بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

مدیر انجمن: parse

ارسال پست
نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط MRT »

بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

از همان روز های اولیه ی تاسیس تشکیلات وزارت دفاع ایالات متحده امریکا در ساختمان پنج ضلعی پنتاگون (Pentagon) مشکلی بسیار حاد و امنیتی گریبانگیر ارتش امریکا شد و آن اینکه اگر این ساختمان مورد حمله قرار میگرفت و تخریب می شد تکلیف فرماندهی ارتش امریکا و اطلاعات با ارزش موجود در این ساختمان چه میشد؟ برای حل و فصل این مشکل بسیار بزرگ، پروژه ای موسوم به آرپانت (ARPANET ، سازمان پروژه‌ های تحقیقاتی پیشرفته ی شبکه) مورد توجه و در دست برسی و توسعه قرار گرفت. آرپانت یک پروتکل شبکه رایانه ای مبتنی بر تکنولوژی TCP/IP بود. این شبکه کامپیوتری تبادل دیتا یا اطلاعات هیچ مرکزیتی نداشت. بلکه شبکه درست مثل کرم خاکی طراحی و اجرا شده بود. چنانچه یک کرم خاکی به دو یا چند قسمت تقسیم شود، نه تنها نمیمیرد بلکه هر قسمت به یک کرم کامل تبدیل شده و به حیات خود ادامه میدهد. از طرفی تمامی اطلاعات مهم و با ارزش روی شبکه توزیع شده بود. در واقع هر کامپیوتر متصل به شبکه همانند یک سرور، یک کپی از تمامی اطلاعات محرمانه را در حافظه خود نگه میداشت و به تعداد زیاد در مراکز فرماندهی، پایگاه های نظامی و حتی ناوهای جنگی مستقر شده بود و خود پنتاگون یکی از کاربران متصل به این شبکه بود. اینک اگر ساختمان پنتاگون مورد حمله و تخریب قرار میگرفت، نه تنها در عملکرد این شبکه اختلالی به وجود نمی آمد بلکه سایر سرور ها از طریق این شبکه میتوانستند تبادل اطلاعات یا دیتا داشته باشند و از طرف دیگر اطلاعات از بین نمی رفت و هر زمان در دسترس بود و فرماندهان نظامی دیگر میتوانستند به راحتی جایگزین وزیر دفاع شده و به ماموریت و فرماندهی خود ادامه دهند و ماشین جنگی را کنترل و سر و سامان دهند. در واقع با کشته شدن وزیر دفاع یا فرماندهان ارشد ارتش، فرماندهی به رده های پایین تر انتقال می یافت و آنها نیز دسترسی کامل به دستورالعمل های از پیش تعیین شده داشتند. اما مشکل دیگری بروز کرد و آن نداشتن امنیت در شبکه بود. یعنی چنانچه یک یا چند کاربر غیر مجاز میتوانستند به شبکه دسترسی پیدا کنند و به آن رخنه کنند، نتنها میتوانستند به تمامی اطلاعات محرمانه دسترسی داشته باشند حتی میتوانستند آنها را پاک یا دستکاری کنند و از همه بدتر، فرامین و دستورالعمل های نادرست صادر کرده و جلوی فرامین درست را بگیرند و به نوعی اختلال در عملکرد آن ایجاد کنند که به یقین منجر به بروز فاجعه ای بزرگ و جبران ناپذیر میشد و از آنجایی که این شبکه، ابتدایی و نا کارآمد و غیر امن بود، وزارت دفاع امریکا علیرغم صرف هزینه های زیاد، آن را رها کرد. بعدا محققین فعال در سرن (CERN) سازمان اروپایی پژوهش‌ های هسته ‌ای از وجود آن مطلع و این شبکه را برای به اشتراک گذاشتن نتیجه تحقیقات خود با سایر مراکز پژوهشی و دانشگاه ها مفید دانستند و مالک آن شده و آن را توسعه دادند و آن را word wide web نام گذرای کردند. بعدها این شبکه برای بانک ها و خیلی جاهای دیگر جذاب شد ولی مشکل امنیتی، کاربرد آن را خیلی محدود میکرد تا اینکه پروتکل های رمز نگاری اطلاعات توسعه یافت. مهمترین پروتکل های امنیتی فرآیند هشینگ و سیستم رمزنگاری زوج کلید و امضای دیجیتال بود. با توسعه، بهینه شدن و تکامل، این شبکه اینترنت نام گرفت و بعد از پویا شدن، برای SIA سازمان اطلاعات مرکزی امریکا جذابیت پیدا کرد و سیستم رمز نگاری یا هشینگ SHA را توسعه دادند و آن را به خدمت خود گرفتند. بعدها سیستم بایگانی یا دیتا بیس مرسوم جای خود را به بلاک و بلاکچین جدید داد و امنیت داده ها و اطلاعات در شبکه داخلی خیلی بالا رفت و این بار از ترکیب بلاکچین، فرآیند هشینگ سیا و پروتکل رمزنگاری زوج کلید ها و امضای دیجیتال، امکان این وجود داشت که بر روی سرورهای اصلی شبکه اینترنت، سرورهای مجازی Node را طراحی و راه اندازی کنند. به گونه ای که تمامی اطلاعات قابل رویت باشد ولی غیر قابل خواندن، غیر قابل پاک کردن حتی غیر قابل دست کاری و تغییر، مگر توسط کاربران مجاز و تعریف شده. ولی مشکل اصلی این بود که این سیستم میبایست اولا انجام و عملی شود و دوما تست شده و امتحان خود را بخوبی پس دهد. بهترین راه کار و شگرد، نوشتن نرم افزار در حالت بتا و کد باز بود تا در اختیار همگان درآید و دسترسی به آن کار دشواری نباشد و از همه مهمتر جا گزاری چیزهای با ارزش دیگر به غیر از اطلاعات محرمانه پنتاگون در بلاک ها بود. در واقع بجای اطلاعات با ارزش و محرمانه پنتاگون، کوین ها یا سکه های مجازی در بلاک ها جا گرفتند حالا یا خودشان یا سابقه نقل و انتقال و مالک فعلی شان در کل اطلاعات شان. به طور مثال اطلاعات موجود در پنتاگون برای عده بسیار کمی دارای ارزش است و مسلما عده بسیار کمی بدنبال دست یابی به آن خواهند بود. ولی چیزهای دیگر مثل ارز های دیجیتال، دارای ارزش عمومی و قابل مبادله با ارز های رایج و کالاهای با ارزش، برای هکرها و سارقان اینترنتی بسیار جلب توجه میکرد. از این رو در این سیستم طراحی شده آزمایشی، ارز رمزها جایگزین اطلاعات محرمانه و با ارزش نظامی شد تا گروهی کثیر از هکرها و سارقین اینترنتی را به سوی خود جلب کند و طراحان سیستم اولا از کارآمد بودن ساختار امنیتی آن مطمئن شوند و دوما در صورت وجود حفره یا نقطه ضعف امنیتی، آن