نظریه گرانش حرکتی


Re: نظریه ای جدید در پاسخ به پنج پرسش اساسی در نجوم

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در جمعه 4 خرداد 1397 - 02:49

اکثر قوانین و اثباتهای فیزیکی از یک جرقه ذهنی شناختی اغاز شده و در ابتدا فقط به نوعی تفکر در مورد خاصی بوده و چرایی ان موضوع و بعد روابط برای ان موضوع شناخته شده نوشته شده مثلا جاذبه نیوتن که در ابتدا با یک سوال شروع شده از یک پدیده طبیعی مانند سقوط یک سیب به سمت زمین و ناشناخته ها به تعداد تفکر انسان ها است و شاید به اندازه تفکر چندین نسل انسانها و زیاد نمیشه از همون اول شروع یک تفکر و یا طرح ایده ای طرف را در منگنه گذاشت که کو روابط ممکنه چیزی به فکر کسی برسه که اصول بنیادین رو هم تغییر بده و احتمالا همینطور هم خواهد شد و این روند تکاملی فرضیات و نظریات ادامه داره و اول راه است
 
سپـاس : 81

ارسـال : 430


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عمومی

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 27 خرداد 1398 - 22:29

نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عمومی
بر اساس دیدگاه گرانشی موجود در نظریه نسبیت عمومی اینشتین به عنوان مثال خورشید با تاثیر بر بافت فضا و زمان پیرامون خود موجب وارد شدن نیروی شتاب گرانشی بر زمین و در نتیجه شناور ماندن حرکت زمین در مدار خود به دور خورشید می شود پس اگر فرض کنیم که در یک لحظه خورشید به طور کامل ناپدید شود بر اساس دیدگاه گرانشی نیوتن زمین هم در همان لحظه ناپدید شدن خورشید از اثرات عدم وجود گرانشی خورشید متاثر شده و در نتیجه زمین بلافاصله از مدار خود منحرف شده و خارج می گردد ولی بر اساس دیدگاه گرانشی نسبیت عمومی اینشتین که در حال حاضر آزمایشات و مشاهدات بسیاری آن را تایید می کنند به دلیل اینکه نیروی گرانش خورشید نسبت به زمین را حاصل وجود امواجی گرانشی از سوی خورشید که با سرعتی تقریبا برابر با سرعت نور در خلاء و تاثیرگذاری آن بر بافت فضا و زمان معرفی می کند در نتیجه از زمان ناپدید شدن خورشید تا زمان تاثیر محو شدن اثر نیروی حاصل از شتاب گرانشی خورشید بر زمین تقریبا کمی بیش از هشت دقیقه که برابر با زمان رسیدن نور خورشید به زمین می باشد، طول خواهد کشید. با توجه به مطالب مطرح شده در مورد دیدگاه های نیوتن و اینشتین پیرامون مبحث گرانش ، نظریه ای جدید با نام نظریه گرانش حرکتی شکل می گیرد که این نظریه با درست دانستن پایه و بنیاد معادله گرانش عمومی نیوتن و نیز وجود امواج گرانشی پیش بینی شده توسط اینشتین ، دیدگاه و معادلات جدید و کامل تری را جهت محاسبه نیروی حاصل از شتاب گرانشی معرفی کرده و توسط آنها به بسیاری از سئوالات و ابهامات مطرح شده در کیهان شناسی پاسخ داده و پیش بینی هایی را هم در این حوزه ارائه می کند.
تصویر
توصیف نظریه گرانش حرکتی:
همان طور که در شکل زیر مشاهده می کنید اگر ما چهار نقطهA و B و C و D بر روی یک خط مستقیم در فضا داشته باشیم به طوری که فاصله هر یک از این نقاط کنار هم به طور مثال برابر با سیصد میلیون متر یا به عبارتی برابر با X یا همان مسافتی که نور در یک ثانیه می تواند در خلاء طی کند باشد و همچنین اجسامی بسیار متراکم و پر جرم با جرمی برابر با یکدیگر و با نام های M1 و M2 و M3 داشته باشیم که به ترتیب M1 روی نقطه C و M2 روی نقطه A و M3 روی نقطه B قرار گرفته باشند در نتیجه بدون در نظر گرفتن اثرات نیروی گرانشی بین دو جسم M2 و M3 نسبت به یکدیگر خواهیم دید که بر اساس دیدگاه گرانشی نسبیت عمومی در زمان T = 0 موجی گرانشی از جسم M1 که در زمان T = 0 در نقطه C قرار دارد در فضا منتشر شده و این موج تا رسیدنش به نقطه B باید مسافتی برابر با X یا به عبارتی در حدود سیصد میلیون متر را تا زمان T = 1 یعنی معادل یک ثانیه بپیماید و بر فضا و زمان پیرامون نقطه B تاثیر گذاشته و در نتیجه مقداری نیروی شتاب گرانشی با نام F3 را بر جسم M3 وارد کند و همچنین این موج گرانشی تا رسیدن به نقطه A باید مسافتی برابر با 2*X یا به عبارتی در حدود ششصد میلیون متر را تا زمان T = 2 یعنی معادل دو ثانیه از لحظه انتشار در فضا بپیماید و بر فضا و زمان پیرامون نقطه A تاثیر گذاشته و در نتیجه نیروی شتاب گرانشی بسیار کمتری نسبت به نیروی شتاب گرانشی F3 با نام F2 را بر جسم M2 وارد کند.
تا اینجای کار همه چیز طبیعی پیش می رود ولی اگر فرض کنیم که در فاصله زمانی T = 0 تا T = 1 که موج گرانشی از نقطه C به سمت نقطه B پیش می رود جسم M1 هم با همان سرعت انتشار امواج گرانشی از نقطه C به سمت نقطه D حرکت کند و در نتیجه پس از حدود یک ثانیه یعنی زمانی که امواج گرانشی به نقطه B رسیده اند جسم M1 هم به نقطه D می رسد که با توجه به دیدگاه گرانشی نظریه نسبیت اینشتین در لحظه T = 1 باز هم مانند زمانی که جسم M1 در همان نقطه C ثابت مانده بود شتاب گرانشی وارد بر جسم M3 به دلیل انحنای معینی که این امواج گرانشی بر ساختار فضا و زمان پیرامون نقطه B ایجاد می کنند ثابت می باشد و یعنی حرکت جسم M1 پس از گسیل امواج گرانشی در فضا تاثیری بر کیفیت آن امواج نمی گذارد و این امواج به طور مستقل رفتار می کنند ولی نکته اصلی هم همین است که حالا اگر همزمان با اینکه جسم M1 از نقطه C به نقطه D حرکت می کند جسم M2 هم با همان سرعت امواج گرانشی از نقطه A به نقطه B حرکت کند و بنابراین بعد از گذشت یک ثانیه و در زمان T = 1 جسم M1 به نقطه D و جسم M2 به نقطه B و همچنین امواج گرانشی هم به نقطه B رسیده اند و در نتیجه جسم M2 مانند جسم M3 اثرات گرانشی یکسانی را که توسط گسیل امواج گرانشی حاصل از جسم M1 ایجاد شده است را با نام نیروی شتاب گرانشی F3 دریافت خواهد کرد و نکته مهمتر این است که فاصله دو جسم M1 و M2 همچنان یکسان است و در هر دو زمان T = 0 و T = 1 فاصله بین آنها برابر با 2*X یعنی معادل ششصد میلیون متر است در حالی که در این حالت یعنی حالتی که دو جسم M1 و M2 در یک راستا حرکت می کنند جسم M2 نیروی شتاب گرانشی بیشتری با نام F3 را از جسم M1 دریافت می کند در حالی که در صورت ساکن بودن دو جسم M1 و M2 این نیروی شتاب گرانشی به نیروی شتاب گرانشی کمتری با نام F2 کاهش پیدا می کرد.
