صفحه 4 از 4

Re: فلسفۀ علم تاریخ

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۳۹۹/۷/۶ - ۲۳:۳۱
توسط Paradoxy
آیا می توانید با قطعیت بگید در آینده قوانین جدید جایگزین قوانین فیزیک در حال حاضر نشه؟!
از کجا معلوم بشر قوانین جدیدی کشف کنه و ببینه هر قانونی که در گذشته برای فیزیک نوشته اشتباه بوده.. این چیزارو نظر ما تعیین نمی کند بلکه زمان مشخص میکنه..
هیچ قانون فیزیکی ای عوض نمیشه؛ فقط کامل تر و دقیق تر میشه. مگه نسبیت عام اومد فیزیک نیوتونی رو ریختیم دور؟ مگه کوانتوم اومد بیخیال فیزیک آماری کلاسیک شدیم؟.... اشتباه بودن اصول فیزیکی مترادف با تغییر پیدا کردن طبیعت، به شکل غیر معمول و غیر منطقی هستش. تضمینی نیست که طبیعت یهو قاطی نزنه... اما این 14 میلیارد ساله که ازین کارا نکرده و دلیلی نداریم که فکر کنیم در آینده ازین بازیا میخواد در بیاره.
آیا به نظرت انسانی که از نسبیت و کوانتوم سو استفاده کرد و بمب ساخت نمی تونه برای تحقق جامعه آرمانی خودش از قلمرو دانش پزشکی هم سو استفاده کنه؟!
خودم گفتم، مگر این که بیاد همه انسان هارو مثل هم بکنه از نظر فیزیکی، محیطی و ... که واقعا غیر ممکنه. حتی برای آینده خیلی دور احتمالش کمه، ناچیزه... که اگر قرار باشه به انجام همچین کاریکه دیگه نیازی به کشت و کشتار و یکدست کردن آدما به سلک هیتلری نیست.

اگر شما هم هرروز فقط سخنان و تصاویر هیتلر رو تو تلویزیون و رادیو می دیدید و می شنیدید.و تمام تبلیغات و.. حول محور نازیسم می چرخید شاید شما بدانید هیتلر یک جنایت کار است اما نسل بعد شما بیشتر به هیتلر تحت تاثیر تبلیغات نازیسم نزدیک تر میشد... و نسل بعد شدید تر به هیتلر نزدیک میشد و همینطور نسل به نسل این اپیدمی ادامه پیدا می کرد تا کل ملت آلمان زیر پرچم نازیسم درایند.
مخالفم ... تحت سخت ترین شست و شوی مغزی بازم افرادی پیدا میشن که مخالف جمع حرکت کنند. حالا شاید نظرشون رو پیش خودشون نگه دارند و افشاش نکنند.

Re: فلسفۀ علم تاریخ

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۷ - ۱۷:۲۴
توسط XIV
درین مبحث دوست داشتم کسی که فلسفه مطالعه کرده بیاید جواب پست مدرنیست ها را دربارۀ این که تاریخ علم نیست و زیر مجموعۀ ادبیات است، بدهد! شاید سرکار خانم mycolony بتوانند این لطف را در حق ما بکنند.

Re: فلسفۀ علم تاریخ

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳۹۹/۸/۲۸ - ۰۹:۵۱
توسط mycolony
بسم الله الرحمن الرحیم

