*گفتگوی آزاد*


Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در پنجشنبه 30 خرداد 1398 - 17:05

matrix2013 نوشته است:منم میتونی تو خواب ببینی smile039 smile028

خیلی هم دلت بخواد که یه بچه شیرِ مامانی رو از نزدیک ببینی! تصویر
younessh65 نوشته است:محمد جان ما مشتاق دیداریم ایشالا به زودی میام تهران خدمت میرسیم

حتماً یونس جان. منم خوشحال می شم که بازم ببینمت و با هم بحث کنیم smile006
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی johnconner در شنبه 1 تير 1398 - 17:36

من یه سوال دارم. چرا خیلیا این نیاز رو احساس میکنن که باید یه چیزی رو در فیزیک بترکونن؟ یعنی نسبیت رو رد کنن یا نیوتن خره یا کوانتوم کاملا اشتباهه؟ چرا به جای اون علاقه به بهتر کردن نیست؟
نه اینکه بگم تلاششون علمیه یا نه کلا راجع به اثر روانشناسیش میپرسم. چرا خراب میکنن به جای ساختن؟
این احساس نیاز به تخریب از کجا میاد؟
 
سپـاس : 1

ارسـال : 37


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در شنبه 1 تير 1398 - 20:59

johnconner نوشته است:من یه سوال دارم. چرا خیلیا این نیاز رو احساس میکنن که باید یه چیزی رو در فیزیک بترکونن؟ یعنی نسبیت رو رد کنن یا نیوتن خره یا کوانتوم کاملا اشتباهه؟ چرا به جای اون علاقه به بهتر کردن نیست؟
نه اینکه بگم تلاششون علمیه یا نه کلا راجع به اثر روانشناسیش میپرسم. چرا خراب میکنن به جای ساختن؟
این احساس نیاز به تخریب از کجا میاد؟
موضوع جالبیه. رونشناسیش رو بخوای یه دلایلی به ذهنم میرسه ولی خب باید بیشتر فکر کنم دربارش. البته همون کسایی که میخوان فیزیک رو بترکونن هم میخوان بعدش اونو دوباره بسازن ولی شخصی سازی شده ی خودشون. مثل همین محمد خودمون
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در شنبه 1 تير 1398 - 21:43

johnconner نوشته است:چرا خیلیا این نیاز رو احساس میکنن که باید یه چیزی رو در فیزیک بترکونن؟

آخه خیلی حال می ده! تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی Vahed75 در يكشنبه 2 تير 1398 - 00:42

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
johnconner نوشته است:چرا خیلیا این نیاز رو احساس میکنن که باید یه چیزی رو در فیزیک بترکونن؟

آخه خیلی حال می ده! تصویر
آره محمد جان خلاف جهت دیگران شنا کردن حال میده فقط بپا جریان آب غرقت نکنه smile024
در آن غروب دلگیر وقتی غروب میشد
گویا به جای خورشید من زخم خورده بودم

یک عمر غریب و تنها ،تنها به جرم آنکه
او سرسپرده میخواست،من دل سپرده بودم
 
سپـاس : 10

ارسـال : 30


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در يكشنبه 2 تير 1398 - 01:04

Vahed75 نوشته است:آره محمد جان خلاف جهت دیگران شنا کردن حال میده فقط بپا جریان آب غرقت نکنه smile024

توی آب شنا نمی کنم! بلکه رویِ آدمایی که مثل تخته در جهت جریان دارن حرکت می کنن می پَّرم تا راحت تر بتونم بر خلاف جهت جریان حرکت کنم. البته بعضی موقه ها هم یه تنی به آب می زنم!
ناسلامتی بچه شیرِ باهوشییَما! تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در يكشنبه 2 تير 1398 - 10:11

سلام :d
دهانم را بنگر که چگونه اسطوره وار فریاد های پیروزی سر می دهد!
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 30 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی Vahed75 در يكشنبه 2 تير 1398 - 10:17

mycolony نوشته است:سلام :d
وعلیک چه عجب از ای ورا
در آن غروب دلگیر وقتی غروب میشد
گویا به جای خورشید من زخم خورده بودم

یک عمر غریب و تنها ،تنها به جرم آنکه
او سرسپرده میخواست،من دل سپرده بودم
 
سپـاس : 10

ارسـال : 30


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در يكشنبه 2 تير 1398 - 15:05

Vahed75 نوشته است:
mycolony نوشته است:سلام :d
وعلیک چه عجب از ای ورا

باور کنید با نت دانشگاه وارد شدن به هوپا خیلی سخته
هی می پرم بیرون
دهانم را بنگر که چگونه اسطوره وار فریاد های پیروزی سر می دهد!
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 30 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در دوشنبه 10 تير 1398 - 21:35

پیداتون نیست
بچه چندمین هر کدوم تو خونواده؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 11 تير 1398 - 23:03

پیدا کردنِ تناقضاتِ مُکفی توی نسبیتِ خاص واقعاً طاقتم رو طاق کرده! تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در چهارشنبه 12 تير 1398 - 01:27

