*گفتگوی آزاد*


Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 13:18

johnconner نوشته است:
You-See نوشته است:موضوع لوسیفر چیه؟
اگه قشنگه بگید منم برم ببینم
بعد از بیگ بنگ تئوری سریال باحال دیگه ای ندیدم
یه دونه هست SEE که به نظر خوب میاد

---
پ.ن.
دویست میلیون یورو تصویب شد بردارن، نوبت سیستان که رسید از مردم کمک می خوان..
pfffffffffffffffffffffff


لوسیفر، جناب حکمران جهنم، تصمیم میگیره برای تعطیلات پاشه بیاد لس آنجلس! صاحب یه کلاب هست و به انواع و اقسام مسخره بازی ها روی زمین دست میزنه. تو سریال همکار یک کارآگاه میشه تا به نوبه خودش آدم های بد رو مجازات کنه. این وسط شل و سفت کردنای لوسیفر تو هوشش یه بخش جذابیت سریاله. از اونجایی که لوسیفر واقعیه یه قدرت هایی داره که کرک و پر کارآگاه و سایرین رو گاها میریزه چون هیچ کدوم باور ندارن این واقعا لوسیفر باشه. سریال سهم خودش رو از اکشن و دراما و کمدی قشنگ داره. به دیدنش می ارزه.

بیگ بنگ؟ How I met your mother رو دیدید؟ ایضا Freinds؟ اگر دیدید، سریال Marvelous Mrs. Maisel رو پیشنهاد میکنم. تو سبک و سیاق این سه تا نیست. ولی کمدی واقعا باارزشیه.


معرفی خوبی بود smile015
ولی بعد جنایی و اکشنش یکم سطحش پایینه
پرودنده ها موضوعات جذابی ندارن
مثلا روانکاور رو ادم می ببینه با این که فضای سریال خیلی یخ کرده است ولی خود پرونده ها بعد معمایی و جنایی بودنش جالبه
یعنی من به زور یک ذره چرت و پرتای پاتریک شخصیت اصلی داستان خودم رو از افسردگی بعد فیلم به خاطر فضای غم انگیزیش نجات می دادم
ولی در مجموع باید بگم کارکتر لوسیه که ادم رو دیوانه می کنه smile041
همون قسمت اول از بس دری وری ها و تیکه های جالب نمی ندازه که من همون شب 5 یا 6 قسمت رو پشت سره هم می ببینم
به یاد داشته باشید اول داستان با این شروع می شه که گیر داده با کارگاه بخوابه smile058 smile058
واپسین ویرایش بدست mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 13:28, ویرایش شده در 3.
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 31 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 13:19

matrix2013 نوشته است:
jhvh نوشته است:یه دختر مشهدی سال بالایی ما ، سرویس کرده بود ما رو
من محلش نذاشتم ، و رفیقمم بعد من محلش نذاشت ،
الان خودش و دوستش قایمکی محو تماشا م میشن
هیچ دستوری بهمون نمیدن
بسیار احترام می کنن
اما من از مردها احترام دریافت نمی کنم
دارم رو بادی لنگویجم کار می کنم
واقعیتش من وقتی یکی از نظر سنی بزرگتر از خودم پیشمه ، در برابرش بتا میشم
لیدری نمی کنم
ولی اگه تنها باشم ، خیلی لیدر و با درایت و قوی میشم

در واقع این یه حس لیدرشیپیه که ساپرس میشه
من هرگز تحمل مدیریت یکی رو خودم رو نداشتم
از بچگی یادمه مربی ژیمناستیک نمی تونست حرفی بهم بزنه
با معلم دبستان سال ۴ دعوام شد
البته همه اینها در پوشش یک نایس گای هست
من مودبم تا کسی به پر و پام نپیچه
اما وقتی خودمم ، آدم بد ذات نیستم ولی بد بوی هستم

من پسر خوب نیستم
یه بار اردو بودیم کسی دیگری رو نمی شناخت ، پسر داشتم مخ میزدم
با هم شهری های مغانیم جمع لوتی تشکیل داده بودیم

