گفتگو

مدیران انجمن: parse, javad123javad

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

محل اقامت: krj_teh

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 7020

سپاس: 4144

جنسیت:

تماس:

گفتگو

پست توسط DARKENERGY »

در این تاپیک می توانید درباره موضوعات مورد علاقه‌تان با دیگر کاربران بحث و گفتگو کنید

توجه داشته باشید این تاپیک چند هفته یکبار ریست خواهد شد

قوانین تاپیک رو حتماً رعایت کنید،
عدم رعایت قوانین باعث پاک شدن پست شما خواهد شد و در صورت تکرار با کاربر خاطی برخورد می‌شود.
smile227 smile227
{ از بحث‌های سیاسی/عقیدتی پرهیز کنید }

هر بحثی درباره ادیان، مذهب، سیاست ممنوع و فوراً پاک خواهد شد
و به شکایتی در این مورد پاسخ داده نخواهد شد




I’m so lonely, broken angel
I’m so lonely, listen to my heart
One n’ only, broken angel
Come n’ save me, before I fall apart

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گربه ی زَبادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1399

سپاس: 506

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

رهام جان لطفاً اگه داستانی رو هم داری از زندگیت تعریف می کنی، اونایی رو گُلچین کن که برای مخاطب، معنا، طنز یا جذابیتی رو در بر داشته باشه. بازگو کردنِ جزئیات زندگی روزمره چندان لطفی نداره و خوندنشون حوصله ی آدمو سر می بره.

نمایه کاربر
rohamavation

نام: roham hesami radرهام حسامی راد

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2398

سپاس: 3833

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamavation »

چشم دوست گرامی حتما فعلا خبر خاصی نیست .
تصویر

Squid game

عضویت : پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۷/۲۹ - ۲۲:۵۸


پست: 7

سپاس: 1

Re: گفتگو

پست توسط Squid game »

سال آخر رادیولوژی هستم
سواد متوسط دارم اما از نظر من سواد اصل نیست
سونو گرافی م عالیه. کلا مهارت کاریم عالیه
می خوام اینترونشن بخونم ، یه رشته جدید و فوق کاربردی و محشر
کار عملی م بسیار عالیه
بین ۸۰ تا رزیدنت ، کار عملی م بیسته
سختی زیادی قراره امسال داشته باشم
من هر چقدر جلوتر میرم میبینم ک ریاضی معبود منه
کاش فرومی بود ، مثل هوپا ، برای ریاضی

مندلیف

نام: T

عضویت : دوشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۱۸ - ۱۵:۵۵


پست: 5



جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط مندلیف »

سلام ببخشید کسی میتونه راهنماییم کنه که درصد فیزیکم چطور ببرم بالا چطوری بخونمش ؟
و اینکه برای درس ریاضی و فیزیک تدریس چه استادی ببینم ؟

نمایه کاربر
ADMIN

عضویت : شنبه ۱۳۸۴/۲/۲۴ - ۱۹:۱۷


پست: 2383

سپاس: 552

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط ADMIN »

:!: دوستان، با توجه به اینکه تاپیک‌های داخل تالار «گفتگوی آزاد»، در دسترس کاربرهای مهمان و موتورهای جستجو هست (یعنی این پست‌ها در گوگل ایندکس میشه)، لطفا هیچ‌گونه گفتگوی سیاسی-مذهبی رو در این تالار انجام ندید و اگر گفتگویی هست، حتما در تالار «فلسفه» انجام بشه.
موجیم که آسودگی ما عدم ماست ... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...

meaning

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۹ - ۱۳:۵۴


پست: 896

سپاس: 223

Re: گفتگو

پست توسط meaning »

سرور هوپا بلاک شده؟ من فقط با وی‌پی‌ان می‌تونم وارد بشم.
“ Two things awe me most, the starry sky above me and the moral law within me“.
Immanuel Kant
Critique of Practical Reason, 1788

matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 95

سپاس: 31


تماس:

Re: گفتگو

پست توسط matrix »

meaning نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۱/۷/۱۳ - ۱۶:۱۸
سرور هوپا بلاک شده؟ من فقط با وی‌پی‌ان می‌تونم وارد بشم.
الان اینترنت بین الملل فقط با وی پی ان قابل دسترسیه حتی گوگل
Sad but true

