چرا دو ذره با بارهای مخالف يكديگر را جذب می‌كنند؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

نمایه کاربر
New Astronomer

محل اقامت: اصفهان

عضویت : جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۲ - ۱۹:۴۸


پست: 180

سپاس: 49

جنسیت:

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط New Astronomer »

یک الکترون هنگام نزدیک شدن به الکترون دیگر با ارسال فوتون مجازی (Virtual Photon) به آن نیروی دافعه را باعث میشود. فوتون مجازی بعنوان حاملهای نیرو عمل می کند.
تصویر
آخرین ویرایش توسط New Astronomer دوشنبه ۱۳۹۱/۳/۱ - ۲۲:۰۶, ویرایش شده کلا 1 بار

نمایه کاربر
MA102

نام: Laplace transforms

عضویت : چهارشنبه ۱۳۸۸/۹/۱۸ - ۱۷:۰۹


پست: 1664

سپاس: 1662

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط MA102 »

New Astronomer نوشته شده:یک الکترون هنگام نزدیک شدن به الکترون دیگر با ارسال فوتون مجازی (Virtual Photon) به آن نیروی دافعه را باعث میشود. فوتون مجازی بعنوان حاملهای نیرو عمل می کند.
سوال عامل نیرو نیست، بلکه اینه که چرا بعضی وقتا تابش فوتون مجازی باعث باعث جذب و بعضی وقتا باعث دفع میشه؟
smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
علم×دین=انسان




وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/

271376

نام: پوریا دانش مایه

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۴/۲۲ - ۲۰:۴۰


پست: 11

سپاس: 1

پست توسط 271376 »

این سوال را دقیقا معلممان در کلاس مطرح کرد ولی هنوز پاسخ آن را نگفته است . این سوال که (چرا بار های غیر هم نام یکدیگر را جذب و هم نام یکدیگر را دفع می کنند ) به نظر من به نوعی ذهن را از ذرات زیر اتمی دور می کند که برای پاسخ گویی به این سوال به آن ها نیاز است مثلا باید الکترون ، پروتن ،پوزیترون و.... را مورد برسی قرار داد و من هنگام مطالعه پاسخ های دوستان نتوانستم توجیه شوم که چگونه الکترون جذب پروتن می شود.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تازه کار1998

نام: کیمیاعباسی

عضویت : شنبه ۱۳۹۳/۹/۸ - ۱۴:۵۲


پست: 1



Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط تازه کار1998 »

خب براساس قانون سوم نیوتن هرعملی عکس العملی داره
ودوباروقتی نوع بارهاشون باهم فرق کنه بیشترتمایل به جذب هم دارن تادفع همدیگه
کمی شوخی:مثل دوجنس انسانی خودمون.
smile030

نمایه کاربر
mmeftahpour

نام: مسعود مفتاح پور

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۱۰/۲ - ۱۲:۴۲


پست: 457

سپاس: 387

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط mmeftahpour »

باسلام
یک کلمه جالب ، کاربردی و در عین حال دردسر ساز در علم وجود دارد و اون کلمه « چرا » است. خیلی راحت اول هر گزاره ایی میاد و یک جواب کامل و منطقی طلب می کند. در حالیکه جوابش خیلی هم راحت نیست.

اینکه چرا دو جسم همنام همدیگر رو دفع می کنن و ذرات غیرهمنام همدیگر رو جذب می کنن بیشتر فیزیک تا حالا به توصیف روابط آنها پرداخته تا علت آنها. و ما فقط مفاهیمی درست کرده ایم برای توصیف جهان خارج. وگرنه حقیق دقیق جرم - ماده - بار - فضا و زمان نامعلوم است.
مثلا دو جرم همدیگر رو با معادله نیوتن جذب می کنن. خوب بین زمین و ماه ، خلا هست. دقیقا ماه از کجا میدونه جرم خودش؛ جرم زمین سرعت خودش؛ سرعت زمین و فاصله شون چقدره ؛ بعد فرمولگذاری کنه ؛ که متناسب با اون نیرو گرانش اعمال بشه.
آیا دو تا جسم می تونن از قاصله دور بار همدیگر رو شناسایی کنن و با توجه به اون عکس العمل نشون بدن؟ (هوشمندن؟)
تا حالا فکر کردین وقتی می گیم قانونه - چرا باید جهان از این قانونی که ما ابداع کردیم اطاعت کنه.

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1095

سپاس: 800

جنسیت:

تماس:

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط You-See »

مفتاح جان آخرش رو جو دادی ها!
ماه و زمین نیازی نیست از هم خبر داشته باشن.
شما فرض کن نور چراغی به شما می تابه و شما احساس گرما می کنی. این گرما اگر از سرچشمه دور بشی کمتر می شه و شما کمتر گرمت می شه. حالا بدنت می دونه چقدر دور شدی و شروع می کنه قضیه تالس رو در پرسپکتیو اعمال می کنه؟
نه!
بدن شما به سادگی با تعداد واحد های حامل نیرو که بهش می رسه تعامل می کنه. دور تر بشی تعداد کمتری حامل نیرو بهت می رسه.
ماه هم همینطوره، فرض کن میدان گرانشی زمین به شکل یه گوی هست که شعاع های انرژی از سمت فضا به سمتش میان، هر چقدر که نزدیک تر بشی، تعداد شعاع هایی که از شما می گذره و شما رو هل می ده بیشتر می شه. همین!

