مشاوره رایگان تحصیلی
منو

جهان تراژیک در نیچه و هگل

: جهان تراژيك در نيچه و هگل :

جهان تراژيك در نيچه و هگل

نويسنده: مسعود يزدى

به نظر مى رسد كه جهان تراژيك كمتر از ويژگى هاى هگل و بيشتر از صفات جهان نيچه باشد. اما تراژدى در تكامل روح در هگل ديده مى شود (حتى اگر تحت اين لفظ در نيايد). در پديده شناسى، روح انواع بودن هاى تراژيك را تجربه مى كند. سوى ديگر بودن تراژيك همانا «رواقى بودن» است كه روح با اجبار از آن مى گذرد. نقطه ديگر «رواقيت»، تراژيك است. در بعد «رواقى»، نوعى بى تفاوتى نسبت به جهان ديده مى شود، حال آنكه در «آگاهى دردناك»، روح به طور موقت در موقعيتى قرار دارد كه خود را مواجه با ثانويت مى بيند و نسبت به جهان در عدم پذيرش به سر مى برد در نتيجه تصوير به گونه اى ديگر است. روح در ابتدا مواجه با «انحطاط» است و بعد از آن به مرحله «نجابت» مى رسد و سپس دچار «سلامت تراژيك بزرگ» مى شود. از ديدگاه نيچه، روح آن هنگام كه تحت تاثير حيات واقع شود، دچار «انحطاط» مى گردد.

جريان حركت روح به علت «حيات» همان انحطاط است. روحى كه تاثيرپذير حيات بيرون از روح است، دچار انحطاط شده و از بعد «سلامت» و «سلامت تراژيك بزرگ» به دور مى افتد. براى نيچه معيار «سلامت»، همان «نجابت» است كه مى تواند روح را تابع خود سازد. بعد ديگر روح همان نقاهت است، «نقاهت» جزيى از «سلامت تراژيك بزرگ» است كه روح هنگام باز سازى خود با آن مواجه است. «سلامت نجيبانه» پس از مواجه شدن با «انحطاط»، «سلامت نجيبانه» را مى جويد و اين آن چيزى است كه از نقاهت حاصل مى شود. تركيب ارگانيك بدن در نقاهت، در آستانه سلامت تراژيك بزرگ قرار مى گيرد. لذا «نقاهت» جزيى از تركيب ارگانيك بدن است.

لذا در اينجا تن تمرين مى كند كه چگونه در كنار «نيستى» بايستاد و به آن نظاره كند. لذا سلامت واقعى در كنار نيستى قرار مى گيرد.به سخن ديگر مى توان گفت كه دنيا و بعد نقاهت فصلى است جهت دوباره سازى «تن»، «تن» در نيچه بعد اشرافى دارد و از اين نظر حكمران ابعاد ديگر است. تجربه نيستى نيز براى تن، جايى خاص را دارد. تن يك «مفهوم» نيست و لذا از دنياى «مفاهيم» به دور است. دانش و مفاهيم برخاسته از دانش در مقابل تن راه به جايى نمى برند. مفاهيم شهودى نيز فقط تا حدى بيانگر ابعاد تن هستند. اما مفاهيم در فقر نسبى به سر برده و ديدگاه ها نمى توانند دنياى تن را ترسيم و يا تصوير كنند.اهميت مفهوم هستى تراژيك بزرگ در اين است كه انسان تنها موجودى است كه در بطن هستى داراى بعد تراژيك مى شود. معناى تراژيك در اينجا همان در لبه پرتگاه بودن است كه با «غرور» صورت مى پذيرد. تجلى غرور در سلامت تراژيك خود را نشان مى دهد و اين بدان معنا است كه اگر چه در لبه پرتگاه است اما «غرور» خود را از دست نمى دهد. در واقع غرور آن چيزى است كه در سلامت تراژيك خود را نشان مى دهد لذا سلامت تراژيك محصول «سلامت نجيبانه» است كه نظر مقابل سلامت «انحطاط آميزى» است.

