*گفتگوی آزاد*


Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی saeedparach در يكشنبه 12 خرداد 1398 - 00:03

حالا که نمیشه زندگی رو ایده آل در نظر گرفت و بگم من نمیخوام پول دربیارم و فقط به دنبال کسب علم باشم. حالا به نظر شما کدوم یک از راههای بالا بهتره؟ دوستان دیگه هم اگه جواب بدن ممنون میشم...
 
سپـاس : 0

ارسـال : 0


نام نویسی: 98/2/31

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در يكشنبه 12 خرداد 1398 - 02:05

saeedparach نوشته است:حالا که نمیشه زندگی رو ایده آل در نظر گرفت و بگم من نمیخوام پول دربیارم و فقط به دنبال کسب علم باشم. حالا به نظر شما کدوم یک از راههای بالا بهتره؟

اگه قصد دارید یه فیزیکدانِ واقعی بشید، به نظر من فقط یه راه دارید: به صورت مستقل و در اوقات فراغتتون به مطالعه ی فیزیک بپردازید و برای گذرانِ زندگی، شغلی ساده که ترجیحاً نامرتبط با فیزیک هست رو انتخاب کنید. در ضمن، اگه مقوله ی پول دراوردن براتون خیلی اهمیت داره و می خواید که پولدار بشید، مجبورید که وقت زیادی برای کسب درامد اختصاص بدید و بنابراین وقت کافی برای "دانشمند شدن" نخواهید داشت. می خوام بگم اگه بخواد هدفتون دانشمند شدن باشه، باید به یه بخور نمیری قناعت کنید و خودتون رو زیاد درگیرِ کارِ بیرون نکنید.

امکان نداره فردی در مسیر واقعی علم قدم بر داره و در عین حال هیچ کدوم از نیازهای طبیعیش هم حداقل تا مدّتی در مضیقه قرار نگیره!

smile072
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1196


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی Vahed75 در يكشنبه 12 خرداد 1398 - 18:33

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
saeedparach نوشته است:حالا که نمیشه زندگی رو ایده آل در نظر گرفت و بگم من نمیخوام پول دربیارم و فقط به دنبال کسب علم باشم. حالا به نظر شما کدوم یک از راههای بالا بهتره؟

اگه قصد دارید یه فیزیکدانِ واقعی بشید، به نظر من فقط یه راه دارید: به صورت مستقل و در اوقات فراغتتون به مطالعه ی فیزیک بپردازید و برای گذرانِ زندگی، شغلی ساده که ترجیحاً نامرتبط با فیزیک هست رو انتخاب کنید. در ضمن، اگه مقوله ی پول دراوردن براتون خیلی اهمیت داره و می خواید که پولدار بشید، مجبورید که وقت زیادی برای کسب درامد اختصاص بدید و بنابراین وقت کافی برای "دانشمند شدن" نخواهید داشت. می خوام بگم اگه بخواد هدفتون دانشمند شدن باشه، باید به یه بخور نمیری قناعت کنید و خودتون رو زیاد درگیرِ کارِ بیرون نکنید.

امکان نداره فردی در مسیر واقعی علم قدم بر داره و در عین حال هیچ کدوم از نیازهای طبیعیش هم حداقل تا مدّتی در مضیقه قرار نگیره!

smile072
تا حدی این صحبت تون درسته محمد آقا
این بیشتر مربوط به زمانهای قدیمه که قدر دانشمندان رو نمی دونستن
چند وقت پیش مطلبی رو در مورد آنتوان لاوازیه شیمیدان بزرگ میخوندم که حتی در آخرین لحظات زندگی باز هم در جستجوی حقیقت بود و برای پیشرفت علم تلاش میکرده
بعد از اینکه دادگاه حکم به اعدام او میده و قرار میشه سرش رو با گیوتین قطع کنن لاوازیه به اطرافیانش میگه برای اینکه ثابت کنه مغز مرکز ادراک و شهوده بعد از قطع شدن سرش بوسیله گیوتین بلافاصله سرش رو از روی زمین بر دارن و بالا نگه دارن در این حالت سر لاوازیه شروع به پلک زدن میکنه و بوسیله پلک زدن به اطرافیان اثبات میکنه مغز مرکز ادراک انسان هست.

