گفتگو

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
نمایه کاربر
ماشین زمان

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۸ - ۲۱:۵۳


پست: 39

سپاس: 6

Re: گفتگو

پست توسط ماشین زمان »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۲۲ - ۱۴:۵۲
من تو دهنِ نسبیت می زنم، ... من برای نسبیت پارادوکس تعیین می کنم! smile084
smile049 smile049 smile049 smile049 smile049 smile049 smile049 smile049 smile049 ...که البته همش از دم اشتباهه!
smile028 برای تمام زمان های آینده فقط می گم «بزودی»!

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

این هفته خدا رو شکر هوا خیلی خوب بود. امروز رفتم کوه این عکسو گرفتم، یکی از دوستام تو یکی از همین ساختمونای جولویی زندگی می کنه که اتفاقاً خودشم امروز اومده بود کوه همین طرفا ولی من ندیدمش. تنهایی بهِم خیلی شُش گذشت! smile499
Photo0070.jpg
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

نمایه کاربر
Vahed75

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۶/۹/۱۶ - ۱۰:۳۷


پست: 51

سپاس: 18

Re: گفتگو

پست توسط Vahed75 »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۴ - ۲۰:۴۰
این هفته خدا رو شکر هوا خیلی خوب بود. امروز رفتم کوه این عکسو گرفتم، یکی از دوستام تو یکی از همین ساختمونای جولویی زندگی می کنه که اتفاقاً خودشم امروز اومده بود کوه همین طرفا ولی من ندیدمش. تنهایی بهِم خیلی شُش گذشت! smile499

Photo0070.jpg
چه حس و حالی داری تنهایی پا میشی میری کوه من این دوستم اگه صبح نیاد زنگ خونه مون رو از جا در نیاره بلند نمیشم برم ورزش و دوچرخه سواری
راستی قضیه اون چاه چیه اونجا؟
نکنه همون چاه معروفه است که سر در چاه میکنی و شکایتها تو از نسبیت بهش میگی؟ smile039
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است.

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

Vahed75 نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۶ - ۱۲:۵۰
نکنه همون چاه معروفه است که سر در چاه میکنی و شکایتها تو از نسبیت بهش میگی؟ smile039
علی جان اصلاً ازت انتظار نداشتم! اون چاه نیستو یه اتاقکه که توشم مُستراحه. یعنی من سرمو تو چاه مُستراح می کنمو از نسبیت شکایت می کنم. بابا ایول، دست مریزاد!

نمایه کاربر
Vahed75

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۶/۹/۱۶ - ۱۰:۳۷


پست: 51

سپاس: 18

Re: گفتگو

پست توسط Vahed75 »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۶ - ۱۵:۱۲
Vahed75 نوشته شده:
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۶ - ۱۲:۵۰
نکنه همون چاه معروفه است که سر در چاه میکنی و شکایتها تو از نسبیت بهش میگی؟ smile039
علی جان اصلاً ازت انتظار نداشتم! اون چاه نیستو یه اتاقکه که توشم مُستراحه. یعنی من سرمو تو چاه مُستراح می کنمو از نسبیت شکایت می کنم. بابا ایول، دست مریزاد!
والا بیشتر شبیه چاههای کوفه هست smile058
آدم یاد اون چاههای قدیمی میوفته
حالا همین جا توی هوپا بزن تو دهن نسبیت قبوله دهن مهن شو آسفالت کن
این داود هم فک کنم به دیدار معبود شتافت ازش خبری نداری محمد آقا؟
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است.

