روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

لطفا تا آخر بخوانید:
شخصيت واقعى آدمى را، جوهر مستقلى به نام «روح» تشكيل مى دهد كه هم چون گنجى در ويرانه ى تن پنهان، و سرچشمه ى عقل، ادراك، شعور و احساس انسانى است; چنان كه مولانا مى گويد:
هست اندر اين تن جرم صغير *** روح رخشانى و دنياى كبير
روح چون گنجى زير دره اى *** آفتابى در دل يك ذره اى
جان گشايد سوى بالا بال ها *** تن فكنده در زمين چنگال ها
دلايل روشن و بى شمار عقلى و نقلى بر اثبات روح انسانى وجود دارد كه به نمونه هايى از آن اشاره مى شود:
دلايل عقلى
1. ما در هر چيز كه شك و ترديد داشته باشيم در اين موضوع ترديدى نداريم كه «وجود داريم». علم ما به خودمان «علم حضورى» است; يعنى من پيش خودم حاضرم و از خود جدا و غايب نيستم. آگاهى از خودمان از روشن ترين معلومات ماست كه احتياج به استدلال ندارد. اين «من»، از آغاز تا پايان عمر، يك واحد بيش تر نيست «من امروز» همان «من ديروز» و «من بيست سال قبل» است. اكنون ببينيم اين موجود واحدى كه سراسر عمر را پوشانده است چيست؟ آيا ذرات و سلول هاى بدن و يا مجموعه ى سلول هاى مغزى و فعل و انفعالات آن است؟ اگر اين هاست كه در طول عمر و تقريباً در هر هفت سال يك بار تمام آنها تعويض مى گردند. در هر شبانه روز ميليون ها سلول در بدن ما مى ميرند و ميليون ها سلول تازه جانشين آنها مى شوند، همانند ساختمانى كه تدريجاً آجرهاى آن را بيرون آورند و آجرهاى تازه جاى آن بگذارند. اين ساختمان بعد از مدتى به كلى عوض مى شود; بنابراين يك انسان هفتاد ساله، تقريباً ده بار تمام اجزاى بدنش عوض شده; لذا اگر همانند مادى ها انسان را فقط جسم و دستگاه هاى مغزى و عصبى و خواص فيزيكى و شيميايى آن بدانيم، بايد اين شخص، آن شخص سابق نباشد; در حالى كه هيچ وجدانى اين سخن را نمى پذيرد. از اين جا روشن مى شود كه غير از اجزاى مادى، يك حقيقت واحد و ثابت در سراسر عمر وجود دارد كه تعويض نمى شود و اساس وجود ما را تشكيل مى دهد و عامل وحدت شخصيت ماست.[1]
2. اگر انسانى در يك باغ وسيع، آرام و با هواى مناسب و بدون مزاحم و پديده اى كه جلب توجه كند، قرار گيرد، در مقام آسايش كامل كه از همه ى اشياى اطراف و حتى از اعضا و جوارح خود غافل شود، يك چيز همواره در كانون توجهش قرار دارد و آن همان خود و روح اوست كه در اوج فراموشى مطلق، خود را فراموش نمى كند و اصولا در هيچ جا، نه در اوج لذت و نه در حفيض اندوه و غم.[2]
3. هر انسانى، كارها، اموال و اعضاى خود را به «من» نسبت مى دهد مانند: ديدم، انجام دادم، كتاب من، دست و پا و سر من. اين چه واقعيتى است كه حتى اعضاى بدن به او تعلق دارد و غير از اعضاى بدن است، اين همان روح انسانى است.[3]
4. دليل چهارم، يك دليل فلسفى محض است كه مطلق نفس (اعم از انسانى، حيوانى و نباتى) را ثابت مى كند. جان داران و موجودات پيرامون ما هر كدام آثار و كارهاى مختلف و متعدد مخصوص به خود بروز مى دهند; مانند: حس كردن، حركت هاى متفاوت، رشد و نمو، توليد مثل و رفتارهايى كه مخصوص يك فرد خاص است. مبدأ و ريشه ى اين آثار، ماده و هيولاى مشترك و صور جسميه نيست; زيرا در اين صورت تمام آثار يكسان مى بود; پس حتماً يك موجود مجرد و غيرمادى در كار است كه وجودش با ساير وجودهاى يكسان و مشابه فرق مى كند و آن همان نفس است.[4] صور نوعيه، علت بروز واكنش هاى خاص يك نوع مى شود، لكن هيچ گاه نمى تواند در جايگاه نفس باشد; چون نفس منشأ آثار ويژه ى فردى است، نه مربوط به تمام افراد يك نوع; به قول مرحوم صدرالمتألهين:
هر نيرويى كه موجب بروز آثارى ناهمگون شود، همان نفس است.[5]
مثلا احمد و محمود در جسمانيت، انسانيت، شكل ظاهرى و... يكسان اند، اما هر كدام داراى اخلاق، رفتار و واكنش هاى ويژه ى خود هستند.
دلايل نقلى
1. قرآن كريم در آيات مختلف به وجود روح اشاره نموده است، مانند:
(فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ[6]); هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد.
(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طِين ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرار مَكِين ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.)[7]; و ما انسان را از عصاره ى گل آفريديم; سپس او را نطفه اى در قرارگاه مطمئن -رحم- قرار داديم. سپس نطفه را به صورت علقه -خون بسته -و علقه را به صورت مضغه -چيزى شبيه گوشت جويده شده-... در آورديم سپس آن را آفرينش تازه اى داديم. پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است.
(فَإِذا سَوَّيْتُهُ) يعنى مربوط به ساختمان جسمى انسان و (وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي)مربوط به آفرينش روح انسانى و (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ...)مربوط به آفرينش جسم و بدن و (ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً) مربوط به آفرينش روح انسان است.
مراحلى كه ميان گل خالص (سُلالَة مِنْ طِين) و پوشاندن استخوان ها به وسيله ى گوشت (فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً) قرار دارد، يك نوع تكامل و حركت مادى است; اما در مرحله ى (ثُمَّ أَنْشَأْناهُ...) حركت و تكامل فرق دارد; زيرا به جاى (خَلَقْنَا) با لفظ (أَنْشَأْناهُ) تعبير شده كه به معناى ابداع و آفرينش بى سابقه است كه با مراحل قبلى متفاوت است و اين جاست كه خداوند خود را مى ستايد.[8]
2. در برخى از آيات، از مرگ به «توفّى» تعبير شده است:
(اللّهُ يَتَوَفَّى الاَْنْفُسَ حِينَ مَوْتِها)[9]; خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كند.
«تَوَفَّى» از ماده ى «وَفَّى» به معناى قبض و دريافت كردن است، نه از ماده ى «فوت» به معناى نابودى[10]. پس اين آيه به جسم و روح داشتن انسان و ماندگارى روح نزد خداوند تصريح دارد.
اگر همه ى حقيقت انسان، جسم و بدن آن مى بود، هنگام مرگ چيزى نمى ماند تا ملائك اقدام به قبض و دريافت آن كنند; بنابراين، هنگام مرگ، جسم در خاكدان مى ماند و روح نزد يزدان مى رود.
3. مسأله ى وجود روح و ماندگارى آن پس از مرگ، در كلام امام على(عليه السلام)به صورت روشنى بيان شده است:
و صارَتِ الاجسادُ شَجَبةً بَعد بَضَّتِها و العظامُ نَخِرَةً بَعد قُوّيِّها و الارواحُ مُرْتَهنَةً بثقْلِ اعبائها[11]; بدن ها پس از آن طراوت، پوسيده و خاك شدند، استخوان ها پس از نيرومندى پوسيده شدند; اما روح ها در گرو سنگينى اعمال مانده اند.
اين جمله ى نورانى، هم اصل وجود و هم بقا و جاودانگى روح را بعد از جدايى و فرسوده شدن بدن مى رساند.
در آخر:
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند.

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .

آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند !

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند !!

آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!

آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

اقا داوود یه شرطی گذاشتی که اگر خدای ناکرده بمیری هم باز برنده بحث باشید - هیچ کسی تا علت مرگش را پزشک قانونی ننویسه قابل قبول نیست
حتی اگر اینطور باشه که شما می فرمایید، اگر من طی سه روز اعلامی بنا به یک علت طبیعی هم بمیرم، به نظرم برای افرادی که پذیرای شک به عقاید خودشون هستن، این مسئله میتونه روشن گر باشه. چون من مشکل و مریضی خاصی ندارم. سنم هم بالا نیست. بنابرین اگر تصادفا طی این سه روز بمیرم، مقداری شک بر انگیز هستش، نیست؟ یعنی از قضا سر این سه روز بمیرم، اگرچه وجود روح مطلقا ثابت نمیشه ولی به نظرم میتونه شک ایجاد کنه برای افراد پذیرای حقیقت. اگر راه دیگه ای میشناسید برای اثبات جن و پری، بفرمایید؛ چیزی که من نتونم حرف توش در بیارم. وگرنه خیالتون راحت، به هیچ وجه آرزوی مرگ ندارم.

