آشنایی با بورس اوراق بهادار


Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در شنبه 8 فروردين 1394 - 11:42

بحث قمار شد! بهتر است این را بیشتر باز کنیم تا ببینیم سرمایه گذاری در بورس چه شباهت ها و تفاوت هایی با قمار دارد.
اول از همه اینکه قمار فعالیتی کاملاً غیرقانونی و غیرشرعی است در حالیکه بورس از قانونمندترین و شفافترین بازارهاست که هیچ مشکل شرعی هم ندارد .

تصویر

بگذارید کمی بیشتر این شبهات (!) را برطرف کنیم:

همانطور که گفته شد خریداری سهام یک شرکت به معنای شراکت در دارایی ها و سود و زیان آن شرکت است. در بورس شما از دو طریق کسب درآمد می کنید . یکی از طریق سود سالیانه که از درآمدهای شرکت حاصل میشود و بخش دیگر درآمد شما از افزایش قیمت سهامتان حاصل میشود.

شرکت موظف است بخشی از درآمد خود را بین سهامدارن و بخش دیگری را صرف فعالیت های توسعه ای شرکت کند (توجه داشته باشید که شرکت ها سیاست های متفاوتی دارند و مثلاً برخی بخش بیشتر درآمد را به سهامداران اختصاص میدهند و بخش کمتری را به فعالیت های توسعه ای(مثلاً شرکت های با قدمت بالا) ولی برخی شرکت ها بخش بیشتر درآمد را به فعالیت های توسعه ای اختصاص می دهند (برای مثال شرکت های نوپا) بنابرین اگر نیاز به سود سالیانه ی بیشتری دارید به سمت سهام شرکت های دسته ی اول بروید)
اما این به معنای آن نیست که پولی که شرکت صرف فعالیت های توسعه ای می کند از دست شما میرود, نه! بلکه شرکت با این کار ارزش سهام شما را بالا می برد چراکه همانطور که گفته شد شما به نسبت سهامتان در دارایی های شرکت سهیم هستید. (البته دقت کنید برخی از این هزینه هایی که شرکت میکند ممکن است بازده منفی داشته باشد.و البته سهامداران به عنوان شرکای شرکت می توانند در تصمیم گیری های شرکت دخالت کنند.)

ممکن است از این سوالها در ذهنتان پیش آمده باشد که از کجا معلوم شرکت درباره ی درآمدهایش و هزینه هایی که می کند «صادق» باشد؟ و...
همانطور که گفته شد يكي از مهم‌ترين مزاياي سرمايه‌گذاري در بورس، امنيت در سرمايه‌گذاري و برخورداري از حمايت قانون و مقررات است.

    براساس قوانين و مقررات، شركت‌هايي كه سهامشان در بورس خريد و فروش مي‌شود موظف‌اند كليه اطلاعات حائز اهميت خود اعم از اطلاعات مالي، برنامه‌ها و... را به بورس اعلام كنند. بورس نيز پس از بررسي اطلاعات ارسالي از سوي شركت‌ها، اين اطلاعات را در شرايط يكسان، براي اطلاع سهامداران منتشر مي‌كند. به‌علاوه، بورس بصورت لحظه‌اي، كليه اطلاعات مربوط به آخرين وضعيت معاملات انجام شده در بورس، قيمت سهام، ميزان عرضه و تقاضاي موجود براي هر يك از سهام‌ها، ميزان خريد و فروش صورت‌گرفته بر روي سهام و... را ازطريق اينترنت منتشر مي‌كند و سرمايه‌گذاران مي‌توانند با بررسي و تحليل اين اطلاعات، نسبت به خريد سهام جديد و يا فروش سهامي كه در اختيار دارند، تصميم‌گيري كنند. اين موضوع -كه از آن، به شفافيت در بورس ياد مي‌شود- باعث مي‌شود تا سرمايه‌گذاران در شرايط يكسان و عادلانه ازنظر ميزان دسترسي به اطلاعات، تصميم‌گيري نمايند. بنابراين، مي‌توان سرمايه‌گذاري در بورس را يك سرمايه‌گذاري كاملا شفاف دانست.

و روشن است که اگر شرکتی اطلاعات کذب یا ناقصی به سازمان بورس ارائه کند با آن برخورد قانونی میشود و حتی ممکن است از فعالیت آن در بورس جلوگیری شود و...
تصویر
دو نکته ی دیگری که باید اضافه کنم این است که سرمایه گذاری در بورس مثل بسیاری از سرمایه گذاری ها از بی ارزش شدن سرمایه ی شما در برابر تورم جلوگیری می کند (مثلاً اگر شما الان 1 میلیون تومان سرمایه ی خود را در بالشتان پنهان کنید برای روز مبادا , تا ده سال دیگر ارزش بالشتان از ارزش پولهایی که در آن پنهان کرده اید بیشتر خواهد بود smile021 ) البته سرمایه گذاری در بازار بورس به مراتب از بازار طلا و مسکن و... شفافتر و کم نوسانتر است...

و اینکه قابلیت نقدشوندگی سهام شما در بورس از هر بازار دیگری بیشتر است. شما اگر سکه خریداری کرده باشید ممکن است در زمانیکه قیمت سکه دارد خیلی بالا می کشد نتوانید سکه هایتان را به پول تبدیل کنید و کسی آنها را از شما نخرد یا اگر آپارتمانی خریداری کرده باشید ممکن است از زمانیکه قصد فروش آن را می کنید تا زمانیکه پول دستتان می آید هفته ها یا ماهها بگذرد! ولی در بورس شما هر وقت به پولتان نیاز داشته باشید ,حتی در بدترین شرایط بازار, می توانید سهامهایتان را حتی بطور لحظه ای تبدیل به پول کنید. smile019
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در يكشنبه 9 فروردين 1394 - 10:24

اما تفاوت ریسک در بورس و ریسک در قمار و شرط بندی چیست؟
ریسک را می توان احتمال محقق نشدنِ پیش بینی ها (یا احتمال عدم موفقیت) دانست .یعنی هرچه احتمال محقق نشدن پیش بینی ما بیشتر باشد ریسکی که می کنیم هم بیشتر است .

شما اگر بخواهید روی بارسلونا در بازی بارسلونا و رئال مادرید شرط بندی کنید , ریسک خیلی بالایی خواهید کرد ,چون این تیم ها هر دو در یک سطح اند . ولی شرط بندی روی بارسلونا در بازی بارسلونا و کوردوبا ریسک کمتر (و نتیجتاً پول کمتری) برای شما به ارمغان می آورد.اگر در سایت های شرط بندی در بلاد کفر فعالیت کرده باشید دیده اید که ضریب پولی که بدست می آورید متناسب است با ریسکی که می کنید. مثلاً اگر در بازی مذکور روی بارسلونا شرط ببندید و شرط را ببرید پول خودتان را با ضریب 2 (یا حتی کمتر) دریافت می کنید ولی اگر روی کوردوبا شرط ببندید و برنده شوید , آنگاه پولتان را با ضریت 10 (یا حتی بیشتر!) دریافت می کنید!

در بورس هم شما سهام شرکت ها را میخرید و همانطور که گفته شد این سهام ها دارایی مالی هستند و ارزششان بستگی به فعالیت های شرکت مذکور دارد . اما همانطور که در شرط بندی بروی تیم های فوتبال توجه به ترکیب تیم و بازیکنان و ورزشگاه و وضعیت آب و هوا و... به شما کمک میکند که "درست تر" پیش بینی کنید و "کمتر" ریسک کنید , در بازار بورس هم همینطور است . یعنی هرچه بیشتر اطلاعات مربوط به شرکت ها را بررسی کنید بیشتر با توانایی ها و پتانسیل های آنها آشنا می شوید و ریسک کمتری می کنید.
اگر شما بدون هیچ اطلاعی و بطور کاملاً رندوم روی یکی از شرکت ها (یا تیم های فوتبال) سرمایه گذاری کنید ,مثل این است که کاملاً چشم بسته وارد غاری تاریک شده باشید که هیچ معلوم نیست چه بلایی قرار است سرتان بیاید.ولی هر چه بیشتر درباره ی شرکت ها(تیم ها) بدانید چشمتان بازتر می شود و ریسک کمتری را به جان میخرید.
تصویر
پس شما هرچه بیشتر «بدانید» کمتر «ریسک» می کنید . ولی چون دانسته های ما هیچوقت کامل نخواهد بود و ما نمی توانیم از همه ی اتفاقاتی که می افتد مطلع باشیم (مگر اینکه علم غیب داشته باشیم) پس هیچوقت نمی توانیم ریسک کار را صفر کنیم , بنابرین باید ریسک پذیر باشیم یعنی بتوانیم ریسک کنیم. اینجاست که ما نیاز به یک «خودشناسی» داریم تا بدانیم آیا انسان ریسک پذیری هستیم یا انسانی ریسک گریز؟

اما اگر اهل ریسک نیستید هم اشکالی ندارد . شما میتوانید بجای خرید سهام , اوراق مشارکت بخرید .با خریداری این اوراق شما در پروژه ای مشارکت می کنید. ولی قیمت این اوراق (برخلاف سهام) ثابت است و سود تضمین شده ای (مثلاً حدود 20 درصد) به آن تعلق میگیرد.یعنی شما هرچقدر اوراق خریداری کنید در آخر کار هم اصل سرمایه تان را پس میگیرید و هم سود آن را . این نوع سرمایه گذاری تفاوت چندانی با سپرده بانکی ندارد .اینها نمونه ای از سرمایه گذاری با کمترین میزان ریسک و البته کمترین میزان سود هستند.

اگر کمی بیشتر اهل ریسک هستید هم می توانید سرمایه تان را به صندوق های سرمایه گذاری بسپارید. این صندوق ها توسط افراد حرفه ای و تحلیلگرهای زبده مدیریت میشود .روش کارشان هم این است که پول شما را میگیرند و سبدی از سهام (سهام های متنوع ) برای شما خریداری میکنند بطوری که ریسک کار را به حداقل برسانند و... در واقع با سپردن پول خود به صندوق های سرمایه گذاری شما دیگر دغدغه ی زیادی نخواهید داشت . آنها خودشان برای شما سهام خرید و فروش میکنند و سود حاصله را (که معمولاً حداقلِ تضمین شده ای هم دارد) به شما میدهند. این نوع سرمایه گذاری ریسک و گاهاً سود بیشتری نسبت به نوع قبلی دارد.

