رياضيات در چامه پارسی

مدیران انجمن: parse, javad123javad

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

رياضيات در چامه پارسی

پست توسط خروش »

معادله ديوفانت به شعر
در مساله ذيل، اوزان صحيح بر حسب نخود (24/1 مثقال) مطلوبست. در قيمتها، صحيح بودن شرط نيست:

گوشواری داشتم از لعل و مرواريد و زر،
بود يك مثقال وزن آن مرصع گوشوار.
قيمتش كردند صرافان ز روی معرفت،
لعل مثقالی به سی لوء لوء به هجده زر به چار.
بستد از من صيرفی و بيست دينارم بداد،
مانده ام حيران درين دادو ستد بی اختيار.
يك مهندس در همه روی زمين خواهم كه او،
يك به يك آرد حساب وزن آن را در شمار،

كنزالحساب

پاسخ:
حل اين را بشنو از من از سر صدق يقين،
ای كه هستی در ميان اهل دانش يادگار.
گوشواری را كه وصف آن بيان فرموده ايد
قيمت و وزنش تمامی با تو گويم گوش دار.
هست وزن لعل ثلث و ثمن مثقالی تمام،
در كم و بيشش نباشد هيچ كس را اختيار.
هست وزنش اينچنين و قيمتش گويم به تو:
چارده كم ربع دينار است نزد هوشيار.
هست مرواريد دانگ1 وثمن مثقالي و ليك،
قيمت آن پنج دينار است ربعی زر بيار2.
وزن زر ربعي ز دينار است نه بيش و نه كم،
قيمت آن هست يك دينار زر با عيار.
سكه بر زر ميزند هر كس كه از روی كرم
نقد هستی را برای دوستن سازد نثار.

(1) يعنی يك سدس
(2) يعنی پنج دينار و ربع دينار
برگرفته از تئوری مقدماتی اعداد اثر غلامحسين مصاحب
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

پست توسط خروش »

منحني قامتم تابع ابروي توست
خط مجانب بر آن سلسله موي توست
تيغ دو ابروي تو راه گريزم ببست
حد چپ و حد راست صورت مهروي توست!
آخرین ويرايش توسط 1 on خروش, ويرايش شده در 0.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
ADMIN

عضویت : شنبه ۱۳۸۴/۲/۲۴ - ۱۹:۱۷


پست: 2352

سپاس: 579

جنسیت:

تماس:

پست توسط ADMIN »

زندگي « مجذور » آينه است.
زندگي گل به « توان » ابديت.
زندگي « ضرب » زمين در ضربان دل ما.
زندگي « هندسه » ساده و يكسان نفسهاست.

سهراب سپهري
موجیم که آسودگی ما عدم ماست ... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

پست توسط خروش »

آيا كسي از شعرهاي رياضي ِ كيومرث منشي زاده آگاه است، و بدان دسترسي دارد؟
اگر چنين است ما را از آنان دريغ نسازيد.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
ADMIN

عضویت : شنبه ۱۳۸۴/۲/۲۴ - ۱۹:۱۷


پست: 2352

سپاس: 579

جنسیت:

تماس:

پست توسط ADMIN »

گزيده اي از اشعار كيومرث منشي زاده ( پيرامون رياضيات ) :

-----------------------------------------------------------------------
دايره در اثبات تساوي شعاعهاي خود
بر گرد مركز خود
خم مانده است
تا كي مي توان شعاعهاي دايره را
به پيروي از يكدگر محكوم كرد ! (بعد پنجم ، آزادي )
-----------------------------------------------------------------------
تا كي در تساوي 7 و 8
اهمال مي كني
در حالي كه چرخش هيچ صفحه ايي
تا حدود دو قائمه
مشكل نبوده است ( 8=7 )
-----------------------------------------------------------------------
اگر پاييز نيايد
اگر پاييز نيايد
چهارشنبه را در شيرقهوه مي ريزم
تابستان چندان احمق است
كه گويي
پي را شصت وشش رقم به اعشار برده است !
-----------------------------------------------------------------------

زندگينامه كيومرث منشي زاده:

http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-po ... eh/bio.htm

تماس با كيومرث منشي زاده:

http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-po ... master.htm

گزيده اشعار متفرقه وي (غير رياضي):

http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-po ... h/poem.htm

مصاحبه با وي:

http://www.sharghnewspaper.com/830725/litera.htm
موجیم که آسودگی ما عدم ماست ... ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ...

