مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

مدیران انجمن: parse, javad123javad

فیزیک مطلق

نام: mohsen lutephy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ - ۰۰:۰۳


پست: 67

سپاس: 17

مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط فیزیک مطلق »

معادلات و روابط طبیعی فیزیک که بهترین و کاملترین پاسخ کیهان شناسی نیز هست.
https://thescipub.com/abstract/10.3844/ofsp.12843
فراتر از اندیشه و هوش انسانی.
هنوز ستاره دراستین جلوی موسی وای میستین!
پیام فیزیک مطلق به تمامی دانشمندان جهان اینکه
روز داوری فرا رسیده!

نمایه کاربر
paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2117

سپاس: 1157

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط paradoxy »

Physics International
توی هیچ کدوم ازین دو سایت
https://www.scimagojr.com/journalsearch ... ational%22
https://mjl.clarivate.com/search-results
ژورنالتون رو پیدا نکردم. هروقت تونستید یه مقاله Q2 یا دستکم Q3 با IF بالای ۱ بدید، اون موقع در مورد مقالتون می‌تونید خیلی کوچولو "پز" بدید. اگه تونستید Q1 جایی چاپ کنید، میتونید ادعای هوش فرا انسانی هم بکنید. به شخصه اگه ببینم شما هر ژورنال Q1 ای مقاله چاپ کردید، از این به بعد بهتون میگم حضرت موسی. یا هرچی که دوست داشتید باهاش خطاب بشید، اما تا اون روز، یاد بگیرید که جای اسپم کردن توی این انجمن در مورد مقالاتی که میزارید "توضیح" بدید. ما زبانمون انقدر خوب نیست که مقالات شما رو بخونیم و درک کنیم. یکمم نحوه نگارش و صحبت کردنتون رو درست کنید، مقداری توهین‌آمیز به نظر میرسه که باعث میشه حتی افراد کنجکاو هم فراری بشن و تنها مخاطب شما، خود شما باشی.

فیزیک مطلق

نام: mohsen lutephy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ - ۰۰:۰۳


پست: 67

سپاس: 17

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط فیزیک مطلق »

روش من با فکر شما هم مسیر نیست. من از نوارهای سفید حرکت میکنم. من مسیر حرکت دیگران را میبینم و جلوتر از انها خیمه را بر پا میکنم. خود به خود خواهند دید که همه ی مسیر ها را من از قبل میدانسته ام و پیش بینی و زمان بندی درست و دقیقی از رویداد ها داشته ام.
فعلا در حد یک مثال روش خودم را مصداق میکنم تا از این مثال بدانی انچه را شرح کردم.
مثلا من میدانم که در نهایت اکتشاف و محاسبات دانشمندان، به این نتیجه خواهد رسید که
زمان و سرعت نور هم ارز هستند.
من پیش از همه، این را عنوان و فرمولیزه کرده ام و خود به خود انها وقتی به این نتیجه برسند میبینند که ای بابا، فیزیک مطلق، از پیش راه را میشناخته و از عمد راه را باز گذاشته تا انها خودشان به درستی فیزیک مطلق اذعان کنند.
حالا این فقط یک مثال بود. فعلا صبر کنید. مقاله ای دیگر درباره ی امواج گرانشی در راه است. خواهی دید که گاهی عظمت یک مقاله ان چنان زیاد است که تفاوتی نمیکند که چه رنکی داشته باشد و همه را به زانو در میاورد.
همه در چیزی حیرانند که نقشه ی ان در دستان من است.
در ضمن یکی از داوران این مقاله، دکتر عابدینی از مرکز فیزیک زنجان بودکه نظر مثبت خود را ارسال داشته است. ضمن تشکر

این مقاله متریک طبیعی جهان را با کوانتوم و فیزیک ماخی نشان میدهد و کیهان شناسی جدیدی را منطبق با قوانین بقای طبیعی نشان میدهد و بسیاری مسائل دیگر که فعلا زمان ترجمه ندارم. شاید در وقت دیگر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:هروقت تونستید یه مقاله Q2 یا دستکم Q3 با IF بالای ۱ بدید، اون موقع در مورد مقالتون می‌تونید خیلی کوچولو "پز" بدید. اگه تونستید Q1 جایی چاپ کنید، میتونید ادعای هوش فرا انسانی هم بکنید. به شخصه اگه ببینم شما هر ژورنال Q1 ای مقاله چاپ کردید، از این به بعد بهتون میگم حضرت موسی.

فعلاً کاری به مقاله های آقا محسن ندارم. ولی ظاهراً خیلی طول می کشه که شما متوجه بشید چاپ مقاله توی ژورنالای Q1، اصلاً به معنی هوش بالا نیست، اتفاقاً به معنی داشتنِ یه جور "زرنگیِ آکادمیکِ" بالاست که زمین تا آسمون با هوش یا سوادِ واقعی فرق داره. طبق گفته ی شما، آیا انبوهی از اساتید دانشگاهیِ خودمون که "صدها" مقاله توی همین ژورنالای Q1 دارن، "حضرت موسی" تشریف دارن و ما بی خبر بودیم؟! smile042

اینکه یه عده ای اونور دنیا یه مجله ای رو را انداختن که مثلاً از صدتا مقاله فقط یکیش رو برای چاپ قبول می کنه، نه به این معنی که ادیتورها و داورای این ژورنال نابغن و نه به این معنیه که اعتبار علمی اون ژورنال بالاست. الان کسی اگه بخواد جهود هم بشه باید از هفت خانِ رستم رد بشه ولی اگه این هفت خان رو رد شد، میشه گفت این فرد اعتبار معنوی بالایی داره یا اساساً دینِ یهودیت خیلی معتبره؟
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2117

سپاس: 1157

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط paradoxy »

