بررسی شیمیایی سیاهچاله

مدیران انجمن: javad123javad, parse

ارسال پست
Yousef Esmailie rad

نام: یوسف اسماعیلی راد

محل اقامت: Tehran , Sajad

عضویت : پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۲۵ - ۲۰:۱۹


پست: 8

سپاس: 9

جنسیت:

تماس:

بررسی شیمیایی سیاهچاله

پست توسط Yousef Esmailie rad »

ابتدا من از برایان کاکس Brian Coxوکارل ادوارد سِیگِن Carl Edward Sagan و فرنک کولز Frank Closeو Michio KakuوBrian GreeneوNeil deGrasse TysonوAmy MainzerوRichard Phillips FeynmanوStephen Hawking و ویلیام سانفورد «بیل» نای را بیاد اوریم .و همچنین الگوی خودم Wernher von Braunوفرانک ویتل وهانس فون اوهاین و رابرت گُداردوHermann Julius Oberthوآنی ایزلی تشکر کنم.چه زنده هستند و چه فوت کرده و در بین ما نیستند.ما با اینها مدیون هستیم.
از آنجا که یک سیاه چاله "کوانتومی" گرما و نور ساطع می کند ، بنابراین دارای دما است. این بدان معناست که سیاهچاله ها تابع قوانین ترمودینامیکی هستند. ... آنتروپی سیاهچاله سپس به سطح افق رویداد آن مربوط می شود. قانون دوم دوباره می گوید که آنتروپی سیستم سیاه چاله نمی تواند کاهش یابدقانون دوم ترمودینامیک مستلزم آن است که سیاهچاله ها دارای آنتروپی باشند. اگر سیاهچاله ها فاقد آنتروپی باشند ، می توان با پرتاب جرم به داخل سیاهچاله ، قانون دوم را نقض کرد.
آیا سیاهچاله ها اولین قانون ترمودینامیک را نقض می کنند؟نه. به اولین قانون ترمودینامیک ویکی پدیا مراجعه کنید: "اولین قانون ترمودینامیک نسخه ای از قانون حفظ انرژی است که برای سیستم های ترمودینامیکی اقتباس شده است. قانون حفظ انرژی بیان می کند که کل انرژی یک سیستم جدا شده ثابت است می توان انرژی را از شکلی به شکل دیگر تبدیل کرد ، اما نمی تواند ایجاد یا از بین برود ". اگر یک جسم یک کیلویی را در سیاهچاله ای به میزان یک میلیون کیلوگرم پرتاب کنید ، جرم سیاهچاله یک کیلوگرم افزایش می یابد. این جسم ممکن است از بین برود ، اما شما نمی توانید انرژی را از بین ببرید. یا آن را ایجاد کنید. هیچ ماشین حرکت دائمی وجود ندارد. انرژی اساسی است همه چیز از جمله نور و ماده و سیاهچاله ها از آن ساخته شده است.
وقتی سیاهچاله ماده را جذب می کند ، آیا این جرم را از بین می برد و در نتیجه انرژی را از بین می برد ، بنابراین قانون اول ترمودینامیک را نقض می کند؟خیر ، این ماده را از بین می برد ، اما کل جرم همانند کل انرژی یکسان باقی می ماند. در سناریوی بالا ، شما با یک میلیون و یک کیلوگرم شروع می کنید و با یک میلیون و یک کیلوگرم به پایان می رسانید. میدان گرانشی سیاهچاله کمی افزایش می یابد زیرا انرژی جرمی آن را یک کیلوگرم افزایش داده اید.
ترمودینامیک حاصل از کل انرژی یک سیاهچاله و دمای آن
با توجه به فرمول دمای سیاهچاله ،
$T =\frac{\hbar c^3}{8\pi k_BGM},$
آیا می توانم از $M=E/c^2$ (جایی که M جرم سیاهچاله است) برای معادله فوق استفاده کنم تا معادله را به صورت
$E=E(T)$و از فرمول $C_V=\left(\frac{\partial E}{\partial T}\right)_{V,P}$ برای محاسبه گرمای خاص سیاهچاله استفاده کنید؟ این قطعه کوچک محاسبه منجر به حرارت خاص منفی می شود
$C_V=-\frac{\hbar c^5}{8\pi Gk_BT^2}.$
