*گفتگوی آزاد*


Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در جمعه 27 دي 1398 - 06:27

mycolony نوشته است:یک دوره ای بود شاید حدود سه چهار سال پیش این بحث الفا و امگا و ارتیست خیلی داغ بود تو هوپا
و خلاصه اش داخل این تایپک هست : viewtopic.php?f=56&t=33504
اقا هادی هم اون موقع به عنوان یک امگا شناخته شده بود smile039
صحبتای تایپک شاید جای نقد داشته باشن ولی بی راه نیست
مطالعه بفرمایید نظرتون رو بگید
این تاپیک رو خوندم. نظرمو نوشتم ولی همه رو پاک کردم و فقط میتونم بنویسم انسانی که خودشو در این چارچوب آلفا و بتا و... ببینه باید به هوش و عقلش شک کرد. صحبتم کلی هست
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی Vahed75 در جمعه 27 دي 1398 - 08:57

مرسی ملینا جان
ممنون علیرضا
بابت راهنمایی smile124
در آن غروب دلگیر وقتی غروب میشد
گویا به جای خورشید من زخم خورده بودم

یک عمر غریب و تنها ،تنها به جرم آنکه
او سرسپرده میخواست،من دل سپرده بودم
 
سپـاس : 10

ارسـال : 30


نام نویسی: 96/9/16

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 27 دي 1398 - 10:55

اینجا اینقد راجع به فیلم و سریال حرف نزنین تصویر یادِ مامانْ-فِریم میوفتم، غمباد می گیرم! smile134
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی paradoxy در جمعه 27 دي 1398 - 20:52

یکی از کاربرای اینجا (Sarah.N) آواتارشو از Neon Genesis Evangelion گذاشته. یکی از قدیمی ترین، معروف ترین، و محبوب ترین انیمه های دنیا. و در عین حال به جرئت یکی از پیچیده ترین انیمه ها، که حتی بعد از تموم شدنش به جرئت میگم چیزی نفهمیدم ازش.

تصویر


این انیمه در مورد پسر جونیه بزدلیه که تقریبا تا آخر داستان بزدل میمونه و مثلا قراره ناجی دنیا هم باشه smile022 (البته من ازین وجهش خوشم اومد.) اونجلیون خیلی زودتر از چیزی که آدم انتظارشو داره تاریک میشه. از افسردگی، تا مشکلات روانی و ... چیزاییه که عین نقل و نبات توی این انیمه ریخته شده. به شخصه از موزیک opening ش خوشم اومدش. انیمه بین های حرفه ای میگن واسه فهمیدن اونجلیون آدم باید phd انیمه داشته باشه، بیراه هم نمیگن! کلا برام جالب بود یکی از کاربرای هوپا، انیمه ای که توی 1995 تولید شده و سنش بیشتر از منه رو دیده.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در شنبه 28 دي 1398 - 00:15

من یه داداش دارم یه سال باهام تفاوت سنی داره
نوه اولم و بسیار محبوب
هم پدرم هم مادر م خیلی محبوب بودن
داداشم ازم با نمک تر و مجلس گرم کن تره
من همیشه تحت حاشیه ش بودم
عوضش منم خیلی قوی و برنده مسابقات و کسی که حرف آخر رو میزنه و مقابل تهدید ها وای میسته
حالا دوس دارم بهتر شم

من نمی گم تمام آموزه های مخ زن ها درست یا انسانیه
اینو می تونم بگم که هر مردی یاد بگیره شیت تست زنش رو درست جواب بده هشتاد درصد زندگی ها نمی پاشه( یه عدد الکی گفتم)
یا اگه اعتماد به نفس واقعی نداره ، لاقل بادی لنگویج ش رو درست کنه

من دیر می خوابم تو بیمارستان اکثرا ولو بودم که خیلی بد بود

دختر های سال بالایی که ما باید بهشون چشم بگیم و ۶ سال ازم بزرگترن ، اینا الان نمی تونن بگن بالای چشمم ابروه

من آلفا ی خالص نیستم ، مثلا بالا شهر بزرگ شدیم و بچه مثبتم و آدم آروم ی هستم و شر نیستم
اما می دونم گاهی اوقات ، که موقع خطر و دعوا و استرس و .....مرد عملم
چشمام از بس جدی میشه چند بار سرباز ها منو دیدن گریه کردن

یه زمانی یاد گرفتم یه طوری بخندم که رو صورتم چروک نیافته
یه خنده بتاست

ماها حتی کم وقت می کنیم تو صورتمون به اینه نگاه کنیم
می خوام یک ماه برا خودم وقت بذارم
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در شنبه 28 دي 1398 - 00:36

یه شفاف سازی بکنم ، هر کسی چیزایی برای افتخار کردن بهشون داره ، مثلا پارادوکسی به سن پایینش خیلی تاکید داره
من این مدلیم که هیچ چیز رو پشت پرده نمی گم ، هوپا جاییه که شاید ، خیلی راحت بتونم خودم باشم
مثلا من درونگرام و با کسی گفت و گو کنم هم حرف کم میارم هم خسته میشم

انسان هم جوریه اگه باهاش صمیمی نشی ، ازت بدش میاد
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی gij در يكشنبه 29 دي 1398 - 16:00

مهندس jhvh الان از من بدت میاد؟
سوسوی چراغ علم چشممو کور کرد
نماد کاربر
 
سپـاس : 8

ارسـال : 77


نام: ahmad.anbarzadeh
نام نویسی: 98/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در يكشنبه 29 دي 1398 - 16:10

