پارسی را پاس بداریم


Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در پنجشنبه 11 دي 1393 - 23:52

1.jpg
1.jpg (33.65 KIB) بازدید 5335 بار


وقتی = هرگاه
ضلع = بَر
مثلث = سه‌گوش
مساوی = برابر
متساوی الساقین = برابرپای
منطبق = هم‌نهشت

------------------------------
2.jpg
2.jpg (8.27 KIB) بازدید 5335 بار

-------------------------------------------------
3.jpg
3.jpg (13.92 KIB) بازدید 5335 بار


در دستور زبان پارسی، از واژه های پارسی بهره ببریم:

فعل = کارواژه
اسم = نامواژه
صفت = زاب
ماضی = گذشته
حال = کنون
مستقبل = آینده
---------------------------------------------------------

با بودن واژه‌های آغاز و آغازیدن، نیازی به واژه "شروع" (در زبان پارسی) نیست.
-------
شروع = آغاز
شروع کردن = آغازیدن
شروع کننده = آغازگر

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی candle در پنجشنبه 18 دي 1393 - 19:36

اجازه : پروانه، روادید، پَرَک، دستوری و بار

احساس : سِهیدن ، سهش

تأثیر: فَرجاد

مقدس: ورجاوند ، اسپند ، سپنت ، سپنتا و پاک

دلیل و علت : شُوَند

حقیقت: آمیغ

هویت یا ماهیت : چِبود

ضامن : پایندا

اقتصاد: هوده گردانی

حسابداری: اندازه داری

عضو: اندام ، هموَند

تئوری یا فرضیه : انگاره

استفاده و استعمال : به کارگیری

جمعیت یا حزب: باهَماد

مطبوعات : چاپاک ها

امواج: خیزاب ها

امضا کردن: دستینه نهادن

معجزة : نتوانستنی ، نیارستنی

التماس: لابه

بشارت: مژده

صورت و ظاهر : رویه، چهره

مبارک : خجسته، پدرام، همایون و فرخنده

مشتق: برگرفته

قابل رؤیت: بیناک

مسؤول: پاسخ ده

رعیت : بازیار

قافیه : پَساوَند

شاعر : چامه گو، چکامه سرا و سراینده

نقد: دَستادَست

نسیه : پَستادَست

مُقِــرّ/ مُعتَرِف :
خُستو

( ز آز و فُزونی به یک سو شویم به نادانی خویش خُستو شویم)

محدودیت: بازه مندی
نماد کاربر
 
سپـاس : 1576 times

ارسـال : 864


نام نویسی: 93/1/4

ذکر نشده

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در دوشنبه 22 دي 1393 - 09:30

22.jpg
22.jpg (31.67 KIB) بازدید 5229 بار


هواپیما سقوط کرد = هواپیما سرنگون شد

قیمت نفت سقوط کرد = بهای نفت فروافتاد

سقوط آزاد = اُفت آزاد
---
فروافتادن
لغت نامه دهخدا
فروافتادن . [ ف ُ اُ دَ ] (مص مرکب ) بزیر افتادن . سقوط.

-------------------------------------------------------------------

در دستور زبان پارسی، از واژه های پارسی بهره ببریم:

افعال متعدی و لازم = کارواژه‌های گذرا و ناگذرا

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در پنجشنبه 2 بهمن 1393 - 12:21

در این "خصوص"/"مورد" = در این باره
در نوشتارهای ادبی: در این رهگذر
------------------------------------------

به جای "جراید"، "مجلات" و "مطبوعات" از واژه های <روزنامه>، <گاهنامه> و <چاپنامه> سود ببریم

6666.jpg
6666.jpg (42.09 KIB) بازدید 5130 بار

------------------------------------------------
انشتین گفت: تن‌مایه و کارمایه هم ارز هستند: E=mC²

انرژی (در فیزیک) = کارمایه
( از فرهنگستان)

جرم ( در فیزیک) = تـَــن‌مایه

انرژی پتانسیل = توان‌مایه
------------------------------------------

"كماكان" یا "كما فی السابق" را كنار نهاده و بگوییم " همچنان"

777.jpg
777.jpg (17.68 KIB) بازدید 5130 بار

------------------------------------------------------

تواضع در همه ی موارد پسندیده نیست = فروتنی همواره پسندیده نیست.

999.png
999.png (13.51 KIB) بازدید 5130 بار


smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در يكشنبه 19 بهمن 1393 - 20:30

واژه های پارسی را هیچگاه با "ط" ننویسیم.
فزون بر آن واژه های دیگری را كه پارسی نیستند، ولی از بیخ عربی هم نیستند با "ط" ننویسیم.

