پارسی را پاس بداریم

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

1.jpg


وقتی = هرگاه
ضلع = بَر
مثلث = سه‌گوش
مساوی = برابر
متساوی الساقین = برابرپای
منطبق = هم‌نهشت

------------------------------
2.jpg

-------------------------------------------------
3.jpg


در دستور زبان پارسی، از واژه های پارسی بهره ببریم:

فعل = کارواژه
اسم = نامواژه
صفت = زاب
ماضی = گذشته
حال = کنون
مستقبل = آینده
---------------------------------------------------------

با بودن واژه‌های آغاز و آغازیدن، نیازی به واژه "شروع" (در زبان پارسی) نیست.
-------
شروع = آغاز
شروع کردن = آغازیدن
شروع کننده = آغازگر

smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
candle

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱/۴ - ۱۷:۱۳


پست: 865

سپاس: 1577

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط candle »

اجازه : پروانه، روادید، پَرَک، دستوری و بار

احساس : سِهیدن ، سهش

تأثیر: فَرجاد

مقدس: ورجاوند ، اسپند ، سپنت ، سپنتا و پاک

دلیل و علت : شُوَند

حقیقت: آمیغ

هویت یا ماهیت : چِبود

ضامن : پایندا

اقتصاد: هوده گردانی

حسابداری: اندازه داری

عضو: اندام ، هموَند

تئوری یا فرضیه : انگاره

استفاده و استعمال : به کارگیری

جمعیت یا حزب: باهَماد

مطبوعات : چاپاک ها

امواج: خیزاب ها

امضا کردن: دستینه نهادن

معجزة : نتوانستنی ، نیارستنی

التماس: لابه

بشارت: مژده

صورت و ظاهر : رویه، چهره

مبارک : خجسته، پدرام، همایون و فرخنده

مشتق: برگرفته

قابل رؤیت: بیناک

مسؤول: پاسخ ده

رعیت : بازیار

قافیه : پَساوَند

شاعر : چامه گو، چکامه سرا و سراینده

نقد: دَستادَست

نسیه : پَستادَست

مُقِــرّ/ مُعتَرِف :
خُستو

( ز آز و فُزونی به یک سو شویم به نادانی خویش خُستو شویم)

محدودیت: بازه مندی

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

22.jpg


هواپیما سقوط کرد = هواپیما سرنگون شد

قیمت نفت سقوط کرد = بهای نفت فروافتاد

سقوط آزاد = اُفت آزاد
---
فروافتادن
لغت نامه دهخدا
فروافتادن . [ ف ُ اُ دَ ] (مص مرکب ) بزیر افتادن . سقوط.

-------------------------------------------------------------------

در دستور زبان پارسی، از واژه های پارسی بهره ببریم:

افعال متعدی و لازم = کارواژه‌های گذرا و ناگذرا

smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

در این "خصوص"/"مورد" = در این باره
در نوشتارهای ادبی: در این رهگذر
------------------------------------------

به جای "جراید"، "مجلات" و "مطبوعات" از واژه های <روزنامه>، <گاهنامه> و <چاپنامه> سود ببریم

6666.jpg

------------------------------------------------
انشتین گفت: تن‌مایه و کارمایه هم ارز هستند: E=mC²

انرژی (در فیزیک) = کارمایه
( از فرهنگستان)

جرم ( در فیزیک) = تـَــن‌مایه

انرژی پتانسیل = توان‌مایه
------------------------------------------

"كماكان" یا "كما فی السابق" را كنار نهاده و بگوییم " همچنان"

777.jpg

------------------------------------------------------

تواضع در همه ی موارد پسندیده نیست = فروتنی همواره پسندیده نیست.

999.png


smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

واژه های پارسی را هیچگاه با "ط" ننویسیم.
فزون بر آن واژه های دیگری را كه پارسی نیستند، ولی از بیخ عربی هم نیستند با "ط" ننویسیم.

