دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد


Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی johnconner در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 12:35

اوکی من سعیم رو کردم در این پست که به ندرت ازش اطلاعی دارم حرفی نزنم اما بحث بالا گرفته منم سوالم رو میپرسم.

اولا والا این معادله که نوشتید شتاب مرکزگراست نه گریز از مرکز. حداقل ترجمه انگلیسیش که centripetal acceleration هست.

اما سوال من اینه که تاثیر این شتاب روی حرکت چی هست؟ حرکت های دورانی نقطه قوت من نیست لذا زیاد ممکنه توش خطا بزنم پس میپرسم تا مطمئن شم.
تا من میدونم شتاب تغییرات سرعت هست. یا در اندازه اش یا در جهتش. شتابی که شما میگید متاثر از تغییر جهت سرعت هست نه اندازه اش. لذا نرخ تغییر مکان (اندازه سرعت) تغییر نکرده که بخواد متاثر از این شتاب باشه.

ممکنه بگید دارم اشتباه میکنم یا نه؟
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 22

ارسـال : 115


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 19:51

XIV نوشته است:درود جناب جوانشیری! اگه ممکنه دربارۀ پاراگراف اول توضیح بیشتری بدید، آیا تنها روی ستارۀ پرجرم و در بحث میدان گرانشی شما قائل به دستگاه مختصات ساکن مطلق برای اشیاء خارج از تأثیر میدان گرانشی هستید یا نه کلاً معتقدید در نسبیت خاص هم ناظر ساکن دارای دستگاه مختصات ساکن مطلق است؟ یعنی اگر من با سرعت نزدیک به نور حرکت کنم و شما ساکن باشید، به جای آن که همچون شما که از دیدتان ساعت من کندتر کار می کند از دید من هم ساعت شما را کندتر کار کند، از دید اینجانب ساعت شما تندتر کار خواهد کرد؟ ضمناً با فرض اینکه من روی سیارۀ پرجرم باشم و شما دور از تأثیر گرانشی آن و طبق اندازه گیری من ساعت شما تندتر کار کند (که من منکر این موضوعم ولی با فرض این مورد)، من برای محاسبۀ میزان تندتر کار کردن ساعت شما باید صورت و مخرج کسر را در تبدیل لورنتس وارونه کنم، پس چرا برای محاسبۀ طول شما صورت و مخرج کسر را وارونه نکنم، بر چه مبنایی شما میان خط کشی که روی سیارۀ پرجرم اندازه گیری شده و سپس به خارج از تأثیر گرانشی سیاره برده شده و دوباره اندازه گیری شده، تناظر یک به یک برقرار می کنید؟ وقتی تناظر یک به یک میان گذر زمان برای من و گذر زمان برای شما شکسته شد لاجرم تناظر یک به یک برای طولی که من اندازه می گیرم و همان طول اگر شما اندازه بگیرید شکسته خواهد شد.

سلام بر شما
نه این قضیه فقط توی نسبیت عام اون هم برای اندازه گیری های غیر موضعی مطرحه وَاِلّا حرف شما توی نسبت خاص که همه ی مراجع لختن درسته. یعنی اگه ما هر دو با سرعتِ نسبی ثابت از هم دور بشیم. من ساعت شما رو کندتر می بینم و شما هم متقابلاً ساعت منو. ولی توی مثال سیاره ی پُر جرم، که بررسیش توی نسبیت عام می گنجه، ناظری که روی زمین ایستاده دیگه یه ناظرِ لخت نیست بلکه "نالخته" ولی ناظری که در بینهایت قرار گرفته همچنان لخته. چون جابجایی بین این ناظرها میسر نیست بنابراین، اندازه گیری های اون ها هم متقارن نیست. و برای همین اگه یکی ساعت دیگری رو تندتر ببینه، اونیکی مال اینیکی رو کندتر می بینه. همین قضیه برای طول ها و سرعت نور هم صادقه. دیگه تبدیلاتِ ساده ی لورنتس هم نمیشه توی این مثال استفاده کرد و بهتره از معادلات نظیر توی نسبیت عام استفاده کنیم که کمی پیچیده تره. بله برای طول هم باید مثل زمان رفتار کرد فقط طول، در جهت شعاعی ظاهراً از دید هیچ کدوم از این ناظرا تغییری پیدا نمی کنه یعنی بهتره بگیم به جای تناظر، تساوی وجود داره. ولی برای خط کش هایی که در جهت عمود بر شعاع قرار دارن، گفته ی شما درسته و اگه یکی منقبض ببینه، اونیکی متسع می بینه.
Rahmani نوشته است:استدلال شما به وضوح درسته، فقط من متوجه نمیشم که چطور این مطلب آشکار رو ندیده گرفته؟ خب معلومه که با سرعت های خطی مختلف میشه شتاب گریز از مرکز یکسان ایجاد کرد. در فرضیه اصلی هیچ تبصره یا نکته اضافی ای مطرح نشده که بتونه این تناقض رو توجیه کنه؟

خوشحالم که باهام موافقید. والّا تا اونجایی که من تحقیق کردمو فهمیدم، اصلاً نسبیت، قایل نیست که شتاب به شکل عریان ( smile015 ) می تونه روی اتساع زمان اثر بذاره. توی نسبیت عام هم فقط پتانسیل گرانشی تعیین کننده ست و نه شتاب یا همون میدان گرانشی.
johnconner نوشته است:اولا والا این معادله که نوشتید شتاب مرکزگراست نه گریز از مرکز. حداقل ترجمه انگلیسیش که centripetal acceleration هست.

درست می گید. این شتاب اصولاً وقتی از جانبِ ناظری که خارج از صفحه قرار داره بررسی شه، به شتاب و نیروی مرکز گرا معروفه ولی وقتی از دید ناظر در حال دوران بررسی شه به شتاب و (شِبهِ) نیروی گریز از مرکز تعبیر میشه. اینکه از کدوم لغت برای کدوم ناظر استفاده کنیم تأثیری در اصل ماجرا نداره.
johnconner نوشته است:اما سوال من اینه که تاثیر این شتاب روی حرکت چی هست؟ حرکت های دورانی نقطه قوت من نیست لذا زیاد ممکنه توش خطا بزنم پس میپرسم تا مطمئن شم.
تا من میدونم شتاب تغییرات سرعت هست. یا در اندازه اش یا در جهتش. شتابی که شما میگید متاثر از تغییر جهت سرعت هست نه اندازه اش. لذا نرخ تغییر مکان (اندازه سرعت) تغییر نکرده که بخواد متاثر از این شتاب باشه.

