زمان از کی به وجود امده؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:خود شما انگیزه ی کاهش تندای فوتون در اب و شیشه و ..
را درنگ برهمکنشی فوتون با ریزگان این مدیوم ها دانستید.
شما از برهمکنشی فوتون با اتم های شیشه یا
مولکول های آب سخن گفتید و گفتید که برهمکنشی
زمان نیاز دارد. این هم یک برهمکنشی میان ریزگان
بنیادین ماده بود( که اتم های اب از ان درست شده اند)
ولی ناگهان در باره ی برهمکنشی با گراویتون ها
گفتید که زمان نیاز ندارد.
ببینید شما وقتی میتوانید جاذبه را به آب یا شیشه تشبیه کنید که آن را مانند این دو بازدارنده در نظر بگیرید! یعنی اگر ما وارد میدان گرانشی شویم مثل این است که وارد آب شده ایم و با ورود به آن هر لحظه از سرعت ما کاسته شود! پس با توجه به اینکه جاذبه یک عامل افزاینده است و با ورود ما به ان هر لحظه بر سرعتمان افزوده میشود اینجاست که دیگر نمیتوان کند شدن فوتون را در جاذبه مانند آب در نظر گرفت. یعنی اگر یک فوتون با یک گراویتون برخورد کند نمیتوان گفت مانند این است که به یک الکترون برخورد کرده! گراویتون یک عامل افزاینده است و با برخورد فوتون به آن چون سرعت فوتون بیشتر از c نمیشود این افزایش انرژی را با کاهش بسامد نشان میدهد. ولی هیچ کند شدنی در کار نیست.(طبق نظریه شما)
هرمز پگاه نوشته شده:اینهم که فرمودید که " هرچه گرانش بیشتر باشد .."
همان خود هم ارز چگالی گراویتون هاست. پس هرجا
گراویتون انبوه باشد، همانجا زمان نسبی کندتر
است. پس گراویتون با این کندی در پیوند است.
گفتیم که گراویتون عامل افزاینده است پس کند شدنی هم در کار نیست.
هرمز پگاه نوشته شده:این است که شگفت زده شدیم که شما با بـُرندگی
فرمودید که گراویتون بی درنگ با الکترون و فوتون و
.. برهمکنش دارد.
منظورمان از بی درنگ این بود که هنگام برخورد فوتون با گراویتون مانند برخورد با الکترون مکثی روی نمیدهد چون گراویتون عامل افزاینده است و گرنه حتی با این حال هم طبق نظریه کوانتوم این برهمکنش کمتر از زمان پلانک روی نخواهد داد.
ما چیزی به نام "عامل افزاینده" نداریم که گراویتون باشد.
بسته به اینکه فوتون از میدان دور یا به آن نزدیک
میشود، همکنشی با گراویتون ها، میتوانند توانمایه ی
فوتون را کاهش یا افزایش دهند، اینکار آنها، پیام آنهاست
و همانگونه که گفتیم، همواره "افزاینده"(?) نیست. پیام آنها
یک چیز است و خود روند برهمکنش یک چیز دیگر است
که چه فوتون بیرون برود چه درون بیاید، روی میدهد
و این روی دادن، به وارون گفته ی شما ، نمیتواند بیدرنگ
باشد، همچنان که برهمکنش فوتون با ریزگان شیشه، به
گفته ی خودشما، بیدرنگ نیست، مگر اینکه شما به
انگیزه ای گراویتون را تافته ی جدا بافته دانسته و
این بیدرنگی را از خود به گراویتون بخشیده باشید.
---
این برهم کنش با گراویتون ها، هتا بروی ما که روی زمین
ایستاده ایم انجام میشود، بی اینکه تندایی به ما بیفزاید یا بکاهد!!

---
فزون بر این تاجایی که میدانم، بسامد همان فرکانس است و
بسامد با افزایش توانمایه فوتون، افزایش پیدا میکند و نه کاهش.
گمان کنم با درازای خیزه ( طول موج) یکی گرفته باشید.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
chikh

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۸/۱۹ - ۰۹:۵۵


پست: 114

سپاس: 24

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط chikh »