بنابراین با حرکت دو جسم با یک سرعت و در یک راستا و با حفظ فاصله بین دو جسم نسبت به حالت سکون آنها مشاهده می کنیم که نیروی تاثیرگذار شتاب گرانشی جسم جلوتر نسبت به جسم عقب تر یعنی جسم M1 بر جسم M2 افزایش می یابد و جالب تر این نکته است که بر اساس دیدگاه گرانشی نظریه نسبیت عمومی اینشتین چون امواج گرانشی با انحنای فضا و زمان موجب پدیدار آمدن شتاب گرانشی در اجسام می شوند در نتیجه باید انتظار داشت که به صورت متقابل هم نیروی تاثیرگذار شتاب گرانشی جسم عقب تر نسبت به جسم جلوتر یعنی جسم M2 بر جسم M1 کاهش یابد.
در اینجا ما فرض کردیم که سرعت حرکت هر دو جسم M1 و M2 برابر با سرعت حرکت امواج گرانشی و به عبارتی برابر با سرعت نور است که رسیدن به چنین سرعتی محال است ولی باید در نظر داشت که این فقط یک فرض است و چنین پدیده ای یعنی تغییر توازن تاثیر گرانشی اجسام در حال حرکت نسبت به اجسام در حال سکون حتی با سرعت های کمتر از سرعت نور هم به وجود می آید و فقط کافی است که حرکت دو جسم M1 و M2 به طور پیوسته ادامه داشته باشد و بر این اساس مطابق با شکل زیر معادلات گرانش عمومی نیوتن بر اساس این نظریه با کمی اصلاحات جزئی تصحیح می شود.
تصویر
توصیف معادله اصلاح شده گرانش عمومی نیوتن بر اساس نظریه گرانش حرکتی:
با توجه با معادله گرانش عمومی نیوتن مولفه F برابر با نیروی حاصل از شتاب گرانشی وارد بر هر دو جسم M1 و M2 بوده که برای هر دو جسم یکسان می باشد و مولفه G برابر با ثابت جهانی گرانش نیوتن و M1 جرم جسم اول و M2 جرم جسم دوم و R هم برابر با فاصله بین دو جسم M1 و M2 می باشد.
در حالت سکون دو جسم M1 و M2 قانون گرانش عمومی نیوتن بدون هیچ اصلاحی به درستی کار می کند و صحیح است ولی در زمانی که حداقل یکی از دو جسم M1 و M2 شروع به حرکت کرده و به خصوص سرعت بالایی هم داشته باشند معادله گرانش عمومی نیوتن دچار مقداری انحراف در محاسبات به دست آمده نسبت به مشاهدات می شود و دلیل اصلی آن هم این نکته است که معادله گرانش عمومی نیوتن سرعت تاثیرگذاری نیروی گرانش را بینهایت و به عبارتی آنی و لحظه ای بیان می کند و در نتیجه حرکت حداقل یکی از دو جسم M1 و M2 هم نباید تغییری در نیروی حاصل از شتاب گرانشی ایجاد کند که البته در دیدگاه اینشتین و نیز مشاهدات نجومی امروزی و بسیاری از مستندات دیگر این قضیه یعنی تاثیر آنی و لحظه ای نیروی گرانش به طور کامل رد شده و برای سرعت حرکت امواج گرانشی سرعتی مشخص و در محدوده سرعت حرکت نور در خلاء در نظر گرفته می شود که بنا بر همین اصل در نظریه گرانش حرکتی ، سرعت حرکت اجسام M1 و M2 وارد معادله اصلی گرانش عمومی نیوتن شده و دو معادله مختلف را با توجه به وضعیت تقدم حرکتی هر یک از دو جسم نسبت به یکدیگر ارائه می دهد که در این دو معادله علاوه بر مولفه های قبلی موجود در معادله اصلی گرانش عمومی نیوتن ، دو مولفه دیگر به نام V که سرعت ثابت حرکت اجسام M1 و M2 و نیز مولفه C که همان سرعت حرکت امواج گرانشی در فضا که تقریبا برابر با سرعت حرکت نور در خلاء می باشد اضافه شده است در این دو معادله جدید می خواهیم بدانیم که مقدار مسافت طی شده توسط جسم مورد هدف یا همان جسم تاثیر پذیر از گرانش ، تا زمان رسیدن امواج گرانشی به فضای پیرامون آن چقدر خواهد بود که در این دو معادله تنها تفاوت ، وجود یک علامت مثبت یا منفی در معادله است که انتخاب این علامت با توجه به وضعیت قرارگیری هر یک از اجسام نسبت به جسم دیگر که در راستای حرکت هر دو جسم در جلو یا عقب جسم دیگر قرار دارد تعیین می شود.
در این دو معادله اگر با توجه به راستای حرکتی هر دو جسم ، جسم مورد هدف ( جسم تاثیر پذیر از نیروی شتاب گرانشی ) که در معادله اول جسم M2 است به سمت امواج گرانشی منتشر شده از جسم دیگر که در اینجا جسم M1 است حرکت کند در این صورت علامت مورد نظر مثبت و اگر جسم مورد هدف ( جسم تاثیر پذیر از نیروی شتاب گرانشی ) که در معادله دوم جسم M1 است از امواج گرانشی منتشر شده از جسم دیگر که در اینجا جسم M2 است دور شود در این صورت علامت مورد نظر منفی خواهد بود. با توجه به سرعت فرضی حاصل از برآیند سرعت امواج گرانشی و سرعت حرکت جسم ، اگر مسافت قابل مشاهده بین دو جسم یعنی R را بر این سرعت فرضی حاصله تقسیم کنیم در این صورت مدت زمان لازم برای رسیدن امواج گرانشی از لحظه انتشار تا لحظه رسیدن به فضای پیرامون جسم مورد هدف بدست آمده و در نتیجه اگر این زمان در سرعت واقعی حرکت امواج گرانشی یعنی C ضرب شود مقدار R تاثیرگذار و یا به عبارتی مسافت برآیند حاصل از حرکت جسم و حرکت امواج گرانشی بدست می آید که برای اجسام در حال حرکت ، مقدار نیروی حاصل از شتاب گرانشی به جای مولفه R قابل مشاهده به مولفه R تاثیرگذار بستگی دارد. همچنین لازم به ذکر است که در این معادله سرعت حرکت امواج گرانشی به طور فرض برابر سرعت حرکت نور در خلاء بیان شده که لازم است مقدار واقعی آن دقیقا محاسبه شود.

