گذری به درون


Re: گذری به درون

نوشتهاز سوی matrix2013 در چهارشنبه 17 مرداد 1397 - 00:06

اختلال شخصیت پارانویید
اگرچه تا حدی مراقب دیگران و انگیزه های آنها بودن، انطباقی است ولی بی اعتمادی بیش از حد، در روند دوست شدن با دیگران و در همکاری با دیگران و به طور کلی، در تعاملات روزمره، اخلال می کند. افراد دچار اختلال شخصیت پارانویید به شدت به دیگران ظنین و بی اعتمادند، بدون آن که دلیلی داشته باشند. این افراد فرض را بر این میگذارند که دیگران قصد آسیب رساندن به آنها یا فریب دادن آنها را دارند؛ بنابراین به دیگران اعتماد ندارند. مورد جِیک را در نظر بگیرید.

----------------------------------------------------------------------
جیک قربانی تحقیق
جیک در یک محله ی طبقه متوسطی بزرگ شده بود و اگرچه هیچ وقت مشکلات جدی پیدا نکرده بود اما در مدرسه معروف بود به کسی که با معلم ها و همکلاسی ها بگو مگو می کند. بعد از دبیرستان، در کالج محلی ثبت نام می کند، ولی سال بعد اخراج می شود. موفق نبودن جیک در دانشکده تا حدی به این بر می گشت که مسئولیت نمرات بدش را نمی پذیرفت. جیک شروع کرد به پروراندن نظریه ی توطئه در مورد همکلاسی ها و اساتید، و معتقد بود آنها تبانی کرده اند تا او رد شود. یکسره کار عوض می کرد و هر بار شکایت می کرد که کارفرمایش در محل کار و در خانه، جاسوسی او را می کند.
جیک در 25 سالگی و به رغم میل پدر و مادرش از خانه ی پدری خود به شهر کوچکی در بیرون از ایالت شان نقل مکان می کند. متاسفانه، نامه هایی که روزانه برای پدر و مادرش می نوشت، ترس و نگرانی آنها را تایید می کرد. او با نظریه هایی مشغله ی ذهنی پیدا کرده بود که می گفتند مردم قصد آسیب رساندن به او را دارند. جیک بخش زیادی از وقتش را صرف کندوکاو وب سایت ها کرد و نظریه ی مفصلی ساخت دال بر این که چگونه در کودکی روی او تحقیق شده است. در نامه هایش می گفت محققانی که همکار CIA بوده اند در بچگی او را چیزخور کرده اند و وسیله ای در گوش او کار گذاشته اند که امواج مایکرویو ساطع می کند. جیک معتقد بود هدف این امواج، ایجاد سرطان در او است. جیک بیش از دو سال با این نظریه اشتغال ذهنی داشت و نامه هایی به مقامات مختلف نوشت تا آنها را متقاعد کند دارند او را به طور تدریجی می کشند. بعد از آن که جیک تهدید کرد می خواهد به برخی مسئولان کالج آسیب برساند، با پدر و مادرش تماس گرفته می شود و آنها جیک را نزد روان شناس می برند و روان شناس در مورد او تشخیص اختلال شخصی پارانویید و افسردگی شدید می دهد.
----------------------------------------------------------------------
توصیف بالینی
خصوصیت تعریف کننده ی افراد دارای اختلال شخصیت پارانویید، بی اعتمادی فراگیر ناموجه است. بی شک گاهی اوقات پیش می آید که کسی فریبکار باشد و بخواهد برای شما مشکل درست کند اما کسانی که اختلال شخصیت پارانویید دارند، به موقعیت هایی ظنین هستند که از نظر اکثر آدم ها بی پایه و اساس هستند. حتی رویدادهایی را که ربطی به آنان ندارد، حمله و توهین تفسیر می کنند. پارس کردن سگ همسایه یا تاخیر در پرواز را تعمدی و برای ناراحت کردن خودشان تلقی می کنند. متاسفانه این بی اعتمادی غالبا به نزدیکان هم کشیده می شود و برقراری ارتباط با معنا با آنان را دشوار می کند. تصور کنید چنین فردی چه موجود تنهایی است. ظنین بودن و بی اعتمادی به شکل های مختلفی نمایان می شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید، اهل جر و بحث، شکایت و حتی ساکت هستند. این افراد نسبت به انتقاد بسیار حساس اند و نیاز شدیدی به خودمختاری دارند. ابنلا به چنین اختلالی، احتمال اقدام به خودکشی و رفتار خشن را بالا می برد و کیفیت زندگی افراد مبتلا به این اختلال به طور کلی پایین است.