قانون صفر بیان می کند که اگر جسم A با جسم B در تعادل ترمودینامیکی باشد (بدین معنی که انرژی خالص بین آنها جریان ندارد) و جسم C با B در تعادل ترمودینامیکی باشد ، A و C با یکدیگر در تعادل ترمودینامیکی هستند. از آنجایی که اجسام در تعادل ترمودینامیکی دارای دمای یکسانی هستند ، راه دیگری برای بیان این قانون این است که اگر دمای A دارای B و C دارای دمای B مشابه باشد ، A و C دارای دمای یکسانی هستند. وقتی اینطور بیان می کنید کاملاً واضح به نظر می رسد ، به همین دلیل به عنوان قانون اول شناخته نمی شود. قوانین دیگر ابتدا تدوین شدند و با اصلاح آنها مشخص شد که قانون صفر باید به عنوان یک ویژگی فیزیکی گنجانده شود ، نه فقط یک فرض.
قانون اول می گوید که انرژی صرفه جویی می شود. از آنجا که گرما شکلی از انرژی است ، این بدان معناست که جسمی که در حال گرم شدن است باید از جایی انرژی دریافت کند. به همین ترتیب ، اگر یک جسم در حال سرد شدن است ، انرژی از دست رفته باید توسط چیز دیگری به دست آید. حفاظت از انرژی قبل از ترمودینامیک شناخته شده بود ، اما این قانون گرما را به عنوان شکلی از انرژی تشخیص داد.
قانون دوم شاید سوءتفاهم ترین قانون ترمودینامیک باشد. در ساده ترین شکل می توان آن را به عنوان "جریان گرما از اجسام گرم به اجسام سرد" خلاصه کرد. اما قانون زمانی مفیدتر است که بر حسب آنتروپی بیان شود. به این ترتیب گفته می شود که "آنتروپی یک سیستم هرگز کاهش نمی یابد." بسیاری از افراد آنتروپی را به عنوان سطح بی نظمی در یک سیستم یا قسمت غیرقابل استفاده از یک سیستم تفسیر می کنند. این بدان معناست که همه چیز باید با گذشت زمان کمتر مفید شود ، به همین دلیل است که شکاکان تکامل اغلب ادعا می کنند که این قانون دوم ترمودینامیک را نقض می کند.
اما آنتروپی در واقع به میزان اطلاعاتی است که برای توصیف یک سیستم نیاز دارید. توصیف یک سیستم مرتب (مثلاً تیله ها که به طور مساوی در یک شبکه قرار دارند) آسان است زیرا اجسام دارای روابط ساده ای با یکدیگر هستند. از طرف دیگر ، یک سیستم بی نظم (تیله ها به طور تصادفی پراکنده) اطلاعات بیشتری را برای توصیف نیاز دارند ، زیرا الگوی ساده ای برای آنها وجود ندارد. بنابراین وقتی قانون دوم می گوید که آنتروپی هرگز نمی تواند کاهش یابد ، گفته می شود که اطلاعات فیزیکی یک سیستم کاهش نمی یابد. به عبارت دیگر ، اطلاعات را نمی توان از بین برد.
قانون سوم اساساً بیان می کند که در صفر مطلق یک جسم در حداقل آنتروپی ممکن خود قرار دارد (اغلب صفر در نظر گرفته می شود). یکی از پیامدهای این قانون این است که شما نمی توانید یک شی را به صفر مطلق خنک کنید.
" ، به این معنی که آنها به سادگی با جرم ، بار و چرخش توصیف می شوند. به همین دلیل ، شما می توانید یک جسم (با مقدار زیادی آنتروپی) را در یک سیاهچاله بیندازید و آنتروپی به سادگی از بین می رود. به عبارت دیگر ، آنتروپی سیستم کوچکتر می شود ، که قانون دوم ترمودینامیک را نقض می کند. یک روش دیگر برای مشاهده این است که دمای سیاه چاله کلاسیک صفر مطلق است. این بدان معناست که شما می توانید مقداری جرم داغ گرفته و آن را در یک سیاهچاله فرو بریزید ، که اساساً یک جسم را در حالت صفر مطلق خنک می کند ، در حالی که سومین قانون ترمودینامیک را نقض می کنید.
