روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
نمایه کاربر
gij

نام: ahmad.anbarzadeh

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۸/۹/۲۴ - ۲۲:۵۳


پست: 193

سپاس: 19

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط gij »

سلام دوست عزیز ما تنها شواهدی که از وجود روح داریم
۱_داستان های تاریخی
۲_قرآن
۳_شواهد که به قول شما نقل
هیچ کدام رو شما قبول ندارید
من گفتم شخصی بوده که در حال کما وارد اتاق عمل شده بعد از این که به سرد خونه منتقل شد زنده شده و از مارک دستگاه پزشکی موجود در اتاق عمل حرف زده و این رو تو رویا نمی تونسته ببینه چون شرایط عمل و تعداد پرستار های بالای سرش رو هم توصیف کرده
خوب وقتی شما همه رو کذب بخوانید دیگر جای سخنی نیست مطمئناً تا تجربه نکنید قبول ندارید
سالم و تندرست باشید
گر بگوید مرده خور کفتار کز بهر ثواب
خادم اهل قبورم بشنو و باور مکن

نمایه کاربر
Vahed75

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۶/۹/۱۶ - ۱۰:۳۷


پست: 51

سپاس: 18

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Vahed75 »

این بحث تون کاملا بی نتیجه هست چون یکی تون که همین جناب داود خان هست از دیدگاه عقلی به قضیه نگاه میکنه و طرف دیگه سعی در استناد به روایات و حتی آیات قرآن داره
خب پیش نیاز چنین مباحثی اینه که شما یعنی طرفین متخاصم smile039 به یک سری توافقات اولیه برسید و حد و حدود تداخل روایات با علوم طبیعی رو رعایت کنید.
در ضمن جناب داود خان تا این حد متعصبانه به قضیه نگاه نکنید هر کی ندونه فکر میکنه روزانه میلیونها نفر بخاطر اینکه مرتد شدند و خواستند از دین آبا و اجدادشون جدا بشن اعدام میشن
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است.

نمایه کاربر
gij

نام: ahmad.anbarzadeh

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۸/۹/۲۴ - ۲۲:۵۳


پست: 193

سپاس: 19

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط gij »

Vahed75 نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۳۹۹/۴/۳ - ۱۴:۲۷
این بحث تون کاملا بی نتیجه هست چون یکی تون که همین جناب داود خان هست از دیدگاه عقلی به قضیه نگاه میکنه و طرف دیگه سعی در استناد به روایات و حتی آیات قرآن داره
خب پیش نیاز چنین مباحثی اینه که شما یعنی طرفین متخاصم smile039 به یک سری توافقات اولیه برسید و حد و حدود تداخل روایات با علوم طبیعی رو رعایت کنید.
در ضمن جناب داود خان تا این حد متعصبانه به قضیه نگاه نکنید هر کی ندونه فکر میکنه روزانه میلیونها نفر بخاطر اینکه مرتد شدند و خواستند از دین آبا و اجدادشون جدا بشن اعدام میشن
اقا داوود شما که میگه برامون یه مثال بزن و بعد تمام مثال ها رو کذب میخونه
شما ببگید چه کنیم :roll: :roll: :roll: :roll:

نمایه کاربر
matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 80

سپاس: 61


تماس:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط matrix »

اجازه بدید من یه موضوعی رو درباره خدا گرایان و دین گرایان بگم که دلیل ساده اندیشی شما چیه؟ اینجا قرار هست که یک موضوع متافیزیکی مثل روح رو سر نخی ازش بدست بیاریم و با فیزیک ارتباطش بدیم تا بتونیم اون رو شناسایی و درک کنیم ولی دوستان درباره قرآن حرف میزنن smile031 . مثل 1400 سال پیش هست که میگفتن ناخن هاتونو کوتاه کنید چون شیطون میره زیرش. اگر دانشمند زیست شناسی نبود و باکتری و ویروس و.. رو کشف نمیکرد احتمالا شما هنوز هم میگفتید ناخنمونو باید بگیریم چون شیطون میره زیرش اما چرا؟ چون فلان امام گفته (بماند که یکسری هنوزم به این موضوع اعتقاد دارن). به خاطر همین میخوام بگم گوش ما از این چیزای دینی پر شده پس یه مقدار به مغزتون فشار بیارید و سعی کنید روش علمی رو مبنای خودتون قرار بدید
Rise from the Ashes

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط عبدالرضا علي پور »

آقا چند روز شده ؟ من همش تو فکر آقا داوود هستم نمیدونم الان کجاست و در چه وضعی هستش؟ من دوستش دارم و از خدا خواستم که بلایی سرش نیاد اگر بلایی سرش نیومد بدونید دعای من مستجاب شده smile039 smile039