در اينجا لازم است به مفهوم «بازى» نيز اشاراتى بشود. در نيچه جهان يك طرف ديگر بازى است. تا زمانى كه بازى فرد با جهان ناشى از «لبريز بودن» است، بازى براى فرد به معناى بازى به معناى واقعى كلمه است. يعنى آنكه فرد مى تواند قواعد بازى را خود تعيين كند. چرا كه فرد همچنان سرشار از هستى است لذا طرف ديگر بازى، ضعيف و زبون بوده و اين در واقع فرد است كه ابعاد بازى را تعيين مى كند. فرد در اينجا «سرشار» است. در انواع هنر مى توان اين سرشار بودن را ملاحظه كرد. نمونه آن كار معروف آگوست رودن است؛ در اينجا فقط يك تن محكم و بى تفاوت نشسته است. در حالى كه ديگران در تب و تاب بوده از اين رو به آن رو مى شوند. عضلات نيرومند فرد نشسته، پيام هنر را به ما مى رساند: هنر يعنى قدرت عضلات در عين سكون.

نيچه در مقابل «بودن» و «شدن»، مفهوم «بى گناهى شدن»را عنوان مى كند. در شدن ديالكتيكى، تز ها مرتباً تغيير مى يابند تا آنكه به مرحله «سنتز» رسند.

تكامل «تز» در جريان شدن، اين را نشان مى دهد كه تكامل داراى يك وجه ارزشى است كه بر تز و آ نتى تز حكومت مى كند. در «بى گناهى شدن»، پديده بدون هيچ انگيزه نهايى در متن «شدن» قرار مى گيرد. در اين جا سنتز تكاملى ديده نمى شود. «بى گناهى شدن»، خارج از بار ارزشى است. اين بى گناهى نه به صورت تكامل و نه به صورت انحطاط در بى گناهى شدن جريان دارد. در هگل هيچ نوع بى گناهى در شدن ديده نمى شود. جهان و انديشه خود محصول تكامل تز هستند. لذا در اينجا نوعى بى قرارى و شتاب براى شدن هاى بى پايان ديده مى شود. سنتز به هر حال وجه برتر تز و آنتى تز است. نيروى حياتى در سنتز هيچ گاه پايان نمى پذيرد بلكه جنبه هاى كامل تر حيات بر سنتز ها حاكم اند. لذا در اينجا «بى گناهى شدن» به چشم نمى خورد. بى گناهى شدن نقطه مقابل ديالكتيك است. البته بى گناهى شدن بدين معنى نيست كه جريانى طوفانى بر شدن حاكم نيست.

بى گناهى شدن و ديالكتيك هر دو از مسيرى طوفانى مى گذرند. اصولاً هر نوع شدن در نيچه و هگل داراى جنبه اى پرتلاطم است و نيچه و هگل، جريان طوفانى حيات را به صورت يك واقعيت مى پذيرند.«بى گناهى شدن» بيشتر يك مفهوم يونانى است در مقابل ديالكتيك كه رو به سوى تكامل هستى دارد. «بى گناهى شدن» داراى جنبه غير خود آگاه است كه در آن تكامل خودآگاهى لزوماً اتفاق نمى افتد. يكى از كوشش هاى نيچه در اين خلاصه مى شود كه «شدن» را از متافيزيك تكاملى نجات دهد. در فلسفه يونانى نيز بر «شدن» نوعى متافيزيك حاكم است. كوشش نيچه در اينجا صراحتاً غير و حتى ضد ديالكتيكى است. ديالكتيك در اينجا نوعى «فوق متد» تصور مى شود كه قصد دارد بر بى گناهى شدن، نوعى متد بيافريند. انسان از نظر «بى گناهى شدن» شبيه جانوران ديگر است. اين بدين معناست كه جانوران ديگر نيز (هرگاه از ديد انسانى به آنها نگاه نكنيم) در اين بى گناهى شدن قرار دارند (رجوع شود به سونات هاى ارفئوس اثر ريلكه). لذا خودآگاهى باعث از ميان رفتن «بى گناهى شدن» مى شود و به جاى آن متافيزيك هستى پديد مى آيد.نيچه جزء آن دسته از متفكران است كه پيدايش متافيزيك را در هستى نشانه ترس مى داند و بر اين باور است كه ابرمرد نياز به متافيزيك ندارد و در واقع متافيزيك علاوه بر ترس، نشانه ضعف انسان در مقابله با جريان هستى است.