اطلاعات بیشتر : http://fipiran.com/Education7.aspx?lan=fa

ولی اگر مرد ریسک های بزرگ و سودهای کلان هستید , باید خودتان وارد گود بورس بشوید و سهام خرید و فروش کنید! smile019
...
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در دوشنبه 10 فروردين 1394 - 21:57

خب تا اینجای کار فهمیدیم که برای سرمایه گذاری باید شناختی از خودمان پیدا کنیم و برحسب میزان ریسک پذیری مان نوع سرمایه گذاری ای که میخواهیم به آن وارد شویم را انتخاب کنیم.

بد نیست معیاری هم برای مقایسه ی میزان ریسک پذیری افراد ارائه شود: « افراد ریسک پذیرتر حاضرند برای میزان کمتری بازده _سود_ (مثلاً 30 درصد) مقدار معینی ریسک کنند ولی افراد ریسک گریزتر فقط وقتی حاضرند همین مقدار ریسک کنند که بازده بیشتری (مثلاً 45 درصد) بدست آوردند » حال اگر خودتان را بقدر کافی ریسک پذیر می بینید که وارد کار بورس شوید , باید با ریسک های پیش رویتان آشنا شوید.
تصویر

ممکن است خودتان هم به این نکته پی برده باشید که «هرچند برخی ریسک ها قابل اجتنابند ولی برخی ریسک ها اینطور نیستند.»
مثالی که در پست قبلی درباره ی شرط بندی روی تیم های فوتبال زده شد را در نظر بگیرید . بی شک اگر تیمی مربی و بازیکنان سطح پایینی داشته باشد شما با دانستنِ این موضوع می توانید از ریسک کردن و شرط بستن بروی این تیم اجتناب بکنید و روی تیم قوی تر شرط ببندید. ولی اتفاقاتی هست که از کنترل شما خارج و از دانش شما فراتر است .مثلاً ممکن است بازیکنان کلیدیِ تیم قوی در حین بازی مصدوم شوند و شانس به تیم ضعیف رو کند یا ممکن است همه ی ضربات تیم قوی به مدافعین یا تیرک بخورد یا حال روحی بازیکنان تیم قوی نامساعد باشد و... اینها ریسک هایی اجتناب ناپذیرند و همین هاست که بازی فوتبال را تا حدی غیرقابل پیش بینی می کند.

در بورس هم به همین ترتیب ریسک های قابل اجتنابی هست که اغلب مربوط به شرکت می شود (مدیریت شرکت, وضعیت بدهی های شرکت و..) این ریسک را با مطالعه ی دقیق اطلاعات شرکت ها می توان به حداقل رساند.البته در عمل برای حذف این ریسک باید به خرید متنوع متوسل شوید , یعنی بجای خریدِ سهامِ یکی دو شرکت , سهام های شرکت های بیشتر و حتی اوراق مشارکت خریداری کنید تا در صورت سقوط ارزش برخی از این سهام , سهام های دیگر جلوی ضرر بیشتر شما را بگیرند. این همان نکته ایست که در پست اول به آن اشاره کردم «همه ی تخم مرغ هایتان را درون یک سبد نگذارید! »

و ریسک های غیرقابل اجتنابی هم هست مثل تغيير نرخ تورم یا نرخ ارز، سياست‌هاي كلان اقتصـادي، شرايط سيـاسي و... که کنترل آنها از دست شمای سرمایه گذار خارج است . ولی در اینجاست که تحلیل اخبار می تواند می تواند وضعیت آینده را تاحدی مشخص تر کند و این ریسک ها را هم کمتر کند.
تصویر

توضیح بیشتر درباره ی این نوع ریسک ها:
    1- ريسک نرخ سـود: فرض كنيد شما قصد داريد بين خريد اوراق مشاركت با نرخ سود ثابت 20 درصد و خريد سهام با بازده مورد انتظار 30 درصد، يك گزينه را انتخاب كنيد. اگـر تمايل به پذيرش ريسك داشته باشيد، احتمالا سهام را انتخاب مي‌كنيد، چون انتظار داريد بازدهي بيشتري نصيب شما كند. حال فرض كنيـد بانك مركزي تصميم بگيرد نرخ سود اوراق مشاركت را از 20 درصد به 30 درصد افزايش دهد. در اين صورت، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ درحاليكه شما با پذيرش ريسك و خريد سهام، انتظار داريد 30 درصد بازدهي بدست آوريد، فرد ديگري بدون آنكه ريسكي متحمل شود، مي‌تواند اقدام به خريد اوراق مشاركت جديد نمايد و همان 30 درصد بازدهي را، البته به صورت تضمين شده بدست آورد. در اين حالت، شما در واقع با ريسك جديدي مواجه خواهيد شد كه از آن، به ريسك نرخ سود تعبير مي‌شود.

    2- ريسك تورم: فرض كنيد نـرخ تورم ساليانه، 15 درصد است و شما سهامي را خريداري كرده‌ايد كه انتظار داريد در پايان سال، حداقل 40 درصد بازدهي براي شما داشته باشد. با توجه به اين ميزان نرخ تورم، بازدهي 40 درصدي براي شما مطلوبيت دارد، چون حداقل 25 درصد بيشتر از نرخ تورم است. حال اگر به هر دليلي، نرخ تورم ساليانه از 15 درصد به 30 درصد افزايش يابد، طبيعتا ممكن است ديگر بازدهي 40 درصدي، آنهم براي يك سرمايه‌گذاريِ داراي ريسك مثل خريد سهام براي شما مطلوب نباشد، چون حتي به فرض كسب 40 درصد بازدهي از سهام، قيمت‌ها آنقدر افزايش يافته است كه ديگر اين ميزان بازدهي، آنهم براي يك سرمايه‌گذاري داراي ريسك چندان جذاب نيست. به ريسك ناشي از افزايش نرخ تورم، ريسك تورم گفته مي‌شود.

    3- ريسک مالي: اگر شركتي كه سهام آن را خريداري مي‌كنيد، حجم زيادي وام از بانك دريافت كرده باشد، طبيعتا بايد اصل و سود وام دريافتي را در يك دوره مشخص به بانك پرداخت كند، بنابراين با تعهدات زيادي مواجه خواهد بود. هر اندازه اين تعهدات بيشتر باشد، ريسك مالي شركت بيشتر خواهد بـود و بنابراين سهامداران چنين شركتي نيز در معرض ريسك بالاتري قرار دارند.

    4- ريسک نقدشوندگـي: همانطور كه قبلا گفتيم، يكي از ويژگي‌هاي مهم يك دارايـي خوب، اين است كه به سرعت به پول نقد تبديل شود. فرض كنيد سال گذشته، سهام شركتي را خريداري كرده‌ايد و حالا به پول نياز داريد، اما به‌علت عملكرد نامناسب شركت، اين سهـم در بورس خريداري- كه به سرعت آن را بخرد- نداشته باشد؛ در اين صورت، شما با ريسكي به نام ريسك نقدشوندگـي مواجـه خواهيـد شد.البته در اغلب اوقات، شما مي‌توانيد با قيمتِ اندكي پايين‌تر سهام خود را بفروشيد ولي ممكن است اين موضوع مطلوب شما نباشـد.

    5- ريسک نـرخ ارز: نرخ ارز يكي از مسائلي است كه به صورت مستقيم بر وضعيت و سودآوري شركت‌ها تأثير مي‌گذارد. براي مثـال، فرض كنيد شركتي كه سهام آن را خريداري كرده‌ايد، بخش عمده‌اي از مواد اوليه موردنياز خود براي توليد را از خارج كشور خريداري مي‌كند. وقتي نرخ ارز افزايش پيدا مي‌كند، شركت بايد هزينه بيشتري براي واردات مواد اوليه بپردازد و طبيعتا با افزايش هزينه‌هاي شركت، ميزان سودآوري شركت و به دنبال آن، قيمت سهام آن كاهش خواهد يافت. بنابرايـن، نوسانات نرخ ارز به‌عنوان يكي از ريسك‌هاي سرمايه‌گذاري، مورد توجه سرمايه‌گذاران است.

    6- ريسک سياسي: عدم ثبات در اوضاع سياسي -كه به مسائل اقتصادي كشور آسيب بزند- به طور مستقيم بر عملكرد بنگاه‌هاي اقتصادي فعال در آن كشـور تأثير مي‌گذارد. هر اندازه بي‌ثباتي سياسي و اقتصادي در يك كشور افزايش يابـد، عملكرد بنگاه‌هاي اقتصادي بيشتر با مشكل مواجه خواهد شد و اين مشكل، افت قيمت سهام آن‌ها را درپـي دارد. به اين ريسك، ريسك سياسي يا اصطلاحا ريسك كشور مي‌گوينـد.

    7- ريسك تجاري: تصور كنيد سهام يك شركت خودروسازي داخلي را خريداري كرده‌ايد. تا پيش از اين، دولت تعرفه واردات بسيار بالايي براي خودروهاي خارجي وضع كرده بود، به نحوي كه براي مثال، خودرويي كه در خارج از كشور 10 هزار دلار ارزش دارد، در داخل با قيمتي بالغ بر 40 ميليون تومان به فروش مي‌رسد. در چنين شرايطي، خودروهاي داخلي به علت قيمت پايين آنها مشتريان زيادي دارد و بنابراين، ميزان فروش و سودآوري خودروسازان داخلي قابل قبول است. حال فرض كنيد دولت تعرفه واردات خودرو را تا حد زيادي كاهش دهد. چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ طبيعتا قيمت خودروهاي خارجي به قيمت خودروهاي داخلي نزديك‌‌تر مي‌شود، بنابراين قدرت انتخاب مشتريان افزايش مي‌يابد و در چنين شرايطي، ممكن است گروهي از مشتريان، خودروهاي خارجي را ترجيح دهند. بنابراين، ميزان فروش و سود صنعت خودروسازي كاهش خواهد يافت. به اين ريسك كه در واقع، به يك صنعت خاص ارتباط پيدا مي‌كند، ريسك تجاري مي‌گوينـد.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در جمعه 14 فروردين 1394 - 00:26

از ابتدای جستار روی این نکته تاکید شد که « در این کار ما باید دائماً با اخبار و تحلیل خبر سروکار داشته باشیم» الان حکمت این نکته را می گویم ! بخصوص در شرایط کنونی که مذاکرات بزرگترین تنش بازار بشمار می آمد نقش این نکته بسیار پررنگ تر هم بود.