ممکنه بگید دارم اشتباه میکنم یا نه؟

درست می گید. ولی همین تغییر جهت سرعت داره یه شتابی می سازه که از دید ناظر واقع بر روی صفحه ی دوّار به همون اندازه واقعیه که یه شتابِ ناشی از تغییر مقدار سرعت. حالا اگه شتاب بخواد بر روی زمان یا ساعت اثر بذاره دیگه مهم نیست که چطوری تولید شده. حتی اگه یه جسمی به صورت خطی و با شتاب ثابت از شما دور بشه، بازم این "سرعتِ لحظه ایه" که مقدار اتساع زمانو برای اون لحظات تعیین می کنه و شتاب جایگاهی نداره. مثلاً ممکنه جسمی دارای سرعت $0.6c$ باشه و شتاب جسم $10\space m/s$ باشه یا ممکنه جسم دارای همون سرعت $0.6c$ باشه ولی شتابش $10000 \space m/s$ باشه. نسبیت خاص، مقدار اتساع زمان رو برای لحظات کوتاه فقط به همون سرعتِ $0.6c$ مربوط می کنه و نه شتاب.
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها
نماد کاربر
 
سپـاس : 457

ارسـال : 1252


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی johnconner در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 20:02

نسبیت خاص، مقدار اتساع زمان رو برای لحظات کوتاه فقط به همون سرعتِ 0.6c مربوط می کنه و نه شتاب.


قبل از اینکه بخوام ادامه بدم اصلا، میخوام اینم مطمئن شم که میگید لحظات کوتاه، برای مدت زمان بیشتر آیا شتاب تاثیر داره؟ طبعا اگه سرعت لحظه ای هم در نظر بگیریم با تغییر سرعت همون مقدار اتساع زمان هم تغییر میکنه. وقتی اتساع زمان تابع سرعت لحظه ای باشه، یعنی تغییرات سرعت هم فی الذات موثرند روی اتساع زمان (که این حرف شماست) منتهی در معادله تفاوت خاصی ایجاد نمیکنه. چون شتاب رو هم وارد نکنیم خود سرعت موجوده، پس اثر شتاب رو تغییرات خود سرعت نمایان میکنه دیگه نه؟ منظورم اینه که در نهایت در نتیجه تفاوتی ایجاد نمیکنه لذا همچنان از ثانیه به ثانیه اتساع زمان رو به حسب سرعت لحظه ای میسنجیم. درست نیست؟
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 22

ارسـال : 115


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی XIV در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 20:58

درود بر همۀ دوستان! اجازه بدهید به حرف جناب جوانشیری برگردیم: "هر ناظری که روی یه ستاره ی پر جرم ایستاده، حرکت های اشیائی که دورتر از ستاره هستن رو تُندتر می بینه و نور هم از این قاعده مستثنی نیست و از دید این ناظر سرعت نور بیشتر از حدِ c هست" همه می دانیم که ساده ترین فرمول سرعت v=x/t است و سرعت نور هم ازین قائده مستثنی نیست: c=x/t=299792458 m/s که تقریباً برابر است با 300000 کیلومتر بر ثانیه. t مخرج کسر هست و x صورت کسر، اگر مخرج بزرگتر شود و صورت همان باشد سرعت نور نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. بنابرین اگر ما زمان را برای کسی که خارج از تأثیر گرانشی ستارۀ پرجرم هست اندازه بگیریم و زمان تندتر بگذرد، با فرض اینکه طول در جهت شعاعی افزایش یا کاهش نیابد، مخرج کسر بزرگتر می شود و صورت کسر همان می ماند، پس سرعت نور کاهش می یابد. بنابرین افزایش اندازه ها یعنی افزایش صورت کسر، کاهش سرعت نور را جبران می کند و ما سرعت نور را همچنان c=299792458 m/s می بینیم. برای آنکه طبق سخن جناب جوانشیری سرعت نور بیش از c اندازه گرفته شود، دو راه داریم، یک: صورت کسر را افزایش بدهیم و مخرج کسر دست نخورده بماند یعنی اندازه ها بزرگتر شوند و زمان یکسان اندازه گیری شود. دو: صورت کسر دست نخورده بماند و مخرج کسر را کاهش دهیم یعنی اندازه ها مساوی اندازه گیری شود و زمان کندتر بگذرد. دقت کنید: کندتر و نه تندتر، یعنی مخرج کسر باید کوچکتر بشود چون سرعت و زمان با هم نسبت عکس دارند. امیدوارم اگر اشتباه می کنم، دوستان افکار ناپختۀ مرا تصحیح کنند.
نماد کاربر
 
سپـاس : 4

ارسـال : 42


سن: 26 سال
نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 22:13

johnconner نوشته است:قبل از اینکه بخوام ادامه بدم اصلا، میخوام اینم مطمئن شم که میگید لحظات کوتاه، برای مدت زمان بیشتر آیا شتاب تاثیر داره؟ طبعا اگه سرعت لحظه ای هم در نظر بگیریم با تغییر سرعت همون مقدار اتساع زمان هم تغییر میکنه. وقتی اتساع زمان تابع سرعت لحظه ای باشه، یعنی تغییرات سرعت هم فی الذات موثرند روی اتساع زمان (که این حرف شماست) منتهی در معادله تفاوت خاصی ایجاد نمیکنه. چون شتاب رو هم وارد نکنیم خود سرعت موجوده، پس اثر شتاب رو تغییرات خود سرعت نمایان میکنه دیگه نه؟ منظورم اینه که در نهایت در نتیجه تفاوتی ایجاد نمیکنه لذا همچنان از ثانیه به ثانیه اتساع زمان رو به حسب سرعت لحظه ای میسنجیم. درست نیست؟