اما در حال حاضر بشر به اهمیت دانش و وجود دانشمندان پی برده شاید در جوامع جهان سومی مثل ایران قدر دانشمندان رو اون طور که باید نمی دونن اما شرایط خیلی بهتر از گذشته شده و مثل گذشته نیست smile072
در آن غروب دلگیر وقتی غروب میشد
گویا به جای خورشید من زخم خورده بودم

یک عمر غریب و تنها ،تنها به جرم آنکه
او سرسپرده میخواست،من دل سپرده بودم
 
سپـاس : 10

ارسـال : 30


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در يكشنبه 12 خرداد 1398 - 19:29

سلام محمد چطوری
درباره نظام آکادمیک بازم بگو
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی saeedparach در دوشنبه 13 خرداد 1398 - 00:23

حالا یه نفری که میخواد دانشمند بشه باید یه نونی در بیاره بخوره که بتونه زنده بمونه من خودم به شخصه این که دانشگاه نرم رو نمی پسندم چونکه حداقلش اینه که با داشنگاه رفتن شاید فرصت اپلای کردنو داشته باشم ولی بین اون دو را موندم اگه یکم واضح تر بگین خیلی ممنون میشم. مرسی از کسایی که جواب دادن...
 
سپـاس : 0

ارسـال : 0


نام نویسی: 98/2/31

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در دوشنبه 13 خرداد 1398 - 12:13

Vahed75 نوشته است:اما در حال حاضر بشر به اهمیت دانش و وجود دانشمندان پی برده شاید در جوامع جهان سومی مثل ایران قدر دانشمندان رو اون طور که باید نمی دونن اما شرایط خیلی بهتر از گذشته شده و مثل گذشته نیست smile072

امروز متأسفانه انبوهی از افراد آکادمیک با برچسب "متخصص" و "دکتر" جای دانشمندان حقیقی رو گرفتن یعنی یه جورایی این افراد با دانشمندان واقعی اشتباه گرفته شدن. نمی خوام بگم افراد آکادمیک به هیچ عنوان دانشمند نیستن بلکه به نظر من درصد اندکیشون توی راه درست علم قدم بر می دارن. بذارید یه مثال بزنم، یه استاد دانشگاه مثلاً ایرانی، هندی یا آمریکایی رو در نظر بگیرید و به پروفایل GoogleScholar این فرد یه نگاهی بندازید. می بینید که برخی از این افراد تا بیش از یکصد مقاله در مجلات باصطلاح "بسیار معتبر" چاپ کردن، مجلاتی که مثلاً قبلاً اینشتین و شرودینگر و سایر دانشمندان بزرگ دهها سال پیش مقالاتشون رو اینجاها چاپ می کردن. اما سوال اینجاست، آیا واقعاً وضعیت علمی این افراد با وضعیت علمی اون دانشمندا قابل قیاسه؟

حالا کافیه یه فردِ غیر آکادمیک و به طور مستقل بیاد توی راه علم قدم برداره. حالا هر چقدر هم که کارای علمیش عمیق باشه، به علت نداشتن مدارک، سوابق آکادمیک یا اون برچسب های لازم به سختی جدی گرفته میشه. متأسفانه امروز یه مقدار زیادی جزئی و سطحی نگری معنای علم رو عوض کرده و تا فرد خودش از نظر علمی غنی نباشه نمی تونه به وخامت اوضاع پی ببره.

matrix2013 نوشته است:سلام محمد چطوری
درباره نظام آکادمیک بازم بگو

قربونِ تو شاپسرِ قند عسل smile006 باشه بازم می گم.

saeedparach نوشته است:حالا یه نفری که میخواد دانشمند بشه باید یه نونی در بیاره بخوره که بتونه زنده بمونه من خودم به شخصه این که دانشگاه نرم رو نمی پسندم چونکه حداقلش اینه که با دانشگاه رفتن شاید فرصت اپلای کردنو داشته باشم ولی بین اون دو را موندم اگه یکم واضح تر بگین خیلی ممنون میشم.