در پست اول گفتم که «پول و سرمایه ی شما کمتر از ده درصد ماجراست» به این خاطر که کار کردن در بورس بیش از هر چیزی نیازمند داشتنِ اطلاعات و گرفتنِ تصمیم های درست بر مبنای این اطلاعات است و در واقع «اطلاعات ارزشمندترین دارایی در بورس است» وگرنه شما اگر سرمایه ی میلیاردی هم داشته باشید با چند اشتباه بزرگ به خاک سیاه می نشینید و با چند میلیون ته مانده ی سرمایه تان با بورس خداحافظی میکنید! یادتان هست که ریسک را اینطور تعریف کردیم: «ریسک یعنی احتمال عدم موفقیت یا احتمال بوقوع نپیوستنِ پیش بینی ها » و همینطور گفتیم « هر چه بیشتر بدانیم ریسک کار را کمتر می کنیم » یعنی با اطلاعات بیشتر ,احتمال اینکه پیش بینی های درست تر (منطبق بر واقعتر) ی داشته باشیم بیشتر خواهد شد.

بنابرین اساسی ترین چیز در بورس اطلاعات است .ما با دو دسته اطلاعات سروکار داریم, یکی اطلاعاتی که خود شرکت ها بنابر قانون موظف اند از وضعیت خود ارائه کنند و دیگر اطلاعاتی که به بورس و شرکت هایی که ما سهامدارشان هستیم مربوط می شوند ,مانند اخبار سیاسی و اقتصادی و... برای مثال اخبار همین مذاکرات هسته ای. اطلاعات دسته ی اول را ما از خود بورس یا سایت شرکت ها می گیریم و به آنها می توانیم تا حد زیادی اعتماد کنیم ولی اطلاعات دسته ی دوم را مجبوریم از خبرگزاری ها یا سایت های تحلیل خبر دنبال کنیم .
چون فقط اطلاعات درست هستند که می توانند به پیش بینی درست منجر شوند پس باید دنبال اخبار معتبر باشیم!

تصویر

    چهار ويژگي‌ اساسي اطلاعات را مفيد و قابل اتكا مي‌كند:

    1- معتبر و قابل اتكا باشد:به همان اندازه كه اطلاعات صحيح و معتبر مي‌تواند در موفقيت سرمايه‌گذاري مؤثر باشد، اطلاعات نادرست يا شايعات مي‌تواند ريسك سرمايه‌گذاري را افزايش دهد. فرض كنيد سرمايه‌گذاري با شنيدن شايعه افزايش قيمت خودرو و اميد به اينكه اين افزايش، موجب سودآوري قيمت سهام شركت‌هاي خودروساز مي‌شود، اقدام به خريد سهام آنها، آنهم با قيمتي بالاتر از ارزش واقعي سهم مي‌كند. حال اگر مشخص شود اين شايعه صحت نداشته و قيمت خودرو قرار نيست افزايش داشته باشد، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

    2- جامـع باشد: در مثال قبل، فرض كنيد خبر افزايش قيمت خودرو، خبر صحيحي است، اما اگر هزينه‌هاي شركت خودروساز هم افزايش يافته باشد، افزايش قيمت خودرو در مجموع تأثير زيادي در سودآوري شركت نخواهد داشت. حال اگر سرمايه‌گذار در خريد سهام شركت، صرفا به موضوع افزايش قيمت خودرو توجه كند و افزايش هزينه‌ها را درنظر نگيرد، آيا تصميم صحيحي گرفته است؟ قطعا نه.

    3- به‌روز باشد: اطلاعات هرچند معتبـر و جامـع باشد، بايد به لحظه مورد استفاده قرار گيـرد. فرض كنيد شركت خودروساز، اطلاعات مربوط به افزايش قيمت خودروهاي خود را رسما منتشر و اعلام كرده است كه با اين افزايش، سود شركت نيز افزايش خواهد يافت.

    طبيعتا به محض انتشار اين اطلاعات، تقاضا براي خريد سهام خودروسازان افزايش يافته و قيمت اين سهام بالا مي‌رود. حال اگر يك سرمايه‌گذار، به جاي آنكه به محض دريافت اين اطلاعات سهام شركت را بخرد، چند روز بعد اقدام به خريد سهام كند، معلوم نيست تصميم درستي گرفته باشد؛ چون در اين مدت، قيمت سهام افزايش يافته و ممكن است بيشتر از اين، امكان افزايش و سودآوري براي سرمايه‌گذار نداشته باشد.

    4- مرتبط باشد: بعضا مشاهده مي‌شود كه سرمايه‌گذاران از روي هيجانات حاكم بر بازار، اطلاعات نامرتبط را ملاك تصميم‌گيري قرار مي‌دهند. مثلا ممكن است افزايش نرخ ارز هيچ تأثيري بر شركتي كه هم مواد اوليه‌اش در داخل كشور تأمين مي‌شود و هم محصولاتش در داخل كشور فروخته مي‌شود، نداشته باشد. بنابراين لازم است سرمايه‌گذاران به اين موضوع توجه داشته باشند كه اطلاعات منتشر شده، تا چه اندازه مي‌تواند بر ارزش سهام شركت تأثير داشتـه باشد.

________
پ ن:قابل توجه دوستانی که بخاطر نوسانات شدید بازار بورس که ناشی از سیاست خارجه بود در ورود به بورس تردید داشتند:
«بنظر میاید که از این به بعد لااقل دیگر این دسته از عوامل ضریب دخالت کمتری خواهند داشت و با آسودگی خاطر بیشتری میتوانید به بازار بورس قدم بگذارید.» به این خبر توجه کنید:
http://www.sena.ir/Sena__24818__%D8%AD% ... 7%D8%AF.Se

پ ن' :دوتا از سایت های داخلی معتبر برای پیگیری اخبار بازار سرمایه:
http://www.sena.ir/
http://news.sahamyab.com/
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در شنبه 15 فروردين 1394 - 19:36

بخشی از حرفهایی که تا اینجا زده شد را میتوان در دو نمودار زیر بطور صاف و پوست کنده تری دید :

تصویر
تصویر

همانطور که می بینید برای انتخاب نوع سرمایه گذاری ای که میخواهیم وارد آن شویم باید دو پارامتر را در نظر بگیریم:
میزان «ریسک پذیری» و میزان «تخصص» خودمان.
    میزان ریسک پذیر بودن شما چیزیست که باید با یک خودشناسی , خودتان به آن پی ببرید (و البته مانند خیلی از ویژگی های شخصیتی, شما می توانید این ویژگی خودتان را هم با استفاده از علم روانشناسی تغییر دهید) و تخصص هم چیزیست که با مطالعه و تجربه باید کسب کنید!
ما اینجا فرض می کنیم که شما نه مثل پیرمردها آنقدر ریسک گریزید که به سمت اوراق مشارکت و اوراق اجاره بروید و نه آنقدر جسورید که به سمت قراردادهای آتی! بنابرین روی خرید و فروش سهام شرکت ها تمرکز میکنیم.

خب دیگر بهتر است برویم سر اصل مطلب تا هرچه زودتر بتوانید از اوضاعِ فعلیِ بنظر مساعد بورس استفاده کنید.
همانطور که قبلاً برای یکی از دوستان توضیح دادم «سرمايه‌گذاري در بورس، فقط از طريق كارگزاران رسمي بورس كه در اغلب شهرهاي كشور مستقر هستند، انجام مي‌شود.» و شما برای ورود به بورس باید به یکی از این شرکت های کارگزاری در شهر خودتان به همراه کارت ملی و شناسنامه مراجعه کنید و یک «کد سهامداری» _که کارکردی مانند «کد ملی» یا «شماره حساب بانکی» دارد _ را دریافت کنید(این کار هیچ هزینه ای ندارد.)
http://seba.ir/?part=menu&inc=menu&id=54&

درست مثل کارهای بانکی , کار در بورس هم می تواند بطور حضوری , تلفنی یا اینترنتی انجام شود. چون دو روش اول زیاد باب میل نیستند و روش اینترنتی کم هزینه ترین و کارآمدترین روش است ,ما روی آن تمرکز می کنیم.همانطور که گفتیم در بورس شرکت ها می آیند و دارایی های خود را به تعداد زیادی سهم تقسیم می کنند و آنها را بفروش می گذارند .ولی قیمت این سهم ها چطور تعیین می شود؟
خیلی ساده. سازوکار قیمت گذاری در بورس بر اساس همان سازکار آشنای "حراج" است البته به نحوه ی کاملاً پیشرفته و مکانیزه.

فرض کنید شما می خواهید خانه ی پایین شهری خود را بفروشید و به بالای شهر نقل مکان کنید! خب احتمالاً بسیاری از وسایلتان را همراه خود نخواهید برد .اگر بخواهید آنها را بفروشید می توانید یک حراجی ترتیب دهید و هرکس که قیمت بالاتری برای هر وسیله پیشنهاد داد , وسیله را به او بفروشید .اما بجز قیمت مسئله ی زمان هم مطرح است. اگر کسی قیمت بالایی را پیشنهاد کرد و شما با او معامله کردید و بعد از معامله کس دیگری قیمت بالاتری پیشنهاد بدهد طبیعتاً دیگر شما نمی توانید جنستان را به او بفروشید!

بنابرین دو پارامتر تعیین کننده در خرید و فروش به شکل حراج, «زمان» و «قیمت» هستند. اگر شما و دوستتان هر دو در یک زمان در خواست خرید سهام شرکتی را به کارگزار بدهید ولی قیمت پیشنهادی شما از قیمت دوستتان بیشتر باشد , سامانه ی معاملات اولویت را به شما می دهد .همینطور اگر شما هر دو یک قیمت را پیشنهاد بدهید ولی دوستتان زودتر از شما اینکار را بکند ,سامانه ی معاملات اولویت را به او می دهد.

حالا فرض کنید که شما می خواهید وسایل خانه تان را بفروشید ولی بقیه ی همسایه هایتان هم دست بر قضا دارند همین کار را میکنند! نوبت به فروش یک کمد میرسد که عین همان کمد را همسایه هایتان هم دارند , اینجا دیگر رقابت بین شما فروشندگان است و هرکس که قیمت پایین تری بدهد خریداران به سمت او می روند.در بورس هم همینطور است اگر بخواهید سهامهایتان را بفروشید و متقاضیان فروش دیگری هم باشند , در اینجا خریداران به سمت کسی جذب می شوند که دارد ارزان تر می فروشد.