مشکل اینجاست که اون شعاع ها چی هستند دقیقا، مثلا در مورد الکترون پروتون بصورت فوتون بیان می شه، یک الکترون تک در فضا احتمال پراکندگی فوتون مجازی رو در همه جهات به میزان مشخصی داره، یک پروتون هم احتمال جذب مشخصی..
به نظر من همه اینها در بافت فضا-زمان تعریف می شن و به تنهایی مشکل دارند. مثلا الکترون منفرد غیر مقید با این تعریف همیشه باید در حال از دست دادن انرژی باشه، ولی نیست. می تونه به این دلیل باشه که بافت فضا از ذرات بدون جرمی تشکیل شده که ذرات دیگه باهاش می تونن تعامل کنن.

در حال حاضر نمی تونم تحلیل درستی ازش داشته باشم، مثلا اگر قرار باشه فوتون مجازی ارسال بشه، چرا خطوط میدان خمیده می شن؟ مگه فوتون مجازی مسیر خمیده می فهمه؟
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2115

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط خروش »

درود به مفتاح پور گرامی،
ما قانونی را ابداع نمی کنیم، که فیزیک بیرون از آن پیروی کند. رانش و ربایش یک واقعیت بیرونیست. کار ما شناخت آن قانونی است که فیزیک از آن پیروی می کند و این دگرسانی قانون های فیزیکی با قانون های اجتماعی است. در باره ربایش ماه و زمین و یا ربایش و رانش کهربایی، این "دانایی" در پنداره (مفهوم) میدان نهفته است.
---------
در باره پرسش "چرا دو ذره با باره های ...." باید گفت:
"چون خدای مهربان چنین خواست" یا اینکه "هستی در مهابانگ چنین خواست"
فیزیک به "چرا اینجور است؟" پاسخ نمی دهد، به دنبال پاسخی برای "چگونه است؟" است.
فیزیکدانان نمی توانند پاسخ دهند که چرا جهان اینگونه است.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
mmeftahpour

نام: مسعود مفتاح پور

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۱۰/۲ - ۱۲:۴۲


پست: 457

سپاس: 387

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط mmeftahpour »

سلام خدمت دوست خوبم خروش و You-See
ببینید قبلا از اینکه ما بدنیا بیایم ؛ ظاهرا هستی وجود داشت و کار خودش رو می کرد. اما وقتی این طفل نورسیده اومد و اولین مشاهداتش رو کرد با این کلمه « چرا » از همه چیز خواست سر دربیاره.
چرا دو جسم همدیگر رو دفع کردن. اولین قانونها که خلاقیت اون موقع بود و یه کمی باعث خجلت ما گزاره هایی بودن شامل جن و دیو و پری (نمی دونم اجدادمون تو عمرشون جن و دیو و پری دیده بودن یا نه)
و برای گردش کائنات ؛ شاخ گاو و پشت لاک پشت مطرح شد. بعدها که دستمون به دهنمون رسید لوح فرمان قوانین سه گانه نیوتن را به کائنات جهت فرمانبرداری بخشنامه کردیم. با اینکه تاکنون مشابه جن کسی نیرو رو ندیده ولی ما مفهوم خیالی نیرو رو به جهان واقعی تحمیل کردیم و خودمون هم موندیم که سیب باغچه ما چطور از جرم و سرعت و موقعیت کهکشانهای دور دست اطلاع داره که بتونه حرکت خودش رو با رقص جهان هماهنگ کنه تا خدای نکرده از قوانین ما سرپیچی نکرده باشه. اینکه فکر کنیم ذرات گرانش پخش می شود آیا ما تا حالا اونا رو دیدیم - معادلات نیوتن با مشخصات آنی جهانه - یعنی ذرات گرانش کهکشانها باید آنا خودشون رو از "دورترين بوته ي خاك" به سیب ما برسونه. تازه فقط کار با یک ذره تمام نمیشه باید هر لحظه این کهکشان پشت سرهم ذره بفرسته و تازه به سیب های دیگر درخت و درختهای دیگر و باغچه های دیگر - حالا کهکشانها بزرگند ولی من نگران ذره دون سیبم که اونهم باید به همه سیبها و کهکشانها ذره بفرسته. عجب ارتباط تنگاتنگی............. کار از اداره پست و محاسبه کامپیوتری این همه پیام گذشته . تک تک ذرات سیب باید در آن واحد و بصورت پیوسته به همه ذرات گرانشی سایر اجزا کائنات خیرمقدم گفته و پس از شناسایی و تحویلگیری پیام شامل سرعت - موقعیت و جرم کشور تابعه و ارسال آن به دفترخانه مرکزی جهت اطلاع و بهره برداری پاسخی شامل همین موارد به آدرس آینده آن کشور محترم صادر کنه - البته دقیقا این ذره سیب باید از تعداد و موقعیت تمام کائنات اطلاع داشته باشه که پیامها رو به آدرس آینده ذرات بفرسته)
این وسط هم کسی حق نداره پیام یکی دیگه رو مصادره کنه چون او موقع پیام کم میاریم.
بعدها چند مورد سرپیچی از قانون نیوتن گزارش شد و ما برای اینکه بتونیم موضوع رو جمع و جور کنیم از تور ماهیگیری فضا-زمان انیشتن استفاده کردیم. (که نه زمان و نه فضا رو میدونیم واقعا چی هستن ولی ما نه دانسته ها رو تنیدیم و شد) یه جاهایی هم واقعا کم آوردیم نشستیم و بساط تخته نرد و تاس رو چیدیم.
فیریک دقیقا دنبال چراها ست. چرا سیب افتاد نمیگیم مشیت الهی میگیم قانون گرانش نیوتن دنبال یک شخصیت حقیقی یا حقوقی هستیم که تقصیرها رو بندازیم گردنش (چرا اتم ترکید ... بدلیل توزیع نامناسب پروتون ها و نوترون ها بصورت مختلط و عدم رعایت موازین شرعی و جداسازی جنسیتی................... چرا زلزله ... به علت مشاهده ماهواره و افزایش ارتباطات ناسالم) اون موقع هنوز ته مونده کلیسای زمان گالیله بود و نیوتن مجبور شد بگه خدا مثل ساعت ساز دقیق جهان رو با این قوانین بوجود آورده و اینک بدون نیاز به دست زدن به این کاردستی زیبا در استراحت تشریف دارن - این تعارف دوپهلو نیوتن ؛ کلیسا رو خام کرد ولی الان که الحمدالله وفور آزادی بیان هست ؛ آقای استفان هاوکینز خدا رو به علت غیبت طولانی با کارت قرمز مستقیم از زمین بازی اخراج کرد و گفت اصلا از اولش هم به تو احتیاج نبود.
خوبی و مقبولیت فیزیک اینه که کار راه اندازه . خیلی از پارامترهای فیزیک وجود خارجی ندارن. مثلا بصورت بدیهی ما شخصیت خارجی بنام فشار نداریم. در واقع فشار یک مفهوم ماکروسکوپی آماری و ذهنی است که ما برای میانگین اندازه حرکت ذرات گاز ابداع کرده ایم. بعد جلوتر رفتیم و جهان رو از سه بعدی کردیم چهاربعدی بعد......24 بعدی . دلمون خنک نشد همچین مچاله اش کردیم که بدونه تورم یعنی چی . البته یه کم قبلتر........ اون رو از یک قطره پرفسور بالتازار ..........بنگ! ترکونده بودیم. خلاصه نمایشی داشتیم برای اینکه بگیم چرا سیب افتاد و "چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟"
حالا آیا خارج از نمایش ما در جهان واقعی نیرو داریم ؟ یا انرژی؟ اصلا فضا و زمان و گرفتار بودن یک ذره در تور آنها چیست که ما بخواهیم اندازه گیری کنیم که به هم نردیک شده اند یا دور؟
آیا پدیده های جهان تکرارپذیرن؟ آیا ذرات و جهان هوشمندن؟ آیا اختیار هست؟