علل
شواهد محدودی در مورد عوامل زیست شناختی سهیم در اختلال شخصیت پارانویید داریم. برخی تحقیقات از این حکایت دارند که این اختلال می تواند در میان بستگان کسانی که دچار اسکیزوفرنی هستند کمی رایج تر باشد، هرچند رابطه ی این دو، رابطه ای قوی به نظر نمیرسد. به عبارت دیگر، بستگان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر احتمال دارد دچار اختلال شخصیت پارانویید باشند تا بستگان کسانی که مبتلا به اسکیزوفرنی نیستند.
در مورد عوامل روانشناختی سهیم در این اختلال، از این هم کمتر یقین داریم، هرچند حدسیات جالبی در مورد آن زده اند. تحقیقات گذشته نگر که در آنها از مبتلایان به این اختلال خواسته اند رویدادهای دوران کودکی خود را به یاد آورند. از بدرفتاری های دوران کودکی یا تجارب دردناک دوران کودکی در شکل گیری اختلال شخصیت پارانویید خبر داده اند.
برخی از روانشناسان برای تبیین رفتار افراد مبتلا به اختلال شخصیت، افکار آنان (یا طرحواره های شان) را به طور مستقیم مورد استناد قرار می دهند. یک دیدگاه این است که افراد مبتلا به این اختلال، مفروضات بنیادی اشتباهی راجع به دیگران دارند؛ مفروضاتی مثل: «دیگران خبیث و فریبکارند»؛ «دیگران به محض فرصت پیدا کردن، به شما حمله می کنند» و «فقط وقتی آرامش داری که روی پای خودت بایستی». این یک جهان بینی غیر انطباقی است ولی به نظر می رسد بر تمام جنبه های زندگی این افراد حاکم است. با آنکه نمیدانیم چرا صاحب چنین ادراکاتی می شوند، حدس زده می شود که ریشه ی این ادراکات، به تربیت آغازین بر می گردد. پدر و مادر چنین افرادی به آنان یاد می دهند مراقب اشتباه شان باشند و این طور به آنان القا می کنند که با دیگران فرق دارند. این موضوع که آدم ها همیشه حسن نیت و خلوص ندارند و تعاملات ما گاهی اوقات به قدری مبهم است که مقاصد دیگران در آن روشن نیست، بی شک حقیقت دارد. دقت بیش از حد به حرف و عمل دیگران گاهی اوقات موجب سوء تعبیر می شود.

ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت پارانویید
الف. بی اعتمادی و ظن فراگیر به دیگران و سوء نیت تفسیر کردن انگیزه های دیگران که در اوایل بزرگسالی شروع می شود و خود را در بافت های مختلف در بافت های مختلف در قالب چهار مورد از موارد زیر (یا بیشتر) نشان می دهد:
1. سوء ظن بی اساس مبنی بر این که دیگران قصد بهره کشی، آسیب رساندن یا فریب آنان را دارند.
2. اشتغال ذهنی با تردیدهای ناموجه به وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان
3. اعتماد نکردن به دیگران به خاطر ترس بیجا از این که مبادا اطلاعات داده شده مغرضانه علیه شخص به کار رود.
4. توهین و تهدید تعبیر کردن اظهارات و اتفاقات عادی.
5. کینه به دل گرفتن مستمر؛ یعنی نبخشیدن توهین ها، اهانت ها و بی اعتمادی ها
6. ادراک اهانت به شخصیت یا آبروی خود، در حالی که دیگران چنین برداشتی ندارند و واکنش توأم با عصبانیت سریع یا حمله ی متقابل.
7. ظن بی دلیل مکرر به وفادار نبودن همسر یا شریک جنسی

ب. صرفا در جریان سیر اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی یا اختلال افسردگی با ویژگی های روانپریشانه، یا در جریان سیر اختلال روانپریشانه ی دیگری اتفاق نمی افتد و قابل استناد به اثرات فیزیولوژیایی یک بیماری پزشکی دیگر نیست.
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

قبلی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 5 مهمان