در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟


در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی paeeza در سه شنبه 21 اسفند 1386 - 16:00

m میگه که همه ی اجسام از حالتی از انرزی ساخته شده اند که نشون میده ماده ی اصلی همه چیز یکیه.
شما می تونید اطلاعات بیشتری به من بدید؟ ممنون
 
سپـاس : 0

ارسـال : 20


نام نویسی: 86/12/21

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی شاسا در سه شنبه 21 اسفند 1386 - 16:23

در نظریه Mبر این باور هستند که میتوان از طریق ان به تیوری همه چیز برسیم.ولی هنوز نظریه کامل نشده.
در نگاه كسي كه پرواز را نميفهمد هر چه كه بالاتر بروي كوچكتر ميشوي.
 
سپـاس : 0

ارسـال : 58


نام نویسی: 86/11/3

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در سه شنبه 21 اسفند 1386 - 18:05

paeeza نوشته است:m میگه که همه ی اجسام از حالتی از انرزی ساخته شده اند که نشون میده ماده ی اصلی همه چیز یکیه.
شما می تونید اطلاعات بیشتری به من بدید؟ ممنون

درود . . .
اطلاعات بیشتر و دقیق تر :
ابتدا بهتر است قدری از نظریه ی ریسمان ها و ابر ریسمان ها را به میان بکشیم و بعد به سر M برویم.
طبق این نظریه(ریسمان ها)تمام مواد سازنده ی جهان،از بوزون ها (حاملان نیرو) گرفته تا فرمیون ها(سازندگان ماده)،تنها به سبب ارتعاشات ریسمان های بسیار ریز انرژی ساخته شده اند و اینکه چرا با هم تفاوت دارند،تنها به نحوه ی ارتعاش آن ها مربوط است که در واقع تمام این ارتعاشات،با ریاضیاتی سنگین و پیچیده ی این ریسمان ها بررسی می شوند!
اولین نسخه از این تئوری که توسط لئونارد ساسکین ارایه شد،تعداد ابعاد جهان را 26 در نظر گرفت.بعد از مدتی،4 نسخه ی دیگر از نظریه ی ریسمان ها منتشر شد.این نسخه ها،از نظر ریزه کاری های ریاضیاتی،بسیار متفاوت از هم بودند ،اما در همگی آنها ریسمان های انرژی وجود داشتند و در 4 نسخه ی دیگر،تعداد ابعاد 10 فرض شد.(اگر در مورد تعداد ابعاد در 4 تئوری بعدی،دقیق به یاد آورده باشم)
جای نا امیدی بود که این تئوری ها که همگی می خواهند نماینده ی نظریه ی همه چیز باشند،هر یک چیزی متفاوت با دیگری می گویند!
تا اینکه بعد از مدتی سر و کله ی ادوارد ویتن(ملقب به اد ویتن)که یکی از متخصصان نظریه ی ریسمان ها بود،پیدا شد و او در یک کنفرانس که تمامی متخصصان تئوری ریسمان ها از سرتاسر جهان را در بر می گرفت،این نا امیدی را بر طرف کرد و دنیای فیزیک ریسمان ها را تکان داد!
او ادعا کرد که توانسته است مشکل را بر طرف کند و این گفته،همه را متحیر کرد،زیرا کار آسانی نبود.
در آن سخنرانی،حتی لئونارد ساسکین هم مجذوب این جمله ی ویتن شده بود و آنگونه که خودش می گوید،پس از شنیدن این جمله ی ویتن که گفت : مشکل بر طرف شده،آنقدر مجذوب شده بود که باقی سخنرانی را متوجه نشد!!
آنچه ویتن اعلام کرد،این بود که هریک از 5 عدد تئوری ریسمان،گوشه چشمی از یک نظریه ی جامع تر است که بعدها M نام گرفت!
البته باید بگویم که در نظریه ی ویتن،یک بعد دیگر هم وارد جریان شد که به نام membrane (ممبرین) مشهور شد که به مختصر به brane (برین) مشهور است!
این بود،جریان تولد نظریه ی ام.
البته مطالب بسیار دیگری هم در باب این تئوری ها وجود دارد که اگر بخواهد برایتان بازنویسی می کنم.
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی porfosor در سه شنبه 21 اسفند 1386 - 22:08

به نام خدا
میخواهیم........!!!!
یا علی(ع)...
هزاران سال می گذرد و همچنان ماه بر فراز تخت جمشید ، گوشه ای از شکوه ایرانیان ، طلوع می کند.......
نماد کاربر
 
سپـاس : 0

ارسـال : 248


شهر: مشهد مقدس
نام نویسی: 86/9/3

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 07:04

درود . . .
فعلا این را داشته باشید :

تئوری ریسمان چیست؟

رشته سیمهای گیتار را تصور کنید که با کشیده شدن در طول گیتار کوک شده‌اند؛ بسته به آنکه سیمها چقدر کشیده شوند و تحت فشار قرار گیرند، نت‌های موسیقی مختلفی بوسیله آنها ایجاد می‌شود. می‌توانیم این نت‌های موسیقی را «حالتهای برانگیخته» سیمهای گیتار تحت کشش بنامیم.

به طور مشابه در تئوری ریسمان ذرات بنیادین که در شتابدهنده‌ها مشاهده می‌شوند را می‌توانیم نت‌های موسیقی و یا همان «حالتهای برانگیخته» فرض گنیم.
در تئوری ریسمان همانند نواختن گیتار، ریسمانها باید تحت کشش قرار بگیرند تا برانگیخته شوند. اگرچه ریسمانها در تئوری ریسمان در فضا-زمان شناور هستند و مانند گیتار مقید نیستند ولیکن با این حال آنها کشش دارند، کشش ریسمان در تئوری ریسمان همانطور که در قبل گفتیم با کمیت
تصویر
شناخته می‌شود و در آن

α´

با مربع مقیاس طول ریسمان متناسب است.


اگر تئوری ریسمان تئوری گرانش کوانتوم باشد، پس متوسط اندازه ریسمان باید چیزی نزدیک به مقیاس طول گرانش کوانتوم باشد که طول پلانک نامیده می‌شود و حدود 10-33 سانتیمتر می‌باشد. متاسفانه این بدان معناست که ریسمانها به حدی برای دیدن با تکنولوژی فعلی فیزیک ذرات کوچک هستند که فیزیکدانان مجبور به ابداع روشهای جدیدی برای آزمایش تئوری شدند.

تئوری در ابتدا فقط برای بوزون‌ها بود، به منظور اینکه فرمیون‌ها هم وارد تئوری ریسمان شوند باید یک نوع بخصوص از تقارن به نام ابرتقارن وجود می‌داشت که به واسطه آن برای هر بوزون، یک فرمیون متناظر وجود داشته باشد. پس ابرتقارن، ذرات حامل نیرو و ذراتی که ماده را می‌سازند به هم مربوط می‌کند.

نتایج ابرتقارن در آزمایشات ذرات مشاهده نشده‌اند اما تئوریست‌ها معتقد هستند که ذرات ابرتقارن بزرگتر و سنگین‌تر از آن هستند که در شتابدهنده‌های فعلی بتوان آنها را مشاهده کرد. ایجاد شتابدهنده‌های قوی‌تر انرژی بالا در دهه آینده می‌تواند شواهد لازم برای ابرتقارن در اختیار ما قرار دهند.