دورها آوايی است......

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2115

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط خروش »

درودی دوباره،
من پاسخ بسیاری از پرسش های شما را نمی دانم، ولی آنچه را تا اندازه می دانم، می نویسم:
"چرا" کار فیزیک نیست، نه اینکه "چرا"یی نیست و آدمی به آن نپرداخته و نمی پردازد. رویداد های طبیعی از قانون های فیزیکی پیروی می کنند، قانون هایی که یونیورسال هستند و در هر کهکشانی صادقند. برای شناسایی این قانون ها، تئوری (طرح کلی ریاضی که اصولا گروهی از پدیده های طبیعی را کاملا توصیف می کنند) برپا می کنند. مُدل (بازگویی ساده سامانه های پیچیده با اُبژه ها و پروسه های فیزیکی دیگر) می‌سازند و سپس با آزمایش (تنها روش مجاز در فیزیک) به رد یا تایید مُدل و تئوری می پردازند.
فیزیک در پرسش "چرا سیب افتاد" به دنبال یافتن قانون آن است، نه آنکه چرا چنین قانونی هست. قانون های نیوتن هم یکسر کنار نهاده نشدند در تندای بالا پاسخگو نبودند که باید دگرگون و سازگار می شدند.
نمونه ی دیگر:
همچندی(معادله) های ماکسول پاسخگوی میلیون های پدیده طبیعی اند. در یکی از آن چهار همچندی گفته می شود که میدان های آهنربایی بی چشمه هستند. کنون بسیاری از فیزیکدانان بویژه آنان که به دنبال یکسنجی (سیمتری/تقارن) در جهان هستند به دنبال بار آهن ربایی اند. اگر روزی بار آهن ربایی پیدا شود (آزمایش)، تئوری آنها ثابت می شود و نیاز به پیرایش ( Modification ) همچندی های ماکسول است.
-----
فشار یک واقعیتی ست بیرونی. همه ما چه واژه فشار را شنیده باشیم یا نه، چه فیزیک خوانده باشیم یا نه، دگرسانی و توانایی آبی که از دوش ِ خانه بر سر ما می ریزد، با آبی که خودرو پلیس بر سر راهپیمایان می ریزد، می بینیم و حس می کنیم.
سپس همچنان که گفته شد به تئوری، مدل و آزمایش روی می آوریم. در ریاضیات ِ تئوری به تعریف هایی می پردازیم که به درد کارمان بخورد. آب آبشار بی این تعریف ها هم همچنان بر سر کسانی که در زیر آنند، می ریزد.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1095

سپاس: 800

جنسیت:

تماس:

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط You-See »

نه دیگه، سیب مسوول آمار گیری از این که به کی چی بفرسته نیست. سیب در همه جهات می فرسته.
ضمنا آخرین نظریه که البته راهی تا اثباتش نمونده، بیان می کنه که گرانش آنی نیست.