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

بعد از اون همه توضیحاتی که برای هر مثالی که شما زدید آوردم، واقعا نا لطفی هستش که میگید من تمام مثال های شما رو کذب خوندم. من حتی بنا رو بر درست بودن خود رویداد، و حوادثی که فرد نقل کرده گذاشتم و سعی کردم توضیح منطقی، از زاویه دید دیگه ای بدم که نیازی به روح و متافیزیک نداشته باشه. یه جور میگید کلی مثال زدید و فلان که انگار این معجزه هارو جلوی چشم من کردید، و من نعوذ بالله مثل جاهلای زمان پیامبر، به عینه این معجزه هارو دیدم و بازم زیر بار نرفتم! آخه مسلمون، دختر همسایه شما فلان شده، یا فلانی مارک سرد خونشون رو توی کما دیده واقعا شد استدلال، شد دلیل واسه وجود روح؟ اگر انتظار دارید که من پذیرای همچین چیزایی باشم، خب شما هم باید پذیرای هر چرت و پرتی که من نقل میکنم هم باشید، حق هم ندارید بگید غلطه و دروغه، باید بپذیرید. جدا اگه به خاطر کوراپیکا نبود که الان داره میزنه رو شونم و میگه حالا مهم نیست حرص نخور، قطعا جواب تندتری به شما میدادم.

من هیچ وقت از شما نخواستم مثال بزنید. من گفتم استدلال عقلی وردارید بیارید. کاربر عاشوری یه چندتایی زد ولی متاسفانه بعدش رفت تو فاز نقل. من ثابت، خودآگاهی و ... از جمله استدلال های عقلی هستند، که ایشون بهشون اشاره کرد. من حتی یک مورد خودم اضافه کردم. رویای صادقانه. گفتم رویای صادقانه میتونه به عنوان استدلال عقلی اثبات روح استفاده بشه. اگرچه رویای صادقانه هم نقل قول افراد هست، ولی چون برای جمع بسیار کثیری از افراد حداقل یک بار رخ داده، مثل خود من، قابل بحث و بررسی هستش. که هرچند یه توضیح مختصری دادم که رویای صادقانه هم کاری رو از پیش نمیبره و چیزی رو ثابت نمیکنه.


Vahed، هم از نظر فقهی، و هم از نظر قانونی مرتد فطری کمترین حکمش اعدام هست. حالا من نمیدونم چطور شما میگی میلیون ها نفر از اسلام روزانه خارج میشن (چون اگر اینطور بود بعد دو سه سال، دیگه مسلمون نداشتیم) ولی فرض رو بر این بزاریم که تعدادی از افراد از اسلام خارج میشن، و ما اعدامشون رو هم نمیبینیم در تضاد با حرف من نیست. مادامی که شما دهنت رو ببندی و عقایدت رو بروز ندی، علی الخصوص در فضای آنلاین کسی شما رو دار نمیزنه. اما وای به حال روزی که شما بیای شفاف عقایدت رو ابراز کنی و تعداد زیادی از افراد اون رو ببینند. حکم اعدام شما، قطعی خواهد بود. به خصوص که کارتون میوفتده به دادگاه های اسلامی، که اصلا در معرض عموم قرار نمیگیرن و حالا شما بیا قاضی رو قانع کن که فلان نیست بهمانه، هرچی قاضی دلش بخواد میتونه برای شما ببره. یه سرچ ساده، این موضوع رو شفاف تر میکنه. حتی یه خبر فیک هم رسانه ها منتشر کردن https://www.yjc.ir/fa/news/5572036/%D8% ... 8%A7%D8%AF که هرچند بعدا معلوم شد اراجیفه، ولی جای تامل زیادی میزاره برای آزادی بیان در فضای مجازی. لذا شما استغفار کن و من رو متخاصم ننام، من کاملا مطابق قانون دارم عمل میکنم.
آقا چند روز شده ؟ من همش تو فکر آقا داوود هستم نمیدونم الان کجاست و در چه وضعی هستش؟ من دوستش دارم و از خدا خواستم که بلایی سرش نیاد اگر بلایی سرش نیومد بدونید دعای من مستجاب شده smile039 smile039
تا چهارم یعنی فردا وقت هست. کسی هم درخواست بده تمدید میکنیم مشکلی نیست. ولی اشتباه میکنید، به مسئله اینطور فکر کنید که هرچی من بیشتر زنده بمونم، احتمالا بیشتر گناه میکنم، و افراد بیشتری رو گمراه میکنم. والله خودم ترجیح میدم اگر اینجور موجودات وجود دارن بیان منو زودتر قبض روح کنن. ولی علاقه ای ندارم که سر چیزای قانونی و قضایی اعدام بشم.