--------------------------------------------------------------------------------





مهم نبود که هر کس چقدر تلاش می‌کرد، به نظر می‌رسید گرانش به هیچ وجه به نظریه‌ای قابل بهنجارش تبدیل نمی‌شود؛ یک مشکل بزرگ این بود که امواج گرانش کلاسیک که فرض می‌شد ذره حامل آن گراویتون است، دارای اسپین 2 بودند و برای اسپین 2 ، عبارت

4j-8+D

مساوی

D

می‌شد و برای

D=4

، انتگرال بینهایت می‌شد، مثل توان چهارم ممنتوم وقتی که ممنتوم به سمت بینهایت میل می‌کند.
و این برای فیزیکدانان غیرقابل هضم بود و سالها تلاش آنها در راه رسیدن به «گرانش کوانتوم» ناکام ماند.
در اینجا بود که تئوری ریسمان وارد شد تا این خلا را پر کند.
تئوری ریسمان در اصل برای توصیف روابط میان جرم و اسپین هادرون‌ها پیشنهاد شده ‌بود. در تئوری ریسمان، ذرات از برآشفتگی ریسمان‌های بسیار ریزی بوجود می‌آمدند ؛ یک ذره که از این برآشفتگی‌ها بر می‌خواست، ذره‌ای بود با جرم صفر و دو واحد اسپین.
موفقیتی که تئوری ریسمان داشت این بود که در مدل دیاگرامهای فاینمن، دیاگرامها به سطوح صاف دو بعدی تبدیل می‌شدند و انتگرالهای روی سطح دیگر مشکل فاصله صفر را نداشتند.

تئوری ذره ای :

تصویر

تئوری ریسمان :

تصویر

در 1974 نهایتا این سوال مطرح شد که " آیا تئوری ریسمان می‌تواند تئوری گرانش کوانتوم باشد؟ ".
در تئوری ریسمان، ممنتوم بینهایت به معنای فاصله صفر نبود، زیرا در این تئوری رابطه بین ممنتوم و فاصله به قرار زیر بود:

تصویر

کمیت

a'

به تنش ریسمان‌ها بستگی داشت ، کمیتی بنیادین بر اساس رابطه :
تصویر

رابطه بالا به طور غیرمستقیم بیان می‌کند که کمترین طول قابل مشاهده برای تئوری ریسمان به صورت زیر است :

تصویر

رفتار ذره در فاصله صفر که در تئوری میدان کوانتوم بسیار مشکل‌ساز بود، در تئوری ریسمان بسیار بی‌اهمیت شد و همین باعث شد که تئوری ریسمان نامزد تئوری گرانش کوانتوم شود.
اگر تئوری ریسمان ، تئوری گرانش کوانتوم باشد، مقدار طول مینیموم باید حداقل اندازه طول پلانک باشد که از ترکیب ثابت پلانک و ثابت گرانش نیوتون و سرعت نور بدست می‌آید:

تصویر

اگرچه همانطور که بعدا خواهیم دید، مساله مقیاس طول در تئوری ریسمان به خاطر دوگانگی ریسمان‌ها پیچیده و مشکل شد.

بدرود . . .
واپسین ویرایش بدست اميرخان در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 07:08, رویهم 1 بار.
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 07:06

در ضمن،با یک سرچ ساده،می توان مقالات پارسی و انگلیسی کاملتری را به دست آورد !!!
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی paeeza در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 19:07

از امیر خان بابت اطلاعاتی که دادن ممنون
ولی من عشقی فیزیک می خونم و زیادم از فرمولاش سر در نمیارم
اگه یکم ساده تر باشه ممنون
 
سپـاس : 0

ارسـال : 20


نام نویسی: 86/12/21

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 20:27

درود . . .
بله چشم.اینها هم مطالب بدون فرمول و خیلی ساده :

در مدل استاندارد ذرات بنيادی، به ذرات به عنوان نقاطی توجه می شد كه در فضا حركت می كنند و بوسيله ترسيم يك خط رديابی می شود كه جهان حط می نامند
برای بررسی كنش آنها كه در طبيعت مشاهده می شود، درجات آزادی آنها فقط شامل مكان و سرعت، همچنين جرم، بار الكتريكی و رنگ (كه پيوند بار الكتريكی و كنش قوی است) يا اسپين مورد توجه است

مدل استاندارد كالبد نظريه ميدان كوانتومی را طراحی می كند كه ابزاری به دست می دهد تا نظريه ها را طوری بسازيم كه شامل مكانيك كوانتوم و نسبيت خاص نيز باشند. با اين ابزارها، نظريه ها طوری طرح ريزی می شوند كه موفقيت بزرگی برای توضيح چهار كنش (نيروی) شناخته شده در طبيعت را داشته باشند. به علاوه يك موفقيت بزرگ برای يكسان سازی بين نيروی های الكترومغناطيس و هسته ای ضعيف به دست آمده كه الكتروويك ناميده می شود و نطرها را به سوی كنش هسته ای قوی سوق می دهد

اما متاسفانه چهارمين كنش (نيرو)، يعنی گرانش كه به طور زيبايی در نسبيت عام اينشتين تشريح شده در اين طرح ديده نمی شود. و همه ی تلاشها برای به دست آوردن نسبيت عام از نظريه ميدان كوانتومی بيهوده بوده است

به عنوان مثال نيروی بين دو گراويتون (ذراتی كه نيزوی گرانش را حمل می كنند)، بی نهايت می شود و ما نمی دانيم چگونه اين بی نهايت را مي توان توجيه كرد

در نظريه ريسمانها تعداد بيشماری انواع ذرات با يك سنگ بنای اساسی يعنی "ريسمان" جايگزين می شود

اين ريسمانها می توانند شبيه حلقه به يكديگر بسته شوند يا نظير مو باز شوند. همچنانكه ريسمان در زمان حركت می كند، يك لوله يا صفحه را ترسيم می كند و با توجه به شرايط باز يا بسته می شود

بعلاوه ريسمان آزاد است كه نوسان كند و نوسانات مختلف ريسمانها ذرات مختلف را به نمايش می گذارد، از اين رو جرم های مختلف يا اسپين مختلف را ترسيم می كند

يك طريق نوسان موجب می شود كه ريسمان به صورت الكترون جلوه گر شود و نوع ديگر به صورت فوتون ظاهر می شود. در اينجا حتی يك جلوه ی آن توضيح دهنده گراويتون است. گراويتون ذره ای است كه نيروی گرانش را حمل می كند و اين دليل بسيار مهمی است كه چرا نظريه ريسمانها تا اين اندازه مورد توجه قرار می گيرد

نكته اينجا است كه ما می توانيم كنش دو گراويتون را در نظريه ريسمانها احساس كنيم و اين چيزی است كه نظريه ميدان گرانشی توان آن را ندارد. در اينجا بی نهايتی وجود ندارد! بنابراين اين نخستين موفقيت نظريه ريسمان بود كه شامل گرانش كوانتومی می شد كه شبيه نسبيت عام در فاصله های بزرگ می شود