البته ، این اثرات مکانیک کوانتومی را نادیده می گیرد. وقتی مکانیک کوانتومی را در نظر بگیریم ، سیاهچاله ها می توانند نور و سایر ذرات را از طریق فرایندی که به تابش هاوکینگ معروف است ، منتشر کنند. از آنجا که یک سیاه چاله "کوانتومی" گرما و نور ساطع می کند ، بنابراین دارای دما است. این بدان معناست که سیاهچاله ها تابع قوانین ترمودینامیکی هستند.
ادغام نسبیت عام ، مکانیک کوانتومی و ترمودینامیک در توصیف جامع سیاهچاله ها کاملاً پیچیده است ، اما خواص اساسی را می توان به عنوان مجموعه ای نسبتاً ساده از قوانین معروف به ترمودینامیک سیاهچاله بیان کرد. اساساً اینها قوانین ترمودینامیکی هستند که بر حسب خواص سیاهچاله ها دوباره بیان می شوند.
قانون صفر می گوید که یک سیاهچاله ساده و بدون چرخش دارای گرانش یکنواخت در افق رویداد خود است. این مانند این است که بگوییم چنین سیاه چاله ای در برابری حرارتی قرار دارد.
قانون اول جرم ، چرخش و بار سیاهچاله را با آنتروپی آن مرتبط می کند. آنتروپی یک سیاهچاله سپس به سطح افق رویداد آن مربوط می شود.
قانون دوم دوباره می گوید که آنتروپی سیستم سیاه چاله نمی تواند کاهش یابد. یکی از پیامدهای این امر این است که وقتی دو سیاهچاله ادغام می شوند ، سطح افق رویداد ادغام شده باید بیشتر از سطح سیاهچاله های اصلی باشد.
قانون سوم می گوید که سیاهچاله های "شدید" (آنهایی که حداکثر چرخش یا بار ممکن را دارند) حداقل آنتروپی را خواهند داشت. این بدان معنی است که هرگز امکان ایجاد یک سیاهچاله شدید وجود نخواهد داشت. به عنوان مثال ، هرگز نمی توان سیاهچاله را آنقدر سریع چرخاند که از هم جدا شود.
از نظر ترمودینامیکی سیاه چاله راهی برای دستیابی به کنترل تعاملات پیچیده سیاهچاله ها فراهم می شود. سیاهچاله های ترمودینامیکی فقط جرم ، بار و چرخش ندارند ، بلکه دما و آنتروپی نیز دارند. به نظر می رسد قوانینی که ابتدا برای توصیف گرمایش و سرمایش گازهای ساده ابداع شد در مورد سیاهچاله ها نیز صدق می کند.
اما مواردی وجود دارد که ما هنوز در مورد ترمودینامیک سیاهچاله نمی فهمیم. دفعه بعد در مورد آنها صحبت خواهم کرد.
اگر قرار است سیاهچاله ها قانون دوم ترمودینامیک را برآورده کنند ، از آنجا که سیاهچاله ها به یاد نمی آورند چه چیزی در آنها وارد شده است (به غیر از جرم کل ، حرکت زاویه ای و بار) ، آنتروپی آنها باید از حداکثر آنتروپی تمام ممکن بیشتر باشد. توزیع ماده که می تواند سیاهچاله را تشکیل دهد
برخی از پیچ خوردگی ها در پشت یک پاکت با فوتون ها و این واقعیت که یک محدوده فوقانی در طول موج آنها وجود دارد (حد پایین در انرژی آنها) تا بتوانند وارد یک سیاهچاله شوند ، به این نتیجه می رسد که این بدان معناست که آنتروپی سیاهچاله باید با (حداقل) جرم آن مربع شود. یکی دیگر از مواردی که با مربع جرم آن مقیاس می شود ، منطقه افق است. همچنین می توان ثابت کرد که این منطقه همیشه در حال کاهش نیست (در فیزیک کلاسیک). این منجر به این فرضیه شد که آنتروپی سیاهچاله با مساحت آن مرتبط است.
تأیید صحیح این امر مستلزم درک ریز حالتهای کوانتومی مکانیکی یک سیاهچاله و بنابراین نظریه گرانش کوانتومی است. در طرح های مختلف برای چنین نظریه ای از جمله نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی حلقه ، در واقع امکان شمارش تعداد حالات برخی سیاهچاله های بسیار خاص وجود دارد. این محاسبات تأیید می کند که (به ترتیب پیشرو) آنتروپی این سیاهچاله های ویژه با مساحت افق آنها مقیاس می یابد.