من نگفتم هرکی رفته Q1 چاپ کرده حضرت موسی است. گفتم اگر یه زمانی "فیزیک مطلق" تونست این کارو بکنه بهش میگم حضرت موسی و نابغه واقعی. دلیل این گفتمم فکر کنم تا حد زیادی واضح باشه. من نمیدونم دقیقا چه کسی "صدها!" مقاله Q1 داره. مقاله Q1 نوشتن اصلا جوک نیست جانم، اصلا. هیچ ربطی به زرنگی یا زرتنگی هم نداره. فیلترهای زیادی که سر این ژورنال ها قرار داره، باعث میشه که شما کوچکترین خطای سهوی یا عمدی داشته باشی مقالت رجکت بشه. مثالی که در مورد جهود و فلان زدی هیچ ربطی به بحث ژورنال و سیستم آکادمیک نداره. اینکه شما بتونی توی Q1 چیزی چاپ کنی نشون میده "سواد علمی و آکادمیک" بالایی داری، حالا اگه سواد دیگه ای مد نظرت هست من نمیدونم. همینطور هوش بالایی داری، چون مقاله فرستادن به این جور ژورنالا نیاز به out of box فکر کردن داره. اینجوری نیست که شما بری یه مشت اطلاعات جمع کنی، انشاء بنویسی اونجا چاپ کنن؛ اینجوری بود به شخصه شونصدتا مقاله مرتبط با کوانتوم اونجا چاپ می کردم. باید ایده جدید بدی، یا اندازه گیری های تجربی توپی داشته باشی و ... که خودت بهتر میدونی. با تمام این اوصاف، اگر یه مقاله ای جای بیخودی هم چاپ شد، دلیل بر این نمیشه که بیخود باشه. شاید خیلی هم خوب باشه. برای همین من از فیزیک مطلق خواستم توضیح بده چیکار کرده. همینطوری پیشداوری نکردم که مقالش به درد نمیخوره (هرچند عنوانشExplosion of the Light: Alliance of the Planck and Mach and Einstein-Riemannian Physics میزنه توی ذوق).

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:من نگفتم هرکی رفته Q1 چاپ کرده حضرت موسی است. گفتم اگر یه زمانی "فیزیک مطلق" تونست این کارو بکنه بهش میگم حضرت موسی و نابغه واقعی. دلیل این گفتمم فکر کنم تا حد زیادی واضح باشه.

نه اصلاً هم واضح نیست! حتی اگه آقا محسن نابغه ی واقعی هم باشه اینجور جاها مقالَشو راحتتر رد می کنن. این یه جور بیزینسه، فقط کافیه طبق خط و مشی خودشون حرکت کنی. چاپ توی این ژورنال ها اصلاً افتخار نیست حالا می خواد آقای لطفی باشه یا حضرت حاج تقی تهرانی.
paradoxy نوشته شده:من نمیدونم دقیقا چه کسی "صدها!" مقاله Q1 داره.

یه استاد شریف یا تهران یا شهید بهشتی که یه خرده هم معروف باشه رو پیدا کن و برو گوگل اُسکُلارِش رو ببین ... smile060
paradoxy نوشته شده:فیلترهای زیادی که سر این ژورنال ها قرار داره، باعث میشه که شما کوچکترین خطای سهوی یا عمدی داشته باشی مقالت رجکت بشه.

خوب مردِ حسابی این که اصلاً هنر نیست! هنوز متوجه این موضوع نشدی؟ یه بدبختی که از داهات های آلمان یا ایران یه ایده ی توپ به ذهنش رسیده، مقاله اش رو ریجکت می کنن چون اینگیلیسیش خوب نیست. به نظر تو این هنره؟ این روند به کشف و حمایت از نوابغ کمک می کنه؟ اصلاً گیرم یه مقاله چهار تا ایراد فیزیکی و ریاضی هم داشته باشه، اگه ایده ی تو جالب باشه، قطعاً نباید مقالَتو به بهانه ی 4 تا ایرادِ به قول خودت "سهوی" رد کنن بلکه باید اصلاً خودشون اون اشتباهات رو اصلاح کنن. این احمقا وظایف خودشونم به درستی نمی دونن.

به نظرت اگه اینشتین امروز همون متن از کتابشو به شکل یه مقاله برای اینا می فرستاد، چی جوابشو می دادن؟ می گفتن: "آقای اینشتینِ عزیز، ایده ی شما به دلیل نادیده گرفتن اثر شتاب در کُندی زمان نمی تواند درست باشد!" این نادیده گرفتن هم احتمالاً یه جور ایراد سهویه دیگه.
paradoxy نوشته شده:چون مقاله فرستادن به این جور ژورنالا نیاز به out of box فکر کردن داره.

اتفاقاً این جور ژورنالا اصلاً out of box چاپ نمی کنن. برو Scope یه ژورنالِ مغایر مثل Progress in Physics رو بخون ببین علت به وجود اومدن این جور ژورنالا چیه. Galilean Electrodynamics یا Hadronic Journal هم به علت همین محدودیت ها به و جود اومدن.
paradoxy نوشته شده:اینجوری نیست که شما بری یه مشت اطلاعات جمع کنی، انشاء بنویسی اونجا چاپ کنن؛ اینجوری بود به شخصه شونصدتا مقاله مرتبط با کوانتوم اونجا چاپ می کردم.

آقا جان کودوم بچه ی بیست ساله ای اینجور جاها مقاله چاپ کرده که تو حالا می خوای دومیش باشی؟ منظورم اینه که تو هنوز راهو چاهو درست بلد نیستی و حداقل یه هفت هشت سال زمان نیاز داری که بتونی به علت "آلوده شدن در سیستم آکادمیک" مثل خودشون مقاله بنویسی و اینا هم برات کف بزنن و چاپشون کنن! عجله نکن عزیزم!
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

فیزیک مطلق

نام: mohsen lutephy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ - ۰۰:۰۳


پست: 67

سپاس: 17

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط فیزیک مطلق »