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

پست توسط خروش »

سپاس فراوان بر آدمين
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

پست توسط خروش »

دوستان شعر زير (در مفهوم شعر در اين جستار سخت گيري نمي شود، ما به نظم تنها، هم در اينجا شعر مي گوييم)
را براي نوجواناني كه هنوز آنرا نشنيده اند، آورده ام، پيرترهايمان (جوانان قديم) همه اين دو بيت را شنيده اند:

سينوس كه بر پشت كسينوس نشيند
تانژانت بدست آيد و بالعكس كتانژانت

و يا

ما و ما و نصف ما و نيمه اي از نصف ما
گر تو هم با شوي، جملگي سد (صد) مي شويم.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

پست توسط خروش »

در انتگرال دل عشق تو را انتگره كردم بي نهايت شد
فزون زين حد نشايد تو ببخشا كه جسارت شد
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: رياضيات در چكامه پارسي

پست توسط خروش »

۰۰۷

نوشتم: ۵
گفتم:
-شعری برای تو
لبخند مرد!
اندوه خیمه بست

بی باورم! عزیز!
هر عددی شعریست
و - ۵ - شعر عددهاست- شكل قلب-
- ۵۵ - بیتی ز تك غزل عاشقانه ایست
نفرین به عشق فسون جاودانه ایست!

بی باورم! عزیز
هر عددی شعریست
و - ۵۵۵۵ - آه...،
سرخ و سپید
زرد و سیاه

هرگز سرود اتحاد ملل نیست
نفرین به احتمال محالی است
بی باورم! عزیز!
هر عددی شعریست

حتي - ۰۰۷-
مقدس ترین ترانه این نسل مبتذل
یا - ١١۸ -
عنوان انتظار!

بی باورم! عزیز!
هر عددی شعریست
و - ١۳-
تك شعر شعرهای عددهاست
منفور و نحس
چون سرنوشت من

بی باورم! عزیز!
هر عددی شعریست
از - ۰ - تا .....
اندوه مرد،
وسواس خیمه زد!

نصرت رحمانی
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
محمد مهدي غلامي

محل اقامت: مشهد

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۱۲/۵ - ۱۹:۲۵


پست: 921

سپاس: 14


تماس:

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط محمد مهدي غلامي »

بسيار تاپيك جالبيست.........
دوستان لطفا ادامه بديد smile072
جنگ نرم ... ؟!!!

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط خروش »

گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط خروش »

خرد و بینش و آگاهی دانشمندان ..................... ره سرمنزل توفیق بما آموزد
3... 1... 4... 1... 5 .......9 ...............................2..... 6...... 5....... 3...5 .....

و يا
گر کسی از تو بپرسد ره آموختن پی
پاسخی ده که خردمند تو را آموزد
خرد و دانش و آگاهی و دانشمندان
ره سرمنزل مقصود بما آموزد

pi = 3,14159 26535...
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط خروش »

به حساب و جبر جانا همه هستی ات بیارا
که رسد ز رمز خلقت نفحات حق شما را

لگاریتم هر گلی را که ز باغ پایه چیدم
رخ دلربات دیدم که رقم زده نما را

چو به تابع ات کشیدم خط منحنی چه دیدم
به دو دیده در تعجب نگریستم خدا را

به کمند رشته هایش چراست اوفتادن
قدح لیمیت خوردن به وجودتان گوارا

مَکُنی به صفر ضربم که توان آن ندارم
ز کرانه های بالا نفرستی این بلا را

هنر ریاضیات است غزلی بدین روانی
که روان خسته ما ننوازد این نوا را

----------------------------------------------------------
شوربختانه شاعر آن را نمی شناسم، اگر كسی می شناسد می تواند او را به ما هم بشناساند
سپاس
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط خروش »

از هر سو که بنگری جهان 1001 است

و باران می بارد با اندام یک 1

یازده 11

صد و یازده 111

هزار و صد و یازده 1111

صد هزار و 11111

و هفت

دستهای گشاده من بخاطر باران است

بیژن نجدی

http://www.jazma.org/bijan/sher.htm
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

ghazal

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۴/۴/۵ - ۱۰:۲۲


پست: 292

سپاس: 31

Re: رياضيات در چامه پارسی

پست توسط ghazal »

تو در معادله های چهار مجهولی
به ضرب و جمع عدد هاي فرد مشغولی
ببين! دوباره مرا در خودت كم آوردی
كه ضلع گمشده ام توی خواب هذلولی
من آن سه نقطه گيجم پس از مربع ها
كه می رسد به تو از اين روابط طولی
.....
فاطمه اختصاری

ارسال پست