صفحه 15 از 17

Re: گفتگو

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۳ - ۱۳:۳۸
توسط Hadis_ro1400510
سلام به عوامل فعال سایت
کسی مقاله یا اطلاعاتی راجب آنتی بیوتیک های مهارکننده اسید نوکلئیک داره؟ یا یه سایت معتبری میتونه معرفی کنه (به جز ویکی پدیا البته) که ازش اطلاعات درست و کاملی بگیرم⚡

Re: گفتگو

ارسال شده: جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۰۷:۰۹
توسط MENERVA
بهزاد، درایور رو دیدم چن روز پیش همون که یه مدت عکس اواتارت بود.
خیلی خوب بود

هرمز پگاه کجایی چقدر تو خوب بودی اخه لعنتی...

حمیرا یادش بخیر چه دورانی داشتیم من و تو... جوون بودیم و جویای نام :) ولی خب درباره من خیلی اشتباه میکردی

نرگس تو هنوز همونقدر خل و چل موندی؟

علیرضا ازدواج نکردی؟

جوانشیر هنوز به فکر دختر رویاهاتی و پیداش نکردی؟


اومم...
دیگه بقیه اسمارو یادم نمیاد زیاد... از هوپا همین چن نفر تو ذهنم موندن... علی جوهرم الان یادن اومد..
اینایی ام ک اسم بردم احتمالن چن نفرشون اصن نمی بینن پیاممو ولی خب

دیگه هرچی فسفر میسوزونم کسی یادن نمیاد ولی کل خاطراتم انگار جلو چشممه... از سال 90 تا 1400 هوپا بودم... دقیقا یک دهه...

ولی هنوز مونده تا سی سالگی خخخ

Re: گفتگو

ارسال شده: جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۱۳:۲۹
توسط M_J1364@yahoo.com
You-See نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ - ۲۳:۳۵
تبریک میگم، فقط اینو دیگه نپرون smile144 طاقت شکست عشقیت رو ندارم smile1045
برنداری عکس ازش بگیری بیاری بذاری اینجا smile139
خوش باشید داداش smile261
ممنون. ولی هنوز چیزی قطعی نیست. خُلقیاتش یه جورایی نقطه مقابل منه: پُر حرف، مغرور و پُررو، یه وقتایی هم پرخاشگر میشه و صداشو روم بلند می کنه. نمی دونم تا چه حد می تونم با این اخلاقاش کنار بیام ولی خصوصیاتِ خوبی هم داره: خونگرمو مهربونه و به خدا معتقده. آدم باهاش خیلی راحته. از همون جلسه ی دوم سومِ آشناییمون، خیلی راحت البته آمیخته به شوخی سر مسایل جنسی با هم حرف می زنیم و احساس اضطراب یا خجالت نمی کنیم. قبل از من با دو تا پسر بوده، اولیش هم اسمِ من بود و رابطشون پنج شیش سال طول کشید، پسرِ همسایه شون بود و یه جورایی از نوجوونی با هم بزرگ شده بودن تا اینکه متأسفانه توی یه تصادف رانندگی که دختره و مادرش هم توی ماشین بودن، "محمد" به شدت مجروح میشه و دو روز بعد فوت می کنه، خود دختره هم ظاهراً از ناحیه ی فکِ پایین آسیب می بینه و با جرّاحی بهبود پیدا می کنه که این جریان برای پنج شیش سال پیشه یعنی وقتی که دختره بیستو چهار پنج سالش بوده. از اون زمان، به قول خودش یه تحولّاتی توش رخ می ده و دیدش به زندگی عوض میشه. بعد از اون هم با یه پسر دیگه به مدت یکی دو سال تو رابطه بوده و بعد طرف می ره خارج و رابطه هم تموم میشه ولی تا اونجایی که فهمیدم هیچ کودوم از این دو رابطه (از نظر سکس) چندان جدّی نبوده. دو سه شبه که به مدت چند ساعت پای تلفن حرف می زنیم و اکثر حرفاش مربوط به خدا و قرآنو اینجور چیزاس، یه اعتقاداتی هم داره که برام جالبه. پدرش روسه و مادرش ایرانی، هر چند که خودش شباهتی به روسا نداره. ظاهراً داروسازی خونده و توی داروخونه کار می کنه. می گه هیچ وقت عاشق نمی شه چون عشق آدمو کور می کنه و مانع تعالی آدم میشه ولی علاقه مند میشه. حس می کنم به من خیلی علاقه داره و خودش می گه از بودن در کنار من خوشحاله، می گه ما تا آخر عمر حتی اگه به هم نرسیم هم با هم "دوست" خواهیم موند. می گه اگه یه روزی ولش کنمو با یکی دیگه مثلاً ازدواج کنم، از اونا نیست که جواب تلفونمو نده و همیشه هم صحبتم خواهد موند.