براى هگل، سيستم فلسفى نشانه اى از پيچيدگى رو به تكامل است كه در نهايت كل حيات را نيز شامل مى شود. اما در هگل بى گناهى شدن نشانى از ابعاد ابتدايى حيات است كه در جريان تكامل مجبور به پيچيدگى است. حيات تراژيك، نقطه اوج اراده معطوف به فرم است. اراده معطوف به فرم آن بخش از حيات است كه تحت تاثير ميل به فرم واقع شده و در اينجا است كه مى توان مشاهده كرد كه چگونه فرم بر حيات غلبه مى كند. حيات به صورتى كه تجربه مى شود داراى فرم هاى آموخته شده است اما اراده معطوف به فرم از تمامى فرم ها مى گذرد و فرم خاص خود را بر حيات اعمال مى كند. حيات تراژيك نيز نوعى اراده معطوف به فرم است كه در آن به رغم ناپايدارى جهان فرمى خاص بر جهان تحميل مى شود. «سلامت بزرگ تراژيك» نيز آن سلامتى است كه به رغم زوال و انحطاط چيز ها، بر آنها تحميل مى شود.

در اينجا مى توان ملاحظه كرد كه چگونه هنر به نجات دهنده چيز ها تبديل مى شود. در دوران مدرنيسم؛ «چيز ها» بيشتر مسخ شده و خصلت اصلى خود را از دست مى دهند. تراژدى در پى آن است كه چيز ها را نجات دهد. اين بعد در تراژدى شاه لير به خوبى ديده مى شود. مسخ شدگى چيز در عصر مدرنيسم پيشرفته و كاپيتاليسم به عيان رخ مى دهد. مسخ شدگى در اينجا اين معنا را دارد كه جنبه درونى چيز از بين رفته و چيز در واقع بى چهره مى شود. اين پديده با آليناسيون چيز نزد هگل و ماركس متفاوت است.

يكى از وظايف هنر، ايجاد نيروى تازه در كالبد چيزها است. اين نيروى تازه مى تواند صورتى جديد به چيز ها دهد. چيز مى تواند توسط هنر كشف مجدد شود و اين هنر است كه به چيز نيرو مى بخشد. اين نيرو در قالب اراده معطوف به فرم تجلى مى يابد و فرم در اينجا تجلى اراده معطوف به حيات است. «چيز» تا قبل از كشف هنرى آن، در دنيايى ساكن و بى اثر زيست مى كند ولى در اينجا چيز چون مظهر قدرت، زيستى تازه مى يابد. قدرت در اينجا يك مفهوم هستى شناسى است در بعد اراده معطوف به قدرت (يا به فرم) چيز لبريز از حيات است كه در گذشته دچار ضعف و كاستى بوده، توان لبريز شدن از فرم را نداشته است. لذا هر نوع هنر برتر، نوعى اراده معطوف به قدرت (يا به فرم) است.

بايد توجه داشت كه هنر معطوف به فرم يك تعبير صرف نيست. چرا كه در تعبير بعدى از هنر مورد توجه قرار مى گيرد، ليكن در اينجا هنر معطوف به فرم بيش از تعبير است و تعبير در اينجا دچار يك نوع كمبود مى شود. تعبير كوششى جهت سامان دادن به تاثيرات است در حالى كه «چيز» فراتر از تاثرات و تعابير قرار مى گيرد. چيز هنرى از يكسو در كنار «چهره نگاه كردن» قرار مى گيرد و از سوى ديگر بعد غيرطبيعى (غير عادى) ساخت مفهوم را انجام مى دهد. در اينجا مى توان نگاه خيره را مقابل نگاه تحليلى قرار داد. نگاه خيره آن نگاهى است كه پيشين يا پسين نگاه تحليلى است. در نگاه خيره بعد «حيرت» ديده مى شود. در حيرت، «سلامت نجيبانه» وجود دارد. در نگاه حيرت نوعى سرشار بودن وجود دارد كه در آن سلامت نجيبانه به چشم مى خورد. حيرت و سرشار بودن از جمله ابعادى است كه مى تواند از سلامت نجيبانه به سلامت تراژيك تبديل شود. در سلامت تراژيك، اندوه و غم به كنار رفته اند. در حقيقت همين اندوه و غم است كه مانعى اصلى از براى پيدايش سلامت تراژيك است. اندوه مانع از آن مى شود كه فرد بتواند به جهان «آرى» بگويد. آرى به رغم بى ثباتى جهان خود نشانه سلامت تراژيك است.در بطن «آرى» گفتن به جهان، سلامت نجيبانه نهفته است.