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

شوخی کردم. اونجا دستشویی نیست، فقط یه بُرجَکِ سنگیه که فکر کنم سقف هم نداره. smile026 (از اون پسره هم خبر ندارم.)
اتفاقاً دیشب هم جاتون خالی با همون دوستم نزدیکای همون برجک، آتیش درست کردیم. البته بیشتر زحمتِ آتیش درست کردنو چایی دم کردن، افتاد پای دوستم ولی خیلی چسبید. جاتون خالی. تصویر گوشیم فلش نداشت، عکسا زیاد واضح نیوفتادن.
Photo0072.jpg
Photo0079.jpg
Photo0078.jpg
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1083

سپاس: 792

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط You-See »

دانای کل، یا اسپمر؟
هنوز نمی دونم
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۰۹:۱۱
دانای کل، یا اسپمر؟
هنوز نمی دونم
یا جرأتِ کافی برای شفاف حرف زدن نداری یا کلّاً تمایل به مبهم گویی داری. اما اگه منظورت منم:

شاید هرگز واقعاً "ندونی" که من کیم چون این قضاوت دقیقاً به حیطه ی "دانش" تو یا هر فرد دیگه ای بر می گرده. بر می گرده به مقدار انصاف یا مقدار صفاتِ خوب و بد دیگه ای که در فردِ قضاوت کننده وجود داره مثل کینه، حسادت، خوش بینی یا بدبینی، صبوری و صداقت، عُقده های شخصی و چیزای دیگه. می خوام بگم همیشه ضعف از طرفِ فرد قضاوت شونده در نحوه ی ارائه و معرفی خودش به دیگران نیست، بلکه گیرو گورها و حُبّ و بغض های فرد قضاوت کننده می تونه اثر به مراتب بیشتری توی نتیجه ی قضاوت داشته باشه. بسیاری از افراد برای اینکه کمبود های خودشون رو جبران کنن یا روی گناهای خودشون سرپوش بذارن، به دیگران حمله می کنن. بنابراین، اگه می خوای افراد رو قضاوت کنی اول سعی کن خصایلِ بدی که توی خودت سراغ داری رو از خودت دور کنی و بعد سعی کن به طُرُقِ مختلف بر دانش خودت اضافه کنی تا راحت تر بتونی به زعم خودت فرق بین دانای کل رو با اسپمر بفهمی. من که به کنار، پیغمبرای حرفه ایی که برای هدایت قومشون اومدن "تماماً" شکست خوردن (البته بجز یونس طبق گفته ی قرآن)، یعنی مردم در نهایت از سرِ خلوص و آگاهی به پیغمبرشون ایمان نیاوردن، حالا به نظر تو کودوم مقصرترن: پیغمبر، چون نحوه ی معرفی خودش یا رفتاراش یا گرایشات ذهنیش یا کتابی که آورده بود معیوب بود؟ یا به دلایل بالایی که گفتم این مردمن که مقصرن؟ شایدم تلفیقی از هر دو. اگه تلفیقی از هر دو رو هم در نظر بگیریم، به نظر تو کودوم یکی درصد بیشتری رو به خودش اختصاص می ده؟

رد کردنِ افراد با برچسب های کلی خیلی راحته. این که من با صد جور استدلال و محاسبه مثلاً بگم نسبیت پارادوکسیکاله و توی نوعی بگی نسبیت مشکلی نداره چون "دیگران" می گن پارادوکسیکال نیست، این قضاوت منصفانه ای نیست. این که من مثلاً شعر بگم و توی نوعی بگی چون زبونت قدیمیه پس شعرات محلی از اعراب نداره یا بی معنیه، این هم قضاوت صحیحی نیست. کما اینکه اگه یه ارگان علمی معروف بیاد پارادوکسا یا سایر نظریه های علمیِ منو تأیید و چاپ کنه و یا یه ارگان هنری معروف شعرامو چاپ کنه و بعد تو بیای بگی: "من به تو ایمان آوردم، تو دانای کلی نه اسپمر" این هم ارزشی نداره چون مَثَلِ تو مَثَلِ ایمان آوردن ابوسفیان بعد از فتحه مکه ست: ایمانی که به زور شمشیر یا ترس از قدرتِ حداکثری باشه برای اون فرد اعتباری رو به ارمغان نمیاره. نمی خوام بگم تو ابوسفیانی چون توی نحوه ی حرف زدنت و جبهه گیریات می بینم که داری یه دونه به نعل می زنی یه دونه به میخ!