دوستان من. ما ایرانی هستیم. به شما قول میدم که بزودی بعد از رویداد های بزرگ، تهران مرکز علم جهان با یکپارچه سازی جامعه علمی خواهد شد. ابر نوابغی در ایران بزودی پا به عرصه خواهد گذاشت که اکنون در میان شماها گمنام هستند و یا حتی خود شما باشید،
نمی دانید اینها چقدر قدرت مند خواهند بود. شکوه انها عرش علم را به لرزه در خواهد اورد و خارجی ها خود را حقیر و فقیر مشاهده خواهند کرد.
علم جهانی دیگر به پایان خود رسیده و مقالات فیزیکی هم بازی با ریاضیات شده اند و هم معلوما و جبرا پیرو چند نظریه ای که اشتباه بودن انها با تناقضات زیادی که در انها وجود دارد اثبات میشود.
حتی در این چند سال به خواست الهی، جنون عجیبی در میان دانشمندان ظاهرا دانشمند شکل گرفته. به مقالات نگاه کنید تا ببیتید که چه چرندیاتی را به فیزیک مربوط میکنند. من منکر صد سال کشفیات فوق العاده نیستم اما دیگر کف گیر انها به ته دیگ خورده. مگر فیزیک چیست که هزاران نفر بدون رعایت منطق و ازادانه بی ترس از تناقض و ابهامات، مطالب را به هم میپیچند و مقاله میکنند. علم را با ساندویچ اشتباه گرفته اند.
اکنون مانند من به خداوند توجه کنید و از دریای لطف الهی، روزی علم خود را دریافت کنید. شما هر کدام پسته ای در بسته اید. مگر به سال ۲۰۲۰ نگاه نمیکنید. حکم بطلان بر علم غرب است.
بزودی با نشان دادن منشا زمینی امواج ادعا شده به گرانش، کمر علم غرب را میشکنم و راه را برای شما باز میکنم.
انگاه میبینید که جهانیان از هر گوشه ای، هر روزی خطایی در علم غرب میابند و نظام غربی حیران و ترسان میماند که چه کند.
نترسید و حمله کنید. هزاران هزار خطا در علم غربی پنهان مانده. بیابید و بنگارید.

فیزیک مطلق

نام: mohsen lutephy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ - ۰۰:۰۳


پست: 67

سپاس: 17

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط فیزیک مطلق »

بگذارید بزرگترین انحراف علوم غربی را بگویم.
انها نظریه ای اشتباه میدهند و وقتی به چیزی درست نمی انجامد نظریه ای اشتباه دیگر میدهند که جبران اشتباه نظریه ی قبل باشد.
به عنوان مثال، معادلات گرانش می دهند و بعد که در کهکشانها صادق نماید بجای اصلاح، نظریه ی اشتباه دیگری میدهند که در این مورد جرم تاریک است.
در مواردی دیگر ، فرمولی میدهند و وقتی صادق نمیاید میایند و با شکل فرمول بازی میکنند.
مثل نظریه ی گرانش میلگرام اسراییلی، که هر روز ان را تغییر میدهد. انگار بچه بازی است دقیقا.

می توانم انالیز بسیاری کنم. اما ترجیح میدهم کمرشان را با علم بشکنم، نه با ایراد گرفتن.
درود بر شما دوست عزیز که مرحمت فرمودید و سخنان جانانه گفتید که حاکی از غیرت و شرف و ژرف اندیشی و تجربه ی واقعی شما داشت.

فیزیک مطلق

نام: mohsen lutephy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ - ۰۰:۰۳


پست: 67

سپاس: 17

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط فیزیک مطلق »

قسم می خورم همین نظزیات معمولی سی پی اچ و نظریه ی غلظت که کتاب ان نشر شده، بسیار به حقیقت فیزیک و کیهان نزدیک تر از نظریات غربی هستند. اما این نظریات، متاسفانه مخلوط رنگ و آب هستند و لهذا سایه ای از حقیقت را نمودار و البته خطاهای بسیار نیز از نظر من مشهود.

در واقع نزدیک ترین فرمول به فرمول جهانی فیزیک، همان فرمول اینشتین است. اما نه به این شکل خام که اشتباها تفسیر شده است. اگر کسی به دید حدید، به فرمول او و روابط ان نگاه کند حقیقت را بسیار به ان نزدیک میبیند اگر چه خود ان نیست.
در واقع علت معنوی معلومی وجود دارد که باعث شده است فرمول اینشتین تا این اندازه به گنج اصلی نزدیک باشد. البته هزاران هزار فرمول تانسوری مشابهی میتوان نوشت که انها نیز به حقیقت اصلی نزدیک هستند.
در ریاضیات نیز گنج های بسیاری موجود که بکر و کشف نشده. از میدان ادعا اگر خارج شوید و وارد میدان عمل شوید، انها خودشان توسط ابر اگاهی که در انها وجود دارد به شما پیام خواهند داد و راز کشف خودشان را به شما رایگان نمودار.
اگر جامعه ی جهانی، زودتر به من اقبال میکرد، اکنون کاری میکردم که دانشمندان بجای حل جبری معادلات، از روش خارق العاده ی تانسوری تمام محتوای اگاهی معادلات را بتوانند بی انکه معادله را حل کنند دریابند و کارهای شگفت اور دیگر در ریاضیات.
اما اینها هنوز اندر خم یک کوچه اند!

نمایه کاربر
paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2117

سپاس: 1157

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط paradoxy »

نه اصلاً هم واضح نیست!

متوجه منظورم نشدی، منظورم این بودش که به نظر من فیزیک مطلق با توجه به وضعی که در حال حاضر داره، مطلقا نمیتونه جای خوبی مقاله چاپ کنه. محال صد در صدی. چون خیالم راحته ازین قضیه، اون حرف رو زدم. شاید یه روزی شیوه فکریش تغییر بکنه؛ اما فکر میکنم وقتی اون روز برسه دیگه خودشم نخواد که موسی باشه.

اتفاقاً این جور ژورنالا اصلاً out of box چاپ نمی کنن. برو Scope یه ژورنالِ مغایر مثل Progress in Physics رو بخون ببین علت به وجود اومدن این جور ژورنالا چیه. Galilean Electrodynamics یا Hadronic Journal هم به علت همین محدودیت ها به و جود اومدن. آقا جان کودوم بچه ی 15 ساله ای اینجور جاها مقاله چاپ کرده که تو حالا می خوای دومیش باشی؟ منظورم اینه که تو هنوز راهو چاهو درست بلد نیستی و حداقل یه هفت هشت سال زمان نیاز داری که بتونی به علت "آلوده شدن در سیستم آکادمیک" مثل خودشون مقاله بنویسی و اینا هم برات کف بزنن و چاپشون کنن! عجله نکن عزیزم!

