طول پلانک


طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در يكشنبه 1 دي 1398 - 17:44

سلام ببخشید که مزاحم وقت دوستان می شوم، کارلو روولی کتابی نوشته تحت عنوان "واقعیت آن چیزی نیست که به نظر می آید" متن انگلیسی و کتاب صوتی انگلیسی آن در اینترنت به سهولت قابل دسترسی است. ترجمۀ چاپ نشدۀ آن را فکر کنم از طریق لینکی در همین سایت بود که دانلود کردم و خواندم، به نظرم کتاب بسیار خوبیه. کارلو روولی می گوید که کوچکترین طول ممکن طول پلانک است که با Lp نشان می دهیم و از جذرِ (ثابت کاهیدۀ پلانک ضربدر ثابت گرانش تقسیم بر سرعت نور به توان سه) به دست می آید. بعد می گوید که طیف سطح و حجم گسسته است و فرمول هایی ارائه می دهد که من متوجه نمی شوم مفاهیم پشت آن چیست!؟ اگر طول پلانک کوچکترین طول ممکن است پس کوچکترین مساحت ممکن باید Lp به توان دو باشد و کوچکترین حجم ممکن مکعبی است که طول و عرض و ارتفاع آن برابر با طول پلانک است. از کنار هم چیدن و روی هم چیدن n تا مکعب با حجم پلانک، حجم های بزرگتر پدید می آید. پس جذر (j.(j+1 و بقیه فرمول ها از کجا می آیند؟ ببخشید که فهم سطحی خودم را به نمایش می گذارم و وقت تان را می گیرم.
واپسین ویرایش بدست XIV در يكشنبه 1 دي 1398 - 22:05, رویهم 1 بار.
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: پرسشی از ادمین و دوستان باسواد

نوشتهاز سوی paradoxy در يكشنبه 1 دي 1398 - 19:33

viewtopic.php?f=27&t=36384
این هستش. از صفحه مربوطه که سوال دارید عکس بفرستید.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: پرسشی از ادمین و دوستان باسواد

نوشتهاز سوی XIV در يكشنبه 1 دي 1398 - 21:21

سلام paradoxi گرامی! این یکی از اون صفحاته.
پیوست ها
Untitled.png
Untitled.png (108 KIB) بازدید 433 بار
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: پرسشی از ادمین و دوستان باسواد

نوشتهاز سوی paradoxy در يكشنبه 1 دي 1398 - 22:20

Paradoxy هستم.
چه ترجمه افتضاحی واقعا...
خب بهرحال، بله $L_p^2$ مساحت کوچکترین مربع دنیا رو میده و توی ترجمه هم همین اومده. ولی اگه یه کره داشته باشیم چی؟ و بخوایم بدونیم کمترین سطح ممکن برای این کره چقدره چیکار میتونیم کنیم؟ خب میدونیم کوچکترین کره ممکن کره ایه که شعاع شوارتز شیلد رو داشته باشه. یکم شعاع این کره کمتر باشه به سیاه چاله میرسیم. شعاع شوارتز شیلد به جرم کره وابستست.
از طرفی برای تمام ذرات میشه چیزی به نام طول موج کامپتون تعریف کرد. میتونید سرچ بزنید ببینید چیه، در هر صورت بر اساس طول موج کامپتون (که به مربوط میشه به انعکاس امواج از سطح کره مورد نظر) میتونیم کمترین جرم ممکن کره رو پیدا کنیم (بله این جرم همون جرم پلانک نمیشه. یکم بزرگتر میشه) و اونو داخل شعاع شوارتز بزاریم تا ببینیم به این برسیم که شعاع شوارتز دقیقا رادیکال دو برابر طول پلانکه. حالا هدفمون پیدا کردن سطح کوچکترین کره بود. خب خیلی ساده میدونیم مساحت سطح هر کره هستش $4\pi r^2$ و از طرفی r هم بود شعاع شوارتز. و شعاع شوارتز هم بود رادیکال دو برابر طول پلانک. با یکم ساده کردن به همون فرمول کتاب کارلو میرسیم. کافیه j رو بزاریم صفر. اون رادیکاله چیه؟ خب توضیح این یکی مفصله. ولی یه روزی که انشالله نشستید کوانتوم رو به شکل جدی شروع کردید خوندن، اون موقع میبینید که توی دستگاه مختصات کروی همچین عبارتی دائم ظاهر میشه. در واقع کوانتیده بودن سطح و حجم و خطوط توی دستگاه مختصات کروی به اون رادیکال ختم میشه. یه نکته مهم اینه که توی دستگاه مختصات کروی، برای افزایش دادن سطح نمیایم هی کره هایی که j شون صفره رو بزاریم بغل هم. خود کره ای که در اختیار داریم رو بزرگ میکنیم.