را شناسایی، ترمیم و برطرف کنند و در نهایت اگر سیستم درست کار کرده و جواب داد آن را به خدمت پنتاگون و ارتش امریکا در آورند. در واقع سیاست کلی این است که امروزه ساختمان پنتاگون نقش نمادین داشته و همانند یک ماکت نظامی برای انحراف ذهن دشمن فرضی درآید ولی در عمل، وظیفه خطیر فرماندهی و صد البته اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده، روی سیستمی مشابه رمز ارز ها توزیع و تقسیم شده است البته به دور از چشم و جلب توجه هکرها و ارتش های سایبری رقیب یا دشمن فرضی. این شبکه مجازی طراحی شده داخل شبکه جهانی وب یا همان اینترنت میتواند تشخیص دهد که آیا اطلاعات داده شده واقعی هستند یا اینکه دروغ و یا ساختگی. اطلاعات درست برای ورود نیاز به تایید دارند زیرا ساختار سیستم، قوی و مستحکم است و امنیت بسیار بالایی دارد. تاریخچه نقل و انتقال اطلاعات توسط کاربران برای بازبینی های بعدی به خوبی حفظ میشود. به طور مثال کوین های انتقالی در شبکه میتوانند حاوی فرامین نظامی یا اطلاعات محرمانه ای باشند البته در محیط دیگری که برای این منظور طراحی شده است نه شبکه بیت کوین فعلی. بیت کوین تا به امروز کارکرد عالی و بسیار خوبی داشته و بسیار محبوب شده و گزینه بسیار مناسبی برای شبکه تبادل اطلاعات و فرماندهی نظامی میباشد البته با اعمال بعضی تغییرات در کد نویسی آنهم در محیط و شبکه ای دیگر و هرچند که فعلا از عملکرد کاملا صحیح و بدون خطای آن اطمینان صد در صدی بدست نیامده و اگر چنانچه هکر یا گروهی از هکرها یا سارقین اینترنتی و ارتش های سایبری موفق به نفوذ به آن و سرقت کوین ها شوند، نه تنها دیگر گزینه مناسبی برای پنتاگون نخواهد بود، بلکه سرمایه و ثروت دارندگان بیت کوین به مخاطره می افتد. به همین دلیل مهم است که موسسات مالی و خزانه داری ها و سازمان ها و ….. هشدارهای لازم را ارایه و عنوان نموده اند که بیت کوین ارز نبوده بلکه به نوعی کالای دیجیتال در دنیای مجازی است. به باور ما شبکه ای مشابه به ساختار بیت کوین هم اکنون در خدمت پنتاگون و سازمان سیا قرار گرفته که تمامی تغییرات، توسعه و بهینه سازی های بیت کوین بر روی آن نیز اعمال میشود و در حال تکامل و خارج شدن از حالت بتا است. امروزه در مورد بیت کوین یک تئوری توطئه وجود دارد مبنی بر اینکه سازمان سیا برای انتقال پول های کثیف برای نیل به اهداف سیاسی از آن استفاده می کند که به باور ما نادرست است و ممکن است خیلی ها نیز این نظریه ما را به نوعی تئوری توطئه و نادرست بدانند. ولی یاد آوری این نکته لازم است که کد نویسی و طراحی و اجرای بیت کوین نمیتواند کار یک شخص یا فرد بوده و به یقین یک پروژه گروهی میباشد و آنهم با صرف هزینه و زمان بسیار زیاد که اینگونه پروژه ها در نهایت اهداف مالی تجاری یا سیاسی نظامی دارند که به باور ما دو هدف سیاسی و نظامی مقبول تر از اهداف مالی و تجاری است. علت بر اینکه هویت پدید آورنده گان آن در هاله ای از ابهام است و دست یابی به هویت واقعی پدید آورند گان آن غیر ممکن شده است و امروزه این رمز ارز از حمایت بسیار قوی از لحاظ پشتیبانی نرم افزاری و راه اندازی شبکه ای دارد. در واقع به باور ما هر سیستم سخت افزاری یا نرم افزاری یا شبکه ای و هر پروتکلی که تمرکز زدایی شده و اطلاعات و محتوای آن رمز نگاری و در روی شبکه توزیع شده است، خود آن سیستم یا زیر مجموعه های آن سیستم، به نوعی وابسته به وزارت دفاع امریکا است. یا در حال خدمت است یا اینکه بازنشسته و رها شده یا در حال ویرایش و توسعه و تکامل است. با توجه به اینکه در قراردادهای حقوقی و معاملات قانونی و شفاف تجاری، نمیتوان از رمز ارز ها استفاده کرد و علت بر اینکه رمز ارز ها توسط دولت ها و محاکم قضایی به رسمیت شناخته نشده اند، چون در صورت صدور حکم، هیچ راهی برای توقیف و الزام به دستور پرداخت آن وجود ندارد و چون سرمایه و دارایی غیر قابل شناسایی و ره گیری و غیر قابل استعلام است و از طرفی ارزش و بهای آن بسیار پر نوسان و دارایی پر ریسکی است، انجام هرگونه معامله با آن عقلانی و منطقی به نظر نمیرسد و خرید و فروش آن به درد فعالان بازار بورس مخصوصا فارکسی ها و صرافی ها میخورد. به بیان خیلی ساده، سرمایه دارندگان (خریداران یا فروشندگان در بازار دو طرفه) بیت کوین وارد پروژه تست امنیت شبکه ای میشود که هر لحظه امکان نفوذ یا هک در هسته (Core)و سرورهای مجازی یعنی نودهای (Nodes) آن وجود دارد هر چند که در حد صفر یا غیر ممکن باشد که در صورت سقوط ارزش بیت کوین یا نوسانات بسیار شدید آن در بازار، ضرر و زیان بسیار بزرگی نصیب فعالان در بازار آن شده و جبران خسارات وارده، متوجه هیچ شخص و گروهی نمیشود. چون ساختار، اساس و بنیان آن اینگونه طراحی و ارایه شده است که به هیچ جایی وابسته نباشد. کاربرد عملی بیت کوین در معاملات غیر قانونی، غیر شفاف، غیر قابل ره گیری و غیر قابل پیگیری از طرف محاکم قضایی و دوایر اجرای است که پدید آورندگان و اداره کنندگان آن را به شدت نگران کرده که شاید روزی تصمیم به بر چینی آن بگیرند. در نتیجه درخواست جبران خسارت هم ممکن نخواهد بود و کسی مسئولیت آن را به دوش نخواهد کشید. و نکته جالب تر اینکه در صورت موفقیت کامل این پروژه، سازمانها، نهادها و واحدهای اطلاعاتی و نظامی دیگر خارج از امریکا نیز میتوانند سیستمی خاص و مخصوص به خود طراحی و اجرا کنند و دلیل آن اینکه رمز ارز های دیگر همین ساختار اصلی بیت کوین را سرلوحه سیستم جدید خود قرار داده اند.

