نظریه ی غلظت


Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 31 فروردين 1395 - 22:36

edwardfurlong نوشته است:بدون شک هری پاتر خیلی جالبتره ولی این جالب بودن، داستانش رو علمی و معتبر نمیکنه!


عزیز من بحث قضاوت یه آدم معمولی نیست. وقتی یه داورِ یه مجله ی معتبر نظر می ده تک تک کلماتش براش مسئولیت آوره. رعایت اون سه شرطی هم که گفته کار خیلی راحتیه. اما متوجه نشدی که چرا دو نفر داور قضاوت های ضد و نقیضی انجام دادن و داور دوم که مدعیه مقاله اشتباهه خودش رو متعهد به پیدا کردن ایراد مقاله نمی دونه!! smile024
نمی دونم مفهوم این جملات اگه برات عجیب نیست پس حتماً خودت آدم عجیبی هستی smile015
مشخصه که مجله از چاپ مقاله "ترسیده" چون وقتی قضاوت ها ضد و نقیض باشن حتماً باید داور سوم نظر بده ولی اجازه ی بررسی به هیچ داور سومی داده نشده!
حالا جالبیه این مقاله اینه که نویسنده ی دوم مقاله یعنی همون آقای نیما بعد از چند ماه درگیری با پارادوکس تونست به درستی حلش کنه ولی هیچ کدوم از داورهای ابله به این موضوع پی نبردن. اینم باز برات جالب نیست؟ smile021

واقعا نباید انتظار داشته باشی یک داور مجله علمی بیاد حوصله کنه مقالاتی با عنوان نقض نسبیت و .... رو بیاد به طور دقیق بررسی کنه اشتباهات رو توضیح بده. این کار رو تو کلاس درس انجام میدن!


خوب اگه نمی تونه این کار رو بکنه باید نتیجه گرفت که ژورنال های رسمی جای مناسبی برای چاپ نظریه های مغایر نیست. و برای همینه که مجله هایی مثل: هادرونیک ژورنال، الکترودینامیک گالیله ای، فیزیکس اِسِیس، نیو انرژی و... جاهای مناسب تری هستن و اساساً با هدف چاپ این جور مقاله ها شکل گرفتن.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی user8604 در سه شنبه 31 فروردين 1395 - 22:52

M_J1364@yahoo.com نوشته است:C. I. Mocanu, "The Paradox of Thomas rotation", Galilean Electrodynamics, vol. 2, No. 4 (1991).
C. L Mocanu, "Kinematic confirmation of Thomas paradox", Galilean Electrodynamics, vol. 3, No. 2 (1991).

ظاهرا شما معنی واژه ی پارادوکس رو نمیدونی!
وگرنه با استناد به این دوتا مقاله که یک فیزیکدان توی مجله خانواده چاپ کرده، به اون ژورنال اعتبار علمی نمیدادی.
مثل اینه که من بگم پارادوکس دوقلوها نشون میده نسبیت اشتباهه!!! smile055
عزیز من بحث قضاوت یه آدم معمولی نیست. وقتی یه داورِ یه مجله ی معتبر نظر می ده تک تک کلماتش براش مسئولیت آوره. رعایت اون سه شرطی هم که گفته کار خیلی راحتیه. اما متوجه نشدی که چرا دو نفر داور قضاوت های ضد و نقیضی انجام دادن و داور دوم که مدعیه مقاله اشتباهه خودش رو متعهد به پیدا کردن ایراد مقاله نمی دونه!! smile024

همونطور که یکی از داورها بهت گفت میتونه توی ژورنال آموزشی چاپ بشه. و اون یکی دیگه هم تایید کرد میتونه مثل همه ی پارادوکسهای دیگه به درک خود نسبیت کمک کنه و نه اینکه بتونه نسبیت رو نقض کنه!
نظرشون اصلا ضدو نقیض نیست شما بد برداشت کردی. مثل اینه که یکی از داورها بگه پارادوکس دوقلوها موضوع جالبیه و اون یکی بگه غلطه . جفتشون درست گفتن. چون پارادوکس دوقلوها نتیجه ی یک بدفهمی از نظریه نسبیت خاص هستش ولی با این وجود اگر چاپ بشه و مردم این بدفهمی رو بدونن بهشون در درک نسبیت خاص کمک میکنه. و البته این بدفهمی رو داور دوم حوصله نداشته بهت دقیق نشون بده کجاست!
 