موافق نیستم. مثلا مقاله زیر رو ببین. یه جای مضخرف Q3 چاپ شده با 1.6 IF. نویسنده این مقاله واسه پیدا کردن پتانسیل سیستم، به اصطلاح novelty به خرج داده و مثلا الگوریتم تازه ابداع کرده. منتهی واسه این که ژورناله کارشو قبول بکنه، نتایج کارشو با یه سایت جهانی که با الگوریتمای دیگه همون مسئله رو بررسی کرده مقایسه کرده و نشون داده که الگوریتمش "واقعا" کار میکنه. همین novelty توی فرآیند چاپ مقاله کمک کرده و اگر نبود شاید اصلا مقاله (توسط همین ژورنال به اصطلاح مضخرف) رجکت میشد. حالا همین نولتی یا out of box بودنه اگه بدون مقایسه بودش هم مقاله رجکت میشد. به همین سادگی! قضیه اینجاست که اتفاقا ژورنالا خیلی دنبال ایده های جدید هستن. اما همشون بلا استثنا ازت میخوان که نتایج کارت رو کنار نتایج کارای قبلی بزاری و نشون بدی که به همون نتایج (یا نتایج بهتر) رسیدی. اینو بهت نمیگن، ولی با دیدن مقالات دیگه میتونی به این نکته پی ببری.
http://www.libgen.is/scimag/10.1007%2Fs ... 19-01419-y

اگر شیوه فکریت اونقدر تازه س که قبلیا رو نقض میکنه عیبی نداره. اول برو سراغ بخشایی که سازگاری هستش بین تئوری خودت و تئوریای دیگه. نشون بده که تئوری خودت سریع تر، راحت تر، (یا اصولا هر چیز مثبت دیگه ای) نسبت به تئوریای قبلی، به همون نتایج تئوریای قبلی میرسه. اجازه بده داور مطمئن بشه که حداقل در جهت درستی قدم برداشتی. بعد کم کم میتونی جاهایی که تناقض وجود داره بین تئوری خودت و تئوری های دیگه رو مطرح کنی. مثلا بگی آقا اونجای فلان تئوری خوب نبودش، اینطوری کنیم بهتر میشه. از خداشونه ژورنالا.

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1011

سپاس: 757

جنسیت:

تماس:

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط You-See »

"فراتر از اندیشه و هوش انسانی."

الان این یعنی شما انسان نیستید؟ از فضا اومدید؟
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي

johnconner

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۲/۳ - ۰۰:۴۷


پست: 115

سپاس: 23

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط johnconner »

فیزیک مطلق نوشته شده:بگذارید بزرگترین انحراف علوم غربی را بگویم.
انها نظریه ای اشتباه میدهند و وقتی به چیزی درست نمی انجامد نظریه ای اشتباه دیگر میدهند که جبران اشتباه نظریه ی قبل باشد.
به عنوان مثال، معادلات گرانش می دهند و بعد که در کهکشانها صادق نماید بجای اصلاح، نظریه ی اشتباه دیگری میدهند که در این مورد جرم تاریک است.
در مواردی دیگر ، فرمولی میدهند و وقتی صادق نمیاید میایند و با شکل فرمول بازی میکنند.
مثل نظریه ی گرانش میلگرام اسراییلی، که هر روز ان را تغییر میدهد. انگار بچه بازی است دقیقا.

می توانم انالیز بسیاری کنم. اما ترجیح میدهم کمرشان را با علم بشکنم، نه با ایراد گرفتن.
درود بر شما دوست عزیز که مرحمت فرمودید و سخنان جانانه گفتید که حاکی از غیرت و شرف و ژرف اندیشی و تجربه ی واقعی شما داشت.


"ایرانی، اسرائیلی، قسم، انحراف علمی، غیرت، شرف، کمر شکستن، خواست الهی، دریای لطف الهی، حیران و ترسان، حقیر و فقیر"

دوست عزیز شما کلا با آبجکتیو بودن علم آشنایی ندارید انگار! تو سه تا پست به اندازه چهل سال شعار دادید.

آقای محترم. ابرنوابغ وقتی بوجود میان که فرد کوچترین ایده ای داشته باشه داره از چی حرف میزنه. این علمی که شما دارید ازش حرف میزنید ساخته دست بشر نیست. مولود تفکر "منحرف" و "قحطی زده" و "ماتریالیست" غربی نیست. بزرگوار! برو بشین دو نقطه از تاریخ رو بخون. دوران نیوتون و عصر روشنگری. بعد بشین فکر کن اینها اصلا راجع به چین. همین سبک رفتار ها رو این وریا در آوردن که عصر طلایی اسلام تبدیل هزار تکه شد. تا یکی این مدلی شعارگونه وارد صحنه میشه میخواد نقش سقراط احساسی رو بازی کنه ابرنوابغ کل تلاششون باید روی فهموندن داستان به این فرد باشه.

جناب شما هیچ ایده ای از علم ندارید.

این ادعا نیست. اثباتش در همین کلیدواژه هایی است که نقل کردم. علم باید و باید عاری از احساسات و هیجانات شخصی باشه.

نیوتون ارث پدرش رو به زبان ریاضی ننوشت. هرآنچه دید رو در ساده ترین حالت از قوانین ریاضیات استخراج کرد. تا ریاضی تایید کرد و با شرط اینکه مفروضات ایراد نداشته باشند مطلب درسته.

قانون طبیعت رو کسی از خودش نمینویسه. ایراد بر این نظام آکامیک بسیار هست. خدا میدونه من ازشون دل خوشی ندارم و اتفاقا معتقدم در مسیر اشتباهی قرار دارند که داره به علم ضربه میزنه. اما این هیچ وقت به معنای تایید سخن شما نیست. شما از اساس روی شعار ها جاده ساختید و همینطور دارید می گازید.