لازم به توضیح است که اکثر این نوع پروژه های پر هزینه و بزرگ کاربرد چندگانه و چند منظوره ای دارند. به باور ما کاربرد نوع دوم پروژه جنجالی بیت کوین، آرام کردن بازارهای مالی و عمومی متشنج شده و یا به آشوب کشاندن بازارهای مالی و عمومی با ثبات است.

اما قبل از توضیح این موضوع بسیار مهم، میبایست توضیحاتی در مورد روانشناسی بازار یا فعالان بازار از هر نوعی ارایه کرد. از لحاظ روحی و روانی انسانها موجوداتی طمع کار هستند. یعنی یک انسان به واسطه داشتن آرزوهای بزرگ جهت کسب مال، ثروت، قدرت، رفاه، موقعیت اجتماعی و شهرت در محبوبیت مردمی یا سیاسی حتی مقام نظامی به طرف بازارهای مالی و عمومی کشانده شده و سوق داده میشود. هدف نهایی بالا بردن و ارتقا جایگاه اجتماعی است. ممکن است این جایگاه دولتی حتی در نهادهای بانکی و موسسات حقوقی و قضایی هم باشد. چرا که انسان به واسطه داشتن عمر کوتاه و محدود، موجودی عجول است و قصد دارد در کوتاه ترین فرصت ممکن به اهداف عالی خود برسد. از نظر تئوری به این گروه از فعالان بازار “گاو Cow” گفته میشود. اما چرا گاو؟