نه گفتن جزيى از سلامت «انحطاط آميز» است كه در جست وجوى جهانى «يكدست» است، «نه» همان «سلامت رمانتيك» است كه مانع «سلامت نجيبانه» و «تراژيك» است. «طاغى» (قهرمان كتاب كامو به همين نام) از طريق «طغيان» به هويت مى رسد در حالى كه قهرمان نيچه از راه «تأييد» و آرى گفتن به جهان خود را درك مى كند. قهرمان كامو محكوم است كه يك عمل پوچ (بالابردن سنگ) را كراراً تكرار كند. حال آن كه قهرمان نيچه محكوم به چيزى نيست. بلكه اين خود اوست كه يك راه را بايد مجدداً بپيمايد. اگر او محكوم به چيزى باشد، همان «ابداع مكرر خود» است. (نيچه، فلسفه و هنر- ص 121)تراژدى ما در اين است كه جوهر ما كشف شدنى نيست، بلكه بايد اختراع شود. (همان كتاب- همان صفحه) اين همان چيزى است كه ميشل فوكو آن را زيباشناسى هستى مى نامد. از نظر فوكو در جامعه معاصر، فرد امكان آن زيباشناسى هستى را از دست داده است. لذا ما به جاى آن كه دچار وضعيت هاى «تراژيك» شويم، دچار وضعيت هاى «انحطاط آميز» مى شويم. اين شايد بدين خاطر است كه «زيباشناسى هستى» از ما بسيار دور است. اين كه گفته مى شود كه ما ابزار زيباشناسى هستى را نداريم (مانند زبان و غيره) به نظر درست نمى آيد. زيباشناسى هستى در آن هنگام درست مى شود كه ما بر لبه هستى ايستاده باشيم.

در حالى كه «زيباشناسى هستى» كه اكنون ما در اختيار داريم به ما فقط «ترس» را القا مى كند. از سوى ديگر جامعه معاصر به گونه اى است كه در آن زيباشناسى غيررمانتيك كم و بيش وجود ندارد. فلسفه اى كه ما در اختيار داريم همان فلسفه «ترس» و «اضطراب» است. (مانند هايدگر). گرچه ما بيش از پيش بر لبه پرتگاه هاى هستى قرار گرفته ايم ابزار فلسفى درك عميق آن را به همراه نداريم لذا از اين رواست كه وضعيت ما عميقاً تراژيك است (به رغم تمام سرپوش ها و ناديده گرفتن ها). اما در واقع ما نمى دانيم كه وضعيت تراژيك چگونه است.فلسفه عصر حاضر، به رغم تمام ادعاهايش، هنوز عميقاً رمانتيك است. پديده ها مانند مرگ، هستى، تاريخ و... با ديدگاهى رمانتيك مورد تفكر واقع مى شوند. لذا اين بيم نيز وجود دارد كه گفته فوكو (زيباشناسى هستى) نيز به شيوه رمانتيك فهميده شود. اهميت فوكو در مفهوم «تكنولوژى هستى» به غيررمانتيك بودن آن ارتباط مى يابد. در تكنولوژى هستى، به شيوه اثر اجتناب ناپذير، بعد تراژدى هستى نيز وجود دارد. در اينجا تراژدى هستى نشانه اجتناب ناپذير دارد. تراژدى هستى بخشى از تكنولوژى هستى است و اين آن بخش است كه فرد مى تواند براى خود بسازد و يا حداقل به تصوير بكشد.

