است که یک مسئله عادی که تا چند دهه گذشته کاملا رد می شد و بعدا اثبات آن پذیرفته شد را با تبلیغات گسترده و بیش از حد رواج دهند تا آن مسئله و قضیه علمی به یک بت در علم تبدیل شود.
امروزه در بسیاری از مقالات و تحلیل هایی که وجود دارد حتی اگر بی منطق هم باشد عده ای سعی می کنند که از چند کلمه دهان پر کن و با پرستیژ برای ارائه نظرات خود استفاده کنند در حالی که ممکن است ذره ای از آنچه که می گویند را درک نکنند.
ریاضیات و معادلات ریاضی به شدت قدرتمند هستند و می توانند حتی روابط بین اجزا و اشیای تخیلی و تمام چیزهایی که در واقعیت وجود ندارند را هم به صورت معادله بیان کنند و این قضیه هرگز ضعف ریاضی نیست بلکه قدرت آن را نشان می دهد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که بخواهیم بگوییم چون یک معادله ریاضی وجود دارد پس حتما در فیزیک هم آن قضیه وجود دارد در حالی که فیزیک محدودیت دارد و جادوگری نیست.
در کشف اکثر پدیده ها و روابط فیزیکی در ابتدا خود قضیه به طور ساده و البته با یک منطق مستدل از نظر پاسخ گویی به سئوالات مطرح شده بیان می شوند و بعدا معادلات آن با استفاده از ازمایشات گوناگون تعیین می گردند.
به عنوان مثال قبل از شناخت اولیه نیروی گرانش توسط نیوتن هیچ گونه فرمول و معادله ای برای توضیح این نیرو وجود نداشت و درک و شناخت و اثبات نیروی گرانش هرگز توسط معادلات گرانشی بیان نشد و امروزه ما وجود نیروی گرانش را قبول داریم چون منطق ما در مشاهدات صورت گرفته چنین تصمیمی را می گیرد و وجود معادلات گرانشی در این تصمیم گیری جایی ندارد و این معادلات فقط برای چگونگی و تعیین مقادیر اثر گذاری این نیرو بر روی اجسام به کار می رود.
البته پدیده هایی هم در فیزیک وجود دارند که می توان به دلیل اینکه عضو شاخ و برگ های یک درخت هستند و خود درخت هم قبلا وجودش اثبات شده است آنها را از طریق معادله سازی اثبات کرد مانند بسیاری از قوانین مربوط به مطالعه الکترون ها و ذرات زیر اتمی و ... که فقط در این شرایط می توان با استفاده از معادلات اصلی مربوط به یک پدیده بنیادی یک پدیده فرعی موجود در همان دسته را شناسایی و اثبات کرد ولی هرگز نمی توان به کمک معادلات ریاضی شاخه ای بنیادی و کاملا جداگانه که بدون هیچ رابطه خاصی با دیگر پدیده می باشد را نتیجه گیری کرد به عنوان مثال اگر دو برادر وجود داشته باشند که نام یکی از آنها حسن است به هیچ وجه نمی توان گفت که حتما نام برادر دیگر حسین است چون این دو نفر ممکن است که از نظر نام کوچک هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و در اینجا معادلات نمی توانند توضیحی ارائه دهند ولی می توانند توضیح دهند که به احتمال بسیار زیادی نام خانوادگی این دو نفر یکسان است و فقط در این شرایط است که معادلات ریاضی هم می توانند شبیه به این قضیه رفتار کنند.
بزرگترین مشکل جامعه و عدم پیشرفت اساسی در علم و صنعت مربوط به کپی کاری است به طوری که امروزه افراد حتی افکار و منطق شان را هم کپی می کنند و این قضیه را یک زرنگی می شناسند ولی هرگز از خودشان نمی پرسند که اگر این طرز فکر را کپی کرده اند قطعا یک منبع اصلی از این طرز فکر هم وجود دارد که آن منبع اصلی ارزشمند است نه ذهنیت فردی که افکار کپی شده در آن وجود دارد.
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی Vahed75 در شنبه 22 ارديبهشت 1397 - 17:29