اولاً جن بیکار نیست بیاد تورو بکشه شما تصور کن یک موجود سومی با تو ارتباط برقرار کند و از شما بخواهد یکی از هم نوعانش رو بکشید.....
من فکر میکردم ماجرای جنگیری، و جادوگری و ... که گفتید رو باور دارید. بالاخره اینها یک سری قدرت ماوراطبیعی دارند دیگه. بهشون بگید هر قدرتی دوست دارن به سر ما بیارن تا زمان اعلامی، یا هر کسی که داره این پست رو میخونه یکم روشن گری بشه برای شخص خودم.
مثل حدس گلدباخ که مثال نقضی برای اون پیدا نشد
حدس گلدباخ چیکار داره به وجود جن و پری؟ این حدس حداقل از نظر ریاضی قابلیت نقض شدن یا اثبات شدن رو داره. جن و پری چی؟ حداقل حدس گلدباخ این هستش که اگر باور نداشته باشمش، میتونم برای اعداد مختلف تستش بکنم ببینم چقدر جواب میده. اونوقت که جوابای درست زیادی داد باورش کنم. جن و پری رو چطور تست کنم؟
ولی ما در برنامه عصر جدید دیدیم که مادری با فرزندش تله پاتی داشت
اینا که چیزی نیست. آقای دیوید کاپرفیلد جلوی یه مشت آدم از توی دیوار رد میشد. تلپاتی که چیزی نیست. ولی دیوید کاپرفیلد تردست بود. این مادر و فرزند هم تلپاتی ندارند، من حتی به خودم زحمت نمیدم لینک رو ببینم. همینطور ندید میگم یا با عوامل برنامه هماهنگ بودن، یا اشاره ای چیزی بینشون رد و بدل شده در قالب غیر زبانی، مثلا با حرکات چشم، یا کلا از قبل خودشون با خودشون هماهنگ کردن که چیکار کنند، و n تا حدس منطقی و پذیرفتنی تر نسبت به "تلپاتی"!
ما از مشاهدات و کتابی که از نظر تمام صاحب نظران چه ایرانی و چه خارجی کتاب حق است وجود روح و جن رو در میابیم
باز هم برگشتیم به پله اول. ببینید، هیچ مشاهده ایزوله شده و آزمایشگاهی ای برای جن و پری وجود نداشته و نخواهد داشت. که اگر داشت خب میدیدیم و دیگه اصلا این بحث معنایی نداشت، تمام آدمای توی دنیا جن و پری رو قبول میکردن. اگه دقت کنید، تمام این مشاهدات تحت شرایط روانی خاصی بوده. مثلا وقتی افراد استرس خاصی داشتن. یا تحت شرایط محیطی خاصی بوده. مثلا جایی که رمال تاریک کرده و انواع طلسم ها و ... رو گذاشته که مخاطب رو از نظر روانی آماده کنه و هر چی که خواست بهش تلقین کنه. چرا کسی روز روشن، وسط خیابون توی یه مکان شلوغ جن نمیبینه؟ چرا مشاهده های معتبر تری نسبت حرفای عمه کلثوم، و دختر همسایه نداریم؟ اگر انقدر مشاهده جن بارز و ساده هستش، خب فرابخونیدشون. من به تمام اجنه دنیا ازینجا اعلام میکنم که بیان پیشم. بامن صحبت کنند. خسته شدم از این دنیای خشک فیزیکی و مادی. در مورد کتاب هم توضیح دادم. دقت کنید، توی یک بحث عقلی، یک کتاب نمیتونه اثبات کننده چیزی باشه. ما دنبال ادله عقلانی هستیم، نه منبع معتبر. ضمن این که اگر نقل اعتبار دادن به منبعی که شما گفتید بود، دیگه اصلا بحثی نداشتیم. همونطور که گفتم، با فرض گذاشتن درست بودن قرآن، وجود روح، جن و ... اتوماتیک اثبات میشه و نیاز به بحث نداره. حالا شما گریم فرض کن که ما قبول نداریم یک کتاب رو و میخوایم ببینیم عقلانی وجود جن و ... قابل قبول هست یا نه. بحث در مورد اون کتابی که شما مرجع گرفتی تاپیک جدایی میطلبه.
آخرین ویرایش توسط Paradoxy دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۰۵:۵۸, ویرایش شده کلا 2 بار

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

آقای عاشوری من لازم میدونم که از شما تشکر کنم، ازین جهت که حداقل شما متوجه هستید که به چه شکل باید به یک سوال عقلانی پاسخ بدید.
اگر اين هاست كه در طول عمر و تقريباً در هر هفت سال يك بار تمام آنها تعويض مى گردند.
سلول های مغز در طول حیات فرد، بدون تغییر باقی میموند. این سلول ها قابلیت ترمیم ندارن و جایگزین نمیشن.
يك چيز همواره در كانون توجهش قرار دارد و آن همان خود و روح اوست كه در اوج فراموشى مطلق، خود را فراموش نمى كند و اصولا در هيچ جا، نه در اوج لذت و نه در حفيض اندوه و غم
چیزی که می فرمایید، تعریف خودآگاهی هستش که از مغز و ساختار پیچیده اون ناشی میشه. وقتی فرد میخوابه، یا زمانی که فرد مواد مخدر مصرف میکنه، یا به هر ترتیبی از خود بیخود میشه، این فرمایش شما دیگه درست نیست. یعنی فرد دیگه در کانون توجه خودش نیست تحت این شرایط. بنابرین "هیچ جا" که می فرمایید، صحیح نیست. اما علت این امر خیلی ساده تر از روح هستش. به جای این که فرض کنیم وقتی فرد مواد رو زد، و روحش از بدنش رفت هوا و نمیدونم روحه، خودش رو فراموش کرد و دیگه تو کانون توجه خودش نبود (!)، میتونیم اثر مواد مخدر رو روی مغز بررسی کنیم و ببینیم که بله، فلان ماده مخدر روی بخش خودآگاهی مغز اثر میزاره و فرد اون حسی که شما ازش صحبت کردید رو از دست میده.
3. هر انسانى، كارها، اموال و اعضاى خود را به «من» نسبت مى دهد مانند: ديدم، انجام دادم، كتاب من، دست و پا و سر من. اين چه واقعيتى است كه حتى اعضاى بدن به او تعلق دارد و غير از اعضاى بدن است، اين همان روح انسانى است.[3]
چیزی که می فرمایید، برای اثبات روح نمیتونه به کار بره. این که فرد اعمالی که انجام داده رو به خودش نسبت میده از دو عامل ناشی میشه.
1. خودآگاهی 2. حافظه. حداقل مکان حافظه، در مغز انسان که همون قشر خاکستری مغز هست کاملا مشخصه. در مورد خودآگاهی اطلاعی ندارم، من فیزیکی هستم نه بایولوژیست. اما در این حد میتونم به شما بگم که اگر هر یک از این دو عامل بالا در مغز دچار اختلال بشه، دیگه فرد اعمالی که انجام داده رو به خودش نسبت نمیده. کسایی که آلزایمر دارن فراموش میکنن چه کارایی کردن و دیگه نمیگن ما فلان کردیم. کسی هم که خودآگاهی رو از دست داده بلکل تعطیل میشه.
هر نيرويى كه موجب بروز آثارى ناهمگون شود، همان نفس است.[5]
صدرالمتألهين از فلاسفه ای هستش که من دوستش دارم. اما در این مورد با ایشون مخالف هستم. ببینید مغز جان داران، و ساختار بدنی اون ها با هم فرق داره. اصلا سراغ حیوان ها نریم. حتی اثر انگشت من و شما بهم فرق داره. دیگه حساب کنید مغز ما باهم چقدر فرق داره. این تفاوت در ساختار مغز، نسبت هورمون های موجود در بدن، شرایط محیطی و ... هستش که باعث میشه هر کدوم از ما، رفتار های متفاوتی رو از خودمون بروز بدیم. به عبارت دیگه ادعای من این هستش که اگر شما بتونید دو انسان 100% مشابه، از تمام نظر ها (ساختار مغز، هورمونی، ژنتیکی، حافظه و ...) رو در یک محیط یکسان قرار بدید، قطعا این دو رفتار یکسانی از خودشون نشون میدن. (هرچند به عنوان یک فیزیکی میتونم به شما بگم که ساختن دو انسان 100% مشابه از نظر کوانتوم محال هستش، فکر میکنم تاپیکش زده شده قبلا.) و دقت کنید این که تفاوت در مغز و حافظه، سبب میشه که فرد دست به کار های مختلفی بزنه یه امر کاملا بدیهی به حساب میاد که حتی به اثبات نیازی نداره. یعنی ما حتی لازم نیست دو شخص مختلف رو باهم مقایسه کنیم. یک شخص، بسته به حافظه و تجربیاتی که از قبل داره، خودکار دست به کارهای مختلفی میزنه. مثلا من تجربه کسب کردم که اگر دستم رو ببرم روی بخاری، دستم میسوزه. خب بعد از این تجربه، دیگه محاله دستم رو ببرم رو بخاری. من همون فردم، با همون مغز و ... . فقط حافظم تغییر کرده و همین حافظه خالی باعث میشه که دست به کار متفاوتی برسم. حالا شما دوتا فرد رو در نظر بگیر که تقریبا هیچیشون مشترک نیست. پر واضحه که این ها رفتار های مختلفی از خودشون نشون میدن. اصلا چرا جای دور بریم و به مغز و ... بپردازیم. دوتا تیکه چوب تحت شرایط محیطی مختلف، رفتار های مختلفی رو از خودشون نشون میدن. یک چوب که در معرض آتش قرار گرفته، شروع میکنه به سوختن و خاکستر میشه. چوبی که تنه درخت رو تشکیل داده، رشد می‌کنه و بزرگتر میشه. یه تیکه چوب کنار خیابون هم بی تغییر باقی میمونه. حالا اگه میخواید بگید هر تیکه چوب، روح داره و روح این چوب ها رفتار های متفاوتی رو از خودشون نشون میدن، دیگه من صحبتی با شما ندارم.

در مورد موارد نقلی واردش نمیشم. ببینید ما در مورد روح داریم صحبت میکنیم نه قرآن. با فرض پذیرفتن درستی قرآن، همونطور که بارها این تاپیک مطرح کردم وجود روح اتوماتیک ثابت میشه و اصلا نیازی به بحث نداره. شما گیریم دلایل نقلی رو بزار کنار و دلایل عقلی رو بیار. این حرف من چند دلیل داره. اولا همونطور که در جواب یکی دیگه از کاربرا گفتم قرآن برای فرد معتقد به قرآن قابل رد کردن نیست. ثانیا توی بحث عقلی دلایل نقلی جای چندانی ندارند و دل نشین نیستند.