اما مسئله کمی پیچیده تر از این حرف هاست. در بورس تعدادی از سهامداران می خواهند سهامشان را بفروشند و عده ی دیگری هم می خواهند این سهام ها را بخرند. فروشندگان با یکدیگر بر سر قیمت کمتر رقابت می کنند و خریداران بر سر قیمت بیشتر با هم بر سر رقابت اند! (دقت داشته باشید منظور ما از قیمت سهام ها , قیمت واحد است , یعنی قیمت یک واحد سهام)

مثال زیر را در نظر بگیرید:
تصویر
می بینید که تعدادی از فروشندگان یک قیمت را پیشنهاد داده اند و تعدادی دیگر قیمت های دیگری را و همینطور تعدادی از خریداران قیمتی را برای خرید پیشنهاد کرده اند و عده ی دیگری هم قیمت های دیگری را.

    خب حالا با توجه به تعدد و تنوع قيمت‌هاي وارد شده در سامانه معاملات، دقيقا چه زماني، خريد و فروش در سامانه معاملات انجام مي‌شود؟
    زماني كه قيمت پيشنهادي خريد و قيمت پيشنهادي فروش با هم برابر شوند. در اين حالت، سامانه معاملات به طور خودکار خريد و فروش را انجام داده و طبيعتا، بلافاصله سفارش‌هاي انجام شده، از صف خريد و فروش حذف مي‌گردنـد.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در دوشنبه 17 فروردين 1394 - 21:05

گرچه قرار شد روی روش آنلاین خرید و فروش سهام تمرکز کنیم ولی اجمالاً روش مراجعه به کارگزاری را هم از نظر میگذرانیم.
شما بعد از اینکه به یکی از شرکت های کارگزاری بورس مراجعه کردید و کد سهامداری دریافت کردید دیگر میتوانید به خرید و فروش سهام بپردازید . اگر بخواهید اینکار را بطور حضوری و با مراجعه به کارگزاری انجام بدهید باید فرمی شبیه به این را پر کنید:
form.jpg

جاهایی که بنظر نیاز به توضیح یا تاکید بیشتری دارند را با رنگ قرمز نشان داده ام. منظور از کد خریدار (سرمایه گذار) همان کد سهامداری است.منظور از نوع اوراق بهادار , اوراق مشارکت یا اجاره یا سهام است.منظور تاریخ اعتبار درخواست هم این است که شما مثلاً درخواست خرید 2000 سهام شرکتی را با قیمت هر سهم 200 تومن میدهید ولی این قیمت فقط تا مدت زمان خاصی (مثلاً تا آخر هفته) بنظرتان بصرفه است یا اینکه چون از شرایط بازار مطمئن نیستید این قیمت را فقط تا مدت خاصی پیشنهاد میدهید و پس از آن دیگر نمیخواهید درخواستتان اجرا شود. نکته ی دیگر اینکه پولی که قرار است با آن سهام بخرید را باید به حساب کارگزار بریزید یا چک بدهید و پول نقدی بین شما و کارگزار رد و بدل نمیشود.در آخر باید تاریخ و ساعت و دقیقه ی درخواستتان را هم وارد کنید ,همانطور که در پست قبلی دیدید «زمان» در بورس خیلی اهمیت دارد و سامانه ی معاملات درخواست های سهامداران را بر اساس «زمان» (و «قیمت») اولویت بندی میکند.

اما مهمترین ستون , ستون «حداکثر قیمت» است .شما در این ستون یا باید بنویسید "به قیمت بازار" که به این معناست که شما به کارگزار این اختیار را میدهید که هر وقت قیمت را مناسب دید (پایین ترین قیمت برای خرید و بالاترین قیمت برای فروش) سهام را به قیمت بازار خریداری یا بفروش برساند. یا اینکه خودتان "قیمت معین" ی برای هر سهم پیشنهاد بدهید مثلاً 2000ریال و کارگزار موظف است سهام را با این قیمت یا کمتر برای شما خریداری کند .
برای فروش هم فرمی به همین شکل داریم ولی مسلم است در آن به جای "حداکثر قیمت" عبارت "حداقل قیمت" داریم !
نکته ی دیگر هم اینکه سازمان بورس و شرکت های کارگزاری چیزی در حد نیم درصد کارمزد برای هر خرید و فروش از شما میگیرند.

اما روش خریدوفروش آنلاین:
تصویر

    يکي از پيش‌شرط‌هاي اساسي که سازمان بورس براي استفاده سرمايه‌گذار از سامانه معاملات برخط (آنلاين) تعيين کرده است، آشنايي کافي سرمايه‌گذار با اصول خريد و فروش اوراق بهادار در بورس، قوانين و مقررات اساسي مرتبط با سرمايه‌گذاري در بورس و نحوه استفاده از سامانه معاملـه برخط است؛ زيرا همان طور که گفته شد، در سامانه معاملات برخط، سرمايه‌گذار خود مستقيما و بدون واسطه کارگزار، نسبت به خريد و فروش اوراق بهادار در بورس اقدام مي‌کند، بنابراين، لازم است آشنايي کافي با اصول و مقررات مرتبط با سرمايه‌گذاري در بورس را داشتـه باشد.

    به همين علت، شرکت کارگزاري موظف است قبل از امضاي قرارداد مربوط به فعال‌سازي سامانه معاملات برخط براي مشتري، از توانايي وي نسبت به اصول سرمايه‌گذاري در بورس و مقررات مربوطه، اطمينان حاصل نمايد. اغلب شرکت‌هاي کارگزاري بدين منظور، از متقاضيان استفاده از سامانه معاملات برخط (آنلاين)، به صورت حضوري يا الکترونيک، آزمون مي‌گيرند تا ميزان آشنايي متقاضي با بازار سرمايه را ارزيابي کنند. درصورت احراز توانمنـدي مشتري براي سرمايه‌گذاري در بورس، قراردادي بين کارگزار و مشتري منعقد گرديده و براساس اين قرارداد، دسترسي مشتري به سامانه معاملات برخط سهام، توسط کارگزار فراهم مي‌شود.

    شرکت کارگزاري حداکثر ظرف مدت يک هفته پس از امضاي قرارداد، نام کاربري و رمز عبور مشتري براي استفاده از سامانه معاملات برخط (آنلاين) را صادر نموده و به صورت محرمانه، به وي تحويل مي‌دهد. پس از دريافت نام کاربري و رمز عبـور، مشتري مي‌تواند به سامانه معاملات برخط کارگزاري مربوط مراجعه و خود، به صورت مستقيـم نسبت به خريد و فروش سهام اقدام نمايـد.

    توجه به اين نکته ضروري است که براي استفاده از سامانه معاملات برخط (آنلاين)، مشتري بايد در بانکي که کارگزار به وي اعلام مي‌کند، حساب داشته باشد. طبيعتا به محض اينکه مشتري، سفارش خريد سهام را ازطريق سامانه معاملات برخط، وارد سامانه معاملات مي‌کند، مبلغ موردنياز براي خريد سهام به علاوه کارمزد مربوطه، در حساب بانکي وي بلوکه شده و پس از انجام خريد، مبلغ مذکور به صورت خودکار از حساب بانکي مشتري کسر مي‌گردد.

    در مورد فروش سهام نيز پس از آنکه فروش سهام انجام شد، مبلغ حاصل از فروش پس از کسر کارمزد و ماليات فروش، به حساب مشتري واريز مي‌شود. بنابراين، همانطور که مشاهده کرديد، با استفاده از سامانه معاملات برخط (آنلاين) سهام، مشتري به هيچ وجه نياز به مراجعه به کارگزار و يا انجام معامله ازطريق کارگزار نداشته و مستقيما، مي‌تواند در بورس، سهام خريـد و فروش کند.
شما سطح دسترسی مورد نیاز برای مشاهده و دریافت فایل های پیوست این پست را ندارید.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در چهارشنبه 19 فروردين 1394 - 11:41

خب حالا شما میخواهید سهام خریداری کنید (درباره اوراق مشارکت و اوراق اجاره در آینده حرف میزنیم ,چون جذابیت کمتری دارند! )
گفتیم که مهمترین چیز در کار بورس «اطلاعات» است. سه عامل روی قیمت سهام تاثیر می گذارند و شما باید از این سه عامل همواره باخبر باشید.گرچه قبلاً هم توضیحی در این باره داده شد ولی الان با تفصیل بیشتری به موضوع میپردازیم:


1.عوامل کلان یا محیطی:

    1- وضعيت اقتصادي و سياسي: يکي از عوامل بيروني که مي‌تواند قيمت سهام را تحت تأثير قرار دهد، ثبات يا عدم ثبات در اوضاع اقتصادي و سياسي در عرصه داخلي و بين‌المللي است. بدون ترديد، آرامش فضاي اقتصادي و سياسي کشورها، به دليل آنکه زمينه تداوم فعاليت رو به رشد بنگاه‌هاي اقتصادي را فراهم مي‌کند، اين اطمينان خاطر را نيز براي سرمايه‌گذاران ايجاد مي‌کند که با خريد سهام اين شرکت‌ها، مي‌توانند به سود قابل قبولي برسند.(اوضاع کنونی کشور اوضاع مساعدی از این لحاظ به نظر میرسد و به همین خاطر توصیه میکنم هرچه سریعتر خود را برای استفاده ی هرچه بیشتر از این اوضاع آماده کنید.)

    2- سياست هاي کلان پولي، مالي و ارزي: يکي از مهمترين عواملي که مي‌تواند بر روند فعاليت، سودآوري و در نتيجه قيمت سهام شرکت‌ها اثرگذار باشد، سياست‌هاي دولت در حوزه پولي، مالي و ارزي است. براي مثال، درصورت افزايش نرخ ارز، آندسته از شرکت هاي بورسي که اغلب محصولات خود را به خارج از کشور صادر مي‌کنند، با افزايش سودآوري مواجه خواهند شد، زيرا درآمد حاصل از فروش آنها افزايش مي‌يابد، اما در مقابل، شرکت‌هايي که بخش عمده مواد اوليه موردنياز خود را از خارج کشور تأمين مي‌کنند، با افزايش هزينه‌ها و در نتيجه، کاهش سودآوري مواجه شده و ارزش سهام آنها تحت تأثير قرار مي‌گيرد. همچنين درصورتي که دولت نرخ سود تسهيلات اعطايي به بنگاه‌هاي اقتصادي را کاهش دهد، طبيعتا هزينه تأمين مال بنگاه‌ها کاهش يافته و ميزان سودآوري و در نتيجه، ارزش سهام آنها افزايش خواهد يافت.