اکیدا توصیه میکنم تاریخ علم رو به دقت مطالعه بفرمایید. وقتی متوجه بشید علم اصلا چی هست و از کجا اومده و داره چه میکنه، اون وقت ایده های مناسبی برای نقد شرایط موجود خواهید داشت، چون ایده ای از شرایط موجود خواهید داشت.

در واقع علت معنوی معلومی وجود دارد که باعث شده است فرمول اینشتین تا این اندازه به گنج اصلی نزدیک باشد. البته هزاران هزار فرمول تانسوری مشابهی میتوان نوشت که انها نیز به حقیقت اصلی نزدیک هستند.


بزرگوار! اولین فرض نظریه نسبیت، اصل نسبیت گالیله است. صرفا جهت اطلاع! اصل نسبیت میگه هیچ چارچوب لخت مرجعی نیست. یعنی تو دنیا ارزش هر چارچوب با دیگری برابره. به همین دلیل دنیا مرکز نداره. حالا یه تعمیم جالب تر از این اصل: چارچوب همان زاویه دید ناظر هاست. زاویه دید هر ناظر برای خودش درست است و ارزشش با سایر زوایای دید برابر. لذا هیچ زاویه دید برتری وجود ندارد. لذا حقیقت اصلی که میفرمایید وجود ندارد. بسته به این است که از کدام چارچوب یا زاویه دید نگاه کنید.

این هم صرفا جهت اطلاع داشته باشید که متوجه بشید آنچه میفرمایید حتی از برداشت فلسفی از نسبیت هم غلط تشریف داره چه برسه به یک مطلب علمی.
مرا همان جوانی که مانده بی‌جوانی / رها بکرد و گفتم در آخرالزمانی

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:موافق نیستم. مثلا مقاله زیر رو ببین. یه جای مضخرف Q3 چاپ شده با 1.6 IF. نویسنده این مقاله واسه پیدا کردن پتانسیل سیستم، به اصطلاح novelty به خرج داده و مثلا الگوریتم تازه ابداع کرده. منتهی واسه این که ژورناله کارشو قبول بکنه، نتایج کارشو با یه سایت جهانی که با الگوریتمای دیگه همون مسئله رو بررسی کرده مقایسه کرده و نشون داده که الگوریتمش "واقعا" کار میکنه. همین novelty توی فرآیند چاپ مقاله کمک کرده و اگر نبود شاید اصلا مقاله (توسط همین ژورنال به اصطلاح مضخرف) رجکت میشد. حالا همین نولتی یا out of box بودنه اگه بدون مقایسه بودش هم مقاله رجکت میشد. به همین سادگی! قضیه اینجاست که اتفاقا ژورنالا خیلی دنبال ایده های جدید هستن. اما همشون بلا استثنا ازت میخوان که نتایج کارت رو کنار نتایج کارای قبلی بزاری و نشون بدی که به همون نتایج (یا نتایج بهتر) رسیدی. اینو بهت نمیگن، ولی با دیدن مقالات دیگه میتونی به این نکته پی ببری.
http://www.libgen.is/scimag/10.1007%2Fs ... 19-01419-y

بعد ازاین همه بد گفتن راجع به ساختار آدمیک و ژورنالای وابسته، انتظار نداشته باش که بیام به خاطر مقاله ای که احتمالاً به همراه استادت نوشتیش بهت آفرین بگم. smile023 تغییر دادن الگوریتم، تعمیم یه نظریه به پدیده هایی که روشون کار نشده (مثلاً افرادی که نسبیت رو به ترمودینامیک توسیع دادن)، قاتی کردن دوتا نظریه با هم (مثل کاری که هاوکینگ برای توضیح تبخیر سیاهچاله ها کرد، فکر کنم گرانشِ نسبیتی رو با پدیده ی تونل زنی توی مکانیک کوانتوم ترکیب کرد)، بررسی نتایج یه نظریه برای پدیده های پیچیده (مثلاً به دست آوردنِ توزیع ابر الکترونی برای یه اتم که 60 تا الکترون داره با مدل بور یا مکانیک کوانتومی) و ده ها گونه ی دیگه از این دست کارا، ممکنه یه نوآوری ساختگی توش باشه ولی اصلاً به معنای out of box فکر کردن نیست. out of box یعنی بیای مستقیم یه ضعف اساسی یه نظریه رو بر ملا کنی یا بالکل یه نظریه ی جدیدی رو جایگزینش کنی یا نظریه ی مستقلی رو که ارائه می دی، اگه اصطکاکی با نظریه های شناخته شده ی قبلی نداره، حداقل حاوی اصول موضوعه ی حیرت آوری باشه.

ببین همون مجله ی Progress in Physics مال دپارتمان ریاضی دانشگاه نیو مکزیکوی آمریکاست. یا بنیان گذارِ Hadronic Journal فردی به اسم Ruggero Maria Santilli هست که دکترای فیزیک از هاروارد داره و چند بار کاندیدای جایزه ی نوبل شده. این آدما با اینکه آکادمیک هستن، متوجه این موضوع شدن که مجلات مِین استریم (که ژورنالی که تو توش مقالَتو چاپ کردی از جمله ی همین مجلاته) دشمنِ ایده های چالش برانگیزن و برای همین این مجلاتِ مغایر رو راه انداختن. اگه این حرفایی که به من می زنی رو به اونا بگی، احتمالاً بهت می خندنو می گن: "آقا جان ما می دونیم داریم چی کار می کنیم!".

paradoxy نوشته شده:اگر شیوه فکریت اونقدر تازه س که قبلیا رو نقض میکنه عیبی نداره. اول برو سراغ بخشایی که سازگاری هستش بین تئوری خودت و تئوریای دیگه. نشون بده که تئوری خودت سریع تر، راحت تر، (یا اصولا هر چیز مثبت دیگه ای) نسبت به تئوریای قبلی، به همون نتایج تئوریای قبلی میرسه. اجازه بده داور مطمئن بشه که حداقل در جهت درستی قدم برداشتی. بعد کم کم میتونی جاهایی که تناقض وجود داره بین تئوری خودت و تئوری های دیگه رو مطرح کنی. مثلا بگی آقا اونجای فلان تئوری خوب نبودش، اینطوری کنیم بهتر میشه. از خداشونه ژورنالا.