جرم سیاهچاله به طور سنتی با انرژی آن مشخص شده است. ما دیدگاه جدیدی در مورد ترمودینامیک سیاهچاله ها توصیف می کنیم ، دیدگاهی که جرم سیاهچاله را با آنتالپی شیمیایی و ثابت کیهان شناسی را فشار ترمودینامیکی می داند.
قانون دوم ترمودینامیک مستلزم آن است که سیاهچاله ها دارای آنتروپی باشند. ... این حقیقت که آنتروپی سیاهچاله نیز حداکثر آنتروپی است که می توان با محدوده بکنشتاین به دست آورد (درحالی که محدوده بکنشتاین به یک برابری تبدیل می شود) اصلی ترین مشاهده ای بود که به اصل هولوگرافی منجر شدآنتروپی بکنشتاین-هاوکینگ یا آنتروپی سیاه چاله مقدار آنتروپی است که باید به یک سیاهچاله اختصاص داده شود تا با قوانین ترمودینامیکی مطابقت داشته باشد ، همانطور که توسط ناظران خارج از آن سیاه چاله تفسیر می شود. این امر به ویژه در مورد قوانین اول و دوم صادق است
چرا سیاهچاله ها آنتروپی زیادی دارند؟
به یاد بیاورید که آنتروپی تمام حالات مختلف احتمالی داخلی یک سیاهچاله را اندازه گیری می کند. منطقی به نظر می رسد که محاسبه جزئیات میکروسکوپی بیشتر سطح یک سیاهچاله حالت های احتمالی جدیدی را آشکار کند و بنابراین منجر به آنتروپی بیشتر و نه کمتر شود.
در حالی که برای یک سیاهچاله ، تغییرات مساوی و مخالف انرژی و آنتروپی از جزئیات ناشناخته گرانش کوانتومی ناشی می شود ، یک وضعیت معادل برای هر سیستم فیزیکی نزدیک به حد انتهایی آن وجود دارد.
سیاهچاله ها در داخل سرد می شوند ، اما در خارج فوق العاده گرم هستند. ... تابش ناشی از مواد ، مقدار کمی از تابش خروجی از خود سوراخ را پنهان می کند و بنابراین آنچه ستاره شناسان مشاهده می کنند ، محیط خارجی بسیار گرم است ، نه محیط سرد یخبندان داخل.
جرم سیاهچاله AdS نشان دهنده آنتالپی آن است که علاوه بر انرژی داخلی ، به طور کلی شامل انرژی مورد نیاز برای جمع آوری سیستم در محیط آن است. ... ما آنالوگ حجم ترمودینامیکی را در این سیستم مطالعه می کنیم و نشان می دهیم که جرم سیاهچاله دوباره نشان دهنده آنتالپی آن است.تصویر
سیاهچاله ها هر نوع انرژی ، حتی نور را جذب می کنند. جذب انرژی باید دمای آن را بالا ببرد اما با این وجود بسیار سرد است ، چرا؟
برای تبخیر سیاهچاله ، انرژی باید به طور کامل از چاه بالقوه خود خارج شود. اگر بخواهیم یک قیاس نسبتاً خام داشته باشیم ، اگر یک موشک از سطح زمین شلیک کنیم ، در زیر سرعت فرار ، موشک در نهایت عقب می افتد. برای فرار کامل از زمین ، موشک باید سرعتی بیشتر از سرعت فرار داشته باشد.
هنگامی که ما یک سیاهچاله را در نظر می گیریم ، به جای سرعت فرار ، ما تغییر گرانش گرانشی را در نظر می گیریم. جابجایی قرمز انرژی هرگونه تابش خروجی را کاهش می دهد ، بنابراین انرژی هرگونه تابش ساطع شده از حالت خلاء داغتر در نزدیکی افق رویداد را کاهش می دهد. اگر تغییر رنگ قرمز نامحدود باشد ، تابش ساطع شده قرمز می شود و به هیچ منتقل می شود و در این حالت هیچ تابش هاوکینگ وجود نخواهد داشت. اگر تغییر رنگ قرمز نامحدود باقی بماند ، تابش ساطع شده همچنان با نزدیک شدن به بی نهایت فضایی دارای انرژی غیر صفر است. در این حالت مقداری انرژی از سیاهچاله خارج می شود و این همان چیزی است که ما آن را تابش هاوکینگ می نامیم. این انرژی در نهایت از انرژی جرمی سیاهچاله ناشی می شود ، بنابراین جرم/انرژی سیاهچاله با مقدار یا تابش خروجی کاهش