من نمی گم نون در نیارید که! می گم از فیزیک بهتره نون در نیارید. برای کار کردن بهتره یه شغلی غیر مرتبط با فیزیک رو انتخاب کنید. اگر اصرار دارید که به دانشگاه برید، بازم بهتره که توی یه رشته ای غیر از فیزیک تحصیل کنید. اگه حتماً می خواید توی دانشگاه فیزیک بخونید، بهتره به همون لیسانس قناعت کنید و جلوتر نرید، اگه می خواید فوق لیسانس فیزیک بگیرید دیگه لطفاً فکر دکتری رو از سرتون بیرون کنید! نمی دونم متوجه می شید که چی می خوام بگم؟ می خوام بگم اگه واقعاً قصد دانشمند شدن رو دارید، هر چقدر خودتون رو کمتر آلوده ی این ساختار آکادمیک کنید براتون بهتره. البته وقتی همت کنید و کم کم راه واقعی علم رو بپویید، این نکات رو خودتون خیلی بهتر متوجه می شید.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1196


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی saeedparach در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 00:19

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
Vahed75 نوشته است:اما در حال حاضر بشر به اهمیت دانش و وجود دانشمندان پی برده شاید در جوامع جهان سومی مثل ایران قدر دانشمندان رو اون طور که باید نمی دونن اما شرایط خیلی بهتر از گذشته شده و مثل گذشته نیست smile072

امروز متأسفانه انبوهی از افراد آکادمیک با برچسب "متخصص" و "دکتر" جای دانشمندان حقیقی رو گرفتن یعنی یه جورایی این افراد با دانشمندان واقعی اشتباه گرفته شدن. نمی خوام بگم افراد آکادمیک به هیچ عنوان دانشمند نیستن بلکه به نظر من درصد اندکیشون توی راه درست علم قدم بر می دارن. بذارید یه مثال بزنم، یه استاد دانشگاه مثلاً ایرانی، هندی یا آمریکایی رو در نظر بگیرید و به پروفایل GoogleScholar این فرد یه نگاهی بندازید. می بینید که برخی از این افراد تا بیش از یکصد مقاله در مجلات باصطلاح "بسیار معتبر" چاپ کردن، مجلاتی که مثلاً قبلاً اینشتین و شرودینگر و سایر دانشمندان بزرگ دهها سال پیش مقالاتشون رو اینجاها چاپ می کردن. اما سوال اینجاست، آیا واقعاً وضعیت علمی این افراد با وضعیت علمی اون دانشمندا قابل قیاسه؟

حالا کافیه یه فردِ غیر آکادمیک و به طور مستقل بیاد توی راه علم قدم برداره. حالا هر چقدر هم که کارای علمیش عمیق باشه، به علت نداشتن مدارک، سوابق آکادمیک یا اون برچسب های لازم به سختی جدی گرفته میشه. متأسفانه امروز یه مقدار زیادی جزئی و سطحی نگری معنای علم رو عوض کرده و تا فرد خودش از نظر علمی غنی نباشه نمی تونه به وخامت اوضاع پی ببره.

matrix2013 نوشته است:سلام محمد چطوری
درباره نظام آکادمیک بازم بگو

قربونِ تو شاپسرِ قند عسل smile006 باشه بازم می گم.

saeedparach نوشته است:حالا یه نفری که میخواد دانشمند بشه باید یه نونی در بیاره بخوره که بتونه زنده بمونه من خودم به شخصه این که دانشگاه نرم رو نمی پسندم چونکه حداقلش اینه که با دانشگاه رفتن شاید فرصت اپلای کردنو داشته باشم ولی بین اون دو را موندم اگه یکم واضح تر بگین خیلی ممنون میشم.

من نمی گم نون در نیارید که! می گم از فیزیک بهتره نون در نیارید. برای کار کردن بهتره یه شغلی غیر مرتبط با فیزیک رو انتخاب کنید. اگر اصرار دارید که به دانشگاه برید، بازم بهتره که توی یه رشته ای غیر از فیزیک تحصیل کنید. اگه حتماً می خواید توی دانشگاه فیزیک بخونید، بهتره به همون لیسانس قناعت کنید و جلوتر نرید، اگه می خواید فوق لیسانس فیزیک بگیرید دیگه لطفاً فکر دکتری رو از سرتون بیرون کنید! نمی دونم متوجه می شید که چی می خوام بگم؟ می خوام بگم اگه واقعاً قصد دانشمند شدن رو دارید، هر چقدر خودتون رو کمتر آلوده ی این ساختار آکادمیک کنید براتون بهتره. البته وقتی همت کنید و کم کم راه واقعی علم رو بپویید، این نکات رو خودتون خیلی بهتر متوجه می شید.