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط عبدالرضا علي پور »

دلایل شما کاملا منطقی هستند و حق دارید که هر چیزی را با علم کامل برای خودتون ثابت کنید ولی موضوع روح هم موضوع سبکی نیست که بشه راحت با دوتا دلیل اینجوری ردش کرد ممکنه چندلایه پیش زمینه ای جسمانی پیش نیاز انرژی روحانی باشد - مثل یک کامپیوتر که اجزا مختلفی باید با هم کار کنند تا سیستم کامل بشه حالا همین سیستم میتونه یک قسمتیش هم به صورت جدا از خودش با موج کامل کننده باشه - من 52 سالمه و 6 بار تا مرز مرگ رفتم و برگشتم یک بار هم کامل مردم و زنده شدم داوود

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط عبدالرضا علي پور »

دوست داشتی بیا بعد از کرونا مهمون من باش میبرم یک منطقه ای با هم بمونیم بعد اتفاقاتی که اونجا میفته را برام توضیح بدید

نمایه کاربر
Vahed75

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۶/۹/۱۶ - ۱۰:۳۷


پست: 51

سپاس: 18

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Vahed75 »

واقعا بعضی مواقع بهت شک میکنم داود واقعا همون آدمی هستی که نسبیت رو اینقدر خوب فهمیده یا حتی در مورد نظریه ریسمان مطلب میزاره اون لینکی که قرار دادی تاکید کرده طرف فقط مرتد نشده بلکه نسبت به مقدسات دینی هتک حرمت کرده و شبکه و کانال درست کرده
من الان خیلی ها رو میشناسم که به هیچ دینی اعتقاد ندارن و نه به کسی کار دارن و نه کسی به اونا
همون کشورهایی که ادعای آزادی بیان دارن مواقعی که امنیت شون به خطر بیفته قوانین بازدارنده دارن
متاسفانه تو کشور ما از دین بعنوان یک ابزار سیاسی استفاده میشه و به همین دلیل بسیاری از منتقدین دینی در معرض اتهامات دیگه قرار میگیرن حتی اگر طرف واقعا غرض ورزی نداشته باشه و صرفا از جهت کنجکاوی و حقیقت جویی در بعضی مسایل سوالات چالش برانگیز بپرسه باز هم متهم به خیلی مسایل دیگه میشه

در مورد کلمه متخاصم من منظورم دو طرف بود که در حال بحث با همدیگه بودین به کلمه طرفین دقت کن داود دلبندم

در مورد بحث تون هم چند خط بنویسم که از این آش بی نصیب نباشم و نخود خودمو بندازم توی دیگ
واقعیت اینه ما با دلایل و مستندات مربوط به علومی که در اختیار داریم مثل زیست شناسی و شیمی و فیزیک نمی تونیم وجود روح رو اثبات کنیم و دو حالت بیشتر نداره یا واقعا روح وجود نداره به اون معنی آیات و روایات و یا هنوز دانش بشری به اون مرحله نرسیده تا پرده از برخی اسرار نظیر روح و جن برداره
اما میتونیم به آثار و نتایج وجود این باورها به شکل صحیح نه در حد افراط گونه در زندگی پی ببریم مثلا فرزندان یک آدم پولدار که برای شادی روح پدرشون حاضر میشن بخشی از اموالشون رو صرف بچه های بی سرپرست کنن خب همین دلیل خوبیه حتی اگر واقعا روح وجود نداشته باشه ولی این بخشش اموال و دستگیری از سایرین یک حرکت انسانی هست.
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است.

نمایه کاربر
gij

نام: ahmad.anbarzadeh

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۸/۹/۲۴ - ۲۲:۵۳


پست: 193

سپاس: 19

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط gij »

paradoxy نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۳۹۹/۴/۳ - ۱۷:۴۰
بعد از اون همه توضیحاتی که برای هر مثالی که شما زدید آوردم، واقعا نا لطفی هستش که میگید من تمام مثال های شما رو کذب خوندم. من حتی بنا رو بر درست بودن خود رویداد، و حوادثی که فرد نقل کرده گذاشتم و سعی کردم توضیح منطقی، از زاویه دید دیگه ای بدم که نیازی به روح و متافیزیک نداشته باشه. یه جور میگید کلی مثال زدید و فلان که انگار این معجزه هارو جلوی چشم من کردید، و من نعوذ بالله مثل جاهلای زمان پیامبر، به عینه این معجزه هارو دیدم و بازم زیر بار نرفتم! آخه مسلمون، دختر همسایه شما فلان شده، یا فلانی مارک سرد خونشون رو توی کما دیده واقعا شد استدلال، شد دلیل واسه وجود روح؟ اگر انتظار دارید که من پذیرای همچین چیزایی باشم، خب شما هم باید پذیرای هر چرت و پرتی که من نقل میکنم هم باشید، حق هم ندارید بگید غلطه و دروغه، باید بپذیرید. جدا اگه به خاطر کوراپیکا نبود که الان داره میزنه رو شونم و میگه حالا مهم نیست حرص نخور، قطعا جواب تندتری به شما میدادم.