    3- بودجه سالانه کشور: سومين عامل محيطي اثرگذار بر ارزش سهام شرکت ها، ترکيب بودجه ساليانه کشور است، زيرا ترکيب بودجه، در واقع جهت‌گيري اصلي دولت در طول سال را نشان مي‌دهد. براي مثال، اگر دولت در بودجه ساليانه خود، برنامه گسترده‌اي براي توسعه صنعت پتروشيمي درنظر گرفته باشد، طبيعتا به اين معناست که شرکت‌هاي فعال در اين صنعت، تحت تأثير برنامه‌هاي توسعه‌اي دولت، با رشد قابل توجهي مواجه شوند، همين امر تقاضا براي خريد سهام شرکت‌هاي پتروشيمي و در نتيجه، ارزش سهام آنها در بورس را افزايش خواهد داد.

    4- قوانين و مقررات: چهارمين عامل محيطي اثرگذار بر قيمت سهام شرکت‌ها، قوانين و مقررات است. براي مثال، فرض کنيد براي صادرات برخي محصولات پتروشيمي به خارج از کشور، تعرفه وضع شود. طبيعتا اين تصميم بر قيمت سهام آندسته از شرکت هاي بورسي که درآمد آنها از محل صادرات محصولات پتروشيمي مذکور بدست مي آيد، تأثير منفي خواهد داشت، زيرا هزينه‌هاي آنها را افزايش مي دهد. لازم به ذکر است هر اندازه ثبات در قوانين و مقررات بيشتر باشد، امکان تصميم‌گيري بهتر و دقيق‌تر براي سرمايه‌گذاران بيشتر فراهم خواهد شد.

تصویر

تصویر

از همین جا روشن میشود که شما باید پیگیر چه دسته ای از اخبار باشید .باید اخبار مربوط به مجلس شورای اسلامی و دولت را در صدر اخبارهایی که دنبال میکنید قرار بدهید و بطور لحظه ای در جریان اتفاقاتی که در این دو قوه رخ میدهد باشید.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در چهارشنبه 19 فروردين 1394 - 11:54

2.عوامل مرتبط با صنعت:
(منظورمان فقط آن صنایعی است که شرکتی که میخواهیم سهام آن را خریداری کنیم یا سهامدارش هستیم در آن صنایع فعالیت میکند.)

    1- نحوه قيمت‌گذاري محصولات: نخستين عاملي که بر قيمت سهام شرکت‌هاي فعال در يک صنعت تأثير مستقيم دارد، نحوه قيمت‌گذاري محصولات آن صنعت است. براي مثال، فرض کنيد قيمت محصولات شرکت‌هاي خودروسازي بدون دخالت دولت و براساس ميزان عرضه و تقاضا در بازار تعيين شود. طبيعتا انتظار سرمايه‌گذاران از ميزان درآمد و سودآوري شرکت‌هاي خودروسازي در اين شرايط، متفاوت از زماني خواهد بود که دولت با هدف تنظيم بازار، مستقيما بر قيمت خودروهاي توليد داخل، نظارت کرده و قيمت آنها را تعيين کند. بنابراين، نحوه قيمت گذاري محصولات در يک صنعت، مي‌تواند قيمت سهام شرکت‌هاي فعال در آن صنعت را تحت تأثير قرار دهد.

    2- ميزان عرضه و تقاضا براي محصولات: دومين عامل از مجموعه عوامل مرتبط با صنعت، ميزان عرضه و تقاضا براي محصولاتي است که شرکت‌هاي فعال در آن صنعت، توليد مي‌کنند. براي مثال، رونق صنعت ساختمان‌سازي در کشور، مي‌تواند به افزايش تقاضا براي مصالح ساختماني ازجمله سيمان منجر شده و اين افزايش تقاضا نيز به دليل تأثير مستقيمي که بر ميزان فروش و سودآوري شرکت‌هاي سيماني دارد، افزايش قيمت سهام اين شرکت‌ها در بورس را بدنبال داشته باشد.

    3- رقابتـي يا انحصاري بودن صنعت: هراندازه يک محصول انحصاري‌تر باشد، امکان سودآوري شرکت‌هاي توليدکننده آن محصـول بيشتر خواهد بود، زيرا به علت نبود رقيب، توليدکننده مي‌تواند هر قيمتي را که خواست، براي محصول خود تعيين کند. طبيعتا، با ورود رقباي جديد به يک صنعت و افزايش شدت رقابت در آن صنعت، از ميزان انحصار شرکت‌ها کاسته شده و سودآوري آنها نيز کاهش خواهد يافت. بنابراين لازم است سرمايه‌گذار قبل از خريد سهام يک شرکت، وضعيت حال و آينده صنعت موردنظر را ازنظر ميزان انحصار، احتمال ورود رقباي جديد و تأثير آن بر قيمت سهام شرکت بطور کامل بررسي کند.

    4- حجم سرمايه‌گذاري در صنعت: ميزان سرمايه‌گذاري هاي صورت گرفته و جهت‌گيري دولت و بخش خصوصي درخصوص يک صنعت، مي‌تواند چشم‌انداز آينده آن صنعت را تا حد زيادي مشخص کرده و به سرمايه‌گذاران در تصميم گيري براي خريد يا فروش سهام شرکت‌هاي فعال در آن صنعت کمک کند. هر اندازه حجم سرمايه‌گذاري‌ها در يک صنعت بيشتر باشد، به معناي آن است که انتظار سودآوري در آن صنعت بيشتر است.

    5- وضعيت صنايع مرتبط: يکي از عوامل اثرگذار بر قيمت شرکت‌ها در صنايع مختلف، وضعيت صنايع مرتبط با صنعت موردنظر است. براي مثال، صنعت فولاد بطور مستقيم با صنايعي مانند استخراج سنگ آهن و همچنين صنعت خودروسازي در ارتباط است، زيرا از يکسو سنگ آهن، اصلي‌ترين ماده اوليه موردنياز براي توليد فولاد است و از سوي ديگر، محصولات فولادي بطور مستقيم در صنايعي مانند خودروسازي بکار برده مي‌شود. بنابراين، هرگونه رکود و يا رونق در صنايع قبل و بعد از صنعت فولاد، مي‌تواند قيمت سهام شرکت‌هاي فعال در اين صنعت را تحت تأثير قرار دهد.

    6- تحولات فناوري: سرعت تغيير فناوري در صنايع، از ديگر عوامل اثرگذار بر قيمت سهام حاضر در آن صنعت است. براي مثال، سرعت تغييرات فناوري در صنعت ارتباطات بسيار بيشتر از سرعت تغييرات فناوري در صنعت سيمان است. طبيعتا هر اندازه سرعت تغيير فناوري در يک صنعت بيشتر باشد، ميزان تغييرات قيمت سهام شرکت‌هاي حاضر در آن صنعت بيشتر خواهد بود. همچنين لازم است سرمايه‌گذار هنگام خريد سهام شرکت‌هايي که تحولات فناوري در آنها بسيار سريع است، به اين موضوع توجه داشته باشد که ايا شرکت مذکور، توانايي انطباق سريع با تغييرات فناوري را دارد يا خير؟

تصویر

پس دسته ی دوم اخباری که باید پیگیر آن باشید هم مشخص شد. شما باید اخبار تحولات آن صنعتی که با شرکتی که سهامدار آن هستید مرتبط اند را دنبال کنید.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی پژواک در چهارشنبه 19 فروردين 1394 - 12:43

ما که اخر سر در نیاوردیم بورس چیه سهام کجاست smile021
نماد کاربر
 
سپـاس : 12

ارسـال : 55


نام نویسی: 93/10/25

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در چهارشنبه 19 فروردين 1394 - 12:48

از اینجا شروع کنید بیایید جلو :
viewtopic.php?f=12&t=34589#p584300

اگه بازم نفهمیدید , دنبال یه کار دیگه بگردید :)
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در چهارشنبه 19 فروردين 1394 - 13:00

3.عوامل درونی شرکت:

    1- ميزان سودآوري شرکت و ثبات آن: بدون ترديد، مهمترين انگيزه يک سرمايه‌گذار از خريد سهام شرکت، کسب سود است. براي يک سرمايه‌گذار بسيار مهم است که شرکتي که سهمش را خريده، بتواند عملکرد مناسبي داشته و سود قابل قبولي در پايان سال بدست آورد. البته، تداوم روند سودآوري نيز بسيار حائز اهميت است، چرا که از ديد سرمايه‌گذاران، شرکتي که فقط در يک دوره سود خوبي کسب کند، اما نتواند به اين روند ادامه دهد، گزينه مناسبي براي سرمايه‌گذاري نخواهد بود. نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که شرکت‌ها، در سال‌هاي آغازين فعاليت خود، سودآوري چندان بالايي ندارند و به تدريج، روند سودآوري آنها بهبود مي يابد که لازم است سرمايه‌گذاران به اين موضوع توجه داشته و با ديد بلندمدت، سودآوري شرکت را مورد ارزيابي قرار دهند.

    2- نسبت قيمت به درآمد سهم (P/E): نسبت P به E از تقسيم کردن قيمت سهم ((Price به سود ساليانه سهم (Earning) بدست مي آيد. براي مثال، دو شرکت الف و ب را که هر دو در صنعت ساختمان فعاليت مي‌کنند و در اغلب شرايط نيز با هم يکسان هستند، درنظر بگيريـد. اگر سود سهام هر دو شرکت در پايان سال 100 تومان باشد، اما قيمت سهام شرکت الف در بورس 500 تومان و قيمت سهام شرکت ب، 1000 تومان، شما چه نتيجه اي خواهيد گرفت؟ طبيعتا اولين چيزي که به ذهن مي‌رسد اين است که با فرض تداوم روند سودآوري، شرکت "الف" پس از 5 سال، خواهد توانست اصل سرمايه سهامدارانش را از محل سود سهام، تأمين نمايد (5=100/500)، درحاليکه اين مدت در شرکت "ب"، 10 سال است (10=100/1000). بنابراين، احتمالا شرکت "الف" در مقايسه با شرکت "ب"، در وضعيت مناسب تري قرار دارد. معمولا در شرايط يکسان، هر اندازه نسبت P به E يک شرکت در مقايسه با ساير شرکت‌هاي موجود در آن صنعت کمتر باشد، نشان دهنده ارزنده بودن سهم است.