در مورد اشعاری که در پایان متنتون آوردید، حقیقتش به نظرم یک مقدار نامودبانه به نظر می رسید. حالا منظورتون هرچه که بود الله اعلم.

امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۰۵:۵۷
آقای عاشوری من لازم میدونم که از شما تشکر کنم، ازین جهت که حداقل شما متوجه هستید که به چه شکل باید به یک سوال عقلانی پاسخ بدید.
اگر اين هاست كه در طول عمر و تقريباً در هر هفت سال يك بار تمام آنها تعويض مى گردند.
سلول های مغز در طول حیات فرد، بدون تغییر باقی میموند. این سلول ها قابلیت ترمیم ندارن و جایگزین نمیشن.
يك چيز همواره در كانون توجهش قرار دارد و آن همان خود و روح اوست كه در اوج فراموشى مطلق، خود را فراموش نمى كند و اصولا در هيچ جا، نه در اوج لذت و نه در حفيض اندوه و غم
چیزی که می فرمایید، تعریف خودآگاهی هستش که از مغز و ساختار پیچیده اون ناشی میشه. وقتی فرد میخوابه، یا زمانی که فرد مواد مخدر مصرف میکنه، یا به هر ترتیبی از خود بیخود میشه، این فرمایش شما دیگه درست نیست. یعنی فرد دیگه در کانون توجه خودش نیست تحت این شرایط. بنابرین "هیچ جا" که می فرمایید، صحیح نیست. اما علت این امر خیلی ساده تر از روح هستش. به جای این که فرض کنیم وقتی فرد مواد رو زد، و روحش از بدنش رفت هوا و نمیدونم روحه، خودش رو فراموش کرد و دیگه تو کانون توجه خودش نبود (!)، میتونیم اثر مواد مخدر رو روی مغز بررسی کنیم و ببینیم که بله، فلان ماده مخدر روی بخش خودآگاهی مغز اثر میزاره و فرد اون حسی که شما ازش صحبت کردید رو از دست میده.
3. هر انسانى، كارها، اموال و اعضاى خود را به «من» نسبت مى دهد مانند: ديدم، انجام دادم، كتاب من، دست و پا و سر من. اين چه واقعيتى است كه حتى اعضاى بدن به او تعلق دارد و غير از اعضاى بدن است، اين همان روح انسانى است.[3]
چیزی که می فرمایید، برای اثبات روح نمیتونه به کار بره. این که فرد اعمالی که انجام داده رو به خودش نسبت میده از دو عامل ناشی میشه.
1. خودآگاهی 2. حافظه. حداقل مکان حافظه، در مغز انسان که همون قشر خاکستری مغز هست کاملا مشخصه. در مورد خودآگاهی اطلاعی ندارم، من فیزیکی هستم نه بایولوژیست. اما در این حد میتونم به شما بگم که اگر هر یک از این دو عامل بالا در مغز دچار اختلال بشه، دیگه فرد اعمالی که انجام داده رو به خودش نسبت نمیده. کسایی که آلزایمر دارن فراموش میکنن چه کارایی کردن و دیگه نمیگن ما فلان کردیم. کسی هم که خودآگاهی رو از دست داده بلکل تعطیل میشه.
هر نيرويى كه موجب بروز آثارى ناهمگون شود، همان نفس است.[5]
صدرالمتألهين از فلاسفه ای هستش که من دوستش دارم. اما در این مورد با ایشون مخالف هستم. ببینید مغز جان داران، و ساختار بدنی اون ها با هم فرق داره. اصلا سراغ حیوان ها نریم. حتی اثر انگشت من و شما بهم فرق داره. دیگه حساب کنید مغز ما باهم چقدر فرق داره. این تفاوت در ساختار مغز، نسبت هورمون های موجود در بدن، شرایط محیطی و ... هستش که باعث میشه هر کدوم از ما، رفتار های متفاوتی رو از خودمون بروز بدیم. به عبارت دیگه ادعای من این هستش که اگر شما بتونید دو انسان 100% مشابه، از تمام نظر ها (ساختار مغز، هورمونی، ژنتیکی، حافظه و ...) رو در یک محیط یکسان قرار بدید، قطعا این دو رفتار یکسانی از خودشون نشون میدن. (هرچند به عنوان یک فیزیکی میتونم به شما بگم که ساختن دو انسان 100% مشابه از نظر کوانتوم محال هستش، فکر میکنم تاپیکش زده شده قبلا.) و دقت کنید این که تفاوت در مغز و حافظه، سبب میشه که فرد دست به کار های مختلفی بزنه یه امر کاملا بدیهی به حساب میاد که حتی به اثبات نیازی نداره. یعنی ما حتی لازم نیست دو شخص مختلف رو باهم مقایسه کنیم. یک شخص، بسته به حافظه و تجربیاتی که از قبل داره، خودکار دست به کارهای مختلفی میزنه. مثلا من تجربه کسب کردم که اگر دستم رو ببرم روی بخاری، دستم میسوزه. خب بعد از این تجربه، دیگه محاله دستم رو ببرم رو بخاری. من همون فردم، با همون مغز و ... . فقط حافظم تغییر کرده و همین حافظه خالی باعث میشه که دست به کار متفاوتی برسم. حالا شما دوتا فرد رو در نظر بگیر که تقریبا هیچیشون مشترک نیست. پر واضحه که این ها رفتار های مختلفی از خودشون نشون میدن. اصلا چرا جای دور بریم و به مغز و ... بپردازیم. دوتا تیکه چوب تحت شرایط محیطی مختلف، رفتار های مختلفی رو از خودشون نشون میدن. یک چوب که در معرض آتش قرار گرفته، شروع میکنه به سوختن و خاکستر میشه. چوبی که تنه درخت رو تشکیل داده، رشد می‌کنه و بزرگتر میشه. یه تیکه چوب کنار خیابون هم بی تغییر باقی میمونه. حالا اگه میخواید بگید هر تیکه چوب، روح داره و روح این چوب ها رفتار های متفاوتی رو از خودشون نشون میدن، دیگه من صحبتی با شما ندارم.

در مورد موارد نقلی واردش نمیشم. ببینید ما در مورد روح داریم صحبت میکنیم نه قرآن. با فرض پذیرفتن درستی قرآن، همونطور که بارها این تاپیک مطرح کردم وجود روح اتوماتیک ثابت میشه و اصلا نیازی به بحث نداره. شما گیریم دلایل نقلی رو بزار کنار و دلایل عقلی رو بیار. این حرف من چند دلیل داره. اولا همونطور که در جواب یکی دیگه از کاربرا گفتم قرآن برای فرد معتقد به قرآن قابل رد کردن نیست. ثانیا توی بحث عقلی دلایل نقلی جای چندانی ندارند و دل نشین نیستند.

در مورد اشعاری که در پایان متنتون آوردید، حقیقتش به نظرم یک مقدار نامودبانه به نظر می رسید. حالا منظورتون هرچه که بود الله اعلم.
سلام ببخشید منظور بد نگیرید. این اشعار یه جور
امضا بود.
از این نوع بحث ها بسیار مفید است به شرطی که
نتیجه درستی داشته باشد.
و به نظر من روح حتما تعریف علمی و عقلانی
درستی دارد.
امیدوارم علم بشر به اندازه ای رشد کند که بتواند
این حقایق را درک کند.
موفق باشید smile043

نمایه کاربر
gij

نام: ahmad.anbarzadeh

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۸/۹/۲۴ - ۲۲:۵۳


پست: 193

سپاس: 19

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط gij »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۰۵:۳۷
اقا داوود یه شرطی گذاشتی که اگر خدای ناکرده بمیری هم باز برنده بحث باشید - هیچ کسی تا علت مرگش را پزشک قانونی ننویسه قابل قبول نیست
حتی اگر اینطور باشه که شما می فرمایید، اگر من طی سه روز اعلامی بنا به یک علت طبیعی هم بمیرم، به نظرم برای افرادی که پذیرای شک به عقاید خودشون هستن، این مسئله میتونه روشن گر باشه. چون من مشکل و مریضی خاصی ندارم. سنم هم بالا نیست. بنابرین اگر تصادفا طی این سه روز بمیرم، مقداری شک بر انگیز هستش، نیست؟ یعنی از قضا سر این سه روز بمیرم، اگرچه وجود روح مطلقا ثابت نمیشه ولی به نظرم میتونه شک ایجاد کنه برای افراد پذیرای حقیقت. اگر راه دیگه ای میشناسید برای اثبات جن و پری، بفرمایید؛ چیزی که من نتونم حرف توش در بیارم. وگرنه خیالتون راحت، به هیچ وجه آرزوی مرگ ندارم.