هرمز پگاه نوشته شده:همچنان که برهمکنش فوتون با ریزگان شیشه، به
گفته ی خودشما، بیدرنگ نیست
به نظرم اشکال کار شما را پیدا کردم. شما گراویتون ها را ایستا در نظر گرفته اید! شما گمان کرده اید که یک گراویتون در جای خود ایستاده است و فوتون به آن برخورد میکند. از آنجا که فوتون و گراویتون دارای سرعت یکسانی هستند پس هیچ کدام سرعت دیگری را کاهش نمیدهند. پس طبق نظریه شما با یکدیگر حرکت کرده و فقط بسامد فوتون تغییر خواهد کرد!
هرمز پگاه نوشته شده: همانگونه که گفتیم،همواره "افزاینده" نیست.
ما هم گفتیم که با ورود به میدان افزاینده است و مطمئنا در هنگام خروج قضیه عکس خواهدشد.
هرمز پگاه نوشته شده:بسامد با افزایش توانمایه فوتون، افزایش پیدا میکند و نه کاهش
بله ببخشید جابه جا گفتم!
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:همچنان که برهمکنش فوتون با ریزگان شیشه، به
گفته ی خودشما، بیدرنگ نیست
به نظرم اشکال کار شما را پیدا کردم. شما گراویتون ها را ایستا در نظر گرفته اید! شما گمان کرده اید که یک گراویتون در جای خود ایستاده است و فوتون به آن برخورد میکند. از آنجا که فوتون و گراویتون دارای سرعت یکسانی هستند پس هیچ کدام سرعت دیگری را کاهش نمیدهند. پس طبق نظریه شما با یکدیگر حرکت کرده و فقط بسامد فوتون تغییر خواهد کرد!
هرمز پگاه نوشته شده: همانگونه که گفتیم،همواره "افزاینده" نیست.
ما هم گفتیم که با ورود به میدان افزاینده است و مطمئنا در هنگام خروج قضیه عکس خواهدشد.
هرمز پگاه نوشته شده:بسامد با افزایش توانمایه فوتون، افزایش پیدا میکند و نه کاهش
بله ببخشید جابه جا گفتم!
???
نه دوست گرامی، ما پیشتر گفتیم که همه ریزگان نیروبر، با تندای
C در جنبش اند.
ما نه فوتون ایستا داریم، نه گلوئون و نه گراویتون
ایستا!?!، ولی چگالی گراویتون ها در نزدیکی یک پیکره ی تنومند
همواره بالاست و هر چه دور تر میشویم کمتر. آنها پیام گرانش را
به دوردست میرسانند. برای نمونه اگر بینگاریم که تنمایه ی
خورشید ناگهان دو برابر شود، تازه زمین پس از چندین ثانیه
به این دگرگونی پاسخ خواهد داد، در فیزیک کلاسیک هم تندای
گسترش هرگونه میدان توانمایه ، همان تندای نور است.

برهمکنشی ریزگان تنها مانند برخورد دو توپ نیست.
برهمکنشی یک جور پیام رسانی راستامند است. برای
نمونه فوتون های میان اتمی که به آنها فوتون مجازی میگویند،
به الکترون فرمان میدهند که از گرد هسته نگریزد و مانند
چسب او را نگه داشته اند ولی همین ها به دو پروتون
یا به دو الکترون میگویند که باید از هم دور شوند.
این فوتون ها در همان ابر اتمی گرفتارند و میان این
ریزگان مانند الکترون و پروتون و .. پیام رسانی میکنند
و برای همین هیچ پیامی در طبیعت نمیتواند بیدرنگ به گیرنده
برسد، هتّا اگر در نزدیکی آن هم باشد. برای نمونه ما
گمان میکنیم که کلید به همراه دست ما میگردد ولی اینگونه
نیست، کلید پس از دست ما میچرخد، چون نخست نیرو ها
از دست ما به کلید میرسند و این زمان میبرد، هرچند کلید
سفت در دست شما هم باشد.
---
پس میبینید که گراویتون ، فزاینده نیست، تنها یک پیام
دارد و آن، فراخوان بسوی سرچشمه ی گراویتونی یا
همان پیکره ی کیهانی یا جز آن است.

فوتون هم در رفت و هم برگشت با این گراویتون ها
سروکار دارد چون آنها همواره آنجا هستند ، مانند
خورشید که همواره روشن است و همواره فوتون ها
در پیرامون ان هستند . چگالی و نیروی انها با
ریشه ی دوم دورای شان کاهش میگیرد.
برای نمونه در نزدیکی زمین، هم گراویتون های خود زمین
هستند که از آن، پیام زمین را به کیهان میبرند و هم گراویتون
های ماه ( که دریاهارا بر میکشند) و هم گراویتون های
پیام رسان خورشید که به زمین فرمان میدهند که بگرد او
بردد و و هم گراویتون های همه ی پیکره های کهکشانی
دیگرم با چگالی ای که بسته به دوری و نزدیکی آنهاست.
برای همین هم همه ی کهکشان به گرد آژگاه (مرکز) آن میگردد.


خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
chikh

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۸/۱۹ - ۰۹:۵۵


پست: 114

سپاس: 24

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط chikh »

هرمز پگاه نوشته شده:برهمکنشی ریزگان تنها مانند برخورد دو توپ نیست.
بله دقیقا نکته ایست که من چندین بار تکرار کردم! برخورد یک فوتون با گراویتون به هیچ وجه مانند برخورد یک فوتون با الکترون نیست.
کسی که در آب قرار گرفته به هیچ وجه با کسی که در میدان گرانش قرار گرفته شرایط یکسانی ندارد و این دو را نمیتوان به هم تشبیه کرد!
در این باره یک مثال میزنم. مثلا فرض کنید دو نفر یکی در کف اقیانوس و دیگری در سطح اقیانوس (بیرون از آب) ایستاده اند. دو نفر همزمان یک دسته فوتون به سمت یکدیگر میفرستند. وقتی هر دو مدت زمان رسیدن فوتون ها را محاسبه میکنند برای هردو این زمان دقیقا یکسان است. ولی اگر همین دو نفر در میدان گرانشی قرار بگیرند شرایط کاملا متفاوت میشود و زمان رسیدن فوتون برای هرکدام متفاوت میشود. پس در میدان گرانش زمان چیزی جدا از جنبش است.
یک مثال دیگر. فرض کنید یک لوله داریم که پر از ساچمه های آهنربایی انباشته شده روی هم است. این لوله را به صورت عمودی در فاصله معینی از زمین قرار میدهیم. هرگاه که یکی از ساچمه ها از لوله بیرون رود صبر میکنیم تا به زمین برخورد کند و همان لحظه ساچمه بعدی را از لوله خارج میکنیم. حالا یک جسم دیگر را از فاصله زیاد از زمین رها میکنیم و همزمان با آن ساچمه اول از لوله خارج میشود. تا وقتی که جسم به زمین برسد تعداد ساچمه هایی که به زمین بر خورد کرده اند را ثبت میکنیم. مثلا فرض کنید با برخورد 5 ساچمه به زمین جسم سقوط میکند. حالا یک نفر دیگر که بیرون از میدان گرانش قرار گرفته همین لوله را در اختیار دارد. فقط به جای میدان گرانش در اطراف لوله یک میدان مغناطیسی ایجاد میکند که کاملا از نظر نیروی وارد شده, شتاب و زمان خروج ساچمه ها شبیه به میدان گرانش است. خوب طبق نظریه شما اگر این فرد به همان جسم در حال سقوط که در میدان گرانش قرار گرفته بنگرد باید با سقوط جسم دقیقا 5 ساچمه از لوله او خارج شود. چون اینجا دیگر برخورد گراویتون با جسم باعث کاهش سرعت آن جسم نمیشود بلکه برعکس باعث شتاب گرفتن آن میشود.
اما در نسبیت قضیه چیز دیگریست چون کسی که در خارج از میدان گرانش قرار گرفته میبیند که در هنگام رسیدن جسم به زمین بیش از 5 ساچمه از لوله خارج شده است! چون از نظر او زمان برای جسم داخل میدان گرانش کندتر گذشته است. یعنی با کند شدن زمان جنبش هم کندتر به نظر رسیده است. همه این ها نشان میدهد که زمان چیزی جدا از جنبش است. به هم وابسته هستند ولی تا زمانی نباشد جنبشی هم در کار نیست!
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:برهمکنشی ریزگان تنها مانند برخورد دو توپ نیست.
بله دقیقا نکته ایست که من چندین بار تکرار کردم! برخورد یک فوتون با گراویتون به هیچ وجه مانند برخورد یک فوتون با الکترون نیست.