جنبه ش بالاست. بهش می گم می خوام برم دور-دور بازم دختر تور کنم، می گه: "برو ولی لطفاً وقتی من باهاتم این کارو نکن!". البته خودش توی دور-دور نبود که من خفتش کردم، smile015 بنده خدا خرید کرده بود داشت می رفت خونه ی خواهرش که توی محله ی ماست. برعکسِ من، آدمِ اجتماعی و برونگراییه. بازم برعکسِ من که از اصفهانو یزد و اردبیل اونورتر نرفتم، به روسیه، ترکیه، لبنانو عراق سفر کرده و چند سالی توی بعضی از این کشورا زندگی.

در هر حال امیدوارم رابطه به هر سمتی که می ره، بخیر بگذره ...
Vahed75 نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۳ - ۰۲:۰۲
محمد جون بهت تبریک میگم
فقط نمی دونم چرا اینقدر معصومانه و مظلومانه به دوربین نگاه کردی و عکس گرفتی!
ممنون علی جان، نمی دونم شاید ظاهرم اغلب همینطوری باشه مگر در مواقعی که عصبانیم smile499
MENERVA نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۰۷:۰۹
جوانشیر هنوز به فکر دختر رویاهاتی و پیداش نکردی؟
سلام فرنیا جان، خوشحالم که یه سَری به هوپا زدی و یادی از ما کردی smile072 آره هنوز دنبالشم ولی نمی دونم پیداش کردم یا نه! از خودت برام بگو. تو چی؟ نیمه ی گم شدتو پیدا کردی؟

گفتگو

ارسال شده: جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۱۸:۳۱
توسط ruvri.f
سلام دوستام کسی اینجا فیزیک نور یاد دارع؟من فردا امتحان دارم و ازونجا ک رشتم گرافیکه هیچی از فیزیک نمیفهمم اگ کسی میتونه لطفا کمکم کنه 😢😢😢

Re: گفتگو

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ - ۲۳:۰۶
توسط matrix
M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۱۳:۲۹
جنبه ش بالاست. بهش می گم می خوام برم دور-دور بازم دختر تور کنم، می گه: "برو ولی لطفاً وقتی من باهاتم این کارو نکن!". البته خودش توی دور-دور نبود که من خفتش کردم، smile015 بنده خدا خرید کرده بود داشت می رفت خونه ی خواهرش که توی محله ی ماست. برعکسِ من، آدمِ اجتماعی و برونگراییه. بازم برعکسِ من که از اصفهانو یزد و اردبیل اونورتر نرفتم، به روسیه، ترکیه، لبنانو عراق سفر کرده و چند سالی توی بعضی از این کشورا زندگی.
گفتن این قضیه که میخوام برم دور دور تو عمشقش که میری هم خوبه هم بد. خوبیش اینه که طرف میفهمه موندنت تو رابطه هزینه ای داره و اینطوری نیست هر کار خواست بکنه و تو هم در هر حالتی دوستش داشته باشی. چون مردم وقتی بفهمن هزینه ای نداری تبدیل به اشغال میشی که میشه دورت انداخت چون هزینه ای نداشتی. ولی از طرفی یک حال تناقضی هم هست و با دست پس زدن با پا پیش کشیدن میشه و از اینجا داریم از کلمه هزینه استفاده می کنیم و هزینه برای خرید و فروش کالا استفاده میشه نه برای مسئله عشق.
تو قرن حاضر واقعا نمیفهمم کدومش درسته و جزو سوالاتم هست که دقیق برام روشن نیست.

