اشعار جوانشیری


اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در پنجشنبه 15 مرداد 1394 - 10:44

به نام خداوند بخشنده ی مهربان


یا حضرت حق از ....دلِ ما ......درد..... برون آر..........بذرِ... شعفت را... به دل این بار.. فزونْ کار
جز رویِ تو کاری.. چه.. رساند.. برِ جان سود؟......... گر عاقبت آن... روی تو باشد... به عدمْ کار
بر جای جَبین،..ما... عرق... از ...دیده فشانیم.......... باشد.... ز کرم،.... مُزد.... بپردازدمان.... یار
یا حضرت حق شعله ی عشقت چو برافروخت..........اندر... رهِ جانانه... تو اَش... باش... نگهدار
صد.. عیب و مرض بود.. به جان.. ای شهِ آگاه.......... بردی همه را.. تا که شدیمت... همه بیمار
ار... دیو کند... در رهِ معشوقْ... کمر ...راست.......... قدْ می شکنیمش چو زنیمش به زمین زار
یا حضرت حق.... بیش... مکن... پیشِ نظرْ ناز.......... کاین.. صبرِ نظر باز... بدارد... حد.. و مقدار
در.. حلقه ی گیسوی تو... دُرّیست.... چو آویز.......... افرازی... اگر.. این.. سرِ ما... بر سر آن دار
تا.. احمدِ رضوان.. به پسندش... نشود.... غیر.......... دل.... را... بِبُریدیم... بجز... یار... ز.... اغیار


زمستان ۸۷
واپسین ویرایش بدست M_J1364@yahoo.com در پنجشنبه 15 مرداد 1394 - 11:43, رویهم 1 بار.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی ross در پنجشنبه 15 مرداد 1394 - 10:55

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
به نام خداوند بخشنده ی مهربان


یا حضرت حق از ....دلِ ما ......درد..... برون آر..........بذرِ... شعفت را... به دل این بار.. فزونْ کار
جز رویِ تو کاری.. چه.. رساند.. برِ جان سود؟......... گر عاقبت آن... روی تو باشد... به عدمْ کار
بر جای جَبین،..ما... عرق... از ...دیده فشانیم.......... باشد.... ز کرم،.... مُزد.... بپردازدمان.... یار
یا حضرت حق شعله ی عشقت چو برافروخت..........اندر... رهِ جانانه... تو اَش... باش... نگهدار
صد.. عیب و مرض بود.. به جان.. ای شهِ آگاه.......... بردی همه را.. تا که شدیمت... همه بیمار
ار... دیو کند... در رهِ معشوقْ... کمر ...راست.......... قدْ می شکنیمش چو زنیمش به زمین زار
یا حضرت حق.... بیش... مکن... پیشِ نظرْ ناز.......... کاین.. صبرِ نظر باز... بدارد... حد.. و مقدار
در.. حلقه ی گیسوی تو... دُرّیست.... چو آویز.......... افرازی... اگر.. این.. سرِ ما... بر سر آن دار
تا.. احمدِ رضوان.. به پسندش... نشود.... غیر.......... دل.... را... بِبُریدیم... بجز... یار... ز.... اغیار


زمستان ۸۷

بسیار زیبا smile072
 
سپـاس : 62

ارسـال : 30


سن: 18 سال
نام نویسی: 92/6/24

زن

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 02:00

از نظر معنی کاری باهاش ندارم، وزن هم صحیح و سالمه. اما فضای شعر خیلی خیلی پیره.
اگر این اشعار رو در قرون پنجم ششم می گفتی خیلی خوب بود، اما الان مناسب زمان نیست.
توصیه می کنم کتابهای شعرایی مثل فاضل نظری و سیدوحید سمنانی رو بخونید. اگر سطح بالاتر خواستید، استاد فقید خلیل عمرانی..