منابع اضافه: https://en.m.wikipedia.org/wiki/Planck_particle
واپسین ویرایش بدست paradoxy در دوشنبه 2 دي 1398 - 01:12, رویهم 1 بار.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در يكشنبه 1 دي 1398 - 23:05

سلام دوباره به جناب paradoxy ببخشید که نامتان را اشتباه نوشته بودم، اکنون پرسش این است که آیا حد بالایی برای بزرگ کردن کرۀ مورد نظر وجود دارد؟ چنانکه برای کوچکترین کرۀ ممکن j=1/2 هست، برای بزرگترین کرۀ ممکن یا به عبارت بهتر بزرگترین کوانتوم فضا، j چه عددی می تواند باشد؟ یا اصلاً ما می توانیم کره را به اندازۀ کیهان بزرگ کنیم؟ البته بعید می دانم در ذهن روولی مورد دوم بوده باشد، چون در ص126 ترجمه می گوید: "وقتی که ما میگوییم فضای یک اتاق، به عنوان مثال، 100 متر مکعب است، ما تحت تاثیر دانه های فضا – کوانتوم میدان گرانشی – که آن را شامل میشود هستیم. در یک اتاق، این عدد دارای بیش از صد رقم است. وقتی که میگوییم سطح این کاغذ 200 سانتیمنتر مربع است، ما در واقع تعداد اتصالات یا حلقه های این شبکه را محاسبه میکنیم که از صفحه عبور میکنند. بین کاغذ این کتاب، تعداد کوانتوم ها کمابیش هفتاد رقمی است. ایده اندازه گیری طول، سطح و حجم به شکل شمارش عناصر منحصر به فرد در قرن 19 توسط شخص ریمان پیشنهاد شده بود. ریاضیدانی که تئوری فضاهای پیوسته و خمیده ریاضی را توسعه داده بود از این آگاه بود که فضا فیزیکی گسسته، در نهایت، بیش از نوع پیوسته آن منطقی است."
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی paradoxy در دوشنبه 2 دي 1398 - 01:11

سلام. برای کوچکترین کره ممکن j صفر هستش نه یک دوم.
حد بالایی وجود نداره تا جایی که من به خاطر دارم. و خیلی خوبشم میشه این کره رو به اندازه کل کیهان بزرگ کرد، چون اصولا تهش امثال کارلو میخوان مدل نظری ای بسازن که تحول کل کیهان رو از ازل تا ابد توصیف کنه. منتهی وقتی با ابعاد کیهانی سر و کار داریم، دیگه دنبال j نمی گردیم. یه عدد چند میلیون رقمی میشه احتمالا و خب کاربرد چندانی هم نداره. به جاش از همین مبانی نظیری اسپین فوم و فلان استفاده میکنن تا بگن که مثلا انبساط جهان با فلان سرعته، چرا جهان شروع شده و ...
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در دوشنبه 2 دي 1398 - 07:51

بسیار خوب، فرمول های زیر را ببینید و لطفاً مفاهیم پشت آن ها را شرح دهید.
پیوست ها
Untitled.png1.png
Untitled.png1.png (227.6 KIB) بازدید 381 بار
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی paradoxy در دوشنبه 2 دي 1398 - 10:00