233.jpg
233.jpg (54.15 KIB) بازدید 5047 بار

----------------------------------------------------
حاشا و کلا = به هیچ‌روی، هرگز

2323.jpg
2323.jpg (5.23 KIB) بازدید 5047 بار

--------------------------------------------------------------
با بودن واژگان ِ گوش‌آشنای 'روشن، آشکار، هویدا، پیدا، نمایان' نیازی به کاربرد ِ واژه‌های "وضوح" و "واضح" نیست.

4435.jpg
4435.jpg (15.66 KIB) بازدید 5047 بار

-----------------------------------------------------------------------
اطلاع = آگاهی، گزارش

اطلاعات = آگاهی‌ها

اطلاعات عمومی = آگاهی‌های همگانی

اطلاعیه = آگهی

مُطلع = آگاه

اطلاع رسانی = آگاهی رسانی

اطلاع دادن = آگاهانیدن، آگاهاندن

767.jpg
767.jpg (18.95 KIB) بازدید 5047 بار


smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در يكشنبه 24 اسفند 1393 - 12:50

به جای واژه های بیگانه، واژه های گوش‌آشنای پارسی به کار ببریم!

به "ثَمَن ِ بَخس" خرید/فروخت = به بهای ناچیز/اندک خرید/فروخت
-------
ثَمَن = بها

بخس = کم و اندک

545.jpg
545.jpg (10.24 KIB) بازدید 4942 بار

--------------------------------------------------------

34.jpg
34.jpg (65.3 KIB) بازدید 4942 بار


زبان پارسی یك زبان بسیار نیرومند برای واژه سازی است كه شاید تنها در جهان ، زبان آلمانی از آن در این زمینه برتر باشد .
بهرروی هركس میتواند با كاربرد درست دستور زبان و آیین واژه سازی، واژه هایی بسازد كه "قانونی" هستند،
هرچند در واژه نامه هم نباشند ( گفتنی است كه ما یك واژه نامه ی درست نداریم ،
حتی واژه نامه ی دهخدا هم یك گردآیه ی اندكی هردنبیل است).
برای نمونه میتوان از ریشه ی گذشته ی یك كارواژه ( فعل) و پسوند "آر"، یك نام درست كرد، مانند خرید+آر = خریدار.
همینگونه میتوانیم با فروختن، فروختار را درست كنیم. ااین واژه سرتاپا فارسی است و قانونی هم هست،
گرچه شاید در هیچ واژه نامه ای نباشد و هرگز نشنیده باشیم و فرهنگستان هم امضا نكرده باشد


smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در پنجشنبه 20 فروردين 1394 - 15:02

112.jpg
112.jpg (77.52 KIB) بازدید 4849 بار


منظره = چشم انداز
چه منظره‌ی روح انگیزی = چه چشم انداز دل‌انگیزی
نظر = نگر، دید، نگاه
به نظر من = به نگر من، به دید من
منظور = فردید، آماج، خواست
--------------------------------

پیش از به کار بردن واژه های "ممکن" و "امکان"، لختی بیاندیشیم
که آیا نمی‌توان به جای آنها واژ های
'شدنی' یا 'شاید' را به کار برد:

ممکن = شدنی
غیرممکن = ناشدنی، نشدنی
امکان ندارد، ممکن نیست = شدنی نیست
ممکن است بیایم = شاید بیایم

111.jpg
111.jpg (25.54 KIB) بازدید 4849 بار


smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در شنبه 5 ارديبهشت 1394 - 00:56

با بودن واژه های کشتزار، کشتزارها، کشاورزی و کشاورز،
به کار بردن واژه های بیگانه‌ی مزرعه، مزارع، زارع، فلاحت، فلاح، درست نیست.
انگیزه به کار بردن این واژه های بیگانه، هر چه باشد، نشانه دانایی و سخندانی نیست.
کاربرد آنها، بویژه از سوی نویسندگان، روزنامه‌نگاران و دیگر دست‌اندرکاران رسانه‌ها،
اگر نه نشانه‌ی نادانی، دست کم نشانه کم بها دادن آنها به زبان پارسی ست.

-------
مزرعه = کشتزار
مزارع = کشتزارها
زرع = کاشتن، کشاورزی، برزگری، برزیگری
زارع = کشاورز
زراعت = کشاورزی، برزگری، کشت و کشتکاری
فلاحت = کشاورزی، برزگری
فلاح = کشاورز، برزگر
----------------------------------------
توسعه اراضی زراعی ==> گسترش زمین‌های کشاورزی
تخریب جنگل‌ها ==> ویرانی/نابودی جنگل‌ها
----------------------------------------------------
حیوان ==> جانور
حیوانات ==> جانوران
حمایت از حیوانات ==> پشتیبانی از جانوران

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی candle در يكشنبه 6 ارديبهشت 1394 - 20:18

ایجاد رشته دانشگاهی واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی:

معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی از ایجاد رشته دانشگاهی واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی خبر داد.