مطرح شده که "تاریخ علم نیست و شبیه ادبیات است" خب به ترتیب نکاتی رو بیان می کنم ان شا الله مشکل حل بشه
۱. وجه شبه این تشبیه چیه ؟ اولا ادبیات و تاریخ به ذوق نویسنده و برداشت خواننده بستگی داره و عملا چیزی به نام حقیقت در این دو علم (من به هر دو می گم علم و توضیح می دم ) معنی نداره و حالا اینجا علم چیه که از تاریخ سلب شده ؟ علم به هر مبحثی که نظامند باشه و بتونیم باهاش به حقیقتی(!) پی ببریم که قابل استناد باشه و آدمی نتونن بینش اختلاف کنند (!)
۲.پاشنه ی آشنا این داستان حقیقته! یک نمونه از مبحثی که برای اثبات این تشبیه بیان شده اینه شما مثلا در فیزیک قوانین بنیادین(!) تعییر نمی کنند مثلا علم کوانتوم نیومده قوانین مکانیک نیوتنی رو نابود کنه بلکه دنیای این قوانین با هم فرق می کنه و یکی در دنیا میکروسکپی صادقه و دیگری در دنیای میکروسکوپی ولی در تاریخ ما هر روز رنگ عوض می کنیم و هر کس وابسته به ذهن خودش نتیجه ای می گیره به همین حقیقتی که ثابت باشد و مورد توافق باشد نمی رسیم و صحبت بی فایده است .
۳. خب نوع مقایسه در شماره ۲ اشتباهه ! ما در علم تاریخ دقیقا مثل علومی مانند فیزیک و شیمی و ... یک سری اصول و قوانین ثابت داریم و افرادی که به طور جامع تاریخ رو مورد مطالعه قرار می دن در صدد این هستن که این قوانین و سنت های تاریخ رو استخراج کنند و در سیاست و حکومتداری استفاده کنند و حتی از این اصول برای آینده پژوهی ( یک رشته نو ظهوره ) استفاده کنند. مثلا از اصولی که در تاریخ صادقه مثلا فرگشته! و یا مثلا این سنته ( حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم هرگز ) و حالا با توجه به جهان ببینی و ایدئولوژی فرد اختلاف هایی وجود داره مثلا در مورد جبری بودن یا نبودن تاریخ ! البته مثلا افرادی مثل ما مارکس که بر اساس اقتصاد مسیر کلی تاریخ رو بررسی می کنند ، عملا نگاه اشتباهی نیست ولی ناقصه ! یعنی چی ؟ یعنی ما یک عینک تک رنگ بزنیم به چشممان و همه ی تاریخ رو با اون بررسی کنیم به عبارتی بخشی از حقیقت هست و همه حقیقت نیست .
۴.یک اختلافی رو باید در نظر بگیریم در مورد علومی که در ارتباط با جامدات هستن و علومی که در ارتباط با هوش انسانی ، جامدات ثابت هستن و یا حتی پویایی کمی دارند ولی هوش انسان و جامعه انسانی فوق العاده پویاتر پس به مراتب استخراج قوانین کلی و جامعیت اون مشکل خواهد بود ولی غیر ممکن نیست و این حجم از گسترده نباید ما رو متوقف کنه همون طور که خیلی ها رو متوقف نکرده
۵.هر چیزی که به طور جامع مورد توافق باشه دلیلی بر حقانیت اون نیست برای مثال در مهندسی برق ما جریان رو ناشی از بار مثبت می دونیم و تمام تحلیل های ما بر اساس جهت حرکت بار مثبت خواهد بود و خب عملا این گزاره مال زمانی بود که نمی دانستیم الکترون ها حرکت می کنند و بعد از آگاهی هم این قرار داد بین ما مونده ولی البته این ناشی از اینه که نگاه ما ، یک نگاه کاربردی به این علمه و نگاه حقیقت یابی نیست (کلا علوم مهندسی سیستمشون اینطوریه) و مثال های خیلی زیادی در این زمینه صادقه و این داستان فارغ از تقریب های موجود در همه علومه و البته در علوم انسانی مثل اقتصاد و تاریخ و سیاست و .. هم صادقه مثلا در اقتصاد بزرگ ترین قرار داد دنیا وجود داره و مورد توافق همه است یعنی پول (!) شما نمی تونید یک برگه کاغذ به میمون بدی و ازش موز بگیری ! و ما نمی تونیم بگیم این مباحث علم نیستن و در حوزه ادبیات قرار می گیرن و حتی شما وقتی ادبیات در حوزه رئالیسم قرار می گیرد نمی تونی هر چه دل تنگی می خواد به رمان بیچاره نسبت بدی و نویسنده تا جای ممکن سعی کرده جزئیات رو مطرح کنه تا منظورش رو برسونه! یک نویسنده هست در حوزه ادبیات کلاسیک (اسمش یادم نیست ) که این بنده خدا می رفته ساعت ها در جلسات دادگاه شرکت می کرده تا بتونه جلسه دادگاه رو به طور واقعی به تصویر بکشه و خب حقیقتی که ما در ادبیات به دنبالش هستیم رسیدن به مقصود نویسنده است و این حتی درمورد شعر هم صادقه و نمونه مولانا که از عنوان و اقسام تمثیلات لطیف و زیبا استفاده می کنه تا بتونه مفهوم عمیقی رو به مخاطبش برسونه خب نقد و بررسی و نوشتن این داستان ها و شعر ها همه علمه و متد و قوانین خاص خودش رو داره ولی خب هست جاهایی که اصلا نویسنده خواهان برداشت آزاد هر شخص به مراتب استعداد خودش باشه که اینجا حرفی نیست و وابسته است به ذوق خواننده و در نهایت این که ما در ادبیات می خوایم به مقصود نویسنده ولو این که تخیلی باشه "علم" پیدا کنیم و این وابسته است به متد و روش های خاص در ادبیات ( می تونید به این ایدی مراجعه کنید ..... )