می یابد. می توان یک واکنش تولید گرما را در افق رویداد یک سیاهچاله انجام داد. به عنوان مثال ، من می توانم دو بلوک سرد ماده را در مسیرها رها کنم تا در داخل افق برخورد کرده و گرما تولید کنند. هیچ چیز خاصی در مورد زمان فضایی داخل افق وجود ندارد از این نظر که گرمای ناشی از برخورد به دلیل افق توسط ناظران خارجی دیده نمی شود. آنچه در این منطقه غیرمعمول است این است که در مدت کوتاهی (همانطور که توسط اجسام تجربه شده است) آنها - و انتشار گرما - به تکینگی می رسند و در این مرحله ما هیچ نظریه ای برای توصیف آنچه اتفاق می افتد نداریم. از آنجا که توپولوژی منطقه به گونه ای است که تکینگی بیشتر شبیه یک نقطه در زمان است تا مکانی در فضا ، همچنین هیچ گرمای مداوم در فضای داخلی وجود ندارد و هیچ حسی از دمای تکینگی وجود ندارد.
افق رویداد فرقی نمی کند که چیزهایی که از آنها عبور می کنند انرژی باشند یا ماده. دلایل افزایش دیسک ها و جت های مختلف متفاوت است: جسم غیر سیاه چاله مانند ستارگان در حال شکل گیری هستند و ستاره های نوترونی نیز دارای دیسک و جت هستند. اساساً دیسک ها به این دلیل اتفاق می افتند که ماده در حال برهم کنش است و به آرامی حرکت زاویه ای و انرژی بالقوه را از طریق فعل و انفعالات آشفته می ریزد و جت ها به این دلیل اتفاق می افتند که پلاسمای حاصله میدان های مغناطیسی قوی تولید می کند و تابش را در جهت استوایی مسدود می کند.دمای سیاهچاله ها به مفهوم تابش هاوکینگ مربوط می شود. نظریه ای که می گوید در طول دوره های زمانی طولانی، سیاهچاله ها ذراتی مجازی را درست در لبه افق رویداد تولید می کنند. متداول ترین نوع ذرات فوتون ها هستند که به عنوان روشنایی یا گرما نیز شناخته می شوند. بطور معمول این ذرات مجازی قادر هستند ترکیب شده و سپس در زمان بسیار ناچیزی ناپدید گردند. اما برخی مواقع که این جفت ذرات در مجاورت افق رویداد سیاهچاله ظهور پیدا میکنند، یکی در مخمصه گیر کرد و درون سیاهچاله می افتد و دیگری فرصت گریز به درون کیهان را بدست می آورد.از دیدگاه شما که یک ناظر بیرونی هستید، شما تنها ذراتی را می بینید که از سیاهچاله فرار کرده اند. شما فوتون ها را می بینید و بنابراین می توانید دمای یک سیاهچاله را اندازه گیری کنید. دمای سیاهچاله با جرم سیاهچاله و سایز افق رویداد نسبت معکوس دارد. به این روش به آن فکر کنید. سطح منحنی افق رویداد سیاهچاله را تصور کنید. تعداد بسیار زیادی مسیر وجود دارند که فوتون ها می توانند سعی کنند از طریق آن از افق رویداد فرار کنند و تعداد بسیار زیادی از این مسیرها آنهایی هستند که فوتون را به سمت پایین سیاهچاله یعنی درون چاه گرانشی می کشند. ولی در مسیرهای بسیار کمی، زمانیکه فوتون به طور کاملا عمود بر افق رویداد در حال گردش می باشد، شانس فرار برای آن وجود دارد. هر چقدر افق رویداد بزرگتر باشد مسیرهای کمتری برای فرار فوتون وجود خواهد داشت.
از آنجایی که از افق رویداد سیاهچاله انرژی به کیهان منتشر می شود، اما انرژی نه می تواند ایجاد شود و نه می تواند نابود شود، لذا خود سیاهچاله جرمی را که انرژی آن بصورت فوتون منتشر می شود تولید میکند. پس سیاهچاله تبخیر میشود. بزرگترین سیاهچاله ها در کیهان، یعنی سیاهچاله ای که میلیون ها برابر خورشید جرم دارد دمایی برابر ۱۴-^۱.۴×۱۰ درجه کلوین دما دارد. این دمای بسیار کمی است، فقط مقدار بیشتر از دمای صفر مطلق.