چرا زلزله ... به علت مشاهده ماهواره و افزایش ارتباطات ناسالم


خیلی عذر می خوام، به روح اعتقاد داری؟ smile055
آره واقعا، دیدی کار که از حد بگذره، ولش می کنن؟ خدا هم فک کنم لاس وگاس رو کلا بی خیال شده، چون ریشتر زلزله ای که قرار بوده بیاد از حد گذشته لابد!

ولی نهایتا جمع بندی من از چراهای مطرج شده اینه:
نمی دونم، ولی فعلا نظریه میدان (خطوط شعاعی گرانش / الکتریکی) داره جواب می ده.
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
mmeftahpour

نام: مسعود مفتاح پور

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۱۰/۲ - ۱۲:۴۲


پست: 457

سپاس: 387

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط mmeftahpour »

باسلام

نه دیگه، سیب مسوول آمار گیری از این که به کی چی بفرسته نیست. سیب در همه جهات می فرسته.
ضمنا آخرین نظریه که البته راهی تا اثباتش نمونده، بیان می کنه که گرانش آنی نیست.


همه جهات یعنی چه؟ بالا پایین.... اطراف ما یک محیط پیوسته است. در هر امتدادی بی نهایت ماده جرم هست و باید به تک تک آنها این ذره گرانشی گسیل گردد. و اطراف هر جرم بی نهایت امتداد پس در آن واحد باید بی نهایت ذره گرانشی ارسال شود و گرنه با سئوالی مشابه این روبرو خواهیم شد که چرا آسمان شب روشن نیست -مگر در هر راستایی یک ستاره نیست.

چرا زلزله ... به علت مشاهده ماهواره و افزایش ارتباطات ناسالم


خیلی عذر می خوام، به روح اعتقاد داری؟ smile055

حقیقتش این قسمت رو با یک کم شیطنت و طنز نوشته بودم. ولی یک قسمت که جدیه اینه که برای توصیف یک حادثه خارجی , چقدر پارامترهای متفاوت میتوان در نظر گرفت که رنگ این پارامترها وابستگی شدید به رنگ عینک ناظر هوشمند داره و چون تمام دنیا رو با همین عینکهای متفاوت می بینن ؛ به گزارهای متفاوت میرسن و قضاوت در مورد صحت هر گزاره بسیار دشوار.
یک کلیپ بود درباره اینکه وقتی میگیم توت فرنگی قرمزه آیا دو نفر به یک نسبت از قرمزی درک دارن.

نمایه کاربر
mmeftahpour

نام: مسعود مفتاح پور

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۱۰/۲ - ۱۲:۴۲


پست: 457

سپاس: 387

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط mmeftahpour »

باسلام

رویداد های طبیعی از قانون های فیزیکی پیروی می کنند، قانون هایی که یونیورسال هستند و در هر کهکشانی صادقند. برای شناسایی این قانون ها، تئوری (طرح کلی ریاضی که اصولا گروهی از پدیده های طبیعی را کاملا توصیف می کنند) برپا می کنند. مُدل (بازگویی ساده سامانه های پیچیده با اُبژه ها و پروسه های فیزیکی دیگر) می‌سازند و سپس با آزمایش (تنها روش مجاز در فیزیک) به رد یا تایید مُدل و تئوری می پردازند.

آیا اینها مربوط به فیزیک هستن یا فرضیات و جهان بینی ما؟ حالا بگذریم که آیا جهان خارج واقعی است یا اونهم توهمی در ذهن ما؟
ولی از کجا معلوم جهان از اصول از پبش تعیین شده پیروی می کنه؟ و این قوانین یونیورسالن؟
چیزی که هست نمایشی است که ما هم در آن نیم - مثل سوفی در دست سرگرد نروژی - ما سه نقش داریم شهود - شخصیت دهی و ایجاد رابطه بین شخصیت ها
ما اول افتادن سیب بر روی زمین را می بینیم - بعد اینها رو شخصیت میدیم سیب - زمین - سکون - حرکت - سکون مجدد. حالا نوبت شرلوک هولمز هست که بین اینها رابطه برقرار کنه (این شرلوک هولمز بیشتر به فیزیکدانهای موفق میخوره) البته دکتر واتسون هم به اون کمک می کنه.(ولی معمولا روابطی که دکتر واتسون میده خیلی آبکی هست و اکثرا غلط از آب درمیاد) شرلوک هولمز پای یک سری بازیگر رو به بازی باز می کنه که فقط تو ذهن اون هست ولی با گذشت زمان واقعا ظاهر میشن و بالاخره معما با اعتراف متهم تموم میشه.
اما در نمایش ما سرگرد نروژی اجازه نداده از متهم اعتراف بگیریم. هر بار که فکر کردیم تنها چند لوگوی مونده تا پازل بنای فیزیک به تکامل خود برسه - سرگرد بدجنس یک تکه ناهمخوان جلومون گذاشته که مجبور شدیم همه پازل رو به هم بریزیم و "طرحی نو دراندازیم".