نکته ی خوبی رو مطرح کردید. درسته، تغییرات سرعت روی اتساع زمان مؤثر میشن ولی بالذات لزوماً نیست. یعنی "اصالتِ" شتاب رو منتقل نمی کنه. بذارید یه مثال بهتر بزنم تا بهتر متوجه بشید! فرض کنید یه ساعت عقربه ای دارید که سرعتِ زاویه ایِ عقربه ش خیلی خیلی زیاده یا اصلاً یه هسته ی اتم رو در نظر بگیرید که یه الکترون داره با سرعت زاویه ایِ خیلی زیادی به دورش می چرخه (این یه ساعته). حالا فرض کنید که این اتم رو سوار یه ماشین کردیم که داره با شتابِ نسبتاً زیادی (ولی ثابت) حرکت می کنه. این ماشین مثلاً وقتی به اندازه ی یه میلیمتر جابجا میشه، تغییرات سرعتش چندان ملموس نیست و تقریباً برابر همون سرعت لحظه ایشه. ولی چون الکترون خیلی سریع به دور هسته می چرخه، در همین جابجاییِ یه میلیمتری ماشین، مثلاً 500 دور به گِردِ هسته از دید ناظر بیرونی چرخیده.

حالا نسبیت می گه که اگه مثلاً سرعت لحظه ایِ ماشین به $0.8c$ برسه، سرعت زاویه ایِ الکترون تقریباً نصف میشه یا به عبارتی اگه این اتم رو با اتم مشابه ساکن روی زمین مقایسه کنیم، اگه اتمِ روی زمین، به ازاءِ جابجاییِ یه میلیمتری ماشین، 1000 دور بچرخه، از دیدِ همین ناظرِ زمینی، اتم داخل ماشین فقط 500 دور زده. اما واقعیت اینه که با اینکه سرعت لحظه ای ماشین توی این یه میلیمتر تغییری نکرده ولی اون اتمی که داخل ماشینه، در تمام این لحظات، یه جور نیروی شدیدی رو در داخل خودش احساس کرده که مستقل از سرعت لحظه ایه و در تمام لحظات ثابته و بسته به شتابمون که بزرگ فرضش کردیم، مقدار بزرگی رو هم داره. حالا سؤالِ من اینه که این "حالتِ" فشردگی یا "له شدن" چرا نمی تونه مستقیماً روی عملکردِ ساعت ها اثر بذاره؟

حالا ساعتِ نوری اینشتین که یه مبنای صرفاً "هندسی" داره، نمی تونه این "حالتِ فشردگی" رو توی معادلاتش وارد کنه و قایله که اگه این حالت فشردگی (شتاب) به بینهایت هم میل کنه فقط سرعت لحظه ای در عملکردِ ساعت مهمه در حالی که می دونیم که توی شتابِ بی نهایت اساساً نمی شه هیچ "ساعتی" رو تعریف کرد چون شتابِ بی نهایت، ساختار هر ساعتی رو خُرد می کنه. یه مثال دیگه می زنم:

ساعت های "بیولوژیک" به "شتاب" هم علاوه بر "سرعت" حساسن. اگه شما رو توی یه سفینه سوار کنن و با شتابِ $100g$ از زمین دور کنن، همین که موتور موشک ها روشن بشه در کوتاه زمانی شما حضرت عزراییل رو ملاقات می کنی و می میری، چون این شتابِ سرسام آور، سرعت ساعت های بیولوژیکِ شما رو احتمالاً زیاد کرده، اون مثال دایناسورها هم که توی صفحه ی قبل ذکر کردم باز گویای همین موضوعه: "در شتابِ گرانشِ کم، طول عمرها زیادتر بوده" (حالا نمی خوام قضاوتِ نهایی بکنم که شتاب روی ساعت ها اثر کاهنده داره یا فزاینده) ولی نکته یا سؤالِ مهم اینه که اگه شتاب می تونه ساعت های بیولوژیک رو به راحتی تغییر بده، پس چرا نتونه روی ساعت های فیزیکی اثر داشته باشه؟
XIV نوشته است: t مخرج کسر هست و x صورت کسر، اگر مخرج بزرگتر شود و صورت همان باشد سرعت نور نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. بنابرین اگر ما زمان را برای کسی که خارج از تأثیر گرانشی ستارۀ پرجرم هست اندازه بگیریم و زمان تندتر بگذرد، با فرض اینکه طول در جهت شعاعی افزایش یا کاهش نیابد، مخرج کسر بزرگتر می شود و صورت کسر همان می ماند، پس سرعت نور کاهش می یابد.

نه اشتباه می کنید. دو تا ساعت نوری در نظر بگیرید و یه ساعت مچی که دست ناظرِ ایستاده روی زمینه. از دیدِ این ناظر، وقتی ساعت نوری دور دست یه دور رفتو برگشت انجام بده، ساعت نوریی که در کنارش هست، هنوز نصفِ دور رو هم نزده. یا اگه بخواد با ساعت مچیش قضاوت کنه می گه واحدِ زمان (یعنی یه رفتو برگشتِ کامل) برای ساعت نوریی که در کنارش هست اگه به ازاءِ یک ثانیه ی ساعت مچی رخ بده، واحدِ زمان برای ساعتِ نوری دوردست بر اساس ساعت مچی تنها $0.5$ ثانیه هست (یعنی نور در ساعت دور دست در زمان کمتری یه رفتو برگشت رو طی می کنه). پس توی فورمول خودتون برای محاسبه ی سرعت نور (در ساعت دور دست)، باید در مخرج، زمانِ کمتری رو قرار بدید و نه بیشتر، که گویای سرعتِ بیشترِ نوره. درکِ این موضوع یه خرده زمان می بره لطفاً بیشتر روش فکر کنید. من خودمم تا همین چند سال پیش، همین مشکل رو برای توضیح کارکردِ ساعت ها توی نسبیت خاص داشتم!
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها
نماد کاربر
 
سپـاس : 457

ارسـال : 1252


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی XIV در چهارشنبه 20 آذر 1398 - 23:30