نمایه کاربر
rohamavation

نام: roham hesami radرهام حسامی راد

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2398

سپاس: 3833

جنسیت:

تماس:

گفتگو

پست توسط rohamavation »

اگه عمه ام به دادم نرسیده بود بند اب داده بودم .من دیشب خونه عمه بودم و البته مادرم و ابجیم و عمویم و عمه دیگه ام امدند برای بحث زمین .رویا هم داشت حساب کتابها را میکرد من رفتم اتاق میلاد و روی تخت دراز کشیدم کتاب طراحی هواپیما 1 جان دی آندرسون دستم بود که پریسا زنگ زد گفت یک سوال داره از استادهای برق اینجا براش بپرسم .گفتم باشه بعدش شروع به حرف زدن کردیم نگو عمه فاطمه مشهدم دقیق جلوی درب ایستاده بود و داشت گوش میکرد من هم اصلا ندیدمش بعد صداش اومد مهین بیا رهام خان سر به هوا شده منم یهو تا دیمشون خداحافظی کردم .هیچی گفت جیز جیگر خورده چه غلطی میکنی بعدش عمه ام چشمکی زد گفت بابا مرد شده بیاد ببینه بقیه چی میگن مهین اخه ناسلامتی یک سهم مال رهامه منم گفتم عمه جون حرفا میزنی رویا هست خودتون ببینید چی میشه یک طوری بخرینش ما بریم دیگه خندید گفت واقعا خو.به من عمه اتم.بعد عمه اومد گفت من فهمیدم عمه جون خودم میدونم میلاد چه غلطی میکنه حالا کی هست میشه ببینمش گفتم اره عکسشو نشون دادم .گفت مواظب باش خیلی نصحیتم کرد گفتم بخدا برای دوستی میخوامش .هیچی رویا اومد گفت اخه پسر بیا بشین ناسلامتی مرد خونه هستی گفتم رویا چی بگم تو وکالت داری خریدار عمه هست غریبه که نیست .بعد عمه گفت رویا بیا کارت دارم چند دقیقه بعد هیچی رویا اومد گفت رهام ببینم تو دوست دختر داری .گفتم اره اشکالش چیه .هیچی گفت منحرف میشی عمه گفت اون بر برین طبیعی هست بزار به رابطه سالم عادت کنه رویا خودت دکتری ناسلامتی جوونی درکش کن .هیچی رویا گفتم همون دختر تو نونوایی قلندری که صف بودی گفت بابا یادم نیست نشونش دادم گفت اوه اره .بعد گفت مامان نفهمه فقط فقط دوستی نفهمم غلط اضافی بکنی به همین قبله رهام خودم میکشمت .بعد گفت اول ببینم کی هست بعد بهت میگم گفتم مگه خواستگاری میخوام برم یا برام بیان حرف میزنی هیچی از اول هر چی بود نشونش دادم اس ها پیام ها .گفتم ولله همین هست ابجی .عمه گفت ببین بچم همه چیزو گفت فقط مهین مادرت نفهمه عمو و اینا هم مطلقا چیزی نفهمند .گفتم خیالت راحت .دوباره به پریسا زنگ زدم گفتم چی شده و رویا میدونه هیچی اومد تهران اگه زنگ زد برو مطبش بگو فقط دوستیم راستشو بگو .هیچی گفت مامانت چی گفتم میخوای نیست نابود بشم دختر .بعد رفتم نشستم هیچی سر قیمت توافق کردن .رویا گففت برامون فرقی نمیکنه گفتیم اول شما بخرین بعد غریبه حالا عمه فاطمه خریدار هست عمو گفت فرقی نداره عموجان بازم مالک خودمون هستیم ولی واقعا تو خیلی زحمت کشیدی هم کارت وبیمارستان و هم کشاورزی واقعا سخته مادرم گفت پرویز اقا ما از پسر شانس نداریم خوش به حالت پسر نداری بیا سرش تو کتابه .اصلا و انگار با ویوار حرف میزنیم وعمه تهرانم گفت مهین همچی تحفه ای هم نیست میگی پسر که عمه فاطممه گفت منم بخدا خیری از میلاد ندیدم مهین حق داره ابجی جای ما بزار خودتو .بعد گفت چیکار دارین بچمو عمه امسال ترم های اخرو بخون معدلت خوب بشه اونجا رفتی برای ارشدت بخون میخوام سرفرازم کنی میخوام روح باباتو شاد کنی گفتم عمه دعا کنید برم ناسا .یهو عمه تهرانم گفت تاریخ چند شدی رهام .گفتم عمه بگو دینامیک چند شدم بگو جلوبرنده ها و.. در ضمن کی گفته گفت کلاغ ها عمه چون وهیچی مادرم گفت ببین اینم درسش .که عموم گفت پسرت .اقعا درسش خوبه عمومی ضعیفه دلیل نیست .تازه لازمش نمیشه .بعد هیچی عمه فاطمه گفت حالا سر قیمت توافق دارین رویا و مادرم گفتند بابا قابل نداره هیچی صلوات فرستادن هر کدوم امضا کردیم .تا بریم محضر کاراشو بکنیم .
تصویر