همه ما چه واژه فشار را شنیده باشیم یا نه، چه فیزیک خوانده باشیم یا نه، دگرسانی و توانایی آبی که از دوش ِ خانه بر سر ما می ریزد، با آبی که خودرو پلیس بر سر راهپیمایان می ریزد، می بینیم و حس می کنیم.


چند تا از شخصیت های ذهنی ما واقعا در بیرون وجود دارن. آیا در بیرون سیب هست؟ فکر کنم هست. آیا سایه وجود خارجی دارد؟ فکر کنم نه. نیرو چطور؟ واقعا میشه خود نیرو رو نشون داد - آبا این نیرو یک هستی واقعیست یا یک هستی نما؟
ما در بیرون فشار آبشار نداریم - حقیقتی که وجود دارد حرکت هزاران قطره آب است که با صدها سلول عصبی ما برخورد میکنن. و صدها سیگنال در مغز ما به عنوان فشار برداشت می شود. البته این دو ارتباط تنگاتنک با هم دارن مثل یک شخص و تصویز اون در مغز ما ؛ قطعا با هم مرتبطند ولی یکی نیستن.

حس مردم با برخورد دانشمند متفاوت هست. وقتی شما با دوستی بستنی می خورین از شیرینی اون لذت می برین. (فقط همون مفهوم ذهنی رو درک می کنین) ولی دانشمند دنبال دلایل خارجی مولکولهای ساکاروز رو به عصب چشایی و مغز ربط میده. خوب این شیرینی در کجای عالم بیرون هست. توی ساکاروزه - توی زبونه - توی مغره - تو روحه. بعضی وقتها با قلقک الکتریکی مغز بدون اینکه شیرینی خارجی وجود داشته باشه دهنمون رو شیرین می کنیم.

پس ما میتونیم یک سری مفهوم خیالی رو وارد محاسباتمون کنیم و بر اساس اون قانون (یا رابطه ) ابداع کنیم . توانایی یک رابطه بستگی داره که مثل کابویی ها چقدر بتونه رو گاومیش وحشی طبیعت دوام بیاره. الان که نظریه بیگ بنگ یا تورم با ذره گرانش مطرح شده و پر از بازیگران مجازی ؛ فقط لباسی است که ما برای عالم بیرون دوخته ایم و منتظریم ببینیم چقدر به عروس خانوم میاد. چون از اول سایز عروس خانوم رو نداشتیم.
بیچاره انیشتن اول یک لباس خوب دوخته بود ولی چون وسواسی بود گفت با بودن ضریب انبساط ؛ جهان مدام باید بزرگ بشه و اونو از معادلات کیهانیش حذف کرد بعدها که آزمایش نشون داد واقعا کهکشانها در حال دور شدن از هم هستند دوباره آورد گذاشت سرجاش

Firouzi

نام: ارش جاوید

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۱۱/۹ - ۱۱:۰۲


پست: 2



جنسیت:

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با بار هاي هم نام يكديگر را دفع مي كنند؟

پست توسط Firouzi »

این در. واقع یه سوال فلسفی است ولی چرا ما باید فلسفه و فیزیک را از هم جدا کنیم همه ما انسانیم وجهان وحقیقت یکی است ،بهتر نیست به جای جدا کردن حوزه کارمون از هر دو دیدگاه استفاده کنیم؟ به نظر من ما برای رسیدن به چرایی که بیشتر در فلسفه مطرح است اول باید چگونگی را به صورت دقیق بدانیم وبعد جهان را به قول هگل تفسیر کنیم ، کله اتفاقات شیمی فیزیک و زیست شناسی بر اساس همین خاصیت بارهای الکتریکی است ،وخیلی ذهنه منو اذیت میکنه چون نمیدانم چرا این خاصیت هست ، چیزی که به ذهنم میاد اینه که هردو این ذرات دارای بار متفاوت ، احتمال زیاد یک ماده اند ولی به خاطر شکل یا حرکت یا موقعیت متفاوت خاصیتهای متفاوت از خود نشان میدهند،اگه منبعی یا نظری در این مورد میدانید لطف کنید بگین. ممنون

Firouzi

نام: ارش جاوید

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۱۱/۹ - ۱۱:۰۲


پست: 2



جنسیت:

Re: چرا دو ذره با بار هاي مخا لف يكديگر را جذب و دو ذره با ب

پست توسط Firouzi »

خروش نوشته شده:
شنبه ۱۳۹۳/۹/۸ - ۲۲:۰۱
درود به مفتاح پور گرامی،
ما قانونی را ابداع نمی کنیم، که فیزیک بیرون از آن پیروی کند. رانش و ربایش یک واقعیت بیرونیست. کار ما شناخت آن قانونی است که فیزیک از آن پیروی می کند و این دگرسانی قانون های فیزیکی با قانون های اجتماعی است. در باره ربایش ماه و زمین و یا ربایش و رانش کهربایی، این "دانایی" در پنداره (مفهوم) میدان نهفته است.
---------
در باره پرسش "چرا دو ذره با باره های ...." باید گفت:
"چون خدای مهربان چنین خواست" یا اینکه "هستی در مهابانگ چنین خواست"
فیزیک به "چرا اینجور است؟" پاسخ نمی دهد، به دنبال پاسخی برای "چگونه است؟" است.
فیزیکدانان نمی توانند پاسخ دهند که چرا جهان اینگونه است.