الحمدلله امسال برف خیلی اومد تصویر
"شُچمَزه بهادُر خان" رو هم به زور گرفتمش بردم بیرون چند ثانیه انداختمش تو برف، تعجب کرده بود. خدا جونم شُچرت! تصویر
.
.
این نیمای ذلیل مُرده هم دو هفته ست رفته هندوستان مَعبد نشینی! فکر کنم یکی دو روز دیگه برگرده ایشالا تصویر
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در يكشنبه 29 دي 1398 - 17:29

gij نوشته است:مهندس jhvh الان از من بدت میاد؟

نه عزیز چرا بدم بیاد؟
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی jhvh در يكشنبه 29 دي 1398 - 20:20

یکم به رفیقم حسودیم میشه ، الان میگم چرا
ملت از حجم دخترایی که منو دید میزدن حسودیشون میشد الان منم این طور...
قبل دانشگاه کسی جرات نداشت تو چشمم نگاه کنه ، الانم با ناموسم بیرون باشم ، کسی چپ نمی تونه به سمت ما نگاه کنه
میگن محیط درس ، آدم رو ساپرس می کنه
یه دوره دو ، سه ماهه رفتم مسابقات کبدی
طرف های ابوریحان تبریز ، یه باشگاه خفن بود ، چند نفر حرفه ای داشتن که ، شلوار پسر فرماندار رو داده بودن دستش ، با اونها هم کم مونده بود دعوا م شه
دعوا دوس دارمی :) هر چند که هر کی منو می بینه میگه خجالتی و آروم هستی

نرگس یادشه من یه زمانی نمی خندیدم ، پوستم چروک نشه
یا همون طرز نگاهم که منجر به دعوا میشد ،
مجبور شدم ، نگاهم رو درست کنم
الانم باید خنده م رو که تغییر داده بودم و خجالتی شده رو درست کنم
من دو تا مدل دارم خجالتی و رئیس
همیشه تو کوچه ، برا داداش کوچکم و بقیه ریاست کردم
و در مقابل زبون بازی و شیرینی داداشم خجالت کشیدم
البته من کثیف ترین کارها رو بدون خجالت انجام میدم
فقط دوس ندارم ننه م ناراحت شه
 
سپـاس : 351

ارسـال : 1641


سن: 26 سال
نام نویسی: 90/10/26

مرد

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در دوشنبه 30 دي 1398 - 04:54

کودک درون توی همه ما وجود داره ولی اونطور که دقت کردم این کودک درون توی مردا بولد تره اما علتشو نمیدونم. حالا بعضی وقتا این کودک درون لگد میزنه و می خواد کرم بریزه یا وقتی شکمش خالیه بد اخلاق میشه و چیزای دیگه
آیا درسته و شما اینو حس کردین و اگه درسته آیا دلیل تکاملی داره؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در دوشنبه 30 دي 1398 - 06:15

مدتیه که سلیقه موسیقیم عوض شده و قبلا معمولا به موسیقی هارد راک و همه سبکای متال گوش میدادم خصوصا Death metal اما الان کمتر میتونم اونا رو گوش کنم و سلیقه ام تغییر پیدا کرده به سبک جاز و کلاسیک مخصوصا جاز رمانتیک. اما دلیل دقیقش رو نمیدونم. میدونم که موسیقی متال مخصوص وقتی هست که شخص از چیزی یا داشتن یه محدودیت عصبانیه و میخواد از بینش ببره و منم قبلا میخواستم محدودیت هامو از بین ببرم از جمله جبر جغرافیایی که اذیت میکنه یا جبر مذهبی و حتی نداشتن جاودانگی و فنا پذیری. اما الان که تغییر کرده ظاهرا این محدودیت ها رو قبول کردم و اگه این موضوع درست باشه این یه فصل جدیده برای من توی این دنیاست. قبول محدودیت ها و وارد شدن به دوره ی قبول درماندگی ها. البته این موضوع توی خود آگاه پذیرفته شده ست و همه اینو میدونیم اما موضوع اصلی سر ناخودآگاه هست و قبول اضطراب که ناشی از محدودیت ها و فناپذیری هست. حالا سقف ناخودآگاه داره از اضطراب فرو میریزه اما کاری نمیشه کرد. میشه اسم اون فیلم رو روش گذاشت "مرثیه ای بر یک رویا". حتی چیزی که بدتر از افسردگی و درماندگی یا حتی خودکشی هست اینه که حتی ما اجازه نداریم افسرده باشیم یا خودکشی کنیم. چون با افسردگی اوضاع خیلی بدتر میشه نسبت به وقتی که این مشکلو نداریم یا با خودکشی در واقع پدر و مادرمون هم از غصه میمیرن پس اینم خودخواهیه بزرگیه. میبینید ما چقدر محدودیم!!! عجیبه که زنده ایم مخصوصا ما ایرانیا smile033 . فک کنم به اگزیستانسیالیزم مرتبط باشه هرچند من خیلی فلسفه نمیدونم

حالا برای تلطیف فضا یه چند تا سرود کلیسایی میذارم خودم خیلی دوس دارم حس آرامش خاصی میده




نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

Re: *گفتگوی آزاد*

نوشتهاز سوی matrix2013 در دوشنبه 30 دي 1398 - 06:28

مرتبط با بحثای آلفا بتا و بقیه اش هست. چطور از nice guy به bad boy تغییر کنیم. نظرتون چیه؟؟
Go From "Nice Guy" To BAD BOY, That EVERY Woman Wants! (6 Steps)
Go From "Nice Guy" to Bad Boy in 30 Days! (Transformation Plan)
نماد کاربر
 
سپـاس : 21

ارسـال : 47


سن: 27 سال
نام نویسی: 94/2/2

ذکر نشده

قبلی

بازگشت به گفتگوی آزاد

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 16 مهمان