جناب جوانشیری به نظر میاد شما هم با فرمول c=x/t موافقید و نیز موافقید که اگر مخرج کوچکتر شود این یعنی سرعت نور بیش از c می شود، بسیار خوب اگر ما زمان کمتری را در مخرج قرار دهیم این به چه معناست؟ این یعنی از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم زمان برای کسی که خارج از تأثیر گرانشی ستاره است کندتر می گذرد و نه تندتر!! یک گره بحث ما اینجاست! اگر پالس نوری که روی ستارۀ پرجرم رفت و برگشت انجام می دهد در 1 ثانیه این کار را بکند و پالس نوری دوردست در 0.5 ثانیه رفت و برگشت را انجام دهد، این یعنی زمان برای دوردست از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم کندتر می گذرد و با فرض اینکه طول ها یکسانند، پالس نوری دوردست چون مسافت یکسان را در زمان کمتری (چون زمان کندتر می گذرد) طی می کند پس سرعت نور از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم بیشتر از c می شود. من فرض کردم این حرف شما که گفتید: "اگه یکی ساعت دیگری رو تندتر ببینه، اونیکی مال اینیکی رو کندتر می بینه" درسته، به همین خاطر گفتم از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم سرعت پالس نوری در دوردست کاهش می یابد. چون اگر ناظر روی ستارۀ پرجرم ببیند که برای ناظر دوردست زمان تندتر می گذرد یعنی فرضاً 1 ثانیۀ خودش برابر با 2 ثانیۀ دوردست می شود، طبعاً نتیجه خواهد گرفت مخرج کسر بزرگتر می شود و سرعت نور کاهش می یابد. بنابرین تندتر یا کندتر شدن زمان با سرعت نور رابطۀ معکوس دارد. زمان تندتر بگذرد مخرج بزرگتر می شود، زمان کندتر بگذرد مخرج کوچکتر می شود. پس شما اگر می خواهید بگویید که سرعت نور دوردست برای ناطر روی ستارۀ پرجرم بیش از c است باید بگویید از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم زمان برای ناظر دوردست کندتر می گذرد که مخرج کسر کوچکتر بشود مثلاً به جای 1 بگذاریم 0.5 که یعنی از دید ناظر روی ستاره زمان برای دوردست کندتر می گذرد.
واپسین ویرایش بدست XIV در پنجشنبه 21 آذر 1398 - 22:14, رویهم 1 بار.
نماد کاربر
 
سپـاس : 4

ارسـال : 42


سن: 26 سال
نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی johnconner در پنجشنبه 21 آذر 1398 - 09:09

M_J1364@yahoo.com نوشته است:
johnconner نوشته است:قبل از اینکه بخوام ادامه بدم اصلا، میخوام اینم مطمئن شم که میگید لحظات کوتاه، برای مدت زمان بیشتر آیا شتاب تاثیر داره؟ طبعا اگه سرعت لحظه ای هم در نظر بگیریم با تغییر سرعت همون مقدار اتساع زمان هم تغییر میکنه. وقتی اتساع زمان تابع سرعت لحظه ای باشه، یعنی تغییرات سرعت هم فی الذات موثرند روی اتساع زمان (که این حرف شماست) منتهی در معادله تفاوت خاصی ایجاد نمیکنه. چون شتاب رو هم وارد نکنیم خود سرعت موجوده، پس اثر شتاب رو تغییرات خود سرعت نمایان میکنه دیگه نه؟ منظورم اینه که در نهایت در نتیجه تفاوتی ایجاد نمیکنه لذا همچنان از ثانیه به ثانیه اتساع زمان رو به حسب سرعت لحظه ای میسنجیم. درست نیست؟

نکته ی خوبی رو مطرح کردید. درسته، تغییرات سرعت روی اتساع زمان مؤثر میشن ولی بالذات لزوماً نیست. یعنی "اصالتِ" شتاب رو منتقل نمی کنه. بذارید یه مثال بهتر بزنم تا بهتر متوجه بشید! فرض کنید یه ساعت عقربه ای دارید که سرعتِ زاویه ایِ عقربه ش خیلی خیلی زیاده یا اصلاً یه هسته ی اتم رو در نظر بگیرید که یه الکترون داره با سرعت زاویه ایِ خیلی زیادی به دورش می چرخه (این یه ساعته). حالا فرض کنید که این اتم رو سوار یه ماشین کردیم که داره با شتابِ نسبتاً زیادی (ولی ثابت) حرکت می کنه. این ماشین مثلاً وقتی به اندازه ی یه میلیمتر جابجا میشه، تغییرات سرعتش چندان ملموس نیست و تقریباً برابر همون سرعت لحظه ایشه. ولی چون الکترون خیلی سریع به دور هسته می چرخه، در همین جابجاییِ یه میلیمتری ماشین، مثلاً 500 دور به گِردِ هسته از دید ناظر بیرونی چرخیده.

حالا نسبیت می گه که اگه مثلاً سرعت لحظه ایِ ماشین به $0.8c$ برسه، سرعت زاویه ایِ الکترون تقریباً نصف میشه یا به عبارتی اگه این اتم رو با اتم مشابه ساکن روی زمین مقایسه کنیم، اگه اتمِ روی زمین، به ازاءِ جابجاییِ یه میلیمتری ماشین، 1000 دور بچرخه، از دیدِ همین ناظرِ زمینی، اتم داخل ماشین فقط 500 دور زده. اما واقعیت اینه که با اینکه سرعت لحظه ای ماشین توی این یه میلیمتر تغییری نکرده ولی اون اتمی که داخل ماشینه، در تمام این لحظات، یه جور نیروی شدیدی رو در داخل خودش احساس کرده که مستقل از سرعت لحظه ایه و در تمام لحظات ثابته و بسته به شتابمون که بزرگ فرضش کردیم، مقدار بزرگی رو هم داره. حالا سؤالِ من اینه که این "حالتِ" فشردگی یا "له شدن" چرا نمی تونه مستقیماً روی عملکردِ ساعت ها اثر بذاره؟

حالا ساعتِ نوری اینشتین که یه مبنای صرفاً "هندسی" داره، نمی تونه این "حالتِ فشردگی" رو توی معادلاتش وارد کنه و قایله که اگه این حالت فشردگی (شتاب) به بینهایت هم میل کنه فقط سرعت لحظه ای در عملکردِ ساعت مهمه در حالی که می دونیم که توی شتابِ بی نهایت اساساً نمی شه هیچ "ساعتی" رو تعریف کرد چون شتابِ بی نهایت، ساختار هر ساعتی رو خُرد می کنه. یه مثال دیگه می زنم:

ساعت های "بیولوژیک" به "شتاب" هم علاوه بر "سرعت" حساسن. اگه شما رو توی یه سفینه سوار کنن و با شتابِ $100g$ از زمین دور کنن، همین که موتور موشک ها روشن بشه در کوتاه زمانی شما حضرت عزراییل رو ملاقات می کنی و می میری، چون این شتابِ سرسام آور، سرعت ساعت های بیولوژیکِ شما رو احتمالاً زیاد کرده، اون مثال دایناسورها هم که توی صفحه ی قبل ذکر کردم باز گویای همین موضوعه: "در شتابِ گرانشِ کم، طول عمرها زیادتر بوده" (حالا نمی خوام قضاوتِ نهایی بکنم که شتاب روی ساعت ها اثر کاهنده داره یا فزاینده) ولی نکته یا سؤالِ مهم اینه که اگه شتاب می تونه ساعت های بیولوژیک رو به راحتی تغییر بده، پس چرا نتونه روی ساعت های فیزیکی اثر داشته باشه؟
XIV نوشته است: t مخرج کسر هست و x صورت کسر، اگر مخرج بزرگتر شود و صورت همان باشد سرعت نور نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. بنابرین اگر ما زمان را برای کسی که خارج از تأثیر گرانشی ستارۀ پرجرم هست اندازه بگیریم و زمان تندتر بگذرد، با فرض اینکه طول در جهت شعاعی افزایش یا کاهش نیابد، مخرج کسر بزرگتر می شود و صورت کسر همان می ماند، پس سرعت نور کاهش می یابد.

نه اشتباه می کنید. دو تا ساعت نوری در نظر بگیرید و یه ساعت مچی که دست ناظرِ ایستاده روی زمینه. از دیدِ این ناظر، وقتی ساعت نوری دور دست یه دور رفتو برگشت انجام بده، ساعت نوریی که در کنارش هست، هنوز نصفِ دور رو هم نزده. یا اگه بخواد با ساعت مچیش قضاوت کنه می گه واحدِ زمان (یعنی یه رفتو برگشتِ کامل) برای ساعت نوریی که در کنارش هست اگه به ازاءِ یک ثانیه ی ساعت مچی رخ بده، واحدِ زمان برای ساعتِ نوری دوردست بر اساس ساعت مچی تنها $0.5$ ثانیه هست (یعنی نور در ساعت دور دست در زمان کمتری یه رفتو برگشت رو طی می کنه). پس توی فرمول خودتون برای محاسبه ی سرعت نور (در ساعت دور دست)، باید در مخرج، زمانِ کمتری رو قرار بدید و نه بیشتر، که گویای سرعتِ بیشترِ نوره. درکِ این موضوع یه خرده زمان می بره لطفاً بیشتر روش فکر کنید. من خودمم تا همین چند سال پیش، همین مشکل رو برای توضیح کارکردِ ساعت ها توی نسبیت خاص داشتم!


اوکی. من یه سوال دیگه هم دارم اگه اشکال نداره.
مثلا اگر ما تغییرات شتاب رو نسبت به زمان هم نامگذاری کنیم. مثلا بگیم پلنگی (پلنگ سریعه خب). اون وقت آیا پلنگی یه ذره هم باید تاثیر داشته باشه روی سیستم؟ مثلا شتاب فزاینده توان دو، تغییرات سرعت رو توان 4 میکنه. این دیگه ترسناک ترین نوع حرکت تو نسبیت میشه چون با تغییرات شتاب به سمت سرعت نور در حرکت هست. ولی در این شرایط آیا خود این تغییرات شتاب باید موثر واقع بشن؟ میگید چون نیرو وارد میکنن به جسم باید لحاظ شن منتها این نیرو مگه روی پتانسیل ذره موثر نیست؟

ضمنا یه چیز دیگه. وقتی سرعت حد بالا داره و شتاب حد بالایی براش معرفی نشده این خودش ثابتگر این نیست که شتاب ذات مجزای خاصی نداره؟
اینکه نیرو وارد میشه درسته منتها نیرویی که وارد میشه روی نرخ تغییرات مکان بر حسب زمان آخه تاثیری نداره. یعنی حداقل تا من دارم شرایط رو تو ذهنم توصیف میکنم هر قدر این شتاب رو افزایش میدم میبینم طبعا (اصلا بر اساس قانون دوم نیوتون) نیرو شدیدتر میشه روی جسم. ولی باز چون حد نهایی سرعت، یک عدد ثابت هست و این حد متعلق به سرعته و نه شتاب، احساس میکنم اون ذات مجزا رو نداره که بخواد یا بتونه تاثیر بزاره روی اتساع زمان.

مثلا از این دید بزارید بگم. بعضیا به طرز خنده داری در پاسخ به این سوال که چرا سرعت نور بیشترین سرعت در دنیاست میگن به خاطر اتساع زمان. واقعیت اینه که این چراییش نیست بلکه چطوریشه. هر قدر سرعت افزایش پیدا کنه (به حد نزدیک تر بشه) زمان کندتر میگذره حالا چون سرعت نور حد بالای سرعت هاست، طبیعت معیاری داره تا باهاش اتساع زمان رو کنترل کنه. هر قدر شما روی نمودار سرعت زمان به حد نزدیک تر بشی نرخ گذر زمان کند میشه تا شما به سرعت نور دست پیدا نکنی. یعنی سرعت نور که سه میلیون متر بر ثانیه است رو به سه میلیون قسمت تبدیل کنی. هر قسمت به بعد اتساع زمان بیشتری مطابق رابطه داره. تا اینکه در آخرین قسمت دیگه اتساع زمان چنان افزایش پیدا میکنه که عملا گذری در زمان صورت نمیگیره تا به این حد بالا دسترسی وجود نداشته باشه.

