رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه


Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی edwardfurlong در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 17:51

stanly نوشته است:با لاورنس کراوس همنظرم که پرسش "چرا" در این موارد بی معنیه!

اگر داخل جعبه فکر کنی آره.
“I’m not the one who’s wrong. What’s wrong… is the world.”
نماد کاربر
 
سپـاس : 1239

ارسـال : 3284


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی paradoxy در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 18:07

ادوارد جان، جواب دین برای این پرسش چیه؟ آیا چیزی بجز همچین جوابایی رو در دین میبینیم :
هدف از خلقت، عبادت خداوند است.
هدف از خلقت، لطف خدا به انسان است.
هدف از خلقت ....

واقعا یه جواب قانع کننده دینی هم نداریم! نه علم و نه دین، فعلا یه جوابی که واقعا به دل بشینه و قانع کنه ندارن. این مشکل علم یا حتی دین نیست.
Consider All Possibilities, Or Forget To Find Reality
 
سپـاس : 596

ارسـال : 1253


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 10 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی edwardfurlong در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 19:04

عارف ها میگن جوابی دارن ولی جواب رو نمیتونن بگن!
اینکه سیستم فکری یک شخص طوری باشه تا حقیقت رو درک کنه ممکنه.
ولی امثال مولانا واقعا نادر هست و شاید دیگه کسی مثلش نیاد.
“I’m not the one who’s wrong. What’s wrong… is the world.”
نماد کاربر
 
سپـاس : 1239

ارسـال : 3284


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی Grotesque در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 21:18

هدف آمدن من چه بود؟
من سوال دیگری میپرسم که متضمن پاسخ من به این پرسش است:
مگر قبل از من اصلا چیزی بود که هدفی هم داشته باشد؟
 
سپـاس : 19

ارسـال : 18


نام نویسی: 95/8/7

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی edwardfurlong در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 21:27

Grotesque نوشته است:هدف آمدن من چه بود؟
من سوال دیگری میپرسم که متضمن پاسخ من به این پرسش است:
مگر قبل از من اصلا چیزی بود که هدفی هم داشته باشد؟

قبل از تو خیلی های دیگه اومدن که این سوال رو داشتن و به نتیجه نرسیدن.
سوالت رو دقیقتر بپرس. من خیلی برداشتها میکنم.
“I’m not the one who’s wrong. What’s wrong… is the world.”
نماد کاربر
 
سپـاس : 1239

ارسـال : 3284


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی Grotesque در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 21:32

edwardfurlong نوشته است:
Grotesque نوشته است:هدف آمدن من چه بود؟
من سوال دیگری میپرسم که متضمن پاسخ من به این پرسش است:
مگر قبل از من اصلا چیزی بود که هدفی هم داشته باشد؟

قبل از تو خیلی های دیگه اومدن که این سوال رو داشتن و به نتیجه نرسیدن.
سوالت رو دقیقتر بپرس. من خیلی برداشتها میکنم.



من پاسخ میدهم به سوالی که میگوید هدف از آمدن من چه بود.
من میگویم, قبل از من چیزی نبود که هدف معنا داشته باشد. هدف یعنی همانچه من هدفش مینامم. خارج از وجود من همه چیز روی هم فرومیغلتد و فرومیریزد و معنایی ندارد.
 
سپـاس : 19

ارسـال : 18


نام نویسی: 95/8/7

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی edwardfurlong در شنبه 23 ارديبهشت 1396 - 23:33

این دیدگاه تک بعدیه. جواب قویتر؟
“I’m not the one who’s wrong. What’s wrong… is the world.”
نماد کاربر
 
سپـاس : 1239

ارسـال : 3284


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی Litmus در شنبه 6 خرداد 1396 - 15:53

edwardfurlong نوشته است:عارف ها میگن جوابی دارن ولی جواب رو نمیتونن بگن!
اینکه سیستم فکری یک شخص طوری باشه تا حقیقت رو درک کنه ممکنه.
ولی امثال مولانا واقعا نادر هست و شاید دیگه کسی مثلش نیاد.