علاوه بر آن نظريه ريسمان ضرورتاً دارای چنان درجه آزادی است كه بتواند ساير كنش ها را به خوبی توضيح دهد

از اين رو اميد بخش است كه نظريه ريسمان قادر است چهار نيروی شناخته شده را يكسان سازی كند و به صورتی ساده در يك نظريه تحت عنوان " يك نظريه برای همه چيز" مطرح كند

از ريسمان تا ابر ريسمان

ذرات شناخته شده در طبيعت به صورت زير دسته بندی می شوند

ذراتی كه دارای اسپين درست هستند كه بوزون ناميده می شوند

و ذراتی كه دارای اسپين نادرست هستند كه فرميون ناميده می شوند

دسته اول نيروها را حمل می كنند، به عنوان مثال فوتون نيروی الكترومغناطيس را حمل می كند، گلوئون نيروی قوی هسته ای را حمل می كند و گراويتون نيروی گرانش را حمل می كند

در نهايت ماده نظير الكترون از كوارك ساخته شده اند

نظريه اصلی ريسمان تنها ذرات بوزون را توضيح می داد، از اين نظر آن را نظريه بوزونيك ريسمان می گويند

اين نظريه فرميون ها را توضيح نمی داد. بنابراین كوارك و الكترون را شامل نمی شد

با مطرح كردن ابر تقارن برای نظريه بوزونيك ريسمان، ما می توانيم يك نظريه جديد به دست آوریم كه هر دو نيرو و ماده را توضيح دهند كه جهان از آنها ساخته شده است و اين نظريه ابر ريسمان است

در اينجا سه نوع نظريه ابر ريسمان وجود دارد كه حس می شود و نشان دادن آنها بدون رياضيات ناسازگارند

در دو تا از آنها شيئی اساسی يك ريسمان بسته است، در حاليكه در سومی ريسمان باز سنگ بنای آن است

علاوه بر آن با بهترين امتزاج خصوصيات نظريه بوزونيك ريسمان و ابر ريسمان، ما می توانيم دو نظريه ريسمان ديگر بيافرينيم

در هر صورت اين تنوع در نظريه ريسمان يك آشفتگی است. اگر ما برای يك نظريه برای همه چيز تلاش كنيم، پنج تا از انها را خواهيم داشت كه قوی ترين آنها ام-تئوری خواهد بود





ابعاد اضافی

بزرگترين مسئله قابل استناد در نظريه ريسمان اين است كه فضا- زمان ده بعدی است. در نگاه اول احتمالاً چنين به نظر می رسد كه اين دليلی است برای كنار گذاشتن كل نظريه كه مشاهدات ما نشان می دهد تنها سه بعد برای فضا و يك بعد برای زمان داريم. در هر صورت اگر ما فرض كنيم كه شش بعد ديگر مك˜م به يكديگر يیچيده شده، آنگاه ديگر ما از هستی دور نشده ايم. عقيده چنين است كه درجات آزادی بار الكتريكی يك الكترون شامل ابعاد اضافی بيشتری خواهد بود

اصل اينكه فشردگی ابعاد ممكن است ما را به يك نظريه يكسان سازی رهنمود شود، جديد نيست و به دهه يكهزارو نهصد و بيست و به نظريه های كالوتسا و كلين بر می گردد، از اين رو نظريه ريسمان نهايت نظريه كولتسا-كلين است

برای سادگی، معمولاً فرض می شود كه اين شش بعد اضافی به شش حوزه پيچيده شده اند


بدرود . . .
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی paeeza در شنبه 25 اسفند 1386 - 17:13

واقعا مچکرم امیر خان
 
سپـاس : 0

ارسـال : 20


نام نویسی: 86/12/21

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در يكشنبه 26 اسفند 1386 - 11:11

قابل شما را نداشت دوست گرام . . .
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی porfosor در يكشنبه 26 اسفند 1386 - 12:35

به نام خدا
اقای امیر خوان شما این مبحث را از روی اینترنت یاد گرفتید یا کتابی در موردش خواندید اگر بله بگویید چه کتاب ؟
از دوستان دیگر هم تقاضا دارم اگر کتابی میشناسند دریغ نکنند
یا علی(ع)...
هزاران سال می گذرد و همچنان ماه بر فراز تخت جمشید ، گوشه ای از شکوه ایرانیان ، طلوع می کند.......
نماد کاربر
 
سپـاس : 0

ارسـال : 248


شهر: مشهد مقدس
نام نویسی: 86/9/3

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی اميرخان در يكشنبه 26 اسفند 1386 - 16:10

porfosor نوشته است:به نام خدا
اقای امیر خوان شما این مبحث را از روی اینترنت یاد گرفتید یا کتابی در موردش خواندید اگر بله بگویید چه کتاب ؟
از دوستان دیگر هم تقاضا دارم اگر کتابی میشناسند دریغ نکنند
یا علی(ع)...

درود . . .
دوست خوب ،همانطور که پیشتر هم گفتم : شما می توانید در اینترنت سرچ کنید و مطالب بسیاری را به دست آورید.(چه پارسی و چه انگلیسی)
خود من نیز این مطالب را از اینترنت یاد گرفته ام.
بدرود . . .
نماد کاربر
 
سپـاس : 5

ارسـال : 829


نام نویسی: 86/3/25

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی sheragim در سه شنبه 9 مهر 1387 - 22:30