سپـاس : 1274

ارسـال : 3317


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 31 فروردين 1395 - 23:16

edwardfurlong نوشته است:ظاهرا شما معنی واژه ی پارادوکس رو نمیدونی!
وگرنه با استناد به این دوتا مقاله که یک فیزیکدان توی مجله خانواده چاپ کرده، به اون ژورنال اعتبار علمی نمیدادی.
مثل اینه که من بگم پارادوکس دوقلوها نشون میده نسبیت اشتباهه!!! smile055


ببین منم حال و حوصله ندارم و همین طور دسترسی هم به تمام نسخه های این ژورنال ندارم تا اسم افراد مهمی رو که طی عمر 26 ساله ی این ژورنال مقاله هاشونو اینجا چاپ کردن یکی یکی بگم. یه موضوعی رو راجع به پارادوکس باید در نظر بگیری: اگه یه پارادوکسی رو به همراه راه حلش به یه ژورنال معتبر ارائه بدی اگه یه خرده کارت عمیق باشه (یعنی به اندازه ی کافی فورمول داشته باشه!) به راحتی پذیرفته میشه ولی اگه مدعی بشی پارادوکس حل ناپذیره یا پارادوکسی رو بدون راه حل ارائه کنی با چاپش اغلب موافقت نمی شه چون در هر حال حیثیت مجله در خطر قرار می گیره: یعنی اگه بعدها کسی پارادوکس رو حل کنه برای شهرت اون ژورنالی که پارادوکسِ تو رو چاپ کرده اتفاق جالبی نیست. پارادوکس دوقلوها و نردبان تقریباً حل شده هستن و افراد این پارادوکس ها رو از زوایای جدید بررسی و باز حل و به یه ژورنال ارائه می دن که معمولاً هم پدیرفته می شن. ولی پارادوکس هایی مثل موکانو که حاوی پیچیدگی هستن و تا الان جواب روشنی بهش داده نشده رو کمتر ژورنالی برای چاپ قبول می کنه.

edwardfurlong نوشته است:همونطور که یکی از داورها بهت گفت میتونه توی ژورنال آموزشی چاپ بشه. و اون یکی دیگه هم تایید کرد میتونه مثل همه ی پارادوکسهای دیگه به درک خود نسبیت کمک کنه و نه اینکه بتونه نسبیت رو نقض کنه!
نظرشون اصلا ضدو نقیض نیست شما بد برداشت کردی. مثل اینه که یکی از داورها بگه پارادوکس دوقلوها موضوع جالبیه و اون یکی بگه غلطه . جفتشون درست گفتن. چون پارادوکس دوقلوها نتیجه ی یک بدفهمی از نظریه نسبیت خاص هستش ولی با این وجود اگر چاپ بشه و مردم این بدفهمی رو بدونن بهشون در درک نسبیت خاص کمک میکنه. و البته این بدفهمی رو داور دوم حوصله نداشته بهت دقیق نشون بده کجاست!


ببین از نوع جملات داور اول میشه فهمید که از مقاله خوشش اومده و از لحن داور دوم معلومه که از مقاله بدش اومده، اگه داور دوم هم یه نظری شبیه همون داور اول می داد حتماً با چاپ مقاله موافقت می شد. قضیه ی بدتر اینه که من یه مقاله ی دیگه رو تحت عنوان "پارادوکس آینه" یک ماه بعد به همون ژورنال دادم ولی وقتی "ادیتور" متوجه شد که باز پای یه پارادوکس پیچیده در میونه بدون اجازه ی داووری با این بهانه که با اهداف ژورنال نمی خونه ردش کرد. در حالی که قاعدتاً اون هم باید مثل مقاله ی قبل بررسی می شد. دقت کن که توی سیستم mainstream دادن ایده های کاملاً نو کار خیلی سختیه مخصوصاً اگه پای نقض یه نظریه ی بزرگ در میون باشه و به سختی پذیرفته می شن، برای همین هم نویسنده ها ترجیح می دن توی یه ژورنال کم دردسرتر چاپش کنن. اسم این ژورنال ها رو گذاشتن:

ِDissident Journals


یعنی ژورنال های مغایر و این به این معنی نیست که این ژورنال ها نامعتبرن بلکه از طرف جامعه ی آکادمیک دست کم گرفته می شن. این ژورنال ها هم "ریویو اِر" دارن و هر مقاله ای رو چاپ نمی کنن.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی user8604 در سه شنبه 31 فروردين 1395 - 23:50

همه چیزایی که لازم بود رو گفتم. دستنوشته ی شما اعتبار علمی خاصی نداره چون در مجله خانواده چاپ شده. و بیان کردنش تو هوپا که بچه ها خود نسبت رو هم نمیدونن چیه، به شما اعتبار خاصی نمیده.
Good luck!
 