M_J1364@yahoo.com نوشته است:پیدا کردنِ تناقضاتِ مُکفی توی نسبیتِ خاص واقعاً طاقتم رو طاق کرده! [ تصویر ]
ولی هنوز جامعه علمی اونطور که باید این نوع تناقضات رو قبول نکردن. میدونی چیه از این تناقضاتی که مطرح کردی و اون تعدادی که خوندم حس میکنم یه ایرادی تو کارته. اون بحث فلسفه و سینما رو خونده باشی و اونجایی که درباره تحریف واقعیت هست من خودم حس میکنم تو توی دنیای بی کران تحریف شده زندگی میکنی و نسبیت هم تحریف میکنی. یعنی توی اون فلسفه و سینما یه عکسی گذاشتم یه گوی هست که تصویر پشت شخص داخلش دیده میشه اما به صورت تحریف شده یعنی یه سری چیزا بزرگتر از حد معموله و یه سری چیزا کوچیکتر از حد معمول. میشه مثلا اون قفسه رو تشخیص داد که چیه ولی شناسایی و درک اون خمیدگی یک مقدار بینش بیشتری میخواد و مسائلی هم که مطرح میکنی یه همچین حالتی داره ولی تو اون خمیدگی و پیچش رو درک نکردی. حس میکنم تو بیشتر به این دنیای تحریف شده نزدیکی تا اساس نسبیت. البته شاید هم تو درک کردی و بقیه درک نکردن و باید اون تحریفات و پیچش رو بهشون حالی کنی نه اساس مسئله رو. بازم باید فکر کنم دربارش smile033
چی فکر میکنی؟ ایا درسته؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


نام: علیرضا معتمدی نیا
سن: 26 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 12 تير 1398 - 11:04

matrix2013 نوشته است:ولی هنوز جامعه علمی اونطور که باید این نوع تناقضات رو قبول نکردن.

کدوم تناقضات؟ من اصلاً توی هوپا هیچ کودوم از این تناقضاتِ اکتشافیِ خودم رو مطرح نکردم. (هر چند بعضی از کاربرا از طریق ملاقات های حضوری یا پیام های خصوصی، برخی از این تناقضات رو می دونن.) نظریه ی غلظتو این جستارایی که درباره ی نسبیت راه میندازم هیچ کدومشون تناقضی توی نسبیت رو نشون نمی دن و خودمم به این موضوع اذعان داشتم. ببین تناقض توی نسبیت یعنی تو بتونی با یه آزمایش فکری و انجام محاسباتِ مربوط به نسبیت به نتیجه ای نامعقول برسی، که هر چند تا الان به لطف خدا تونستم سه تا از این آزمایشای فکری رو طراحی کنم و نشون بدم یا حداقل ادعا کنم که نسبیت نظریه ای خود متناقضه ولی هیچ کودومشون رو رسماً توی هوپا نذاشتم و الان نمی دونم تو با خوندنِ چه چیزی داری رو من قضاوت می کنی.

درثانی، اصلاً فرض کن همه ی پارادوکسای من درست باشن و نشون بدن که نسبیت اشتباهه. خیال می کنی جامعه ی علمی می پذیره و آمریکا هم برام ویزای مربوط به نوابغ (EB-1A visa یا شاید H1-B visa) می فرسه و من یه شبه مشهورو پولدار میشم؟! نه آقا جان خیالت راحت. ساختارِ آکادمیک بزرگترین مانع بر سر راهه و تا میتونه سنگ اندازی می کنه تا جلوی انتشار افکارم رو بگیره و این قضیه رو تنها کسی متوجه میشه که با این ساختار درگیر شده باشه.
matrix2013 نوشته است:من خودم حس میکنم تو توی دنیای بی کران تحریف شده زندگی میکنی و نسبیت هم تحریف میکنی.

خوب اگه یه خرده آدمِ تیزی باشی می تونی با ضریب اطمینانِ بالایی بفهمی که آیا من تحریف کننده ام یا نه. ببین، کسی که علمی رو به قول خودت تحریف می کنه یعنی برداشتی اشتباه از اون علم داره و این فرد نمی تونه مسایل مربوط به اون علم رو درست تجزیه تحلیل یا حل کنه و به توسطِ آدمایی که روی اون علم تسلط دارن راحت گیر میوفته. یعنی این افرادِ ماهر می تونن با اشاره به حل ها یا استدلالاتِ اشتباهِ این فرد و به قولی "مُچ گیری"، اون رو رسوا کنن. حالا تو باید بری پُست های منو توی نسبیت خوب بخونی و واکنشِ افرادِ دیگه رو هم نسبت به پرسش ها، حل ها و استدلالاتِ من بررسی کنی و بعد می تونی به راحتی نتیجه بگیری که منِ نوعی آیا قبل از اینکه بخوام ادعایی بر نسبیت داشته باشم از پسِ مسایل نسبیت بر میام یا نه، اگرم خودت توی نسبیت وارد نیستی می تونی با مقایسه ی کامنت ها به این موضوع پی بری (البته منظور، کامنت های افرادیه که تلاش می کنن به صورتِ علمی بحث کنن، نه اونایی که صرفاً هارتو پورت می کنن! smile021)

matrix2013 نوشته است:بازم باید فکر کنم دربارش smile033

آره قربونِ دستت! حتماً بیشتر فکر کن، ما رو هم بی خبر نذار! smile015
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در يكشنبه 16 تير 1398 - 22:07

تصویرِ جوانشیریِ خُردسال، در حالی که در یک مهمانی گُم شده بود! smile021


یک سالگی جوانشیری8.jpg
شما سطح دسترسی مورد نیاز برای مشاهده و دریافت فایل های پیوست این پست را ندارید.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 435

ارسـال : 1194


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mohsen2545 در دوشنبه 17 تير 1398 - 10:58

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
تصویرِ جوانشیریِ خُردسال، در حالی که در یک مهمانی گُم شده بود! smile021


یک سالگی جوانشیری8.jpg

اون موقع ها خردسالشیری صدات نمیکردن؟
دلم میخواد یه روزی فارغ از غم
تبسم رویِ لبهامون بشینه
شاید اون روز دوباره جون بگیره
نهالِ آرزوهامون تو سینه

نماد کاربر
 
سپـاس : 104

ارسـال : 812


نام نویسی: 89/4/6

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 12 مهمان