محیط منو محدود می کنه که باید فشارش رو از رو خودم بردارم

نصف شب بگذره و من کشیک باشم و خوابم بیاد یه آدم دیگه میشم
یا پیک بزنم بالا
این حرفا نه ارتباطی به ما داره نه اهمیتی

ماتریکس خشن می شود smile039
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 31 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی johnconner در سه شنبه 24 دي 1398 - 13:44

mycolony نوشته است:معرفی خوبی بود smile015
ولی بعد جنایی و اکشنش یکم سطحش پایینه
پرودنده ها موضوعات جذابی ندارن
مثلا روانکاور رو ادم می ببینه با این که فضای سریال خیلی یخ کرده است ولی خود پرونده ها بعد معمایی و جنایی بودنش جالبه
یعنی من به زور یک ذره چرت و پرتای پاتریک شخصیت اصلی داستان خودم رو از افسردگی بعد فیلم به خاطر فضای غم انگیزیش نجات می دادم
ولی در مجموع باید بگم کارکتر لوسیه که ادم رو دیوانه می کنه smile041
همون قسمت اول از بس دری وری ها و تیکه های جالب نمی ندازه که من همون شب 5 یا 6 قسمت رو پشت سره هم می ببینم
به یاد داشته باشید اول داستان با این شروع می شه که گیر داده با کارگاه بخوابه smile058 smile058


من فکر میکنم واقعا آدم از یه نقطه ای باید بپذیره که کاراکتر توی داستان نقش محوری داره. حالا هرچند هم جنبش های مختلف بیان و داستان محور بشن یا به هر کار دیگه ای دست بزنن.
مثلا آدم پدرخوانده میبینه و کل داستان رو حتی ممکنه بتونه حدس بزنه اما این بازی مارلون براندوئه که تضمین میکنه هر ثانیه رو با دقت بشینی ببینی.
یا فصل اول سریال بلک لیست. یعنی جیمز اسپیدر با روح و روان آدم بازی میکنه. قسمت ده فصل اول یه قسمت یه مونولوگ داره. اصلا با همون مونولوگ تمام سریال منو گرفت. الان چهار ساله پیاپی دارم هفته به هفته سریال رو دنبال میکنم (غیر از این تعطیلات میان فصل مزخرف) و دارم میبینم چطوری سریال داره رو به فنا میره ولی باز به امید بازی جیمز اسپیدر میشینم نگاه میکنم.
همین بلک لیست به زعم خیلی ممکنه سریال خوبی نباشه ولی من با کاراکتر ریموند ردینگتون احساس نزدیکی میکنم. و شاید هر کس دیگری بازی میکرد این نقش رو، من عمرا اصلا از سریال خوشم میومد. ولی با بازی اسپیدر کل سریال، رابطه هاش و شخصیت های دیگه اش رنگ و بو گرفتن.

اینطور بازی هایی به نظر من هر چی بیشتر باشن دنیا جای بهتریه برای زندگی کردن smile022
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 19

ارسـال : 103


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 19:36

johnconner نوشته است:
mycolony نوشته است:معرفی خوبی بود smile015
ولی بعد جنایی و اکشنش یکم سطحش پایینه
پرودنده ها موضوعات جذابی ندارن
مثلا روانکاور رو ادم می ببینه با این که فضای سریال خیلی یخ کرده است ولی خود پرونده ها بعد معمایی و جنایی بودنش جالبه
یعنی من به زور یک ذره چرت و پرتای پاتریک شخصیت اصلی داستان خودم رو از افسردگی بعد فیلم به خاطر فضای غم انگیزیش نجات می دادم
ولی در مجموع باید بگم کارکتر لوسیه که ادم رو دیوانه می کنه smile041
همون قسمت اول از بس دری وری ها و تیکه های جالب نمی ندازه که من همون شب 5 یا 6 قسمت رو پشت سره هم می ببینم
به یاد داشته باشید اول داستان با این شروع می شه که گیر داده با کارگاه بخوابه smile058 smile058