۶.در تاریخ و هر علم دیگه ای اگر بحث بر سر یک پدیده و یا یک مصادیق خاص باشه ما به اختلاف می خوریم ولو این که از قوانین کلی یکسانی استفاده بکنیم
و کسی منکر نیست مثلا من در تاریخ بخواهم دوران پهلوی رو بدون قصد و غرض همتحلیل بکنم ولی ممکنه با کسی با همین بی طرفی به اختلاف بخورم ! چرا ؟ چون مثلا ممکنه است فرد مقابل به اسنادی دسترسی داشته باشد که من دسترسی نداشته باشم و یا یک پارامتری رو در آن تحلیل در نظر گرفته باشد که من از کنار به راحتی گذشته باشم و نگاه ما به این دو تحلیل بدون بایاس احساسی در یک سطح نخوابد بود و سطح اعتبار این دو متفاوت خواهد بود و ما تحلیل رو قبول خواهیم کرد که از منابع دقیق تر و بیشتر استفاده کرده و ابعاد گوناگونی رو مورد بررسی قرار داده و البته این دو تحلیل هیچ کدوم در سطح یقین نیستن (یعنی ۱۰۰ درصد درست نیستن ) بلکه یک تقریبی از حقیقت هستن و یکی به علت جامعیت مورد بررسی قابل قبول خواهد بود و ما وضعیت رو در بررسی پدید ها در فیزیک ، کشاورزی ، شیمی ، پزشکی ، مکانیک و ... می ببینیم . به طور کلی مثلا در فیزیک ما سیستمون رو نسبت به عوامل نا خواسته ایزوله می کنیم و فرض می کنیم عوامل نا خواسته در اون سیستم فیزیکی ما تاثیری ندارند در حالی که حقیقت غیر اینه ! ( این در حالیه که ما در مورد اثر پروانه ای خوندیم ) به این ترتیب ما در بررسی یک پدیده یکسان در محاسبه به اختلاف می خوریم و البته این داستان فارغ از خطای محاسباتی است و بحث محاسبات ریاضی که سرشار از روش های تقریبی و عددی هست !با توجه به این که مثلا ما در حل معادلات دیفرانسیل یک عدد C خواهیم داشت که هر عددی می تونه باشه و با توجه به این موضوع جواب های فراوانی خواهیم داشت و این معادلات خیلی از پدیده های طبیعی اطراف ما رو توصیف می کنند و مثال دیگه این که ما برای حل معادلاتی با درجه بالا مثل ۵ ،۶ و ... از روش های عددی استفاده می کنیم که جواب حقیقی رو به ما نمی دن بکه تقریبی از اون رو به ما ارائه می دن ( به درس محاسبات عددی مراجعه شود)
۷. یک زنگ تفریح این وسط بزارم اصلا سر همین بحثی بنیادی فیزیکی ها با هم اختلاف دارن :)) مثلا می تونید به دعوای شیر جوان و پارادوکسی بر سر فیزیک کوانتوم و نظریه غلظت مراجعه کنید :))) یا اصلا ما هنوز سر صاف بودن یا نبودن زمین دعوا داریم داخل همین سایت :)))
۸.اون چیزی که بحث تاریخ رو حساس می کنه و باعث می شه ما دعوا های بیشتری رو شاهد باشیم (تو علوم دیگه هم هست ولی ما نمی ببینیم :d ) آینه که تاریخ مسئولیت هدایت یک ملت و هویت بخشی اون و مشروعیت یک حکومت رو داره ( مثل مشروعیتی تاریخ شیعه در آل بویه و صفویه و حکومت فعلی به وجد آورده و یا مشروعیتی که امثال خاندان پهلوی با تاریخ ۲۵۰۰ ساله به دنبال اون بودند و مثلا در بحث فلسطین همین تاریخ باید مشروعیت زندگی افراد در سرزمین های اشغالی رو مطرح کنه که اگر دیده باشین بحث های زیادی مطرح شده ) به این ترتیب تاریخ به دلیل اهمیت و ارتباط گسترده ای که با مردم داره بیشتر در معرض تحریف و تبدیل شدن به ابزاری برای کسب قدرته به همین دلیل بیشتر در زیر ذربین مردم برای نقد و بررسیه و حقیقت در این علم به شدت مهمه چون ممکنه میلیون ها آدم به خاطرش کشته بشن و از بین برن و یا مورد سو استفاده قرار بگیرن به همین دلیل با دایورت کردنش مسئولیت تحلیل رست تاریخی از ما برداشته نمی شه و اگر بخواهیم به خاطر سختی مسیر از کنار راحت بگذریم محکومیم به تبدیل شدن به ابزاری در دست قدرتمندان و یا کنج خونه ببینیم و از جامعه فاصله بگیریم