سپـاس : 1274

ارسـال : 3317


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در سه شنبه 31 فروردين 1395 - 23:56

edwardfurlong نوشته است:همه چیزایی که لازم بود رو گفتم. دستنوشته ی شما اعتبار علمی خاصی نداره چون در مجله خانواده چاپ شده. و بیان کردنش تو هوپا که بچه ها خود نسبت رو هم نمیدونن چیه، به شما اعتبار خاصی نمیده.
Good luck!


"اعتبار علمی" با مرور زمان مشخص میشه و نه با چاپ مقاله در یه ژورنال باصطلاح معتبر. من هم توی هوپا دنبال کسب اعتبار نیستم فقط دنبال آدم های مشتاقم. شب خوش smile072
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی user8604 در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 00:04

M_J1364@yahoo.com نوشته است:"اعتبار علمی" با مرور زمان مشخص میشه

لازمه یادآوری کنم که اعتبار علمی نسبیت با مرور زمان بیشتر و بیشتر شده! و کسانی که دنبال نقض نسبیت هستند (صدسالی میشه دنبالش هستند) مثل اون مثلا مهندسهایی هستند که دنبال ماشین بدون سوخت هستند!
M_J1364@yahoo.com نوشته است: نه با چاپ مقاله در یه ژورنال باصطلاح معتبر.

پس اگر واقعا باور دارید ژورنالهای معتبر علمی ، فقط "باصطلاح معتبر" هستند! دفعه بعد که دستنوشته داشتید براشون نفرستید که ریجکت بشه. مستقیم بفرستید برای همون مجلات خانواده سبز و روزهای زندگی. smile022
 
سپـاس : 1274

ارسـال : 3317


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 00:16

edwardfurlong نوشته است:لازمه یادآوری کنم که اعتبار علمی نسبیت با مرور زمان بیشتر و بیشتر شده! و کسانی که دنبال نقض نسبیت هستند (صدسالی میشه دنبالش هستند) مثل اون مثلا مهندسهایی هستند که دنبال ماشین بدون سوخت هستند!


هیچ تئوری ای وحی منزل نیست فقط بستگی به این داره که اینشتین بعدی چه کسیه و کی خواهد اومد. اگه اینشتین هم مثل شما فکر می کرد که هیچ وقت اینشتین نمی شد. smile022

edwardfurlong نوشته است:پس اگر واقعا باور دارید ژورنالهای معتبر علمی ، فقط "باصطلاح معتبر" هستند! دفعه بعد که دستنوشته داشتید براشون نفرستید که ریجکت بشه. مستقیم بفرستید برای همون مجلات خانواده سبز و روزهای زندگی. smile022


واقعیت اینه که من خودمم مثل شما، فکر می کردم که اگه حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی، ژورنال های رسمی چاپش می کنن ولی با این برخوردهایی که باهام شد و همینطور با دیدن سرگذشت آدمایی شبیه خودم به این نتیجه رسیدم که افکار قدیمیم راجع به mainstream اشتباه بوده. البته این همه ی ماجرا نیست، من هنوز تمایل دارم که ببینم ژورنال های آکادمیک به چاپ چه جور مقاله هایی علاقه نشون می دن و شاید در آینده چندتا مقاله توی این ژورنال ها هم چاپ کردم و از این کارم هم هدف خاصی دارم!
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 00:26

فقط می خوام نظرت رو راجع به این موضوع بدونم:
این آقای Santilli که چندین جایزه ی علمی برده و با گورباچوف بیست دقیقه ملاقات خصوصی داشته (و به زعم جنابالی این جور چیزا اعتبارن!) آیا مغز خر خورده که اومده توی مجله ی "یانگوم" یا همون "الکترودینامیک گالیله ای" مقاله شو دادن چاپ کردن؟ smile055
بیا این عکسای Santilli رو ببین، عکسش با گورباچوفم اون وسطاس:



البته این آقا ظاهراً صدها بار هم کاندیدای جایزه ی نوبل شده: قسمت آخر لینک بالا.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی user8604 در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 00:36

M_J1364@yahoo.com نوشته است:هیچ تئوری ای وحی منزل نیست فقط بستگی به این داره که اینشتین بعدی چه کسیه و کی خواهد اومد. اگه اینشتین هم مثل شما فکر می کرد که هیچ وقت اینشتین نمی شد.