Re: گفتگو

ارسال شده: دوشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ - ۱۲:۴۶
توسط You-See
---

Re: گفتگو

ارسال شده: دوشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ - ۱۲:۴۷
توسط You-See
ملینا خانم پی ویت رو به روی همه بستی ظاهرا پیام ارسال نمی شه.

Re: گفتگو

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۰۵:۱۰
توسط matrix
MENERVA نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۰۷:۰۹
علیرضا ازدواج نکردی؟
ازدواج سنتی معامله ست و بهش فکر نمی کنم. ازدواج سفید خوبه

Re: گفتگو

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۳:۳۰
توسط فروهر
matrix نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۰۵:۱۰
MENERVA نوشته شده:
جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ - ۰۷:۰۹
علیرضا ازدواج نکردی؟
ازدواج سنتی معامله ست و بهش فکر نمی کنم. ازدواج سفید خوبه
باز گفت ازدواج سفید... smile049

Re: گفتگو

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۷:۲۳
توسط matrix
فروهر نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۳:۳۰
باز گفت ازدواج سفید... smile049
تو مگه باهاش موافق نبودی؟ یهو مخالف شدی؟
خب ازدواج سیاه خوبه؟ یا قهوه ای smile055 smile055

Re: گفتگو

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۱۸:۲۱
توسط فروهر
matrix نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۷:۲۳
فروهر نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۳:۳۰
باز گفت ازدواج سفید... smile049
تو مگه باهاش موافق نبودی؟ یهو مخالف شدی؟
خب ازدواج سیاه خوبه؟ یا قهوه ای smile055 smile055
من تحت شرایطی موافق بودم😑

Re: گفتگو

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۱۹:۳۵
توسط matrix
فروهر نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۱۸:۲۱
matrix نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۷:۲۳
تو مگه باهاش موافق نبودی؟ یهو مخالف شدی؟
خب ازدواج سیاه خوبه؟ یا قهوه ای smile055 smile055
من تحت شرایطی موافق بودم😑
شرایطتو بگو بررسی میکنم اگه اوکی بود هفته دیگه با شیرینی بیا مُهر کنم. بعدی... smile039 smile039

Re: گفتگو

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۲۰:۳۶
توسط فروهر
matrix نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۱۹:۳۵
فروهر نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۱۸:۲۱
matrix نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۸ - ۱۷:۲۳
تو مگه باهاش موافق نبودی؟ یهو مخالف شدی؟
خب ازدواج سیاه خوبه؟ یا قهوه ای smile055 smile055
من تحت شرایطی موافق بودم😑
شرایطتو بگو بررسی میکنم اگه اوکی بود هفته دیگه با شیرینی بیا مُهر کنم. بعدی... smile039 smile039
چشم حاج آقا smile232

Re: گفتگو

ارسال شده: چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۲۲:۳۸
توسط You-See
مگه فروهر شما خانمی؟؟ یا ابرفرز اصلا نمی خورد

Re: گفتگو

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ - ۱۴:۱۷
توسط فروهر
You-See نوشته شده:
چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۹ - ۲۲:۳۸
مگه فروهر شما خانمی؟؟ یا ابرفرز اصلا نمی خورد
smile1041

گفت با گل شیرینی بیا یعنی برم خواستگاریش smile039 دیگه نگرفتی شما...

اقا یوسف خودتی؟