کسی که در آب قرار گرفته به هیچ وجه با کسی که در میدان گرانش قرار گرفته شرایط یکسانی ندارد و این دو را نمیتوان به هم تشبیه کرد!
در این باره یک مثال میزنم. مثلا فرض کنید دو نفر یکی در کف اقیانوس و دیگری در سطح اقیانوس (بیرون از آب) ایستاده اند. دو نفر همزمان یک دسته فوتون به سمت یکدیگر میفرستند. وقتی هر دو مدت زمان رسیدن فوتون ها را محاسبه میکنند برای هردو این زمان دقیقا یکسان است. ولی اگر همین دو نفر در میدان گرانشی قرار بگیرند شرایط کاملا متفاوت میشود و زمان رسیدن فوتون برای هرکدام متفاوت میشود. پس در میدان گرانش زمان چیزی جدا از جنبش است.
یک مثال دیگر. فرض کنید یک لوله داریم که پر از ساچمه های آهنربایی انباشته شده روی هم است. این لوله را به صورت عمودی در فاصله معینی از زمین قرار میدهیم. هرگاه که یکی از ساچمه ها از لوله بیرون رود صبر میکنیم تا به زمین برخورد کند و همان لحظه ساچمه بعدی را از لوله خارج میکنیم. حالا یک جسم دیگر را از فاصله زیاد از زمین رها میکنیم و همزمان با آن ساچمه اول از لوله خارج میشود. تا وقتی که جسم به زمین برسد تعداد ساچمه هایی که به زمین بر خورد کرده اند را ثبت میکنیم. مثلا فرض کنید با برخورد 5 ساچمه به زمین جسم سقوط میکند. حالا یک نفر دیگر که بیرون از میدان گرانش قرار گرفته همین لوله را در اختیار دارد. فقط به جای میدان گرانش در اطراف لوله یک میدان مغناطیسی ایجاد میکند که کاملا از نظر نیروی وارد شده, شتاب و زمان خروج ساچمه ها شبیه به میدان گرانش است. خوب طبق نظریه شما اگر این فرد به همان جسم در حال سقوط که در میدان گرانش قرار گرفته بنگرد باید با سقوط جسم دقیقا 5 ساچمه از لوله او خارج شود. چون اینجا دیگر برخورد گراویتون با جسم باعث کاهش سرعت آن جسم نمیشود بلکه برعکس باعث شتاب گرفتن آن میشود.
اما در نسبیت قضیه چیز دیگریست چون کسی که در خارج از میدان گرانش قرار گرفته میبیند که در هنگام رسیدن جسم به زمین بیش از 5 ساچمه از لوله خارج شده است! چون از نظر او زمان برای جسم داخل میدان گرانش کندتر گذشته است. یعنی با کند شدن زمان جنبش هم کندتر به نظر رسیده است. همه این ها نشان میدهد که زمان چیزی جدا از جنبش است. به هم وابسته هستند ولی تا زمانی نباشد جنبشی هم در کار نیست!
شوربختانه ، شما همچنان روی آمیزش دو چیز، پیام برهمکنشی و درنگ برهم کنشی
پافشاری میکنید. اینکه گراویتون، به تندای پیکره ی فرود آینده می افزاید و یا از
تندای پیکره ی بیرون رونده می کاهد، پیام و پیشه ی این ریزک نیروبر است. ولی
دادن این پیام در یک برهمکنشی انجام میشود.
مایی هم که روی زمین ایستاده ایم و یا خوابده ایم، همواره بی اینکه تندایمان افزوده
یا کسته شود، در برهمکنشی با گراویتون ها هستیم. از آنجا که سازنده ی همه ریزگان
ما در واپسین نگاه، توانمایه است که در چهره های گوناگون فشرده شده، همه پیکر
ما از این گراویتون ها درنگ میپذیرد. بی اینکه خودمان یک سانت هم بجنبیم !