این رویکرد برای تویی که منو تا حالا ندیدی و با افکارم به شکل عمیق آشنایی نداری شاید چندان دور از انتظار نباشه ولی همینجا افرادی هستن که سال هاست منو می شناسن و به اقتضای مطالعات خودشون، اتفاقاً با افکار من هم خیلی خوب آشنایی دارن ولی متأسفانه باز هم مثل تو یا حتی بدتر از تو دارن راجع به من فکر می کنن، یعنی هنوز نمی دونن مثلاً من دانشم معتبره یا فقط مُشتی اراجیفه. (ولی من می دونم که اکثر این افراد ته دلشون برای منو کارام اعتباری قایل نیستن و صرفاً جولوی من ممکنه خودشونو کنترل کنن و چیزی به روم نیارن، اونم نه همیشه، یعنی بعضی وقتا با عصبیت و خشونت یا با خنده و تمسخر سعی کردن منو تحقیر کنن.) توی همین فیزیکش که سرو تهِ قضیه مشخصه و با زبان کاملاً مشخص داری بهشون یه تناقضی رو نشون می دی؛ یا سعی می کنن با توسّل به این حکم کلی که "حتماً یه جای محاسباتت اشکال داره" من و کارمو تحقیرو تکفیر کنن (ولی اینکه کجای محاسبات ایراد داره، نظری ندارن یا تلاشی هم برای اثبات ادعاشون نمی کنن)، یا شروع می کنن به سفسطه کردنو خیال می کنن با ربط دادن چیز به کدو و گسستن رشته ی سخن و غامض کردنِ یه مسئله ی ساده، می تونن منو زیر سؤال ببرن و (حداقل پیشِ خودشون) بگن من دیوانه ام. البته همینجا افرادی هم هستن که سعی می کنن جانب عقل و احتیاط رو توأمان رعایت بکنن و علی رغم تلسط خوبی که روی مثلاً نسبیت دارن و علی رغم تلاش های جالب و معقولشون جهت حل پارادوکس های من، از اون روی سکه هم غافل نمیشن و این نکته رو یادآوری می کنن که ممکنه واقعاً نسبیت نقصی داشته باشه.

حالا اینکه تو جزو کودوم یکی از این آدما هستی یا خواهی شد، اللهُ اعلم!

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1083

سپاس: 792

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط You-See »

برو عامو من با تو چکار دارم، انگار یه چیزایی از هادی در تو هم موجوده ها.
می شد خصوصی بپرسی منظورت منم یا نه، منم می گفتم نه،
از کسی که نمی ترسم، اگر هم منظورم تو بودی نیاز نبود اصلا تلگرافی بگم، مستقیم ازت انتقاد می کردم.
خجالت نکشیدی یه مشت اراجیف سرهم کردی نوشتی؟
از قران و استدلال و کینه و نفرت و کتاب و .. همینطوری ردیف کردی؟ خدا خیرت بده واقعا

فکر کنم دیگه نباید بیشتر از این روی کسی که به عنوان دوستم می شناختمش حساب باز کنم متاسفانه
من همیشه از تو دفاع کردم، همیشه تو روت و پشت سرت نظرم رو واضح گفتم. در مورد کتابت هم تبریک گفتم و می گم، با این که همونجا هم بهت گفتم شاید راه رو اشتباه بری ولی سماجتت راهی رو روشن می کنه

چی بگم بهت؟
این خوب بود برای شفاف گویی؟
یه ذره منو نشناختی پسر
یه ذره مثبت فکر نکردی پسر

نظر مثبتم رو داری از بین می بری، ولی نظر من در مورد کارهات همونه که قبلا هم بهت گفتم، زیر تاپیکت هم نوشتم، هنوز هم همونه