نظریه پرداز: حسین اختر محققی - 27 خرداد 1398

اطلاعات بیشتر و مشاهده مقاله کامل در وبلاگ زیر:
http://geranesheharkati.blogsky.com
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

پیش بینی آینده ساختار کیهان بر اساس نظریه گرانش حرکتی

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 27 خرداد 1398 - 22:36

پیش بینی آینده ساختار کیهان بر اساس نظریه گرانش حرکتی:
همان طور که مشاهدات و محاسبات نجومی بیان می کنند ، کیهان در حال انبساط و تورمی شتاب دار بوده و بر اساس همین دیدگاه این انبساط پایانی نداشته و در نهایت تمامی کهکشان ها و ستارگان و دیگر اجرام کیهانی با فاصله گرفتن بسیار زیاد از یکدیگر جهان را به سمت خاموشی سوق می دهند ولی بر اساس نظریه گرانش حرکتی با وجود اینکه با قضیه انبساط شتاب دار کیهان موافق است ولی آن را تنها عامل تاثیرگذار در پایان جهان معرفی نمی کند بلکه پیش بینی می کند بعد از مدتی بسیار طولانی لایه های داخلی تر کیهان به سرعتی معادل لایه های خارجی تر آن رسیده و به دلیل شتاب گرانشی مثبت به سرعت هایی بالاتر از لایه های خارجی دست یافته و در نتیجه با سرعتی بسیار بالا به لایه های خارجی تر برخورد کند و یا حتی شاید بر اثر این برخورد هزاران دنیا و کیهان جدید هم متولد شود و مجموعه ای شبیه به اختروش ها را به وجود آورند و یا حتی شاید اختروش های کنونی هم در گذشته بسیار دور به همین روش شکل گرفته باشند. در مثالی ساده تر می توان گفت که این قضیه شبیه به گلی است که در اصل از صدها گل کوچک تر از خود تشکیل شده است و یا مانند فشفشه های موجود در لوازم آتش بازی عمل کرده و پس از انفجار اصلی آن در هوا ده ها گوی انفجاری دیگر که در اثر این انفجار در هوا پخش می شوند هم به نوبه خود منفجر می شوند. بنابراین به دلیل پیش بینی وجود چنین برخوردهایی شبیه به تشکیل هزاران کیهان بسیار کوچک دیگر در ادامه دوباره پیش بینی می گردد که در مرحله دیگر هم ابری عظیم و آشفته که حاصل این برخوردها می باشد شکل گرفته و در نهایت مجددا بخشی از مواد موجود در کیهان بر اثر گرانش دوباره متراکم شده و هسته اولیه تشکیل مهبانگی دیگر را شکل خواهند داد. نظریه گرانش حرکتی به طور کامل با قضیه انبساط شتاب دار کیهان موافق بوده و آن را تایید می کند ولی همچنان تاکید می کند که در نهایت بسیاری از اجرام کیهان با توجه به معادلات گرانشی موجود در این نظریه به دلیل افزایش سرعت لایه های درونی کیهان ، احتمال برخوردشان به اجرام لایه های خارجی کیهان افزایش پیدا کرده و در نتیجه آینده ساختار کیهان به گونه ای دیگر خواهد بود.
تصویر

جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگ زیر مراجعه گردد:
http://geranesheharkati.blogsky.com
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

معرفی سه ساختار اصلی برای پایداری کهکشان ها

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 27 خرداد 1398 - 23:30

معرفی سه ساختار اصلی برای پایداری کهکشان ها بر اساس نظریه گرانش حرکتی:
کهکشان ها بر اساس شکلی که دارند عموما به سه دسته اصلی کهکشان های نامنظم و کهکشان های مارپیچی و کهکشان های بیضوی تقسیم بندی می شوند که شکل خاص این سه دسته به هیج وجه تصادفی نبوده و بر اساس نوع ساختار نیروی پایدار کننده ای است که از فروپاشی کهکشان جلوگیری می کند تعیین می شود به طوری که در کهکشان های نامنظم اصلی ترین نیروی پایدار کننده همان نیروی گرانش مرکزی هسته و در کهکشان های مارپیچی کمربند های گرانشی و در کهکشان های بیضوی حلقه های گرانشی می باشد که با توجه به تصویر زیر اگر یک کهکشان را به صفحه ای مدور و بزرگ با محوری عمود بر زمین مانند چرخ و فلک های افقی بدون تکیه گاه پشتی و فقط دارای یک دستگیره مرکزی به عنوان هسته مرکزی کهکشان تصور کنیم در این صورت با چرخش این صفحه یا چرخ و فلک افرادی که سوار بر این چرخ و فلک هستند به سه روش معمول می توانند از پرت شدن به بیرون از آن جلوگیری کنند بدین ترتیب که یا همه افراد دستگیره مرکزی وسط صفحه یا چرخ و فلک را بگیرند که این روش بیشتر در مورد کهکشان های نامنظم یا کوچک کاربرد دارد که البته چون در کهکشان های نامنظم صفحه کهکشانی وجود ندارد و ستارگان به صورت توده ای در اطراف هسته مرکزی تجمع کرده اند بنابراین دو روش دیگر در مورد آنها کاربرد چندانی ندارد و البته روش دوم هم بدین شکل است که علاوه بر اینکه افرادی دستگیره مرکزی را گرفته اند افرادی دیگر هم دست این افراد را بدون گرفتن دستگیره مرکزی گرفته و با ایجاد یک زنجیره چند نفره که یک سر آن متصل به دستگیره مرکزی است از پرت شدن به بیرون جلوگیری کنند که این روش هم شبیه به روشی است که در مورد کهکشان های مارپیچی کاربرد دارد و همچنین سومین روش هم بدین شکل است که همه افراد روی صفحه یا همان چرخ و فلک بدون اتکاء به دستگیره مرکزی و فقط با گرفتن دستهای یکدیگر در اطراف دستگیره مرکزی تشکیل یک حلقه را داده و در نتیجه از پرت شدن به بیرون جلوگیری کنند که این روش هم شبیه به روشی است که در مورد کهکشان های بیضوی کاربرد دارد.
تصویر
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