ببخشین این جوواب قانع کننده نیست ، بالاخره این سوال مطرحه وباید روش تحقیق کرد

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 444

سپاس: 221

جنسیت:

تماس:

Re: چرا دو ذره با بارهای مخالف يكديگر را جذب می‌‌كنند؟

پست توسط rohamjpl »

تصویراکنون درک شده است که ذرات و نیروها نتیجه میادین هستند . زمینه های کوانتومی . فیلد یک شی ریاضی است که در هر نقطه از فضا و در هر لحظه از زمان مقداری می گیرد. میدان های کوانتومی ، میدان هایی هستند که انرژی و حرکت را حمل می کنند و از قوانین مکانیک کوانتوم پیروی می کنند. یک نتیجه از مکانیک کوانتوم این است که یک میدان کوانتومی انرژی را در "توده های" گسسته حمل می کند. ما به این توده ها ذرات می گوییم . همه آنها توده هایی در یک میدان هستند (مثلاً میدان الکترون).
این فیلدها که ساده ترین آن یک میدان اسکالر است. فیلد اسکالر یک عدد ساده در هر نقطه از مکان و زمان است. یک احتمال دیگر یک قسمت برداری است: اینها به هر نقطه از مکان و زمان یک بردار اختصاص می دهند (یک پیکان با اندازه و جهت). امکانات عجیب و غریب بیشتری نیز وجود دارد. اصطلاح اصطلاحات واژگان برای طبقه بندی همه آنها spin است که در واحدهای یک و نیم ارائه می شود. بنابراین می توانید زمینه های چرخش داشته باشید0,12,1,32,2,⋯. چرخش0 مقیاس پذیر هستند و می چرخند 1 بردارها هستند
معلوم می شود (این پیامد دیگر نسبیت است) ذرات با نصف عدد صحیح می چرخند (1/2,3/2,⋯) از اصل محرومیت پائولی پیروی کنید . این بدان معنی است که هیچ دو ذره یکسان با چرخش ندارند1/2می تواند همان مکان را اشغال کند. این بدان معناست که این ذرات غالباً رفتاری مانند انتظار شما از ذرات کلاسیک دارند. ما این ماده ها را ذرات می نامیم ، و تمام عناصر اصلی سازنده جهان (الکترون ، کوارک و غیره) در حال چرخش هستند1/2.
از طرف دیگر ، ذرات چرخش صحیح از آمار بوز-انیشتین اطاعت می کنند (بازهم نتیجه نسبیت). این بدان معناست که این ذرات "دوست دارند با هم باشند" ، و بسیاری از آنها می توانند دور هم جمع شوند و حرکتهای موج بزرگی شبیه به میدان های کلاسیک نسبت به ذرات ایجاد کنند. اینها زمینه های نیرو هستند. ذرات مربوطه حامل های نیرو هستند. مثالها: چرخش0 هیگز ، چرخش 1 فوتون ها ، ذرات نیروی ضعیف W±,Z، و نیروی قوی حامل گلونها است و می چرخد 2گراویتون ، حامل گرانش. (این واقعیت و واقعیت قبلی را قضیه آماری چرخش می نامند .)
فعل و انفعال بین دو ذره با "بار" q1,2 مثل می رود ∓q1q2برای همه نیروها ( این نتیجه مکانیک کوانتوم است) ، اما توضیح این نشانه مشکل است. به دلیل نسبیت خاص ، تعامل بین یک ذره و یک حامل نیرو بسته به چرخش حامل نیرو باید شکل خاصی پیدا کند (این مربوط به نحوه متحد شدن فضا و زمان در یک چیز واحد به نام زمان-زمان است ). برای هر واحد چرخش ، حامل نیرو باید علامت منهای را وارد کنید (این علامت منفی از چیزی به نام " متریک " ناشی می شود ، که در نسبیت به شما می گوید که چگونه فضا زمان را محاسبه کنید. به ویژه به شما می گوید که چگونه فضا و زمان متفاوت هستند و چگونگی مشابه آنها هستند). بنابراین برای چرخش0 شما یک −: مانند اتهامات جلب می کند. برای چرخش1 شما یک +: مانند دفع می کند! و برای چرخش2 شما یک −دوباره: مانند جذب می کند. اکنون برای گرانش "بار" معمولاً جرم نامیده می شود و همه جرم ها مثبت هستند. بنابراین می بینید که گرانش از نظر جهانی جذاب است!
بنابراین در نهایت این نشانه از این واقعیت ناشی می شود که فوتون ها یک واحد چرخش را حمل می کنند و این واقعیت است که فعل و انفعالات بین فوتون ها و ذرات ماده باید از قوانین نسبیت خاص پیروی کنند. به تعامل چشمگیر نسبیت و مکانیک کوانتوم در محل کار توجه کنید.