نسرین پرویزی اظهار کرد: امسال در مقطع کارشناسی ارشد رشته واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی ایجاد شده که دانشجویانی را در پژوهشکده مطالعات واژه‌گزینی فرهنگستان زبان می‌پذیریم.

او در ادامه اظهار کرد: واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی در تمام دنیا و در زمینه‌های مختلف از جمله صنعت‌ کاربرد دارد و فقط مختص ادبیات و زبان فارسی نیست. در واقع کسانی که در این رشته تحصیل می‌کنند برای ایجاد زبان علم در هر حوزه‌ای می‌توانند فعالیت کنند.

معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با بیان این‌که این رشته در دفترچه کنکور آمده و آزمون آن برگزار شده گفت: 10 نفر برای این رشته پذیرفته می‌شوند که البته مصاحبه هم دارند.

منبع


گوشزد! : از تلخندهای روزگار ما، یکی هم این است که واژه «اصطلاح شناسی»؛ خود واژه ای است نیم اربی - نیم پارسی که بی گمان، نیازمند بازنگری در همین شاخه دانشگاهی نوپاست! .
پیوست ها
فرهنگستان زبان و ادب فارسی 1.jpg
فرهنگستان زبان و ادب فارسی 1.jpg (118.75 KIB) بازدید 4782 بار
اگر دانش را به خاطر کسب درآمد فرا می‌گیرید؛ به حق آنهایی که به خاطر خود، علم و دانش اندوخته‌اند تجاوز کرده‌اید - آندره ژید
نماد کاربر
 
سپـاس : 1576 times

ارسـال : 864


نام نویسی: 93/1/4

ذکر نشده

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 - 15:54

به یاد بسپاریم:
اسم ==> نام
اسامی ==> نام‌ها
اسم (دستور زبان) ==> نامواژه
اسم‌نویسی ==> نام‌نویسی
ثبت‌نام کردن ==> نام‌نوشتن
--------------------------------------------
به یاد بسپاریم:
ظلم ==> ستم
ظالم ==> ستمگر، ستمکار
مظلوم ==> ستمدیده
ظلم کردن ==> ستمیدن، (ستم کردن)
تظلم ==> دادخواهی
------------------------------------------------------------
دلداده‌ی شوریده‌ای بر دَر ِ خانه‌ی دلبر زد!
دلبر پرسید: کیست؟
او پاسخ داد: منم
دلبر در پاسخ گفت: برای تو و من در یک خانه جا نیست.
مرد راهی بیابان شد تا مینوبینی* بیاغازد.
سالها گذشت و برگشت و باز بر در ِ خانه دلبر زد.
دلبرش دوباره پرسید: کیست؟
او پاسخ داد: تویی
و در باز شد.
---------
* مینوبینی = مدیتاسیون، مدیتیشن meditation
---------
ابن عربی فرزانه عرب- اسپانیایی (١١۶۵-١٢۴۰ ترسایی )

56536.jpg
56536.jpg (38.24 KIB) بازدید 4716 بار


smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در شنبه 26 ارديبهشت 1394 - 04:38

واژه ی عربی "قدیم" بجای چند فرایافت بکار می‌رود و اینگونه، زبان مارا کم‌مایه کرده است.
چه بهتر که برابر های پارسی آنرا بکار ببریم که سخن ما روشن‌تر و زبان پارسی ما گویاتر شود.
--------------------
فرایافت = مفهوم

1.png
1.png (99.95 KIB) بازدید 4845 بار


--------------------------------------------------
به یاد بسپاریم:
وسط ==> میانه، میان ِ
بی واسطه ==> بی میانجی
بین النهرین ==> میان‌رودان
از بین بردن ==> از میان بردن
---------------------------------------------------------------
*خر و روباه*

خری و روباهی زمان های درازی دوستانه در كنار هم می زیستند و با هم به شكار می رفتند.
در یكی از گشت و گذارهایشان، شیری چنان ناگهان در برابرشان سبز شد، كه روباه ترسید و دیگر نمی توانست بگریزد.
چاره را در نیرنگ دید و بدان پناه برد. با مهربانی ساختگی به شیر گفت:


<شاه بزرگوار! من از تو بر خود بیمناك نیستم،
ولی می توانم ترا با گوشت همراه
دبنگ [١] خود پذیرایی كنم.
تنها بس است كه دستور دهی!>