    همچنين با بررسي نسبت P به E يک شرکت و مقايسه آن با نسبت P به E ساير شرکت‌هاي فعال در آن صنعت، مي‌توان دريافت که آيا قيمتي که هم‌اکنون براي سهم مذکور در بورس تعيين شده، قيمت مناسبي است يا خير؟ البته بايد توجه داشت که نسبت P به E تنها يکي از معيارهاي ارزيابي سهم است و نبايد به تنهايي و بدون درنظر گرفتن ساير معيارها، ملاک تصميم‌گيري قرار گيرد.
    http://www.tsetmc.com
    http://www.codal.ir

    3- قابليت نقدشوندگي سهام: قبلا هم توضيح داديم که يکي از ويژگي‌هاي يک دارايي خوب، اين است که سريع به پول نقد تبديل شود. سهام نيز به عنوان يک دارايي، از اين ويژگي مستثني نيست و طبيعتا سهامداران انتظار دارند هر زمان که خواستند، بتوانند سهام خود را فروخته و به پول نقد تبديل کنند. هر اندازه حجم معاملات، دفعات معامله و تعداد سهام معامله شده يک شرکت در بورس بيشتر باشد، نشان دهنده قابليت نقدشوندگي بالاي اين سهم است.

    4- وضعيت دارايي‌ها و بدهي‌هاي شرکت: با بررسي صورت‌هاي مالي اساسي شرکت ازجمله ترازنامه، مي‌توان شناخت خوبي نسبت به وضعيت مالي شرکت و بخصوص ميزان دارايي‌ها و بدهي‌هاي آن بدست آورد. طبيعتا براي سهامدار، به عنوان فردي که به نسبت سهامش مالک شرکت محسوب مي‌شود، اين موضوع بسيار حائز اهميت است که شرکت، چه دارايي‌هايي در اختيار دارد، به چه ميزان بدهي دارد و آيا براساس اين حجم دارايي و بدهي، سهام شرکت براي خريد مناسب است يا خيـر؟ با بررسي ترازنامه و ساير صورت‌هاي مالي شرکت، مي‌توان اين اطلاعات را بدست آورد.

    5- طرح‌هاي توسعه شرکت: هر اندازه طرح‌هاي توسعه‌اي در يک شرکت بيشتر باشد، نشان‌دهنده رشد و پويايي آن شرکت خواهد بود. بنابراين وجود طرح‌هاي توسعه‌اي، مي‌تواند يکي از نشانه‌هاي ارزنده بودن سهام شرکت باشد. البته بايد هدف از انجام طرح توسعه‌اي در شرکت و ميزان تأثير آن در فروش و سودآوري شرکت، بطور کامل مورد بررسي قرار گيرد، زيرا همه طرح هاي توسعه‌اي به يک اندازه در شرکت تأثيرگذار نيستند، مثلا طرح‌هايي که براي تعويض ماشين‌آلات فرسوده يک شرکت اجرا ميشود، در مقايسه با طرح‌هايي که با هدف راه‌اندازي خطوط توليد جديد اجرا مي شود، تأثير کمتـري در ميزان سودآوري شرکت دارند.

    6- ميزان سهام در دست مردم: هرچه تعداد بيشتري از مردم، سهامدار يک شرکت باشند، وضعيت آن سهم مناسب‌تر خواهد بود، زيرا اولا همواره خريداران و فروشندگان زيادي براي سهم وجود داشته و در نتيجه، قابليت نقدشوندگي سهم در بورس افزايش مي يابد و ثانيا امکان دستکاري قيمت سهم توسط گروهي خاص از سهامداران، کاهش مي‌يابد. به آن بخش از سهام شرکت که در اختيـار تعداد زيادي سرمايه‌گذاران قرار دارد، سهام شناور آزاد گفته مي شود.

    7- ترکيب سهامداران شرکت: وجود برخي نهادها و سازمان‌هاي بزرگ به عنوان سهامداران عمده يک شرکت، مي‌تواند به عنوان نقطه قوت براي سهام آن شرکت محسوب شود، زيرا سهامداران عمده در شرايط خاص مي‌توانند با حمايت از سهم، مانع از افت قيمت سهام و در نتيجه، ضرر و زيان سهامداران شوند. البته وجود سازمان‌ها و نهادها در ترکيب سهامداري يک شرکت، لزوما به معناي حمايت آنان از سهم نيست و بايد عملکرد گذشته سهامداران عمده در اين خصوص مورد بررسي قرار گيرد.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در يكشنبه 23 فروردين 1394 - 10:49

در نوشته های قبلی درباره ی چگونگی تعیین قیمت یک سهام گفتیم که اینکار بر اساس سازوکار «حراج» و متناسب با میزان «عرضه و تقاضا» ی سهام انجام میگیرد. در این پست با چند اصطلاح مهم درباره قیمت سهام آشنا میشویم:
تصویر

    1.قيمت اسمي: قيمت اسمـي يک سهم، قيمتي است که عرضه اوليه سهام شرکت براساس آن قيمت انجام مي شود.(یعنی هنگامی که شرکتی برای فعالیت در بورس پذیرفته میشود و برای اولین بار سهام خود را به بورس عرضه میکند ) قيمت اسمي هريک از سهام شرکتهاي پذيرفته شده در بورس در ايران، 100 تومان (1000 ريال) است. یعنی مثلاً اگر دارایی های اولیه ی شرکت 1,000,000,000 تومان برآورد شود ,شرکت در عرضه ی اولیه تعداد 10,000,000 سهام 100 تومانی را برای فروش عرضه خواهد کرد :
    ( 1,000,000,000 =100*10,000,000 )

    2.قيمت دفتـري: اگر مجموع بدهي هاي شرکت را از مجموع دارايي هاي شرکت کم کنيم، مبلغ باقيمانده نشان دهنده مجموع ارزش سرمايه سهامداران شرکت يا به تعبير دقيق تر، مجموع حقوق صاحبان سهام شرکت خواهد بود. حال اگر مبلغ حقوق صاحبان سهام شرکت را بر تعداد سهام شرکت تقسيم کنيم، عدد حاصل بيانگر قيمت دفتري هر سهم است.

    براي مثال، فرض کنيد مجموع ارزش دارايي هاي شرکت الف در پايان سال اول فعاليت شرکت، 10 ميليارد تومان است. اين شرکت همچنين در مجموع 7 ميليارد تومان به بانکها و ساير شرکتها، بدهي دارد. بنابراين، مجموع حقوق صاحبان سهام اين شرکت 3 ميليـارد تومان خواهد بود (3=7-10). حال اگر شرکت مذکور در مجموع تعداد 20 ميليون سهم منتشر کرده باشد، ارزش دفتري هر سهم اين شرکت 150 تومان خواهد بود. (150= 20,000,000 / 3,000,000,000)

    3. قيمت بازار: قيمت بازار يا قيمت معاملاتي، قيمتي است که سهام براساس آن، در بورس معامله مي شود. همانطور که قبلا هم توضيح داديم، اگرچه قيمت اسمي هر سهم در بورس 100 تومان است، اما سهام اغلب شرکت ها در بورس براساس قيمت اسمي و حتي ارزش دفتري، معامله نمي شود. آنچه که قيمت سهم در بورس را تعيين مي کند، ميزان عرضه و تقاضا براي يک سهم است. براي مثال، ممکن است به علت عملکرد خوب يک شرکت، سرمايه گذاران زيادي متقاضي خريد سهام آن شرکت در بورس باشند. بنابراين، قيمت آن در بورس براساس ميزان تقاضا، افزايش خواهد يافت و حتي ممکن است اين افزايش، تا چند برابر قيمت اسمي هم باشد. در نقطه مقابل، عملکرد ضعيف يک شرکت ممکن است باعث بي رغبتي سرمايه گذاران به خريد يا نگهداري سهم مذکور و در نتيجه، افزايش عرضه آن در بورس باشد. طبيعتا با افزايش عرضه، قيمت سهم کاهش يافته و اگر اين روند ادامه يابد، ممکن است قيمت سهم حتي به زير قيمت اسمي، يعني 100 تومان برسد. بنابراين، قيمت بازار يک سهم، قيمتي است که در بورس، براي سهم تعيين مي شود.

    4.قيمت ذاتي: منظور از قيمت ذاتي يک سهم، ارزش واقعي آن سهم است.(منظور از ذاتی و واقعی در اینجا با اصطلاحات مشابه در فلسفه و منطق فرق دارد , گیر ندهید!) حال چه تفاوتي بين قيمت بازار و قيمت ذاتي يک سهم وجود دارد؟ فرض کنيد "قيمت بازار" سهم شرکت الف، هم اکنون 200 تومان است، به بيان ديگر، سهام شرکت الف هم اکنون با قيمت 200 تومان در بورس در حال خريد و فروش است. اما سرمايه گذاران زيادي همچنان متقاضي خريد اين سهم هستند. اگر از اين سرمايه گذاران سوال کنيد که چرا قصد داريد سهام اين شرکت را خريداري کنيد؟ پاسخ همه آنها اين خواهد بود که "به نظر ما، اين سهم بيشتر از 200 تومان ارزش دارد". معني اين جمله اين است که ارزش واقعي سهام شرکت الف، بيشتر از قيمت بازار اين سهم است.
    بنابراين، در يک تعريف ساده، قيمت ذاتي يک سهم، بيانگر ارزشي است که سرمايه گذاران براي سهم قائل هستند. طبيعتا اگر از ديد سرمايه گذاران، ارزش ذاتي يک سهم بالاتر از قيمت بازار آن سهم باشد، گزينه مناسبي براي خريد خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتي يک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزينه مناسبي براي سرمايه گذاري به شمار نمي رود.
    عوامل سه گانه موثر بر قيمت سهام که در پست های قبلی دیدیم; يعني عوامل محيطي، عوامل مرتبط با صنعت و عوامل دروني شرکت، در مجموع به سرمايه گذار کمک مي کنند تا قيمت واقعي يک سهم را برآورد کرده و با مقايسه قيمت واقعي و قيمت بازار، درخصوص خريد، فروش و يا حفظ سهام شرکت مذکور تصميم گيري کند.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در يكشنبه 23 فروردين 1394 - 11:25