حالا چرا اتم ها و مولکول ها به طور کلی جذب می شوند؟ این در واقع یک سوال پیچیده تر است! ؛) (زیرا ذرات زیادی در آن دخیل هستند.) نیروی بین اتم ها نیروی الکتریکی باقیمانده ای است که پس از تقریباً لغو شدن الکترون ها و پروتون ها از یکدیگر باقی مانده است . نحوه اندیشیدن در اینجا به این صورت است: الکترونهای یک اتم به هسته های هر دو اتم جذب می شوند و همزمان توسط الکترون های دیگر دفع می شوند. بنابراین اگر الکترونهای دیگر کمی رانده شوند ، عدم تعادل شارژ جزئی در اتم ایجاد می شود و پس از بررسی تمام جزئیات ، این امر باعث ایجاد یک نیروی خالص خالص می شود که به آن نیروی پراکندگی می گویند.. انواع مختلفی از نیروهای پراکندگی ( ، ون در والس و غیره) وجود دارد که به جزئیات پیکربندی اتمها / مولکول های مربوطه بستگی دارد. اما همه آنها اساساً به دلیل فعل و انفعالات الکترواستاتیک باقیمانده است.
مطالعه بیشتر: من مقالات آموزشی مت استراسلر در مورد فیزیک ذرات و نظریه میدان را توصیه می کنم بنابراین شما نیاز احتمالا حداقل دو سال از مقطع کارشناسی رشته فیزیک و یک تلاش هماهنگ برای پیشرفت در آن است.من از نوشتن فرمول خودداری کرده چون هم رشته من نیست و در سطح ارشد هست
برای تعامل بین یک الکترون و یک پوزیترون ، نمودارهای فاینمن (بی نهایت) زیادی با عبارات ریاضی به خوبی توصیف شده برای ذرات ورودی و خروجی و تمام فاکتورهای رأس و ذرات مجازی مطابقت دارند ، همراه با نسخه ای برای محاسبه از این دامنه احتمال پراکندگی دو ذره.
من می دانم که شما نمی توانید نمودارها را به معنای واقعی به عنوان دو ذره متحرک در مکان و زمان ببینید. در غیر این صورت ، فعل و انفعال بین الکترون و پوزیترون نشان می دهد که دو ذره خروجی دارای لحظه ای هستند که می توانند تصاویر آینه ای باشند (منعکس شده به عمودی که از نقطه رئوس عبور می کند ، زمانی که زمان محور عمودی است) از آنهایی که در نمودار واقعی فاینمن قرار دارند. (که می توانید آن را با نمودار دوم فاینمن در تعامل بین دو الکترون مقایسه کنید) یا دو ذره ورودی با حرکت صفر به عنوان خطوط عمودی نشان داده می شود.
من تعجب می کردم که چگونه هر ذره (در تعامل بین الکترون و پوزیترون) که بار ذره دیگر را دارد "می داند"؟
بیایید فرض کنیم الکترون و پوزیترون دارای سه حرکت صفر هستند
فوتون مجازی (که انرژی و سه تکانه برای آن مستقل است ؛ یعنی روی پوسته جرم قرار نمی گیرند) در راس الکترون-فوتون-الکترون مجازی برای حفظ چهار تکانه و در نتیجه سه حرکت است ، دارای یک سه حرکت مخالف با سه حرکت در راس فوتون-الکترون پوزیترون-مجازی است. که متناقض نیست زیرا فوتون ها مجازی هستند.
ضمناً ، این دو برهم کنش در راسها به دلیل خط فوتون مجازی افقی و موج دار همزمان اتفاق می افتند (زمان عمودی است). فوتون مجازی ساطع یا جذب نمی شود (یا هر دو همزمان). فقط آنجاست.
بنابراین چگونه فوتون مجازی [یک فوتون واقعی (که در واقع یک فوتون مجازی بسیار نزدیک به پوسته جرمی آن است) هیچ تفاوتی بین + یا - بارها ایجاد نمی کند به یک ذره اجازه می دهد تا بداند که بار ذره دیگر از کدام بار الکتریکی برخوردار است؟
آیا قدرت اتصال به آن ربطی دارد؟
بنابراین دانشجو معمولاً با گفتن اینکه ذرات مجازی "واقعی" نیستند و فقط وسیله ای محاسباتی برای انجام تئوری آشفتگی هستند ، به چنین سوالاتی کاملا منطقی پاسخ می دهند. اما به نظر نمی رسد که این واقعاً پاسخگوی "روح" Question شما باشد: وقتی الکترون و پوزیترون با هم ارتباط برقرار می کنند ، مشخصاً چیزی وجود دارد که "به آنها اجازه می دهد تا بدانند" بار یکدیگر چیست: الکترونی که به پوزیترون نزدیک می شود رفتاری متفاوت دارد الکترون نزدیک به الکترون حرکت کرد. معمای شما این است: اگر تنها چیزی که تعامل بین الکترون ها را تعریف می کند یک فوتون مجازی است ، پس آنها از کجا شارژ یکدیگر را می دانند؟
پاسخ اساساً این است: فقط فوتون مجازی نیست که تعامل را تعریف می کند. الکترونها همچنین می دانند که هامیلتونین چیست یا "در تعامل اطلاعات بیشتری از آنچه فوتون مجازی در خود حمل می کند وجود دارد". با این وجود شما تصمیم می گیرید که این مورد را در تجسم خود از چگونگی تعامل ذرات متصل کنید ، به شما بستگی دارد ، اما این محدودیت های تجسم برهم کنش الکترومغناطیسی را به عنوان "یک فوتون که به عقب و جلو تف می شود" و هیچ چیز دیگری برجسته می کند.