اولاً جن بیکار نیست بیاد تورو بکشه شما تصور کن یک موجود سومی با تو ارتباط برقرار کند و از شما بخواهد یکی از هم نوعانش رو بکشید.....
من فکر میکردم ماجرای جنگیری، و جادوگری و ... که گفتید رو باور دارید. بالاخره اینها یک سری قدرت ماوراطبیعی دارند دیگه. بهشون بگید هر قدرتی دوست دارن به سر ما بیارن تا زمان اعلامی، یا هر کسی که داره این پست رو میخونه یکم روشن گری بشه برای شخص خودم.
مثل حدس گلدباخ که مثال نقضی برای اون پیدا نشد
حدس گلدباخ چیکار داره به وجود جن و پری؟ این حدس حداقل از نظر ریاضی قابلیت نقض شدن یا اثبات شدن رو داره. جن و پری چی؟ حداقل حدس گلدباخ این هستش که اگر باور نداشته باشمش، میتونم برای اعداد مختلف تستش بکنم ببینم چقدر جواب میده. اونوقت که جوابای درست زیادی داد باورش کنم. جن و پری رو چطور تست کنم؟
ولی ما در برنامه عصر جدید دیدیم که مادری با فرزندش تله پاتی داشت
اینا که چیزی نیست. آقای دیوید کاپرفیلد جلوی یه مشت آدم از توی دیوار رد میشد. تلپاتی که چیزی نیست. ولی دیوید کاپرفیلد تردست بود. این مادر و فرزند هم تلپاتی ندارند، من حتی به خودم زحمت نمیدم لینک رو ببینم. همینطور ندید میگم یا با عوامل برنامه هماهنگ بودن، یا اشاره ای چیزی بینشون رد و بدل شده در قالب غیر زبانی، مثلا با حرکات چشم، یا کلا از قبل خودشون با خودشون هماهنگ کردن که چیکار کنند، و n تا حدس منطقی و پذیرفتنی تر نسبت به "تلپاتی"!
ما از مشاهدات و کتابی که از نظر تمام صاحب نظران چه ایرانی و چه خارجی کتاب حق است وجود روح و جن رو در میابیم
باز هم برگشتیم به پله اول. ببینید، هیچ مشاهده ایزوله شده و آزمایشگاهی ای برای جن و پری وجود نداشته و نخواهد داشت. که اگر داشت خب میدیدیم و دیگه اصلا این بحث معنایی نداشت، تمام آدمای توی دنیا جن و پری رو قبول میکردن. اگه دقت کنید، تمام این مشاهدات تحت شرایط روانی خاصی بوده. مثلا وقتی افراد استرس خاصی داشتن. یا تحت شرایط محیطی خاصی بوده. مثلا جایی که رمال تاریک کرده و انواع طلسم ها و ... رو گذاشته که مخاطب رو از نظر روانی آماده کنه و هر چی که خواست بهش تلقین کنه. چرا کسی روز روشن، وسط خیابون توی یه مکان شلوغ جن نمیبینه؟ چرا مشاهده های معتبر تری نسبت حرفای عمه کلثوم، و دختر همسایه نداریم؟ اگر انقدر مشاهده جن بارز و ساده هستش، خب فرابخونیدشون. من به تمام اجنه دنیا ازینجا اعلام میکنم که بیان پیشم. بامن صحبت کنند. خسته شدم از این دنیای خشک فیزیکی و مادی. در مورد کتاب هم توضیح دادم. دقت کنید، توی یک بحث عقلی، یک کتاب نمیتونه اثبات کننده چیزی باشه. ما دنبال ادله عقلانی هستیم، نه منبع معتبر. ضمن این که اگر نقل اعتبار دادن به منبعی که شما گفتید بود، دیگه اصلا بحثی نداشتیم. همونطور که گفتم، با فرض گذاشتن درست بودن قرآن، وجود روح، جن و ... اتوماتیک اثبات میشه و نیاز به بحث نداره. حالا شما گریم فرض کن که ما قبول نداریم یک کتاب رو و میخوایم ببینیم عقلانی وجود جن و ... قابل قبول هست یا نه. بحث در مورد اون کتابی که شما مرجع گرفتی تاپیک جدایی میطلبه.
بحث با شما بیهودست
نه از این رو که گفت و گو بی ثمر است بلکه از این رو که من مستنداتم از قرآن اومده و شما اونو قبول ندارید و دوم اینکه شما اون فیلم چه راست چه دروغ زحمت دیدنش رو هم نکشیدید و اگر جن رو به چشم ببینید شعبده و حقه می خوانید پس، از مشاهدات و فیلم و قرآن و تاریخ و ... استناد کردن رو قبول ندارید و با علم هم اثبات پذیر نیست در نتیجه این بحث به نفع شما در گردش است پس اثبات وجودش از عهده من خارجه
با علم هیچ چیز غیر علمی اثبات پذیر نیست و ما در مورد ورای علم حرف می‌زنیم
داستان سلیمان کذب......
قرآن زاده ذهن یک انسان.....
جنگیر روانشناس و جن زده شخصی با مشکل روانیست.....
گر بگوید مرده خور کفتار کز بهر ثواب
خادم اهل قبورم بشنو و باور مکن

امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

سلام آقا داوود لطفا این فیلم رو تا آخر نگاه کنید:
https://www.aparat.com/v/FuGdT
نظر من دقیقا نظر همین آقا است .ازتون خواهش میکنم به گوینده توجه نکنید بلکه به حرفی که میگوید توجه کنید.

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

بحث با شما بیهودست
نه از این رو که گفت و گو بی ثمر است بلکه از این رو که من مستنداتم از قرآن اومده و شما اونو قبول ندارید و دوم اینکه شما اون فیلم چه راست چه دروغ زحمت دیدنش رو هم نکشیدید و اگر جن رو به چشم ببینید شعبده و حقه می خوانید پس، از مشاهدات و فیلم و قرآن و تاریخ و ... استناد کردن رو قبول ندارید و با علم هم اثبات پذیر نیست در نتیجه این بحث به نفع شما در گردش است پس اثبات وجودش از عهده من خارجه
با علم هیچ چیز غیر علمی اثبات پذیر نیست و ما در مورد ورای علم حرف می‌زنیم
داستان سلیمان کذب......
قرآن زاده ذهن یک انسان.....
جنگیر روانشناس و جن زده شخصی با مشکل روانیست.....
فیلم و قرآن و ... بنا به دلایل بدیهی نمیتونند مبنای بحث عقلی باشند. فیلمی که میدید از دو حالت خارج نیست. یا در اون توضیحات و استدلالات عقلی آورده میشه. که شما میتونید همون ها رو در قالب متن بنویسید و بحث کنیم. یا توی فیلم اتفاقات عجیب غریبی میوفته، که ماورایی به نظر میرسه. در حالت دوم، این فیلم ها قابل استناد نیستند. ما به اندازه کافی آگاه هستیم که جلوه های ویژه ویدیویی و ... چقدر پیشرفت کردن. یک فیلم هندی یا ژاپنی رو تماشا کنید. طرف ششتا ملق تو آسمون میزنه، تو هوا معلق میشه، تلپورت میکنه و ... آیا اونا برای شما قابل قبول هستند که حالا فیلمایی که به من میفرستید برای من قابل قبول باشند؟ من برای معلق کردن خودم توی هوا، نیاز به استفاده از ترفندای کلاسیکی مثل بستن نخ نامرئی یا گذاشتن چوق داخل لباسم و فیلم گرفتن از خودم ندارم. با یه افتر افکت خودم رو میارم رو هوا. لابد اگه همچین فیلمی از خودمم بدم شما باور می کنید که من قدرت ماورایی چیزی دارم؟! اگر این ساده انگاری و خوشبینی بیش از اندازه نیست، چیه؟ من نمیدونم چطور حاضر هستید جن و پری و روح و این چیزای عجیب غریب رو راحت با چهارتا فیلم بپذیرید، اما توضیحات ساده تری مثل مغز، مشکلات روانی، دارو و ... که هم مبنای علمی دارند و هم از همه حیث قابل بررسی و استناد هستند رو نمیتونید بپذیرید!

در مورد قرآن که انقدر سنگش رو به سینه میزنید، بد نیست بگید که رو چه حساب انقدر قبولش دارید؟ قرآن که قابل رد کردن نیست. حداقل اگر شما دلیل عقلی ای برای پذیرفتن قرآن دارید بفرمایید. امیدوارم فقط همونطور که بحث روح رو به بحث در مورد قرآن تبدیل کردید، بحث در مورد قرآن رو به چیز دیگه،مثل بحث در مورد خدا تبدیل نکنید.

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

امیر حسین عاشوری نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۳:۴۷
سلام آقا داوود لطفا این فیلم رو تا آخر نگاه کنید:
https://www.aparat.com/v/FuGdT
نظر من دقیقا نظر همین آقا است .ازتون خواهش میکنم به گوینده توجه نکنید بلکه به حرفی که میگوید توجه کنید.
متوجه نشدم منظورتون از این که به گوینده توجه نکن چی بودش. ولی در کل فیلم نفرستید، چون من بخوام جواب 9 دقیقه صحبت رو به شکل متنی بدم، شش تا پست باید پر کنم. جاهای خوبش رو خودتون تایپ کنید بررسی میکنیم.

گرسنگی - درد - ابتکار و ... برخلاف حرف ایشون، همشون قابل مشاهده هستند. مثلا در گرسنگی، هورمونی به نام گرلین تولید میشه که این هورمون نورون های خاصی از مغز رو تحریک میکنه که حس گشنگی رو به فرد القا میکنه. برای درد، نقطه ای که ضربه میخوره یا آسیب میبینه، امواج عصبی ای رو به مغز ارسال میکنه که فرد رو متوجه درد میکنه. نقاطی از مغز که در خلاقیت افراد دخیل هستند، کاملا شناخته شده اند. ضمن این که اگر مفاهیمی وجود داشته باشه که دیدنی نباشن، اما قابل فهم باشن همچنان این به این معنی نیست که نیاز به روح و ... برای توصیفشون داریم. یه مفهومی مثل پارادوکس که اسم من هم هستش دیدنی نیست، ولی قابل درک هستش. عقل برای درک این مفاهیم، کفایت میکنه. ایشون میگه ما نمیتونیم شک کنیم که گرسنه هستیم یا خیر. این حرف کاملا نادرستی هست. الان داروهایی وجود دارند که باعث میشن شما احساس گشنگی بکنی و غذای بیشتری بخوری و داروهایی وجود دارند که باعث میشن شما احساس سیری بکنی، حتی با شکم خالی. همین که با دارو حس گرسنگی کنترل میشه، کافیه برای ما که بفهمیم گرسنگی منشأ کاملا فیزیکی داره و توسط حواس معمولی بدن احساس میشه. مگر این که بخواید بگید چه میدونم توی دارو روحی چیزی هستش که اون میاد روح مارو یه چیزی میکنه و ... که اون موقع من صحبتی به شما ندارم. بنابرین اگر من توی غذای شما داروی گشنگی بریزم بدون این که اطلاع داشته باشید، غذا بخورید و همچنان حس گشنگی بکنید، میتونید شک کنید به حواستون. برای تشنگی هم این داستان هست. پس مقدمه ایشون از بدو غلط بودش.