آشنایی با چند اصطلاح مهم دیگر:
    نماد
    نماد، در واقع نام اختصاري شرکت هاي پذيرفته شده در بورس است. براي مثال، نماد شرکت پتروشيمي خارک در بورس، شِخارک است. حرف اول نماد، برگرفته از صنعتي است که شرکت در آن قرار دارد و بخش دوم نماد، در واقع خلاصه نام شرکت است. مثلا در نماد شخارک، حرف ش بيانگر صنعت شيميايي و کلمه خارک، مخفف عبارت پتروشيمي خارک است. فعالان بورس، عمدتا بجاي استفاده از نام کامل شرکت ها، نماد آنها را بکار مي برند. (برای دیدن مثال های بیشتر به اینجا مراجعه کنید: http://www.codal.ir )

    توقف نماد
    گاهی اوقات، معاملات سهام برخي شرکت ها در بورس بصورت موقتي، متوقف مي شود. در اين حالت، اصطلاحا مي گويند نماد شرکت متوقف شده است. عمدتا بورس زماني نماد يک شرکت را متوقف مي کند که رويدادي حائز اهميت درخصوص آن شرکت اتفاق افتاده باشد، به نحوي که اين رويداد بتواند موجب افزايش يا کاهش بيش از اندازه قيمت سهام شرکت شود. براي مثال، قبل از برگزاري مجامع ساليانه شرکت، نماد آن شرکت متوقف مي شود، زيرا در مجمع ساليانه، سود سهامداران مشخص خواهد شد و اين موضوع، مي تواند بر قيمت سهم بعد از مجمع، تأثير زيادي داشته باشد. طبيعتا توقف نماد در اينگونه موارد، به سرمايه گذاران اجازه مي دهد تا پس از انتشار اطلاعات کامل و شفاف شدن وضعيت شرکت، در شرايط يکسان و عادلانـه، درخصوص خريد، فروش و يا نگهداري آن سهم تصميم گيري کنند.

    مجمـع
    به گردهمايي سهامداران و مديران شرکت که به منظور تصميم گيري درخصوص مسائل مهم شرکت برگزار مي شود، مجمـع گفته مي شود. سهامداران شرکت، متناسب با ميزان سهم خود، در مجامع حق رأي دارنـد. هيئت مديره شرکت موظف است حداقل 10 روز قبل از برگزاري مجمع، آگهي برگزاري مجمع را در روزنامه کثيرالانتشاري که به عنوان روزنامه رسمي شرکت انتخاب شده است، منتشر کند تا سهامداران از اين موضوع مطلع شوند. مجامع شرکت ها به دو دستـه تقسيم مي شوند:

      1- مجمع عادي ساليانه
      هيئت مديره شرکت موظف است هر سال يک بار، سهامداران شرکت را دعوت کرده و گزارش عملکرد ساليانه خود را به سهامداران ارائه نمايد. به اين گردهمايي، مجمع عمومي ساليانه گفته مي شود. در مجمع عمومي ساليانه، همچنين درخصوص موارد مهمي مانند ميزان سود تقسيمي به سهامداران و انتخاب اعضاي هيئت مديره، رأي گيري مي شود.

      2- مجمع فوق العاده
      بجز مجمع ساليانـه، هر مجمع ديگري که توسط شرکت برگزار شود، مجمع فوق العاده نام دارد. در مجامع فوق العاده عمدتا درخصوص مواردي مانند افزايش سرمايه شرکت، تغيير نشاني و نام شرکت و... تصميم گيري مي شود.
    سال مالي
    منظور از سال مالي، دوره يک ساله اي است که مبناي محاسبه سود و زيان و ساير گزارش هاي مالي شرکت مي باشد. سال مالي در بسياري از شرکت ها، از ابتداي فروردين تا پايان اسفند است، اما برخي از شرکت ها، براساس نوع فعاليت خود، سال مالي خود را زمان ديگري، مثلا از ابتداي مهر تا پايان شهريور سال بعد، تعيين مي کنند. در پايان سال مالي، مجمع ساليانه شرکت برگزار و عملکرد هيئت مديره در طول سال مالـي، مورد ارزيابي سهامداران قرار مي گيرد. هيئت مديره شرکت موظف است حداکثر ظرف مدت 4 ماه پس از پايان سال مالي شرکت، مجمع عادي ساليانـه را برگزار کند.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در يكشنبه 23 فروردين 1394 - 18:56

    صورت سود و زيان

    حتما به خاطر داريد که گفتيم يکي از مهمترين معيـارها براي انتخاب سهام يک شرکت، ميزان سودآوري آن شرکت است. طبيعتا هر اندازه ميزان سودآوري يک شرکت در مقايسه با قيمت سهام آن شرکت در بورس، بيشتر باشد، مي تواند يکي از نشانه هاي ارزنده بودن سهم باشد. اما چگونه مي شود از ميزان سودآوري يک شرکت مطلع شد؟ صورت سود و زيان، بخوبي بيانگر ميزان سود يک شرکت در پايان سال مالي است. شرکت ها موظفند در پايان سال مالي، صورت سود و زيان خود را منتشر و از اين طريق، ميزان سودآوري خود را به سهامداران اطلاع دهند. در صورت سود و زيان، مواردي مانند ميزان فروش شرکت ها، ميزان هزينه هاي آنها و ساير اطلاعات با اهميت مربوط به عملکرد شرکت قابل مشاهده است. سهامداران براي مشاهده صورت سود و زيان شرکت ها، مي توانند به پايگاه اينترنتي http://www.codal.ir مراجعه کنند.

    ترازنامه

    در بيان عوامل تعيين کننده در قيمت سهام، توضيح داديم که سرمايه گذاران بايد علاوه بر سودآوري شرکت، به ميزان دارايي‌ها و بدهي‌هاي شرکت نيز توجه داشته باشند. طبيعتا براي يک سرمايه گذار مهم است که بداند شرکتي که قصد دارد در آن سرمايه‌گذاري کند، چه ميزان دارايي، اعم از پول نقد، ملک، ماشين‌آلات و... دارد. ميزان بدهي‌ها و تعهدات شرکت به بانک‌ها، تأمين‌کنندگان مواد اوليه و... چقدر است؟ و در مجموع‌، آنچه که به عنوان سرمايه سهامداران شرکت يا اصطلاحا، حقوق صاحبان سهام، پس از کسر بدهي‌هاي شرکت از دارايي‌هاي آن باقي مي‌ماند، چقدر است؟ همه اين اطلاعات، از طريق مطالعه ترازنامه شرکت قابل مشاهده است. در واقع، ترازنامه که همانند صورت سود و زيان، در پايان دوره مالي شرکت براي اطلاع سهامداران منتشر مي‌شود، همانند يک تصوير واضح و شفاف، وضعيت شرکت را ازنظر ميزان دارايي‌ها، بدهي‌ها و حقوق صاحبان سهام نشان مي‌دهد. سرمايه‌گذاران براي مشاهده ترازنامه شرکت‌ها نيز همانند صورت سود و زيان، مي‌توانند به پايگاه اينترنتي http://www.codal.ir مراجعه کنند.

    سود هر سهـم (EPS)

    اگر کل سودي را که شرکت در پايان سال مالي خود، بدست مي آورد، بر تعداد سهام منتشر شده توسط شرکت تقسيم کنيم، عدد حاصل بيانگر سود هر سهم است. براي مثال، اگر براساس اطلاعات مندرج در صورت سود و زيان، کل سود خالص شرکت در پايان سال مالي 500 ميليون تومان و تعداد سهام شرکت هم يک ميليون سهم باشد، سود هر سهم 500 تومان خواهد بود:

    500=1000000 ÷ 500000000

    سود تقسيمي هر سهـم (DPS)

    اگر به خاطر داشته باشيد، گفتيم که شرکت ها، لزوما همه سودي را که در پايان سال مالي بدست مي آورند، بين سهامداران توزيع نمي کنند و بخشي از آن را براي اجراي برنامه هاي توسعه اي شرکت، نگه مي دارند. ميزان سودي که به ازاي هر سهـم، بين سهامداران توزيع مي شود، سود تقسيمي هر سهم يا اصطلاحا DPS مي گويند. اگر در مثال قبل، شرکت به ازاي هر سهم، 300 تومان از 500 تومان سود را توزيع کند، DPS شرکت 300 تومان خواهد بود. تصميم گيري درخصوص ميزان تقسيم سود، در مجمع عادي ساليانه و با رأي گيري از سهامداران انجام مي شود. پس از تصويب مبلغ سود تقسيمي، شرکت موظف است حداکثر ظرف مدت 8 ماه، اين مبلغ را به سهامداران بپردازد. البته معمولا شرکت ها سود سهامداران خرد را زودتر از اين موعد، پرداخت مي کنند. منظور از سهامداران خرد، سهامداراني است که در مقايسه با سهمداران عمده، تعداد کمي از سهام شرکت را در اختيار دارند. سود تقسيمي هر سهم، به افرادي تعلق مي گيرد که در زمان برگزاري مجمع شرکت، سهام آن شرکت را در اختيار داشته باشنـد. لازم به ذکر است که شرکت‌ها، سياست‌هاي متفاوتي درخصوص تقسيم سود دارند، برخي ترجيح مي‌دهند بيشتر سود سهام را بين سهامداران تقسيم کنند، اما برخي ديگر درصد کمي از سود را تقسيم کرده و بخش عمده آن را به تأمين نقدينگي مورد نياز براي انجام طرح‌هاي توسعه‌اي، اختصاص مي‌دهند. سرمايه‌گذاران بايد هنگام انتخاب سهام، به سياست شرکت در توزيع سود توجه داشته باشند، براي مثال، افرادي که دريافت سود مستمر براي آنها مطلوبيت دارد، ترجيح مي‌دهند سهام شرکت‌هايي را بخرند که سود تقسيمي آنها بيشتر است، اما افرادي که ديد بلندمدت‌تري دارند، بيشتر به سراغ شرکت‌هايي مي‌روند که بجاي درصد تقسيم سود زياد‌، بخش عمده سود ساليانه را صرف توسعه فعاليت‌هاي شرکت مي‌کنند.