پس میبیند که تندا دادن و یا ندادن که شما هی نمونه میاورید، بخش مهادین این
داستان نیست، بلکه خود برهمکنشی با گراویتون ها ، در اینجا همان افکتی را
دارد که افزایش تندای بیرونی یک موشک در کیهان. حتی اگر روی زمین دراز
کشیده باشیم !

گزاره ی پایانی سرخ رنگ شما هم نه تنها در جایگاه فرجام گیری از این گفتمان،
بساکه همچنین جدای از این گفتمان نادرست است، چرا که هستی زمان را
بالاتر از جنبش (که همان ماده است) می انگارد. به وارنه، اگر ماده نباشد،
زمان پدید نمیآید .
چیزی که "مطلق" است، تندای نور است که ویژگی مهادین جنبش/ماده میباشد.
آشکارترین چیزی که ما با هیچ رمز و رازی نیز در می یابیم، جنبش است.
و هتا در فیزیک نسبیت هم این ماده است که اسپاش-زمان را خم میکند و به زمان کش و کمان میدهد و نه وارونه!
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
Hollywood Undead

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۹ - ۰۱:۳۷


پست: 361

سپاس: 779

جنسیت:

تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط Hollywood Undead »

هرمز پگاه نوشته شده:
Hollywood Undead نوشته شده: ..
آدم اگر اندیشه ای نکنه بهتر از اینه اندیشه کنه و بعد نتونه ازش دفاع کنه .
... !
به نگر من این سخن هم نادرست است،
ولی خب! باشه! سپاس و خوش باشید!
smile072
پل پات هم اندیشه کرد ولی میلیون ها انسان رو به کام مرگ فرستاد !
اندیشه ای که انسان رو جزم اندیش و دگم بار بیاره نباشه بهتره ! smile057
نیستم ضد کسی نزن شور ِ دلتو
نشو ضد من میکنی گور ِ خودتو


نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

Hollywood Undead نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:
Hollywood Undead نوشته شده: ..
آدم اگر اندیشه ای نکنه بهتر از اینه اندیشه کنه و بعد نتونه ازش دفاع کنه .
... !
به نگر من این سخن هم نادرست است،
ولی خب! باشه! سپاس و خوش باشید!
smile072
پل پات هم اندیشه کرد ولی میلیون ها انسان رو به کام مرگ فرستاد !
اندیشه ای که انسان رو جزم اندیش و دگم بار بیاره نباشه بهتره ! smile057
اینهم باز مانند سخنان دیگرتان نادرست و برخاسته از نیندیشدن است:
ادیسون گفت که هرناکامی برای من یک پیروزی است، چون دریافتم
که از این راه نمیشود به آماج رسید. خوبی بهای اندیشه ی پل پوت
هم این بود که دیگران به راه او نروند. وگرنه همه دیر یازود میمیرند.
ما هم اینجا داشتیم در باره ی اندیشه های خود گفتگو میکردیم و تفنگ
در دست نگرفته بودیم. اگر از سخن شما پیروی کنیم که باید در فاروم
و گفتگو و اندیشه را بست و اندیشه را به گروهی "ازمابهتران" سپرد
که همین میشود که در دین ها شده: دگماتیسم و تقلید میمون گونه!
= برویم ببینیم ویکی پدیا و " منابع معتبر" چی نوشته ! ... خوب انیها
هم نخست اندیشیدند و سپس " معتبر" شدند نه با نیندیشیدن !
پس مهند همان اندیشه کردن است، چرا که کسی که نیندیشید
از همان آغاز ایراخته* ی نابودی است ولی کسی که اندیشه کرد،
امیدی به رستگاری خواهد داشت. هرکس کاری نکرده، لغزشی
هم نداشته ولی به جایی هم نخواهد رسید! تنها چیزی که
اهریمنی است، نیاموختن از لغزش هاست، نه خود لغزش ها
Errare humanum est، sed in errore perseverare diabolicum


*
ایراخته ی نابودی = محکوم به عدم
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
Hollywood Undead

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۹ - ۰۱:۳۷


پست: 361

سپاس: 779

جنسیت:

تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط Hollywood Undead »

هرمز پگاه نوشته شده:
Hollywood Undead نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:
Hollywood Undead نوشته شده: ..
آدم اگر اندیشه ای نکنه بهتر از اینه اندیشه کنه و بعد نتونه ازش دفاع کنه .
... !
به نگر من این سخن هم نادرست است،
ولی خب! باشه! سپاس و خوش باشید!
smile072
پل پات هم اندیشه کرد ولی میلیون ها انسان رو به کام مرگ فرستاد !
اندیشه ای که انسان رو جزم اندیش و دگم بار بیاره نباشه بهتره ! smile057
اینهم باز مانند سخنان دیگرتان نادرست و برخاسته از نیندیشدن است:
ادیسون گفت که هرناکامی برای من یک پیروزی است، چون دریافتم
که از این راه نمیشود به آماج رسید. خوبی بهای اندیشه ی پل پوت
هم این بود که دیگران به راه او نروند. وگرنه همه دیر یازود میمیرند.
پس مهند همان اندیشه کردن است، چرا که کسی که نیندیشید
از همان آغاز ایراخته* ی نابودی است ولی کسی که اندیشه کرد،
امیدی به رستگاری خواهد داشت. هرکس کاری نکرده، لغزشی
هم نداشته ولی به جایی هم نخواهد رسید! تنها چیزی که
اهریمنی است، نیاموختن از لغزش هاست، نه خود لغزش ها
Errare humanum est، sed in errore perseverare diabolicum


*
ایراخته ی نابودی = محکوم به عدم

کسی نگفت اندیشیدن بده گفتیم در صورتی که جزم اندیشی را به همراه داشته باشه و به پل پات ها ختم بشه نبودنش بهتر از بودنشه .
برای رسیدن به آماج بهتر هم حتمآ نباید اندیشه ای خوب در برابر اندیشه ای بد قرار بگیره بلکه میتونه این تضاد ها بین خوب و خوب تر باشه ! پل پات هم اگر نمی اندیشید ما با آماج خود میرسیدیم ! پس باعث تاسف بشریت است که اندیشید .