نمایه کاربر
rohamavation

نام: roham hesami radرهام حسامی راد

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2398

سپاس: 3833

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamavation »

برای من تعجب هست چطور عمه آم رویا را راضی کرد و کنار اومد
تصویر

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 103

سپاس: 40

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

rohamjpl نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۱/۷/۱۵ - ۱۶:۵۵
اگه عمه ام به دادم نرسیده بود بند اب داده بودم .من دیشب خونه عمه بودم و البته مادرم و ابجیم و عمویم و عمه دیگه ام امدند برای بحث زمین .رویا هم داشت حساب کتابها را میکرد من رفتم اتاق میلاد و روی تخت دراز کشیدم کتاب طراحی هواپیما 1 جان دی آندرسون دستم بود که پریسا زنگ زد گفت یک سوال داره از استادهای برق اینجا براش بپرسم .گفتم باشه بعدش شروع به حرف زدن کردیم نگو عمه فاطمه مشهدم دقیق جلوی درب ایستاده بود و داشت گوش میکرد من هم اصلا ندیدمش بعد صداش اومد مهین بیا رهام خان سر به هوا شده منم یهو تا دیمشون خداحافظی کردم .هیچی گفت جیز جیگر خورده چه غلطی میکنی بعدش عمه ام چشمکی زد گفت بابا مرد شده بیاد ببینه بقیه چی میگن مهین اخه ناسلامتی یک سهم مال رهامه منم گفتم عمه جون حرفا میزنی رویا هست خودتون ببینید چی میشه یک طوری بخرینش ما بریم دیگه خندید گفت واقعا خو.به من عمه اتم.بعد عمه اومد گفت من فهمیدم عمه جون خودم میدونم میلاد چه غلطی میکنه حالا کی هست میشه ببینمش گفتم اره عکسشو نشون دادم .گفت مواظب باش خیلی نصحیتم کرد گفتم بخدا برای دوستی میخوامش .هیچی رویا اومد گفت اخه پسر بیا بشین ناسلامتی مرد خونه هستی گفتم رویا چی بگم تو وکالت داری خریدار عمه هست غریبه که نیست .بعد عمه گفت رویا بیا کارت دارم چند دقیقه بعد هیچی رویا اومد گفت رهام ببینم تو دوست دختر داری .گفتم اره اشکالش چیه .هیچی گفت منحرف میشی عمه گفت اون بر برین طبیعی هست بزار به رابطه سالم عادت کنه رویا خودت دکتری ناسلامتی جوونی درکش کن .هیچی رویا گفتم همون دختر تو نونوایی قلندری که صف بودی گفت بابا یادم نیست نشونش دادم گفت اوه اره .بعد گفت مامان نفهمه فقط فقط دوستی نفهمم غلط اضافی بکنی به همین قبله رهام خودم میکشمت .بعد گفت اول ببینم کی هست بعد بهت میگم گفتم مگه خواستگاری میخوام برم یا برام بیان حرف میزنی هیچی از اول هر چی بود نشونش دادم اس ها پیام ها .گفتم ولله همین هست ابجی .عمه گفت ببین بچم همه چیزو گفت فقط مهین مادرت نفهمه عمو و اینا هم مطلقا چیزی نفهمند .گفتم خیالت راحت .دوباره به پریسا زنگ زدم گفتم چی شده و رویا میدونه هیچی اومد تهران اگه زنگ زد برو مطبش بگو فقط دوستیم راستشو بگو .هیچی گفت مامانت چی گفتم میخوای نیست نابود بشم دختر .بعد رفتم نشستم هیچی سر قیمت توافق کردن .رویا گففت برامون فرقی نمیکنه گفتیم اول شما بخرین بعد غریبه حالا عمه فاطمه خریدار هست عمو گفت فرقی نداره عموجان بازم مالک خودمون هستیم ولی واقعا تو خیلی زحمت کشیدی هم کارت وبیمارستان و هم کشاورزی واقعا سخته مادرم گفت پرویز اقا ما از پسر شانس نداریم خوش به حالت پسر نداری بیا سرش تو کتابه .اصلا و انگار با ویوار حرف میزنیم وعمه تهرانم گفت مهین همچی تحفه ای هم نیست میگی پسر که عمه فاطممه گفت منم بخدا خیری از میلاد ندیدم مهین حق داره ابجی جای ما بزار خودتو .بعد گفت چیکار دارین بچمو عمه امسال ترم های اخرو بخون معدلت خوب بشه اونجا رفتی برای ارشدت بخون میخوام سرفرازم کنی میخوام روح باباتو شاد کنی گفتم عمه دعا کنید برم ناسا .یهو عمه تهرانم گفت تاریخ چند شدی رهام .گفتم عمه بگو دینامیک چند شدم بگو جلوبرنده ها و.. در ضمن کی گفته گفت کلاغ ها عمه چون وهیچی مادرم گفت ببین اینم درسش .که عموم گفت پسرت .اقعا درسش خوبه عمومی ضعیفه دلیل نیست .تازه لازمش نمیشه .بعد هیچی عمه فاطمه گفت حالا سر قیمت توافق دارین رویا و مادرم گفتند بابا قابل نداره هیچی صلوات فرستادن هر کدوم امضا کردیم .تا بریم محضر کاراشو بکنیم .
حاجی والا بنظرم جزوه فیزیک رو روان تر مینویسی
اولین دایره‌المعارف زیست شناسی زنده هستم