در واقع چیزی که میگم اینه که طبیعت برای سرعت حد داره (و خود سرعت به صورت خالص چرا که حدش سرعت ثابتیه) و مهم نیست با چه نرخی به این حد نزدیک شیم. معیار اتساع زمان همواره همون سرعت ثابت هست. که این هم به ارتباط فضا و زمان برمیگرده که معلوم نیست چجوری با هم توافق کردن که نتیجه اش شده سرعت نور به عنوان مرز جدا کردن چیزهایی از اینا از هم که ما اصلا نمیدونیم. اصلا معلوم نیست خواستن چیزی رو جدا نگه دارن یا نه.
اون نیرویی که از شتاب پدید می آید قطعا تاثیری در نرخ تغییرات مکان حسب زمان نداره. چون اگر داشت دیگه ما اصلا راجع به شتاب ثابت حتی حرف نمیزدیم. چون اون اگر تاثیر میذاشت اون وقت قانونی در طبیعت داشتیم که شتاب، شتاب میاره. لذا شما هر چی شتابت رو افزایش بدی، خود شتاب هم مقداری اضافه میکنه. اون وقت مفهوم bonus شتاب داشتیم.

من باز میخوام تاکید کنم که ادعایی ندارم، صرفا چیزی که به ذهنم رسید رو در پاسخ نوشتم. ممنون میشم بازم توضیح بدید اگه جاییش ایراد داره.
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی
 
سپـاس : 22

ارسـال : 115


نام نویسی: 93/2/2

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در پنجشنبه 21 آذر 1398 - 22:30

.
.

آقایان XIV و johnconner، ممنون میشم اگه خودتونو معرفی و یه مختصری از خودتون برام بگید، اینکه اسم یا فامیلتون چیه، چند سالتونه و چقدر با فیزیک آشنایی دارید.
XIV نوشته است:جناب جوانشیری به نظر میاد شما هم با فرمول c=x/t موافقید و نیز موافقید که اگر مخرج کوچکتر شود این یعنی سرعت نور بیش از c می شود، بسیار خوب اگر ما زمان کمتری را در مخرج قرار دهیم این به چه معناست؟ این یعنی از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم زمان برای کسی که خارج از تأثیر گرانشی ستاره است کندتر می گذرد و نه تندتر!! یک گره بحث ما اینجاست! اگر پالس نوری که روی ستارۀ پرجرم رفت و برگشت انجام می دهد در 1 ثانیه این کار را بکند و پالس نوری دوردست در 0.5 ثانیه رفت و برگشت را انجام دهد، این یعنی زمان برای دوردست از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم کندتر می گذرد و با فرض اینکه طول ها یکسانند، پالس نوری دوردست چون مسافت یکسان را در زمان کمتری (چون زمان کندتر می گذرد) طی می کند پس سرعت نور از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم بیشتر از c می شود. من فرض کردم این حرف شما که گفتید: "اگه یکی ساعت دیگری رو تندتر ببینه، اونیکی مال اینیکی رو کندتر می بینه" درسته، به همین خاطر گفتم از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم سرعت پالس نوری در دوردست کاهش می یابد. چون اگر ناظر روی ستارۀ پرجرم ببیند که برای ناظر دوردست زمان تندتر می گذرد یعنی فرضاً 1 ثانیۀ خودش برابر با 2 ثانیۀ دوردست می شود، طبعاً نتیجه خواهد گرفت مخرج کسر بزرگتر می شود و سرعت نور کاهش می یابد. بنابرین تندتر یا کندتر شدن زمان با سرعت نور رابطۀ معکوس دارد. زمان تندتر بگذرد مخرج بزرگتر می شود، زمان کندتر بگذرد مخرج کوچکتر می شود. پس شما اگر می خواهید بگویید که سرعت نور دوردست برای ناطر روی ستارۀ پرجرم بیش از c است باید بگویید از دید ناظر روی ستارۀ پرجرم زمان برای ناظر دوردست کندتر می گذرد که مخرج کسر کوچکتر بشود مثلاً به جای 1 بگذاریم 0.5 که یعنی از دید ناطر روی ستاره زمان برای دوردست کندتر می گذرد.

فقط به یه طریق دیگه می تونم براتون این قضیه رو باز کنم و اگه نتونید متوجه بشید، دیگه نمی تونم کاری بکنم:
اونچیزی که ما به عنوان کندی یا تندی می شناسیم، صفاتی هستند که برای "سرعت" استفاده می کنیم و نه برای زمان. برای همین وقتی می گیم که ساعت برای ناظرِ دور دست از دید ناظر روی سیاره تندتر می گذره، یعنی "سرعت زاویه ایِ" ($\omega$) اون ساعت زیادتر شده که این هم یعنی عقربه ی اون ساعت با سرعت زاویه ای زیادتری داره می چرخه ولی واقعیت اینه که سرعت زاویه ای با "زمان" یا همون $T$ رابطه ی عکس داره: $\omega=\frac{2\pi}{T}$. برای همینه که وقتی ساعتی تندتر کار می کنه، زمانِ کمتری رو باید براش لحاظ کنید تا سرعت زاویه ایش بیشتر بشه. لطفاً روی این موضوع بیشتر وقت بذارید و فکر کنید. smile072

johnconner نوشته است:مثلا اگر ما تغییرات شتاب رو نسبت به زمان هم نامگذاری کنیم. مثلا بگیم پلنگی (پلنگ سریعه خب). اون وقت آیا پلنگی یه ذره هم باید تاثیر داشته باشه روی سیستم؟ مثلا شتاب فزاینده توان دو، تغییرات سرعت رو توان 4 میکنه. این دیگه ترسناک ترین نوع حرکت تو نسبیت میشه چون با تغییرات شتاب به سمت سرعت نور در حرکت هست. ولی در این شرایط آیا خود این تغییرات شتاب باید موثر واقع بشن؟

ببینید من اینایی که گفتینو توی پُست های قبلیم برای داوود هم توضیح دادم. اون حالتی که ما طی شتاب بهمون دست می ده، فقط تابعِ مشتق دومِ مکان نسبت به زمان یا همون شتاب هست، مشتق های سوم یا چهارم یا صدم چه وجود داشته باشن چه نداشته باشن، بدنِ ما از اونا متأثر نیست مگر اینکه کسی بیاد بگه نوعی از واکنش وجود داره که به مشتقات مراتب بالاتر وابسته ست که هنوز چنین چیزی رو کسی ثابت نکرده. بذارید من یه مثال روشن تر براتون می زنم تا بهتر متوجه بشید که "نیرو" (یعنی تعبیر دیگه ای از همون شتاب) چطوری می تونه کارکردِ یه ساعت رو تندتر بکنه بدون اینکه ساعت ها بخوان سرعت انتقالی داشته باشن.