کارلو توی کتابای عام پسندش خودش جوری روابط رو مینویسه که خواننده جذب بشه و خوشش بیاد. من حتی مقاله خودشو توی https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC5567241/ دیدم ولی روابطش همچین فرمی نداشتن. صرفا میتونم چیزی که به نظرم درسته رو بگم، و خب همین که کارلو توضیح چندانی در مورد این روابط نداده نشون میده که اونقدرا ساده نیستن.
رابطه اول احتمالا همیلتونی هستش. توی کوانتوم یا حتی فیزیک کلاسیک، همیلتونی ابزار ریاضی ای هستش که تحول مکانی و زمانی سیستم رو به ما میده. توی فیزیک کلاسیک در نهایت همیلتونی به معادلات نیوتون ختم میشه. توی کوانتوم کلاسیک به معادله شرودینگر. یه بابایی به اسم اشتکار یا همچین چیزی، اومد همیلتونی نسبیت عام رو بر حسب پیمانه $SU(2)$ بازنویسی کرد و همین شد مبدا نظریه حلقه. پیمانه هم یه درجه آزادی تو سیستمه و توی الکترومغناطیس و کوانتوم فیلد خیلی استفاده میشه. مثلا اگه من یه معادله داشته باشم به شکل مشتق y مساوی x، میتونم بگم y ام همچین فرمی داشته $y=x^2/2+b$ که b یه عدد دلخواهه و من توی انتخابش آزادم. همین مسئله به شکل برداری بیان میشه و میشه پیمانه.

رابطه دوم جا به جایی دو عملگر هست که میگه صفر نمیشه. توی کوانتوم مشابه این رابطه رو برای اسپین و تکانه زاویه ای الکترون داریم. مفهوم فیزیکیش اینه که اگر شما تکانه زاویه یه الکترون رو در راستای ایکس اندازه بگیری، دیگه نمیتونی همزمان از تکانه زاویه ای الکترون توی محور ایگرگ با خبر باشی. من نمیدونم L توی کتاب رولی معرف چیه؟ آیا همون تکانه زاویه هستش؟ یا یه اسکالر فیلدی چیزیه؟ اما چیزی که میدونم اینه که با جا به جایی همچین عملگرهایی میتونیم یه جبر کامل داشته باشیم، و معادله حل کنیم.

معادله آخرم احتمالا معرف حلقه ویلسون هست. فکر میکنم کارلو توی کتابش مختصری از این گفته باشه. به شکل خلاصه شده، فیزیکدانا توی کوانتوم فیلد تئوری به یه مشکلی خوردن که برای حلش این ویلسون لوپ رو تعریف کردن. مشکله حل نشد اما بعده ها توی گرانش حلقوی مورد استفاده قرار گرفت و بازسازی شد و بچه هاش شدن اسپین فوم و اینا که تهه اون کتاب توضیح داده شده در موردشون به شکل مفصل. میشه یه جورایی گفت پیچش فضازمان توی این معادله خلاصه میشه
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در دوشنبه 2 دي 1398 - 13:20

گفتید برای کوچکترین کرۀ ممکن j صفر هست. درین صورت کل عبارت زیر رادیکال و کل فرمول که جز ضرب و رادیکال چیزی ندارد صفر می شود. یعنی مساحت سطح کوچکترین کرۀ ممکن صفر هست؟ اینکه بدون بُعد میشه و در تضاد با حرف های کارلو روولی! به علاوه اگر حجم کره را بخواهیم حساب کنیم باید از فرمول 4/3 پی ضربدر شعاع به توان سه استفاده کنیم، آیا چیز دیگری باید به این فرمول اضافه کرد؟ چرا برای نشان دادن حجم از گره و برای نشان دادن سطح از خطوط اتصال استفاده شده؟ چرا کارلو روولی می گوید: "بین کاغذ این کتاب، تعداد کوانتوم ها کمابیش هفتاد رقمی است." این یعنی فقط کره را بزرگتر نمی کنیم، تعداد کوانتوم ها را می شماریم، درسته؟
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی paradoxy در سه شنبه 3 دي 1398 - 16:39

بله حق با شماست، من از روی عکسی که دادید، دیدم کمترین مقدار j رو گذاشته صفر، مطابق اون گفتم. همون یک دوم درسته. متوجه سوالتون نشدم ولی. ما میتونیم توی مختصات کارتازین که همون x,y,z هست کمترین سطح رو پیدا کنیم میشه $L^2$، میتونیم هم توی مختصات کروی یعنی $r,\theta,\phi$ کمترین سطح ممکن رو در ییاریم که میشه فرمول بالا به ازای j برابر با یک دوم.