من هیچ وقت از شما نخواستم مثال بزنید. من گفتم استدلال عقلی وردارید بیارید. کاربر عاشوری یه چندتایی زد ولی متاسفانه بعدش رفت تو فاز نقل. من ثابت، خودآگاهی و ... از جمله استدلال های عقلی هستند، که ایشون بهشون اشاره کرد. من حتی یک مورد خودم اضافه کردم. رویای صادقانه. گفتم رویای صادقانه میتونه به عنوان استدلال عقلی اثبات روح استفاده بشه. اگرچه رویای صادقانه هم نقل قول افراد هست، ولی چون برای جمع بسیار کثیری از افراد حداقل یک بار رخ داده، مثل خود من، قابل بحث و بررسی هستش. که هرچند یه توضیح مختصری دادم که رویای صادقانه هم کاری رو از پیش نمیبره و چیزی رو ثابت نمیکنه.
شما محبت دارید???
اصلا چیزی به اسم محبت وجود دارد???
اگر جوابتان بله است اثباتش کن
ما محبت رو لمس نمیکنیم و برای اثباتش فقط باید نقل کرد....
فلانی گفت به فلانی محبت خاصی داره....
بعضی علوم فقط از تجربه شخصی یا تجربه دیگران به دست میاد.
گر بگوید مرده خور کفتار کز بهر ثواب
خادم اهل قبورم بشنو و باور مکن

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

جناب علیپور، وجود روح، خدا، قرآن و ... برای فرد باورمند به اون ها غیر قابل رد کردن هستش. من وقت خودم و شما رو نمیخوام با رد کردن روح تلف کنم، چون اینکار غیر ممکن هستش! بلکه صرفا میخوام بگم هیچ دلیل موجه و عقلانی ای برای وجود روح نداریم. مغز ما بینهایت پیچیده تر و با ظرفیت بیشتری از چیزی هستش که فکرش رو میکنیم. مغز ما، خوب مارو بازی میده، باید حواسمون خیلی جمع باشه که بتونیم بین وهم و چیزی که دوستان اسمش رو متافیزیک گذاشتن فاصله بزاریم. فرق من و شما توی همین فاصله هستش. من میگم فاصله ای بین وهم و متافیزیک وجود نداره، اما خب افراد باورمند فاصله ای قائل هستند، که متاسفانه هیچ تعریف و معیار مشخص نداره (و نخواهد داشت) که اگر داشت این بحثا رو نداشتیم و خیلی راحت میتونستیم بگیم کدوم تجربه معنویست و کدوم وهمه. اصلا من میتونم به شما بگم که چون نمیتونیم وهم رو از متافیزیک جدا کنیم، من باور دارم که متافیزیک چیزی نیست بجز وهم.

Vahed جان، شما میتونستی یه سرچ ساده بزنی، توییتر این فرد کذایی نامی رو ببینی و خودت قضاوت کنی که آیا ایشون هتک حرمت کرده، یا یکی هستش که صرفا میاد اسلام رو نقد و بررسی میکنه. وقتی میگم دوتا انگ به شما میچسبونند، دقیقا منظورم همین بودش که دیدید. ضمن اینکه ما کوچکترین حرفی توی همین هوپا میزنیم که برخلاف عقاید دوستان هست، جوری پاسخ مارو میدن که انگار هتک حرمتی چیزی کردم. اصلا خود هتک حرمت یک اهرم برای خفه کردن عقاید مخالف هستش. در مورد کلمه متخاصم هم، شما با کلمه متعصب که فقط به من نسبت داده بودی جایگزین کن. ببینیم کی متعصبه اینجا حالا.


جناب گیج، دیگه به این سبک از سوالاتون از این به بعد جواب نمیدم، چون دقت میکردید، مشابه همین سوال رو به کاربر عاشوری پاسخ داده بودم. ایشون در مورد گرسنگی و خلاقیت پرسیده بود، حالا شما محبت یا تک تک حواس دیگه رو بپرسید، قطعا جواب یکسانی میگیرید. تمام این ها دلایل شیمیایی و هورمونی داره. ضمن اینکه جواب این دست سوالات با کوچکترین سرچ در اینترنت پیدا میشه. بعدم من فیزیکی ام نه زیست شناس، اینو فراموش نکنید.

بله، محبت چیزی نیست بجز تولید شدن هورمون اکسیتوسین. اون حس لذت خاصی که آدم از محبت کردن بدست میاره به خاطر همین هورمون هستش. چرا مادر عاشقانه نوزادش رو دوست داره؟ در کنار عوامل مختلفی که وجود داره، یکیش همینه که وقتی مادر به بچش شیر میده، این هورمون در بدن مادر ترشح میشه. برای همین مادر بچش رو انقدر دوست داره. این هورمون، یکی از هورمون های کلیدی عشق هم هست. در کنار این هورمون، دوپامین رو هم داریم که اون حس لذت خاص رو به مغز در حین انجام کار خوب القا میکنه. چرا ما محبت میکنیم؟ چون این هورمون ها باعث میشن حس خوبی پیدا کنیم. هرگونه نقص در سیستم تولید کننده این هورمون ها منجر به افسرده شدن فرد و محبت نکردن اون فرد ختم میشه. بنابرین نه تنها محبت قابل لمس هست، بلکه قابل اندازه گیری و حتی تولید در قالب کاملا مادی هم هست. یه نکته رو هم اضافه کنم. حتی اگر عامل فیزیکی محبت، در لحظه تایپ این پیام شناخته شده نبود، همچنان شما نمیتونستی باهاش روح رو ثابت کنی. چرا؟ خب علتش رو توی پستای قبل گفتم.