nerset نوشته است:عده ای علاقه دارند که بخشی از علم را به بت تبدیل کرده و کورکورانه و با تعصبی شدید از آن اطاعت و تقلید کنند.
همان طور که در دین ، خوارج قرآن ها را بر سر نیزه کردند و جاهلان و عوام را فریب دادند در علم و یا هر بخش دیگری از زندگی یک چنین فریب هایی وجود دارد.
امروزه چون جوامع به علم و موضوعات علمی بیشتر توجه می کنند این فریب های علمی و این بت سازی های علمی بیشتر از گذشته وجود دارد و فقط کافی است که یک مسئله عادی که تا چند دهه گذشته کاملا رد می شد و بعدا اثبات آن پذیرفته شد را با تبلیغات گسترده و بیش از حد رواج دهند تا آن مسئله و قضیه علمی به یک بت در علم تبدیل شود.
امروزه در بسیاری از مقالات و تحلیل هایی که وجود دارد حتی اگر بی منطق هم باشد عده ای سعی می کنند که از چند کلمه دهان پر کن و با پرستیژ برای ارائه نظرات خود استفاده کنند در حالی که ممکن است ذره ای از آنچه که می گویند را درک نکنند.
ریاضیات و معادلات ریاضی به شدت قدرتمند هستند و می توانند حتی روابط بین اجزا و اشیای تخیلی و تمام چیزهایی که در واقعیت وجود ندارند را هم به صورت معادله بیان کنند و این قضیه هرگز ضعف ریاضی نیست بلکه قدرت آن را نشان می دهد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که بخواهیم بگوییم چون یک معادله ریاضی وجود دارد پس حتما در فیزیک هم آن قضیه وجود دارد در حالی که فیزیک محدودیت دارد و جادوگری نیست.
در کشف اکثر پدیده ها و روابط فیزیکی در ابتدا خود قضیه به طور ساده و البته با یک منطق مستدل از نظر پاسخ گویی به سئوالات مطرح شده بیان می شوند و بعدا معادلات آن با استفاده از ازمایشات گوناگون تعیین می گردند.
به عنوان مثال قبل از شناخت اولیه نیروی گرانش توسط نیوتن هیچ گونه فرمول و معادله ای برای توضیح این نیرو وجود نداشت و درک و شناخت و اثبات نیروی گرانش هرگز توسط معادلات گرانشی بیان نشد و امروزه ما وجود نیروی گرانش را قبول داریم چون منطق ما در مشاهدات صورت گرفته چنین تصمیمی را می گیرد و وجود معادلات گرانشی در این تصمیم گیری جایی ندارد و این معادلات فقط برای چگونگی و تعیین مقادیر اثر گذاری این نیرو بر روی اجسام به کار می رود.
البته پدیده هایی هم در فیزیک وجود دارند که می توان به دلیل اینکه عضو شاخ و برگ های یک درخت هستند و خود درخت هم قبلا وجودش اثبات شده است آنها را از طریق معادله سازی اثبات کرد مانند بسیاری از قوانین مربوط به مطالعه الکترون ها و ذرات زیر اتمی و ... که فقط در این شرایط می توان با استفاده از معادلات اصلی مربوط به یک پدیده بنیادی یک پدیده فرعی موجود در همان دسته را شناسایی و اثبات کرد ولی هرگز نمی توان به کمک معادلات ریاضی شاخه ای بنیادی و کاملا جداگانه که بدون هیچ رابطه خاصی با دیگر پدیده می باشد را نتیجه گیری کرد به عنوان مثال اگر دو برادر وجود داشته باشند که نام یکی از آنها حسن است به هیچ وجه نمی توان گفت که حتما نام برادر دیگر حسین است چون این دو نفر ممکن است که از نظر نام کوچک هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و در اینجا معادلات نمی توانند توضیحی ارائه دهند ولی می توانند توضیح دهند که به احتمال بسیار زیادی نام خانوادگی این دو نفر یکسان است و فقط در این شرایط است که معادلات ریاضی هم می توانند شبیه به این قضیه رفتار کنند.
بزرگترین مشکل جامعه و عدم پیشرفت اساسی در علم و صنعت مربوط به کپی کاری است به طوری که امروزه افراد حتی افکار و منطق شان را هم کپی می کنند و این قضیه را یک زرنگی می شناسند ولی هرگز از خودشان نمی پرسند که اگر این طرز فکر را کپی کرده اند قطعا یک منبع اصلی از این طرز فکر هم وجود دارد که آن منبع اصلی ارزشمند است نه ذهنیت فردی که افکار کپی شده در آن وجود دارد.
مساله مهم دیگری که کاملا مشهود هست اینکه هرگونه نظریه و دستاورد و یا حتی ابزار علمی باید در خدمت بشر قرار بگیره نه اینکه بشر در خدمت نظریات و ابزار علمی قرار داشته باشه
از زمانی که سرعت رشد تکنولوژی و ابزارآلات علمی بطور چشمگیری فزونی پیدا کرده به همون نسبت منابع اصلی علم که همانا قدرت تفکر و تعقل اشخاص هست کاهش پیدا کرده
انسان امروزی به جای اینکه بر قدرت تفکر و مغز خودش تکیه داشته باشه تبدیل به ابزاری شده جهت دفاع از نظریات و ابزارآلات
غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد

مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
 
سپـاس : 1

ارسـال : 4


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در شنبه 29 ارديبهشت 1397 - 01:55