سلام بر تمامی عاشقان فيزيک
من داشتم تو سايت های مختلف دنبال نظريه ی برین مي گشتم که به سايت شما برخوردم . حالا که می بينم تعداد متقاضيا برای فهميدن نظريه ی اِم تو اين سايت زياده تصميم گرفتم اطلاعات خودمو در اينباره در اختيارتون بگذارم.
من می خوام از اول و به طور ساده همه جيزو برای شما توضيح بدم چون اطمينان دارم همه ی شما یه چيزايی تو فيريک پيش دانشگاهی خوانديد.
در ابتداي قرن بيستم دو نظريه ي مهم در فيزيک پايه گذاري شد، مکانيک کوانتومي که به بررسی اجسام در مقياس کوچک مثل اتمها و مولکولها و... می پردازد و نظريه نسبيت که به بررسی اجسام در مقياس بزرگ مثل گرانش زمين می پردازد. بر خلاف موفقيت هاي فراواني که هر کدام از اين نظريه ها به طور جداگانه بدست آوردند، با يکديگر ناسازگار به نظر مي رسيدند. اين تناقض در قلب فيزيک نظري همچنان يکي از جنجالي ترين مطالب علم است.
نظريه نسبيت عام در محاسبه ي دقيق گرانش موفق عمل مي کند اما نظریه ی مکانیک کوانتومی چی؟ اگر در ميدان گرانش، مکانيک کوانتومي را به کار بگيريم، به گرانش کوانتومي دست مي يابيم. در نگاه اول ساختن نظريه گرانش کوانتومي مشکل تر از نظريه ي الکترو ديناميک کوانتومي به نظر نمي رسيد. الکترو ديناميک کوانتومي نيم قرن پيش ابداع شد. اساس QED يا همان الکترو ديناميک کوانتومي توصيف نيروهاي الکترو مغناطيسي بر حسب تبادل ذراتي است که آنها را فوتون مي ناميم. به عبارت ديگر فوتون کوانتاي ميدان الکترومغناطيس است. اين فوتون ها گسيل شده و بلافاصله جذب مي شوند. در نتيجه گسيل و جذب فوتون ها انرژي و تکانه ذرات ثابت نمي ماند. بنابر اين دافعه ي الکتروستاتيک بين دو الکترون را مي توان در نتيجه ي گسيل فوتون از يک الکترون و جذب آن توسط الکترون ديگر دانست.
به طور مشابه مي توان جاذبه ي گرانشي بين دو جسم را در نتيجه ي تبادل گراويتون ( گراوی به معنی گرانش است و گراویتون ذره ای است که خاصیت گرانشی دارد) يعني کوانتاي ميدان گرانشي ، دانست. اين واقيعت که تا کنون گراويتون توسط هيچ وسيله اي آشکار نشده است، چندان تعجب آور نيست، چون نيروي گرانشي بسيار ضعيف تر از نيروهاي مغناطيسي و الکتريکي است (که در نظریه ی برین و ام دلیل این ضعف بررسی می شود). ثابت مي شود که تبادل گراويتون بين جرم هاي نقطه اي باعث ايجاد ميدان گرانشي با قانون معروف عکس مجذور فاصله مي شود.
اما هنگامي که فرآيند هاي پيچيده تر ، که در آنها تعداد زيادي گراويتون وجود دارند، در نظر گرفته مي شود مشکلي به وجود مي آيد. يک فرق مهم بين ميدان گرانشي و الکترومغناطيسي وجود دارد. ميدان گرانشي غير خطي است. اين غير خطي بودن از آنجا ناشي مي شود که ميدان گرانشي شامل انرژي است و اين انرژي طبق نظریه ی نسبیت جرم-انرژی داراي معادل جرم است که ميان ان جرم ها مجددا نيروي گرانشي وجود دارد. به زبان کوانتومي اين مطلب بر اين نکته دلالت دارد که گراويتون ها با گراويتون هاي ديگر اندرکنش مي کنند، در حالي که فوتون ها با بارهاي الکتريکي و جريان ها اندرکنش دارند و با هيچ فوتون ديگري اندرکنش ندارند. چون بين گراويتون ها اندرکنش وجود دارد مي توان گفت که ذرات مادي با شبکه ي پيچيده اي از گراويتون ها احاطه شده است که حلقه هاي بسته اي را تشکيل مي دهند، مانند يک درخت پر از شاخ و برگ.
در نظريه ميدان کوانتومي حلقه هاي بسته نشانه ي درد سر مي باشند و موجب توليد جواب هاي بي نهايت در محاسبه ي فرآيند هاي فيزيکي مي شوند.در QED اين مسئله هنگامي به وجود مي آيد که يک الکترون فوتوني را گسيل و مجددا جذب کند. بي نهايت هاي بدست آمده را با يک روش رياضي با نام «باز بهنجارش» بر طرف مي کنند. اگر اين روش به درستي به کار گرفته شود، جواب هاي قابل قبولي به دست مي آيد.چون در QED جواب هاي بي نهايت را مي توان با اين روش مشخص برداشت به ان يک نظريه ي «باز بهنجار پذير» مي گويند. روش ياد شده مجمو عه اي از اعمال رياضي است که براي برداشتن بي نهايت ها کافي است.
اما مشکل اصلی اینچاست، هنگامي که مکانيک کوانتومي را در نسبيت عام به کار مي گيريم چنين روشي وجود ندارد. چون مکانیک کوانتومی همه ی مسایل را برای ذرات کوچک با گراویتونهای کم حل می کند در حالی که نسبیت عام برای مواد بزرگ موجود در طبیعت است. بنابر اين در اين حالت نظريه بازبهنجار نا پذير است. هر فرآيند شامل حلقه هاي بسته ي بيشتر و بيشتري از گراويتون ها خواهد بود که موجب جملات بي نهايت بيشتري مي شوند . وجود اين جملات بي نهايت باعث مي شود نظريه گرانش کوانتومي براي بررسي اکثر پديده هاي طبيعي بي استفاده شود و اين فکر را بوجود آورد که چيزي اساسا در نظريه ي نسبيت عام يا مکانيک کوانتومي و يا هردو غلط است.
در چند دهه ي گذشته تلاش هاي زيادي براي گريز از بازبهنجارناپذيري در گرانش کوانتومي شده است. برجسته ترين آنها نظريه « تار» يا « ابر ريسمان» که در برخی مقالات با نام «رشته ها» نیز مطرح شده میباشد. اين نظريه بر اين فرض بنا شده است که کوچکترين چيزي که دنياي فيزيکي از آن ساخته شده است ذرات نيستند، بلکه تارهايي مي باشند که 20^10 بار کوچکتر از هسته ي اتم هستند.مدهاي ارتعاشي مختلف اين تارها را، مي توان به ذرات گوناگوني مانند الکترون ها ، کوارک ها، نوتريون ها، فوتون ها، گراويتون ها و ديگر ذرات نسبت داد. بين تار ها مانند ذرات اندرکنش وجود دارد، اما وقتي فرآيندهايي که شامل حلقه هاي بسته باشند مورد امتحان قرا گيرند، جواب هايي که بدست مي آيند ديگر بي نهايت نيست. (در ضمن این تارها در این نظریه فقط شامل حلقه های بسته ای هستند که ازادانه می توانند حرکت کنند اما بعد ها در نظریه ی ام حلقه هایی که دو سر انها به جایی وصل است و نمی توانند حرکت کنند نیز به این تارها اضافه شد )
مقياس انرژي ها در نظريه تار از مرتبه ي (بخوانيد گيگا الکترون ولت) 19^10Gev است. اين انرژي 17^10 بار بيشتر از انرژي است که در حال حاظر بزرگترين شتاب دهنده هاي ذرات مي توانند توليد کنند.بنابر اين به نظر مي رسد که مشاهده ي ساختار ريسماني ماده غير ممکن باشد. فيزيک دانان نظري اميد دارند که در حد انرژي هاي کمتر و قابل دسترس بتوانند نظريه هاي فيزيکي آشنا تر مانند نسبيت عام، الکترومغناطيس،نيروهاي ضعيف و قوي هسته اي و ذرات بنيادي آشنا را به عنوان تقريبي از نظريه تار بيرون بکشند. بنابر اين نظريه ابر ريسمان يک توصيف پذيرفته شده از گرانش کوانتومي نيست، بلکه تلاشي براي وحدت نيرو ها و ذرات بنيادي است که آلبرت انبشتين آرزوي تحقق آن را داشت. (حتماً اطلاع دارید که دانشمندان به تازگی شتاب دهنده ای درست کرده اند که قسمت عمده ای از نظریه ی ام را که همان نظریه ی برین (پوسته یا لایه) است و مربوط به بوجود امدن اولین تار ها یا به طور دقیق تر تولد جهان است درست کرده اند)