از بين رفتن بعد درون گرايى در زندگى و تسلط ابعاد كمى از سوى ديگر، پيامد تسلط جامعه توده است.بعد هگلى (ديالكتيكى) روح نيز كم و بيش از ميان مى رود. پديده شناسى روح بعد جديدى است كه در پى آناليز جنبه هاى مختلف روح است. آنچه كه از هگل به جا مى ماند، وجود طوفان هاى متعدد در روح است كه ظاهراً پديده شناسى در پى كشف آن است.

از ميان فلاسفه، تنها تئودور آدورنو است كه به بعد درون گرايى توجه خاص دارد. برخلاف گفتار ماركسيست ها، براى آدورنو بعد درونى روح داراى اهميت خاصى است. او در واقع تلاش مى كند كه هگل را دوباره احيا كند. به هرحال، در نيچه و هگل، زمينه مرگ تراژدى به عيان ديده مى شود. همچنين از سوى ديگر به جاى تراژدى، درون گرايى در افرادى چون كيركگور به وجود مى آيد. به عبارت ديگر درون گرايى به عنوان نقطه مقابل تراژدى ترسيم مى شود (گئورگ لوكاچ جوان).

منبع :www.sharghnewspaper.com




www.HUPAA.com
محک
مشاوره رایگان تحصیلی
ویدیو کلیپ علمی
● مقالات فیزیک
● اخبار فیزیک
● مطالب پربیننده
● مجله علمی
● کوانتوم و فیزیک جدید
● الکترومغناطیس
● نظریات ایرانی
● نجوم و اخترفیزیک
● فلسفه و متافیزیک
● نانوتکنولوژی
● برق و الکترونیک
● هواشناسی و فیزیک جو
● فیزیک نور و اپتیک
● مکانیک و ترمودینامیک
● مطالب متفرقه
● معرفی کتاب
● دانشمندان
● فیزیک در ایران
● سایتهای فیزیک انگلیسی
● سایتهای فیزیک فارسی
● دانلود نرم افزار
● تصاویر دیدنی
● پزشکی و سلامت
امکانات
● خانه
● انجمن فیزیکدانان جوان ایران
● چت روم هوپا
● درباره ما
● سفارش آگهی
● تماس با ما
● عضویت در انجمن
● ورود
● RSS
آگهی های متنی
● تحصیل در کانادا
عضویت در خبرنامه
ایمیل :
آموزش زبان انگلیسی
سگال - موسسه خیریه حمایت از کودکان فلج مغزی
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
ادامه تحصیل در خارج از کشور
پزشکی و سلامت
مشاوره رایگان تحصیلی
بیگ بنگ
آخرین گفتگوها در انجمن
چه شد که بیگ بنگ رخ داد؟ (5 پاسخ)
معادله حرکت بر روی سطح شیبدار با شتاب ثابت (7 پاسخ)
انرژی به ماده (1 پاسخ)
زبان اعداد و طیف ارتعاشی آنان در زندگی (3 پاسخ)
اصل طرد پاولی (2 پاسخ)
نمودار سه بعدی تبدیل جرم به انرژی (0 پاسخ)
چرا الکترون روی هسته سقوط نمیکند؟ (17 پاسخ)
سوالی در باب مسئله درهم تنیدگی کوانتومی (13 پاسخ)
معرفی مجله (0 پاسخ)
درهم تنیدگی برای ذراتِ تابش هاوکینگ (0 پاسخ)
بیا تو سوال بپرس (229 پاسخ)
تحولات کره در فضای ثابت و منبسط شونده (3 پاسخ)
پارادوکسی جدید در همزمانی (28 پاسخ)
سیاهچاله (4 پاسخ)
میدان هیگز (0 پاسخ)
زمین تخت گرایان (185 پاسخ)
بهترین نرم افزار محاسبات فیزیک (1 پاسخ)