با سلام
پیشرفت تکنولوژی و هوش مصنوعی و ابر پردازشگرها رو در شبیه سازی و درست یا غلط بودن یک نظریه نمیشه نادیده گرفت و این موضوع اثبات شده است مسلما یک پردازشکر پیشرفته که تمام قوانین توافق شده علمی را داراست در اولین گام میتونه یک نظریه رو مردود یا بپذیرد و در صورت پذیرش مدل سازی کند قدرت و توانایی مغز یک نفر به نسبت قدرت پردازش چنین تکنولوژی بسیار محدوده
 
سپـاس : 63

ارسـال : 299


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در شنبه 29 ارديبهشت 1397 - 21:08

قبل از هر چیز ممنون از ارسال نظرتان
باید در نظر داشته باشیم که قدرت حساب و کتاب حتی یک ماشین حساب معمولی بسیار سریع تر و بالاتر و بهتر از مغز یک انسان می باشد.
ولی در عین حال باید در نظر داشت که قدرت درک و نوآوری و تحلیل یک ابر کامپیوتر و یا قدرتمند ترین پردازشگرهای کامپیوتری فقط در حد انتخاب بین دو عدد کوچک و بزرگ و اعمال چهارگانه ریاضی و تعدادی عملیات محدود ریاضی خلاصه می شود و قدرت انتخاب آزادانه آن که مهمترین مسئله جهت شبیه سازی به هوش انسانی میشود در همه کامپیوتر ها صفر می باشد که مهمترین اصل در پیدا کردن راه حل های جدید و ابتکار در کامپیوترها با وجود اینکه قدرت حساب و کتاب بالایی دارند وجود ندارد.
من خودم در زمینه گرافیک برنامه نویسی می کنم و آشنایی تقریبا خوبی با ساختارهای پردازشی کامپیوترها دارم و به خوبی می دانم که کامپیوترها به طور کامل وابسته راه حل هایی هستند که برایشان تعریف می شود و به هیچ وجه قادر به اصلاح اشتباهات غیرقابل پیش بینی و آنهایی که از قبل برایشان راه حل هایی ارائه شده نیستند چون قدرتی برای درک مشکل و نیز هیچ گونه راه حل جدید یا ابتکاری نیستند.
البته در سال های اخیر مبحث هوش مصنوعی سعی کرده است که به کامپیوترها براساس یک سری راه حل های نرم افزاری این قدرت و قابلیت را برای انتخاب و تصمیم گیری تقریبا آزادانه و مبتنی بر تجربه را اهدا کند که البته در حال حاضر مبحث هوش مصنوعی هنوز در ابتدای مسیر است و باید راه زیادی را حتی تا رسیدن به هوش یک کودک طی کند و البته باز هم معلوم نیست که آیا با وجود اینکه سرعت پردازشی کامپیوترها بالا است باز هم می توانند به قدرت آزادی انتخاب آگاهانه انسان ها که سر منشاء اصلی ابتکارات و اختراعات است دست پیدا کند یا نه؟
به هر حال در کل باید گفت که کامپیوترهای امروزی فقط قادر به شبیه سازی موقعیت ها و محیط هایی هستند که برایشان تعریف می شود و اگر در مسیری که یک کامپیوتر برای بررسی طی می کند حتی کوچکترین تناقض و یا تضادی وجود داشته باشد به طور کامل شناسایی می شود که این موضوع همان وضعیتی است که در نظرات خود اعلام کردید.
ولی هرگز نمی توان این دیدگاه را نسبت به نظریه ای که کاملا جداگانه از مسیرهای فعلی است و موضوعی کاملا ناشناخته است متصل کرد. به عنوان مثال اگر کامپیوترها به همراه کاربران آنها مانند رانندگانی هستند که مسیر تهران - شمال را مانند کف دست خود می شناسند و حتی با چشم بسته در مسیرهای کوهستانی آن رانندگی می کنند ولی در مواجه با رانندگی در جاده های کویری و ریگ زار و باتلاقی کاملا ناتوانند. پس قدرت پردازش کامپیوتر فقط در مسیری که برایش معین شده است کارایی دارد و همچنین فعلا هوش مصنوعی آنقدر تکامل پیدا نکرده که قادر به ارائه نظرات و تفکراتی مستقل باشد.
اگر به این نظریه ارائه شده توجه کنید خواهید دید که با هیچ یک از اصول بنیادی و شناخته شده فیزیکی و یا با هیچ یک از نظریات اثبات شده فیزیکی تضادی ندارد و علاوه بر آن حداقل پنج مشاهده نجومی غیر قابل انتظار را به طور کامل توضیح می دهد بنابراین با مشاهدات نجومی صورت گرفته هم هیچ تضادی ندارد این موضوع یک بحث کاملا جدید است و تمامی معادلات و نرم افزارهای تحلیلی موجود در ابر کامپیوترها هم فقط می توانند در حیطه و محدوده ای که آن معادلات برایشان تعریف کرده است حرکت کنند و به طور کامل مسائلی را که در آن محدوده هستند را بررسی کنند ولی آیا این نرم افزارها می توانند خارج از این محدوده هم چیزی را بررسی کنند؟
اگر می توانند بررسی کنند آیا قدرت پردازشی تمام ابر کامپیوترهای جهان می توانند بگویند که قبل از آغاز جهان چه چیزی بوده است؟ آیا می توانند بگویند که ماهیت گرانش چیست و عملکرد آن به چه گونه است؟
قدرت پردازشی کامپیوترها فقط میتوانند جاهای خالی از یک نظریه اثبات شده را پر کنند و یا صحت نظریاتی که در محدوده تقابل با یک نظریه دیگر هستند را ارزیابی کنند ولی هرگز قادر به ارزیابی و یا قضاوت درباره یک مسیر جدید و ناشناخته نیستند و برای ارزیابی و شناخت چنین مسیرها و مباحث جدید فیزیکی در ابتدا باید صحت آن را با مشاهدات و آزمایشات گوناگون بررسی کرد و سپس کار معادله سازی آن مبحث جدید را آغاز نمود که البته این نطریه همانطور که گفته شد با هیچ یک از مشاهدات نجومی تناقض و تضادی ندارد و اگر تضادی مشاهده کردید آن را بیان کنید چون همانگونه که همیشه می گویم من تعصبی نسبت به هیچ یک از نظریاتم ندارم و در زندگی به تنها چیزی که به طور کامل تعصب دارم حقیقت است و نظریاتم را فقط تا زمانی دنبال می کنم که حقیقت را در آنها مشاهده می کنم و در غیر این صورت آنها را رها می کنم چون غیر حقیقت برای من هیچ ارزشی ندارد.
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در شنبه 29 ارديبهشت 1397 - 23:23