شما ظاهرا در جریان تکامل تئوری ها نیستی!
انیشتین نیومد نظریه ی نیوتون رو نقض کنه!! نظریه ای که کار کرده و پیش بینی کرده قابل نقض نیست و اتفاقا وحی منزل است.
و نظریه جدید تر باید با اصل همخوانی با نظریه ی قبلی مرتبط باشه. همونطور که نسبیت این شرط رو برآورده میکنه.
شما و هزاران نفر مثل شما هیچ وقت نمیتونن با این ادعا بیان جلو که نظریه قبلی رو نقض کنین. این اصلا روش علمی نیست. و به همین خاطر از سمت جامعه علمی مورد تمسخر قرار گرفته میشین.
یک فیزیکدان واقعی دنبال نظریه ی کاملتر میگرده و نه نقض نظریه های قبلی که به خوبی کار کردن.
M_J1364@yahoo.com نوشته است:فقط می خوام نظرت رو راجع به این موضوع بدونم:
این آقای Santilli که چندین جایزه ی علمی برده و با گورباچوف بیست دقیقه ملاقات خصوصی داشته (و به زعم جنابالی این جور چیزا اعتبارن!) آیا مغز خر خورده که اومده توی مجله ی "یانگوم" یا همون "الکترودینامیک گالیله ای" مقاله شو دادن چاپ کردن؟ smile055

انگیزه های این آقا رو از خودش باید بپرسی نه من. ممکنه این آقا بخواد تو هفته نامه ی طلاب حوزه علمیه قم هم بیاد مقاله چاپ کنه! ولی این اعتبار علمی به اون هفته نامه نمیده.
مساله خیلی روشنه: impact factor بالاتر نشان دهنده ی اعتبار بیشتره و نه چیز دیگه.
دلیل هم نمیشه که مقاله شما ریجکت شد بیای کل سیستم علمی رو بگی به درد نمیخوره چون مقاله منو چاپ نکرد! این رفتار شما کاملا absurd است!
 
سپـاس : 1274

ارسـال : 3317


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 01:05

edwardfurlong نوشته است:شما ظاهرا در جریان تکامل تئوری ها نیستی!
انیشتین نیومد نظریه ی نیوتون رو نقض کنه!! نظریه ای که کار کرده و پیش بینی کرده قابل نقض نیست و اتفاقا وحی منزل است.

نسبیت، فضا و زمان مطلقِ نیوتنی رو نقض کرد.
edwardfurlong نوشته است:و نظریه جدید تر باید با اصل همخوانی با نظریه ی قبلی مرتبط باشه. همونطور که نسبیت این شرط رو برآورده میکنه.
شما و هزاران نفر مثل شما هیچ وقت نمیتونن با این ادعا بیان جلو که نظریه قبلی رو نقض کنین. این اصلا روش علمی نیست. و به همین خاطر از سمت جامعه علمی مورد تمسخر قرار گرفته میشین.
یک فیزیکدان واقعی دنبال نظریه ی کاملتر میگرده و نه نقض نظریه های قبلی که به خوبی کار کردن.

نسبیت شرط هم خوانی با نظریه ی قبلی رو به صورت تقریبی و تجربی براورده کرده و نه در مبانی نظری، یعنی نسبیت از نظر فسلفی با نظریه ی نیوتن تضادهایی داره که علی رغم این تضادها، به صورت تجربی و با تقریب قابل قبولی نظریه ی نیوتن رو تأیید می کنه که بله هر نظریه ی دیگه ای باید این اصل رو رعایت کنه مگر در مواقع خاص.
edwardfurlong نوشته است:انگیزه های این آقا رو از خودش باید بپرسی نه من. ممکنه این آقا بخواد تو هفته نامه ی طلاب حوزه علمیه قم هم بیاد مقاله چاپ کنه! ولی این اعتبار علمی به اون هفته نامه نمیده.
مساله خیلی روشنه: impact factor بالاتر نشان دهنده ی اعتبار بیشتره و نه چیز دیگه.