من فکر میکنم واقعا آدم از یه نقطه ای باید بپذیره که کاراکتر توی داستان نقش محوری داره. حالا هرچند هم جنبش های مختلف بیان و داستان محور بشن یا به هر کار دیگه ای دست بزنن.
مثلا آدم پدرخوانده میبینه و کل داستان رو حتی ممکنه بتونه حدس بزنه اما این بازی مارلون براندوئه که تضمین میکنه هر ثانیه رو با دقت بشینی ببینی.
یا فصل اول سریال بلک لیست. یعنی جیمز اسپیدر با روح و روان آدم بازی میکنه. قسمت ده فصل اول یه قسمت یه مونولوگ داره. اصلا با همون مونولوگ تمام سریال منو گرفت. الان چهار ساله پیاپی دارم هفته به هفته سریال رو دنبال میکنم (غیر از این تعطیلات میان فصل مزخرف) و دارم میبینم چطوری سریال داره رو به فنا میره ولی باز به امید بازی جیمز اسپیدر میشینم نگاه میکنم.
همین بلک لیست به زعم خیلی ممکنه سریال خوبی نباشه ولی من با کاراکتر ریموند ردینگتون احساس نزدیکی میکنم. و شاید هر کس دیگری بازی میکرد این نقش رو، من عمرا اصلا از سریال خوشم میومد. ولی با بازی اسپیدر کل سریال، رابطه هاش و شخصیت های دیگه اش رنگ و بو گرفتن.

اینطور بازی هایی به نظر من هر چی بیشتر باشن دنیا جای بهتریه برای زندگی کردن smile022


می دونید وجود یک کارکتر خیلی جذاب و مرموز و جالب که ادم با دیدن طرف لذت ببره می تونه مخاطب یک سریال رو پای سریال تا اخرش نگه داره
حالا سریال می تونه بالا و پایین داشته باشه یک جا هایی سطح کیفیش و داستانش بیاد پایین و یک جایی داستان سریال خیلی قوی ظاهر بشه
خوبی کارکتر محور بودن یک سریال اینه که تو به خاطر کارکتر به امید بهتر شدن داستان به دیدن سریال ادامه می دی ولی اگر هدف داستان باشه با دیدن کوچک ترین ضعفی بی خیال می شه و حوصله ات سر می ره
من گیم اف ترونز رو فصل یکش رو دیدم و باید بگم خداییش به نطرم داستان خیلی عمیق و جالبه و نمی دونم چرا حال نکردم باهاش یک شخصیت خوب که منو پای سریال نگه داره حضور نداشت هر چند باید اعتراف کنم از کوتولو خیلی برام جذاب بود البته کلا چیزی که تو سریال احساس کردم این بود که کلا کارکتر شاخ نداشتیم همه خاکستری بود
در مجموع کارکتر برای من داخل یک سریال یا فیلم خیلی مهمه و قبول دارم اینطوری دنیا جایه بهتریه برای زندگی کردن smile039

بخوام مثال بزنم یک سریال که هم کارکتر قویه و داستان هاش برام من فقطططط دکتر هاوسه smile041
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 31 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی johnconner در سه شنبه 24 دي 1398 - 20:03

mycolony نوشته است:بخوام مثال بزنم یک سریال که هم کارکتر قویه و داستان هاش برام من فقطططط دکتر هاوسه smile041


دست رو دلم نزار! هاوس عالی بود! فصل آخرش و تموم شدنش خیلی سوررئال شد و کلیت شخصیتش فوق العاده بود. من همیشه بیولوژی رو مسخره میکنم ولی این سریال بدجور منو گرفت.

House: Your bird recover ok? Wilson: Physically? Yes. Emotionally? It was a long night. Next week, ferrets?
We've got rectal bleeding. What all of you?
Bring me the Thong of Lisa Cuddy
House: Tests take time. Treatment's quicker.
Cameron: His wife arranged it as an anniversary present. And if you ask me, if two people really trust each other, a threesome every seven years might actually help a marriage.
House: Okay, I say we stop the DDX and discuss that comment.
I'm going in. Rambo style
Cameron: Could pain medication cause an orgasm?
House: I wish.
There is not a thin line between love and hate. There is --- in fact --- a Great Wall of China with armed sentries posted every 20 feet between love and hate.

