حقیقت تلخ را چه کنیم؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

کارنبر

عضویت : جمعه ۱۴۰۱/۵/۲۸ - ۱۲:۱۸


پست: 4



Re: حقیقت تلخ را چه کنیم؟

پست توسط کارنبر »

جهان چقدر وسعت دارد؟ میلیاردها سال نوری؟

نه

گاهی جهان برای تو به اندازه ی یک خانه است، یا حتی یک اتاق، و گاهی به وسعت یک سرزمین یا حتی کل سیاره ی زمین

حال آنکه جهان، خود همواره بزرگتر از اندیشه ها و حتی خیالات تو بوده و خواهد بود

آیا چنین نیست که این تنها ذهن توست که مرزهای جهان را ترسیم می کند؟

با این حال ممکن است بگویی مرزهای جهان هرچقدر هم در نظر و خیال ما وسیع باشد، چشم که باز میکنیم خود را در یک پهنه ی بسیار کوچکی از آن می یابیم، چراکه ما خود نیز بخش بسیار کوچکی از آن هستیم؛ از دو گام دورتر ما همچون تک سلولی هایی روی یه گرده ی گل و ذره ی غباریم.

آری...

ما از بیرون هیچیم، پیچیده در هیچ؛ و چه بسا اگر در این واقعیت زل بزنیم، پوچی و نیستی تمام وجودمان را فرابگیرد.

اما آیا چنین نیست که ما از درون جهان هایی هستیم در این جهان بیرونی، آنچنان که اگر " آزادانه " بخواهیم تمام این جهان درونی را "بیان" کنیم در هفتاد من مثنوی هم نمی گنجد و حوصله ی هر کسی را به جان کندن می اندازد؟

کارنبر

عضویت : جمعه ۱۴۰۱/۵/۲۸ - ۱۲:۱۸


پست: 4



Re: حقیقت تلخ را چه کنیم؟

پست توسط کارنبر »

johnconner نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۸/۹/۲۰ - ۱۸:۲۸


اما درباره اینکه راه حل من چیه؟ راستش همین الان. همین مدل گفت و گو ها. آبادی ایران به صورت قطعی و دائم در گرو یک گفتمان صحیح فکری هست. که افراد بشینن و ببینن با خودشون و زندگی چند چندن...

خب اگر چنین رویه ای در جامعه کم کم رواج پیدا کنه آروم آروم تحول روشن خواهد بود. این دقیقا آنچه هست که من راه حل میدونم. اتفاقا من دوست دارم ایران رو مقصد بعدی یک عصر روشنگری بدونم. تو دوره ای که غرب حداقل ظاهرا و فعلا افت کرده به خصوص در زمینه علوم انسانی و تولید علم چندانی نداره، مباحث فروکش کردن و به ندرت آکادمی پاسخگوی عطش مباحث مختلف در زمینه های علوم انسانی هست چرا با شروع یک دوره در ایران ما از اینجا بدست نگیریم افسار رو؟
...

مثلا محلی برای سخنرانی ها، محلی برای جمع شدن افراد و بحث های گروهی، محلی برای مناظره عده اندک و نظارت جمعیت در اطراف و قص علی هذا...
درود بر تو دوست گرامی

چقدر حیف که انقدر دیر توجه ام به نوشته هایت جلب شد، شاید به این خاطر که خیلی مفصل و لاینقطع نوشته بودی.


راه حل درستی یافته ای و من و بسیاری دیگر هم حسرت پیاده شدن چنین راه حلی را در سر داشته و داریم؛ اما شاید برایت تعجب آور باشد که چنین آکادمی ای نزدیک به دو دهه قبل بنیان گذاشته شده و یک دهه قبل شکوفایی اش تنه به تنه ی آکادمی افلاطون میزد. چه نوابغی در آن دور هم گرد آمده بودند، بطوری که شاید خود سقراط و افلاطون هم اگر آن را می دیدند حسرت شرکت در آن را داشتند. اعضایش به شکلی جنون آمیز و با حرارتی بی مثال هر اندیشه ای را می شکافتند؛ از پیرمرد گرفته تا نوجوان، زنان و مردانی پارسی گو از سراسر ایران و حتی جهان، چنان نظریات و نقدهایی و با چنان ظرافت ادبی ای خلق می کردند که هوش از سر خودشان هم می پرید؛ آنچنان که اگر اکنون به آن مباحث بنگرند باور نخواهند کرد که چنین اندیشه هایی از ذهنشان تراوش کرده باشد.

فکر میکنم فهمیده باشی کجا را می گویم.

...

یاد و خاطره ی تمام آنان گرامی

ارسال پست