با کلیَّتِ حرفاتون موافقم ولی:

nerset نوشته است:چنین مسیرها و مباحث جدید فیزیکی در ابتدا باید صحت آن را با مشاهدات و آزمایشات گوناگون بررسی کرد و سپس کار معادله سازی آن مبحث جدید را آغاز نمود که البته این نطریه همانطور که گفته شد با هیچ یک از مشاهدات نجومی تناقض و تضادی ندارد و اگر تضادی مشاهده کردید آن را بیان کنید چون همانگونه که همیشه می گویم من تعصبی نسبت به هیچ یک از نظریاتم ندارم و در زندگی به تنها چیزی که به طور کامل تعصب دارم حقیقت است و نظریاتم را فقط تا زمانی دنبال می کنم که حقیقت را در آنها مشاهده می کنم و در غیر این صورت آنها را رها می کنم چون غیر حقیقت برای من هیچ ارزشی ندارد.

ممکنه واقعاً شما نکته ی درستی رو با استفاده از نظریه تون بیان کرده باشید ولی بیان شما تا اونجا که مقاله تون رو خوندم بیشتر کِیفیه. برای همین شما با "دقت کافی" نمی تونید ادعا کنید که نظریه تون با هیچ یک از مشاهدات نجومی تناقضی نداره. یعنی شما باید جهت فورمولیزه کردن ادعاتون هم چند قدمی بردارید و ببینید مدلسازی های ریاضی آیا با دقت کافی می تونه مشاهدات تجربی رو تأیید کنه یا نه. شما باید اصول موضوعه ای تعریف کنید که یک محاسبات نه چندان پیچیده مبنی بر اون اصول، بتونه عدم تقارن در گرانشِ جرم متحرک رو نشون بده و در عین حال، پیشگویی های اون در مورد ساختارهای پیچیده تر مثل رفتار کهکشان ها یا انبساط عالم مؤیّدِ این ادعای کیفیِ شما باشه. در غیر این صورت، پیشرفت مناسبی حاصل نخواهد شد.
در فکر رو و کم گو، چون عقل عجول ای جان........... هرگز... مَبَرد... پی بر.. اسرار.. شکیبایی
اندرزِ جوانشیری.. خوش.. بشنو و محرم شو........... باشد که ببینی خود، آن چهره ی حورایی
نماد کاربر
 
سپـاس : 417

ارسـال : 1082


نام: محمّد جوانشیری
سن: 32 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در يكشنبه 30 ارديبهشت 1397 - 11:25