موفق باشید.
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 695

ارسـال : 938


نام: U30
سن: 37 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی غلامعلی نوری در جمعه 16 مرداد 1394 - 09:57

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
به نام خداوند بخشنده ی مهربان


یا حضرت حق از ....دلِ ما ......درد..... برون آر..........بذرِ... شعفت را... به دل این بار.. فزونْ کار
جز رویِ تو کاری.. چه.. رساند.. برِ جان سود؟......... گر عاقبت آن... روی تو باشد... به عدمْ کار
بر جای جَبین،..ما... عرق... از ...دیده فشانیم.......... باشد.... ز کرم،.... مُزد.... بپردازدمان.... یار
یا حضرت حق شعله ی عشقت چو برافروخت..........اندر... رهِ جانانه... تو اَش... باش... نگهدار
صد.. عیب و مرض بود.. به جان.. ای شهِ آگاه.......... بردی همه را.. تا که شدیمت... همه بیمار
ار... دیو کند... در رهِ معشوقْ... کمر ...راست.......... قدْ می شکنیمش چو زنیمش به زمین زار
یا حضرت حق.... بیش... مکن... پیشِ نظرْ ناز.......... کاین.. صبرِ نظر باز... بدارد... حد.. و مقدار
در.. حلقه ی گیسوی تو... دُرّیست.... چو آویز.......... افرازی... اگر.. این.. سرِ ما... بر سر آن دار
تا.. احمدِ رضوان.. به پسندش... نشود.... غیر.......... دل.... را... بِبُریدیم... بجز... یار... ز.... اغیار


زمستان ۸۷


درود

خوب است و ستودنی

ولی انگار شما جای شیخ عطار یا سنایی نشسته اید و ما را به هال و هوای آن سده ها می برید.

امروزه مذاقها دگر گون شده و سخنانی باید گفته بشه که خوانند حس کنه وارد هوای تازه ای شده است اگر همین سروده ها را با آهنگ ووزن تازه تری اگر می سروید بسیار دلنشین تر می شد

بهر روی آدم ژیانی از خودش داشته باشه بهتراز این که سوار پورشه مردم بشهsmile072
نماد کاربر
 
سپـاس : 1077

ارسـال : 1032


سن: 51 سال
نام نویسی: 91/4/20

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 10:41

You-See: اما فضای شعر خیلی خیلی پیره.
اگر این اشعار رو در قرون پنجم ششم می گفتی خیلی خوب بود، اما الان مناسب زمان نیست.

ژیان نوری نیرو : امروزه مذاقها دگر گون شده و سخنانی باید گفته بشه که خوانند حس کنه وارد هوای تازه ای شده است اگر همین سروده ها را با آهنگ ووزن تازه تری اگر می سروید بسیار دلنشین تر می شد


والا من هنوزم بتهوون گوش می دم و اگه یکی امروز موسیقی ای شبیه به بتهوون ارائه بده، بهش نمی گم سبکش قدیمیه و مال مثلاً 150 ساله پیشه. وزن شعر هم همینه مثل موسیقیه. امروز خیلی ها حافظ و مولوی می خونن نه فقط به خاطر معنیش بلکه به خاطره وزن و آهنگش. موسیقی سنتی ما هم که امروز زندست و هنوز فراموش نشده و مخاطب های خودش رو داره بر اساس همین وزن و آهنگ پیر شکل گرفته. واقعاً اگه وزن، پیر و جوون داشت، امروز کسی نه حافظ می خوند و نه دیوان شمس و نه ... و هر شعر و آهنگی مدت کوتاهی بیشتر دووم نمی آورد.

در ثانی وزن وابسته به سلیقه ی شاعره. من با این نوع وزن تونستم و می تونم بیشترین احساسات خودم رو نثار خدای خودم کنم و نتایج مطلوب و آرامش بخشی هم به دست آوردم. مهم اینه که من خودم راضی باشم و با شعرم با هر وزن و آهنگی بتونم از پله های معرفت بالا برم، حالا مردم هر چی می خوان بگن smile038
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 15:44

دوست گرامی، بنده در مورد وزن شعرتون چیزی نگفتم، ایرادی نداره که وزن شعرتون رو از اوزان قدیمی انتخاب کنید.
من در مورد محتوای شعرتون هم نظری ندادم.
تمام گفته من روی فضای شعرتون بود، فضای شعر شما شبیه به این بود که با استفاده از پازل های آماده ادبی، و استفاده از منطق شعری (در حقیقت منطق موزون کردن گزاره ها، و نه شعر) اومدید تسبیحی از کلمات ساختید که خب بار شاعرانه اون از قبل بهش تحمیل شده.
فقط و فقط در جهت بهتر شدن کارهاتون نظر دادم، که خب انتظار دارم لااقل خودتون پیش خودتون یک بار بهش فکر کنید.
من هم اشعاری دارم، و کلاس هایی رفتم و با شعرای جوان ارتباط مستقیم و جلسات هفتگی داریم.
از من به دل نگیرید.
امیدوارم که همیشه گام به گام رو به جلو پیش بروید و در کنار فضای پر از خط کش فیزیک، از آرامش ادبیات هم بهره ببرید.
موفق و موید باشید.
- زالی -
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 695

