هنر نقاشی


Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در پنجشنبه 13 آبان 1395 - 02:48

پیشتر ها فرض بر این بود که هر آدمی خوب است مگر اینکه خلافش ثابت شود
«مردم خوش بین بودند»

اما الان پیش فرض این است که هرکسی خبیث است مگر اینکه خلافش اثبات گردد
گرچه خلافش هم هیچوقت نمی تواند اثبات شود ! هرچقدر هم انسانی کار خوب کند
باز ممکن است اینکارش فریبکاری باشد ! پس همه خبث و شریرند و هیچگاه هیچ
اعتمادی بین هیچکسی شکل نخواهد گرفت . و وقتی اعتمادی نباشد , دوستی ای
هم نیست.
«این بدبینیِ حاکم بر انسان عقلانی مدرنست .»

بهترین کاری که میتوان کرد این است که بدنبال جلب اعتماد نبود .چراکه هرچه بیشتر
سعی کنی اعتمادی را جلب کنی بیشتر در معرض شک قرار خواهی گرفت .
اعتماد هیچگاه عقلانی نبوده و نیست , اعتماد از جنس ایمان است .
اگر کسی اعتماد کرد که کرد , اگر نه هیچجور نمی توان آنرا با دلیل بوجود آورد.

در دریای مواد مذاب هم , درختانی شکوفا یافت میشوند ..

تصویر
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در دوشنبه 24 آبان 1395 - 00:30

بازی نیست , زندگی
و من فراری ام از کسانیکه بخواهند مرا به بازی بگیرند..

زندگی خودش بقدر کافی سر ما بازی در می آورد!

تصویر

by Kim Redd
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در پنجشنبه 4 آذر 1395 - 16:37

شاید همانطور که هنوز هم خدا در جاهایی زنده است , عشق هم درجایی زنده باشد
شاید روزی در جاییکه هیچ شباهتی به اینجا ندارد , باز عشق گریبانمان را بگیرد

تصویر
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در چهارشنبه 24 آذر 1395 - 18:23

تصویر

درخت منتظرِ ساعتِ بهار شدن
و غرق ثانیه هایِ شکوفه بار شدن

درخت ,دست به جیب ایستاده آخرِ فصل
کنارِ جاده ,در اندیشه ی سوار شدن

درخت منتظرِ چیست ؟ گاریِ پاییز ؟
و یا مسافرِ گردونه ی بهار شدن ؟

و او شبیه یک کارمند غمگین است
درست لحظه ی از کار برکنار شدن

گرفته زیر بغل , برگه های باطله را
به فکرِ ارّه شدن , سوختن ,غبار شدن

درخت ,دید به خوابش که پنجره شده است
ولی ملول شد از فکر پر غبار شدن

و گفت پنجرگی ... آه دوره ی سختی ست
بدون پلک زدن , چشم انتظار شدن

و دوست داشت که یک صندلی شود مثلاً
و جای دار شدن , چوبه ی مزار شدن

درخت ارّه شد و توی کامیون افتاد
فقط یکی دو قدم مانده تا بهار شدن..

و سر در آورد از کارگاه نجاری
پس از بریده شدن , خیس و تابدار شدن

ولی درخت ندانست قسمتش این بود
برای یک زنِ آوازه خوان , سه تار شدن ...

شعر از محمد سعید میرزایی
نقاشی از گراهام گرکن
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در چهارشنبه 1 دي 1395 - 21:34

باید کجاها می بودیم و چه زندگی ای می داشتیم
ولی اینجاییم و این است زندگیمان
در بن بست قدم میزدیم و به آخرش رسیدیم

تصویر

دلم می گوید بیا برگردیم , راه درست را برویم
ولی بارها رفته ایم و برگشته ایم و هر بار به بن بست خورده ایم
یکبار دیگر یعنی یک بن بست دیگر..

نقاشی از سبین کلمنت
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در يكشنبه 5 دي 1395 - 00:25

تصویر

شب است پنجره ای می کشم , نبند آن را
که صبح , بشنوی از آن صدای باران را

اتاق من پر گنجشک می شود , کافی ست
کنار هم بکشم , ریزه ریزه ی نان را

شعر از محمد سعید میرزایی
نقاشی از ریا هیلز
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در سه شنبه 7 دي 1395 - 02:25

تصویر

آنقدر وفادار ماندم , آنقدر فداکار شدم و آنقدر بودم ...
که عادی شدم

آری کسی برای بدست آوردن هوا نمی جنگد ,
چون همیشه بوده و هست
چون عادیست

تنها زمانی میفهمند هوایی هم بوده
که آلودگی می آید , وارونگی هوا
زمانیکه هوا پشت میکند به ما

نقاشی از ماجا رونسکا
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در سه شنبه 14 دي 1395 - 01:22