ممنون از ارسال نظرتان
در مورد عدم تناقض اين نظريه با مشاهدات تجربي بايد بگويم که اين نظريه با مشاهدات تجربي مطرح عمومي و کليت قوانين گرانش نيوتن و يا نسبيت تناقضي ندارد به عنوان مثال اگر قوانين گرانش نيوتن و نسبيت به طور کامل شکل يک گل و ساختار هندسي آن را تعريف کرده باشند و وجود چنين ساختار هندسي براي آن گل هم اثبات شده باشد اين نظريه مطرح شده به مخالفت با چنين مسائلي نمي پردازد و در اينجا ايده تعيين رنگ گل را مطرح مي کند و دليل اينکه اين نظريه تا به حال بر اساس بررسي و مدلسازي رياضي معادلات اثبات شده موجود مطرح نشده بود هم همين امر است که مثلا با شناخت صحيح از ساختار هندسي يک گل هرگز نمي توان به طور صد در صد رنگ گل را تعيين نمود و تعيين رنگ گل نياز به مشاهدات و آزمايشات جداگانه ديگري دارد.
به هر حال قصد من از ارائه اين نظريه اين نيست که نظريه اي اثبات شده از هر جهت و داراي معادلات اثبات شده و قطعي را منتشر کرده باشم بلکه معتقدم در زمان ارائه يک نظريه بايد ابتدا نظريات و پيشنهاداتي را از بين هزاران حالت ممکن مطرح کرد که بيشترين احتمال در مورد صحت آن وجود داشته باشد و پس از آن دقيقا معادل آنچه مطرح مي کنيد بايد مدلسازي رياضي و آزمايشات کافي در مورد صحت اصول مطرح شده در نظريه انجام شود و يک نظريه از تمام جهات مورد ارزيابي قرار بگيرد تا بتواند به عنوان يک نظريه اثبات شده و داراي معادلات رياضي مورد پذيرش قطعي قرار بگيرد.
ارائه و پيشنهاد مقدماتي يک نظريه دقيقا شبيه به پيدا کردن يک مکان خاص بر روي نقشه است به طوري که در ابتدا بايد منطقه کلي و مثلا يک شهر را انتخاب کرد و سپس به سراغ مناطق شهري و يا خيابان هاي اصلي موجود در نشاني رفت و سرانجام کوچه و يا حتي پلاک مورد نظر را پيدا نمود.
در حال حاضر به دليل اينکه از نظر امکانات آزمايشي و دانش کافي محاسبات نجومي و مدلسازي قادر به انجام چنين کاري نيستم فقط مي توانم محدوده اصلي اين نظريه با مشاهدات نجومي را مورد ارزيابي قرار دهم تا در صورت وجود تناقضات اساسي با مشاهدات نجومي آن را مورد ارزيابي قرار دهم که البته چنين کاري و عدم وجود تناقضات با مشاهدات اساسي و پاسخگويي به تمام سئوالات مطرح عمومي و اساسي در نجوم هرگز به معني درستي يک نظريه نيست ولي احتمال درستي يک نظريه را افزايش مي دهد و وضعيت اين نظريه مطرح شده موجود دقيقا شبيه به اين است که در حال حاضر نشاني شهر مورد نظر در پيدا کردن نشاني اصلي در يک نقشه مطابقت و همخواني زيادي با نقشه داشته باشد.
بر خلاف نظر ارائه شده در مورد وجود ماده تاريک که البته پست آن را در مورد دلايل کلي عدم وجود ماده تاريک در بخش فيزيک مدرن هم قرار داده ام و روز به روز احتمال درستي وجود ماده تاريک بر اساس آزمايشات دقيق رد مي شود اين نظريه مي تواند تمام دلايلي را که به احتمال وجود ماده تاريک ختم شد را هم توضيح دهد.
ولي باز هم اين را مطرح مي کنم که امکانات سخت افزاري و نرم افزاري و آزمايشي لازم براي بررسي چنين نظرياتي فقط در سطح مجامع علمي بين المللي موجود مي باشد و در حال حاضر فقط مي توانم محدوده اي کلي و داراي احتمالات همخواني زياد بين مشاهدات و پيشنهادات را بررسي کنم.
همچنين براي ارائه فرمول و يا معادله خاصي در مورد اين نظريه حتما بايد آزمايشاتي خاص و مشاهداتي دقيق در راستاي تشريح اين نظريه صورت بگيرد چون همان طور که در مثال رنگ گل مطرح شد معادلات و آزمايشات صورت گرفته قبلي قادر به ارائه نتايج کافي براي تشکيل فرمول و معادلات مناسب براي اين نظريه نيستند و حتما بايد آزمايشاتي خاص و تعريف شده براي اثبات آن انجام گيرد.
در خاتمه باز هم از ارسال نظرتان تشکر می کنم.
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی paradoxy در يكشنبه 30 ارديبهشت 1397 - 12:47