یکم به خودت بیا

پانوشت
-----------
از خودم خیلی بدم اومد که تو رو دوست خودم می دونستم، و تو ذهن تو در عرض سه ثانیه از ابوسفیان پایین تر شدم. این نمی تونه فقط مشکل تو باشه، مشکل من هم هست، باید رو خودم کار کنم
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
برو عامو من با تو چکار دارم، انگار یه چیزایی از هادی در تو هم موجوده ها.
می شد خصوصی بپرسی منظورت منم یا نه، منم می گفتم نه،
ببین یوسف جان، تو قبلاً هم بعد از پُستای من یه طوری دو پهلو حرف زدی که به سختی می شد تشخیص داد که دقیقاً چی می خوای بگی. این نوع رفتار وقتی چند بار تکرار بشه نشانه ی یه جور بی ادبیه، حتی اگه واقعاً نیّتت چیز دیگه ای هم باشه، فقط سوء ظن رو در مخاطب تشدید می کنه. برای همین حتی اگه واقعاً منظورت من نبودم و صرفاً می خواستی فرد دیگه ای رو به شکل دو پهلو مخاطب قرار بدی، بهتره آدابِ این کارو اول به جا بیاری و بعد پُست بذاری. مثلاً می تونستی بگی "محمد یا وحید با شما نیستم" و بعد حرفت رو بزنی. اینجا فقط من نیستم که این پُستا رو دارم می خونم، افراد دیگه ای هم دارن می خونن و به فرض که من توی خصوصی ازت بپرسم: "منظورت منم؟" و تو بگی: "نه منظورم رهام بود (یا هر فرد دیگه ای)" قضیه برای من حل میشه ولی نه لزوماً برای دیگران.

قبلاً هم به خاطر دو پهلو حرف زدنای جنابالی، افراد دیگه بحثت رو طوری تفسیر کردن که انگار مخاطب اون حرفات من بودم. مثلاً بهم گفتن: "فلان جا که یوسف فلان چیزو گفت، منظورش تو بودی!" در صورتی که شاید خود من باهاشون مخالف بودم ولی این شُبهه باقی می موند که بالاخره یوسفِ نوعی چی می خواست بگه. اینجا هم قبلاً از طرف کاربرای دیگه به اسپمر بودنو ترول بودن متهم شدم و اخیراً هم که از دید بعضیا ظاهراً جامعه ی آکادمیکو خر گیر آوردمو پارادوکسای اراجیفمو دارم با سوءِ استفاده به خوردِ ملّت می دم! برای همین نسبت به بسیاری از افراد چه توی دنیای واقعی چه توی توی مجازی یه مقدار حالتِ تدافعی پیدا کردم، که امیدوارم توی این زمینه یه خرده بهم حق بدی!
You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
خجالت نکشیدی یه مشت اراجیف سرهم کردی نوشتی؟
از قران و استدلال و کینه و نفرت و کتاب و .. همینطوری ردیف کردی؟ خدا خیرت بده واقعا
ببین یوسف، اگه منصف باشی متوجه می شی که اینا اراجیف نیست بلکه حقایق و وقایعین که توی همه ی ما مِن جمله خودِ من وجود دارن و با بررسی این مسایل می تونیم خودمونو بهتر بشناسیم و پیشرفت کنیم. توی اولِ پستمم گفتم "اگه" منظورت من بودم پس به آیاتی چند از کلام الله مجید گوش کن! و چون منظورت من نبودم پس دیگه دلیلی نداره که مو به موی حرفای منو به خودت بگیری. راستش این بهانه ای شد که افراد دیگه ای که بیشتر از تو شایسته ی خوندن این مطالب بودن رو هم مخاطب قرار بدم.
You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
از خودم خیلی بدم اومد که تو رو دوست خودم می دونستم، و تو ذهن تو در عرض سه ثانیه از ابوسفیان پایین تر شدم. این نمی تونه فقط مشکل تو باشه، مشکل من هم هست، باید رو خودم کار کنم
اینکه صرفاً با یه پُستِ من نظرت نسبت به من کُن فیکون شد این خودش نشون می ده که ارادتت نسبت به من چندان عمیق نبوده و صرفاً از سرِ تعارف یا استدلالاتِ سطحی شکل گرفته. از طرف دیگه، دقت کن که به این شکلِ مجازی و بدونِ معاشرت با فرد اصولاً نمیشه شناختِ مطلوبی از افراد رو به دست آورد، این قضیه محتمله که با دیدن توی نوعی به صورت حضوری حتی رغبت نکم جوابتو اینجا بدم یا مخاطب قرارت بدم یا بالعکس، ممکنه تو نسبت به من به این نتیجه برسی. منظور منو هم از "ابوسفیان" متوجه نشدی، منظور من شخص ابوسفیان به عنوان اجتماعی از عیوب یا گناهانی که در طول تاریخ به این فرد نسبت داده شده نبود، بلکه منظورم منشِ این فرد در زمان پذیرش اسلام بود که بسیاری از انسان ها مِن جمله خودِ من در طول زندگی ممکنه بهش تن بدیم. درثانی، بنده توی همون پُست قبلی عنوان کردم که وضعیتِ تو رو بهتر از ابوسفیان می بینم نه بدتر که الآن داری اینجوری برعکسشو برداشت می کنی.