بله این گفته در تفکر عرفا وجود داره که ذهن می تونه با انجام تمریناتی استحقاق و ظرفیت درک هدف از خلقت و رموز اون رو درک کنه
اما بین خود عرفا هم سلسله مراتبی هست بنا به میزان درک اونها از پدیده های هستی
به نظرم این حرفشون هم منافاتی با منطق نداره
همون طور که تصور انیشتین از فضا و زمان برای کمتر کسی به معنای حقیقی قابل درکه ، ممکنه یک عارف هم به سطح ادراک خاصی از کائنات رسیده باشه که برای فرد عادی قابل فهم و لمس نیست
برای همینه که ادعا میکنن از بسیاری حقایق آگاهند و نمی تونن بگن(یعنی ذهنی نیست که پتانسیل فهم اون رو داشته باشه)

در هر صورت به قول پارادوکسی برای خلقت نه جواب قانع کندده ای از فلاسفه،نه دانشمندان علوم تجربی و نه عرفا داریم

این همه هم که درین باره حرف شده راه به جایی نبرده ایم
به قول
.......ره زین شب تاریک نبردند برون..........گفتند فسانه ای و درخواب شدند
در دایره ی عمر پی گوشه ی امنی؟!
بیهوده مجو دایره ها کنج ندارند
نماد کاربر
 
سپـاس : 32

ارسـال : 28


نام نویسی: 96/2/25

مرد

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی Raman در پنجشنبه 18 خرداد 1396 - 23:32

آن چیزی که به اسم جهان ما میشناسیم تقریبیست از یک ایده کامل و هماهنگ که در ذهنمون نقش بسته است.و گرنه دست کم بنا به فیزیک کوانتوم.دنیای ذرات یا به عبارت دیگر زیربنای هستی دنیای عدم قطعیت ها و بی نظمی های هولناکست.همه چیز در یک عدم قطعیت فرو میریزد.واقعا عجیبه جهان قابل درک باشه!نه؟!یا شایدم ما فکر میکنیم جهان قابل درکه.نظر شخصی من درمورد جهان هستی اینه که همه چی امکان داره و میتونه اتفاق بیوفته.بازی لگو بازی جالبیست.همه ذرات هستی(به قول لایبنیتس موناد)مث لگو میمونه میتونیم هر طوری که دوس داشته باشیم اونارو عوض کنیم.ما میتونیم قوانین طبیعت را دستکاری کنیم و...قوانینی که ما میشناسیم شاید در حقیقت پیامش اینست که راه رو داریم اشتباه میریم..قانونی درکار نیست همه چیز صرفا یک توصیف آماریه برای بقای ما و برای پیش ینی از خطراتی که نسل گونه انسان را تهدید میکنه.همین!عجیبه که ما دنبال معادلات و مدلهای ساده ای میگردیم که جهانو توصیف کنه(اصل بنیادین)و به نظرم در نهایت این اصل بنیادینم وجود نداره.(ذهن آگاهانه و نا آگاهانه سادگی و آزادی از قید هر قانونی را میپسنده).
 
سپـاس : 3

ارسـال : 5


نام نویسی: 96/3/12

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در پنجشنبه 18 خرداد 1396 - 23:42

Raman نوشته است:آن چیزی که به اسم جهان ما میشناسیم تقریبیست از یک ایده کامل و هماهنگ که در ذهنمون نقش بسته است.و گرنه دست کم بنا به فیزیک کوانتوم.دنیای ذرات یا به عبارت دیگر زیربنای هستی دنیای عدم قطعیت ها و بی نظمی های هولناکست.همه چیز در یک عدم قطعیت فرو میریزد.واقعا عجیبه جهان قابل درک باشه!نه؟!یا شایدم ما فکر میکنیم جهان قابل درکه.نظر شخصی من درمورد جهان هستی اینه که همه چی امکان داره و میتونه اتفاق بیوفته.بازی لگو بازی جالبیست.همه ذرات هستی(به قول لایبنیتس موناد)مث لگو میمونه میتونیم هر طوری که دوس داشته باشیم اونارو عوض کنیم.ما میتونیم قوانین طبیعت را دستکاری کنیم و...قوانینی که ما میشناسیم شاید در حقیقت پیامش اینست که راه رو داریم اشتباه میریم..قانونی درکار نیست همه چیز صرفا یک توصیف آماریه برای بقای ما و برای پیش ینی از خطراتی که نسل گونه انسان را تهدید میکنه.همین!عجیبه که ما دنبال معادلات و مدلهای ساده ای میگردیم که جهانو توصیف کنه(اصل بنیادین)و به نظرم در نهایت این اصل بنیادینم وجود نداره.(ذهن آگاهانه و نا آگاهانه سادگی و آزادی از قید هر قانونی را میپسنده).