nerset نوشته است:عده ای علاقه دارند که بخشی از علم را به بت تبدیل کرده و کورکورانه و با تعصبی شدید از آن اطاعت و تقلید کنند.
همان طور که در دین ، خوارج قرآن ها را بر سر نیزه کردند و جاهلان و عوام را فریب دادند در علم و یا هر بخش دیگری از زندگی یک چنین فریب هایی وجود دارد.
امروزه چون جوامع به علم و موضوعات علمی بیشتر توجه می کنند این فریب های علمی و این بت سازی های علمی بیشتر از گذشته وجود دارد و فقط کافی است که یک مسئله عادی که تا چند دهه گذشته کاملا رد می شد و بعدا اثبات آن پذیرفته شد را با تبلیغات گسترده و بیش از حد رواج دهند تا آن مسئله و قضیه علمی به یک بت در علم تبدیل شود.
امروزه در بسیاری از مقالات و تحلیل هایی که وجود دارد حتی اگر بی منطق هم باشد عده ای سعی می کنند که از چند کلمه دهان پر کن و با پرستیژ برای ارائه نظرات خود استفاده کنند در حالی که ممکن است ذره ای از آنچه که می گویند را درک نکنند.
ریاضیات و معادلات ریاضی به شدت قدرتمند هستند و می توانند حتی روابط بین اجزا و اشیای تخیلی و تمام چیزهایی که در واقعیت وجود ندارند را هم به صورت معادله بیان کنند و این قضیه هرگز ضعف ریاضی نیست بلکه قدرت آن را نشان می دهد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که بخواهیم بگوییم چون یک معادله ریاضی وجود دارد پس حتما در فیزیک هم آن قضیه وجود دارد در حالی که فیزیک محدودیت دارد و جادوگری نیست. به
در کشف اکثر پدیده ها و روابط فیزیکی در ابتدا خود قضیه به طور ساده و البته با یک منطق مستدل از نظر پاسخ گویی به سئوالات مطرح شده بیان می شوند و بعدا معادلات آن با استفاده از ازمایشات گوناگون تعیین می گردند.
به عنوان مثال قبل از شناخت اولیه نیروی گرانش توسط نیوتن هیچ گونه فرمول و معادله ای برای توضیح این نیرو وجود نداشت و درک و شناخت و اثبات نیروی گرانش هرگز توسط معادلات گرانشی بیان نشد و امروزه ما وجود نیروی گرانش را قبول داریم چون منطق ما در مشاهدات صورت گرفته چنین تصمیمی را می گیرد و وجود معادلات گرانشی در این تصمیم گیری جایی ندارد و این معادلات فقط برای چگونگی و تعیین مقادیر اثر گذاری این نیرو بر روی اجسام به کار می رود.
البته پدیده هایی هم در فیزیک وجود دارند که می توان به دلیل اینکه عضو شاخ و برگ های یک درخت هستند و خود درخت هم قبلا وجودش اثبات شده است آنها را از طریق معادله سازی اثبات کرد مانند بسیاری از قوانین مربوط به مطالعه الکترون ها و ذرات زیر اتمی و ... که فقط در این شرایط می توان با استفاده از معادلات اصلی مربوط به یک پدیده بنیادی یک پدیده فرعی موجود در همان دسته را شناسایی و اثبات کرد ولی هرگز نمی توان به کمک معادلات ریاضی شاخه ای بنیادی و کاملا جداگانه که بدون هیچ رابطه خاصی با دیگر پدیده می باشد را نتیجه گیری کرد به عنوان مثال اگر دو برادر وجود داشته باشند که نام یکی از آنها حسن است به هیچ وجه نمی توان گفت که حتما نام برادر دیگر حسین است چون این دو نفر ممکن است که از نظر نام کوچک هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و در اینجا معادلات نمی توانند توضیحی ارائه دهند ولی می توانند توضیح دهند که به احتمال بسیار زیادی نام خانوادگی این دو نفر یکسان است و فقط در این شرایط است که معادلات ریاضی هم می توانند شبیه به این قضیه رفتار کنند.
بزرگترین مشکل جامعه و عدم پیشرفت اساسی در علم و صنعت مربوط به کپی کاری است به طوری که امروزه افراد حتی افکار و منطق شان را هم کپی می کنند و این قضیه را یک زرنگی می شناسند ولی هرگز از خودشان نمی پرسند که اگر این طرز فکر را کپی کرده اند قطعا یک منبع اصلی از این طرز فکر هم وجود دارد که آن منبع اصلی ارزشمند است نه ذهنیت فردی که افکار کپی شده در آن وجود دارد.