والسلام

Re: فلسفۀ علم تاریخ

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳۹۹/۹/۴ - ۱۷:۵۵
توسط XIV
mycolony نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۹/۸/۲۸ - ۰۹:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم

مطرح شده که "تاریخ علم نیست و شبیه ادبیات است" خب به ترتیب نکاتی رو بیان می کنم ان شا الله مشکل حل بشه
۱. وجه شبه این تشبیه چیه ؟ اولا ادبیات و تاریخ به ذوق نویسنده و برداشت خواننده بستگی داره و عملا چیزی به نام حقیقت در این دو علم (من به هر دو می گم علم و توضیح می دم ) معنی نداره و حالا اینجا علم چیه که از تاریخ سلب شده ؟ علم به هر مبحثی که نظامند باشه و بتونیم باهاش به حقیقتی(!) پی ببریم که قابل استناد باشه و آدمی نتونن بینش اختلاف کنند (!)
۲.پاشنه ی آشنا این داستان حقیقته! یک نمونه از مبحثی که برای اثبات این تشبیه بیان شده اینه شما مثلا در فیزیک قوانین بنیادین(!) تعییر نمی کنند مثلا علم کوانتوم نیومده قوانین مکانیک نیوتنی رو نابود کنه بلکه دنیای این قوانین با هم فرق می کنه و یکی در دنیا میکروسکپی صادقه و دیگری در دنیای میکروسکوپی ولی در تاریخ ما هر روز رنگ عوض می کنیم و هر کس وابسته به ذهن خودش نتیجه ای می گیره به همین حقیقتی که ثابت باشد و مورد توافق باشد نمی رسیم و صحبت بی فایده است .
۳. خب نوع مقایسه در شماره ۲ اشتباهه ! ما در علم تاریخ دقیقا مثل علومی مانند فیزیک و شیمی و ... یک سری اصول و قوانین ثابت داریم و افرادی که به طور جامع تاریخ رو مورد مطالعه قرار می دن در صدد این هستن که این قوانین و سنت های تاریخ رو استخراج کنند و در سیاست و حکومتداری استفاده کنند و حتی از این اصول برای آینده پژوهی ( یک رشته نو ظهوره ) استفاده کنند. مثلا از اصولی که در تاریخ صادقه مثلا فرگشته! و یا مثلا این سنته ( حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم هرگز ) و حالا با توجه به جهان ببینی و ایدئولوژی فرد اختلاف هایی وجود داره مثلا در مورد جبری بودن یا نبودن تاریخ ! البته مثلا افرادی مثل ما مارکس که بر اساس اقتصاد مسیر کلی تاریخ رو بررسی می کنند ، عملا نگاه اشتباهی نیست ولی ناقصه ! یعنی چی ؟ یعنی ما یک عینک تک رنگ بزنیم به چشممان و همه ی تاریخ رو با اون بررسی کنیم به عبارتی بخشی از حقیقت هست و همه حقیقت نیست .
۴.یک اختلافی رو باید در نظر بگیریم در مورد علومی که در ارتباط با جامدات هستن و علومی که در ارتباط با هوش انسانی ، جامدات ثابت هستن و یا حتی پویایی کمی دارند ولی هوش انسان و جامعه انسانی فوق العاده پویاتر پس به مراتب استخراج قوانین کلی و جامعیت اون مشکل خواهد بود ولی غیر ممکن نیست و این حجم از گسترده نباید ما رو متوقف کنه همون طور که خیلی ها رو متوقف نکرده