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1083

سپاس: 792

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط You-See »

داداش شما کلا پیش فرض داری و حرف دیگران رو اصل می گیری و می گی منظور من بودی، بعد من اشتباه کردم؟ عجب.
بی خیال، نه عمر من ارزش ادامه جدل رو داره نه حال امروزم اجازه می ده.
موفق باشی هر جا هستی
خدانگهدار
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۲۲:۱۶
داداش شما کلا پیش فرض داری و حرف دیگران رو اصل می گیری و می گی منظور من بودی، بعد من اشتباه کردم؟ عجب.
بی خیال، نه عمر من ارزش ادامه جدل رو داره نه حال امروزم اجازه می ده.
موفق باشی هر جا هستی
خدانگهدار
بابا خیلی خوب قارداش، اصلن من اشتباه کردم، کوتاه بیا دیگه، smile015
حالا مگه مُشکلی برات پیش اومده که می گی حال امروزت خوش نیست؟!
.
.
.
وای الهی که من قربونِ این سه تا یه جا برم! smile604 گذاشتمشون عکسِ دسکتاپِ لپ تاپم smile499

تصویر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گُربه ی زَبّادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1319

سپاس: 486

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

ملینا اون عکسِ آواتارت خودتی یا واکی بایاشی؟! البته واکاشی زوما هم بهش می خوره! smile090
یعنی وقتی آواتارتو دیدم، ناخودآگاه، آهنگ فوتبالیستها تو گوشم وزیدن گرفت! smile610
آخرین ویرایش توسط M_J1364@yahoo.com دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ - ۰۱:۵۴, ویرایش شده کلا 1 بار

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6917

سپاس: 5196

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط DARKENERGY »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ - ۰۱:۴۸
ملینا اون عکسِ آواتارت خودتی یا واکی بایاشی؟! البته واکاشی زوما هم بهش می خوره! smile090
: ))
خودمم

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
یک سوال مبهم!

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۷/۱۵ - ۰۷:۳۹


پست: 2

سپاس: 2

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط یک سوال مبهم! »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۲۱:۱۴
You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
برو عامو من با تو چکار دارم، انگار یه چیزایی از هادی در تو هم موجوده ها.
می شد خصوصی بپرسی منظورت منم یا نه، منم می گفتم نه،
ببین یوسف جان، تو قبلاً هم بعد از پُستای من یه طوری دو پهلو حرف زدی که به سختی می شد تشخیص داد که دقیقاً چی می خوای بگی. این نوع رفتار وقتی چند بار تکرار بشه نشانه ی یه جور بی ادبیه، حتی اگه واقعاً نیّتت چیز دیگه ای هم باشه، فقط سوء ظن رو در مخاطب تشدید می کنه. برای همین حتی اگه واقعاً منظورت من نبودم و صرفاً می خواستی فرد دیگه ای رو به شکل دو پهلو مخاطب قرار بدی، بهتره آدابِ این کارو اول به جا بیاری و بعد پُست بذاری. مثلاً می تونستی بگی "محمد یا وحید با شما نیستم" و بعد حرفت رو بزنی. اینجا فقط من نیستم که این پُستا رو دارم می خونم، افراد دیگه ای هم دارن می خونن و به فرض که من توی خصوصی ازت بپرسم: "منظورت منم؟" و تو بگی: "نه منظورم رهام بود (یا هر فرد دیگه ای)" قضیه برای من حل میشه ولی نه لزوماً برای دیگران.