ببین اینا بیشتر حرفای قشنگ قشنگه که جنبه ی دلگرمی داره تا بیان واقعیت. در ثانی اصلاً فرض کن این ژورنالا بیان و بالاخره بعد از صدتا مکافات یه مقاله ی چالش برانگیز رو چاپ کنن. چه اتفاقی میوفته؟ هیچ چی. مهم اینه که افرادی که واقعاً مشتاقن این مقاله رو بخونن که چه توی Nature چاپ بشه چه Hadronic Journal، به دستِ اون افراد علاقه مند برسه. اگه تو به حقیقتی رسیدی نباید برای توجیه اون حقیقت، از افراد یا ارگان های دیگه اعتبار کسب کنی و اصلاً موضعِ اون ها برات مهم باشه، بلکه این حقیقتِ توست که می تونه به این آدما و ارگان ها (مثل همین مجلات) اعتبار بده و باید به شدت مراقب باشی که به چه کسایی اعتبار می دی! یه نکته رو متوجه باش که اگه فردی به "حقیقتی" بزرگ برسه، این حقیقت، گدایِ موازین و تدارکاتِ من درآوردیِ بشر نیست و اونقدر قدرت داره که بدونِ این ملاحظات، آوازه ی خودشو توی دنیا بلند کنه در غیر این صورت، اصلاً اون "حقیقتِ بزرگ" نیست.

من از مقالَت چندان سر در نیاوردم، حالا اگه خواستی می تونی یه جستار راجع بهش بزنی و به زبون ساده توضیحش بدی. فقط به شدت برات نگرانم که مقهور این نظام آکادمیک بشی و به کلّی راه رو گم کنی!
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2117

سپاس: 1157

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط paradoxy »

احساس میکنم یک مقدار لحنت مودبانه نیست محمدجان و دلیلش رو متوجه نمیشم، هرچند اینجا تبادل متنیه و لحن ها مشخص نیست. در هر صورت هرکسی نظر شخصی خودشو داره، من هیچ وقت خودم رو نمیتونم اونقدر نابغه فرض کنم که بیام یه تغییر اساسی توی فیزیک یا ریاضی بدم و به حقیقت خاصی برسم. نه الان، نه هیچ وقت! و اصلا راستش رو بخوای دنبال چنین کاری هم نیستم.

روی صحبتم با فیزیک مطلق هم هست، همین که آدم کارای کوچک رو انجام میده به اندازه کافی لذت بخش نیست؟ یعنی حتما آدم باید حقیقتی در عالم هستی رو کشف کنه، مرز های علم رو جا به جا کنه و چه میدونم نام خودشو در تاریخ به جای بزاره تا از کارای علمی (یا اساسا هرچی) لذت ببره یا انجامشون بده؟ البته نمیگم بده اگه کسی هدف درازمدتش این باشه، اما باور کن کارای خیلی کوچک هم میتونن خیلی خوب باشن ها.
حقیقت، حقیقت، حقیقت! ای لعنت به این حقیقت، اگه اصلا وجود خارجی داره اون بیرون. یعنی ما آدما، با این مغز کوچکمون چقدر بچه پر رو باشیم که تصور کنیم میتونیم به حقیقت این عالم برسیم. چهارتا مدل، با شهود چسکیمون فرض میکنیم که از قضا جواب میده (چون اصلا جوری فرضشون کردیم که جواب بدن و هرجا هم جواب ندادن زوری اصلاح میکنیم که جواب بدن) و بعد فکر میکنیم الان پرده از اسرار عالم برداشتیم، یه حس خفنی پیدا میکنیم که آره، ما هم اشرف مخلوقات! نمیخوام جنبه معنوی بدم به عالم و مثل مجریای راز و برنامه های کشکی، داستان اینجا بگم، منتهی تمام ما آدما روی هم یه گرد در این عالم پهناورم نیستیم، مسخرس اگه خودمونو گنده تر ازین فرض کنیم. میخوام بگم یه جور دیگه هم میشه به قضیه نگاه کرد. نبرد آکادمیک با غیر آکادمیک، حقیقت با شبه حقیقت، ایرانی با دنیا، و و و lol! بابا تمام اینا کشکه. دوروز دیگه من می میرم، شما هم میمیری، همه می میریم، یکی پیدا میشه یه نظریه جدید میده بهتر از نسبیت عام، اونم میمیره، یکی دیگه پیدا میشه بهتر از قبلی و این چرخه تا وقتی آدما هستن ادامه پیدا میکنه. سیستم آکادمیک فعلی، به زحمت افرادی مثل همونی که مثالش زدی و امثال خودت بارها و بارها عوض میشه، تدریجی و سخت، ولی تغییر پیدا میکنه. هیچ چیز موندنی نیست، حتی اینشتین هم مرد، الان به نظرت براش مهمه که چقدر توی این دنیا شهرت داره یا حتی چیکار کرده؟ بگذریم.

این قافله عمر عجب می‌گذرد
دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد

بهرصورت برای بهتر شنیده شدن کارهات، به علت پر مخاطب تر بودن ژورنالای علمی مثل نیچر، مجبوری بری همین جاهایی که ازشون اظهار نفرت و بیزاری می‌کنی چاپ کنی. حتی بهترین مقاله دنیا رو هم بنویسی اگر به اندازه کافی به دست مخاطبای خودش نرسه، عین میمونه که به کل وجود نداره. حالا من با توجه به تجربه اطرافیان چیزی که میدونستم رو گفتم، دل‌گرمی یا غیر دلگرمی این چیزی بودش که من میدونستم.