چیزی که ما به اسم سطح میشناسیم توگرانش حلقوی در واقع فاصله بین *گره* های کوانتیده هستش. فاصله این گره ها یه مقدار ثابت و مشخصیه،همون طول پلانک مثلا، بنابرین با شمردن این گره ها میتونیم سطح،حجم، طول، هرچیو در بیازیم.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در سه شنبه 3 دي 1398 - 21:16

جناب paradoxy پیش از مطرح کردن سایر پرسش ها میخوام بپرسم *حجم سکون* یک فوتون مثلاً در طول موج مرئی چقدره؟ میدونیم جرم سکون یک فوتون صفره و چون فوتون با سرعت نور حرکت میکنه، طولش صفره. اما به گفتۀ کارلو ما حجم به دلخواه کوچک نداریم، ذرات بدون بعد نمی توانند با هم جمع شوند و ابعاد را به وجود بیاورند، پس اگر فوتون را ساکن در نظر بگیریم باید حجمی برای آن قائل شویم، چنانکه خیلی جاها الکترون را ذرۀ نقطه ای در نظر می گیرند ولی در واقع الکترون حجم دارد و حتی شعاع آن محاسبه شده. فوتون هم در گرانش کوانتومی حلقه ای باید حجم داشته باشد، البته وقتی آن را ساکن فرض کنیم چون وقتی با سرعت c حرکت می کند از دید ما که ناظر ساکن هستیم طولش صفر است، ولی فوتون ساکن نمی تواند بی طول و مساحت و حجم باشد. آیا تاکنون کسی دست کم به لحاظ نظری *حجم سکون* فوتون ها را محاسبه کرده؟
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی paradoxy در سه شنبه 3 دي 1398 - 23:17

چندتا مفهوم رو دارید باهم قاطی می کنید و این خطرناکه.
ببینید توی همین کوانتوم کلاسیک معمولیش، ذرات به شکل ذره ای (یعنی یک جسم حجم دار، با مرکز جرمی که با یک نقطه در سه راستای فضایی نشون داده میشه) نشون داده نمیشن. بلکه ما برای مدل سازی ذرات، میاییم بینهایت تا موج رو باهم ترکیب می کنیم، تا موج حاصلمون در یک نقطه ماکسیموم بشه و در باقی نقاط صفر. بعد میایم برای این نقطه سرعت تعریف می کنیم و ... و می تونیم مثل یک ذره ببینیمش، اما این به این معنی نیست که برهم پوشانی این امواج "یک ذره جرم دار و حجم دار" به ما میده. همونطور که می دونید ذرات هم خاصیت موجی دارند و هم ذره ای. زمانی که مثلا روی یک الکترون اندازه گیری مکانی انجام میدیم، در یک نقطه الکترون رو مشاهده می کنیم، پس مدل تئوری مناسب همینه که بینهایت موج رو با هم ترکیب کنیم و یک موج داشته باشیم که همه جا صفره و در یک نقطه قله داره (به عبارت دقیق تر، یه تابع دیراک داریم). زمانی که آزمایش دو شکاف رو انجام می دیم، دیگه نیاز به این مدل سازی نیست و میشه با یک موج مثلا سینوسی وار نتیجه چیزی که روی پرده مشاهده میشه رو مدل سازی کرد. به عبارت دیگه کوانتوم هیچ نظری در مورد حجم ذرات نمیده. هیچی. با این حال قادره در مورد خاصیت ذره ای ذرات هم صحبت کنه و اونو تفسیر کنه. با ترفندی که بالا گفتم. توی فیزیک کلاسیک، با یک تعبیر کاملا نادرستی میان به الکترون شعاع نسبت میدن؛ اونم بر اساس جرم و بار الکترون؛ اما الان توی آزمایشگاه ها مشاهده شده که الکترون ذره بنیادیه. یعنی جزء سازنده ای نداره. وقتی چیزی جزئی نداشته باشه، از اساس حجم براش بی معناست. بله الکترون و فوتون حجم ندارند. (حجم سکون یا غیر سکون، کلا حجم ندارن). حالا کارلو نامی اومده گفته برای اجسام حجم صفر ممکن نیست. قبول، اما الان ما سر و کارمون با موجه. بله، میتونیم دید ذره ای داشته باشیم، اما توی همون دید ذره ای هم باز داریم با برهم نهی بینهایت موج ذره رو میسازیم. حجم برای موج چه معنایی داره؟! هیچی! یعنی تناقضی نیست بین این که اینا حجم نداشته باشن و ازونور حجم غیر صفر محال باشه. چون کلا حجم معنی نداره برای ذرات بنیادی.