۵.هر چیزی که به طور جامع مورد توافق باشه دلیلی بر حقانیت اون نیست برای مثال در مهندسی برق ما جریان رو ناشی از بار مثبت می دونیم و تمام تحلیل های ما بر اساس جهت حرکت بار مثبت خواهد بود و خب عملا این گزاره مال زمانی بود که نمی دانستیم الکترون ها حرکت می کنند و بعد از آگاهی هم این قرار داد بین ما مونده ولی البته این ناشی از اینه که نگاه ما ، یک نگاه کاربردی به این علمه و نگاه حقیقت یابی نیست (کلا علوم مهندسی سیستمشون اینطوریه) و مثال های خیلی زیادی در این زمینه صادقه و این داستان فارغ از تقریب های موجود در همه علومه و البته در علوم انسانی مثل اقتصاد و تاریخ و سیاست و .. هم صادقه مثلا در اقتصاد بزرگ ترین قرار داد دنیا وجود داره و مورد توافق همه است یعنی پول (!) شما نمی تونید یک برگه کاغذ به میمون بدی و ازش موز بگیری ! و ما نمی تونیم بگیم این مباحث علم نیستن و در حوزه ادبیات قرار می گیرن و حتی شما وقتی ادبیات در حوزه رئالیسم قرار می گیرد نمی تونی هر چه دل تنگی می خواد به رمان بیچاره نسبت بدی و نویسنده تا جای ممکن سعی کرده جزئیات رو مطرح کنه تا منظورش رو برسونه! یک نویسنده هست در حوزه ادبیات کلاسیک (اسمش یادم نیست ) که این بنده خدا می رفته ساعت ها در جلسات دادگاه شرکت می کرده تا بتونه جلسه دادگاه رو به طور واقعی به تصویر بکشه و خب حقیقتی که ما در ادبیات به دنبالش هستیم رسیدن به مقصود نویسنده است و این حتی درمورد شعر هم صادقه و نمونه مولانا که از عنوان و اقسام تمثیلات لطیف و زیبا استفاده می کنه تا بتونه مفهوم عمیقی رو به مخاطبش برسونه خب نقد و بررسی و نوشتن این داستان ها و شعر ها همه علمه و متد و قوانین خاص خودش رو داره ولی خب هست جاهایی که اصلا نویسنده خواهان برداشت آزاد هر شخص به مراتب استعداد خودش باشه که اینجا حرفی نیست و وابسته است به ذوق خواننده و در نهایت این که ما در ادبیات می خوایم به مقصود نویسنده ولو این که تخیلی باشه "علم" پیدا کنیم و این وابسته است به متد و روش های خاص در ادبیات ( می تونید به این ایدی مراجعه کنید ..... )
۶.در تاریخ و هر علم دیگه ای اگر بحث بر سر یک پدیده و یا یک مصادیق خاص باشه ما به اختلاف می خوریم ولو این که از قوانین کلی یکسانی استفاده بکنیم
و کسی منکر نیست مثلا من در تاریخ بخواهم دوران پهلوی رو بدون قصد و غرض همتحلیل بکنم ولی ممکنه با کسی با همین بی طرفی به اختلاف بخورم ! چرا ؟ چون مثلا ممکنه است فرد مقابل به اسنادی دسترسی داشته باشد که من دسترسی نداشته باشم و یا یک پارامتری رو در آن تحلیل در نظر گرفته باشد که من از کنار به راحتی گذشته باشم و نگاه ما به این دو تحلیل بدون بایاس احساسی در یک سطح نخوابد بود و سطح اعتبار این دو متفاوت خواهد بود و ما تحلیل رو قبول خواهیم کرد که از منابع دقیق تر و بیشتر استفاده کرده و ابعاد گوناگونی رو مورد بررسی قرار داده و البته این دو تحلیل هیچ کدوم در سطح یقین نیستن (یعنی ۱۰۰ درصد درست نیستن ) بلکه یک تقریبی از حقیقت هستن و یکی به علت جامعیت مورد بررسی قابل قبول خواهد بود و ما وضعیت رو در بررسی پدید ها در فیزیک ، کشاورزی ، شیمی ، پزشکی ، مکانیک و ... می ببینیم . به طور کلی مثلا در فیزیک ما سیستمون رو نسبت به عوامل نا خواسته ایزوله می کنیم و فرض می کنیم عوامل نا خواسته در اون سیستم فیزیکی ما تاثیری ندارند در حالی که حقیقت غیر اینه ! ( این در حالیه که ما در مورد اثر پروانه ای خوندیم ) به این ترتیب ما در بررسی یک پدیده یکسان در محاسبه به اختلاف می خوریم و البته این داستان فارغ از خطای محاسباتی است و بحث محاسبات ریاضی که سرشار از روش های تقریبی و عددی هست !