اما نظریه ی تار یا ریسمان : نظریه ریسمان نخستین بار برای توضیح نیروی بین‌هسته‌ای قوی توسط لئونارد ساسکین پیشنهاد شد. نظریه ی ریسمان شاخه‌ای از فیزیک نظری و بیشتر مربوط به حوزه فیزیک انرژی‌های بالاست .این نظریه در ابتدا برای توجیه کامل نیروی قوی به وجود آمد ولی پس از مدتی با گسترش کرومودینامیک کوانتومی کنار گذاشته شد و در حدود سالهای ۱۹۸۰ دوباره برای اتحاد نیروی گرانشی و برطرف کردن ناهنجاری‌های تئوری ابر گرانش وارد صحنه شد. بنا بر آن ماده در بنیادین‌ترین صورت خود نه ذره بلکه ریسمان مانند است. یعنی تمام ذرات بنیادین (مثل الکترون، پوزیترون و فوتون) اگر با بزرگنمایی خیلی خیلی زیاد نگریسته‌شوند ریسمان مانند هستند. این ریسمان می‌تواند بسته (مثل حلقه) یا باز (مثل بند کفش) باشد. همانطور که حالت‌های مختلف نوسانی در سیمهای سازهای زهی مثل گیتار صداها(نتها)ی گوناگونی ایجاد می‌کند، حالتهای مختلف نوسانی این ریسمانهای بنیادین نیز به صورت ذرات بنیادین گوناگون جلوه‌گر می‌شود. خاصیت مهم ابرریسمان که فیزیکدانان را به سمت خود کشاند این بود که این نظریه به طرزی بسیار طبیعی گرانش (نسبیت عام) و مدل استاندارد (نظریه ی میدان کوانتوم) که سه نیروی دیگر موجود در طبیعت (یعنی الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی هسته‌ای قوی) را توصیف می‌کند به هم مرتبط می‌سازد.
ابعاد بالاتر: به طور سنتی فضایی که ریسمان‌ها در آن می‌زیند بیست و شش بعدی است (البته همیشه اینطور نیست چنان که در زیر توضیح داده خواهد شد). عدد بیست و شش از روی ضوابط ریاضی و نظریهٔ گروهها (برای حفظ تقارن لورنس) به‌ دست می‌آید. این امر ممکن است در ابتدا کمی ثقیل و مشکل‌زا به نظر برسد چرا که به هرحال ما در اطراف خود چهار بعد (سه بعد مکانی و یک بعد زمانی)بیشتر احساس نمی‌کنیم پس این بعدهای اضافه کجایند؟ جوابی که معمولاً به این سوال داده می‌شود اینست که این بعدها برخلاف چهار بعد دیگرکوچک و نیز فشرده هستند. فشرده یعنی آنکه اگر در جهت آنها به اندازه ی کافی پیش‌روی کنید به جای اول خود باز می‌گردید. کوچک بودن هم معنایش اینست که برای آنکه به جای نخست بازگردید باید مسافت خیلی کمی را طی کنید. برای نمونه یک لوله ی بینهایت دراز را در نظر بگیرید. سطح این لوله مسلما دوبعدی است. یعنی مورچه‌ای که روی سطح این لوله قرار دارد می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند. فرض کنید که سر مورچه در راستای طول لوله‌است. مورچه می‌تواند یا عقب-جلو برود یا چپ-و-راست. اما اگر به‌فرض این مورچه به اندازه ی کافی (یعنی به اندازه ی محیط لوله) در جهت چپ حرکت کند به جای اول خود باز می‌گردد اما قضیه در مورد عقب جلو رفتن صدق نمی‌کند. پس یکی از بعدهای این فضای دوبعدی (یعنی یکی از بعدهای سطح لوله) فشرده و یکی نافشرده است. اینک فرض کنید که این مورچه روی یک توپ قرار دارد. باز هم می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند منتهی این‌بار در هر جهتی روی سطح کره مستقیم حرکت کند، پس از طی مسافتی (برابر با محیط دایره ی عظیمه ی کره) به جای نخست بازمی‌گردد. پس این بار هر دو بعد این فضای دوبعدی (یعنی سطح توپ) فشرده است. بازگردیم به فضای دوبعدی سطح لوله. این بار فرض کنید که محیط این لوله خیلی کم باشد یا مثلاً به جای لوله یک کابل برق داشته‌باشیم. برای مورچه (اگر به اندازه ی کافی کوچک باشد)این کابل هنوز یک سطح دو بعدی است یعنی وقتی که روی سطح کابل قرار دارد می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند. اما برای ما انسان‌ها کابل برق یک شی یک بعدی محسوب می‌شود چون فقط درازای آن قابل درک است. حالتی بسیار شبیه به این در مورد این بعدهای اضافه در نظریه ریسمان رخ می‌دهد. به این معنی که ما به خاطر اندازه ی بزرگ خود از درک این ابعاد اضافی عاجز هستیم اما این ابعاد برای ‌بعضی از ذره‌ها با انرژی زیاد قابل دسترسی است.
انواع نظریه ریسمان: باید گفت که چندین نظریه ریسمان وجود دارد. تنها تعداد کمی از آنها می‌توانند نامزدی برای توصیف طبیعت باشند. برای مثال نظریه ی ریسمانی که در طیف ذراتش (یعنی در حالت‌های مختلف نوسانی‌اش) ذره‌ای دارد که سریع‌تر از نور حرکت می‌کند (این ذرات در اصطلاح تاکیون نام دارند) نمی‌تواند مدل خوبی از طبیعت باشد. چون هیچ چیز نمی‌تواند سریع‌تر از سرعت نور حرکت کند. اما حتی نظریه‌های ریسمانی که مدل خوبی از طبیعت نیستند می‌توانند به فهم فیزیکدانان از این نظریه و نظریه‌هایی که می‌توانند به فهم طبیعت کمک کنند، مدد برسانند.
به طور کلی دو گونه نظریه‌ ریسمان وجود دارد:
1- ریسمان بوزونی (بوزون به ذرات بنیادین با اسپین کامل گفته می شود.هسته ی اتم هایی با جرم اتمی زوج و فوتون ها مثال هایی از بوزون ها هستند.نظریه ی بوزونی) 2- ابرریسمان
ریسمان بوزونی: نخستین نوع و ساده‌ترین نوع نظریه‌ ی ریسمان است. به طور سنتی احتیاج به ۲۶ بعد برای همخوانی با ضوابط و پیش‌فرضهای فیزیکی (مانند تقارن لورنس) دارد. متاسفانه در طیف ذرات آن تاکیون (ذره‌ای که سریعتر از نور حرکت می‌کند) وجود دارد بنابراین نمی‌تواند مدلی از طبیعت باشد. همچنین از آمار بوز (در مقابل فِرْمی در مکانیک آماری) پیروی می‌کند بنابراین به طور طبیعی نمی‌تواند توصیف‌گر ذراتی مثل الکترون باشد.البته این نظریه در توصیف ذرات میدانی مانند گراویتون‌ها و فوتون‌ها موفق است.
ابرریسمان: با استفاده از فرض ابرتقارن (یعنی در مقابل هر ذره بوزی ذره‌ای فرمیی داریم) نوعی نظریه ‌است که قابلیت آن را دارد که توصیف‌گر طبیعت باشد. تعداد ابعاد مورد نیاز در ابرریسمان غالبا ده است. در حال حاضر پنج نظریه ی ابرریسمان وجود دارند که می‌توانند توصیف‌گر طبیعت باشند.
د-وسته (D-Brane) و نظریه-م (M-Theory)