حالا پس حجم برای چی معنی داره؟ خب مثلا یه مشت ذره زیر اتمی میان پروتون رو میسازن. اینا خودشون به شکل مستقل قابل مشاهده نیستن، اما برهمکنششون یه "محدوده ای" رو اشغال میکنه. یعنی اینطوری نیست که این ذرات زیر اتمی بچسبن بهم. مثلا شما تصور کن تو یه فاصله ای از هم قرار میگیرن و بر هم کنش دارن. همین فاصله، میتونه معرف یک جور حجم برای پروتون باشه. و خب حالا اگه به حرف کارلو برگردیم، یه ذره، مثل پروتون، که ذره بنیادی نیست، و میشه "یه جورایی" براش حجم تعریف کرد، نباید حجم از اون حدی که باید کوچکتر بشه.


(البته بماند که کل این داستان یکی از مشکلات حوزه فیزیک نظریه. مثلا الکترون هرچی که باشه چه موج چه ذره، "انرژی داره". زمانی که مشاهده میشه، ما مثل یک نقطه بدون حجم در نظر میگیریمش چون بنیادیه، اما ازونور کلی انرژی تو یه نقطه جمع شده و انتظار داریم که الکترون اصلا خودش بشه سیاه چاله وقتی تابع موجش تو یه نقطه متمرکز میشه! اما خب ممکن نیست. جالب اینه که اینشتین سعی کرده بود الکترون رو به شکل سیاه چاله ببینه، و نیروهارو متحد کنه اما موفق نشد. منبعش ویکی پدیاست، کدوم صفحه رو نمیدونم.)
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در چهارشنبه 4 دي 1398 - 19:38

هیچ جای کتاب کارلو نیومده ذرات بنیادی رو استثناء کنه و بگه حجم ندارن. فضا یا پیوسته است که درین صورت می توان ذرات نقطه ای را هم در نظر گرفت، یا گسسته که درین صورت طبق استدلال کارلو که بارها به دموکریت هم ارجاع می دهد هیچ چیزِ ـ اعم از فضا یا زمان یا ماده یا انرژیِ ـ به دلخواه کوچک وجود ندارد بلکه حدی برای تقسیم کردن وجود دارد. من قبول دارم که الکترون ها ذرات بنیادی اند و تجزیه ناپذیر، اما این منافاتی با داشتن حجم ندارد. از زیان های نقطه ای دانستن الکترون و کلاً ذرات بنیادی همین سیاهچاله شدن شان است که خودتان اشاره کردید. برداشت من این است که به جای متمرکز کردن موج ها در یک نقطه می توان آن ها را در حجم بسیار کوچک و محدودی متمرکز کرد، بدون آن که تجزیه پذیر باشند. مثال مکعب پلانک را در نظر بگیرید که طول و عرض و ارتفاعش برابر طول پلانک است و کمترین حجم ممکن را دارد. اکنون حجمی را به شکل یک مکعب تصور کنید که طول و عرض و ارتفاعش هر کدام برابر 10 طول پلانک است پس حجمش برابر 1000 مکعب پلانک است. فرض کنیم این حجم ذرۀ بنیادی الکترون باشد و جرم الکترون برابر 1000X باشد. می توان به هر مکعب پلانک عدد جرم ـ انرژی 1X را نسبت داد که در مجموع 1000 مکعب پلانک جرمی برابر 1000X دارد. پس حجم مورد نظر، جرم الکترون را دارد. اما این حجم هرگز تجزیه نمی شود پس در عمل بار و جرم الکترون تجزیه نمی شود، چرا؟ چون این مکعب های پلانک به معنای واقعی کلمه به هم چسبیده اند و جز سطح برخورد میان هر دو مکعب، هیچ چیزی آن ها را از هم جدا نمی کند و هیچ فاصله ای میانشان نیست. پس ذرات بنیادی مانند الکترون و کوارک و... عملاً جزء ندارند در عین حال حجم دارند. اما پروتون فرق می کند، میان سه کوارک تشکیل دهندۀ پروتون ـ ولو بسیار کم ـ فاصله است و با برهمکنش به هم متصل هستند و می توان با اعمال نیرو پروتون را تجزیه کرد، در حالی که در مثال ذرۀ بنیادی مکعب های پلانک واقعاً هیچ فاصله ای از هم نداشتند. اگر برداشت من اشتباه است لطفاً شما تصحیح کنید.
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی paradoxy در چهارشنبه 4 دي 1398 - 21:35