مقداری از هیدروژن مایع رو در نظر بگیرید که داخل یه پیستونی قرار داره. شما به پیستون نیرو وارد می کنید تا هیدروژن مایع رو فشرده کنید، هر چقدر نیروتون رو بیشتر کنید، پیستون پایین نمی ره چون مایعات، عموماً تراکم ناپذیرن. ولی دست شما فشاری رو در سرتاسر مایع به شکل ثابتی پراکنده می کنه که در همه ی جای هیدروژنِ مایع یکسانه. $(P=F/A)$ [که $F$ نیروی دست شما و $A$ سطحِ پیستونه.] امّا واقعیت اینه که این فشارِ یکنواخت در اطراف هر اتم هیدروژن هم وجود داره. هر اتم هیدروژن از یه الکترون و یه پروتون تشکیل شده که الکترون به سرعت در اطراف پروتون در حال گردشه. فضایی که الکترون در اون در حال گردش هست رو میشه به شکل یه پوسته ی کروی در نظر گرفت، که حضورِ الکترون در هر جایی از سطحِ این پوسته ی کروی بیشترین احتمال رو داره. بنابراین، نیرویی که به الکترون در هر لحظه از جانبِ این فشارِ یکنواخت وارد میشه رو میشه با ضرب فشار بالا در "سطح پوسته $(4\pi r^2)$" به دست آورد. (دقت کنید که $r$ شعاع پوسته یا همون فاصله ی الکترون از پروتونه.) این نیرو تمایل داره که الکترون رو به سمت هسته (پروتون) "سقوط" بده ولی الکترون برای مقابله با این نیروی اضافی باید همون نیروی گریز از مرکز یا مرکزگراشو زیاد کنه تا به داخل پروتون سقوط نکنه. برای این کار، الکترون باید تندتر به گرد پروتون بچرخه که این یعنی، ساعتِ اتمِ ما تندتر میشه. این قضیه برای تمام اتم ها رخ می ده. اتفاقاً امروز داشتم محاسبات مربوط به همین مثال رو انجام می دادم و با نوشتن معادلات تعادل نیروها به نتیجه ی زیر رسیدم:
$$\omega \approx \omega_0 \sqrt{1+\frac{P}{10^{19}}}$$
که عدد $10^{19}$ واحد فشار رو داره و مربوط به اتم هیدروژنه که برای به دست آوردنش باید محاسبات نسبتاً ساده ای رو انجام داد. من اسمشو گذاشتم فشارِ طبیعی اتم هیدروژن در حالت آزاد. ببینید من توی این مسئله اصلاً کاری به هندسه و سینماتیکی که اینشتین توی ساعت نوریش ازش استفاده کرد ندارم، بلکه از دینامیک و تعادل نیروها استفاده کردم. بنابراین، طبق این مُدل، تمام اتم های هیدروژن (یعنی همون ساعت ها)، چه قبل از اعمال نیرو و چه بعد از اعمالِ نیرو به پیستون، سرِ جای خودشون ثابتن و هیچ حرکتی نمی کنن (یعنی اصلاً سرعت ندارن و طبق نسبیت خاص، ساعت هاشون نباید تغییری کنه) ولی من بهتون نشون دادم که چطوری ساعت ها به دلیل "احساسی" که از نیرو دارن ناچارن تندتر حرکت کنن.
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها
نماد کاربر
 
سپـاس : 457

ارسـال : 1252


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی XIV در جمعه 22 آذر 1398 - 13:50

سلام جناب جوانشیری، من برادر کوچکتر شما هستم و اگر خدا بخواهد در آینده دانشجوی فیزیک می شوم، من بیشتر به آزمایش های ذهنی فیزیک علاقمندم، البته فرمول ها را هم کم کم یاد می گیرم، کتاب نسبیت و مفهوم نسبیت اثر اینشتین را خوانده ام، امیدوارم کتاب شما که در آینده چاپ خواهد شد را هم بخوانم، البته طبیعی است که اول باید روی نظریۀ اینشتین مسلط بشوم سپس نقدهای وارده را بخوانم. برویم سر بحث اصلی: اگر سرعت زاویه ای بیشتر باعث می شود زمان کندتر بگذرد، آیا این برای جسم روی سیاره از دید ناظر دوردست هم صادق است؟ به علاوه، در نسبیت خاص چنین است که ناظر ساکن می بیند که ساعت ناظر متحرک کندتر کار می کند و ناظر متحرک هم که خودش را ساکن و ناظر ساکن را متحرک می بیند، می بیند که ساعت ناظر ساکن کندتر کار می کند. فکر کنم تا اینجا را شما هم موافق باشید. چرا زمان برای دیگری از دید یکی کندتر می گذرد و بالعکس؟ چون ساعت تندتر کار می کند؟ به نظر میاد که نه! برعکس چون عقربۀ ساعت ـ برای ناظر متحرک از دید ناظر ساکن و بالعکس ـ آرام تر حرکت می کند! پس ناظری که زمان را اندازه می گیرد آن را کندتر از مال خودش اندازه می گیرد ـ اگه من اشتباه می کنم لطفاً تصحیح کنید ـ حالا با فرض درستی اینها، قضیه برای نسبیت عام چجوریه؟ نظریۀ شما چه چیزی را پیش بینی می کند؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 4

ارسـال : 42


سن: 26 سال
نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در شنبه 23 آذر 1398 - 12:11

XIV نوشته است:سلام جناب جوانشیری، من برادر کوچکتر شما هستم و اگر خدا بخواهد در آینده دانشجوی فیزیک می شوم، من بیشتر به آزمایش های ذهنی فیزیک علاقمندم، البته فرمول ها را هم کم کم یاد می گیرم، کتاب نسبیت و مفهوم نسبیت اثر اینشتین را خوانده ام، امیدوارم کتاب شما که در آینده چاپ خواهد شد را هم بخوانم، البته طبیعی است که اول باید روی نظریۀ اینشتین مسلط بشوم سپس نقدهای وارده را بخوانم.