در سال ۱۹۹۵ میلادی ادوارد ویتن فیزیکدان مشهور با معرفی د-وسته (خوانده می‌شود دالوسته بر وزن آموخته) انقلابی در نظریه‌ ی ریسمان پدید آورد. د-وسته‌ها اشیایی هستند که دو سر ریسمانهای باز روی آنها می‌لغزند. این اشیا می‌توانند صفر-بعدی تا تعداد ابعاد-فضایی(غیر زمانی)-بعدی باشند. به د-وسته ی دو بعدی یعنی شکلی مثل یک صفحه‌کاغذ(یا صفحه ی میز بیلیارد) با ضخامت صفر «پوسته» یا د۲-وسته (تلفظ می‌شود دال-دووسته) می‌گویند. (نام د-وسته هم به قرینه ی پوسته انتخاب شده‌است). د۱-وسته (خوانده می‌شود دال-یکوسته) خود به شکل ریسمان است. به همین منوال می‌توانیم د۰-وسته(دال-صفروسته) د۳-وسته(دال-سووسته) د۴-وسته و … داشته‌باشیم. حرف «د» که در ابتدای این کلمه‌ها می‌آید حرف نخستین نام دریشله(ریاضیدان‌است) ‌است. بنابراین د-وستهٔ هرچند بعدی که داشته‌باشیم آن را به صورت «د تعداد ابعاد-وسته» می‌نویسیم. علاوه‌براین برای گنجاندن این اشیای جدید در نظریه ی ابرریسمان تعداد ابعاد به ۱۱ ارتقا پیدا کرد(که به نظر خود ویمن و بسیاری از دانشمندان راه حل نظریه ی ابر ریسمان همین 11 بعد است). ویتن همچنین ثابت کرد که پنج نظریه ی ابرریسمان موجود بی‌ارتباط به هم نیستند و با نوعی روابط همزادی (duality) به هم مربوط می‌شوند. امروزه به نظر می‌آید این پنج نظریه درواقع پنج شکل (=جلوه) گوناگون از یک‌ نظریه ی مادر و بزرگ‌تر هستند. یعنی این نظریه ی مادر که آن را نظریه ام می‌خوانند در شرایط خاص به هر یک از این پنج نظریه تقلیل می‌یابد (بسته به شرایط به نظریه‌های مختلف). فیزیکدانان هنوز شناخت کاملی از نظریه ام ندارند حتی بر سراینکه «ام» در نام نظریه دقیقا مبین چیست اختلاف نظر وجود دارد. بعضی می‌گویند «ام» به معنی مادر است. برخی می‌گویند «ام» مخفف «ماتریس» است. برخی دیگر (البته به شوخی) می‌گویند «ام (M) »از واژگون‌کردن حرف نخست نام ویتن (W) می‌آید. هرچه‌ هست همکنون بسیاری از فیزیکدانان به دنبال کشف و درک نظریه ام هستند. احتمالاً یافتن نظریه ام از بزرگ‌ترین دستاوردهای بشر خواهد بود زیرا این نظریه قادر خواهد بود تمام دنیا را در بنیادین‌ترین حالت توصیف کند. باید توجه داشت که نظریه ی ریسمان (و به طبع آن نظریه ام)، نظریه‌‌ای فاقد پارامتر آزاد است. یعنی جایی برای تنظیم پارامترها به کمک آزمایش باقی نمی‌گذارد. به بیان روشن‌تر خواص تمام ذرات باید از روی معادلات ریاضی درآورده شود. بنابراین مثلاً این نظریه‌ باید بگوید چرا الکترون وجود دارد و چرا جرم آن فلان اندازه و چرا اسپین آن یک‌دوم و چرا بار الکتریکی آن بهمان مقدار است.
د-وسته‌ها و جهانهای موازی: با مطالعه ی د-وسته ها به این امر می رسیم که ما در جهانی زندگی می کنیم که جهانهایی موازی با ان وجود دارند. این امر یعنی چه؟ یک تکه نان را در نظر بگیرید. حال این نان را به صورت تکه های موازی برش دهید . می بینید که ان نان یک تکه به برشهای موازی و هم شکل تقسیم شد که هیچ رابطه ای با هم ندارند. طبق د-وسته ها جهان ما نیز اینگونه است. یعنی ما بر روی یک برش قرار داریم و شاید موجودات دیگری بر روی برشهای دیگر باشند. اما چرا ما نمی توانیم با انها رابطه برقرار کنیم؟ این به خاطر تفاوت در انرژی جهان ها می باشد. فاصله ای بین این جهان ها وجود دارد که اگر این فاصله کم شود و جهان ها با هم برخورد کنند انفجاری عظیم رخ می دهد که طی ان جهانی تازه متولد می شود و جهان ما نیز همینگونه بوجود امده. دانشمندان با ساختن شتاب دهنده های قوی سعی در بازسازی این انفجار و کشف حقیقت هستی دارند.(اگر این قسمت کمی نا مفهوم است به خاطر این هستش که خودمم اطلاعات کاملی ندارم و در واقع دنبال همین موضوع هستم)
چرا نیروی گرانش ضعیف تر از نیروهای مغناطیسی و الکترومغناطیسی است؟ شما به راحتی میتوانید بر نیروی گرانش غلبه کنید.یک سیب را از روی زمین بردارد یا یک میخ را توسط یک اهنربا( میدان مفناطیسی) از زمین بلند کنید . ایا این دلیل بر ان است که گرانش از نظر قدرت از نیروهای دیگر ضعیف تر است؟ نه واقعیت این است که ما نمی توانیم این نیرو را درک کنیم. یک میز بیلیاردو با توپ هاش در نظر بگیرید. میز جهانی است که ما در ان هستیم و توپها عناصر طبیعت. اگر ما به توپها ضربه بزنیم در اثر برخورد توپها به یکدیگر صدایی تولید و به اطراف میرسد اما توپها در همان سطح میز باقی می مانند. ان صدا در واقع مصداق گرانش است که به اطراف پراکنده و حتی به جهانهای دیگر می رسد و ما قادر به درک تمام ان نیستیم اما بقیه ی نیروها در همین جهان باقی می مانند و کاملاً قابل درک هستندو این خاصیت مربوط به نوع ریسمان انهاست .نیروهای گرانش ریسمانهایی حلقوی و مستقل هستن و می توانند ازادانه حرکت گنند اما سایر نیروها ریسمانهای بسته ای هستند که دو سر انها به جایی متصل است.
آیا حقیقتاً نظریه ی ریسمان علمی‌است؟بعضی از فیزیکدانان معتقدند که نظریه ی ریسمان اصولا نظریه‌ای علمی نیست چرا که هیچ پیش‌بینی ابطال‌پذیری نمی‌کند و در بهترین شرایط تنها به توضیح واقعیات موجود می‌پردازد.
نظریه ام و مسایل فلسفی مربوط به آن و سرنوشت ناپیدایش : در اینجا طنز کوچکی مطرح می‌شود: ما انسان‌ها یا قابلیت آن را داریم که به کشف نظریه ام نایل شویم یا نه. یعنی نظریه ام اصولا یا قابل کشف/فهم هست یا نیست. در نهایت به نظر می‌آید که این نظریه ام است که در مورد قابل کشف/فهم بودن یا نبودن خود تصمیم گرفته است! چون بالاخره ما انسان‌ها محصول جهانی هستیم که بر اساس قوانین نظریه ام کار می‌کند. به علاوه این سوال بنیادی‌تر هم مطرح است که آیا اصلاً نظریه ام وجود دارد؟ چرا طبیعت باید موجودی قانونمند و در درجه ی بعد قابل فهم باشد. اینشتین معتقد بود که غیرقابل‌فهم‌ترین چیز در مورد طبیعت این‌است که طبیعت قابل فهم است. متاسفانه یا خوشبختانه از هیچ‌کجا آیه نیامده‌است که نظریه ام به عنوان نظریه ی همه چیز یا نظریه ی وحدت‌بخش وجود دارد تا حالا ما به دنبال آن باشیم. هرچند که به نظر می‌آید تمام فیزیکدانان ریسمان‌کار به طور ضمنی معتقداند که نظریه ام وجود دارد و همچنین قابل درک برای ما انسان‌ها است وگرنه بعید بود عمر خود را صرف آن کنند. اما این فرض تماما برخاسته از خوشبینی مفرط است که خوشبختانه تاکنون خلاف آن ثابت نشده‌است. همچنین این احتمال (هرچند بسیار اندک) وجود دارد که روزی ثابت شود نظریه ی ریسمان اساسا نادرست است. اتفاقی شبیه این امر در مورد نظریه ی متغیر پنهان چندین سال قبل رخ‌ داد. ریسمان‌کارها معتقدند که شانس از بیخ و بن نادرست بودن نظریه ی ریسمان بسیار بسیار اندک و حتی نزدیک صفر است. چرا که تاکنون شواهد بسیار زیادی مبنی بر صحت آن یافت شده‌است. ممکن است آزمایش‌های آینده جهت تحقیقات را تغییر دهد ولی احتمال تکذیب این نظریه چنانکه که گفته شد تقریباً صفر است.
این تمام چیزایی بود که من می تونستم به طور ساده بیان کنم . حالا هرکی سوالی داره بپرسه تا جواب بدم یا اگر کسی چیزی در مورد جهانهای موازی می دونه به من بگه . در ضمن خیلی دوست دارم در مورد نظریه ی دکتر حسابی بیشتر بدونم ممنون میشم اگه کسی چیزی میدونه به منم بگه.
 