در مورد استدلال ابن سینا، که میگه اگر ما متلاشی بشیم همچنان میگیم ما متلاشی شدیم و نه کس دیگه، خب این حرف خودش یک پارادوکس هستش، دور هستش. یعنی ابن سینا از اول فرض رو بر این گذاشته که روح وجود داره، و ما بعد از متلاشی شدن روحمون آزاد میشه و اون چیز متلاشی شده رو میبینه و میگه ه! این منم که متلاشی شدم ها. بعد نتیجه میگیره حالا که اینطوره پس روح ثابت شد! ای بابا، خود روح رو که نباید فرض بگیریم. اگر روح رو فرض نگیریم، شما بعد از متلاشی شدن نمیتونی بگی این خودتی که متلاشی شدی. چون مردی، نیست و نابود شدی. این من ثابت که انقدر ازش صحبت میکنید منشأش مغز هست.

در مورد این که وقتی شخص عکس بچگیش رو میبینه و میگه این منم که خب اولا اینطور نیست. من بارها شده عکس نوزادی یا کودکیم رو دیدم و نفهمیدم این من هستم. خب یادم نیست اون موقع چه شکلی بودم! مادرم برام توضیح داده که این خودتی. ثانیا اگر فردی حافظش رو از دست بده، حتی خود فعلیش رو هم فراموش میکنه. چه برسه به عکسای بچگی و طفلگیش. لذا این من ثابت هم، همچین ثابت نیست. وابسته به حافظه انسان هست. و کاملا قابل تغییر هستش.

در مورد خواب هم، حیث دیدن خواب گویای وجود روح نمیتونه باشه. چه ربطی داره خب، مغز با این ظرفیت عظیمش وقتی بخش هاییش غیر فعال میشه باعث میشه که فرد خواب رو تجربه کنه. درست همونطور که وقتی فرد مواد مخدر میزنه، همین اتفاق یا مشابه همچین اتفاقی برای مغزش میوفته.

اگر صحبت از رویای صادقانه باشه، که اصلا ایشون حرفی ازش نزد ولی دلیل کلاسیک روح همین رویای صادقانه هست و نه رویای معمولی، اون موقع جواب های متنوعی میشه داد. پس ابزارهامون رو درست بشناسیم و همینطوری به در و دیوار نزنیم. همین دینی دبیرستان من ثابت و رویای صادقانه رو به عنوان دلایل اثبات عقلی روح میاره.
اولا این که چیزی که ما فکر میکنیم رویای صادقانه هست، در بیشتر موارد ناشی از فالس مموری یا خاطره دروغین هست. مثلا فکر کنید توی خواب تصادف یک موتور رو دیدید. فردا از خونه میزنید بیرون، میبینید یک ماشین تصادف کرده. اما چون جزئیات رویاتون رو فراموش کردید و فقط خاطره تصادف تو ذهنتون مونده، مغز برای پر کردن جای خالی این جزئیات میاد فرض میکنه که شما تو خواب دیدی که ماشین تصادف میکنه و نه موتور و بعد به این باور میرسی که رویای صادقانه دیدی. حالا چون یکم تایپ کردن از حوصلم خارج شده، بیشتر نمیخوام واردش بشم. ولی ببینید من دینی رو توی کنکور ۸۰ درصد زدم. بنابرین کاملا به این دلایل کلاسیکی که میگید و به من میفرستید واقف هستم. دوست داشتم توی این بحثا چیزای جدید بشنوم. چون اگر نقل این بود که این چیزای تکراری من رو قانع کنند، که خب میکردن و دیگه بحثی نداشتم. کم کم این صحبت ها داره برام خسته کننده میشه.

در مورد آخری هم که دوتا آتئیست گفتن نمیدونم انسان کامپیوتره و فلان کلا خندیدم. به خصوص من که فیزیکی ام میدونم این محققا چی گفتن و این بنده خدا گوینده چه برداشت کجی کرده smile055. استوارت و دوستان روی منشأ خودآگاهی و اختیار از نظر علمی و فیزیکی دارن کار میکنن. این محقق ها فرضیه ای (که توسط جامعه پزشکی و فیزیکی ها، بیشتر طرد شده تا تایید) دادن به اسم ارک آر، که به زبان ساده میاد میگه مغز منشا کوانتومی داره. در کوانتوم، شانس و احتمال دخیل هستش. برای همین ما اختیار داریم و افعالمون جبری نیست. به همین ترتیب خودآگاهی رو با یه شبکه در هم تنیده از الکترون ها و ذرات تشکیل دهنده مغز توصیف میکنن. به بیان ساده تر، کار این محقق ها رد روح هستش نه اثبات روح در واقع با در نظر گرفتن منشأ فیزیکی برای عواملی مثل خودآگاهی و ... مارو از فرض کردن وجودی به نام روح راحت میکنند. و نه خیر، هیچ کدوم ازون ها نگفته روح وجود داره، یا این خودآگاهی بقا پیدا میکنه و فلان. یه ارک آر سرچ بزنید بخونید در موردش.

امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۵:۴۶
امیر حسین عاشوری نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۳:۴۷
سلام آقا داوود لطفا این فیلم رو تا آخر نگاه کنید:
https://www.aparat.com/v/FuGdT
نظر من دقیقا نظر همین آقا است .ازتون خواهش میکنم به گوینده توجه نکنید بلکه به حرفی که میگوید توجه کنید.
متوجه نشدم منظورتون از این که به گوینده توجه نکن چی بودش. ولی در کل فیلم نفرستید، چون من بخوام جواب 9 دقیقه صحبت رو به شکل متنی بدم، شش تا پست باید پر کنم. جاهای خوبش رو خودتون تایپ کنید بررسی میکنیم.

گرسنگی - درد - ابتکار و ... برخلاف حرف ایشون، همشون قابل مشاهده هستند. مثلا در گرسنگی، هورمونی به نام گرلین تولید میشه که این هورمون نورون های خاصی از مغز رو تحریک میکنه که حس گشنگی رو به فرد القا میکنه. برای درد، نقطه ای که ضربه میخوره یا آسیب میبینه، امواج عصبی ای رو به مغز ارسال میکنه که فرد رو متوجه درد میکنه. نقاطی از مغز که در خلاقیت افراد دخیل هستند، کاملا شناخته شده اند. ضمن این که اگر مفاهیمی وجود داشته باشه که دیدنی نباشن، اما قابل فهم باشن همچنان این به این معنی نیست که نیاز به روح و ... برای توصیفشون داریم. یه مفهومی مثل پارادوکس که اسم من هم هستش دیدنی نیست، ولی قابل درک هستش. عقل برای درک این مفاهیم، کفایت میکنه. ایشون میگه ما نمیتونیم شک کنیم که گرسنه هستیم یا خیر. این حرف کاملا نادرستی هست. الان داروهایی وجود دارند که باعث میشن شما احساس گشنگی بکنی و غذای بیشتری بخوری و داروهایی وجود دارند که باعث میشن شما احساس سیری بکنی، حتی با شکم خالی. همین که با دارو حس گرسنگی کنترل میشه، کافیه برای ما که بفهمیم گرسنگی منشأ کاملا فیزیکی داره و توسط حواس معمولی بدن احساس میشه. مگر این که بخواید بگید چه میدونم توی دارو روحی چیزی هستش که اون میاد روح مارو یه چیزی میکنه و ... که اون موقع من صحبتی به شما ندارم. بنابرین اگر من توی غذای شما داروی گشنگی بریزم بدون این که اطلاع داشته باشید، غذا بخورید و همچنان حس گشنگی بکنید، میتونید شک کنید به حواستون. برای تشنگی هم این داستان هست. پس مقدمه ایشون از بدو غلط بودش.

در مورد استدلال ابن سینا، که میگه اگر ما متلاشی بشیم همچنان میگیم ما متلاشی شدیم و نه کس دیگه، خب این حرف خودش یک پارادوکس هستش، دور هستش. یعنی ابن سینا از اول فرض رو بر این گذاشته که روح وجود داره، و ما بعد از متلاشی شدن روحمون آزاد میشه و اون چیز متلاشی شده رو میبینه و میگه ه! این منم که متلاشی شدم ها. بعد نتیجه میگیره حالا که اینطوره پس روح ثابت شد! ای بابا، خود روح رو که نباید فرض بگیریم. اگر روح رو فرض نگیریم، شما بعد از متلاشی شدن نمیتونی بگی این خودتی که متلاشی شدی. چون مردی، نیست و نابود شدی. این من ثابت که انقدر ازش صحبت میکنید منشأش مغز هست.

در مورد این که وقتی شخص عکس بچگیش رو میبینه و میگه این منم که خب اولا اینطور نیست. من بارها شده عکس نوزادی یا کودکیم رو دیدم و نفهمیدم این من هستم. خب یادم نیست اون موقع چه شکلی بودم! مادرم برام توضیح داده که این خودتی. ثانیا اگر فردی حافظش رو از دست بده، حتی خود فعلیش رو هم فراموش میکنه. چه برسه به عکسای بچگی و طفلگیش. لذا این من ثابت هم، همچین ثابت نیست. وابسته به حافظه انسان هست. و کاملا قابل تغییر هستش.