سلام. آفرین، سعی کنید سایر کتابای اینشتین مثل "فیزیک و واقعیت" و "تکامل فیزیک" رو هم که مربوط به همون انتشارات خوارزمی هست رو پیدا کنیدو بخونید. بعداً کتاب آشنایی با نسبیت خاص نوشته ی رابرت زرنیک (مرکز نشر دانشگاهی) رو هم بخونید. تا می تونید کتاب بخونید، "فکر کنید" و کاغذ سیاه کنید یعنی ایده ها، درک ها، معادلات، تصاویر و نمودارهایی که توی ذهنتون نقش می بنده رو روی کاغذ بنویسید.
XIV نوشته است:اگر سرعت زاویه ای بیشتر باعث می شود زمان کندتر بگذرد، آیا این برای جسم روی سیاره از دید ناظر دوردست هم صادق است؟

دیگه نگید زمان کندتر می گذره، بلکه بهتره بگید که ساعت، زمانِ "کمتری" رو ثبت می کنه. کندی و تندی رو برای سرعت استفاده کنید تا ذهنتون متوجه این تفاوتا بشه. بعداً که متوجه شدید، می تونید دوباره همون لغت کندی یا تندی رو برای زمان استفاده کنید. خیر، ناظرِ دور دست برای ناظر زمینی پدیده ی معکوس رو مشاهده می کنه. یعنی می بینه که عقربه ی ساعتِ روی زمین (سیاره)، نسبت به عقربه ی ساعتِ خودش، کندتر حرکت می کنه یعنی ناظرِ دور دست می بینه که زمانِ بیشتری لازمه تا عقربه ی ساعتِ روی زمین یه دورِ کامل بچرخه.
XIV نوشته است:به علاوه، در نسبیت خاص چنین است که ناظر ساکن می بیند که ساعت ناظر متحرک کندتر کار می کند و ناظر متحرک هم که خودش را ساکن و ناظر ساکن را متحرک می بیند، می بیند که ساعت ناظر ساکن کندتر کار می کند. فکر کنم تا اینجا را شما هم موافق باشید. چرا زمان برای دیگری از دید یکی کندتر می گذرد و بالعکس؟

بله موافقم. بخاطر اینکه این دو ناظر هر دو لَختن. اون حرکتِ فوتون توی ساعتِ نوری اینشتین رو به یاد دارید که وقتی حرکت می کرد، از دید ناظر ساکن بجای حرکتِ عمودی به شکلِ مورّب حرکت می کرد و همین کندی زمان رو توضیح می داد؟ (بازم یادآوری می کنم که در اینجا هم، کندی زمان در اصل یعنی فوتون به دلیلِ اینکه مسافتِ مورّبِ بیشتری رو باید طی کنه پس به زمانِ "بیشتری" احتیاج داره و نه کمتر.)

توی نسبیت خاص، چون همونطور که خودتون اشاره کردید، هر ناظر، حرکت یا سرعت رو می تونه به دیگری اطلاق کنه، این حرکت موربِ نور رو هم متعاقباً می تونه به دیگری اطلاق کنه و برای همین، هر کی ادعا می کنه که ساعتِ دیگری کند شده. ولی توی نسبیت عام یا همین مثال ناظرِ روی سیاره و ناظرِ دوردست، ناظرها نمی تونن خودشونو با هم جابجا کنن چون یکی از ناظرها لخت و دیگری نالخته. (یکی احساس شتاب داره و دیگری نداره.) برای همین، اندازه گیری های غیر موضعی براشون دیگه مثل نسبیت خاص متقارن نیست.
XIV نوشته است:چون ساعت تندتر کار می کند؟ به نظر میاد که نه! برعکس چون عقربۀ ساعت ـ برای ناظر متحرک از دید ناظر ساکن و بالعکس ـ آرام تر حرکت می کند! پس ناظری که زمان را اندازه می گیرد آن را کندتر از مال خودش اندازه می گیرد

ساعت تندتر کار نمی کنه بلکه همونطور که خودتون می گید، کندتر کار می کنه یعنی عقربه ش آهسته تر می چرخه و همین آهسته تر چرخیدنِ عقربه باعث میشه که عقربه، برای زدنِ یه دورِ کامل به زمانِ "بیشتری" احتیاج داشته باشه.
XIV نوشته است:نظریۀ شما چه چیزی را پیش بینی می کند؟

کدوم نظریه؟ همین ادعایی که توی پُستِ اولِ این جستار مطرح کردم رو می گید یا نظریه ی غلظت رو؟
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها
نماد کاربر
 
سپـاس : 457

ارسـال : 1252


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی XIV در پنجشنبه 28 آذر 1398 - 20:10

درود جناب جوانشیری! اون طور که من از کتاب اینشتین فهمیدم ناظر شتابدار نیز می تواند ناظر ساکن را شتابدار ببیند، بنابرین اندازه گیری های موضعی می تواند متقارن باشد. آیا شما نیز همین برداشت را از اینشتین دارید و این که گفتید ناظرها نمی توانند خود را با هم جابجا کنند اصلاحیۀ خودتان است یا فهم من از اینشتین اشتباه است و اینشتین نیز در نسبیت عام معتقد است ناظرها لخت و نالخت نمی توانند خود را با هم جابجا کنند؟
نماد کاربر
 
سپـاس : 4

ارسـال : 42


سن: 26 سال
نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: دو سؤال بنیادین که می تواند اعتبار نسبیت را به چالش بکشد

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 29 آذر 1398 - 22:43

XIV نوشته است: این که گفتید ناظرها نمی توانند خود را با هم جابجا کنند اصلاحیۀ خودتان است

سلام بر شما. بله، این درکِ خودم از نسبیته. خاطرم هست که یکی دو هفته ی پیش (برای اینکه مطمئن بشم)، این سؤال رو توی استَک اِکسچِینج هم پرسیده بودم که جواب دهنده با من موافق بود. من کتاب اینشتین رو خیلی وقت پیش خوندم و الان همه ی مطالبش توی خاطرم نیست. اگه نکته ی مهمی راجع به این موضوع رو توی کتاب اینشتین خوندید، لطفاً اینجا مطرح کنید.
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها
نماد کاربر
 
سپـاس : 457

ارسـال : 1252


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

قبلی

بازگشت به نسبیت

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 39 مهمان