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به گربه ی زَبادی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1399

سپاس: 506

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

بچه گُربه هامو هر چی پیش-پیش کردم، نیومدن. حس می کنم رفتن تظاهرات. فکر کنم دوتاشون ماده باشن، خدا کنه تو اون شولوغی روسریاشونو در نیارن. خدا جونم حفظشون کن! smile517

نمایه کاربر
rohamavation

نام: roham hesami radرهام حسامی راد

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2398

سپاس: 3833

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamavation »

الان خیالت راحت گشت فعلا کار نداره
راستی البرز جزوه فیزیک نیست جزوه درسی هست حالا من ادبیاتم ضعیفه دیگه ببخش ولی واقعا نمی‌دونم عمه ام چطور ابجیم را راضی کرد که چیزی نگفت یا احتمال سر بحث فروش زمین بود و خونه عمه چیزی نگفت منم جرات نمیکنم بهش زنگ بزنم فقط مامانم اونم ظهری احوالشون پرسیدم اخه اونا دیروز رفتند تهران
تصویر

نمایه کاربر
Alborz Omidi sh

نام: البرز امیدی شاه آباد

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 103

سپاس: 40

جنسیت:

Re: گفتگو

پست توسط Alborz Omidi sh »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
شنبه ۱۴۰۱/۷/۱۶ - ۱۴:۱۲
بچه گُربه هامو هر چی پیش-پیش کردم، نیومدن. حس می کنم رفتن تظاهرات. فکر کنم دوتاشون ماده باشن، خدا کنه تو اون شولوغی روسریاشونو در نیارن. خدا جونم حفظشون کن! smile517
بعد اینجوری گوربه ها رو میگیرن تو گونی میکنن خفه میکنن
اولین دایره‌المعارف زیست شناسی زنده هستم

نمایه کاربر
rohamavation

نام: roham hesami radرهام حسامی راد

محل اقامت: فعلا تهران قیطریه بلوار کتابی 8 متری صبا City of Leicester Area of Leicestershire LE7

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 2398

سپاس: 3833

جنسیت:

تماس:

Re: گفتگو

پست توسط rohamavation »

میو میو اضافی نکن خیالت راحت مترو تجریش فقط نرن اونم شب وگرنه روز مشکلی نیست حالا بچه گربه ها نمیشه وارد پولتیک نشن چه کاریه خوب اخه واقعا چیز وری وری بد هست
تصویر

ارسال پست