House's motto: If he gets better, I'm right, if he dies, you're right.


خوب شد هاوس رو گفتی. اون تاپیک نقل قول ها رو از الان منفجر میکنم با هاوس! smile058
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 19

ارسـال : 103


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی johnconner در سه شنبه 24 دي 1398 - 20:07

یه سوال تو این تاپیک میشه طنز هم بزاریم یا نه؟
"جملاتی از فیلم هایی که می بینیم ، کتاب هایی که می خوانیم"
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 19

ارسـال : 103


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 20:42

johnconner نوشته است:
mycolony نوشته است:بخوام مثال بزنم یک سریال که هم کارکتر قویه و داستان هاش برام من فقطططط دکتر هاوسه smile041


دست رو دلم نزار! هاوس عالی بود! فصل آخرش و تموم شدنش خیلی سوررئال شد و کلیت شخصیتش فوق العاده بود. من همیشه بیولوژی رو مسخره میکنم ولی این سریال بدجور منو گرفت.

House: Your bird recover ok? Wilson: Physically? Yes. Emotionally? It was a long night. Next week, ferrets?
We've got rectal bleeding. What all of you?
Bring me the Thong of Lisa Cuddy
House: Tests take time. Treatment's quicker.
Cameron: His wife arranged it as an anniversary present. And if you ask me, if two people really trust each other, a threesome every seven years might actually help a marriage.
House: Okay, I say we stop the DDX and discuss that comment.
I'm going in. Rambo style
Cameron: Could pain medication cause an orgasm?
House: I wish.
There is not a thin line between love and hate. There is --- in fact --- a Great Wall of China with armed sentries posted every 20 feet between love and hate.

House's motto: If he gets better, I'm right, if he dies, you're right.


خوب شد هاوس رو گفتی. اون تاپیک نقل قول ها رو از الان منفجر میکنم با هاوس! smile058


هاوس خداییش داستانش عالی بود و رمز و راز هر پرونده اش خیلی هیجان انگیز و شگفت انگیز بود ضمن این که داستان زمینه هر فصل هم جالب بود
همه ی کارکتر ها در نوع خودشون قوی بودن من خودم به شخصه ویلسون و کادی رو خیلی دوست داشتم
هاوس هم ایقدرررررر کارکترش قوی بود که کل داستان هم به فنا می رفت خود دیونه ی معتاد باهوش عوضیش می تونست تو رو وادار کنه بقیه سریال رو ببینی smile040
باورت می شه من هنوز سریال هاوس رو کامل نکردم و فصل اخرش رو ندیدم smile039 هنوز برام امپنه در حالی که دو بار فصلای دیگه اش رو دیدم
تابستون پارسال که دوباره داشتم نگاه می کردم رکورد ۱۰ قسمت پشت سر هم رو هم داشتم smile058
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 31 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی mycolony در سه شنبه 24 دي 1398 - 20:44

johnconner نوشته است:یه سوال تو این تاپیک میشه طنز هم بزاریم یا نه؟
"جملاتی از فیلم هایی که می بینیم ، کتاب هایی که می خوانیم"

تو تایپک زنگ تفریح هوپا بزارید
اونجا طنز بزارید بهتره
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله
نماد کاربر
 
سپـاس : 241

ارسـال : 784


سن: 31 سال
نام نویسی: 92/1/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در چهارشنبه 25 دي 1398 - 01:39

امروز دو سه تا زن بهم گفتن چه اعتماد به نفسی
دو سه تا هم ، هی دارن زیر چشمی نگاه می کنن جدیدا
اونم از دشمنام
البته من هنوز طعم عشقم زیر دندونمه

یه عبداللهی نامی بود ، زور من خیلی زیاد بود
همه سن پایین هام بهم احترام می داشتن ، با سن خودم رابطه سطحی داشتم و به سن بالاها احترام می گذاشتم
هر روز داره بهتر میشه گور پدر دری و زندگی
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی gij در چهارشنبه 25 دي 1398 - 07:41

دو روز نبودم دوتا پیام علمی فرستادین
فعال شین لطفا
سوسوی چراغ علم چشممو کور کرد
نماد کاربر
 