در مورد خواب هم، حیث دیدن خواب گویای وجود روح نمیتونه باشه. چه ربطی داره خب، مغز با این ظرفیت عظیمش وقتی بخش هاییش غیر فعال میشه باعث میشه که فرد خواب رو تجربه کنه. درست همونطور که وقتی فرد مواد مخدر میزنه، همین اتفاق یا مشابه همچین اتفاقی برای مغزش میوفته.

اگر صحبت از رویای صادقانه باشه، که اصلا ایشون حرفی ازش نزد ولی دلیل کلاسیک روح همین رویای صادقانه هست و نه رویای معمولی، اون موقع جواب های متنوعی میشه داد. پس ابزارهامون رو درست بشناسیم و همینطوری به در و دیوار نزنیم. همین دینی دبیرستان من ثابت و رویای صادقانه رو به عنوان دلایل اثبات عقلی روح میاره.
اولا این که چیزی که ما فکر میکنیم رویای صادقانه هست، در بیشتر موارد ناشی از فالس مموری یا خاطره دروغین هست. مثلا فکر کنید توی خواب تصادف یک موتور رو دیدید. فردا از خونه میزنید بیرون، میبینید یک ماشین تصادف کرده. اما چون جزئیات رویاتون رو فراموش کردید و فقط خاطره تصادف تو ذهنتون مونده، مغز برای پر کردن جای خالی این جزئیات میاد فرض میکنه که شما تو خواب دیدی که ماشین تصادف میکنه و نه موتور و بعد به این باور میرسی که رویای صادقانه دیدی. حالا چون یکم تایپ کردن از حوصلم خارج شده، بیشتر نمیخوام واردش بشم. ولی ببینید من دینی رو توی کنکور ۸۰ درصد زدم. بنابرین کاملا به این دلایل کلاسیکی که میگید و به من میفرستید واقف هستم. دوست داشتم توی این بحثا چیزای جدید بشنوم. چون اگر نقل این بود که این چیزای تکراری من رو قانع کنند، که خب میکردن و دیگه بحثی نداشتم. کم کم این صحبت ها داره برام خسته کننده میشه.

در مورد آخری هم که دوتا آتئیست گفتن نمیدونم انسان کامپیوتره و فلان کلا خندیدم. به خصوص من که فیزیکی ام میدونم این محققا چی گفتن و این بنده خدا گوینده چه برداشت کجی کرده smile055. استوارت و دوستان روی منشأ خودآگاهی و اختیار از نظر علمی و فیزیکی دارن کار میکنن. این محقق ها فرضیه ای (که توسط جامعه پزشکی و فیزیکی ها، بیشتر طرد شده تا تایید) دادن به اسم ارک آر، که به زبان ساده میاد میگه مغز منشا کوانتومی داره. در کوانتوم، شانس و احتمال دخیل هستش. برای همین ما اختیار داریم و افعالمون جبری نیست. به همین ترتیب خودآگاهی رو با یه شبکه در هم تنیده از الکترون ها و ذرات تشکیل دهنده مغز توصیف میکنن. به بیان ساده تر، کار این محقق ها رد روح هستش نه اثبات روح در واقع با در نظر گرفتن منشأ فیزیکی برای عواملی مثل خودآگاهی و ... مارو از فرض کردن وجودی به نام روح راحت میکنند. و نه خیر، هیچ کدوم ازون ها نگفته روح وجود داره، یا این خودآگاهی بقا پیدا میکنه و فلان. یه ارک آر سرچ بزنید بخونید در موردش.
سوال من از شما این است که چرا قرآن نمی تواند
وجود روح را ثابت کند?
قرآن کلام خداست.
آیا علمی یا برهانی بالاتر از خدا هست?
اگر قرآن را قبول ندارید،چطور است یک آیه شبیه
قرآن بیاورید.
حتی نمیتوانید فرق کلام خدا با کلام انسان را بفهمید.
یا اگر بتوانید بفهمید نمی خواهید بفهمید.
اگر این طور بود زندگی با مرگ انسان پایان یابد
پس زندگی کردن بیهوده است و انسان بیهوده آفریده شده.
اگر میخواهید بحث خلقت را به سمت نظریه ی
احمقانه داروین بکشید که خود همان دانشمندان
غربی این نظریه را رد کرده اند.
علم انسان هنوز نتوانسته به ماهیت درون سلول به طور کامل پی ببرد و هر چه میکروسکوپ هایشان قوی تر میشوند از مشاهده سلول های
بدن حیرت زده تر میشوند.
شما دارید کلام خدا را زیر سوال میبرید.
اگر خدا را قبول ندارید که دیگر بحث با شما بی فایده است .

امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

اگر از نظر شما ویکی پدیا دروغگوست پس این لینک را باز نکنید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/آنیتا_مورجانی
در صدق داستان شک نکنید

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

بارها نوشتم که اگر قرآن رو پیش فرض درست بگیریم، دیگه بحثی باقی نمیمونه و وجود روح اتوماتیک ثابت میشه. توی این تاپیک حداقل پنج بار این حرف رو زدم و بعد شما میگید که چرا قرآن نمی تواند وجود روح رو ثابت کند؟ چرا، میتونه خوبشم میتونه. ولی قرآن دلیل نقلی هست و نه عقلی، ما داریم بحث عقلی میکنیم. اگر قبول میکنید که وجود روح عقلی نیست و صرفا نقلیه که چه عالی. کل بحث منم هم همین بوده که وجود روح متافیزیکی عقلانی نیست، قلبیه، دلیه، نقلیه یا هرچی اسمش رو شما میزاری.


میتونید ثابت کنید قرآن کلام خداست؟ (صد البته منظورم با دلایل عقلی هست، نه نقلی)

امکان آوردن آیه شبیه قرآن، برای فردی که قرآن رو قبول داره وجود نداره. و این بدیهی هستش، خواسته شما بیشتر مثل خواسته کاربر گیج هست که گفته بود اشکال از قرآن بیارید. واقعا براتون واضح نیست که دیفالت ذهن شما روی این باور فیکس شده که امکان غیر الهی بودن قرآن وجود نداره؟ البته این فقط شما نیستید که اینطوری هستید. من فیزیک دوست هم باور دارم زمین کروی هستش. حالا شاید ۱٪ امکان خطا بدم به این باورم، ولی حقیقتش رو بخواید اگر فرضا صدتا ادله درست و عقلانی هم برای من بیارن که زمین تخته واقعا نمیتونم، یعنی ذهنم این اجازه رو نمیده که زیر بار برم. هر کدوم از ما آدما باورایی داریم که خیلی سفت و محکم بهشون چسبیدیم. اینجور باور ها بحث پذیر نیستند. فقط خود ما باید متوجه این باورهامون باشیم و گه گداری به این فکر کنیم، که چرا انقدر سفت و محکم به باورهامون چسبیدیم. هیچ شخصی بجز ما، توانایی تغییر این باورهارو نداره. خواسته شما غیر منطقی و امکان ناپذیر هست.

اولا حواستون باشه که علم، شرقی غربی نداره. من شرقی هم دارم توی حوزه کوانتوم کار میکنم و مقاله میدم. علم وابسته به جغرافیا نیست. دانشمندها نظریه داروین رو رد نکردند، اگر کاری هم کردن، اثبات پی در پی اون طی قرن اخیر بوده. نظریه کلاسیک داروین، توانایی توضیح برخی از پدیده ها، مثل پیدایش خود حیات رو نداشت. کاری که دانشمندها کردن این بوده که این نظریه رو توسعه دادن که حوزه های بیشتری کار کنه. اسمشم گذاشتن نئوداروینیسم. به شنیده هاتون استناد نکنید. زبانتون رو اگر خوب نیست تقویت کنید، گوگل دوست شما خواهد بود.

بله، انسان ها هرچقدر بیشتر متوجه ژرفای بدنشون میشن، بیشتر غافل گیر میشن. وقتی به فضا و عظمت هستی نگاه میکنیم، اگر غافل گیر نشیم قطعا کور هستیم. اما این غافل گیر شدن چطور میخواد اثبات کنه وجود روح رو؟ اگر چیزی رو هم میخواد اثبات بکنه، اینه که بدن بسیار پیچیده انسان، قادر به کارهایی هستش (مثل خودآگاهی، اختیار، هوش و ...) که در ابتدا برای یک موجود جان دار غیرممکن به نظر میرسه. اما هرچقدر بیشتر بدنمون رو میشناسیم، بهتر میفهمیم چیزای غیر ممکن، اونقدرا هم غیرممکن نیستن برای بدن انسان. قبلا فکر میکردیم رعد و برق کار زئوسه، چند هزار سال بعد با ذرات باردار، قوانین ماکسول و ... آشنا شدیم و فهمیدیم که چطور رعد و برق شکل میگیره. قطعا حیرت زده شدیم، اما چیز جدیدی هم یاد گرفتیم که به هرچی که نمیدونیم، یک باور متافیزیکی نچسبونیم.

من غلط بکنم کلام خدا یا وجود خدا رو زیر سوال ببرم. من مسلمون زاده ام، و اگر بخوام کلام خدا رو زیر سوال ببرم مرتد حساب میشم و حکمم اعدام بی چون و چرا هستش که حتی در صورت توبه، بخشش بهش تعلق نمیگیره! خلاصه اسلام جوری هستش که هیچ کس نمیتونه ازش خارج بشه و بهرحال باید بپذیرتش.
من صرفا علاقه مند هستم که ببینم از نظر عقلی، آیا میشه ادله ای برای روح، خدا، قرآن و ... آورد یا خیر. اگر عقلی دارید بسم الله. ندارید هم که هیچی. لحن پستای اخیر شما زیبا نبودش و نپسندیدم. حتی نمیدونم از چی عصبانی هستید!