پیش بینی چرخش خودکار کهکشان ها

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 27 خرداد 1398 - 23:33

پیش بینی چرخش خودکار کهکشان ها بر اساس نظریه گرانش حرکتی:
بر اساس نظریه گرانش حرکتی اگر چه سیاهچاله های موجود در مرکز کهکشان ها برای شکل گیری کهکشان ها و پایداری ساختار کهشان ها تا حد زیادی مهم هستند ولی به تنهایی قادر به توضیح سرعت بسیار بالای ستارگان و اجرام موجود در لبه های کهکشان ها و به خصوص کهکشان های بیضوی نیستند و این در حالی است که بر اساس نظریه گرانش حرکتی ، استحکام ساختاری و جلوگیری از واپاشی لایه ها و مدارات خارجی کهکشان ها حاصل از تشکیل حلقه های گرانشی قدرتمند بین ستارگان و اجرام موجود در مدارات خارجی و در لبه کهکشان ها می باشد و اثر نیروی شتاب گرانشی مرکز کهکشان ها و سیاهچاله های موجود در آنها با توجه به فاصله بسیار زیاد بین مرکز تا لبه کهکشان ها بسیار کم و ناچیز می باشد و در عین حال قدرت و توان چرخشی سیاهچاله های موجود هم به طور منطقی محدود و در مقایسه با توان مورد نیاز برای گردش ستارگان و رساندن سرعت ستارگان موجود در مدارات خارجی و لبه کهکشان ها شاید به ده ها و صدها میلیارد سال زمان نیاز داشته باشد که این بسیار بیشتر از عمر کیهان می باشد و حالا این سئوال مطرح می شود که دلیل اصلی چرخش کهکشان ها چه عاملی می باشد و چنین انرژی عظیمی که برای به حرکت در آوردن آنها مورد نیاز است از کجا و چگونه تامین می شود؟
معادلات بدست آمده توسط نظریه گرانش حرکتی نشان می دهد که قدرت اثر گذاری نیروی شتاب گرانشی در دو سوی موافق و مخالف راستای اجسام در حال حرکت با یکدیگر تفاوت دارد و بنابراین از این قضیه نتیجه می گیریم که اگر تعداد بسیار زیادی جسم با جرم بسیار زیاد و با فاصله مناسب از یکدیگر در یک آرایش حلقوی بسیار عظیم با سرعتی بالا و یکسان و ثابت حرکت کنند بر اثر برآیند حاصل از نیروی شتاب گرانشی دو سر راستای حرکتی هر یک از این اجسام ، هر جسمی تمایل به حرکت سریع تر به سمت جسم در حال حرکت در جلوی خود را دارد و به عبارتی چون این وضعیت برای تمامی اجسام موجود در این آرایش حلقوی به وجود می آید بنابرین ما شاهد آن خواهیم بود که سرعت چرخش این حلقه بدون اعمال هیچ گونه انرژی خارجی به مرور زمان و به طور خودکار افزایش می یابد که این قضیه همان منبع اصلی تامین کننده انرژی عظیم حرکت چرخشی کهکشان ها می باشد که البته در کهکشان ها به دلیل وجود برخی از عوامل نظیر نیروی گریز از مرکز و در نتیجه تغییر شکل کهکشان ها از بیضوی به مارپیچی و افزایش فاصله بین توده های پرجرم ، اصطکاک گرانشی بازدارنده با حلقه های مجاور داخلی که سرعت کمتری دارند و عوامل دیگر این افزایش سرعت محدودیت خواهد داشت.
با توجه به این دیدگاه که نیروی اصلی چرخش اکثر کهکشان ها به صورت خودکار و خود به خودی تامین می شود بنابراین مشاهده می شود که انرژی فقط بر اثر واپاشی یا همجوشی ساختار هسته اتم ها تولید نمی شود و وجود یک ساختار عظیم حلقوی در حال چرخش و برآیند نیروهای موجود در آن هم می تواند نوعی انرژی خودکار و خود به خودی حرکتی تولید کند.
بنابراین اگر یک حلقه بسیار بزرگ کیهانی داشته باشیم که از توده های بسیار پر جرم و فوق العاده متراکم مواد تشکیل شده باشد پس با کمی چرخش آرام و اولیه آن ، بعد از مدتی بسیار طولانی شاهد خواهیم بود که سرعت چرخش اولیه این حلقه به طور خود به خود افزایش یافته و اگر همه عوامل محدود کننده شتاب چرخشی حاصل از پدیده گرانش حرکتی در مورد آن برطرف شود در نتیجه سرعت چرخش حلقه مذکور می تواند به سرعتی قابل توجه و نزدیک به سرعت نور هم برسد و فقط کافیست که بتوان چنین انرژی تولید شده عظیم و پاک و احتمالا پایان ناپذیر را مهار کرد.
تصویر
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی paradoxy در سه شنبه 28 خرداد 1398 - 15:23

در نسبیت عام اصلا گرانش نیرو نیست، خمش فضازمان هم سبب هل دادن اجسام به سمت هم دیگه نمیشه، بلکه سبب عوض شدن مسیر معمول روی خط راست سیاره در حال جذب میشه. اما ازینا که بگذریم، من خیلی با دقت نخوندم چی نوشتید و کنجکاوم که رابطه رو چطور بدست آوردید، ذهنی بوده آیا؟ چون چیزی که نوشتید کاملا قوانین نیوتون رو زیر پا میزاره (نیروی کنش و عکس العمل یکی نیست) دو اینکه در حد سرعتای بالا رابطه دومتون پیشبینی می‌کنه به نور نیرویی وارد نمیشه در حالی که نور تحت نیروی گرانشی تغییر مسیر میده. هرچند به نور نیرویی وارد نمیشه صرفا میخوام مطابق ادبیات شما صحبت کنم
نماد کاربر
 
سپـاس : 969

ارسـال : 1860


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 15 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: پیش بینی آینده ساختار کیهان بر اساس نظریه گرانش حرکتی

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در سه شنبه 28 خرداد 1398 - 16:57

به نظر میرسه که این نظریه اشتباه فاحشی داشته باشه به هر حال کیهان با عاملی برای تراکم اولیه مهبانگ در تقابل بوده و بعد از انفجار نیز همین عامل موجوده و با انفجار در حال مقاومت هست و برد نیروی انفجار و انبساط در جایی قدرتش با مقاومت به پایان میرسه و شروع به برگشت و انقباض میکنه برای تراکم مجدد و تولید مه بانگ جدید
نمیتونیم ادعا کنیم که فضا =هیچ باشه و مه بانگ در بستر همین فضا ایجاد شده ایده ماده و انرژی تاریک بیشتر جوابی به چیستی فضاست
اون چیزی که هیچ نبودن فضا را بیشتر تقویت میکنه همون ساختار فراکتالی گل و کلم و گل کلم گونه ای هست که با ایجاد هر منظومه جدید شاهدش هستیم که فقط با تراکم مواد و گرد و غبار و گازهای هیدروژن و هلیوم داره در بستر فضا اتفاق میفته و این معرف یک عامل فراکتال گونه ای از انفجار بزرگ اولیه هست و همین بیشتر ما را تشویق میکند که در شناخت ماهییت و چیستی فضا در قالب ماده و انرژی تاریک کنکاش کنیم
اشتباه فاحش این نظریه از اینجا شروع میشه که خود گرانش را هم عامل دافعه و هم جاذبه در نظر میگیره در صورتی که اینچنین تصوری غیر ممکنه و اگر در انسوی رابطه انفجار اولیه یا مهبانگ چیزی نباشه عالم میبایست تا بینهایت به انبساط و واپاشی ادامه بدهد
قاطعانه میشه گفت که اگه اون طرف معادله انفجار بزرگ چیزی برای تعادل نمیبود اکنون عالم و من و شما به هیچ وجه وجود نداشتیم که بتونیم در موردش صحبت کنیم
 
سپـاس : 81

ارسـال : 430


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در سه شنبه 28 خرداد 1398 - 22:46

دوست گرامی گرانش یکی از چهار نیروی بنیادی کیهان هست و 3 نیروی هسته ای قوی و هسته ای ضعیف و الکترو مغناطیس هم داریم ولی بازم با این 4 نیرو به تنهایی عالم ما نمیتونه پایدار بمونه و چیزی در مقابل این 4 نیروباید باشه تا تعادلی برای پایداری کیهان برقرار بشه که سعی دارند این 4 نیرو را در برابری ماده و انرژی تاریک به یک مدل نهایی متعادلی برای کیهان تبدیل کنند
نمیخوام نا امیدت کنم ولی وقتی با 4 نیروی بنیادی نتونستند مدل پایداری به دست بیارند همه دانشمندان شما چطور میخوای تنها با یک نیرو تعریفی از یک کیهان بدید
 