من ازش انگیزشو پرسیدم smile055 بهم گفت:
"من برای حمایت از چنین ژورنال هایی که در بررسی افکار انقلابی و نو به صورت باز تری برخورد می کنند، در الکترودینامیک گالیله ای مقاله ای دادم!"

این آقا خودش صاحب و موسس Hadronic Journal (http://www.hadronicpress.com/HJVOL/HJIndex.php) هست، حالا برو ببین ایمپکت فکتور این ژورنال چنده smile058 اصلاً ببین ایمپکت فکتور داره؟ نه کنه اینم یه مجله ی یانگومه دیگست؟ smile029 smile022
در ضمن ببین علت تأسیس این ژورنال چیه:

Conspiracy theories

In his book Il Grande Grido: Ethical Probe on Einstein's Followers in the U.S.A, an Insider's View (Santilli 1984), Santilli claims that in many institutions there is an effective conspiracy to suppress or not investigate novel theories which may conflict with established scientific theories, such as Einstein's theory of relativity. Institutions receive funding and have established entire departments dedicated to long established theories, and so he argues that these same institutions are ill equipped to challenge their own scientific paradigms with new theories. Santilli claimed that a number of scientists, including Nobel Laureates Sheldon Glashow and Steven Weinberg, conspired to stop him from conducting research which might have led to the inapplicability of part of Einstein's theory of relativity while he was at Harvard.[26][27] He has complained that papers he has submitted to peer-reviewed American Physical Society journals were rejected because they were controlled by a group of Jewish physicists led by Steven Weinberg.[28]


منبع:

edwardfurlong نوشته است:دلیل هم نمیشه که مقاله شما ریجکت شد بیای کل سیستم علمی رو بگی به درد نمیخوره چون مقاله منو چاپ نکرد! این رفتار شما کاملا absurd است!

مقاله ی من نه، مقالات من ریجکت شد. اونم نه یه ژورنال، 20 تا ژورنال! برای همینه که شکّم داره به یقین تبدیل می شه که کل سیستم... (دیگه نذار دهنم باز بشه smile015 )
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی user8604 در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 02:03

M_J1364@yahoo.com نوشته است:نسبیت، فضا و زمان مطلقِ نیوتنی رو نقض کرد.

خیر نقض نکرد. اگر نقض میکرد نمیشد با اصل هم خوانی بهش رسید! نظریه نیوتون همچنان در مقیاس خودش کاملا معتبره.
M_J1364@yahoo.com نوشته است:نسبیت شرط هم خوانی با نظریه ی قبلی رو به صورت تقریبی و تجربی براورده کرده و نه در مبانی نظری،

از لحاظ تجربی که واقعا خسته نباشید! اگر قرار بود نسبیت با تجربه روزمره در تضاد باشه که نظریه نبود و فقط چرت و پرت بود! شما باید دوباره بری نظریه نسبیت رو بخونی. از لحاظ نظری به راحتی میتونی با اعمال حد توی فرمولهاش به فیزیک کلاسیک برسی.
من شکم به یقین تبدیل شد که ادعای نقض نسبیت از طرف شما ناشی از درک نکردن نظریه ی نسبیت هستش!
-------------------
به طور کلی اونهایی که توهم توطئه دارن دچار تناقضات زیادی هستند.
مثلا شما برای بالا بردن اعتبار Santilli میای میگی برنده ی چند جایزه علمی!
خوب آیا غیر از اینه این جوایز علمی از طرف سیستم علمی حال حاضر بهش اعطا شده؟!
پس اگراین آقا سیستم رایج رو قبول نداره جوایز رو نباید بپذیره . شما هم اگر قبول نداری نباید بهش اشاره کنی!
M_J1364@yahoo.com نوشته است:rejected because they were controlled by a group of Jewish physicists led by Steven Weinberg

smile055
خوبه این یهودی که اومد توهم توطئه کامل شد! نقش فراماسونها کجاست حالا؟ احتمالا استیون واینبرگ ارتباط داره باهاشون!
 