گاو چرانها در غرب وحشی چالشی بزرگ داشتند و آن به چرا بردن تعداد بسیار زیادی از گاو های نیمه اهلی نیمه وحشی بود. اما مشکل بزرگ وقتی روی می داد که یک یا چند گاو با حمله روباه، کایوت، گرگ و حتی خرس و …. مواجه می شدند. حتی مشاهده خزندگانی همچون مار، تمساح و …. در این هنگام حس ترس، وحشت و فرار برای نجات جان، سریعا به کل گله سرایت پیدا می کرد و به هیچ عنوان قادر به کنترل گله نبودند. هر چیزی سر راه گله قرار میگرفت، اعم از کلبه، مزرعه، پل، حصار و سد چوبی و … تخریب می شد. خسارات باورنکردنی ولی چیزی عادی و تکراری شده بود. و گاو چرانها از روی تجربه آموخته بودند که تنها کار ممکن، تعقیب گله رم کرده و در حال فرار است. چرا که بعد از مدتی، انرژی عضلانی گاوها تخلیه شده و بعد از خستگی مفرط، گله آرام می شد و میتوانستند گاو های رنجیده را جمع آوری و دوباره سازماندهی کنند. در بازارهای مالی و عمومی نیز این اتفاق مشابه برای انسانها مکررا می افتد. چه بسا به دلایل تکنیکال یا فاندمنتال ارزش کالا، سهام، ارز و هر چیز دیگری افزایش می یافت و روندی را شروع می کرد که عکس العمل بازار، هجوم برای خرید آن بود. که قیمت ها حباب گونه افزایش پیدا می کرد. نمونه بارز آن جنون گل لاله است (Tulip mania). در واقع خریداران صرفا هدفشان از خرید، کسب سود بود و با دلایل افزایش قیمت، ارزش و بهای واقعی و ذاتی آن چیز، سر و کاری نداشتند و علاقمند جهت دانستن چرایی آن نیز نبودند. به قول معروف امروز بخر که فردا سود کنی، نخری ضرر کردی، فردا خیلی دیره. به این حس گله ای طمع کارانه جهت کسب سود با هدف خرید، نیروی گاوها گفته میشود (Cows force). اما عکس این قضیه نیز صادق است، یعنی انسانها از زیان، خسارت و ضرر مالی و جانی بشدت ترس و هراس دارند. چون با از دست دادن سرمایه خود، مفلس و مال باخته و ورشکسته میشوند و آرزو هایشان تا به ابد نقش بر آب میشود و دچار افسردگی شدید شده و حتی حس خود سوزی و خود کشی پیدا می کنند. چنانچه در بازارهای مالی و عمومی چیزی به هر دلیلی شروع به ارزان شدن شود، این بار فعالان بازار جهت جلوگیری از زیان بیشتر، اقدام به فروش می کنند. که به این رفتار آنها هراس یا نیروی خرس ها گفته میشود (Bulls Power). چرا که یک خرس ماده که توله شیر خوار دارد، همین رفتار را از خود نشان میدهد. از هر موجودی که احساس خطر کند با تمام قدرت به طرف آن حمله ور میشود. برای اینکه هراس از دست دادن فرزند دارد. با توجه به اینکه همینک بازارها دو طرفه عمل می کنند (Forex)، یعنی با انجام فروش نیز می توان کسب سود کرد، در هر حالتی فشار گاوها و خرس ها ممکن است روی دهد. نیروی هر گروه قوی تر باشد، روند به نفع آنها حرکت می کند.

ولی موضوع اصلی اینجاست که قلب تپنده یک کشور صنعتی یا سرمایه داری، بازار بورس آن است، که اگر متزلزل شود، فاجعه روی می دهد و کل آن کشور با تمام دارایی، اموال، اعتبار و قدرت همانند یک کشتی قرق میشود. و همچنین است اگر بتوان بازار بورس با ثبات یک کشور را به آشوب و فروپاشی کشاند. کل آن کشور قرق خواهد شد. از این رو فهم روانشناسی انسانها یعنی همان فعالان در بازارهای مالی و عمومی ارزش استراتژیکی دارد. یعنی قدرت این علم به مراتب بیشتر از جنگ افزار نظامی و یا خود نیروی نظامی است. اما چگونه میتوان این علم را کسب کرد. تنها راه کسب این دانش، مطالعه بازار یعنی رفتار منحنی قیمت ها و پیدا کردن دلایل و سبب تغییرات آن است. به طور مثال اگر قیمت ها و شاخص ها در بازار در حال سقوط است، میبایست جلوی سقوط آن گرفته شود یا اینکه به تراز قبلی خود برسند و جلوی فجایع بعدی گرفته شود. و بالعکس اگر قیمت ها و شاخص ها با ثبات هستند، چطور می توان آنها را ساقط نمود و به سرعت و شتاب سقوط آن افزود تا بازاری دچار فاجعه شود. شاید جواب سوال راحت باشد و آن مداخله در بازار و اعمال جبر و زور حتی خشونت باشد. اما سوال دوم اینکه، مداخله می بایست چگونه و به چه شکل و چه مقداری باشد و هزاران سوال دیگر و مهمتر از همه اینکه، چگونه میتوان با عوامل روانی حاکم بر بازار مواجهه کرد یا آنها را ایجاد نمود و در ذهن انسانها پرورش داده و به آنها بقبولاند.