وقتی شما فرضیه ای میدید که قراره پرسش های اصلی نجوم رو پاسخ بده خود به خود خواننده رو بر این بنا میزاره که شما نظریات قبلی مثل نسبیت عام رو مطالعه کردید و حالا آماده پاسخ دادن هستید. چنین برداشتی اجتناب ناپذیره و اینطوری نیست که مثلا من بخوام شما رو بپیچونم. وقتی شما کوچکترین مطالعه ای راجب تانسور ریچی یا متریک های فضازمان نداشتید، چطور چیز های عجیب غریبی مثل مخروطی شدن گرانش و ... رو به نسبیت عام نسبت دادید؟ لطف کنید بیارید کجا خوندید نسبیت عام چنین ادعایی رو کرده. چندجا از نیروی گرانش نام بردید در حالی که طبق نسبیت عام گرانش یک نیرو نیست. وقتی هندسه فضا تغییر میکنه و مسیر ذره هم به تبع اون تغییر میکنه، هیچ #نیرویی# به ذره وارد نمیشه. الباقی ادعاهاتونم بماند.
Consider All Possibilities, Or Forget To Find Reality
نماد کاربر
 
سپـاس : 693

ارسـال : 1421


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 13 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در يكشنبه 30 ارديبهشت 1397 - 21:51

البته باز هم از همه دوستانی که نظراتشان را بیان می کنند ممنونم
در پاسخ به این نکته که آیا ارائه این فرضیه همراه با فرمول یا معادلات خاصی است باید بگویم که هنوز هیچ فرمول و یا معادله خاصی برای آن مطرح نشده است چون این قضیه نیاز به آزمایشات و مشاهدات بسیاری دارد تا از طریق آنها و همچنین نتیجه گیری و ارتباط آنها با دیگر بتوان به یک تعریف و پایه دقیق و دارای فرمول و معادلات ریاضی رسید. چون این مبحث جدید است بنابراین باید آزمایشات و مشاهدات مربوط به خود را طی کند تا بر اساس نتایج آن بتوان به فرمول و معادلات مورد نظر رسید و آزمایشات انجام گرفته فیزیکی تا به امروز برای رسیدن به نتایج مورد نظر و شناخت کامل این پدیده کافی نیست.
البته در منطق اینکه چون معادلات ریاضی برای این پدیده و نظریه بیان نشده است بلافاصله آن را رد می کنید باید بگویم که فرض کنید تا به امروز همه فکر می کردیم که خورشید به دور زمین می گردد و گالیله هم که سواد چندانی در ریاضیات نداشت امروز متولد شده و بر اساس یک مشاهده و منطقی که دارد نتیجه می گیرد که زمین به دور خورشید می گردد. آیا باید به دلیل اینکه معادله خاصی برای این نظریه بیان نکرده است آن را رد می کنید؟ و یا به طور مداوم می گویید که باید مطالعه ای راجب تانسور ریچی یا متریک های فضازمان داشته باشد و سپس چنین نظریه ای را مطرح کند؟
من دوباره این اصل اساسی در نگرشم به زندگی را بیان می کنم می کنم که فقط به حقیقت تعصب دارم و نه چیز دیگری.
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی paradoxy در دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 - 13:43

بله این که صحیح، شخص فارادی که شاخه الکترومغناطیس رو بهش مدیون هستیم در کارای اصلیش نشانه ای از ریاضیات پیدا نمی کنیم و صرفا توضیحات زبانی وجود داره. اما مسئله ای که هست اینه که زبان گفت و گو در حیطه علم، چیزی بجز ریاضی نیست. حالا علم مورد نظرمون می خواد فیزیک باشه، زیست شناسی باشه، شیمی باشه، یا هر چیزی که تصورش رو کنید. یکی از دلایلی که نیاز به ریاضی در یک فرضیه علمی به خصوص فیزیکی داریم اینه که کار یک نظریه علمی در نهایت پیشگویی رویداد ها هست نه صرفا توضیح دادن اون ها و چنین چیزی بدون ریاضیات اگر محال نباشه بسیار دشوار هست. اگه فرضیه شما نتونه سرعت فلان کهکشان که در فاصله x از ما قرار داره رو به درستی پیشگویی کنه، چطور می خواهیم بفهمیم که اصلا فرضتون از اول درست بوده یا نه؟
Consider All Possibilities, Or Forget To Find Reality
نماد کاربر
 
سپـاس : 693

ارسـال : 1421


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 13 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 - 21:10