ویرایش:
داستان مورجانی رو خوندم. ارتباطش رو با بحثمون متوجه نشدم. البته یادتون باشه ویکی پدیا دانشنامه آزاد هست و حتی منم میتونم الان برم داستان این بنده خدارو ویرایش کنم و اراجیف توش بنویسم. همیشه وقتی ویکی پدیا رو نگاه میکنید، منابع زیرشم دقت کنید که به کجاها رفرنس داده. هرچی تو ویکی پدیا نوشتن درست نیست. بهرحال داستان این بابا درست به نظر میرسه. خب، چه نتیجه ای بگیریم؟

نمایه کاربر
matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 80

سپاس: 61


تماس:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط matrix »

امیر حسین عاشوری نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۷:۱۵
اگر از نظر شما ویکی پدیا دروغگوست پس این لینک را باز نکنید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/آنیتا_مورجانی
در صدق داستان شک نکنید
این خانم انیتا مورجانی یه کنفرانس تد داره و حرفاشو اونجا میزنه من خیلی سال پیش دیدمش الان یادم اومد. این لینک یوتیوبه یا زیرنویس فارسی
https://www.youtube.com/watch?v=vqSctNulAow
Rise from the Ashes

امیر حسین عاشوری

عضویت : شنبه ۱۳۹۹/۳/۳۱ - ۰۲:۰۶


پست: 9



جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط امیر حسین عاشوری »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۷:۳۱
بارها نوشتم که اگر قرآن رو پیش فرض درست بگیریم، دیگه بحثی باقی نمیمونه و وجود روح اتوماتیک ثابت میشه. توی این تاپیک حداقل پنج بار این حرف رو زدم و بعد شما میگید که چرا قرآن نمی تواند وجود روح رو ثابت کند؟ چرا، میتونه خوبشم میتونه. ولی قرآن دلیل نقلی هست و نه عقلی، ما داریم بحث عقلی میکنیم. اگر قبول میکنید که وجود روح عقلی نیست و صرفا نقلیه که چه عالی. کل بحث منم هم همین بوده که وجود روح متافیزیکی عقلانی نیست، قلبیه، دلیه، نقلیه یا هرچی اسمش رو شما میزاری.


میتونید ثابت کنید قرآن کلام خداست؟ (صد البته منظورم با دلایل عقلی هست، نه نقلی)

امکان آوردن آیه شبیه قرآن، برای فردی که قرآن رو قبول داره وجود نداره. و این بدیهی هستش، خواسته شما بیشتر مثل خواسته کاربر گیج هست که گفته بود اشکال از قرآن بیارید. واقعا براتون واضح نیست که دیفالت ذهن شما روی این باور فیکس شده که امکان غیر الهی بودن قرآن وجود نداره؟ البته این فقط شما نیستید که اینطوری هستید. من فیزیک دوست هم باور دارم زمین کروی هستش. حالا شاید ۱٪ امکان خطا بدم به این باورم، ولی حقیقتش رو بخواید اگر فرضا صدتا ادله درست و عقلانی هم برای من بیارن که زمین تخته واقعا نمیتونم، یعنی ذهنم این اجازه رو نمیده که زیر بار برم. هر کدوم از ما آدما باورایی داریم که خیلی سفت و محکم بهشون چسبیدیم. اینجور باور ها بحث پذیر نیستند. فقط خود ما باید متوجه این باورهامون باشیم و گه گداری به این فکر کنیم، که چرا انقدر سفت و محکم به باورهامون چسبیدیم. هیچ شخصی بجز ما، توانایی تغییر این باورهارو نداره. خواسته شما غیر منطقی و امکان ناپذیر هست.

اولا حواستون باشه که علم، شرقی غربی نداره. من شرقی هم دارم توی حوزه کوانتوم کار میکنم و مقاله میدم. علم وابسته به جغرافیا نیست. دانشمندها نظریه داروین رو رد نکردند، اگر کاری هم کردن، اثبات پی در پی اون طی قرن اخیر بوده. نظریه کلاسیک داروین، توانایی توضیح برخی از پدیده ها، مثل پیدایش خود حیات رو نداشت. کاری که دانشمندها کردن این بوده که این نظریه رو توسعه دادن که حوزه های بیشتری کار کنه. اسمشم گذاشتن نئوداروینیسم. به شنیده هاتون استناد نکنید. زبانتون رو اگر خوب نیست تقویت کنید، گوگل دوست شما خواهد بود.

بله، انسان ها هرچقدر بیشتر متوجه ژرفای بدنشون میشن، بیشتر غافل گیر میشن. وقتی به فضا و عظمت هستی نگاه میکنیم، اگر غافل گیر نشیم قطعا کور هستیم. اما این غافل گیر شدن چطور میخواد اثبات کنه وجود روح رو؟ اگر چیزی رو هم میخواد اثبات بکنه، اینه که بدن بسیار پیچیده انسان، قادر به کارهایی هستش (مثل خودآگاهی، اختیار، هوش و ...) که در ابتدا برای یک موجود جان دار غیرممکن به نظر میرسه. اما هرچقدر بیشتر بدنمون رو میشناسیم، بهتر میفهمیم چیزای غیر ممکن، اونقدرا هم غیرممکن نیستن برای بدن انسان. قبلا فکر میکردیم رعد و برق کار زئوسه، چند هزار سال بعد با ذرات باردار، قوانین ماکسول و ... آشنا شدیم و فهمیدیم که چطور رعد و برق شکل میگیره. قطعا حیرت زده شدیم، اما چیز جدیدی هم یاد گرفتیم که به هرچی که نمیدونیم، یک باور متافیزیکی نچسبونیم.

من غلط بکنم کلام خدا یا وجود خدا رو زیر سوال ببرم. من مسلمون زاده ام، و اگر بخوام کلام خدا رو زیر سوال ببرم مرتد حساب میشم و حکمم اعدام بی چون و چرا هستش که حتی در صورت توبه، بخشش بهش تعلق نمیگیره! خلاصه اسلام جوری هستش که هیچ کس نمیتونه ازش خارج بشه و بهرحال باید بپذیرتش.
من صرفا علاقه مند هستم که ببینم از نظر عقلی، آیا میشه ادله ای برای روح، خدا، قرآن و ... آورد یا خیر. اگر عقلی دارید بسم الله. ندارید هم که هیچی. لحن پستای اخیر شما زیبا نبودش و نپسندیدم. حتی نمیدونم از چی عصبانی هستید!

ویرایش:
داستان مورجانی رو خوندم. ارتباطش رو با بحثمون متوجه نشدم. البته یادتون باشه ویکی پدیا دانشنامه آزاد هست و حتی منم میتونم الان برم داستان این بنده خدارو ویرایش کنم و اراجیف توش بنویسم. همیشه وقتی ویکی پدیا رو نگاه میکنید، منابع زیرشم دقت کنید که به کجاها رفرنس داده. هرچی تو ویکی پدیا نوشتن درست نیست. بهرحال داستان این بابا درست به نظر میرسه. خب، چه نتیجه ای بگیریم؟
خیلی خوب برای من یه دلیل علمی بیارید که چگونه در حالی که بی جان بر سر تخت بیمارستان افتاده بود می توانست بیرون از مرز بیمارستان را با تمام جزئیات ببیند؟؟؟
اگر روح از کالبد جدا نشده و در سایر نقاط نبوده پس چگونه در یک آن از چند جا با خبر بوده و آن هم در حالت کما؟
matrix2013 نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۹:۴۹
امیر حسین عاشوری نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۴/۲ - ۱۷:۱۵
اگر از نظر شما ویکی پدیا دروغگوست پس این لینک را باز نکنید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/آنیتا_مورجانی
در صدق داستان شک نکنید
این خانم انیتا مورجانی یه کنفرانس تد داره و حرفاشو اونجا میزنه من خیلی سال پیش دیدمش الان یادم اومد. این لینک یوتیوبه یا زیرنویس فارسی
https://www.youtube.com/watch?v=vqSctNulAow
اینم منبع موثق
آخرین ویرایش توسط DARKENERGY سه‌شنبه ۱۳۹۹/۴/۳ - ۰۰:۲۹, ویرایش شده کلا 1 بار

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

خیلی خوب برای من یه دلیل علمی بیارید که چگونه در حالی که بی جان بر سر تخت بیمارستان افتاده بود می توانست بیرون از مرز بیمارستان را با تمام جزئیات ببیند؟؟؟
اگر روح از کالبد جدا نشده و در سایر نقاط نبوده پس چگونه در یک آن از چند جا با خبر بوده و آن هم در حالت کما؟
البته دقت کنید که من نگفتم روح جدا نشده، من میگم بلکل روح با اون معنایی که شما در نظر داری در کار نیست. اما در پاسخ به سوالتون
وهم دوست عزیزم. وهم. من وقتی ویدیوی ایشون رو دیدم لحظه به لحظه شکم به یقین تبدیل شد. ولی اجازه بدید دو مسئله رو از هم تفکیک کنم. اولی، تجربیات ایشون در حالت کما. و دومی درمان شدن سرطان ریه ایشون. دونه دونه بررسی کنیم.