سپـاس : 8

ارسـال : 77


نام: ahmad.anbarzadeh
نام نویسی: 98/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در چهارشنبه 25 دي 1398 - 19:15

دوستان آقای dan bacon و brad browning کورس های ویدئویی خیلی خوبی در مورد بازگردان رابطه های شکست خورده دارند و از متد های مرد آلفا استفاده می کنن
شما می تونید چطور میشه این ها رو به دست آورد ؟

یا کتاب بازگردانی عشق شاهین زند
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی johnconner در چهارشنبه 25 دي 1398 - 21:11

jhvh نوشته است:دوستان آقای dan bacon و brad browning کورس های ویدئویی خیلی خوبی در مورد بازگردان رابطه های شکست خورده دارند و از متد های مرد آلفا استفاده می کنن
شما می تونید چطور میشه این ها رو به دست آورد ؟

یا کتاب بازگردانی عشق شاهین زند


شاید در جایگاه من نباشه ولی توجه دارید که این مفهوم آلفا در رفتارشناسی یه مقوله ای هست که بهتره بیشتر در حیوانات بررسی بشه تا انسان؟
راستش ما انسان ها رویه تکاملی مون کاملا فرق داره با سایر گونه ها. نه نظام اجتماعی مون شبیه حیواناته نه رفتار هامون نه علت کارهامون. آلفای یک گله در خیلی گونه ها تک نر اون گله است که قدرت بالایی داره و تولیدمثل میکنه ولی نه در انسان ها. در میان انسان ها اتفاقا کسانی که رفتار های آلفاگونه دارند به ندرت پذیرفته میشن در جامعه. البته اگر واقعا کسی چنین رفتار هایی از خودش نشون بده. که معمولا در زمره افراد جامعه ستیز قرار میگیرند. حالا من دارم مورد شدیدش رو میگم وگرنه این عبارت جامع نیست. مثلا یک نفر از این مدل ادوارد گالاگر هست که همین روزها داستانش داغه. https://en.wikipedia.org/wiki/Eddie_Gallagher_(Navy_SEAL)
داستانش رو بخونید متوجه میشید خیلی از این رفتار ها به پذیرفتن قوانین یا افراد بالادستی برمیگرده که علی الظاهر از مهم ترین ویژگی های آلفاست که حرف خودش حرفه نه دیگران!
توی جوامع انسانی این سبک رفتار ها مفید نیستند و نتیجه مساعد و مطلوب هم ندارند. باز این جمله هم قطعی نیست چون حتی تد باندی هم یه ملت عاشقش شده بودند. طرف قاتل سریالی بود و یه عده از زنان عامدانه چشم و گوششون رو روی مساله بسته بودند. اما باز واقعیت چه بود؟
مثلا اینکه من این مدلی تحلیل میکنم مساله رو باعث میشه امگا بشم؟ از من بپرسید میگم امگا و آلفایی وجود ندارند. نظام ساختاری جوامع انسان ها بسیار پیچیده تر از یه بدن سکسی و روغن‌مال و یه رفتار و ادکلن تلخ هست. یعنی کم میبینید مردایی که زنایی گیرشون اومده که هزار بار ازشون در بسیاری معیار ها سرن؟ این رو حتی خودم تجربه کردم که با کسی باشم که از من سره در بعضی جهات. من رفتار آلفاگونه نداشتم. در جوامع انسانی اونچه بیشتر تاثیر میزاره تناسب هست.

شما سر جاش کوه باشی سر جاش گریان مثل رود. سر جاش تلخ رفتار کنی و سر جاش سرخوش و تو دل برو. اینم فقط به این برمیگرده که آدم کنش گرا باشه یا واکنش گرا. واکنش گر کسی هست که شخصیتش با محیط اطرافش و افراد اون تنظیم میشن و کنش گر، شخصیتش با نگرش و معیار های خود فرد تعیین میشن. مثلا من به شخصه کنش گر بودن رو ترجیح میدم چون جهان بینی خودم رو دارم و لذا میتونم نسخه خاص خودم از رفتار ها، کنش ها و واکنش ها رو بپیچم. ممکنه کسی اینطور نباشه و به جاش به شکل واکنشی زندگی کنه. یعنی با مرجع قرار دادن معیار های دیگران و معمولا معیار های جامعه خودش رو بسنجه و تکمیل کنه.