سپـاس : 1274

ارسـال : 3317


نام نویسی: 85/12/9

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی paradoxy در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 09:38

ازین حرفا که بگذریم، چطوره مقاله هایی که با عنوان نظریه غلظت منتشر میشن رو سایت رو نقد کنیم؟
اینکه از نسبیت عام به نسبی خاص و نیوتونی هم میشه رسید با دلایل ریاضی، حرف غلطی نیست، فضای ریمانی رو وقتی تبدیل میکنن مینکوفسکی، شکل معادلات به شرط اینکه v خیلی کوچکتر از c باشه تغییر میکنه به نیوتونی. ازینا که بگذریم، من هنوز نفهمیدم ناظری که در حال دویدنه در این اتر
اگه یه چراغ قوه روشن کنه و پرتوی نوری گسیل کنه به جلوی خودش
نور اون چراغ قوه رو چرا لزوما c میبینه؟
اولا این ناظر اتر دور و اطرافش رو معمولی میبینه و نه غلیظ شده
ثانیا اتر رو برای این پرتوی نور غلیظ شده میبینه (نور جرم داره)
پس سرعت نور باید کم شه از دید این ناظر
منظورم اینه که ناظرا، چرا جرم فوتونای یه نور رو دچار اثرات نسبیتی نمیبینند؟
واپسین ویرایش بدست paradoxy در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 09:47, رویهم 1 بار.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 09:47

edwardfurlong نوشته است:از لحاظ تجربی که واقعا خسته نباشید! اگر قرار بود نسبیت با تجربه روزمره در تضاد باشه که نظریه نبود و فقط چرت و پرت بود! شما باید دوباره بری نظریه نسبیت رو بخونی. از لحاظ نظری به راحتی میتونی با اعمال حد توی فرمولهاش به فیزیک کلاسیک برسی.

خوب یعنی منظورت اینه که با اعمال حد توی فضا و زمان نسبی اینشتین ما به فضا و زمان مطلق نیوتنی می رسیم؟! پس یعنی توی سرعت های کم در قیاس با نور فضا و زمان مطلق قابل رد یابیه نه؟ حالا کجاست این فضای مطلق؟!
بین نظریه و تجربه فرق وجود داره و فورمول های یه نظریه رو نباید لزوماً جزء تئوریش و فلسفه ش محسوب کرد.

edwardfurlong نوشته است:من شکم به یقین تبدیل شد که ادعای نقض نسبیت از طرف شما ناشی از درک نکردن نظریه ی نسبیت هستش!

حالا چرا شک داشتی؟! تو که می گی نسبیت وحی منزله که از همون اول باید این حرفو می زدی smile030
edwardfurlong نوشته است:مثلا شما برای بالا بردن اعتبار Santilli میای میگی برنده ی چند جایزه علمی!
خوب آیا غیر از اینه این جوایز علمی از طرف سیستم علمی حال حاضر بهش اعطا شده؟!
پس اگراین آقا سیستم رایج رو قبول نداره جوایز رو نباید بپذیره . شما هم اگر قبول نداری نباید بهش اشاره کنی!

خوب بله من اگه جای سانتیلی بودم این جوایزو قبول نمی کردم. حالا برو از خودش بپرس که برای چی این جوایزو قبول کرده چرا یقیه ی ما رو گرفتی؟! smile021
در ثانی دو تا موضوع رو در نظر بگیر خود سانتیلی دکترای هاروارد داره و در همون زمان ها متوجه رفتار به قول خودت absurd smile021 جامعه ی آکادمیک شده، دیگه نمی تونه بره دکتراشو پس بده که. خود بنده هم به اندازه ی یه لیسانس با جامعه ی آکادمیک رفیق بودم! ولی این دلیل نمی شه که یکی من رو طرفدار این جریان بدونه. اینکه دارم برات این افراد رو مثال می زنم، بخاطره اینه که بگم توی همین جامعه ی آکادمیک آدمایی هستن که بازتر فکر می کنن و چاپ مقاله شون رو توی یه مجله ی مغایر برای خودشون افت تلقی نمی کنن.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی paradoxy در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 11:50