ممنون از ارسال نظرتان
اين قضيه که هر پديده فيزيکي حتما داراي يک معادله رياضي چه به طور محاسباتي و چه به طور روابط منطق رياضي است ، صد در صد صحيح است و من هرگز در هيچ پست يا پاسخي اين واقعيت و اساس را انکار نکرده ام.حرف اصلي من اين است که هيچ دليلي وجود ندارد که به طور صرف بخواهيم شروع يک نظريه فيزيکي را فقط و فقط از راه محاسبات رياضي ايجاد کنيم و چون در ابتداي کار معادلات رياضي براي آن مطرح نمي شود آن را ناديده بگيريم. قبلا هم اين وضعيت را مطرح کرده ام که چون اين مبحث جديد است بنابراين بايد آزمايشات و مشاهدات مربوط به خود را طي کند تا بر اساس نتايج آن بتوان به فرمول و معادلات مورد نظر رسيد و آزمايشات انجام گرفته فيزيکي تا به امروز براي رسيدن به نتايج مورد نظر و شناخت کامل اين پديده کافي نيست و آيا مي توانيد آزمايشي را مطرح کنيد که تا کنون انجام گرفته و مقادير و نتايج مناسب را براي نوشتن يک معادله و حتي يک معادله اوليه براي اين پديده را به ما بدهد؟
من اعتقاد دارم که به هيچ وجه نبايد صحت و دقت و درستي در نتيجه گيري و پيدا کردن معادله اي دقيق را فداي سرعت عمل کرد.
اينکه اينشتين و يا هر دانشمند ديگري در فيزيک توانسته اند که معادلات مربوط به نظريات خود را بيان کنند فقط به اين دليل است که آزمايشات و نتايج مربوط به آن آزمايشات و يا حداقل آزمايشاتي پايه قبلا براي آن نظريه انجام گرفته است و بر اساس آن نتايج و استدلال هاي محاسباتي ديگر فرمول مورد نظر و معادلات مناسب براي آن نظريه پيدا شده است ولي چون در مورد اين پديده آزمايشات اساسي مورد نظر هنوز انجام نگرفته بنابراين نيازي هم به تصميمات عجولانه براي ارائه يک فرمول يا معادله نمي باشد چون دقت کار برايم بسيار مهم است و البته اين قضيه را هم بايد مطرح کنم که اين نظريه ارائه شده فعلا بر اساس مشاهدات نجومي و منطق تطبيقي بيشترين احتمال صحت و درستي را در بين ديگر نظريات مطرح شده مانند نظريه وجود ماده تاريک در توجيه گرانش اضافي کهکشان ها و يا نظريه معادله موجي در توجيه چرايي شکل گيري کهکشان هاي مارپيچي و يا انواع اقسام نظريات ديگري که در اين حوزه مطرح مي شود دارد ولي همان طور که قبلا هم گفته ام اين به معناي صحت صد در صد يک نظريه نيست و ممکن است که بسياري از ابعاد آن و يا حتي کل نظريه با آزمايشات و يا مشاهدات نجومي غير قابل توضيح ديگر صحيح نباشد ولي عقل حکم مي کند که در بررسي و انتخاب يک نظريه از بين چندين نظريه آن نظريه اي بايد انتخاب و سپس بررسي شود که جوابگوي سئوالات اوليه که در اينجا همان مشاهدات نجومي است باشد که البته اگر به همين نظرياتي که به آنها اشاره شد رجوع کنيد خواهيد ديد با وجود اينکه براي اکثر آنها معادلات رياضي و فرمول هم ارائه شده است ولي از نظر منطق اساسي و حتي منطق پايه رياضي هم به هيچ وجه قابل توجيه نيست به عنوان مثال اگر به پستي که در مورد عدم وجود ماده تاريک قرار داده ام رجوع کنيد خواهيد ديد که نظريات در حوزه وجود ماده تاريک حتي با وجود ارائه معادلات رياضي ، چون منطق انساني آن را رد مي کند.
مثلا اگر کساني که کارتون لباس جديد پادشاه را ديده باشند مي دانند که دو شياد با ورود به يک شهر توانستند پادشاه آن شهر را فريب بدهند و بگويند که براي پادشاه لباسي خواهند دوخت که نرم تر از هر چيزي و شفاف تر از هر چيزي که تا به حال وجود داشته است را مي بافند که در انتها هم پادشاه با اين توهم که لباس جديدي که از هوا لطيف تر و شفاف تر است و توسط آن دو شياد بافته شده است را به تن کرده است در يک روز عريان در ميان مردم شهر حاضر شد و مردم هم براي او و لباس جديدي که به تن کرده است کف زدند ولي کودکي که در آن بين بود فرياد زد که پادشاه عريان است.
که البته وجود ماده تاريک هم مانند همين داستان مي باشد که با وجود تاييد همگان ولي از نظر منطق انساني داراي تضاد است.
البته ديگر نظريات هم که در اين حوزه مطرح مي شوند هم تقريبا به همين نحو و يا به صورت ديگري در همان ابتداي کار دچار تناقض و تضاد مي شوند و يا با مشاهدات ديگر نجومي در تضاد قرار مي گيرند.
ولي اين نظريه مطرح شده فعلا با مشاهدات اوليه نجومي در تضاد نمي باشد و در حال حاضر به دنبال مشاهدات نجومي جديدي مي گردم که با اين نظريه در تضاد باشد.
در خاتمه بايد بگويم که باز هم از ارسال نظرتان ممنونم.
 
سپـاس : 16

ارسـال : 19


نام: حسین اختر محققی
نام نویسی: 97/2/17

ذکر نشده


بازگشت به کیهانشناسی و اختر فیزیک

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 3 مهمان