این مقاله اونی نیست که به کارت میاد و متنشو نمیتونم بهت بدم چون نویسندش من نیستم، این یه چیز نسبتا کشکی هست که نمیدونم چطوری اسم مین استریم روش گذاشتی و خب قبلا در موردش توی هوپا مختصر نوشتم توی گفت و گوی آزاد. شما فیزیک مسئله رو بزاری کنار، به یه مسئله ساده میرسی که جزو مسائل حل نشده هست، یک میلیون دلارم به کسی که حلش کنه (یا ثابت کنه که حل ناپذیره) میدن. سوال اینه، یک مکعب داریم با ابعاد مشخص. N تا توپ رو دقیقا در چه موقعیتی درون این مکعب قرار بدیم تا توپ ها بیشترین حجم ممکن رو اشغال کنن؟ هنوز شیوه ای پیدا نشده. صرفا میتونیم با بازی با اعداد تصادفی این مکان ها رو حدس بزنیم و قاعدتا با حدس زدن به بهترین جواب نمیرسیم. اما نحوه حدس زدن ما مهمه، و خب میتونیم جوری حدس زدنمون رو طراحی کنیم که در زمان کمتری موقعیت های بهتری رو پیدا کنیم. اگه تونستیم این کارو کنیم میتونیم در مسائل فیزیکی واقعی ازش استفاده کنیم، مثلا lcd تلویزیون هارو شبیه سازی کنیم، معادله حل کنیم براشون الا آخر. اگه طالبش باشه بیشتر هم توضیح میدم ولی بعید میدونم کسی دوست داشته باشه
https://www.businessinsider.com/p-vs-np ... 014-9?IR=T

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: مقاله ای حیرت اور دیگر در کوانتوم گراویتی از فیزیک مطلق

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:در هر صورت هرکسی نظر شخصی خودشو داره، من هیچ وقت خودم رو نمیتونم اونقدر نابغه فرض کنم که بیام یه تغییر اساسی توی فیزیک یا ریاضی بدم و به حقیقت خاصی برسم. نه الان، نه هیچ وقت! و اصلا راستش رو بخوای دنبال چنین کاری هم نیستم.

خوب راستشو بخوای، آدمای شکست خورده یا افرادی با ظرفیت های پایین این حرفا رو می زنن. نمی گم خودتو نابغه فرض کن ولی اگرم دیدی دیگران دارن در قبالت حماقت به خرج می دن یا تو رو مکرراً ابله فرض می کنن، در برابرشون بایست و حتی اگه خواستی می تونی با احتیاط مسخرشون هم کنی. این نابغه انگاری نیست. بلکه اگر در اون شرایط تواضع به خرج بدی به احتمال زیاد داری کار اشتباهی می کنی. اینشتین هم که تغییرات اساسی توی فیزیک داد، یه روز صبح پا نشد با خودش بگه که: "خوب چون بنده نابغم حالا باید تغییرات اساسی توی فیزیک بدم". اون برچسبی که توده ی مردم به اسم "نابغه" روی برخی افراد میذارن، یه توجیه ناشیانه برای زندگی بی هدف خودشونه. یعنی می خوان بگن، اگه ما هم "مادرزادی" نابغه بودیم، نیوتن و انیشتین می شدیم ولی چون مادرزادی اینجوری نیستیم پس باید به همین زندگیِ سگیِ خودمون بچسبیمو تا می تونیم به روزمرّگی بپردازیم.

آرمانگرا بودن اصلاً کار بدی نیست حتی اگه تو رو از واقعیت های زندگی کمی دور کنه. همین آرمانگرایی اسحاق کوچولو رو "نیوتن" و آلبرتِ کَمْرو رو "اینشین" کرد. اگر هم بعدها متوجه شدی که به دانش یا قدرتِ بزرگی توی خودت رسیدی، این به معنای کِبر نیست. غرور وقتی بده که از نوع کاذب باشه. یعنی فرد خیال کنه کسی هست ولی در "حقیقت" پُخی نباشه! (این همون حقیقتیه که ظاهراً دیدگاهِ شفافی راجع بهش نداری.)
paradoxy نوشته شده:یعنی حتما آدم باید حقیقتی در عالم هستی رو کشف کنه، مرز های علم رو جا به جا کنه و چه میدونم نام خودشو در تاریخ به جای بزاره تا از کارای علمی (یا اساسا هرچی) لذت ببره یا انجامشون بده؟ البته نمیگم بده اگه کسی هدف درازمدتش این باشه، اما باور کن کارای خیلی کوچک هم میتونن خیلی خوب باشن ها.

خوب این حرفا خطرناکه، چون داری توی بیست سالگی موضع خودت رو مشخص می کنی و می گی که "ظرفِت" کوچیکه. پس همونطور که قبلاً هم بهت هشدار دادم بازم بهت می گم که این ظرفِ "کوچیک" رو هم بالاخره ناملایمات روزگار و تلقیناتِ توده ها خواهد شکست و مسیر زندگیت رو به عنوان یه سیاهه لشکر به کلی تغییر خواهد داد.
paradoxy نوشته شده:حقیقت، حقیقت، حقیقت! ای لعنت به این حقیقت، اگه اصلا وجود خارجی داره اون بیرون.

آره آقا جان! قطع بدونْ که وجود داره. فقط افرادی بهش نزدیک میشن و عظمتشو درک می کنن که همون "ظرفیت" وجودیشون بزرگ باشه یا تلاش کنن که بزرگش کنن . افرادی که حُسنِ نیّتشون به اون حقیقت رو با فدا کردن حداقل بخشی از غرایز حیوانیشون نشون می دن و در برابر تمسخرها و تحقیرهای دیگران می ایستن و نمی ذارن که القای مردم جاهل، اونا رو از مسیرشون منحرف کنه.
paradoxy نوشته شده:یعنی ما آدما، با این مغز کوچکمون چقدر بچه پر رو باشیم که تصور کنیم میتونیم به حقیقت این عالم برسیم. چهارتا مدل، با شهود چسکیمون فرض میکنیم که از قضا جواب میده (چون اصلا جوری فرضشون کردیم که جواب بدن و هرجا هم جواب ندادن زوری اصلاح میکنیم که جواب بدن) و بعد فکر میکنیم الان پرده از اسرار عالم برداشتیم، یه حس خفنی پیدا میکنیم که آره، ما هم اشرف مخلوقات!