سپـاس : 81

ارسـال : 430


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی nerset در چهارشنبه 29 خرداد 1398 - 18:52

paradoxy نوشته است:در نسبیت عام اصلا گرانش نیرو نیست، خمش فضازمان هم سبب هل دادن اجسام به سمت هم دیگه نمیشه، بلکه سبب عوض شدن مسیر معمول روی خط راست سیاره در حال جذب میشه. اما ازینا که بگذریم، من خیلی با دقت نخوندم چی نوشتید و کنجکاوم که رابطه رو چطور بدست آوردید، ذهنی بوده آیا؟ چون چیزی که نوشتید کاملا قوانین نیوتون رو زیر پا میزاره (نیروی کنش و عکس العمل یکی نیست) دو اینکه در حد سرعتای بالا رابطه دومتون پیشبینی می‌کنه به نور نیرویی وارد نمیشه در حالی که نور تحت نیروی گرانشی تغییر مسیر میده. هرچند به نور نیرویی وارد نمیشه صرفا میخوام مطابق ادبیات شما صحبت کنم



با تشکر از شما
جهت درک کامل این نظریه بهتر است که آن را به طور کامل مطالعه کنید
در مورد اینکه گرانش واقعا چیست هنوز هیچ کس به درستی نمی داند و البته در این مقاله هرگز گرانش به عنوان نیرو بیان نشده و گفته شده که نیروی حاصل از گرانش و همچنین این مقاله به هیچ وجه با امواج گرانشی پیش بینی شده در نظریه نسبیت و یا معادله گرانش نیوتن در تضاد نیست بلکه هر دوی این نظریه ها را با هم آشتی داده و اتفاقا بر اساس همین دو نظریه بنا شده است مانند ماهیت نور که از نظر برخی موج و از نظر برخی دیگر ذره بود در حالی که هر دوی آنها تایید شد و در این نظریه هم دقیقا همین اتفاق می افتد و اگر معادله کلی نیوتن و یا امواج گرانش اینشتین وجود نداشته باشد این نظریه هم رد می شود. در این معادله فقط مقدار فاصله بین دو جسم اصلاح می شود که آن هم فقط به دلیل حرکت بوجود می آید و در حالت سکون دو جسم معادله دقیقا شبیه به معادله گرانش نیوتن می شود.

ولی به هر حال در ادامه با یک مثال آن را توضیح خواهم داد:

با توجه به نکات موجود در نظریه نسبیت عمومی که گفته شده خورشید با تاثیر بر بافت فضا و زمان پیرامون خود موجب وارد شدن نیروی شتاب گرانشی بر زمین و در نتیجه شناور ماندن حرکت زمین در مدار خود به دور خورشید می شود پس اگر فرض کنیم که در یک لحظه خورشید به طور کامل ناپدید شود بر اساس دیدگاه گرانشی نیوتن زمین هم در همان لحظه ناپدید شدن خورشید از اثرات عدم وجود گرانشی خورشید متاثر شده و در نتیجه زمین بلافاصله از مدار خود منحرف شده و خارج می گردد ولی بر اساس دیدگاه گرانشی نسبیت عمومی اینشتین که در حال حاضر آزمایشات و مشاهدات بسیاری آن را تایید می کنند به دلیل اینکه نیروی گرانش خورشید نسبت به زمین را حاصل وجود امواجی گرانشی از سوی خورشید که با سرعتی تقریبا برابر با سرعت نور در خلاء و تاثیرگذاری آن بر بافت فضا و زمان معرفی می کند در نتیجه از زمان ناپدید شدن خورشید تا زمان تاثیر محو شدن اثر نیروی حاصل از شتاب گرانشی خورشید بر زمین تقریبا کمی بیش از هشت دقیقه که برابر با زمان رسیدن نور خورشید به زمین می باشد، طول خواهد کشید.
خوب حالا فرض کنید که به جای ناپدید شدن خورشید یک خورشید جدید در کنار خورشید فعلی پدید بیاید و یا به عبارت بهتر فرض کنید که جرم خورشید در یک لحظه دو برابر شود پس سیاره زمین هم پس از حدود 8 دقیقه متوجه این وضعیت خواهد شد و همچنین سیاره مریخ که دورتر قرا دارد هم فرضا بعد از 16 دقیقه متوجه خواهد شد.
امیدوارم که تا اینجای کار مشکلی وجود نداشته باشد و همه چیز را به خوبی قبول داشته باشید چون در غیر این صورت یعنی با دیدگاه گرانشی موجود در نظریه نسبیت عمومی مخالف هستید چون تا اینجای کار مطابق نظریه نسبیت بیان شده است و فقط فرض دوم آن به گونه ای مشابه فرض اول بیان شده است.
حالا بر اساس نظریه گرانش حرکتی اگر در این مدت زمانی که امواج گرانشی که در طی مدت 8 دقیقه بعد قرار است به زمین برسند و آثار گرانشی خود را پیرامون فضا و زمان اطراف زمین گذاشته و زمین تحت تاثیر گرانش بیشتری قرار بگیرد سیاره مریخ شروع به حرکت کرده و به سمت زمین بیاید به طوری که در لحظه ای که این امواج گرانشی به زمین می رسند سیاره مریخ هم در کنار زمین حضور داشته باشد و این یعنی در لحظه رسیدن امواج گرانشی به زمین فاصله بین مریخ و خورشید معادل فاصله بین زمین و خورشید می شود و بنابراین مریخ هم اثر گرانشی بیشتری را دریافت می کند.

حالا اگر در طی این زمان که مریخ شروع به حرکت کرده به همان میزان هم خورشید شروع به حرکت کرده و از مریخ دور شود پس در لحظه رسیدن امواج گرانشی به زمین و خورشید باید در نظر داشت که فاصله مریخ و خورشید ثابت مانده است.

خوب پس خواهید دید که با انجام این کار بدون تغییر فاصله بین مریخ و خورشید ، سیاره مریخ آثار گرانشی بیشتری را نسبت به وقتی که خورشید و مریخ در سر جای خود بدون هیچ حرکتی قرار داشتند دریافت می کند و البته لازم به ذکر است که حتی می توان فرض کرد که در ابتدا خورشیدی وجود نداشته و در یک لحظه بوجود آمده و این روال انجام می شود.

بنابراین اگر ما این کار را به صورت امری پیوسته در نظر بگیریم خواهیم دید که همواره مریخ آثار گرانشی بیشتری را دریافت خواهد کرد.

این قضیه را به هیچ وجه با قضیه نور و کند شدن زمان نباید قاطی کرد چون در اینجا با وجود اینکه زمان برایش بر اثر حرکت کردن سریع کند تر می گذرد ولی باید توجه داشت که در لحظه موعود تقریبا در مکان و فاصله ای قرار دارد که زمین قرار دارد و اگر مریخ آثار گرانشی بیشتری را با وجود اینکه فاصله آن با خورشید برابر فاصله زمین با خورشید شده است را دریافت نکند این یعنی نقض فیزیک.

این معادله بیان می کند که حرکت جسم منبع گرانش و جسم مورد هدف گرانش موجب تغییر قدرت آثار گرانشی دو جسم بر روی یکدیگر می شود و تحلیل آن هم در خود مقاله آمده که آن هم بسیار ساده است.