تازه این ذره ای از واقعیت روابط انسانی هم نیست. که اگر بود اینقدر کتاب و سمینار و سخنرانی و غیره برای ارتباطات انسان وجود نداشت. صد البته نگرش شما قابل احترام هست و من هم برادر کوچک شما هستم اگر قابل بدونید، و میخوام عذرخواهی کنم اگر پایی از گلیم درازتر کردم ولی اگر مجاز باشم دوست دارم بگم شاید بهتر باشه همون راه سخت رو انتخاب کنید تا راه به ظاهر آسون تر. شاید در ظاهر آلفا بودن مفید به نظر بیاد ولی این جذابیت ها برای بلندمدت برای هیچ زنی جذاب نمیمونه. از منی بشنوید که بعضا دوستان خانم داشتم که نشستن پیشم و درد دل کردند از رفتار های بیش از حد تند مردان (اوکی مچم رو گرفتید. پسران!).

برای این داستان های آلفا و اینا این دو مقاله جالبن به نظرم:
https://www.theguardian.com/science/brain-flapping/2016/oct/10/do-alpha-males-even-exist-donald-trump
https://www.businessinsider.nl/no-such-thing-alpha-male-2016-10?international=true&r=US
دو مقاله نگرش های کاملا متفاوتی دارند ولی هر دو به نظر من جالب هستند.
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 19

ارسـال : 103


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در چهارشنبه 25 دي 1398 - 21:57

من کلا با سوسول جماعت نمی پرم دو تا رفیق داشتم که قیافشون و همه چیشون معمولی به بالا بود ولی رفتار آلفا گونه داشتن با چشمای خودم میدیدم دخترا چطور بهش جذب میشن
رفیق اخیر م بچه مثبته ، نماز می خونه ولی مرد گونه هست
اگه دخترا به خاطر تیپم و ....جذب من شن به خاطر زبون نفهم بودن اون جذب ش میشن
خیلی ممنون ازت ، من مدلی دوس دارم که هم مطابق گفته های تو باشه هم مطابق مرد آلفا
من این مدلیم همه چی و می خوام

لطفا کتاب شاهین زند یا کورس ها رو اگه دارید ، اشتراک بذارید
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در چهارشنبه 25 دي 1398 - 22:02

johnconner نوشته است:شاید در جایگاه من نباشه ولی توجه دارید که این مفهوم آلفا در رفتارشناسی یه مقوله ای هست که بهتره بیشتر در حیوانات بررسی بشه تا انسان؟
راستش ما انسان ها رویه تکاملی مون کاملا فرق داره با سایر گونه ها. نه نظام اجتماعی مون شبیه حیواناته نه رفتار هامون نه علت کارهامون. آلفای یک گله در خیلی گونه ها تک نر اون گله است که قدرت بالایی داره و تولیدمثل میکنه ولی نه در انسان ها. در میان انسان ها اتفاقا کسانی که رفتار های آلفاگونه دارند به ندرت پذیرفته میشن در جامعه. البته اگر واقعا کسی چنین رفتار هایی از خودش نشون بده. که معمولا در زمره افراد جامعه ستیز قرار میگیرند. حالا من دارم مورد شدیدش رو میگم وگرنه این عبارت جامع نیست. مثلا یک نفر از این مدل ادوارد گالاگر هست که همین روزها داستانش داغه. https://en.wikipedia.org/wiki/Eddie_Gallagher_(Navy_SEAL)
داستانش رو بخونید متوجه میشید خیلی از این رفتار ها به پذیرفتن قوانین یا افراد بالادستی برمیگرده که علی الظاهر از مهم ترین ویژگی های آلفاست که حرف خودش حرفه نه دیگران!
توی جوامع انسانی این سبک رفتار ها مفید نیستند و نتیجه مساعد و مطلوب هم ندارند. باز این جمله هم قطعی نیست چون حتی تد باندی هم یه ملت عاشقش شده بودند. طرف قاتل سریالی بود و یه عده از زنان عامدانه چشم و گوششون رو روی مساله بسته بودند. اما باز واقعیت چه بود؟
مثلا اینکه من این مدلی تحلیل میکنم مساله رو باعث میشه امگا بشم؟ از من بپرسید میگم امگا و آلفایی وجود ندارند. نظام ساختاری جوامع انسان ها بسیار پیچیده تر از یه بدن سکسی و روغن‌مال و یه رفتار و ادکلن تلخ هست. یعنی کم میبینید مردایی که زنایی گیرشون اومده که هزار بار ازشون در بسیاری معیار ها سرن؟ این رو حتی خودم تجربه کردم که با کسی باشم که از من سره در بعضی جهات. من رفتار آلفاگونه نداشتم. در جوامع انسانی اونچه بیشتر تاثیر میزاره تناسب هست.