سخنان گذشته من هست و پاک نشده ! ملاک درست و غلط بودن آن هم شما و تصورات ذهنی شما نیست ! smile057
پیش کشیدن این موضوع در ابتدای سخن شما نشون از داشتن کینه نسبت به پست های منه که گویا شما رو به طور جدی آزار داده !
آخرین ويرايش توسط 2 on Hollywood Undead, ويرايش شده در 0.
نیستم ضد کسی نزن شور ِ دلتو
نشو ضد من میکنی گور ِ خودتو


نمایه کاربر
chikh

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۸/۱۹ - ۰۹:۵۵


پست: 114

سپاس: 24

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط chikh »

هرمز پگاه نوشته شده:شوربختانه ، شما همچنان روی آمیزش دو چیز، پیام برهمکنشی و درنگ برهم کنشی
پافشاری میکنید. اینکه گراویتون، به تندای پیکره ی فرود آینده می افزاید و یا از
تندای پیکره ی بیرون رونده می کاهد، پیام و پیشه ی این ریزک نیروبر است. ولی
دادن این پیام در یک برهمکنشی انجام میشود.
باز هم میگوییم درنگ برهمکنشی به معنای کاهش سرعت نیست! این درنگ در هنگام ورود به جاذبه در راستای افزایش سرعت است.
در هنگام ورود به جاذبه و موقع برخورد یک جسم با گراویتون هیچ کاهش سرعتی رخ نخواهد داد بلکه برشتابش افزوده خواهد شد البته در بازه زمانی بزرگ تر از زمان پلانک. اینجاست که میگوییم زمان حاصل جنبش نیست.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:شوربختانه ، شما همچنان روی آمیزش دو چیز، پیام برهمکنشی و درنگ برهم کنشی
پافشاری میکنید. اینکه گراویتون، به تندای پیکره ی فرود آینده می افزاید و یا از
تندای پیکره ی بیرون رونده می کاهد، پیام و پیشه ی این ریزک نیروبر است. ولی
دادن این پیام در یک برهمکنشی انجام میشود.
باز هم میگوییم درنگ برهمکنشی به معنای کاهش سرعت نیست! این درنگ در هنگام ورود به جاذبه در راستای افزایش سرعت است.
در هنگام ورود به جاذبه و موقع برخورد یک جسم با گراویتون هیچ کاهش سرعتی رخ نخواهد داد بلکه برشتابش افزوده خواهد شد البته در بازه زمانی بزرگ تر از زمان پلانک. اینجاست که میگوییم زمان حاصل جنبش نیست.
شوربختانه، شما باز هم دو چیز را از هم جدا نکردید
با اینکه ما گفتیم که گرانش با یک سنگی هم که روی
زمین است، همکنشی دارد، بی آنکه به ان تندا بدهد.
این همکنشی، جنبش درونی سنگ را اهسته میکند
و زمان او را کند تر از زمانی که این سنگ در آسمان باشد.
بر این پایه گمان نکنم که گفتگوی ما پس از سودمند باشد،
چون دیگر اندیشه و سخن نوینی در ان نبوده و بازگویی بازگفته هاست.
سپاس از هم اندیشی شما .
آخرین ويرايش توسط 2 on هرمز پگاه, ويرايش شده در 0.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

Hollywood Undead نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:
Hollywood Undead نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده: به نگر من این سخن هم نادرست است،
ولی خب! باشه! سپاس و خوش باشید!
smile072
پل پات هم اندیشه کرد ولی میلیون ها انسان رو به کام مرگ فرستاد !
اندیشه ای که انسان رو جزم اندیش و دگم بار بیاره نباشه بهتره ! smile057
اینهم باز مانند سخنان دیگرتان نادرست و برخاسته از نیندیشدن است:
ادیسون گفت که هرناکامی برای من یک پیروزی است، چون دریافتم
که از این راه نمیشود به آماج رسید. خوبی بهای اندیشه ی پل پوت
هم این بود که دیگران به راه او نروند. وگرنه همه دیر یازود میمیرند.
پس مهند همان اندیشه کردن است، چرا که کسی که نیندیشید
از همان آغاز ایراخته* ی نابودی است ولی کسی که اندیشه کرد،
امیدی به رستگاری خواهد داشت. هرکس کاری نکرده، لغزشی
هم نداشته ولی به جایی هم نخواهد رسید! تنها چیزی که
اهریمنی است، نیاموختن از لغزش هاست، نه خود لغزش ها
Errare humanum est، sed in errore perseverare diabolicum


*
ایراخته ی نابودی = محکوم به عدم

کسی نگفت اندیشیدن بده گفتیم در صورتی که جزم اندیشی را به همراه داشته باشه و به پل پات ها ختم بشه نبودنش بهتر از بودنشه .
برای رسیدن به آماج بهتر هم حتمآ نباید اندیشه ای خوب در برابر اندیشه ای بد قرار بگیره بلکه میتونه این تضاد ها بین خوب و خوب تر باشه ! پل پات هم اگر نمی اندیشید ما با آماج خود میرسیدیم ! پس باعث تاسف بشریت است که اندیشید .