ارسـال : 938


نام: U30
سن: 37 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 15:50

از نظری که دادید ممنونم You-See ی عزیز smile072
خوشحال می شم شعرهای شما رو هم بخونم.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 22:33

اینم دو تا از شعرای من تقدیم به شما: ....
واپسین ویرایش بدست You-See در شنبه 17 مرداد 1394 - 15:20, رویهم 1 بار.
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 695

ارسـال : 938


نام: U30
سن: 37 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 22:50

بد نبود smile072
اینکه میگم بد نبود بخاطر اینه که من خودم به ندرت می تونم با تغزّل امروزی ارتباط برقرار کنم. smile026
ببینم شعر اول رو توی بیست سالگی و دومی رو توی بیست و سه سالگی گفتین؟
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 22:53

" بد نبود "
smile055

بله احتمالا در همین سن و سال بوده.
از قبل تر و بعد ترش هم هست، اما ترجیح دادم چاپ نشه.
این که ارتباط نمی گیرید، طبیعیه.
برای همین هم بد نبود معنی متفاوتی می تونه داشته باشه.
شعر دنیا و فنون خودش رو داره. مخصوصا ارتباط نظیر و سلیس بودن زبان خیلی مهمه.
چرا این سوال رو پرسیدید؟
واپسین ویرایش بدست You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 22:58, رویهم 1 بار.
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 695

ارسـال : 938


نام: U30
سن: 37 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 22:58

همینجوری...
فقط می خواست بدونم از شعرای قدیمی و اولیه تونه یا از جدیداس.
تا الان چندتا شعر گفتین؟
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی You-See در جمعه 16 مرداد 1394 - 23:00

دیگه قدیمی محسوب می شه. عشق شب شعر و جایزه و اینا رو داشتیم دیگه..
یه دفتری می شد. سی چهل تا که خودم رو راضی نگه داشت. باقی صبح تبدیل می شد به مچاله!
بیشتر می نوشتم تا شعر.
هنوز دو تا دفتر رو دارم. بیشتر فضای فلسفی دارند تا رومنس.

از اشعار نزدیک ترتون بگذارید.
اگر هم مایل بودید نقدش کنم براتون. اگر نه، که از خوندنش لذت می بریم.
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 695

ارسـال : 938


نام: U30
سن: 37 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 23:07

والا من شعرام تقریباً توی یه سطحه یعنی از زمانی که تونستم رسماً شعر بگم (حدود بیست سالگی) اغلب شعرام برای خودم جاذبه ی خاص خودشو داره و نمی تونم بگم که الان مثلاً نسبت به هفت سال پیش، پیشرفت اساسی کردم. برای همین سعی می کنم گلچینی از همه ی شعرام رو توی این جستار بذارم... مثلاً هفته ای یا دو هفته ای یه شعر.
عیبی نداره اگه خواستید نقدشون کنید فقط زیادی نقد نکنید که ممکنه کار دستتون بدم smile021
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی MENERVA در جمعه 16 مرداد 1394 - 23:27

M_J1364@yahoo.com نوشته است:[/color]نشود.... غیر.......... دل.... را... بِبُریدیم... بجز... یار... ز.... اغیار[/center][/b]

زمستان ۸۷



به نظر من شعرتون در سطح حرفه ای قرار داره و خوندنش لذت بخش و زیباست. خیلی خوبه خوشم اومد smile072

بقیه اشعارتون رو نمی خواید بذارید؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 1206

ارسـال : 789


شهر: تهران
نام نویسی: 90/12/26

زن

Re: اشعار جوانشیری

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 16 مرداد 1394 - 23:33

ممنون از نظرتون.
والا وقت ندارم همش رو یجا بذارم تو هوپا smile023 ... ولی سعی می کنم هفته ای یه شعر رو بذارم.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 443

ارسـال : 1220


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

بعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 10 مهمان