233.jpg

----------------------------------------------------
حاشا و کلا = به هیچ‌روی، هرگز

2323.jpg

--------------------------------------------------------------
با بودن واژگان ِ گوش‌آشنای 'روشن، آشکار، هویدا، پیدا، نمایان' نیازی به کاربرد ِ واژه‌های "وضوح" و "واضح" نیست.

4435.jpg

-----------------------------------------------------------------------
اطلاع = آگاهی، گزارش

اطلاعات = آگاهی‌ها

اطلاعات عمومی = آگاهی‌های همگانی

اطلاعیه = آگهی

مُطلع = آگاه

اطلاع رسانی = آگاهی رسانی

اطلاع دادن = آگاهانیدن، آگاهاندن

767.jpg


smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

به جای واژه های بیگانه، واژه های گوش‌آشنای پارسی به کار ببریم!

به "ثَمَن ِ بَخس" خرید/فروخت = به بهای ناچیز/اندک خرید/فروخت
-------
ثَمَن = بها

بخس = کم و اندک

545.jpg

--------------------------------------------------------

34.jpg


زبان پارسی یك زبان بسیار نیرومند برای واژه سازی است كه شاید تنها در جهان ، زبان آلمانی از آن در این زمینه برتر باشد .
بهرروی هركس میتواند با كاربرد درست دستور زبان و آیین واژه سازی، واژه هایی بسازد كه "قانونی" هستند،
هرچند در واژه نامه هم نباشند ( گفتنی است كه ما یك واژه نامه ی درست نداریم ،
حتی واژه نامه ی دهخدا هم یك گردآیه ی اندكی هردنبیل است).
برای نمونه میتوان از ریشه ی گذشته ی یك كارواژه ( فعل) و پسوند "آر"، یك نام درست كرد، مانند خرید+آر = خریدار.
همینگونه میتوانیم با فروختن، فروختار را درست كنیم. ااین واژه سرتاپا فارسی است و قانونی هم هست،
گرچه شاید در هیچ واژه نامه ای نباشد و هرگز نشنیده باشیم و فرهنگستان هم امضا نكرده باشد


smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

112.jpg


منظره = چشم انداز
چه منظره‌ی روح انگیزی = چه چشم انداز دل‌انگیزی
نظر = نگر، دید، نگاه
به نظر من = به نگر من، به دید من
منظور = فردید، آماج، خواست
--------------------------------

پیش از به کار بردن واژه های "ممکن" و "امکان"، لختی بیاندیشیم
که آیا نمی‌توان به جای آنها واژ های
'شدنی' یا 'شاید' را به کار برد:

ممکن = شدنی
غیرممکن = ناشدنی، نشدنی
امکان ندارد، ممکن نیست = شدنی نیست
ممکن است بیایم = شاید بیایم

111.jpg


smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

با بودن واژه های کشتزار، کشتزارها، کشاورزی و کشاورز،
به کار بردن واژه های بیگانه‌ی مزرعه، مزارع، زارع، فلاحت، فلاح، درست نیست.
انگیزه به کار بردن این واژه های بیگانه، هر چه باشد، نشانه دانایی و سخندانی نیست.
کاربرد آنها، بویژه از سوی نویسندگان، روزنامه‌نگاران و دیگر دست‌اندرکاران رسانه‌ها،
اگر نه نشانه‌ی نادانی، دست کم نشانه کم بها دادن آنها به زبان پارسی ست.

-------
مزرعه = کشتزار
مزارع = کشتزارها
زرع = کاشتن، کشاورزی، برزگری، برزیگری
زارع = کشاورز
زراعت = کشاورزی، برزگری، کشت و کشتکاری
فلاحت = کشاورزی، برزگری
فلاح = کشاورز، برزگر
----------------------------------------
توسعه اراضی زراعی ==> گسترش زمین‌های کشاورزی
تخریب جنگل‌ها ==> ویرانی/نابودی جنگل‌ها
----------------------------------------------------
حیوان ==> جانور
حیوانات ==> جانوران
حمایت از حیوانات ==> پشتیبانی از جانوران

smile072

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
candle

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱/۴ - ۱۷:۱۳


پست: 865

سپاس: 1577

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط candle »

ایجاد رشته دانشگاهی واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی:

معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی از ایجاد رشته دانشگاهی واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی خبر داد.