نظرتون عجیبه و من شاید چندان نپسندمش! ولی قبول دارم که حداقل در دنیای ریز ذرات این رفتار آماری بُروز می کنه ولی در عین حال قائلم که یه قانون کلی تری همیشه می تونه درک ما از جزء رو تحت تأثیر قرار بده و اونو ارتقاء بده smile020
در فکر رو و کم گو، چون عقل عجول ای جان........... هرگز... مَبَرد... پی بر.. اسرار.. شکیبایی
اندرزِ جوانشیری.. خوش.. بشنو و محرم شو........... باشد که ببینی خود، آن چهره ی حورایی
نماد کاربر
 
سپـاس : 373

ارسـال : 988


نام: محمد جوانشیری
سن: 31 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی Raman در جمعه 19 خرداد 1396 - 00:13

قوانینی که در برهه ای زمان بردیدگاهمون نسبت به جهان مسلط هستن(قوانین طبیعت)در حقیقت محدودیتهایی رو باخودشون خواهند آورد.اینکه به ما میفهمانند که ورای این قوانین ناممکن های ما هستند.ولی جالب اینجاست که چرا ساختار ظریف و پیچیده ای مانند مغز انسان ها اینطور فرگشت یافته است(با استفاده از همان قوانین احتمالی) که دنبال یک اصل واحد برای توجیه و پیش بینی همه پدیده های طبیعت است(دست کم در روند تاریخ علم فیزیک اینطوری بوده است).مگر مغز و کارکرد آن جزیی از طبیعت نیست؟!آیا طبیعت سعی نداره ای واقعیتو به ما بگه(از طریق کارکرد مغز)که سادگی یک اصل بنیادین در طبیعته؟!و حتی در حالت افراطی تر ممکنه هیچ اصلی وجود نداشته باشه!جهان و هستی در عدم قطعیت محض باشه.نتیجه اش:همه چیز ممکنه!
 
سپـاس : 3

ارسـال : 5


نام نویسی: 96/3/12

ذکر نشده

Re: رابطه ی فیزیک جدید و فلسفه

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 19 خرداد 1396 - 00:23

Raman نوشته است:قوانینی که در برهه ای زمان بردیدگاهمون نسبت به جهان مسلط هستن(قوانین طبیعت)در حقیقت محدودیتهایی رو باخودشون خواهند آورد.اینکه به ما میفهمانند که ورای این قوانین ناممکن های ما هستند.ولی جالب اینجاست که چرا ساختار ظریف و پیچیده ای مانند مغز انسان ها اینطور فرگشت یافته است(با استفاده از همان قوانین احتمالی) که دنبال یک اصل واحد برای توجیه و پیش بینی همه پدیده های طبیعت است(دست کم در روند تاریخ علم فیزیک اینطوری بوده است).مگر مغز و کارکرد آن جزیی از طبیعت نیست؟!آیا طبیعت سعی نداره ای واقعیتو به ما بگه(از طریق کارکرد مغز)که سادگی یک اصل بنیادین در طبیعته؟!و حتی در حالت افراطی تر ممکنه هیچ اصلی وجود نداشته باشه!جهان و هستی در عدم قطعیت محض باشه.نتیجه اش:همه چیز ممکنه!

اون اصل وجود داشته باشه یا نه، تلاش برای رسیدن بهش مقدس و پیش برنده ی علومه. اگه اون هدف و این تلاش نباشه که پیشرفت علوم هم متوقف میشه و اصل کلی تبدیل میشه به: "هر چه بادا باد!"
در فکر رو و کم گو، چون عقل عجول ای جان........... هرگز... مَبَرد... پی بر.. اسرار.. شکیبایی
اندرزِ جوانشیری.. خوش.. بشنو و محرم شو........... باشد که ببینی خود، آن چهره ی حورایی
نماد کاربر
 
سپـاس : 373

ارسـال : 988


نام: محمد جوانشیری
سن: 31 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

قبلی

بازگشت به فیزیک مدرن

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 1 مهمان