در این معادله ما خواهیم دید که مقدار مسافت ظاهری بین دو جیم در حال حرکت در یک راستا با مسافت اثر گذار بین آنها متفاوت خواهد بود چون ما گفته ایم که جسم مورد هدف در حال نزدیک شدن به منبع گرانشی است و کاری هم به کند شدن زمان برای آن نداریم و در اینجا مکان مهم است.
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی philophysics در شنبه 1 تير 1398 - 11:41

سلام آقای محققی
شما تا یه جایی توی نظریتون خیلی خوب جلو رفتین اما توی فرض های اولیه شما چند مشکل اساسی وجود داره که هم قوانین نیوتن و هم نسبیت رو نقض می کنه.
اول اینکه در فرمول بندی گرانش شما اگر جسم با سرعت نور جلوی منبع گرانشی حرکت کنه نیروی گرانش به سمت صفر میل میکنه که طبیعی هم هست ولی اگه با سرعت نور از پشت منبع گرانش رد بشه با جایگذاری سرعت نور در رابطه شما نیروی به دست آمده چهار برابر نیروی حالت سکون به دست میاد که یک عدد بی معنی و غیر قابل توجیه هست. این از اشکال ریاضی

دوم چون همزمان جسم m2 به سرعت جسم m1 میرسه پس این دو جسم در یک مرجع لخت قرار دارن پس از دید دو ناظر تمام قوانین برای اونا یکسانه اما شما نتیجه می گیرین که نیروی کنش و واکنش برابر نیست که هم قانون سوم نیوتن رو نقض می کنین هم نسبیت خاص رو در حالی که ادعا می کنین نظریتون بر اساس نسبیت و گرانش نیوتون بنا شده.

سوم اینکه شما بحث گرانش رو با امواج گرانشی قاطی کردین. وقتی جسم m1 از نقطه c شروع به حرکت می کنه به خاطر شتاب خیلی زیاد که اون رو به سرعت نور می رسونه یک موج گرانشی تولید می کنه و بعد از اون تا نقطه d با سرعت ثابت توی همون مرجع لخت خواهد موند و در طول این مسیر هیچ موج گرانشی جدیدی تولید نخواهد شد.اما شما فرض کردین که جسم m1 در تمام طول مسیر امواج گرانشی تولید میکنه و این فرض اشتباهه. و چیز دیگه ای که محاسبه نکردین اینکه که موج گرانشی تولید شده به همون اندازه که روی جسم m3 تاثیر می ذاره روی جسم m2 هم خواهد گذاشت و این طور نیست که چون جسم m1 با m2 توی یک مرجع لخت هستن پس امواج گرانشی روی جسم m2 تاثیر نمی ذاره بلکه این تاثیر باعث میشه قانون سوم نیوتون برقرار بمونه که البته به خاطر محدودیت سرعت نور با کمی تاخیر صورت میگیره.
اما در کل طرز تفکرتون جالبه و من نمی فهمم چرا به دنبال نقض قانون سوم نیوتن برای توجیه شتاب کیهان هستین در حالی که راه های خیلی بهتری هم وجود داره.
 
سپـاس : 0

ارسـال : 3


نام نویسی: 98/3/27

ذکر نشده

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی nerset در شنبه 1 تير 1398 - 18:52

philophysics نوشته است:سلام آقای محققی
شما تا یه جایی توی نظریتون خیلی خوب جلو رفتین اما توی فرض های اولیه شما چند مشکل اساسی وجود داره که هم قوانین نیوتن و هم نسبیت رو نقض می کنه.
اول اینکه در فرمول بندی گرانش شما اگر جسم با سرعت نور جلوی منبع گرانشی حرکت کنه نیروی گرانش به سمت صفر میل میکنه که طبیعی هم هست ولی اگه با سرعت نور از پشت منبع گرانش رد بشه با جایگذاری سرعت نور در رابطه شما نیروی به دست آمده چهار برابر نیروی حالت سکون به دست میاد که یک عدد بی معنی و غیر قابل توجیه هست. این از اشکال ریاضی

دوم چون همزمان جسم m2 به سرعت جسم m1 میرسه پس این دو جسم در یک مرجع لخت قرار دارن پس از دید دو ناظر تمام قوانین برای اونا یکسانه اما شما نتیجه می گیرین که نیروی کنش و واکنش برابر نیست که هم قانون سوم نیوتن رو نقض می کنین هم نسبیت خاص رو در حالی که ادعا می کنین نظریتون بر اساس نسبیت و گرانش نیوتون بنا شده.

سوم اینکه شما بحث گرانش رو با امواج گرانشی قاطی کردین. وقتی جسم m1 از نقطه c شروع به حرکت می کنه به خاطر شتاب خیلی زیاد که اون رو به سرعت نور می رسونه یک موج گرانشی تولید می کنه و بعد از اون تا نقطه d با سرعت ثابت توی همون مرجع لخت خواهد موند و در طول این مسیر هیچ موج گرانشی جدیدی تولید نخواهد شد.اما شما فرض کردین که جسم m1 در تمام طول مسیر امواج گرانشی تولید میکنه و این فرض اشتباهه. و چیز دیگه ای که محاسبه نکردین اینکه که موج گرانشی تولید شده به همون اندازه که روی جسم m3 تاثیر می ذاره روی جسم m2 هم خواهد گذاشت و این طور نیست که چون جسم m1 با m2 توی یک مرجع لخت هستن پس امواج گرانشی روی جسم m2 تاثیر نمی ذاره بلکه این تاثیر باعث میشه قانون سوم نیوتون برقرار بمونه که البته به خاطر محدودیت سرعت نور با کمی تاخیر صورت میگیره.
اما در کل طرز تفکرتون جالبه و من نمی فهمم چرا به دنبال نقض قانون سوم نیوتن برای توجیه شتاب کیهان هستین در حالی که راه های خیلی بهتری هم وجود داره.


با سلام
با تشکر از اینکه این مطلب را مطالعه کردید و نظرتان را ارسال کردید.
اگر مطلب مورد نظر را با دقت خوانده باشید در میانه آن عبارت زیر به چشم می خورد:

"در اینجا ما فرض کردیم که سرعت حرکت هر دو جسم M1 و M2 برابر با سرعت حرکت امواج گرانشی و به عبارتی برابر با سرعت نور است که رسیدن به چنین سرعتی محال است ولی باید در نظر داشت که این فقط یک فرض است و چنین پدیده ای یعنی تغییر توازن تاثیر گرانشی اجسام در حال حرکت نسبت به اجسام در حال سکون حتی با سرعت های کمتر از سرعت نور هم به وجود می آید و فقط کافی است که حرکت دو جسم M1 و M2 به طور پیوسته ادامه داشته باشد."

بنابراین در خود این نظریه فقط و فقط فرض شده که این اجسام با سرعت نور حرکت می کنند تا حساب و کتاب برای تحلیل چگونگی وقوع این پدیده راحت تر صورت بگیرد و رسیدن به سرعت نور برای این اجسام محال بوده و فقط می توانند درصدی از این سرعت را داشته باشند مثلا 1000 کیلومتر در ثانیه و یا به عبارتی 1 میلیون متر در ثانیه که این سرعت ها در حال حاضر برای بسیاری از ستارگان موجود در لبه کهکشان ها بسیار متداول است در حالی که مبنای اصلی ایرادات گرفته شده توسط شما برای این نظریه این است که در سرعتی برابر سرعت نور شرایط غیر عادی می شود و ...