هیچ جای کتاب کارلو نیومده باشه... که چی؟ من با توجه به مکانیک کوانتوم به شما پاسخ دادم.

من نمیدونم ((به معنای واقعی کلمه چسبیده بودن)) یعنی چی. توی فیزیک یا ما با شواهد کار میکنیم یا تئوری. در حال حاضر هردو (علی الخصوص جنبه تجربی) اشاره به این داره که الکترون حجمی نداره. الکترون یک نقطه است. و این یکی از مشکلات حل نشده فیزیک حاضره. حالا شما میتونید هر مدلی که دوست دارید در این باره طراحی کنید، من نمیدونم، هیچ کس دیگه ای هم نمیدونه. منتهی من الکترون و ... رو به شکل موج توی ذهنم در نظر میگیرم. برای موج، حجم اصلا بی معناست
نماد کاربر
 
سپـاس : 991 times

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: طول پلانک

نوشتهاز سوی XIV در جمعه 6 دي 1398 - 13:07

سلام دوباره جناب paradoxy منظور من اینه که ابتدا بفهمم نظریۀ گرانش کوانتومی حلقه ای چی میگه بعد با نظریه های کوانتومی متعارف سنجیده بشه، برای همین گفتم در کتاب کارلو ذرات بنیادی استثناء نشدن. البته برداشت من ممکنه اشتباه باشه ولی به این سخنان کارلو توجه کنید: صص15-14: کارلو به نقل از دموکریت می گوید: "فرض کنید ماده به اندازه نامحدودی تقسیم پذیر باشد، در این حالت میتوان ماده را بینهایت بار تقسیم کرد، سپس تصور کنید که یک قطعه از ماده برای بار بینهایتم تقسیم کنید. چه چیزی باقی خواهد ماند؟ آیا تنها ذرات ریزی که داری ابعاد فضایی هستند باقی میمانند؟ نه، چرا که در این حالت آن ذره هنوز تا بینهایت تقسیم نشده است. بنابرین، تنها نقاطی بدون بعد باقی خواهند ماند. اما الان اجازه بدهید که این ذرات بدون بعد ماده را در کنار هم قرار دهیم. به همراه کردن دو ذره بدون بعد، شما نمیتوانید چیزی بعد دار داشته باشید، حتی با سه تا هم نمیتوانید، یا 4 تا، اهمیتی ندارد که چندتا از این ذرات بدون بعد را در کنار هم قرار دهید، چرا که ذرات در نهایت بی بعد هستند. بنابرین، ما نمیتوانیم فکر کنیم که ماده از ذراتی بدون بعد ایجاد شده است و اهمیتی ندارد که چندتا از آنها را به یک دیگر وصل کنیم، ما هرگز نمیتوانیم چیزی داشته باشیم که دارای بعد است. بنابرین، تنها امکانی که باقی میماند و دموکریت آن را نتیجه میگیرد این است که هر کدام از ذرات دارای حجم محدودی است." مضاف بر این چطور شما الکترونی که دارای بعد نیست را در فضایی دانه دار قرار می دهید؟ اگر فضا پیوسته بود می توانستیم نقاط بدون بعد را در آن تعریف کنیم، ولی وقتی فضا گسسته است و خود کوانتوم هایی با حجم محدود دارد، نقاط بدون بعد در آن فضای گسسته قابل تعریف نیستند. شما می توانید الکترون را به صورت موج تعریف کنید که در این صورت حجم ندارد و این درست است اما الکترون ذره هم هست! دست کم از نظر کارلو این گونه است، چنانکه در پاورقی ص97 می گوید: "این ابر [ابر احتمال حضور الکترون در جایی] به وسیله ابزار ریاضی که تابع موج نام دارد، توضیح داده میشود. فیزیکدان اتریشی اروین شرودینگر معادله ای نوشت که راجب تحول در زمان توضیح میداد. مکانیک کوانتومی اغلب با این معادله، اشتباه شناخته میشود. شرودینگر امید داشت که موج بتواند برای توضیح عجایب مکانیک کوانتومی استفاده شود. از دریا تا الکترومغناطیس موج ها را خوب میفهمیم. حتی امروزه، فیزیکدانان سعی میکنند که مکانیک کوانتومی را با دانستن معادله شرودینگر به عنوان حقیقت بفهمند. اما هایزنبرگ و دیراک یک بار فهمیده بودند که چنین چیزی ممکن است. از دید موج شرودینگر چیزی واقعی است که جرم زیادی داشته باشد – این به فهم ما از تئوری کمکی نمیکند. برخلاف آن، سبب گیج شدن بیشتری میشود. بجز مواقعی به خصوص، موج شرودینگر فضای فیزیکی نیست و از تمامی شواهد حسی بی بهره است. اما دلیل اصلی این که معادله شرودینگر، تصویر بدی از حقیقت میباشد این است که، وقتی یک ذره با چیز دیگری برخورد میکند، این اتفاق همیشه در یک نقطه رخ میدهد: ذره در فضا مانند یک موج پخش نمیشود. اگر ما الکترون را به عنوان یک موج بدانیم، ما در توضیح چگونگی متمرکز کردن موج در یک نقطه برای هر برخورد دچار مشکل میشویم. موج شرودینگر برای نمایش حقیقت مفید نیست: تنها کمکی محاسباتی است که به ما در پیشبینی ای با دقت که الکترون ها در کجا دوباره ظاهر میشوند کمک میکند. حقیقت این است که الکترون یک موج نیست: الکترون خود را در تعاملات آشکار میسازد، مانند مردی که خود را در نزدیکی منابع نور ظاهر میکند در حالی که هایزنبرگ جوان متفکرانه در شب کپنهاگ مشغول به فکر است." بنابرین با توجه به اینکه الکترون علاوه بر موج، ذره هم هست نباید برای آن حجمی در نظر گرفت؟ آنچه که گفتم که "به معنای واقعی چسبیده به هم اند" یعنی کوانتوم های فضای تشکیل دهندۀ حجم الکترون یا هر ذرۀ بنیادی دیگر کاملاً به هم پیوسته اند و هیچ فاصله و شکافی میانشان نیست، در حالی که جرم پروتون یا نوترون به هم پیوسته نیست و میان کوارک هایشان فاصله است و با هم برهمکنش دارند، اما مثلاً جرم الکترون کاملاً به هم پیوسته است و میان کوانتوم هایِ تشکیل دهندۀ حجم و حامل جرمِ آن هیچ فاصله ای نیست.
 
سپـاس : 3 times

ارسـال : 24


نام نویسی: 98/9/15

ذکر نشده


بازگشت به مکانیک کوانتومی نسبیتی - دینامیک کوانتومی - گرانش - ریسمان

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: reja12 و 2 مهمان