سخنان گذشته من هست و پاک نشده ! ملاک درست و غلط بودن آن هم شما و تصورات ذهنی شما نیست ! smile057
پیش کشیدن این موضوع در ابتدای سخن شما نشون از داشتن کینه نسبت به پست های منه که گویا شما رو به طور جدی آزار داده !
این سخنتان هم مانند دیگر سخنانتان نادرست و
برخاسته از نیندیشین است،چون پیش از اندیشه،
چگونه میتون دریافت که اندیشه بسوی جزم میرود؟
جز با خود اندیشیدن ؟؟؟
اینکه چه اندیشه ای خوب و یا بد هست هم، پس از
اندیشیدن و در ازمون طبیعت آشکار میشود.
چرا کینه؟ پست های شما که هیچ اندیشه ی نوینی
دربر نداشتند و همه را می توان در ویکی پدیا یافت!
همچنان که گفتید، پست های شما هم هستند و
اینکه سخنان ما و شما ارزشی دارند و یانه، به
داوری خوانندگان و آزمون طبیعت وابسته است!
پس جایی برای ناخشنودی شما نمیبینم ؟!
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
chikh

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۸/۱۹ - ۰۹:۵۵


پست: 114

سپاس: 24

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط chikh »

هرمز پگاه نوشته شده:
chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:شوربختانه ، شما همچنان روی آمیزش دو چیز، پیام برهمکنشی و درنگ برهم کنشی
پافشاری میکنید. اینکه گراویتون، به تندای پیکره ی فرود آینده می افزاید و یا از
تندای پیکره ی بیرون رونده می کاهد، پیام و پیشه ی این ریزک نیروبر است. ولی
دادن این پیام در یک برهمکنشی انجام میشود.
باز هم میگوییم درنگ برهمکنشی به معنای کاهش سرعت نیست! این درنگ در هنگام ورود به جاذبه در راستای افزایش سرعت است.
در هنگام ورود به جاذبه و موقع برخورد یک جسم با گراویتون هیچ کاهش سرعتی رخ نخواهد داد بلکه برشتابش افزوده خواهد شد البته در بازه زمانی بزرگ تر از زمان پلانک. اینجاست که میگوییم زمان حاصل جنبش نیست.
شوربختانه، شما باز هم دو چیز را از هم جدا نکردید
با اینکه ما گفتیم که گرانش با یک سنگی هم که روی
زمین است، همکنشی دارد، بی آنکه به ان تندا بدهد.
این همکنشی، جنبش درونی سنگ را اهسته میکند
و زمان او را کند تر از زمانی که این سنگ در آسمان باشد.
بر این پایه گمان نکنم که گفتگوی ما پس از سودمند باشد،
چون دیگر اندیشه و سخن نوینی در ان نبوده و بازگویی بازگفته هاست.
سپاس از هم اندیشی شما .
من از ابتدا هم گفتم کم شدن جنبش درونی مربوط به کند شدن زمان برای خود جسم است. ولی وقتی به مباحث نسبیت عام میرسیم نظریه شما قادر به توجیه کند شدن زمان فوتون یا هر جسمی که در میدان گرانشی قرار گرفته از دید ناظر بیرونی نیست!(چون ناظر در هیچ میدانی نیست) و شما آن را به شیشه نسبت دادید من هم با مثال ثابت کردم برعکس شیشه در جاذبه کاهش سرعتی در کار نیست. برای همین درمی یابیم که کند شدن سرعت از دید ناظر بیرونی مربوط به پارامتر دیگریست به نام زمان! زمانی که اگر کند شود جنبش هم کندتر به نظر میرسد. چند وقت پیش در هوپا مطلبی در همین مورد نوشته شده بود به شما توصیه میکنم آن رابخوانید.
موفق باشید smile072
http://www.hupaa.com/page.php?id=20120620080605002
آخرین ويرايش توسط 2 on chikh, ويرايش شده در 0.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:
chikh نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده:شوربختانه ، شما همچنان روی آمیزش دو چیز، پیام برهمکنشی و درنگ برهم کنشی
پافشاری میکنید. اینکه گراویتون، به تندای پیکره ی فرود آینده می افزاید و یا از
تندای پیکره ی بیرون رونده می کاهد، پیام و پیشه ی این ریزک نیروبر است. ولی
دادن این پیام در یک برهمکنشی انجام میشود.
باز هم میگوییم درنگ برهمکنشی به معنای کاهش سرعت نیست! این درنگ در هنگام ورود به جاذبه در راستای افزایش سرعت است.
در هنگام ورود به جاذبه و موقع برخورد یک جسم با گراویتون هیچ کاهش سرعتی رخ نخواهد داد بلکه برشتابش افزوده خواهد شد البته در بازه زمانی بزرگ تر از زمان پلانک. اینجاست که میگوییم زمان حاصل جنبش نیست.
شوربختانه، شما باز هم دو چیز را از هم جدا نکردید
با اینکه ما گفتیم که گرانش با یک سنگی هم که روی
زمین است، همکنشی دارد، بی آنکه به ان تندا بدهد.
این همکنشی، جنبش درونی سنگ را اهسته میکند
و زمان او را کند تر از زمانی که این سنگ در آسمان باشد.
بر این پایه گمان نکنم که گفتگوی ما پس از سودمند باشد،
چون دیگر اندیشه و سخن نوینی در ان نبوده و بازگویی بازگفته هاست.
سپاس از هم اندیشی شما .
من از ابتدا هم گفتم کم شدن جنبش درونی مربوط به کند شدن زمان برای خود جسم است. ولی وقتی به مباحث نسبیت عام میرسیم نظریه شما قادر به توجیه کند شدن زمان فوتون یا هر جسمی که در میدان گرانشی قرار گرفته از دید ناظر بیرونی نیست! چون شما آن را به شیشه نسبت دادید من هم با مثال ثابت کردم برعکس شیشه در جاذبه کاهش سرعتی در کار نیست. برای همین درمی یابیم که کند شدن سرعت از دید ناظر بیرونی مربوط به پارامتر دیگریست به نام زمان! زمانی که اگر کند شود جنبش هم کندتر به نظر میرسد. چند وقت پیش در هوپا مطلبی در همین مورد نوشته شده بود به شما توصیه میکنم آن رابخوانید. موفق باشید smile072
http://www.hupaa.com/page.php?id=20120620080605002
خب، این نگر شماست و در جای خود ارزشمند.
بازهم سپاس از هم اندیشی شما.کامیاب باشید!