نفهمی های ما، ثابت کننده متافیزیک نیستند و نخواهند بود. هر چاله ای که توی علم فعلی وجود داره، با جن و پری پر نمیشه.
چرا؟ خب همونطوری که چند هزار سال قبل علم نمیدونست خورشید چیه، و ملت خدای خورشید (مثلا را) ساخته بودن، عامل سیل و طوفان رو نمیدونستن، و خدای پوسایدن براش ساخته بودن، رعد برق رو نمیتونستن خدای زئوس ساخته بودن، و دیگه دستم خسته شد تایپ نمیکنم... و چند هزار سال بعد دیدیم که خدایی برای این ها در کار نیست و توجیهات فیزیکی دقیقی پشت هر کدوم هست، و این خدایان باطل هستند، همونطور خواهیم دید که چاله های فعلی فیزیک و علم، با متافیزیک قابل پر کردن نیست. چه فایده، دوروز دیگه که علم یه توجیه دقیق بیاره شما میخوای چیکار کنی، متافیزیک رو میزاری کنار؟ حالا هرچند شانس آوردیم توی دوره ای هستیم که واسه سوالات شما، علم جواب داره و سکوت نمیکنه. ولی فرضا یک سوال هم گیر بیارید که علم قادر به توجیه اون نباشه، نمیتونید باهاش متافیزیک رو ثابت کنید. صرفا میتونید ثابت کنید که علم در اون بخش نقصان داره و باید کامل بشه.

ببخشید ولی علم تعریف مشخصی داره، و قطعا *تجربه دیگران یا خود* علم نیست. که اگر بود مادربزرگ من عالم و فیلسوف قرن میبودش.

نمایه کاربر
gij

نام: ahmad.anbarzadeh

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۸/۹/۲۴ - ۲۲:۵۳


پست: 193

سپاس: 19

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط gij »

paradoxy نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۳۹۹/۴/۳ - ۲۰:۱۷


جناب گیج، دیگه به این سبک از سوالاتون از این به بعد جواب نمیدم، چون دقت میکردید، مشابه همین سوال رو به کاربر عاشوری پاسخ داده بودم. ایشون در مورد گرسنگی و خلاقیت پرسیده بود، حالا شما محبت یا تک تک حواس دیگه رو بپرسید، قطعا جواب یکسانی میگیرید. تمام این ها دلایل شیمیایی و هورمونی داره. ضمن اینکه جواب این دست سوالات با کوچکترین سرچ در اینترنت پیدا میشه. بعدم من فیزیکی ام نه زیست شناس، اینو فراموش نکنید.

بله، محبت چیزی نیست بجز تولید شدن هورمون اکسیتوسین. اون حس لذت خاصی که آدم از محبت کردن بدست میاره به خاطر همین هورمون هستش. چرا مادر عاشقانه نوزادش رو دوست داره؟ در کنار عوامل مختلفی که وجود داره، یکیش همینه که وقتی مادر به بچش شیر میده، این هورمون در بدن مادر ترشح میشه. برای همین مادر بچش رو انقدر دوست داره. این هورمون، یکی از هورمون های کلیدی عشق هم هست. در کنار این هورمون، دوپامین رو هم داریم که اون حس لذت خاص رو به مغز در حین انجام کار خوب القا میکنه. چرا ما محبت میکنیم؟ چون این هورمون ها باعث میشن حس خوبی پیدا کنیم. هرگونه نقص در سیستم تولید کننده این هورمون ها منجر به افسرده شدن فرد و محبت نکردن اون فرد ختم میشه. بنابرین نه تنها محبت قابل لمس هست، بلکه قابل اندازه گیری و حتی تولید در قالب کاملا مادی هم هست. یه نکته رو هم اضافه کنم. حتی اگر عامل فیزیکی محبت، در لحظه تایپ این پیام شناخته شده نبود، همچنان شما نمیتونستی باهاش روح رو ثابت کنی. چرا؟ خب علتش رو توی پستای قبل گفتم.
خوب من میگم حس لذتی وجود ندارد چون تا حالا ندیدم.... حس لذت چیه؟؟؟؟
این حس من درآوردی است و اصلاً وجود ندارد.....
حالا این چه راهی برای اثبات داره
وجود حس لذت رو برام اثبات کن.....
آخرین ویرایش توسط DARKENERGY چهارشنبه ۱۳۹۹/۴/۴ - ۰۰:۵۹, ویرایش شده کلا 1 بار
دلیل: .
گر بگوید مرده خور کفتار کز بهر ثواب
خادم اهل قبورم بشنو و باور مکن

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

من از ادامه بحث با شما خود داری میکنم. با ارواح عزیز خوش باشید، منم با کوراپیکا خوش خواهم بود.