ایشون چطور درمان شد؟
کسی که نسخه انگلیسی ویکی پدیای این خانوم رو به فارسی برگردونده، احتمالا غرض ورزی ای چیزی داشته. چون من وقتی ورژن انگلیسی این صفحه رو نگاه کردم، اولین تیتری که نظرم رو جلب کرد
Medical explanation of recovery from cancer
بود که متاسفانه به فارسی برگردونده نشده بود. توی این بخش میخونیم که دکتر چان، فردی که وظیفه درمان این خانوم رو در شرایط بحرانی و سخت (همون کما و ...) برعهده داشته میگه که سرطان ایشون نوعی لیمفوما بوده که از نظر پزشکی قابل درمان هست و هیچ وقت نمیشه گفت که دیگه برای درمانش خیلی دیر هست. ایشون در ادامه میگه که توی بیمارستان، ریه ی این خانوم توسط افراد متخصص خشک شده و موارد درمانی لازم براش انجام شده که با مراقبت های ویژه، در نهایت باعث شده که این خانوم از کما برگرده و به مرور زمان درمان بشه. بله، این خانوم آنن خوب نمیشه. بلکه وقتی تحت درمان قرار میگیره به تدریج و در عرض چند هفته سلامتش رو بدست میاره. پس سلامت شدن ایشون به خودی خود معجزه پزشکی نیست. یعنی سرطانی که امکان درمانش هست بوده، که درمانم شده و نباید خیلی غافل گیر بشیم.


و اما در مورد اوهامات ایشون.

من چند سال پیش یک مستند بسیار ارزشمند از ویساس عزیز دیدم که هرچند ترجمه نشده، ولی لینکش رو میزارم برای فرد علاقه مند: (مایندفیلد یه دسته مستند هست که واقعا برای من جذاب بودند)

خلاصه این مستند اینه که ویساس ماده مخدر خاصی به نام Ayahuasca رو تحت شرایط آزمایشگاهی مصرف میکنه (البته با دز غیر خطرناک) و تجربیات شخصیش رو با ما در میون میزاره. امواج مغز ایشون اندازه گیری میشه و خلاصه اثر اون ماده مخدر روی مغز انسان بررسی میشه. نکته جالبی که در این مستند وجود داره اینه که تجربیات ویساس بسیار بسیار شبیه تجربیات کمای این خانوم هست. ویساس بعد مصرف ماده مخدر میگه که احساس میکرده که با جهان یکی شده. همه چیز رو با رنگ ها و ظرافت بیشتری میدیده. با هستی یکی شده. خودش رو در مقابل یک کل از دست میده. حس تواضع و فروتنی می‌کنه. حس میکنه به همه چیز احاطه داره و ... . از داستان پدر و دوست و ... خانومه فاکتور بگیریم تجربیات ویساس کاملا مشترک هست با این خانوم. جالب نیست؟
ببینید، اگر این خانوم توی اون حالت کما فامیلش رو دیده که با تکاپو داره سوار هواپیما میشه و خودش رو میرسونه که بیاد عیادت و ... نباید خیلی تعجب بر انگیز باشه. هر فرد وقتی وارد شرایط سختی میشه خودآگاه و ناخودآگاه انتظار داره که نزدیکانش به دادش برسند. حالا این رو در قالب رویا، یا هوشیاری میتونیم داشته باشیم. چیز عجیب و جدیدی نیست. این مسئله برای فامیلای دیگه این خانوم که فوت کرده بودند هم صدق میکنه. ما معمولا رویای چیزی رو میبینیم که زیاد بهش فکر میکنیم. این میتونه بستگان زنده یا فوت کرده ما باشند. من بارها خواب بن 10 (وقتی بچه تر بودم) و کوراپیکا (در حال حاضر) که از کاراکترهای کارتونی محبوبم هستند رو دیدم. نباید تعجب زده بشم، چون مدام بهشون فکر میکردم و میکنم. طبیعی هستش که روح کوراپیکا و بن 10 به خوابم نمیان، آخه اونها موجودات کارتونی هستند.

در مورد اون بخش از تجربه ایشون،که حس میکرده به تمام عالم احاطه داشته هم صحبت کنیم.
اگر در طول چند ساعت کما، این خانوم میتونست واقعه خاصی رو ببینه که ما میدونستیم ایشون به هیچ وجه نمیتونسته ازش اطلاعی داشته باشه، اون موقع من مقداری شک میکردم به مسئله، که نکنه عوامل ماورایی چیزی در میون باشه. ولی متاسفانه این خانوم هیچ چیز خاصی ندیده که ما رو ذره ای به فکر فرو ببره. یک مثال ساده و فرضی براتون بزنم. فکر کنید توی یکی از کشورای کره زمین، درست در لحظه کمای ایشون، زلزله ای میومد، سیلی میومد، طوفانی میشد، تظاهراتی میشد، (... جای خالی رو با فرض مناسب پر کنید) که قبل ار وقوعش هیچ کس ازش خبر نداشته. خب ایشون هم تو کما بوده و طبیعتا نمیتونسته اخباری چیزی تماشا کنه. اگر ایشون صرفا یکی از این رخداد هارو در حالت کما میدید و به پزشک هاش با جزئیات کامل اعلام می‌کرد، اون موقع میتونستیم که بگیم نه، ممکنه عوامل ماورایی ای هم در کار باشه. ولی نه خیر، کل چیزی که ایشون دیده، چیزایی هستش که با یک ماده مخدر هم میشه تجربشون کرد. و دقت کنید،بازه زمانی کمای ایشون اونقدرا هم کوتاه نبوده. قطعا در اون بازه زمانی، پدیده خاصی در یک جا از جهان اتفاق افتاده، که ایشون میتونسته ببینه و واسه ما نقل کنه. این که محیط بیمارستان رو دیده، یا خودش رو از بیرون دیده هم چیز خاصی نیست. بالاخره این بنده خدا با پای خودش اومده بیمارستان. محیط بیمارستان رو دیده. چهره خودشم تو آینه طبیعتا دیده. این که خودش رو خواب ببینه که روی تخت دراز کشیده، خب یه چیز طبیعی هست که برای هر کسی میتونه رخ بده. من چندبار شده تو خواب خودم رو دیدم که روی تختم تو اتاقم دراز کشیدم. خب که چی؟ به نظرم تجربه ای هستش که بسیاری از افراد، حتی در شرایط معمولی و خارج از کما هم دارند و احتمالا خود شما هم داشتی.

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

من یه چیزی بگم که شاید پست آخر این تاپیکم بشه، شایدم نشه.
ببینید پست بالا دقیقا یک ساعت وقتمو گرفت تا تایپش کردم. تازه کل پست بالا با فرض این هستش که اون خانوم، اون تجربیات معنوی رو از خودش در نیورده باشه و کل اینا چاخان نباشه! الله اعلم، ما فرض رو بر صداقت ایشون گذاشتیم. ولی یادتون باشه که کل این ماجرا یک نقل هست. اون خانومه هم کسیه که داره بازگوش میکنه. در حالی که من از شما به دفعات متوالی دلیل عقلی برای روح خواستم و نه نقلی. اگر برید مسجد، و از پیشنماز موارد مشابه این خانوم رو بپرسید، احتمالا بتونه براتون چند ساعت سخنرانی کنه. اگر قرار باشه هر مورد رو شما اینجا بزارید، و بعد من بیام 2 ساعت بگردم و کم و کاستش رو بگم، هم برای من خسته کننده میشه و هم برای شما. ضمن این که فایده نداره. نقل نقله، حالا هرچقدر نقله عجیب تر و غیر قابل باور تر باشه، که بیشتر روح رو ثابت نمیکنه! نقل عقلی نمیشه. من فکر میکنم بهترین راهی که برای اثبات متافیزیک، حداقل برای شخص من میتونید انجام بدید همینیه که گفتم. جنی، روحی، پری ای، سحری، ذکری، طلسمی، وردی ... هر چیزی که بهش عقیده دارید رو بندازید به جونم. حالا اگر انسان خوبی هستید، دعای نیکو بکنید، اجنه خوب رو احضار بکنید که با من ملاقات کنند و من رو متقاعد کنند که اشتباه میکنم. اگر هم نه، دوست دارید "چنین جاوری زنده نماند" خب یه وردی چیزی بخونید که من بمیرم تو این چند روزه، سنی هم ندارم، بمیرم جای خیلی بدی نمیرم.

در کل فکر میکنم تمام این صحبتا بیشتر از این که به عقل و نقل بر گرده، جنبه روانی داره. من آدم به شدت بدبینی هستم. حالا شاید بیام توی پست هوپا، کلی از فیزیک و ریاضی تعریف کنم و ... . اما واقعیت مطلب این هستش که حتی در فیزیکش، نه، باید بگم علی الخصوص در فیزیکش من به کرات شک میکنم. چرا فلان رابطه درسته؟ به چه حقی فلان کار رو میکنیم؟ کی گفته این نتیجه گیری درسته؟ اصلا از کجا معلوم که این تعبیر از فلان رابطه درسته؟ چیزایی هستن که هر روز من رو شکل میدن. بله، حتی روابط ریاضی 100% عقلی که من میتونم هر لحظه که اراده کردم، تست کنم. حالا شما تصور کن که میای برای همچین فردی، نقل قول های عجیب غریب متافیزیکی میکنی که یه خانومی نمیدونم فلان چیز رو دیده، اونم وقتی حال و روز خوبی نداشته. خب طبیعی هستش که من، نمیتونم زیر بار برم به این راحتی ها! قطعا شما شخصیت متفاوتی داری. شاید مثل من بدبین نیستی، خیلی راحت تر چیزایی که براتون نقل میکنند رو میپذیرید. من اینطوری نیستم، به سختی چیزی رو قبول میکنم. بهتره بگم وقتی چیزی رو قبول میکنم که دیگه جای شبهه و شک چندانی درش برام باقی نمونه. بنابرین من همچنان از تمام ارواح، شیاطین، اجنه، جادوگرها، رمال ها، فالگیر ها و ... تقاضا دارم که حداقل یک تجربه ماوراطبیعه قانع کننده که بعدا نتونم زیرش بزنم برای من رقم بزنند که من هم هدایت بشم.

ارسال پست