مشکل اساسی در درک این نظریه این است که به هیچ وجه کل مطالب موجود در این نظریه به دقت خوانده نمی شود و نکته دیگر هم این است که با آنکه در مقاله اصلی گفته شده که نباید این مسئله یعنی شعاع اثرگذاری گرانش بر فضای پیرامون یک جسم را با نکاتی مانند کند گذشتن زمان برای اجسام در حال حرکت قاطی کرد ولی همچنان این اتفاق رخ می دهد.

به منظور پاسخ به نکته دومی که در نظرتان ارسال کرده بودید با یک مثال امیدوارم که بتوانم منظورم را به خوبی بیان کنم:
فرض کنید که دو نفر به طور جداگانه در دو اتومبیل نشسته اند و با سرعت ثابت و یکسان در یک جهت حرکت می کنند و به دلیل اینکه زمان برای آنها کند می گذرد پس بنابراین سرعت هر کنش فیزیکی بین آنها مطابق زمانی است که در حالت سکون هم رخ می دهد که این نظریه با این قضیه مشکلی ندارد چون مبنای این نظریه به هیچ وجه اندازه گیری زمان نیست. حالا فرض کنید که چرخ ماشین جلویی به داخل یک چاله آب افتاده و مقداری آب را به هوا پخش می کند و حالا با توجه به فاصله ثابتی که بین دو اتومبیل است اگر دو اتومبیل با سرعت کمی حرکت می کردند در نتیجه قطرات آب پخش شده در هوا به اتومبیل دوم برخورد نمی کرد ولی چون اتومبیلها سرعتشان خیلی زیاد است بنابراین قطرات آب به اتومبیل دوم برخورد می کند و هرچه قدر هم این سرعت بیشتر شود قطرات آب بیشتری به اتومبیل عقب تر برخورد می کند. در مورد این نظریه هم دقیقا چنین مطلبی صادق است و چون عامل گرانش به صورت شعاعی و شبیه به یک کره و بدون نیاز اولیه به یک جسم مورد هدف گسترش پیدا کرده و پس از انتشار هم به صورت مستقل از منبع تولید شده رفتار می کند بنابراین در این وضعیت اگر جسمی که در دور دست است و مثلا قرار است که دو ثانیه بعد آثار گرانشی تولید شده بر روی آن اثر کند کمی به نقطه تولید این گرانش نزدیک تر شود آیا قبول دارید که آثار گرانشی بیشتری را احساس می کند؟ و در عین حال هم در این مدت جسم منبع گرانش هم از جسم مورد نظر دور شود تا همچنان فاصله بین آن دو جسم ثابت بماند.

با وجود اینکه این قضیه بر اساس بسیاری از مشاهدات و نتیجه گیری ها برای گرانش صادق است ولی احتمال بسیار کمی می دهم و حتی تقریبا بعید می دانم که این قضیه در مورد نور هم صادق باشد که از آوردن این نکته در مقاله برای جلوگیری از پیچیده شدن مبحث آن خودداری کردم و بنابراین نباید در این زمینه خاص رفتار نور را با گرانش یکسان فرض کرد که آن هم دلایل مربوط به خود را دارد.

همچنین در مورد این که گفته بودید "نکته سوم اینکه شما بحث گرانش رو با امواج گرانشی قاطی کردین" باید در نظر داشت که ریشه امواج گرانشی همان گرانش است با این تفاوت که به دلیل برخی از پدیده ها مانند چرخش سریع دو جسم به دور هم یا انفجارهای عظیم و ... موجب افزایش یا کاهش شدید گرانش در یک مقطع کوچک از زمان شده و در نتیجه باعث پدید آمدن نوسانات در قدرت آن می شود که ما آن را به صورت امواج گرانشی می بینیم و البته اگر توجه کرده باشید در مثال اصلی نظریه نسبیت هم گفته شده که اگر در یک لحظه خورشید ناپدید شود که البته این مسئله یک نوسان در گرانش ایجاد می کند که ما می توانیم آن را به صورت یک موج نیم قله ای از امواج گرانشی در نظر بگیریم.

همچنین در مورد انبساط شتاب دار کیهان ما به نیرو و انرژی فوق العاده زیادی نیاز داریم که منبع آن ناشناخته است و به راحتی این قضیه را می پذیریم ولی به نظریه ای که اساسا وجود چنین انرژی ناشناخته ای را نه تنها پیش بینی بلکه دلایل وجود آن را هم توجیه می کند با شک و تردید نگاه می کنیم. یکی از نکات زیبایی که در مورد نظریه گرانش حرکتی وجود دارد این است که دلیل چرخش کهکشان ها را با وجود نیروی فوق العاده عظیمی که برای چرخش آنها نیاز است را به راحتی توجیه می کند . امروزه دلیل چرخش کهکشان ها را چرخش سیاهچاله های مرکزی می دانند در حالی که این سیاهچاله های مرکزی حتی نمی توانند گرانش مورد نیاز یک کهکشان را تامین کنند که در نتیجه نیازی به قضیه ماده تاریک هم نداشته باشیم.

در درک مسائل و نظریه ها به هیچ وجه نباید به مسائل بی اهمیتی که فقط به عنوان فرض در نظر گرفته می شود توجه کرد و بیشتر باید به ریشه و اصول اساسی آن توجه کرد.

در زمان نیوتن بسیاری عقیده داشتند که ماده فقط حامل انرژی است در حالی که امروزه می دانیم ماده می تواند به انرژی هم تبدیل شود پس قانون سوم نیوتن و یا هر قانون دیگری در فیزیک هم ممکن است که روزی نقض شوند چون طبیعت اهمیتی به قوانین نوشته شده ما انسان ها نمی دهد و کار خودش را می کند و ما انسانها هستیم که باید بر اساس قوانین نوشته شده طبیعت حرکت کنیم و حقیقت گرا باشیم نه فرد گرا.

در گذشته دور همه افراد می خواستند که همه مسائل را براساس دیدگاه ارسطو و ارشمیدس حل کنند و هر کس که می گفت زمین گرد است را تمسخر می گرفتند تا آنکه وارد عصر نیوتنی شدیم و بعد از آن هم خواستند که همه مسائل را با دیدگاه نیوتن توجیه کنند و هرکس که می گفت زمان برای اجسام در حال حرکت کندتر می گذرد را غیر منطقی می دانستند تا آنکه وارد عصر اینشتینی شدیم و سپس هرکسی که می گفت در هم تنیدگی کوانتومی وجود دارد هم مردود شناخته می شد تا آنکه وارد عصر کوانتومی شدیم.