سپـاس : 0

ارسـال : 7


نام نویسی: 87/7/8

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی Pelank در چهارشنبه 10 مهر 1387 - 10:26

sheragim نوشته است:سلام بر تمامی عاشقان فيزيک
این تمام چیزایی بود که من می تونستم به طور ساده بیان کنم . حالا هرکی سوالی داره بپرسه تا جواب بدم یا اگر کسی چیزی در مورد جهانهای موازی می دونه به من بگه . در ضمن خیلی دوست دارم در مورد نظریه ی دکتر حسابی بیشتر بدونم ممنون میشم اگه کسی چیزی میدونه به منم بگه.


سلام، هر چند بحث اين تاپيك در اين موارد نيست ولي چون در خواست كرده بودين !
نظريه جهان هاي موازي
انديشه وجود يك خود ديگر عجيب و غير معقول به نظر مي رسد، اما آنگونه كه از قرائن بر مي آيد انگار مجبوريم آن را بپذيريم. زيرا مشاهدات نجومي از اين انديشه غير مادي پشتيباني مي كنند. بنابر اين پيش بيني ساده ترين و پر طرافدار ترين الگوي كيهان شناسي كه امروزه وجود دارد، اين است كه هر يك از ما يك جفت (همزاد) داريم كه در كهكشاني كه حدود 10280 متر دورتر از زمين قراردارد، زندگي مي كنند

اين مسافت آنچنان زياد است كه بطور كامل خارج از هر گونه امكان بررسي هاي نجومي است اما اين امر واقعيت وجود نسخه دوم ما را كمرنگ نمي كند. اين مسافت بر اساس نظريه احتمالات مقدماتي برآورده شده و حتي فرضيات خيالپردازانه فيزيك نوين را نيز در بر نگرفته است



فضاي بيكران
اينكه فضا بيكران است و تقريبا بطور يكنواخت از ماده انباشته شده است، چيزي كه مشاهدات هم آن را تأييد مي كنند. در فضاي بي كران حتي غير محتمل ترين رويدادها نيز بالاخره در جايي ، اتفاق خواهند افتاد.

در اين فضا ، بينهايت سياره مسكوني ديگر وجود دارد، كه نه تنها يكي بلكه تعداد بيشماري از آنها مردماني دارند كه شكل ظاهري ، نام و خاطرات آنها دقيقا همان هاست كه ما داريم. به ساكناني كه تمامي حالت هاي ممكن ار گزينه هاي موجود در زندگي ما را تجربه مي كنند. من و شما احتمالا هرگز "خود" هاي ديگران را نخواهيم ديد



وسعت عالم
دورترين فاصله اي كه ما قادر به ديدن آن هستيم، مسافتي است كه نور در مدت 14 ميليارد سال كه از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپري شده است، طي مي كند. دورترين اجرام مرئي هم اكنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمين قرار دارند. اين فاصله كه عالم قابل مشاهده توسط ما را تعريف مي كند.

به طور مشابه ، عالم هاي خود هاي ديگر ما كراتي هستند به همين اندازه ، كه مركزشان روي سياره محل سكونت آنهاست. چنين تركيبي ساده ترين و سر راست ترين نمونه از جهان هاي موازي است. هر جهان تنها بخشي كوچك از "جهان چند گانه" بزرگتر است.



جدال فيزيك و متا فيزيك
با اين تعريف از جهان ممكن است شما تصور كنيد كه مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فيزيك باقي خواهد ماند. اما بايد توجه داشت كه مرز ميان فيزيك و متا فيزيك را اين مسأله كه يك نظريه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، يا خير تعيين مي كند نه اين موضوع كه فلان نظريه شامل انديشه هاي غريب و ماهيت هاي غير قابل مشاهده است

مرز هاي فيزيك به تدريج با گذر زمان فراتر رفته و اكنون مفاهيمي است بسيار انتزاعي تر نظير زمين كروي ، ميدان الكترو مغناطيسي نامرئي ، كند شدن گذر زمان در شرعتهاي بالا ، برهم نهي كوانتومي ، فضاي خميده و سياهچاله ها را در بر گرفته است. طي چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نيز به اين فهرست اضافه شده است

پايه اين انديشه بر نظرياتي است كه امتحان خو را به خوبي پس داده اند. نظرياتي همچون نسبيت و نظريه مكانيك كوانتومي ، افزون بر آن به دو قاعده اساسي علوم تجربي نيز وفادار است. كه پيش بيني مي كنند و مي توانند آن را دستكاري نمايند



انواع جهان هاي موازي
دانشمندان تاكنون چهار نوع جهان موازي متفاوت را تشريح كرده اند. هم اكنون پرسش كليدي وجود يا عدم جهان چند گانه نيست ، بلكه سوال بر سر تعداد سطوحي است كه چنين جهان مي توان داشته باشد