قبلاً هم به خاطر دو پهلو حرف زدنای جنابالی، افراد دیگه بحثت رو طوری تفسیر کردن که انگار مخاطب اون حرفات من بودم. مثلاً بهم گفتن: "فلان جا که یوسف فلان چیزو گفت، منظورش تو بودی!" در صورتی که شاید خود من باهاشون مخالف بودم ولی این شُبهه باقی می موند که بالاخره یوسفِ نوعی چی می خواست بگه. اینجا هم قبلاً از طرف کاربرای دیگه به اسپمر بودنو ترول بودن متهم شدم و اخیراً هم که از دید بعضیا ظاهراً جامعه ی آکادمیکو خر گیر آوردمو پارادوکسای اراجیفمو دارم با سوءِ استفاده به خوردِ ملّت می دم! برای همین نسبت به بسیاری از افراد چه توی دنیای واقعی چه توی توی مجازی یه مقدار حالتِ تدافعی پیدا کردم، که امیدوارم توی این زمینه یه خرده بهم حق بدی!
You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
خجالت نکشیدی یه مشت اراجیف سرهم کردی نوشتی؟
از قران و استدلال و کینه و نفرت و کتاب و .. همینطوری ردیف کردی؟ خدا خیرت بده واقعا
ببین یوسف، اگه منصف باشی متوجه می شی که اینا اراجیف نیست بلکه حقایق و وقایعین که توی همه ی ما مِن جمله خودِ من وجود دارن و با بررسی این مسایل می تونیم خودمونو بهتر بشناسیم و پیشرفت کنیم. توی اولِ پستمم گفتم "اگه" منظورت من بودم پس به آیاتی چند از کلام الله مجید گوش کن! و چون منظورت من نبودم پس دیگه دلیلی نداره که مو به موی حرفای منو به خودت بگیری. راستش این بهانه ای شد که افراد دیگه ای که بیشتر از تو شایسته ی خوندن این مطالب بودن رو هم مخاطب قرار بدم.
You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ - ۱۷:۱۴
از خودم خیلی بدم اومد که تو رو دوست خودم می دونستم، و تو ذهن تو در عرض سه ثانیه از ابوسفیان پایین تر شدم. این نمی تونه فقط مشکل تو باشه، مشکل من هم هست، باید رو خودم کار کنم
اینکه صرفاً با یه پُستِ من نظرت نسبت به من کُن فیکون شد این خودش نشون می ده که ارادتت نسبت به من چندان عمیق نبوده و صرفاً از سرِ تعارف یا استدلالاتِ سطحی شکل گرفته. از طرف دیگه، دقت کن که به این شکلِ مجازی و بدونِ معاشرت با فرد اصولاً نمیشه شناختِ مطلوبی از افراد رو به دست آورد، این قضیه محتمله که با دیدن توی نوعی به صورت حضوری حتی رغبت نکم جوابتو اینجا بدم یا مخاطب قرارت بدم یا بالعکس، ممکنه تو نسبت به من به این نتیجه برسی. منظور منو هم از "ابوسفیان" متوجه نشدی، منظور من شخص ابوسفیان به عنوان اجتماعی از عیوب یا گناهانی که در طول تاریخ به این فرد نسبت داده شده نبود، بلکه منظورم منشِ این فرد در زمان پذیرش اسلام بود که بسیاری از انسان ها مِن جمله خودِ من در طول زندگی ممکنه بهش تن بدیم. درثانی، بنده توی همون پُست قبلی عنوان کردم که وضعیتِ تو رو بهتر از ابوسفیان می بینم نه بدتر که الآن داری اینجوری برعکسشو برداشت می کنی.
حتی اگه حق باهات نباشه مو شکافی و بررسی کردن دونه دونه ی موضوعاتت رو خیلی دوست دارم (اینجا منظورم این نیست که حق با شما هست یا نه! صرفا بعد از خوندنشون گفتم)

ارسال پست