متنی که نوشتم رو نصفه رها نمیکنم. میشد پرسید چطور تولید این هورمون ها، حس لذت و محبت و ... رو به فرد القا میکنه. در واقع یک سوال خوب این میتونست باشه که دقیقا در کجا، یک هورمون از قالب آبجکتیو و مادیش، فرم سابجکتیو گونه و ذهنی میگیره. چی میشه که اکسیتوسین حس خوبی میده؟ چرا حس بدی نمیده؟ چطور عوامل فیزیکی و مادی خودشون رو در ذهن نشون میدن؟ ذهن کجاست؟

لازمه جواب دادن به این سوال، تعریف دقیق آگاهی هستش. من زیست شناس نیستم و طبیعتا اطلاعات کمی در این مورد دارم. اما توی سیستم ها و مدل های فیزیکی ساده، با مفاهیمی مثل دما، شکل، فشار و ... رو به رو شدم که این مفاهیم صرفا از دل چینش و الگوی خاص ذرات بیرون میان. دما برای یک ذره بی معناست. شکل، برای یک ذره بی معناست. ولی وقتی ذرات رو کنار هم میزاریم دما داریم. چیزی که کاملا قابل حس هستش. چرا گرما احساس میکنیم؟ چون ذرات با سرعت های مختلف به بدن ما میخورن. میانگین این سرعت ها و جرم ذرات، تعیین کننده دما هستند. برخورد هر یه دونه ذره به بدن هیچ حسی رو برای فرد به همراه نداره، چون جرم ذرات موجود در هوا بسیار ناچیزه و تکانه ای که اینا به بدن میدن اندکه.
ولی وقتی تعداد بسیار زیادی از ذرات با سرعت های مختلف به بدن میخورن، حسی مثل گرما یا سرما برای ما ایجاد میشه. اگر بدن انسان در خلا قرار بگیره از هم میپاشه به خاطر فشار داخلی بدن. یک ذره هیچ شکلی نداره (خیر، یک کره نیست، یک ذره بنیادی هیچ شکلی نداره، یک فیلد هست) ولی وقتی تعداد بسیار بسیار زیادی از ذرات در کنار هم قرار میگیرند مفهومی به نام شکل رو به وجود میارن. هنوز معلوم نیست، ولی باور بر این هستش که این الگو و سیستم پیچیده مغز هستش که ذهن رو پدیدار میکنه. البته من معتقدم فقط همین نیست، و این سیستم باید از دسته سیستم های آشوبناک هم باشه در غیر این صورت اختیار از دلش بیرون نمیاد، ولی بگذریم. چطور هورمون ها که چیزی بجز یک مشت ملوکول و اتم نیستند، سبب پدیدار شدن حس لذت میشن؟ خب بسیار ساده. این هورمون ها، الگوی مغز رو تغییر میدن. ذهن اگر چیزی باشه که از الگوی خاص مغز پدیدار شده، طبیعتا تغییر دادن این الگو مترادف هستش با تغییر دادن ذهن. همونطوری که چیزای بی شکل شکل رو پدید میارن، همونطور که چیزای بی فشار و دما، فشار و دما رو پدید میارن، همونطور چیزای بی ذهن، میتونند ذهن رو پدید بیارن.

فشار، دما، و مفاهیم دیگه، چیزای کاملا فیزیکی هستند. روح و ... درشون دخیل نیست. با این حال ذرات خالی به خودی خود این خواص رو ندارند و این خواص تنها برای یک مجموعه از ذرات تعریف میشه. اگر خوب به این مفاهیم فکر کنیم، اینطور به نظر میرسه که مفاهیم سابجکتیو و ذهنی شالودشون در الگوها قرار داره. بهرحال فعلا جواب قاطعی در مورد چیستی ذهن، علم نمی‌ده.

اما همونطور که علم در توضیح تبدیل شدن چیزای آبجکتیو عینی به چیزای سابجکتیو ذهنی ضعف داره و کامل نیست، افراد باورمند به متافیزیک هم ضعف دارند و نمیتونند نحوه ارتباط روح، با بدن مادی رو توضیح بدند. منتهی علم حداقل یک توضیحی داره. متافیزیک هیچ وقت هیچ توضیحی در مورد هیچی نمی‌ده و بنیادش بر اساس ندانسته هاست. هرچی ندونسته ها کم میشه، علم گسترش پیدا می‌کنه و متافیزیک عقب میکشه. جالب نیست؟

نمایه کاربر
SH.