نسرین پرویزی اظهار کرد: امسال در مقطع کارشناسی ارشد رشته واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی ایجاد شده که دانشجویانی را در پژوهشکده مطالعات واژه‌گزینی فرهنگستان زبان می‌پذیریم.

او در ادامه اظهار کرد: واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی در تمام دنیا و در زمینه‌های مختلف از جمله صنعت‌ کاربرد دارد و فقط مختص ادبیات و زبان فارسی نیست. در واقع کسانی که در این رشته تحصیل می‌کنند برای ایجاد زبان علم در هر حوزه‌ای می‌توانند فعالیت کنند.

معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با بیان این‌که این رشته در دفترچه کنکور آمده و آزمون آن برگزار شده گفت: 10 نفر برای این رشته پذیرفته می‌شوند که البته مصاحبه هم دارند.

منبع


گوشزد! : از تلخندهای روزگار ما، یکی هم این است که واژه «اصطلاح شناسی»؛ خود واژه ای است نیم اربی - نیم پارسی که بی گمان، نیازمند بازنگری در همین شاخه دانشگاهی نوپاست! .
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.
اگر دانش را به خاطر کسب درآمد فرا می‌گیرید؛ به حق آنهایی که به خاطر خود، علم و دانش اندوخته‌اند تجاوز کرده‌اید - آندره ژید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

به یاد بسپاریم:
اسم ==> نام
اسامی ==> نام‌ها
اسم (دستور زبان) ==> نامواژه
اسم‌نویسی ==> نام‌نویسی
ثبت‌نام کردن ==> نام‌نوشتن
--------------------------------------------
به یاد بسپاریم:
ظلم ==> ستم
ظالم ==> ستمگر، ستمکار
مظلوم ==> ستمدیده
ظلم کردن ==> ستمیدن، (ستم کردن)
تظلم ==> دادخواهی
------------------------------------------------------------
دلداده‌ی شوریده‌ای بر دَر ِ خانه‌ی دلبر زد!
دلبر پرسید: کیست؟
او پاسخ داد: منم
دلبر در پاسخ گفت: برای تو و من در یک خانه جا نیست.
مرد راهی بیابان شد تا مینوبینی* بیاغازد.
سالها گذشت و برگشت و باز بر در ِ خانه دلبر زد.
دلبرش دوباره پرسید: کیست؟
او پاسخ داد: تویی
و در باز شد.
---------
* مینوبینی = مدیتاسیون، مدیتیشن meditation
---------
ابن عربی فرزانه عرب- اسپانیایی (١١۶۵-١٢۴۰ ترسایی )

56536.jpg


smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

واژه ی عربی "قدیم" بجای چند فرایافت بکار می‌رود و اینگونه، زبان مارا کم‌مایه کرده است.
چه بهتر که برابر های پارسی آنرا بکار ببریم که سخن ما روشن‌تر و زبان پارسی ما گویاتر شود.
--------------------
فرایافت = مفهوم

1.png


--------------------------------------------------
به یاد بسپاریم:
وسط ==> میانه، میان ِ
بی واسطه ==> بی میانجی
بین النهرین ==> میان‌رودان
از بین بردن ==> از میان بردن
---------------------------------------------------------------
*خر و روباه*

خری و روباهی زمان های درازی دوستانه در كنار هم می زیستند و با هم به شكار می رفتند.
در یكی از گشت و گذارهایشان، شیری چنان ناگهان در برابرشان سبز شد، كه روباه ترسید و دیگر نمی توانست بگریزد.
چاره را در نیرنگ دید و بدان پناه برد. با مهربانی ساختگی به شیر گفت:


<شاه بزرگوار! من از تو بر خود بیمناك نیستم،
ولی می توانم ترا با گوشت همراه
دبنگ [١] خود پذیرایی كنم.
تنها بس است كه دستور دهی!>