تمامی این چالشها به یک طرف، مشکل اصلی شناخت خود بازار است. به طور مثال ما بدنبال تحقیق در مورد چگونگی زاد و ولد و تکثیر گونه ای از جانداران هستیم. احتمال موفقیت در این نوع تحقیقات بسیار کم است. چون عواملی همچون بیماری، امراض، شکارچی و خورده شدن توسط موجودات دیگر، در کل عوامل زیست محیطی مانع کار میشوند. پس ما نیاز به محیطی همچون آکواریوم، استخر و یا دریاچه مصنوعی و یا یک باغ وحش یا پارک جنگلی حفاظت شده داریم. تا آن نوع یا گونه مورد مطالعه را از سایر موجودات گزنده و عوامل آسیب دهند جدا و ایزوله کنیم. به طور مثال ما در حال مطالعه و تحلیل بازار غلات هستیم. بروز یک پدیده طبیعی همچون سیل، طوفان، زلزله، خشک سالی و آتشسوزی میتواند در روند قیمت ها تغییر ایجاد کند و همه تلاشها شکست بخورد. در مورد نفت، گاز و … بروز سونامی، جنگ، مداخلات سیاسی و نظامی، اطلاعاتی، فعالیت تروریستی، مافیایی و حتی بروز اپیدمی بیماری زا در جوامع بشری، تمامی مطالعات و تحقیقات را ناکارآمد و در نطفه خفه خواهد کرد. پس ما اولا نیاز به یک نوع بازار سازی مجازی داریم که آن مارکت از تمامی عوامل فاندمنتال بیرونی ایزوله و جدا شده باشد. دوما کالای قابل عرضه در آن بازار ارزش سازی شود و به انسانها بقبولانیم که آن شی، ارزش خرید و فروش (معاملاتی) و کسب سود و حتی زیان دارد تا کاملا طبیعی و حقیقی بنظر برسد. از این رو چنین تصور میشود که بیت کوین به این خاطر خلق شده است. اما جالب است که منطق ارایه شده توسط خود بیت کوین را تجزیه و تحلیل کنیم.