در اینجا هیچ فوتون مجازی به عنوان یک موجود فیزیکی وجود ندارد. نه تنها نه جذب می شود و نه ساطع می شود ، بلکه به عنوان هیچ چیز فیزیکی وجود ندارد . این به معنای واقعی کلمه فقط یک خط در نمودار فاینمن است. این نشان دهنده یک حالت میانی "ساختگی" است که از حالت واقعی سیستم در هر زمان متمایز است ، همانطور که در این پاسخ در مورد رابطه بین ذرات مجازی و حالتهای میانی بحث کردم. فوتون مجازی نمی تواند همان چیزی باشد که "بار" ذرات را به یکدیگر "ارتباط" می دهد زیرا در یک توصیف بدون اختلال وجود ندارد (یا حتی در یک توصیف مزاحم که نمودارها را ترسیم نمی کند ، بنابراین ما را واضح نمی دهد) خط برای غوطه وری با هستی شناسی فوتون).
در یک روند نسبتاً شرم آور ، ما فضای ایالت ها را برای یک نظریه میدان کوانتومی متقابل دلخواه نمی دانیم. با قضیه هاگ ، این مساوی با فضای آزاد حالاتی نیست که ذراتی که دوست داریم در مورد آنها صحبت کنیم ، زندگی می کنند. "الکترون ها" ، "پوزیترون ها" ، "فوتون ها" ، آنها در حد نظریه ای زندگی می کنند که در آن فاصله بسیار زیادی دارند و می توان آنها را به طور موثر توصیف کرد که تعامل ندارند. فضاهای متقابل پیچیده هستند - گاهی اوقات آنها مانند فضای آزاد به نظر می رسند ، اما با توده های مختلف ، و گاهی اوقات ممکن است به هیچ وجه شبیه یک فضای Fock نباشند ،
بنابراین این Question که "چگونه" ذرات متقابل بارهای یکدیگر را می دانند با این واقعیت که ما حتی توصیف خوبی از وضعیت ذرات هنگام تعامل نداریم ، پیچیده است. حتی ممکن است هیچ ذره ای از ذرات "ذره" قابل تشخیص در حالت فعل و انفعال وجود نداشته باشد. ذرات.
تکامل زمانی در نظریه های کوانتوم و به ویژه نظریه های میدان کوانتومی ، یک جعبه سیاه است که به طور رسمی توسط لاگرانژی (یا همیلتونین) نظریه مشخص شده است. این برای محاسبه پیش بینی های حیرت انگیز دقیق از نتایج فعل و انفعالات شبه پراکندگی کافی است ، و این بسیار کمتر از آنچه در نگاه اول تصور می شود محدود است (رجوع کنید به عنوان مثال برنامه های QFT در تئوری ماده چگال در مقایسه با آزمایش های با انرژی بالا). اما این جعبه سیاه هیچ تفسیری قابل خواندن توسط انسان و هیچ داستانی از "چگونه" تعامل اتفاق نمی افتد.
شاید این یک نقص در تئوری ما باشد ، نشانه این که ما هنوز هم می توانیم بهتر عمل کنیم. اما شاید این نشانه ای از کمبود در طبیعت باشد - هیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندارد که طبیعت در رژیم کوانتومی باید به گونه ای رفتار کند که بتواند توسط شهود و زبان طبیعی ما ضبط شود که در جهانی شکل گرفته است که از نظر ظاهری کاملاً کلاسیک به نظر می رسد.
یک فوتون به خودی خود فقط یک مجرای انرژی و حرکت است. در پراکندگی کامپتون ، جایی که فقط یک فوتون واقعی درگیر است ، الکترون ضرب شده و منحرف هیچ نشانی از این ندارد که اشعه ایکس از یک اتم گرفته شده است یا از یک ضد اتم! این دقیقاً همان کار را انجام می دهد.
وقتی الکترون را از الکترون / پوزیترون پراکنده می کنید (برای جلوگیری از نمودارهای عرضی ممکن است ذره قابل تحمل شارژ را μ + یا μ- قرار دهید) با مبادله فقط یک فوتون مجازی به کمترین مرتبه ، همانطور که می بینید دامنه ها کار می کنند ، پاسخها یکسان هستند ، به جز اینکه دامنههای بیش از حد با علامت منفی متفاوت هستند ، همانطور که توسط پتانسیل کولن که در حد نرم دامنه متولد می شوید محاسبه می شود . از نظر شارژ درجه دو است ، بنابراین بسته به منبع (μ + یا μ-) علامت چرخش می کند.
در هر نمودار و در هر راس ، همان نوع فوتون ها به ذرات مثبت و منفی زوج می شوند و انرژی و حرکت حفظ می شود. تنها کنجکاوی فوتونهای مجازی (داخلی) این است که آنها حالتهای بدون جرم ندارند ، اما چه کسی اهمیت می دهد؟ اگر بسته به سطح مقطع فقط نگاه کنیدe4، شما باید هیچ تفاوتی ببینید. (به یاد بیاورید بخش مقطعی رادرفورد نشانه شارژ هسته ای را نمی خواند)
در نمودار درختی الاستیک پراکنده ، سینماتیک کاملاً ثابت است. اگر e و μ اولیه در حالت استراحت باشند ، همانطور که در بینایی شما مشاهده می شود ، آنها فقط می توانند یک فوتون مجازی از حرکت صفر و انرژی صفر را مبادله کنند ، زیرا محصولات خروجی نمی توانند انرژی را ذخیره کنند و در حالت آرام قرار نگیرند.
تصویر

ارسال پست