شیر به او زنهار داد [٢] و روباه خر را بسوی گودالی ره نمود و خر در آن گودال گرفتار آمد.
شیر
شرزه [۳] بسوی روباه آمد و او را به چنگ گرفت و غران گفت: خر كه بی كم و كاست از آن من است،
ولی نخست ترا از برای دورویی كه داشتی، می درم.
از
نارویی[۴] بخوبی بهره می برند، با این همه، ناروزن را كسی دوست ندارد.
---------------
[١] دبنگ = "احمق"، بی مغز، كودن، نادان، "ابله"، گول
[٢] زنهار دادن = از كشتار و "مجازات" كسی در گذشتن
[۳] شرزه = تند و تیزو خشمگین (برای شیر و پلنگ بكار می رود)
[۴] نارویی = "خیانت"، نارو زدن= "خیانت" ورزیدن؛ ناروزن = "خائن"
----
داستان از ا ِز ُپ چامه سرای یونانی ست. او نزدیك به ٢۶۰۰ سال پیش می زیست.

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در دوشنبه 18 خرداد 1394 - 15:04

در حفظ محیط زیست کوشا باشیم.
در پاسداشت زیست‌بوم بکوشیم.

367746.jpg
367746.jpg (72.93 KIB) بازدید 4788 بار

--------------------------

قدم ==> گام
پیش قدم ==> پیش گام
خوش قدم ==> خوش گام
قدم به قدم ==> گام به گام


بعد ==> پس، سپس
بعدا ==> سپس، دیرتر
قبل ==> پیش
قبلا ==> پیشتر، پیش از این
فرض کردن ==> انگاشتن

----------------
حدود ۶۰۰۰ واژه = نزدیک به ۶۰۰۰ واژه
بین مکالمات مردم = میان گفتگوهای مردم
رد و بدل شدن = داد و ستد شدن
هجمه فرهنگی = تاخت و تاز فرهنگی
معادل سازی = همتاسازی، برابرسازی
اما = ولی
متولی = سرپرست، دست اندر کار
گرچه قابل تحسین است = گرچه ستودنی ست
موانع زیادی = بازدارنده های بسیاری
مقاومت = پایداری
استفاده از این واژه ها = به کار بردن این واژه ها
خصوصا = به ویژه
در مقابل = در برابر
حال سوال اینجاست = کنون پرسش اینجاست
معرفی می‌شوند = شناسانده می‌شوند
انتخاب یک واژه = گزینش یک واژه
متخصصان = کارشناسان
عرض اندام = خودنمایی

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی MA102 در چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 00:04

سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
واپسین ویرایش بدست MA102 در چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 00:12, رویهم 1 بار.
علم×دین=انسان




وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/
نماد کاربر
 
سپـاس : 1823 times

ارسـال : 1664


نام: Laplace transforms
نام نویسی: 88/9/18

ذکر نشده

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی DARKENERGY در چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 01:10

MA102 نوشته است:سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072


تصدیق: پروانه، گواهی، گواهینامه

مصداق: راستگوی ، راست نماد

صدق: راستی و درستی

صادق: راستگو، پاکدل، درستکار

smile072
قوانین انجمن

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 5612 times

ارسـال : 6853


نام: Melina
سن: 29 سال
نام نویسی: 90/12/18

زن

Re: پارسی را پاس بداریم

نوشتهاز سوی MA102 در جمعه 22 خرداد 1394 - 08:42

DARKENERGY نوشته است:
MA102 نوشته است:سلام
همیشه دوست داشتم معادل فارسی این کلمه ها ر بدونم. smile021
صدق
صادق(این که میشه: راست؛ البته مطمئن نیستم. smile039 )
تصدیق
مصداق


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072


تصدیق: پروانه، گواهی، گواهینامه

مصداق: راستگوی ، راست نماد

صدق: راستی و درستی

صادق: راستگو، پاکدل، درستکار

smile072

smile037
این کلمات در منطق و فلسفه کاربرد دارند.
مثلا مصداق:
مفهوم حیوان را در نظر بگیرید، اسب یک مصداق برای مفهوم حیوان است. یا پونی یک مصداق برای مفهوم اسب است. یا ساده تر، عدد 2.5 یک مصداق برای مفهوم عدد گویا است.


smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072 smile072
علم×دین=انسان




وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس جَمِيعاً

و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

سوره مبارکه المائدة آیه32




بانک اهداء سلولهای بنیادی:
http://iscdp.tums.ac.ir/
نماد کاربر
 
سپـاس : 1823 times

ارسـال : 1664


نام: Laplace transforms
نام نویسی: 88/9/18

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به پرسش و پاسخ های فیزیکی

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 5 مهمان