بیت کوین خود را یک نوع پول دیجیتالی نا متمرکز یا رمز ارز در دنیای مجازی و در بستر وب معرفی می کند. اما وزارت خزانه داری امریکا می گوید که بیت کوین یک نوع کالای دیجیتال در دنیای مجازی وب است. پول ها توسط خزانه داری ها چاپ میشوند ولی بیت کوین ماین یا استخراج میشود. پس منطق خود بیت کوین در مورد خودش، غلط و فریب کارانه است و قصد انحراف ذهن انسانها را دارد. حق کاملا با وزارت خزانه داری امریکا است. بیت کوین یک کالا همچون طلا و فلزات دیگر است که استخراج میشود و از من و شما میخواهند به چشم یک کالا به آن بنگریم و تفکر و رفتار کنیم تا پروژه با تمام قدرت و موفقیت چشمگیری پیشرفت و اتمام داشته باشد.
بیت کوین می گوید مقدار استخراج شده نهایی آن محدود است و از حد مجازی هرگز فراتر نخواهد رفت (21m) و میتوان اینچنین نتیجه گیری کرد که ارزش آن از طلا نیز بیشتر است. چرا که اگر خبری از کشف و استخراج معادن جدید طلا منتشر شود، قیمت طلا در بازارهای بورس سریعا سقوط می کند. چون قرار بر این است که در آینده، حجم زیادی طلا جهت فروش وارد بازار شود. آنهایی که طلا دارند با فروش آن از ضرر آینده فرار می کنند و بعضی ها که طلا ندارند نیز اقدام به فروش می کنند تا از پایین آمدن قیمت سود کنند (معاملات آتی future). پس بیت کوین از اینگونه تغییرات قیمت ناگهانی و غافل گیرانه در امان است. پس قدرت تحلیلی و پیش بینی و استخراج اطلاعات آماری، عددی و ریاضی فوق العاده بالایی دارد و مسلما ریسک پایینی نیز در معاملات خواهد داشت و اکثر پیشگویی ها درست از آب در خواهد آمد. نمونه آن اینکه آماتور ها در این بازار خوب عمل کرده و موفقیت چشمگیری دارند. از این رو این باور ایجاد شده که خرید بیت کوین امن تر و صحیح تر از خرید طلا است و به دلیل محدود بودن آن، بهایی نجومی و باور نکردنی در آینده نزدیک خواهد داشت. به باور ما این سیاست استخراج شدن و محدود بودن بیت کوین در این رابطه است که چگونه روح و روان انسانها ابتدا به ساکن به چیزهایی که واقعا ارزش ذاتی ندارند یا بهتر است بگوییم اصلا وجود خارجی ندارند، ارزش ذاتی، قراردادی یا توافقی می دهد. به طور مثال استخراج بیت کوین همان استخراج طلا را در ذهن انسانها ایجاد می کند. چرا که جهت استخراج طلا اولا نیاز به معدن، دوما نیاز به کسب اجازه، سوما نیاز به تجهیزات، نیروی کار و سرمایه اولیه داریم. برای استخراج بیت کوین، انسانها نیاز به سرمایه اولیه جهت خرید ماشین پردازش، اتصال به بستر وب، پرداخت دستمزد نیروی کار ماهر و هزینه قبض برق و …. دارند. که نتیجه این سرمایه گذاری جانی و مالی، بیت کوین است. که خود این برای با ارزش شدن و تبدیل شدن به کالایی جهت خرید، فروش و مبادله کافی است. پس در این مورد بخصوص انسانها اگر جهت کسب چیزی سرمایه گذاری جانی و مالی بکنند، آن چیز بدست آورده را در باور خود با ارزش می پندارند و به آن بها و ارزش مادی و ذاتی می دهند. که در حقیقت، بیت کوین هیچگونه ارزش ذاتی یا حتی وجود خارجی هم ندارد. بلکه ارزش آن قراردادی و توافقی صرفا در ذهن، باور، روح و روان انسانها ایجاد و جای میگیرد. بهتر است بگوییم تلقین یا قبولانده و تحمیل میشود. به طور مثال طلا یک ماتریال و در ساخت زیورآلات و جواهرآلات و تجهیزات الکترونیکی و صنعتی کاربرد دارد. ولی بیت کوین همانند پول هیچ ارزش صنعتی ندارد. چون بازیافت پول نیز کاری سخت و مشکل است. منجمله خمیر کردن و رنگ بری آن. فقط بدرد سوزاندن در کوره های گرمازا میخورد. چرا که ارزش پول نیز توافقی و قراردادی است و هیچگونه ارزش ذاتی ندارد و بسیار جالب است که بیت کوین مدعی است که از پول با ارزش تر است. این در حالی است که هیچ نوع انرژی از بیت کوین قابل استخراج نیست. ولی استخراج بیت کوین خود بسیار انرژی و زمان بر است. ولی پول کاغذی مقادیر قابل توجهی از انرژی مصرف شده برای تولید و چاپ شدنش را مسترد می کند.
بیت کوین مدعی است چون مقدار آن محدود بوده و غیر ممکن است مقدار آن از حد مجاز و معینی فراتر رود، هرگز همانند پول دچار تورم نمی شود. اما به باور ما این منطق بیت کوین نیز عملا شکست خورده است. چون ساختار (کد نویسی، برنامه نویسی) آن در بستر وب، کپی شده و با نام های دیگری معرفی و جاری شده است. همینک 4999 رمز ارز همانند و مشابه بیت کوین به وجود آمده است (https://coinsara.com/marketcap/all). یعنی رمز ارز های رقیب و سرسخت آن، همانندش عمل می کنند. آنهم بدون کوچکترین خطا و انحرافی و به قول معروف “بر خرمگس نوع اول معرکه لعنت” تنها، اختلافات بسیار جزیی در ساختار آنها مشهود است. ولی منطق کلی همان است. و هر چند که مشکلات بزرگی برای پروژه اصلی بیت کوین ایجاد کرده اند. این گونه های جدید، چندین هزار برابر آن در خود رمز ارز با نام مستعار، مشابه یا جدید جای میدهند. به باور ما این خود بگونه ای تورم محسوب می شود. چون همگی پایه، اساس و منطق واحدی داشته و همگی از یک نوع و گونه محسوب میشوند. البته تورمی بسیار شدید و حادتر نسبت به پول های رایج. یعنی در آینده نزدیک به ازای هر انسان روی سیاره زمین، میلیاردها میلیارد واحد پول دیجیتال نا متمرکز یا رمز ارز خواهیم داشت که میلیاردها برابر بیشتر از تورم کل پول ها و ارز های رایج فعلی خواهد بود. یعنی شاید ارز های فعلی برای تورم خود، خط قرمز و محدودیتی تعریف شده داشته باشند، ولی رمز ارز ها در نوع و نام خود هیچ محدودیت و خط قرمزی ندارند و محدودیتی نمی شناسند. هر انسان یا نهادی میتواند برای خود نوع جدیدی از رمز ارز ایجاد و اداره کند. پس در آینده نزدیک شاهد انبساط و تورم افسار گسیخته ای از گونه های جدید و قدیم رمز ارز ها خواهیم بود. که رمز ارز را تبدیل به پوچ ترین، بی مفهوم ترین، بی ارزش ترین و بی محتوا ترین موجود توهمی ساخته شده در عالم تخیلی و ذهنیت بشری خواهد کرد. موضوع دیگر انجام معاملات رمز ارز ها در نزد بروکرهای فارکس است. این کارگزاران با در اختیار گذاردن ابزار اهرم یا لوراج (وام چندین برابر سرمایه اولیه) به مشتریان خود این امکان را فراهم می کنند که چندین برابر دارایی مد نظر خود، معامله انجام دهند و این خود به معنی افزایش حجم چندین برابری معاملات و تورم کاذب برای رمز ارز ها است. که مسلما نوسانات قیمت را چندین برابر می کند (خرمگس نوع دوم).
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