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۶/۶/۲۹ - ۱۰:۴۰


پست: 76

سپاس: 12

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط SH. »

اینکه بخواهیم مفهوم روح را به معنای فلسفی اون با علم به معنای ساینس بسنجیم و حل کنیم یک راه غلط هست/البته مگر در یک مورد خاص که شرح میدم/. فیزیک میتونه درمورد چیزهای مادی حرف بزنه و تعریف روح در غیر مادی بودن اونه. بهتره قبل از اینکه بخواهیم درمورد روح حرف بزنیم تعریفی از اون ارائه بدیم. 1-اگر کارکرد روح فقط اگاهی و درک و به حرکت دراوردن بدن باشه که خب میشه توجیه کرد که این میتونه مبنای مادی و فیزیکی داشته باشه. ولی بحث در اینجا بر سر 2- روحی هست که غیر مادی هست و کارکرد های غیر مادی مثلا الهام و غیره داره. برای توصیف هر دو هم از وازه ی روح استفاده میشه اما باید توجه کرد که یکی از اینها در تعریف خودش غیر مادی بودن را داره. اگر قراره بحث فیزیکی باشه میشه بر سر روح به مفهوم 1 و این بحث میشه به زمینه ی کوانتوم و علوم اعصاب سیستم های اشوبناک و غیره کشیده بشه که یک بحث علمیه. اما اگر داریم درمورد روح به معنای 2 حرف میزنیم اول باید مشخص کنیم که کلام و قران را از پیش پذیرفتیم یا نه و میخواهیم در بستر قران بحث کنیم یا نه. بحث با قبول کردن قران میشه کار فقهای دینی. این یک مبحث دینی هست که نیاز به تسلط بر متن قران و احادیث داره و اصلا ربطی به این انجمن نداره. و بهتره توی انجمن های مربوط به الهیات روش بحث بشه پس جای استدلال از قران و حدیث اوردن اینجا نیست. یک حالت دیگه ای میمونه.اینکه داریم روی روح به معنای غیر مادی اون بحث میکنیم اما فارغ از این که قبولش داریم یا نه از چیزی به نام قران و استدلال دینی برای بحث استفاده نمیکنیم. اینجا بحث فلسفی میشه در این نکته در مخالفت با اقای داوود بگم که خواسته یا ناخواسته چیزی به نام متافیزیک در فلسفه مطرح میشه که شما اون را با خرافه اشتباه گرفتید. متافیزیک شامل اخلاق و زیبایی شناسی و تعریف روح وچیزهای دیگر هست که نمیشه با علم به معنای ساینس به اونها شناخت پیدا کرد.حتی اگر هم بشه/ شاید نظر دکارت یا فیثاغورس/ اغلب برای یک فیلسوف اهمیت چندانی نداره. بلکه برای فیلسوف این مهمه که میتونه با استدلال عقلی ولی بدون نیاز به استدلال و روش علمی اون مبحث متافیزیکی را مورد بررسی قرار بده. اگر دیدگاه شما ماتریالیستی باشه کلا وجود متافیزیک را قبول نخواهید داشت و بحث بر سر روح فقط به معنای 1 برای شما تعریف شده هست. اگرنه متافیزیک وجود داره ولی نه به معنای جن و پری. بلکه به معنای عقلی اون. شما با فیزیک نمیتونید ازادی یا عدالت یا جامعه ی ارمانی را تعریف کنید.روح هم همینطور. ولی بدون ابزار علم -ساینس- یا ابزار وحی و حدیث-الهیات- هم میشه روی روح بحث کرد. مثلا چند نظر فلسفی درمورد روح در زیر مینویسم.

روح در اصل همان صورت و اصل وجود ادمی هست که از ازل تا ابد در عالم مثل بوده و هست و خواهد بود. در زندگی مادی و عالم حاضر برای مدتی با ماده ی جسم همراه میشود و بعد از مرگ دوباره به عالم غیر مادی مثل برمیگردد. = نظر افلاطون. نکته. برای درک عالم مثل یا صورت به نظر افلاطون از تشیبه عالم به غار مراجعه شود.

روح = نخستین استکمال جسم طبیعی بالقوه دارای حیات که بعد از مرگ بقا دارد و قوایی دارد که قوه ی عقل بالاترین مرتبه ی ان است و عامل ارتباط ان با جسم انسان مغز است همچنین همه ی گیرنده های حواس پنجگانه به طور غیر مستقیم با روح در ارتباطند.= نظر کندی
نکته/قوه به معنای اینکه یک موجودی پتانسیل انجام کاری را در وجودش داره. حالا ممکنه این پتانسیل به عرصه ی بروز در فعل برسه یا نرسه.