به قدر تلاشت به حقیقت هم خواهی رسید و از آشوب های روحی رها خواهی شد. هدفت اگه "رسیدن" به حقیقتی که خودتم درست ازش سر در نمیاری باشه ایرادی نداره، ولی مهم اینه که همّ و غمت باید "در راه بودن" باشه و روز و شب تلاش کنی که از مسیر خارج نشی، بعدها خواهی دید که دست هایی از غیب آنچنان تو رو به سر منزلی خواهد رسانید که هرگز گمانش رو هم نمی بردی.
paradoxy نوشته شده:نبرد آکادمیک با غیر آکادمیک، حقیقت با شبه حقیقت، ایرانی با دنیا، و و و lol! بابا تمام اینا کشکه.

اتفاقاً اینا می تونه در لایه های عمیق تری کاملاً معنا داشته باشه. امروز به نظر من، جریان آکادمیک داره جا پای همون نظامِ مشرکانه ی قرون وسطی می ذاره. فقط، اون کشیشِ نفهمِ قرونِ وسطایی عقاید احمقانشو پشتِ لباسِ روحانی پُرطمطراقش یا کلاهو و عصا و جایگاهِ اجتماعیش مخفی می کرد و الان، قشر دانشگاهی خودشو پشتِ یه مشت اسباب بازی به اسم تکنولوژی و پشتِ قبای فارغ التحصیلی و جایگاهش توی دانشگاه قایم می کنه و خیال می کنه کسیه ولی کسی نیست که این میشه غرور کاذب.
paradoxy نوشته شده: یکی پیدا میشه یه نظریه جدید میده بهتر از نسبیت عام، اونم میمیره، یکی دیگه پیدا میشه بهتر از قبلی و این چرخه تا وقتی آدما هستن ادامه پیدا میکنه.

مهم اینه که اون فرد چطوری یه نظریه ی جدید می ده و ما چه رفتاری در قبالش داشتیم. آیا برای رسیدن به نظریه اش مجبوره با امثالِ منو تو مبارزه کنه؟ آیا ما خودشو راهشو آرمانشو مسخره می کردیم؟ معلومه که این چرخه ادامه داره ولی مهم جایگاه و رفتار ماست که "ثبت" میشه.
paradoxy نوشته شده:سیستم آکادمیک فعلی، به زحمت افرادی مثل همونی که مثالش زدی و امثال خودت بارها و بارها عوض میشه، تدریجی و سخت، ولی تغییر پیدا میکنه.

نمی خوام بحثو مذهبی کنم ولی قومِ یهود هم به ظهورِ یه منجی اعتقاد داره ولی وقتی یحیی و بعدش مریمو و بعدش مسیح اومد، یهودیای اون دوران اکثراً مسخرشون کردنو گفتن شماها شیادین و منجی یکی دیگستو هنوز نیومده، به مریم انگِ فاحشگی زدنو و طبعاً مسیح حرومزاده شد. وقتی سال ها بعد محمد اومد، بازم گفتن تو منجی نیستی و یکی دیگست که هنوز نیومده! اینکه منِ نوعی به عنوانِ یه یهودی یا غیر یهودی بشینم بگم: "بالاخره روزگار، یهودیا رو تغییر می ده و مسیحو محمدها بالاخره میانو میرن" هنر نیست که! همونطور که گفتم رفتار و موضعِ من در قبال این مسیحو محمدها در زمانی که خودم دارم توش زندگی می کنم مهمه.
paradoxy نوشته شده:هیچ چیز موندنی نیست، حتی اینشتین هم مرد، الان به نظرت براش مهمه که چقدر توی این دنیا شهرت داره یا حتی چیکار کرده؟ بگذریم.

آخه یه طوری حرف می زنی که انگار اگه اینشتین دائم الخَمرو فاحشه بازو قاتل هم بود مهم نیست. هر کی که مُرده مرده و مهم نیست چه غلطی کرده! نمی دونم دقیقاً چی می خوای بگی. اتفاقاً یه زنِ میانسالِ نفهمی تو خونوادمون هست، یکی دوبار به من گفت: "انیشتینم مُرد، آخرش چی شد؟ برو به عشقو حالت برسو از زندگیت لذت ببر!" راستش، این حرفت منو یادِ نصایحِ صد مَن یه غازِ این زنه انداخت! smile055

paradoxy نوشته شده:بهرصورت برای بهتر شنیده شدن کارهات، به علت پر مخاطب تر بودن ژورنالای علمی مثل نیچر، مجبوری بری همین جاهایی که ازشون اظهار نفرت و بیزاری می‌کنی چاپ کنی. حتی بهترین مقاله دنیا رو هم بنویسی اگر به اندازه کافی به دست مخاطبای خودش نرسه، عین میمونه که به کل وجود نداره. حالا من با توجه به تجربه اطرافیان چیزی که میدونستم رو گفتم، دل‌گرمی یا غیر دلگرمی این چیزی بودش که من میدونستم.

والّا بالاخره من نفهمیدم تو دنبال شهرتی یا نه. ازونور شهرت رو تقبیح می کنی، از اینور هر کاری می کنی تا دیده بشی و بقیه برات کف بزنن.

paradoxy نوشته شده:این مقاله اونی نیست که به کارت میاد و متنشو نمیتونم بهت بدم چون نویسندش من نیستم، این یه چیز نسبتا کشکی هست که نمیدونم چطوری اسم مین استریم روش گذاشتی و خب قبلا در موردش توی هوپا مختصر نوشتم توی گفت و گوی آزاد. شما فیزیک مسئله رو بزاری کنار، به یه مسئله ساده میرسی که جزو مسائل حل نشده هست، یک میلیون دلارم به کسی که حلش کنه (یا ثابت کنه که حل ناپذیره) میدن. سوال اینه، یک مکعب داریم با ابعاد مشخص. N تا توپ رو دقیقا در چه موقعیتی درون این مکعب قرار بدیم تا توپ ها بیشترین حجم ممکن رو اشغال کنن؟ هنوز شیوه ای پیدا نشده.

وقت کنم روش فکر می کنم ولی اگه راهکاری توضیحی چیزی داری بگو.
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

ارسال پست