Re: بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط MRT »

اما چگونه رمز ارز های دیگر پدیدار شدند. جواب این سوال را با یک مثال ساده پاسخ می دهیم. فکر کنید سرپرست یا مدیر یک گروه دارو سازی یا لوازم آرایشی و بهداشتی شده اید. که در مورد اثرات خوب و یا بد، حتی کارآیی آن در حال تحقیق و مطالعه هستند. اینگونه مواد و محصولات در مراحل تولید اولیه و قبل از کسب مجوز تولید و ارایه به بازار مصرف، بر روی حیوانات آزمایشگاهی تست و برسی میشوند. اینک متوجه میشوید که تعدادی از افراد این گروه، در حال استفاده شخصی از اینگونه داروها و محصولات بر روی خود و دیگران (دوستان، آشنایان و حتی مشتریانی) هستند. اولین اقدام سریع و بدون درنگ شما بر کنار کردن، توبیخ و حتی اخراج این عده از پروژه است. چرا که این گروه در صورت ادامه فعالیت نادرست خود، میتوانند آسیب جدی و جبران نکردنی به روند تحقیقات، تولیدات و اعتبار تشکیلات شما بزنند. به باور ما افرادی که به صورت کاملا محرمانه و سری (فوق امنیتی) در این پروژه مشغول فعالیت بوده اند، تنها به دلیل انسان بودن و داشتن احساسات انسانی، منجمله طمع برای کسب سود و … مخفیانه و بدون اطلاع مدیران و سرپرستان، وارد معاملات (بازار) بیت کوین شده یا اطلاعاتی فوق سری را به اطرافیان و نزدیکان خود ارایه کرده و از چون و چند و آینده و اهداف این پروژه با خبر نموده اند و عملا بجای اینکه عضو پروژه تحقیقاتی باشند، تبدیل به موش آزمایشگاهی شده اند. پس در نتیجه، سریعا اخراج و بر کنار شده اند و اینگونه افراد بعد از اخراج، خودشان جز فعالان بازار رمز ارز یا حتی پدید آورندگان نسخه های کپی شده و شبیه سازی شده آن شده اند. (خرمگس معرکه نوع اول) دلایل بسیار زیادی نیز برای این مشابه سازی وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است. به باور ما این پروژه جهنمی همینک دچار چالش های بسیار بزرگی شده است و هر لحظه احتمال لو رفتن و افشای آن توسط رسانه های خبری وجود دارد. از این رو که خالقان و متولیان اصلی بیت کوین، سه نهاد 1- وزارت دفاع ایالات متحده امریکا پنتاگون، 2- وزارت امنیت داخلی یا آژانس اطلاعات و امنیت ملی امریکا (سیا) و 3- وزارت خزانه داری امریکا می باشد. که پیمانکاران خصوصی در رابطه با تهیه سخت افزارها و نرم افزارهای لازمه با آنها مرتبط و به آنها یاری میرسانند و اکثر تخلفات نیز، درون سازمانی است.

بیت کوین شخصی به نام ساتوشی ناکاموتو ژاپنی تبار را پدر خود معرفی می کند. اما این شخص کیست؟

زمانی که فعالان بازارهای مالی و عمومی منجمله موسسات مالی و بانکها و بیمه جات به این نتیجه می رسیدند که دلار امریکا دچار افت ارزش خواهد شد، برای حفظ سرمایه یا کسب سود، رو به خرید ین ژاپن می آوردند و ارزش و بهای ین بشدت افزایش پیدا می کرد و به اقتصاد ژاپن لطمه زیادی میرساند. چون محصولات و تولیدات ژاپنی در بازارهای بین المللی گران می شد و فروش شان بشدت کاهش پیدا می کرد. از این رو رئیس بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد ژاپن در بازار مداخله و میلیاردها دلار امریکا را با ین ژاپن می خریدند تا جلوی افزایش بهای ین و تبعات ناشی از آن را بگیرند و ین را ارزان کنند. این کار زمانی انجام می شد که فعالان بازار مالی و عمومی در امریکا خواب بودند و با بیدار شدن، متوجه می شدند که تمامی معاملات با ضرر بسته شده است. واژه ساتوشی ناکاموتو در فرهنگ لغات بیت کوین کنایه از این موضوع دارد که کسی همچون ایشان نمی تواند در بازار بیت کوین مداخله و باعث تغییر قیمت در روند طبیعی آن شود. ساتوشی ناکاموتو همیشه و هر زمان اشاره به رئیس بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد ژاپن دارد. یعنی هیچ وزیر یا بانک داری در دنیا نمیتواند سلیقه خود را در بازار بیت کوین اعمال کند و به آن رویه یا روندی تحمیل کند. پس روندها فقط به تبعیت روح و روان فعالان بازار در حال ادامه و یا تغییر هستند. پس تمامی تحقیقات و مطالعات، درست و طبق پیش بینی به جلو خواهد رفت. تیغ شمشیر سامورایی ساتوشی در این بازار کند شده و برندگی ندارد.