تناقض در دو جنبه اصل نسبیت؟ (30 پاسخ)
چگونه بدانیم قلبمان سالم است؟ (0 پاسخ)
معادلات حرکت با سرعت فراتر از نور (3 پاسخ)
بازی با احتمالات (5 پاسخ)
نسبیت به زبان ساده (150 پاسخ)
تاریخچه گشتامد دنباله دار هالی (0 پاسخ)
بعد از نظر فیزیک (3 پاسخ)
چرا پروتون، الکترون را جذب می‌کند؟ (3 پاسخ)
تعادل در هسته مرکزی زمین (2 پاسخ)
عبور از افق رویدادِ یک سیاهچاله (2 پاسخ)
آیا میدان هیگز نوسانی است؟ (0 پاسخ)
موتور بدون سوخت+Free Energy (11 پاسخ)
میدان مغناطیس زمین و تولید نیروی برق( طرحی جالب) (21 پاسخ)
آیا انرژی جرم دارد ؟ (31 پاسخ)
شعاع شوارتزشیلد و نقطه ی تکینگی (17 پاسخ)
سوال وزنه و فنر (0 پاسخ)
علت عبور نور مریی از شیشه سربی بر خلاف گاما (26 پاسخ)
سوال در مورد اصطکاک (29 پاسخ)
حدس گلادباخ (80 پاسخ)
تکنیک حل معادله (4 پاسخ)
برای سفر انسان به مریخ، چه امکاناتی لازم است و این سفر چه مد (1 پاسخ)
مختصات رئوس مربع ها چگونه بدست می آید؟ (4 پاسخ)
جلوگیری از انتشار میدان مغناطیسی (9 پاسخ)
چرا پروتون سبکتر از کوارک است؟ (4 پاسخ)
آزمایش لوله پرتو کاتدی (20 پاسخ)
سفر در زمان با خواب مصنوعی (0 پاسخ)
پارادوکس EPR (8 پاسخ)
چرا آهنربا چوب رو جذب نمیکنه ولی آهن رو جذب میکنه؟ (13 پاسخ)
آهنربای النیکو (1 پاسخ)
چطور میتونم خلاء درست کنم؟! (8 پاسخ)
تیر رعد و برق (6 پاسخ)
کرم‌چاله چیست؟ (0 پاسخ)
آیا بشقاب پرنده ها وجود دارند؟ (0 پاسخ)
چرا سیارات چشمک نمی زنند؟ (0 پاسخ)
آیا فضا منحنی است؟ (0 پاسخ)
درخواست پیشنهادات شما در مورد بدست آوردن مقدار زیادی الکترون (3 پاسخ)
فرمول بسیار ساده تخمین فاصله ماهواره از زمین (0 پاسخ)
نیروی گرانش از کجا پدید می آید منشا آن چیست؟ (46 پاسخ)
موشک کاغذی با کاغذ آچار (0 پاسخ)
زنون هگزا فلوراید؟ استدلالش چیه؟ (0 پاسخ)
آب رو بدون انر‌ژي به بالا هدايت كردن (34 پاسخ)
نظریه گرانش حرکتی (51 پاسخ)
تلپورت یا انتقال آنی در فضا (1 پاسخ)
مقالات فیزیک
چطور یک آکواریوم بسازیم؟
آیا هوش مصنوعی می‌تواند تحقیقات عملی انجام دهد؟
پارکر اطلاعات جدیدی از ذرات خورشیدی به زمین مخابره کرد
اثرانگشت، مصرف‌کنندگان مواد مخدر را رسوا می‌کند
چطور یک مبتکر باشیم؟
کهکشانی مارپیچی که دو هسته‌ی فعال دارد!‌
رکورد دما در جنوبگان شکسته شد
ساخت باندهای پانسمانی هوشمند
چطور لک خون را از روی فرش پاک کنیم؟
پژوهشگران در جستجوی دمای ماده‌ی تاریک هستند
آیا می‌توان عوارض پرتودرمانی را از بین برد؟
مشاهده‌ی اجرامی عجیب، در اطراف مرکز کهکشان راه‌شیری
چطور در اینستاگرام فالور جذب کنیم؟
کرونا تا چه حد کُشنده است و آیا می‌توان آن را مهار کرد؟