فارابی. تعریف قبلی را قبول دارد به علاوه کار روح را درک انچه عقلانی است میداند. برخلاف افلاطون قبول ندارد که روح قبل از جسم بوده. بلکه میگوید روح صورت/به معنای افلاطونی ان/ وجود انسان است و به طور گسترده در اعضای بدن انسان ظهور پیدا میکند و خدا / او در فلسفه اش خدا را تعریف میکند. اینجا خدا معنای الهیاتی ندارد. او از کلمه ی بخشنده ی صورتها به جای خدا استفاده کرده/ روح را بر بدن حادث میکند. یعنی روح از زمانی به بعد بر جسمی حادث میشود. این حدوث زمانی رخ میدهد که بدن یا چیزی که میتواند بدن شود قابلیت پذیرش روح را داشته باشد.
نکته/ خب اینجا جمله ی اخرش شاید حتی حادث شدن روح بر یک مدار هوش مصنوعی تایید کند...

ابن سینا . روح را عامل به حرکت در امدن ماده میداند. میگوید همه ی کائنات روح دارند. او مراتب مختلفی برای روح قائل است. روح جمادات که نفس فلکی نام دارد و روح گیاهی و حیوانی و در درجه ی اخر انسانی
روح انسانی علاوه بر قابلیت های مراتب قبلی روح از جمله حیوانی و گیاهی و جمادات . قوه ی عقل را هم دارد که بقیه ی موجودات نمیتوانند ان را داشته باشند. افعال همگی از روح نشات میگیرند. مثلا خوردن و ادراک و غریزه جنسی و... برای یک حیوان. همه ی افعال و قوه ها به جز عقل بعد از مرگ جسم از بین میره. ابن سینا بر خلاف فیثاغورس و افلاطون و دکارت که بین روح و بدن تمایز قائل شدند معتقد است که روح و بدن اتحاد دارند و این روح است که به عنوان جوهر و عامل اصلی جسم را به بوجود می اورد. و نه اینکه روح مثل عرضی بر جسم عارض شود. و...

و از این قبیل نظرات که هر گزاره ی ان اثباتی عقلی و منطقی دارد.
اینکه کاری کنی همه ازت راضی باشن غیر ممکنه. درعوض اینکه کاری کنی همه ازت شاکی بشن اسونه. خیلی هم باحاله

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2209

سپاس: 1235

Re: روح چیست ؛ تعریف آن چیست؟

پست توسط Paradoxy »

فکر میکنم واضح هستش که ما برای حالت سوم داریم بحث میکنیم و نه دو حالت اول. بله متافیزیک در معنای عامش خرافه نیست. اما من به شدت توی این تاپیک تصریح کردم که منظورم از متافیزیک، اون بخشیش هست که با جن و پری و روح، با معنای کلاسیکش سر و کار داره. یعنی چیزی فراتر از ماده. دعوای ما بر سر این هست که آیا حالت سوم رو داریم یا نداریم. دو حالت اول تکلیفش مشخصه.

با فیزیک و ریاضیات کاملا میتونیم جامعه آرمانی، عدالت و ... رو تعریف کنیم و مورد بررسی قرار بدیم. برای من جای تعجب داره که میگید این کار امکان ناپذیر هست، در حالی که تمام سیستم های اقتصادی شالودشون ریاضی هست. اگر منظورتون اینه که روابط اجتماعی، قوانین انسانی و ... چیزایی فراتر از فیزیک هستند خب مشکلی نیست اما من معتقد هستم که در نهایت این ژنوم ها، خصوصیات محیطی، هورمون ها و ... هستند که روابط اجتماعی شکل میدن. فردی که مواد مخدر مصرف میکنه و فیزیکی خودش رو داغون میکنه، طبیعتا در روابط اجتماعی هم موفق نمیشه. وقتی افراد یک کشور در رفاه هستند و شرایط فیزیکی مناسبی دارند، شرایط و خصوصیات اخلاقی مناسبی هم از خودشون نشون میدن. به زبان ساده تر

اگر ذهن یک پدیدار (emergence) از الگو های مادی باشه، همون دیدگاه متریالیستی
روابط اجتماعی، قوانین انسانی و ... یک پدیدار از ذهن خواهند بود.

اگر ذهن با فیزیک قابل توصیف باشه، طبیعتا روابط اجتماعی هم با فیزیک قابل بررسی هستند و خب جالب اینه که ما همین الانشم داریم این کار رو میکنیم. مثلا از مدل آیزینگ (یه مدل فیزیکی هستش) برای پدیده های روانشناسی استفاده کردن تا توزیع آماری جمعیت های مختلف بر اساس شادی و ... رو پیدا کنند.

در مورد چند تعریفی که برای روح آوردید، سوال من از شما این هستش که چه دلیلی برای وجود اینگونه روح ها وجود داره. یعنی چرا من باید بپذیرم چیزی فراتر از مغزم، که صورت مادی نداره، و به هیچ وجه قابل بررسی نیست، اومده تو بدنم و مثلا افعال من رو شکل میده. هر کدوم از تعاریف که به نظرتون معقول تر هست رو در نظر بگیرید و دلایل و استدلال های عقلانیتون رو برای اثبات اون بیارید.

کل سوال رو میشه اینطوری پرسید: چرا باید فرض کنیم چیزی فراتر از ماده وجود داره؟

ارسال پست