جهت مطالعه کامل نظریه می توانید به وبلاگ زیر مراجعه نمایید:
http://geranesheharkati.blogsky.com

ویا فایل پی دی اف آن را هم دانلود نمایید:
http://s6.picofile.com/file/8364231634/ ... C.pdf.html
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در شنبه 1 تير 1398 - 22:59

ازدید نظریه گرانش حرکتی فضا چه تعریفی دارد؟
 
سپـاس : 81

ارسـال : 430


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی nerset در يكشنبه 2 تير 1398 - 17:50

عبدالرضا علي پور نوشته است:ازدید نظریه گرانش حرکتی فضا چه تعریفی دارد؟

نظریه گرانش حرکتی بر اساس این دیدگاه موجود در نظریه نسبیت عمومی شکل گرفته که گرانش مانند یک موج در فضا حرکت کرده و برای منتشر شدن نیازی به جسم مورد هدف از قبل تعیین شده نداشته و بعد از انتشار هم مانند یک موج رفتار کرده و دیگر نیازی به منبع تولید کننده آن ندارد پس از این نظر نظریه گرانش حرکتی دقیقا با نظریه نسبیت عمومی همخوانی دارد و همچنین با معادله گرانش نیوتن هم مشکلی ندارد چون ساختار اصلی آن دقیقا شبیه به ساختار معادله گرانش نیوتن است و فقط دیدگاه نیوتنی مبنی بر تاثیر آنی گرانش یک جسم بر جسم دیگر را قبول ندارد و همانطور که گفته شد در اینجا با دیدگاه نسبیت موافق است که در نتیجه ملاحظه می شود فقط کافی است که مقدار فاصله تاثیرگذار بین دو جسم جانشین فاصله ظاهری بین دو جسم در حال حرکت با سرعت زیاد شود و بنابراین بر اساس نظریه گرانش حرکتی معادله گرانش نیوتن برای اجسام در حال سکون صد درصد صحیح و فقط برای اجسام در حال حرکت با سرعت زیاد کمی انحراف را نشان می دهد.
این نظریه به هیچ وجه وارد حوزه تعریف فضا نشده و فقط بر اساس نکات و اصول اثبات شده و قابل اندازه گیری و مشاهدات تجربی و نیز بر اساس دیدگاه گرانشی نظریه نسبیت عمومی و معادله گرانش نیوتنی معادله ای را معرفی می کند که با بسیاری از مشاهدات و اندازه گیری های نجومی همخوانی بسیار بالایی دارد.
همچنین لازم به ذکر است که اگر برخی از دیدگاه های اینشتین یا نیوتن در این نظریه تصدیق می شود ولی این قضیه به این معنی نیست که تمام گفته های اینشتین یا نیوتن هم باید به طور کامل تایید شود به عنوان مثال نیوتن در مورد سرعت تاثیرگذاری گرانش بر اجسام اشتباه می کرد و یا اینشتین هم در مورد انبساط شتابدار کیهان و نیز برخی از مسائل کوانتوم اشتباه می کرد پس به هیچ وجه نباید به عنوان مرجعی صد در صد صحیح به آنها نگاه کرد.
هر چند که این نظریه به هیچ وجه وارد تعریف فضا نمی شود ولی شخصا اعتقاد دارم که فضا بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان با یک تعریف ساده و یا چند فرمول ابتدایی آن را تعریف کرد به عنوان مثال اگر از دور دست به یک کهکشان نگاه کنیم فقط هاله ای از غبار را می بینیم و اگر نزدیکتر شویم ستارگان بسیاری در آن مشاهده می شوند و اگر باز هم نزدیکتر به ترتیب وارد دنیایی اسرارآمیز می شویم که قبلا فقط آن را به صورت غباری کم نور می دیدیم. به نظر من هم فضا و مکان بدین شکل است و به خصوص وقتی که وارد دنیای بسیار کوچک ذرات زیر اتمی می شویم خواهیم دید که تعریف آنچه که وجود دارد با آنچه که تصور می کردیم خیلی اختلاف دارد.
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی عبدالرضا علي پور در دوشنبه 3 تير 1398 - 11:14

بدون محیط هیچ زایشی نمیتونیم داشته باشیم برای ماهی محیط اقیانوس و برای موجودات خشکی جو و اتمسفر محیطی زمین و برای اجرام و عالم فضا محیط زایش هست
عالم بدون محیط خودش یعنی فضا امکان زایش نداشته
 
سپـاس : 81

ارسـال : 430


نام: عبدالرضا علي پور
نام نویسی: 94/7/18

ذکر نشده

Re: نظریه گرانش حرکتی و اثبات کامل آن بر اساس نظریه نسبیت عم

نوشتهاز سوی nerset در دوشنبه 3 تير 1398 - 16:51

عبدالرضا علي پور نوشته است:بدون محیط هیچ زایشی نمیتونیم داشته باشیم برای ماهی محیط اقیانوس و برای موجودات خشکی جو و اتمسفر محیطی زمین و برای اجرام و عالم فضا محیط زایش هست
عالم بدون محیط خودش یعنی فضا امکان زایش نداشته


با توجه به اینکه در نظریه گرانش حرکتی ماهیت مستقل گرانش بعد از انتشار بر مبنای دیدگاه نظریه نسبیت عمومی شکل گرفته است بنابراین می توان گفت که این نظریه در برخی از موارد و نه همه آنها با تعریفی که نظریه نسبیت در مورد فضا دارد تا حدودی همخوانی دارد. البته باید توجه داشت زمانی که جدول مندلیف هم شکل گرفت شناخت کامل و دقیقی نسبت به ساختار اتم وجود نداشت چون این جدول به خوبی کار می کرد و پیش بینی های خوبی را هم ارائه داد و همچنین باید توجه داشت با وجود اینکه معادله گرانش نیوتن برای اجسام (البته غیر کوانتومی و قابل مشاهده با چشم معمولی) در حال سکون از نظر تجربی و از نظر همین نظریه گرانش حرکتی صد در صد صحیح است ولی نیوتن در مورد تاثیرگذاری آنی گرانش اشتباه می کرد و در عین حال هم نیوتن از مبانی فیزیک نوین و ساختار ماده و اتم و مبانی کوانتوم و آزمایشات پیرامون آن به طور کلی بی خبر بود.
در هر صورت اگر به پیش بینی نظریه گرانش حرکتی در مورد چرخش خودکار و خود به خودی کهکشان ها که در مقاله اصلی به آن اشاره شده است نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که بر اساس نظریه گرانش حرکتی می توان از طریق اختلاف تاثیر گرانش اعمال شده بر اجزای داخل یک حلقه بسیار عظیم در حال گردش با سرعت اولیه ، به سرعت چرخش این حلقه عظیم در حال گردش شتابی خودکار و خود به خودی و بدون نیاز به منبع انرژی های شناخته شده وارد شده و سرعت چرخش آن به طور خود به خود افزایش می یابد. بنابراین مشاهده می شود که از طرفی دیگر نظریه گرانش حرکتی فضا را به گونه ای معرفی می کند که از طریق تعامل با اجسام و به خصوص اجسام در حال حرکت می تواند منبعی از انرژی احتمالا بی پایان را تولید کند به طوری که به بسیاری از سئوالات کیهانی که در آنها هم در مورد منشاء انرژی مورد نیاز جواب قانع کننده ای وجود ندارد پاسخ دهد. پس این مورد یکی از مهمترین دستاوردهای نظریه گرانش حرکتی می باشد که به راحتی می توان آثار آن را در مشاهدات و محاسبات نجومی نظیر منشاء انرژی تاریک و ماهیت ماده تاریک و منبع اصلی چرخش کهکشان ها مشاهده کرد و یا حتی شاید در مورد درک منشاء مهبانگ و انرژی مورد نیاز اولیه آن هم بتواند به ما کمک کند هر چند که به نظر من چرایی وقوع مهبانگ پیچیده تر از آن است که بتوان آن را به راحتی توضیح داد.
 
سپـاس : 18

ارسـال : 55


نام: حسین اختر محققی
سن: 37 سال
نام نویسی: 97/2/17

مرد

قبلیبعدی

بازگشت به نظریات ایرانی

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 1 مهمان