یک مساله جذاب کی جالب! از آنجا که این سوال مربوط به آنتروپی است ، بیایید قانون دوم ترمودینامیک را مورد بحث قرار دهیم. بر اساس این قانون ، آنتروپی جهان افزایش می یابد یا ثابت می ماند ، نمی تواند کاهش یابد. تغییرات در آنتروپی برای یک سیستم همیشه مثبت است یا صفر باقی می ماند. بله ، سیاه چاله ها با آنتروپی جهان بازی می کنند. بنابراین با واژه آنتروپی چه می فهمید. آنتروپی عبارت است از نظم تصادفی یا دیس سیستم. برای هر سیستمی ، مقادیر آنتروپی وجود دارد. به عبارت دیگر ، آنتروپی نمی تواند برای یک سیستم صفر باشد.
هنگامی که یک سیاهچاله ماده یا تابش را می بلعد ، آنتروپی جهان با آنتروپی تولید شده توسط آن ماده یا تابش کاهش می یابد. به عبارت دیگر ، وقتی سیاهچاله ماده یا تابش را می بلعد ، آنتروپی تولید شده توسط آنها در جهان ما وجود ندارد. استفن هاوکینگ سعی کرد این مشکل را حل کند. او می دانست که قانون دوم ترمودینامیک باید رعایت شود. از این رو ، او ایده ای از تابش های هاوکینگ ارائه کرد. او گفت وقتی یک سیاهچاله ماده یا تشعشع را می بلعد ، برای تثبیت آنتروپی جهان ، تابش هایی از خود ساطع می کند. و با این کار انرژی خود را از دست می دهد که پس از میلیاردها سال عامل مرگ او می شود. بنابراین ، آنچه پیدا کردیم؟ ما دریافتیم که سیاهچاله ها آنتروپی را کاهش می دهند اما برای اثبات قانون دوم ترمودینامیک ، آنها تابش های هاوکینگ را منتشر می کنند. بنابراین ، بیایید در مورد یک چیز بسیار مهم و جالب بحث کنیم:-
بنابراین ، ما اصطلاح دیگری داریم که می تواند از سهولت ما در درک آنتروپی جهان جلوگیری کند. موقعش است. بنابراین ، آنتروپی جهان به طور مداوم در حال افزایش است. به این معنی که گذشته آنتروپی کمتری نسبت به حال یا آینده دارد. وقتی به افق رویداد نزدیک می شویم ، زمان به صفر می رسد. از آنجا که با گذشت زمان ، آنتروپی افزایش می یابد. اما وقتی زمان به صفر می رسد ، تغییر آنتروپی نیز صفر خواهد بود. بنابراین ، ما در حال حاضر آنتروپی ثابت داریم! اما اگر به سیاه چاله نزدیکتر هستید ، می توانید یک ساعت را سریعتر ببینید ، که بسیار دورتر از سیاهچاله است. خوب ، من به نکته اصلی می پردازم. از آنجا که سیاهچاله ها دارای آنتروپی ثابت هستند ، پس چگونه می توانند آنتروپی جهان را کاهش دهند. بنابراین ، نمی تواند. به این معنی که همانطور که ماده توسط آن بلعیده می شود ، تشعشعات آنتروپی را آزاد می کند. بنابراین ، آنها آن را ثابت نگه می دارند. بنابراین ، این یکی دیگر از دلایلی است که ما نمی توانیم سفر زمان را در گذشته انجام دهیم. اگر ما این کار را انجام دهیم ، پس باید جهان های موازی یا چندجهانی از آنتروپی های مختلف باشد. در جهان واحد ، نمی تواند از قانون دوم ترمودینامیک پیروی کند.
بنابراین ، آنچه ما دیدیم. ما دریافتیم که سیاهچاله ها آنتروپی را کاهش می دهند اما در نهایت ، خطای خود را برطرف می کنند. من می دانم که پارادوکس اطلاعات سیاهچاله می تواند مانع تصور ما از آنتروپی ماده از جهان ما شود. اوف! حالا چه کار می توانیم بکنیم ؟ ما فقط می توانیم تصور کنیم. بله ، ما می توانیم کار سیاهچاله را با لذت تصور کنیم. اینها همه دوست دارند. آنها از معادلات انیشتین اطاعت نمی کنند. یعنی ، اینها کاملاً متفاوت هستند.
#Sky

ارسال پست