با توجه به این که مثلا ما در حل معادلات دیفرانسیل یک عدد C خواهیم داشت که هر عددی می تونه باشه و با توجه به این موضوع جواب های فراوانی خواهیم داشت و این معادلات خیلی از پدیده های طبیعی اطراف ما رو توصیف می کنند و مثال دیگه این که ما برای حل معادلاتی با درجه بالا مثل ۵ ،۶ و ... از روش های عددی استفاده می کنیم که جواب حقیقی رو به ما نمی دن بکه تقریبی از اون رو به ما ارائه می دن ( به درس محاسبات عددی مراجعه شود)
۷. یک زنگ تفریح این وسط بزارم اصلا سر همین بحثی بنیادی فیزیکی ها با هم اختلاف دارن :)) مثلا می تونید به دعوای شیر جوان و پارادوکسی بر سر فیزیک کوانتوم و نظریه غلظت مراجعه کنید :))) یا اصلا ما هنوز سر صاف بودن یا نبودن زمین دعوا داریم داخل همین سایت :)))
۸.اون چیزی که بحث تاریخ رو حساس می کنه و باعث می شه ما دعوا های بیشتری رو شاهد باشیم (تو علوم دیگه هم هست ولی ما نمی ببینیم :d ) آینه که تاریخ مسئولیت هدایت یک ملت و هویت بخشی اون و مشروعیت یک حکومت رو داره ( مثل مشروعیتی تاریخ شیعه در آل بویه و صفویه و حکومت فعلی به وجد آورده و یا مشروعیتی که امثال خاندان پهلوی با تاریخ ۲۵۰۰ ساله به دنبال اون بودند و مثلا در بحث فلسطین همین تاریخ باید مشروعیت زندگی افراد در سرزمین های اشغالی رو مطرح کنه که اگر دیده باشین بحث های زیادی مطرح شده ) به این ترتیب تاریخ به دلیل اهمیت و ارتباط گسترده ای که با مردم داره بیشتر در معرض تحریف و تبدیل شدن به ابزاری برای کسب قدرته به همین دلیل بیشتر در زیر ذربین مردم برای نقد و بررسیه و حقیقت در این علم به شدت مهمه چون ممکنه میلیون ها آدم به خاطرش کشته بشن و از بین برن و یا مورد سو استفاده قرار بگیرن به همین دلیل با دایورت کردنش مسئولیت تحلیل رست تاریخی از ما برداشته نمی شه و اگر بخواهیم به خاطر سختی مسیر از کنار راحت بگذریم محکومیم به تبدیل شدن به ابزاری در دست قدرتمندان و یا کنج خونه ببینیم و از جامعه فاصله بگیریم

والسلام
سلام mycolony! به خاطر تأخیر در پاسخ ببخشید! راستش اگر نوشته های صفحات پیش را بخوانید داود حاجی تقی تهرانی مطرح کرد که منابع تاریخی بایاس دارند، طبعاً اگر مسئله تنها این بود که پژوهشگران تاریخ بایاس دارند خب پژوهشگران علوم دقیقه هم می توانند بایاس داشته باشند! اما منظور داود که برخی منتقدان علم تاریخ نیز همین را مطرح می کنند این بود که مثلاً در زمینۀ فیزیک یا زیست شناسی ما منابع را بی واسطه در اختیار داریم، نمی توانیم بگوییم که سرعت نور یا قوانین ترمودینامیک بایاس دارند که! در آزمایشگاه و با اثبات های ریاضی همه چیز در نهایت امر حل میشه! اما منابع علم تاریخ دست کم آنهایی که وقایع نگارانه هستند از صافی ذهن وقایع نگار گذر کرده اند و به دست ما رسیده اند بنابرین جریان تاریخ را به شکل ناب بازتاب نمی دهند!! اکنون پاسخ شما به این مسئله چیست؟؟