رابطه ای که ته نداره رو باید تموم کرد ..
رابطه یا باید به یه زندگی خوب برسه یا به انتها

تصویر

نقاشی از لئونید آفریمو
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در چهارشنبه 22 دي 1395 - 01:49

اگه تنها شدی و دلت گرفت..
خبرم کن
که بیام دنبالت

تصویر
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در سه شنبه 5 بهمن 1395 - 18:48

و بیماری ما شاید به تعویق انداختن است
همانطور که درس خواندن را تا شب امتحان عقب می انداختیم
زندگی کردن را هم عقب می اندازیم
انگار تا ابد زنده ایم و برای همیشه جوان خواهیم ماند
شب امتحانی هم در کار نیست که ما را مجبور به شروع زندگی کند
و زمانی میرسد که اولین موی سفیدمان را در آینه می بینیم
چروک های روی صورت و طراوت از دست رفته را
و اینکه هنوز زندگی کردن را شروع نکرده ایم
هنوز در برزخی میان پوچی و معنا ,میان مرگ و زندگی
میان انتخاب کردن و نکردن , پرسه میزنیم
و زمان , جوانی مان , این ارزشمندترین و دست نیافتی ترین دارایی مان
ذره ذره در برابر چشمانمان دود میشود..

تصویر
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در يكشنبه 10 بهمن 1395 - 09:59

بودن با کسیکه آنچنان دوستش نداری بهتر از نبودن با کسیست که عاشقش هستی
هنگامیکه آنقدر شبیه به هم باشند که در او , او را ببینی


تصویر

پاریس
از نیکولاس جولی
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در يكشنبه 17 بهمن 1395 - 00:50

همانطور که زنان به صداقت مردان شک میکنند
مردان هم به نیت زنان شک میکنند.
مهم اینست که بدانیم شک به معنی اتهام
نیست و نباید حق شک کردن را از دیگری
گرفت .

این بازیِ شک و اعتماد است , و شک ها باید
با آزمون ها برطرف شوند تا اعتماد جای آنها را
بگیرد. دوستی ها بر اعتماد استوارند و تا وقتی
اعتمادی نباشد هیچ کس هیچ حرفی را باور
نخواهد کرد و هیچ دوستی ای شکل نخواهد
گرفت.

تصویر

Your silence is complicity
by Chiara Aime
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در دوشنبه 18 بهمن 1395 - 00:30

تو بی من از من از همه بی همزبانتری
تنهاتری غریب تری بی نشانتری

من بی من از من از همه عاشقترم هنوز
من بی تو در روان من از من روانتری

من بی تو ذره ذره دلم آب می شود
تو لحظه لحظه با دل من همزبانتری

اصلاً کجای حافظه ات عاشقت شدم؟
تو در کدام عکس خودت مهربانتری؟

داری درون حافظه ام پیر می شوی
بیهوده فکر می کنی از من جوانتری

دارد برای خودکشی ات دیر شود
شاید به فکر حادثه ای ناگهان تری

اما نه زود باش! خودت را بکش! نترس!
تو از تمام خاطره ها جاودانتری!

اصلاً برو به قسمت تاریک ذهن من!
آنجا تو ابری از همه بی آسمانتری!

گنجشک مرده! برکه ی یخ بسته! قلب من!
گفتم که بی من از همه بی آشیانتری

اصلاً قرار نیست بیایی قبول کن
از من خودت به آمدنت بد گمانتری

شعر از محمد سعید میرزایی

تصویر
Smoke Filled Room
by Popla vskaya

*
بیت بیت این شعر..
الحق که سیمین بهبهانی به حق او را امید غزل ایران دانست
و قیصر امین پور بحق با شنیدن اولین شعرش به احترامش ایستاد

**
و نقاشی هم اثر یکی زبردست ترین نقاشان روسی در زمینه ی
پرتره است.
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در جمعه 22 بهمن 1395 - 20:52

خوبی عشق اینست که آغاز میشود
و با آغاز خود زندگی های بی رنگ
را رنگارنگ میکند
ولی این روی زیبای آنست.

بدی آن اما اینست که خیلی زود مرگش فرا میرسد
و زندگی رنگارنگی که ساخته بود
را سیاه و کبود میکند
و این روی غم انگیز آنست.


تصویر

اما عشقی هست که متولد میشود
ولی به راحتی تن به مرگ نمی دهد
چون دو نفر, دو پرستار , برای زنده نگاه داشتنش
از جان خود مایه میگذارند و با هر بهانه ای
آن را به مرگش نزدیکتر نمی کنند

آنجاست که میگویند:
صبحی که بوسه ام ندهی بی طلوع باد!
روزی که عاشقت نشوم بی شروع باد!
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: هنر نقاشی

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در سه شنبه 26 بهمن 1395 - 13:03

به پایان آمد این دفتر , حکایت همچنان باقیست ..
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 7 مهمان