شما سر جاش کوه باشی سر جاش گریان مثل رود. سر جاش تلخ رفتار کنی و سر جاش سرخوش و تو دل برو. اینم فقط به این برمیگرده که آدم کنش گرا باشه یا واکنش گرا. واکنش گر کسی هست که شخصیتش با محیط اطرافش و افراد اون تنظیم میشن و کنش گر، شخصیتش با نگرش و معیار های خود فرد تعیین میشن. مثلا من به شخصه کنش گر بودن رو ترجیح میدم چون جهان بینی خودم رو دارم و لذا میتونم نسخه خاص خودم از رفتار ها، کنش ها و واکنش ها رو بپیچم. ممکنه کسی اینطور نباشه و به جاش به شکل واکنشی زندگی کنه. یعنی با مرجع قرار دادن معیار های دیگران و معمولا معیار های جامعه خودش رو بسنجه و تکمیل کنه.

تازه این ذره ای از واقعیت روابط انسانی هم نیست. که اگر بود اینقدر کتاب و سمینار و سخنرانی و غیره برای ارتباطات انسان وجود نداشت. صد البته نگرش شما قابل احترام هست و من هم برادر کوچک شما هستم اگر قابل بدونید، و میخوام عذرخواهی کنم اگر پایی از گلیم درازتر کردم ولی اگر مجاز باشم دوست دارم بگم شاید بهتر باشه همون راه سخت رو انتخاب کنید تا راه به ظاهر آسون تر. شاید در ظاهر آلفا بودن مفید به نظر بیاد ولی این جذابیت ها برای بلندمدت برای هیچ زنی جذاب نمیمونه. از منی بشنوید که بعضا دوستان خانم داشتم که نشستن پیشم و درد دل کردند از رفتار های بیش از حد تند مردان (اوکی مچم رو گرفتید. پسران!).

برای این داستان های آلفا و اینا این دو مقاله جالبن به نظرم:
https://www.theguardian.com/science/brain-flapping/2016/oct/10/do-alpha-males-even-exist-donald-trump
https://www.businessinsider.nl/no-such-thing-alpha-male-2016-10?international=true&r=US
دو مقاله نگرش های کاملا متفاوتی دارند ولی هر دو به نظر من جالب هستند.
اره منم بلانسبت این آلفا رو برای سردسته حیوانات شنیده بودم. شما خیلی نوشته های این دوستمون رو جدی نگیر چون بیشتر به هذیان و خیالات باطل میخوره. بی خیال
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی Vahed75 در چهارشنبه 25 دي 1398 - 22:10

بچه ها یک مشاوره بدین:
لطفا پاسخ روشن و واضح باشه نه اینکه بستگی به این داره برا چی میخوای و چه انتظاراتی ازش داری و از این صوبتا

برای خرید لبتاپ چه برندی رو پیشنهاد میدین و چرا؟
در آن غروب دلگیر وقتی غروب میشد
گویا به جای خورشید من زخم خورده بودم

یک عمر غریب و تنها ،تنها به جرم آنکه
او سرسپرده میخواست،من دل سپرده بودم
 
سپـاس : 10

ارسـال : 30


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 14 مهمان