يكي از نتايج متعدد مشاهدات كيهان شناسي اخير اين بوده است كه جهان هاي موازي ديگر مفهومي خيالپردازانه و انتزاعي صرف نيست. به نظر مي رسد كه اندازه فضا بينهايت است. اگر اين گونه باشد، بالاخره در جايي از اين فضا هر چيزي كه امكان پذير باشد واقعيت خواهد يافت. اصلاً مهم نيست كه امكان پذيري آن تا چه حد نامتحمل است

فراسوي محدوده ديد تلسكوپ هاي ما ، نواحي ديگري از فضا كاملا شبيه آنچه كه پيرامون ماست وجود دارند آن نواحي يكي از انواع جهان هاي موازي هستند. دانشمندان حتي مي توانند محاسبه كنند كه اين جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اينكه تمامي اينها فيزيك حقيقي و واقعي است

زماني كه كيهان شناسان با نظرياتي روبرو مي شوند كه از استحكام لازم برخوردار نيستند، نتيجه مي گيرند كه جهان هاي ديگر مي توانند ويژگيها و قوانين فيزيكي كاملا متفاوتي داشته باشند. وجود اين جهان ها بسياري از جنبه هاي پرسش بنيادي در خصوص ماهيت زمان و قابل درك بودن جهان فيزيكي را پاسخ داد

نقل از سي پي اچ.

نظريه‌ي ذرات تا بينهايت دكتر حسابي:


خلاصه اي از تئوري معروف او:
دكتر حسابي يكبار تابستان براي مدت كوتاهي به ايران بازگشت و در خانه اي متعلق به آقاي جماراني تابستان را سپري مي كرد و در همين ايام در حين مطالعات به اين فكر افتادند كه »علت وجود خاصيتهاي ذرات اصلي بايد در اين باشد كه اين ذرات بي نهايت گسترده اند و هر ذره اي در تمام فضا پخش است و نيز هر ذره اي بر ذرات ديگر تاثير مي گذارد«. به اين ترتيب به فكر آزمايشي افتاد كه اين نظريه را اثبات و يا نفي كند . او با خود فكر كرد اگر اين تئوري صحيح باشد بايد چگالي يك ذره مادي به تدريج با فاصله از آن كم شود و نه اينكه يك مرتبه به صفر برسد و نبايد ذره مادي شعاع معيني داشته باشد. پس در اينصورت نور اگر از نزديكي جسمي عبور كند بايد منحرف شود و پس از اينكه محاسبات مربوط به قسمت تئوري اين نظريه را به پايان رسانيد پس از بازگشت به امريكا به راهنمايي پرفسور انيشتين در دانشگاه پرنيستون به تحقيقات در اين زمينه پرداخت. پرفسور انيشتين قسمت نظري تئوري را مطالعه كرد و دكتر حسابي را به ادامه كار تشويق كرد. دكتر حسابي به راهنمايي پرفسور انيشتين به تكميل نظريه پرداخت سپس يك سال ديگر در دانشگاه شيكاگو به كار پرداخت و آزمايشهايي در اين زمينه انجام داد. وي با داشتن يك انتر فرومتر دقيق توانست فاصله نوري را در عبور از مجاورت يك ميله اندازه بگيرد و چون نتيجه مثبت بود آكادمي علوم آمريكا نظريه دكتر حسابي را به چاپ رسانيد. برخي همكاران از نامأنوس بودن و جديد بودن اين فكر متعجب شدند و برخي از اين نظريه استقبال كردند.
شرح آزمايشهاي انجام شده و نتيجه آن:
در اثبات اين نظريه اگر در آزمايش, نور باريك ليزر از مجاورت يك ميله وزين چگال عبور داده شود, سرعت نور كم مي شود. در نتيجه پرتو ليزر منحرف ميگردد. هرگاه پرتو ليزر بطور مناسبي از ميان دو جسم سنگين كه در فاصله اي از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبي معلوم ميشود و اين انحراف قابل عكسبرداري است.
اين آزمايش گسترده بودن ذره را نشان مي دهد. بر طبق اين آزمايش انحراف زياد پرتو ليزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب اين نظريه هر ذره, مثلاً الكترون, كوارك يا گلويون نقطه شكل نيست بلكه بي نهايت گسترده است و در مركز آن چگالي بسيار زياد بوده و هر چه از مركز فاصله بيشتر شود آن چگالي بتدريج كم مي شود. بنابراين يك پرتو نور از يك فضاي چگالي عبور كرده و شكست پيدا ميكند و انحراف مي يابد.
اختلاف تئوري بي نهايت بودن ذرات با تئوريهاي قبلي:
در تئوريهاي قبلي هر ذره قسمت كوچكي از فضا را در بر دارد يعني داراي شعاع معيني است و خارج از آن اين ذره وجود ندارد ولي در اين تئوري ذره تا بي نهايت گسترده است و قسمتي از آن در همه جا وجود دارد. در تئوريهاي جاري نيروي بين دو ذره از تبادل ذرات ديگر ناشي مي شود و اين نيرو مانند توپي در ورزش بين دو بازيكن رد و بدل مي شود و اين همان ارتباطي است كه يبن آنها حاكم است و در تئوريهاي جاري تبادل ذرات ديگري اين ارتباط ميان دو ذره را ايجاد ميكند. مثلاً نوترون كه بين دو ذره مبادله مي شود, اما در تئوري دكتر حسابي ارتباط بين دو ذره همان ارتباط گسترده ايست كه در همه جا بعلت موجوديت آنها در تمام فضا بين آنها وجود دارد.
ارتباط اين تئوري با تئوري نسبيت انيشتين:
تئوري انيشتين مي گويد: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت رياضي يعني در نبود ماده, فضا تخت است ولي در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوييم يك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالي ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالي بستگي دارد به زبان رياضي به اين چگالي مي توان انحناي فضا گفت.
ارتباط فلسفي اين تئوري با فلسفه وحدت وجود:
در اين نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زيرا فرض بر اين است كه هر ذره تا بي نهايت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند.يعني در واقع قسمت كوچكي از تمام جهان در هر نقطه اي وجود دارد.

اميدوارم تونسته باشم كمكي بكنم! smile022
جهان امروز از نداشتن دارويي به نام پرهيز و اخلاق رنج مي‌برد.
(ماري كوري)
نماد کاربر
 
سپـاس : 0

ارسـال : 39


نام نویسی: 87/6/13

ذکر نشده

Re: در مورد نظریه ی m کسی چیزی شنیده؟

نوشتهاز سوی sheragim در چهارشنبه 10 مهر 1387 - 17:13

سلام
pelank جان ازت خیلی ممنونم در مورد نظریه ی بینهایت بودن ذرات خیلی کمک کردی.اما در مورد جهان های موازی مشکل من در رابطه با نظریه ی brane است.در این نظریه این مطلب چه جوری توجیه می شود؟ smile042
 
سپـاس : 0

ارسـال : 7


نام نویسی: 87/7/8

ذکر نشده


بازگشت به مکانیک کوانتومی نسبیتی - دینامیک کوانتومی - گرانش - ریسمان

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 9 مهمان


cron