بله حس میکنم حرفاتون درست باشه ولی چونکه الان زیاد داخل این مسائل نیستم قشنگ شاید به عمق حرف های شما پی نبرم...
نظرتون راجب ادامه تحصیل در خارج چیه؟فک میکنم زمینه برای انجام تحقیقات و ... اونور راحتر باشه
 
سپـاس : 0

ارسـال : 0


نام نویسی: 98/2/31

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی saeedparach در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 00:20

وقتی صفحه های اولو نگاه میکردم خیلی اعضا فعالتر و با نشاط تر بودن چی شده الان؟؟
 
سپـاس : 0

ارسـال : 0


نام نویسی: 98/2/31

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 11:46

saeedparach نوشته است:وقتی صفحه های اولو نگاه میکردم خیلی اعضا فعالتر و با نشاط تر بودن چی شده الان؟؟

چند نفر اومدن فحش و ناسزا رو کشیدن به جونِ بقیه، هوپا ترکید! منم نقش ماسماسَکِ انفجاری رو داشتم! تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1196


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 12:07

ما زنده ایم و بانشاط smile039
دهانم را بنگر که چگونه اسطوره وار فریاد های پیروزی سر می دهد!
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 30 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 12:35

همَشَم تقصیرِ این نرگس بود! تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1196


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 13:14

saeedparach نوشته است:بله حس میکنم حرفاتون درست باشه ولی چونکه الان زیاد داخل این مسائل نیستم قشنگ شاید به عمق حرف های شما پی نبرم...
نظرتون راجب ادامه تحصیل در خارج چیه؟ فک میکنم زمینه برای انجام تحقیقات و ... اونور راحتر باشه
مدرسه و دانشگاه بال و پر خلاقیت و ایده پردازی ادمو میچینه و ادم دیگه نمیتونه پرواز کنه. یه سریا که توی مدرسه و دانشگاه میرن و درس هم خیلی نمیخونن به خاطر اینه که با این کار خودآگاه یا ناخودآگاه از خلاقیتشون توی مدرسه یا دانشگاه دفاع میکنن. یعنی میخوان با این کار داخل ساختار آکادمیک حل نشن تا قدرت ایده پردازیشون از بین نره و ناخودآگاه از این موقعیت احساس خطر میکنن و سپری برای دفاع از ایده پردازیشون میشه درس نخوندن که البته سپر جالبی هم نیست
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 13:23

saeedparach نوشته است:وقتی صفحه های اولو نگاه میکردم خیلی اعضا فعالتر و با نشاط تر بودن چی شده الان؟؟
هنوزم هستیم اما مقادیری گرد خاک افسردگی و درماندگی روشو پوشونده. در انتظار یار هستیمو لحظه وصال. (تعجب نکنید دارم اهنگ پیانو رمانتیک گوش میدم رمانتیک شدم smile017 smile021)
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 14:04

M_J1364@yahoo.com نوشته است:همَشَم تقصیرِ این نرگس بود! [ تصویر ]


بروووووووو حاجیییییی smile039
دهانم را بنگر که چگونه اسطوره وار فریاد های پیروزی سر می دهد!
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 30 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 14 خرداد 1398 - 14:04

matrix2013 نوشته است:
saeedparach نوشته است:وقتی صفحه های اولو نگاه میکردم خیلی اعضا فعالتر و با نشاط تر بودن چی شده الان؟؟
هنوزم هستیم اما مقادیری گرد خاک افسردگی و درماندگی روشو پوشونده. در انتظار یار هستیمو لحظه وصال. (تعجب نکنید دارم اهنگ پیانو رمانتیک گوش میدم رمانتیک شدم smile017 smile021)


افسردگی کجا بود
من ایقدر موجود فانیم
اقا علی شاهده smile039
دهانم را بنگر که چگونه اسطوره وار فریاد های پیروزی سر می دهد!
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 30 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 10 مهمان