    پيش بيني سود

    شرکت ها معمولا در پايان هر سال مالي، بودجه سال آينده خود را منتشر ميکنند. يکي از مهمترين اطلاعات مندرج در بودجه شرکت ها، پيش بيني مقدار سود هر سهم آنان است، به عنوان مثال، شرکت الف در پايان سال 1393 پيش بيني مي کند که در پايان سال مالي 1394، به ازاي هر سهم، 100 تومان سود بدست آورد. اين پيش بيني براي سرمايه گذاران حائز اهميت است، زيرا مي تواند چشم انداز شرکت را حداقل براي يک سال آينده، مشخص نمايد.

    تعديل سـود

    شرکت هاي پذيرفته شده در بورس موظفند بصورت مستمر و در دوره هاي سه ماهه (کنترل شود)، عملکرد واقعي خود را بررسي کرده و ضمن مقايسه عملکرد واقعي با بودجه پيش بيني شده، پيش بيني جديد خود از ميزان سودآوري شرکت را براساس عملکرد واقعي به بازار منعکس کنند. به عنوان مثال، شرکت الف پيش بيني کرده است که در پايان سال مالي 1394، 100 تومان سود به ازاي هر سهم بدست آورد. اما پس از گذشت سه ماه از فعاليت شرکت و با بررسي عملکرد اين سه ماه، پيش بيني خود را تغيير داده و از 100 تومان به 110 تومان افزايش مي دهد. همين شرکت ممکن است پس از بررسي عملکرد شش ماهه خود، به اين نتيجه برسد که سود 110 توماني قابل تحقق نيست و پيش بيني سود شرکت، بايد به 95 تومان کاهش يابد. تغييرات اينچنيني در سود پيش بيني شده را اصطلاحا تعديل سود مي گويند. سرمايه گذاران بايد بايد همواره در تصميم گيري هاي خود، به تعديل سود سهام توجه داشته باشند.

    درصد تحقق سـود

    شرکت الف را درنظر بگيريد. اين شرکت در ابتداي سال 94 پيش بيني کرده بود که در پايان سال، 100 تومان سود به ازاي هر سهم بدست آورد. اگر در پايان سال، ميزان سود تحقق يافته اين شرکت به ازاي هر سهم، 95 تومان باشد، به اين معناست که شرکت الف توانسته است 95 درصد سود پيش بيني شده خود را محقق کند. هر اندازه درصد تحقق سود يک شرکت بالاتر باشد، نشان دهنده پيش بيني دقيق تر و عملکرد بهتر آن شرکت خواهد بود.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

Re: آشنایی با بورس اوراق بهادار

نوشتهاز سوی q2w2hddjb در دوشنبه 24 فروردين 1394 - 18:38

    صف خريد و صف فروش

    وقتي حجم تقاضا براي يک سهم در بورس، از حجم عرضه آن سهم بيشتر باشد، براي آن سهم صف خريد تشکيل مي شود. تشکيل صف خريد براي يک سهم نشان دهنده اقبال سرمايه گذاران به آن سهم است.
    در نقطه مقابل، وقتي حجم عرضـه يک سهم در بورس، بيشتر از حجم تقاضا براي آن سهم باشد، براي سهم مذکور صف فروش شکل مي گيرد. تشکيل صف فروش براي يک سهم، مي تواند حاکي از بي رغبتي سرمايه گذاران به آن سهـم است.

    البته ذکر اين نکته ضروري است که هر اندازه ميزان نقدشوندگي در يک بورس بيشتر باشد، از حجم صف‌هي خريد و فروش سهام در آن بورس کاسته خواهد شد، زيرا در همه شرايط اعم از افزايش و کاهش قيمت سهام، همواره متقاضي براي سهام وجـود دارد و اين، يعني روان‌بودن فرايند معاملات در بورس و قابليت نقدشوندگي بالا. در بورس ايران نيز در سال هاي اخير، ميزان نقدشوندگي بازار افزايش و از حجم صف‌هاي خريد و فروش، تا حد زيـادي کاسته شده است.

    نکته‌ جالب و البته مهم درباره صف‌ خريد و فروش اين است که باتوجه به تأثير لحظه‌اي و بسيار سريع اطلاعات بر ميزان عرضه و تقاضاي سهام در بورس، معمولا بلافاصله پس از انتشار يک اطلاعات حائز اهميت درخصوص سهام، صف خريد يا فروش براي آن سهم تشکيل مي‌شود، بنابراين سرعت عمل سرمايه‌گذاران در تصميم‌گيري براي خريد و فروش يک سهم در موفقيت آنها براي سرمايه‌گذاري بسيار حائز اهميت است. براي مثال، انتشار خبري درخصوص آزادسازي نرخ سيمان، مي‌تواند موجب انتظار سرمايه‌گذاران براي افراد درآمد و سودآوري شرکت‌هاي سيماني و در نتيجه، افزايش تقاضاي آنها براي خريد سهام شود و همين امر، در فاصله کوتاهي، تشکيل صف خريد و افزايش قيمت سهام شرکت‌هاي سيماني را بدنبال خواهد داشت، بنابراين سرمايه گذاراني که زودتر از ديگران براي خريد اين سهم اقدام کنند، طبيعتا بيشتر از ديگران سود بدست خواهند آورد.

    دامنه نوسان

    منظور از دامنه نوسان، حداکثر افزايش يا کاهشي است که قيمت سهام شرکت، در يک روز مي تواند داشته باشد. در حال حاضر، دامنه نوسان قيمت سهام در بورس تهران، 4 درصد و دامنه نوسان قيمت سهام در فرابورس، 5 درصد است (کنترل شود)، به اين معنا که مثلا اگر قيمت سهم الف در بورس تهران، در ابتداي روز 200 تومان باشد، قيمت اين سهم در پايان ساعت معاملات حداکثر مي تواند 8 تومان افزايش و يا 8 تومان کاهش داشته باشد (8=0.04*200). دامنه نوسان با اين هدف تعيين شده است که در مواقع بحراني يا در مواردي که بازار، تحت تأثير رفتارهاي هيجانـي برخي سهامداران، بويژه سهامداران خرد قرار دارد، از بروز نوسانات شديد در قيمت سهام و در نتيجه، ضرر و زيـان هنگفت سهامداران جلوگيري شـود.

    البته شرکت هايي که نماد آنها مدتـي متوقف شده است، پس از بازگشايـي نماد مشمول دامنه نوسان نمي شونـد، زيـرا اطلاعات با اهميتي که نماد شرکت به خاطـر آن متوقف شده است، ممکن است تأثيري، بيش از دامنه نوسان تعيين شده بر قيمت سهم داشته باشد و طبيعي است که براساس سازوکار حراج، بايد اجازه داده شود تا اطلاعات، تأثير واقعي خود را بر ميزان عرضه و تقاضا و در نتيجه قيمت سهام بگذارد، هرچند اين تأثيـر بيشتـر از دامنه مجـاز نوسـان روزانه باشد.

    حجم مبنـا

    حجم مبنـا، حداقل تعداد سهام يک شرکت است که بايد در طول روز، معامله شود تا قيمت آن سهم، بتوانـد براساس سقف دامنه نوسان، افزايش يا کاهش يابد. بنابراين، درصورتي که تعداد سهام معامله شده يک شرکت در طول روز، کمتر از حجم مبنا باشد، به همان نسبت درصد نوسان قيمت آن سهم نيز کاهش خواهد يافت. در حال حاضر، حجم مبناي شرکت هاي پذيرفته شده در بورس، 0.0008 (هشت ده هزارم) است (اين عدد کنترل شود)، بنابراين، اگر به عنوان مثال تعداد کل سهام يک شرکت پذيرفته شده در بورس 20 ميليون سهم باشد، تنها درصورتي قيمت سهام اين شرکت در طول يک روز مي تواند 4 درصد افزايش يا کاهش داشته باشد که حداقل 16 هزار سهم شرکت الف در طول روز، مورد داد و ستد قرار گيرد.

    16000=0.0008*20000000

    هدف از تعيين حجم مبنا، اين است که سرمايه گذاران اطمينان داشته باشند نوسانات قيمت سهام، در نتيجه خريد و فروش تعداد مشخص و قابل توجهي سهام صورت گرفته است، چراکه در غير اينصورت، معامله حتـي چند عدد سهم يک شرکت، مي تواند قيمت سهام اين شرکت در بورس را تحت تأثير قرار داده و منجر به ايجاد قيمت هاي غيرواقعي و کاذب در بورس شود.

    قيمت پاياني سهـم

    قيمت پايانـي سهام يک شرکت، در واقع ميانگين قيمت‌هايي است که آن سهم در طول روز، براساس آن قيمت‌ها مورد داد و ستد قرار گرفته است. البته سامانه معاملاتي بورس پس از محاسبه ميانگين قيمت سهم در طول روز، بصورت خودکار بررسي مي‌کند که آيا ميزان معاملات سهم نيز به اندازه حجم مبنا بوده است يا خير؟ طبيعتا اگر حجم معاملات سهم حداقل به اندازه حجم مبنا بوده باشد، ميانگين محاسبه شده، به عنوان قيمت پاياني سهم در سامانه معاملات ثبت خواهد شد، اما اگر حجم معاملات سهم از حجم مبنا کمتر باشد، به همان نسبت از ميزان افزايش يا کاهش قيمت سهم هم کاسته شده و قيمت پاياني، بر اين اساس محاسبه و در سامانه معاملات ثبت مي‌شود.

    به عنوان مثال، فرض کنيد قيمت سهم الف در ابتداي روز شنبه، 200 تومان و ميانگين قيمت معاملات اين سهم در طول روز شنبه نيز 206 تومان باشد. بنابراين، ميانگين قيمت سهم در پايان روز شنبه، در مقايسه با ابتداي روز، 6 تومان، يعني 3 درصد رشد داشته است. حال اگر تعداد سهام معامله شده شده شرکت الف در طول روز شنبه، برابر با حجم مبنا باشد، قيمت پاياني سهم در روز شنبه، همان 206 تومان خواهد بود، اما اگر تعداد سهام معامله شده شرکت الف، تنها معادل نصف حجم مبناي تعيين شده براي اين سهم باشد، طبيعتا ميزان افزايش سهم نيز از 6 تومان، به 3 تومان کاهش يافته و قيمت پاياني سهم در روز شنبه، 203 تومان تعيين خواهد شد. لازم به ذکر است که قيمت پاياني سهم در يک روز، به عنوان قيمت پايه آن سهم در ابتداي روز بعد، در سامانه معاملات بورس درنظر گرفته مي‌شود.
Who Knows? Only Time...
 
سپـاس : 171

ارسـال : 116


نام نویسی: 93/11/10

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 4 مهمان