قدیمی‌ترین محل برخورد شهاب‌سنگ با زمین کجاست؟
گربه‌ی چشایر، پارادوکس گربه‌ی شرودینگر را توضیح می‌دهد؟
بیماری دست، پا و دهان چیست و چگونه می‌توان کودکان را از آن محافظت کرد؟
چگونه می‌توان غذای یک میلیون نفر در مریخ را تامین کرد؟
کشف ارتباط بین دردهای مزمن و افسردگی
اتمسفر زمین در طول تاریخ چه تغییراتی کرده است؟
چگونه از ماه عکس بگیریم؟
روشی برای سنجش طول عمر مهره‌داران زنده و منقرض‌شده
فرگشت حیات اولیه بر روی زمین، چگونه بوده است؟
داستان افسانه‌ای صورت‌فلکی گیسو
سرگذشت بزرگ‌ترین قمر مریخ چه بوده است؟
آزمایشی برای تشخیص چندین نوع سرطان
خلق مغز مصنوعی، برای مقاصد شوم
اگر ترمز ماشین‌مان برید، چه کنیم؟
کدام انسان‌ها بیشتر به دیگران کمک می‌کنند؟
قدمت موجودات افسانه‌ای ساخته‌ی ذهن انسان‌ها چقدر است؟
ادامه ...
اخبار فیزیک
یافته های تازه دانشمندان ممکن است سفر در زمان را غیرممکن کند!
نگاهی به دوردست‌های کیهان به کمک یک خوشه کهکشانی غول‌پیکر
سنجش ذرات در کیهان اولیه
پیش‌بینی جرم ذره «هیگز» توسط سیمپسون‌های کارتونی 14 سال قبل از سرن!
فریب فوق‌العاده نور توسط محقق ایرانی
طراحی پای مصنوعی دارای سیستم بینایی توسط دانشمندان ایرانی
حل یک مساله سی‌ساله فیزیک شبیه‌سازی مواد ابررسانا با اتم‌های فوق سرد با همکاری فیزیکدان ایرانی
مخترع لیزر چارلز تاونز در 99 سالگی درگذشت
حل معماهای فیزیک در آزمایشگاه‌های ارزان بجای شتاب‌دهنده‌! مشاهده حالت بوزون هیگزی در ابررسانا برای نخستین بار
سه ایرانی در میان 100 نفر کاندیدای نهایی سفر بی بازگشت به مریخ
آمادگی برخورددهنده بزرگ هادرونی برای کشف یک ذره جدید
مشاهده پیوند شیمیایی اتم‌ها و تشکیل مولکول برای نخستین‌بار
کشف عجایب حبابی با سی‌تی اسکن درون یک ابرنواختر
لوح انجمن جهانی نفرولوژی به «پدر علم نفرولوژی ایران» اعطا می‌شود
چرا برخی کهکشان‌ها جوانمرگ می‌شوند؟
ادامه ...
مطالب پربیننده
کشفی حیرت‌انگیز در زیر قطب جنوب (0+)
خواب انسان‌ها چه تفاوتی با هم دارد؟ (0+)
کشف سه اَبَرسیاه‌چاله‌ی غیرعادی (0+)
چطور با وسواس فکری مقابله کنیم؟ (0+)
صدای مریخ‌لرزه چگونه است؟ (0+)
با پیشرفته‌ترین ربات جهان آشنا شوید؛ اطلس (0+)
دلیل گوناگونی زیستی موجود بر روی زمین چیست؟ (0+)
چگونه از هموروئید خلاص شویم؟ (0+)
از اثر گلخانه‌ای چه می‌دانید؟ (0+)
تماشای کهکشانی زیبا به‌یاد خاندان هرشل (0+)
نوشیدن منظم چای چه تاثیری بر روی قلب دارد؟ (0+)
چطور طلای اصل را از تقلبی تشخیص دهیم؟ (0+)
کشف ژنوم مار کبرای هندی چه اهمیتی دارد؟ (0+)
نگاهی دقیق‌ به لایه‌های نازک یخ (0+)
چرا هر ساله واکسن‌ جدیدی برای آنفلوآنزا ساخته می‌شود؟ (0+)
ادامه ...