آيا اگر ناظري بود جهان هم وجود داشت.

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
HADA

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۴/۶/۲۸ - ۰۱:۱۸


پست: 7



آيا اگر ناظري بود جهان هم وجود داشت.

پست توسط HADA »

همين ديگه اگه ناظري نبود جهان بود يا نبود.

نمایه کاربر
حسين عليصفايي

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۴/۵/۲۷ - ۱۶:۵۰


پست: 80




تماس:

Re: آيا اگر ناظري بود جهان هم وجود داشت.

پست توسط حسين عليصفايي »

HADA نوشته شده:همين ديگه اگه ناظري نبود جهان بود يا نبود.
سلام
به نظر من وجود يا عدم وجود ناظر نميتواند به موجوديت جهان خللي وارد كند.
عدم وجود جهان در جايي كه ناظر وجود ندارد چون جهان را ناظر ميبيند براي ناظر ( كه وجود ندارد ) مسلم است.
اما جهان بدون بستگي به ناظر وجود خداهد داشت.

rahi

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۴/۱۲/۲۲ - ۰۹:۳۸


پست: 17




تماس:

پست توسط rahi »

سلام

HADA:

شما اين حرف را زدي

پس اگر تو نبودي اين حرف هم نبود
پس اين مفهوم از تو ساتع نمي شد

ميراحمدي:
«اين جهان براي اين فرد(هادا) نبود اما براي كسي غير از او بود ، اين حرف را من مي زنم چون نه هادا هستم و نه خودم را آن فرد در نظر مي گيريم»

من خود را يك يك ناظر در نظر گرفتم كه خارج از هادا و آن فرد بودم
(مير احمدي به جمله ي قبل توجه داشته باش)

حق
قيمت يك كاسه مي داني كه چيست .... / ... قيمت خود نداني ابلهي ايست!

.:محمد:.

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۵/۲/۱۴ - ۱۶:۱۴


پست: 13



پست توسط .:محمد:. »

ميشه يكم مفصل تر توضيح بدين. وجود يك ناظر الزاميه ولي چرا؟

الهه

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۴/۳/۲۴ - ۱۸:۲۳


پست: 73




تماس:

پست توسط الهه »

ميراحمدي:
«اين جهان براي اين فرد(هادا) نبود اما براي كسي غير از او بود ، اين حرف را من مي زنم چون نه هادا هستم و نه خودم را آن فرد در نظر مي گيريم»

مي دوني چرا اين جمله گفته شد؟
فكر كنم خيلي مهمه كه اين رو بيشتر توضيح بديم و بفهميم.

مثلا من ميام ميگم كه من الهه در اين دنيا وجود دارم. و اگر من نباشم هيچ چيز نيست.
مثلا محمد هم مياد ميگه: (0خوب من محمد هم وجود دارم و اگر من نباشم دنيا نيست ....اما وجود من به وجود الهه ربطي نداره و حتي اگه اون هم نباشه من مي تونم وجود داشته باشم و بگم كه اگر من نباشم هيچ چيز نيست...))

الهه

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۴/۳/۲۴ - ۱۸:۲۳


پست: 73




تماس:

پست توسط الهه »

خوب اين يك تناقض به وجود مياره كه خيلي ها درگير اون هستند و به اين دليل ميگن كه جهان ربطي به
وجود ناظر نداره...
ولي خوب جمله ي بالا نشون ميده كه اگه من الهه ام پس كس ديگه اي نيستم.و حق ندارم بگم كه اون هم ميگه كه....و ...هر كس خودش بايد بفهمه ....
اين تناقض رو ميشه اينجوري از بين برد.
پس تناقضي وجود نداره..(تا جايي كه من سوادم ميرسه)
ميشه هر دو نظر رو پذيرفت.
اما يكي مياد ميگه كه نظري مقبولتره كه در توضيح پديده ها بيشتر به ما كمك كنه(اگه طرف علميست يا به قول خودمون دانشمند باشه)...اما خوب با قبول هر كدوم از نظرها در توضيح پديده ها مشكلي به وجود نمياد....در واقع فرقي نمي كنه كدوم درست باشه.
حالا يه فيلسوف ميا دميگه اين كافي نيست...... خوب ديگه اون بستگي به خودش داره.....
البته من يه چيز ديگه هم ميتونم بگم...اينكه شايد جوابش رو بتونه تو سيگنچر مير احمدي پيدا كنه....فكر مي كنم نبايد وجود اون اتفاقي صورت پذيرفته باشه.....
حرف مير احمدي و راهي/رهي هم فكر نكنم تناقضي داشته باشه ....
فقط مشكل اينجاست كه تو چند تا پست اول هدف بررسي علمي قضيه است كه.....فكر نمي كنم به جايي برسه.چون علم از آن ناظر است....و وجود آن بستگي به او دارد...(كه البته....)
به خاطر همين هم هست كه يكي مياد ميگه :
((تا حالا شده نباشي كه امتحان كني....)امتحان كردن علميه....

ارسال پست