P.S.
این لینک ها هوپا هم بیشتر sensationalism
هستند تا چیزی که درخور نگرش راستین باشند !
http://www.hupaa.com/page.php?id=20120620080605002
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
Hollywood Undead

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۹ - ۰۱:۳۷


پست: 361

سپاس: 779

جنسیت:

تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط Hollywood Undead »

هرمز پگاه نوشته شده: چرا کینه؟ پست های شما که هیچ اندیشه ی نوینی
دربر نداشتند و همه را می توان در ویکی پدیا یافت!
همچنان که گفتید، پست های شما هم هستند و
اینکه سخنان ما و شما ارزشی دارند و یانه، به
داوری خوانندگان و آزمون طبیعت وابسته است!
پس جایی برای ناخشنودی شما نمیبینم ؟!
رفرنس ما دانش فیزیک و آزمون های سربلند آن بود و نه تصورات ذهنی گرچه در ویکی پدیا هم یافت میشود . smile018
آخرین ويرايش توسط 3 on Hollywood Undead, ويرايش شده در 0.
نیستم ضد کسی نزن شور ِ دلتو
نشو ضد من میکنی گور ِ خودتو


نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: زمان از کی به وجود امده؟

پست توسط هرمز پگاه »

Hollywood Undead نوشته شده:
هرمز پگاه نوشته شده: چرا کینه؟ پست های شما که هیچ اندیشه ی نوینی
دربر نداشتند و همه را می توان در ویکی پدیا یافت!
همچنان که گفتید، پست های شما هم هستند و
اینکه سخنان ما و شما ارزشی دارند و یانه، به
داوری خوانندگان و آزمون طبیعت وابسته است!
پس جایی برای ناخشنودی شما نمیبینم ؟!
رفرنس ما دانش فیزیک و آزمون های سربلند آن بود و نه تصورات ذهنی گرچه در ویکی پدیا هم یافت میشود . smile018
اگر آنرا درست دریافته باشید. smile018
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

ارسال پست