شیر به او زنهار داد [٢] و روباه خر را بسوی گودالی ره نمود و خر در آن گودال گرفتار آمد.
شیر
شرزه [۳] بسوی روباه آمد و او را به چنگ گرفت و غران گفت: خر كه بی كم و كاست از آن من است،
ولی نخست ترا از برای دورویی كه داشتی، می درم.
از
نارویی[۴] بخوبی بهره می برند، با این همه، ناروزن را كسی دوست ندارد.
---------------
[١] دبنگ = "احمق"، بی مغز، كودن، نادان، "ابله"، گول
[٢] زنهار دادن = از كشتار و "مجازات" كسی در گذشتن
[۳] شرزه = تند و تیزو خشمگین (برای شیر و پلنگ بكار می رود)
[۴] نارویی = "خیانت"، نارو زدن= "خیانت" ورزیدن؛ ناروزن = "خائن"
----
داستان از ا ِز ُپ چامه سرای یونانی ست. او نزدیك به ٢۶۰۰ سال پیش می زیست.

smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

در حفظ محیط زیست کوشا باشیم.
در پاسداشت زیست‌بوم بکوشیم.

367746.jpg

--------------------------

قدم ==> گام
پیش قدم ==> پیش گام
خوش قدم ==> خوش گام
قدم به قدم ==> گام به گام


بعد ==> پس، سپس
بعدا ==> سپس، دیرتر
قبل ==> پیش
قبلا ==> پیشتر، پیش از این
فرض کردن ==> انگاشتن

----------------
حدود ۶۰۰۰ واژه = نزدیک به ۶۰۰۰ واژه
بین مکالمات مردم = میان گفتگوهای مردم
رد و بدل شدن = داد و ستد شدن
هجمه فرهنگی = تاخت و تاز فرهنگی
معادل سازی = همتاسازی، برابرسازی
اما = ولی
متولی = سرپرست، دست اندر کار
گرچه قابل تحسین است = گرچه ستودنی ست
موانع زیادی = بازدارنده های بسیاری
مقاومت = پایداری
استفاده از این واژه ها = به کار بردن این واژه ها
خصوصا = به ویژه
در مقابل = در برابر
حال سوال اینجاست = کنون پرسش اینجاست
معرفی می‌شوند = شناسانده می‌شوند
انتخاب یک واژه = گزینش یک واژه
متخصصان = کارشناسان
عرض اندام = خودنمایی

smile072
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
MA102

نام: Laplace transforms

عضویت : چهارشنبه ۱۳۸۸/۹/۱۸ - ۱۷:۰۹


پست: 1664

سپاس: 1656

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط MA102 »

سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
آخرین ويرايش توسط 1 on MA102, ويرايش شده در 0.
علم×دین=انسان




وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6882

سپاس: 5108

جنسیت:

تماس:

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط DARKENERGY »

MA102 نوشته شده:سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072


تصدیق: پروانه، گواهی، گواهینامه

مصداق: راستگوی ، راست نماد

صدق: راستی و درستی

صادق: راستگو، پاکدل، درستکار

smile072

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
MA102

نام: Laplace transforms

عضویت : چهارشنبه ۱۳۸۸/۹/۱۸ - ۱۷:۰۹


پست: 1664

سپاس: 1656

Re: پارسی را پاس بداریم

پست توسط MA102 »

DARKENERGY نوشته شده:
MA102 نوشته شده:سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072


تصدیق: پروانه، گواهی، گواهینامه

مصداق: راستگوی ، راست نماد

صدق: راستی و درستی

صادق: راستگو، پاکدل، درستکار

smile072

smile037
این کلمات در منطق و فلسفه کاربرد دارند.
مثلا مصداق:
مفهوم حیوان را در نظر بگیرید، اسب یک مصداق برای مفهوم حیوان است. یا پونی یک مصداق برای مفهوم اسب است. یا ساده تر، عدد 2.5 یک مصداق برای مفهوم عدد گویا است.


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
علم×دین=انسان




وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/

ارسال پست