کسی که جواب مارو نداد، اما بازم حرف خودم رو میزنم. ازونجایی که اتر ماهیت فیزیکی داره پس ...
خورشید حرکت وضعی داره.
اتر رو در اطراف خودش به چرخش در میاره.
دو پرتوی نوری یکسان به سمت خورشید گسیل میکنیم به شکلی که خورشید بین دو پرتو واقع شه.
پر بدیهیه که پرتوی نوری که در جهت خلاف گردش اتر قرار میگیره سرعتش کمتر میشه. و پرتوی نوری که در جهت حرکت اتر میوفته، سرعتش بیشتر میشه. (بیشتر از c نه، چون بازم تو غلظته و سرعتش کمتر از c میشه، اما نسبت به پرتوی نوری دیگه سرعتش بیشتر میشه)
کافیه دو فضاپیما رو به روی هرکدوم ازین پرتو ها قرار بگیرن و نور مربوطه رو بازتاب کنن.، با توجه به سرعت نور ها، اگه تابش ها یکسان بود، نظریه فوق از اعتبار میوفته و اگه مختلف بود، اثبات تجربی برای نظریه هست.
اما ازونجایی که فعلا نظریه فوق، اعتبار چندانی نداره، صاحب نظریه میتونه این آزمایش رو هم انجام بده، و بزارتش تو سایت، به عنوان رد نظریش یا اثباتش.
ازونجایی که اتر ماهیت فیزیکی داره، این آزمایش صحیحه.
یه استخر مکعب مستطیلی پر از آب که طول زیادی داره، قابل دسترسی و یا حتی ساخته.
از دو طرف عرض های این استخر، پرتو های نوری یکسانی گسیل میکنیم، و در محل برخوردش با عرض دیگه مستطیل، فاز سنجی قرار میدیم. (برای تشخیص سرعت نور)
در ابتدا که آب استخر حرکتی نداره، دو نور فاز های یکسانی روی سنسور ثبت میکنن، و تا اینجا چه نسبیت و چه غلظت هردو با این قضیه موافقن.
حالا اگه در طول استخر، حالت کششی و در طرف دیگر بیرون ریزی ایجاد کنیم، یعنی آب استخر از یه عرض وارد، و از یه عرض خارج شه، با سرعت خیلی بالا و حالا پرتوهای نوری بخوان فاز بندازن، غلظت میگه که سرعت پرتوی نوری ای که مخالف حرکت جریان آب حرکت میکنه کمتر از پرتوی نوری ه که همجهت با حرکت آب استخر قرار میگیره. اگه اختلاف فاز فوق، مشخص شد، میتونه خیلی جالب باشه.
ضمن اینکه پرتو ها دقیقا باید به شکل عمودی درون آب حرکت کنند که دچار شکست نشن. و قشنگ رو به روی و یا در جهت مخالف حرکت آب قرار بگیرن.
نماد کاربر
 
سپـاس : 991

ارسـال : 1895


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: نظریه ی غلظت

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1395 - 12:02

paradoxy نوشته است:از دو طرف عرض های این استخر، پرتو های نوری یکسانی گسیل میکنیم، و در محل برخوردش با عرض دیگه مستطیل، فاز سنجی قرار میدیم. (برای تشخیص سرعت نور)
در ابتدا که آب استخر حرکتی نداره، دو نور فاز های یکسانی روی سنسور ثبت میکنن، و تا اینجا چه نسبیت و چه غلظت هردو با این قضیه موافقن.
حالا اگه در طول استخر، حالت کششی و در طرف دیگر بیرون ریزی ایجاد کنیم، یعنی آب استخر از یه عرض وارد، و از یه عرض خارج شه، با سرعت خیلی بالا و حالا پرتوهای نوری بخوان فاز بندازن، غلظت میگه که سرعت پرتوی نوری ای که مخالف حرکت جریان آب حرکت میکنه کمتر از پرتوی نوری ه که همجهت با حرکت آب استخر قرار میگیره. اگه اختلاف فاز فوق، مشخص شد، میتونه خیلی جالب باشه.


آخه کی گفته غلظت یه همچین پیشگویی ای می کنه؟ مگه منظور من از غلظت، محیط مادیه؟ اگه اینطوری بود که ضریب شکست من برای شیشه بدون توجه به جرم شیشه باید حدود 2 می شد. در ثانی آزمایش جنابالی قبلاً انجام شده و اختلاف فازی هم دیده نشده.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 455

ارسـال : 1247


نام: محمّد جوانشیری
سن: 34 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به نظریات ایرانی

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 4 مهمان