اما استفاده از واژه ساتوشی هدفی به مراتب بزرگتر را دنبال می کند و آن هدف چیزی نیست جز انحراف ذهن. انحراف ذهن ابتدا توسط تر دستان برای انجام شعبده بازی استفاده شد. ولی بعدا کاربرد های سیاسی، نظامی، اجتماعی و… پیدا کرد. عبارت ساتوشی این ذهنیت را در انسانها به وجود می آورد که ایشان یک استاد، نابغه، نظریه پرداز، برنامه نویس ماهر و یا یک اقتصاددان بزرگ و …. ژاپنی تبار هستند که میخواهند گمنام مانده و تغییر و تحولی بزرگ و شگرف در اقتصاد پویای دنیا ایجاد کنند و زمانی که این مطالب به اثبات جهانیان رسید، از پشت پرده غیب بیرون آمده و خود را به جهانیان معرفی نمایند و تمامی کارها و فعالیت های خیر خواهانه، جهت تعالی بشر در باب مبادلات مالی و عمومی بوده و ساز و کاری ایجاد نموده اند، تا دنیا به امنیت و ثبات مالی و اقتصادی برسد و ایشان همان معبود و منجی بزرگ بازارهای مالی و عمومی و بورسی کبیر هستند و این ایشان هستند که بیت کوین را به عنوان یک نظام پرداخت جهانی معرفی کرده اند. اما همانطور که قبلا گفته شد، کد نویسی و ساختار نرم افزاری بیت کوین که کاملا عملی و پیاده سازی شده، بسیار عالی و فوق العاده خوب جواب داده و عملا برای سیستم های مخابراتی جاسوسی و اطلاعاتی و حتی زیر ساخت های فرماندهی نا متمرکز نظامی و توزیع شده روی شبکه ایده آل است. چرا که مخوف ترین هکرهای جهان برای باج گیری، طلب بیت کوین می کنند و هیچ ابایی از رهگیری و شناسایی و دست گیری حتی به سرقت رفتن و از دست دادن دارایی بیت کوینی خود را نیز ندارند. چون دزدیدن کوین از خود ساختار بیت کوین غیر ممکن و تمامی تلاشها تا به امروز، شکست خورده و بی ثمر و خسته کننده شده است. تمامی تبهکاران، هکرها، آدم دزدان، بزهکاران، باج بگیران، قاچاقچیان اعضا بدن و مواد مخدر، روی این سیستم پرداخت مالی جهانی حساب باز کرده و به آن اعتماد کامل دارند و همگی مهر تایید خود را روی آن زده و تسلیم و اعلام شکست نموده اند. بیت کوین کثیف ترین و پست ترین پول دنیا و ابزاری قدرتمند برای پولشویی محسوب میشود. هرچند که برای اولین بار، برای معاملات غیر قانونی در سایت راه ابریشم کاربرد پیدا کرد و گرانی و محبوبیت خود را مدیون همین صفات ذاتی بد خود است. پس ساختار آن برای پنتاگون و سیا بسیار خوب، عالی و ایده آل و رویایی است. اما نه برای اهداف مجرمانه، بلکه برای اهداف نظامی، عملیاتی، اطلاعاتی و جاسوسی. اما چالش وزارت خزانه داری امریکا پیش روست و فعلا علی رغم تخلفات درون سازمانی، به نتیجه نهایی خود نرسیده و در عمل هیچ تستی در سطح گسترده و بین المللی انجام نشده است. اما این چالش بزرگ چیست؟

این چالش از این قرار است. فکر کنید یک فعال بازار مالی و عمومی یک شخص یا یک موسسه یا نهاد و هر چیز دیگری که از سرمایه و پشتوانه مالی و امکانات بسیار زیاد و خوبی برخوردار است، قصد دارد در روند قیمت ها به نفع خود مداخله و سود بسیار هنگفتی را از بازار خارج کند. این شخص یا موسسه قصد دارد، مقدار تغییرات مشخص و دلخواهی را در بها، ارزش یا قیمت سهام، کالا و ….. اعمال و سبب شود. این کار تنها در صورتی عملی میشود که از حجم کل دارایی قابل مبادله در بازار مورد هدف اطلاع داشته و بتواند محاسبه کند که به چه مقدار از آن چیز را به چه قیمت در چند مرحله یا یکجا معامله کند تا آن تغییر قیمت محقق شود. پیدا کردن این معادلات یا توابع ریاضی از منحنی ها و روندهای قدیمی کاری بسیار دشوار و غیر ممکن است. علت همان است که قبلا گفتیم، عوامل فاندمنتال همان عوامل بیرونی، کار را غیر ممکن می سازد. ولی با تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود در بازار بیت کوین، از روز اول پیدایش (نوع اول داده – زمان و تاریخ انجام معاملات، نوع دوم – بها و قیمت پیشنهادی در هر لحظه، نوع سوم – حجم معامله در هر لحظه (معاملات روزانه در جهت خرید یا فروش)، نوع چهارم – حجم بازار، نوع پنجم – سکه در گردش، نوع ششم – عرضه کل) این معادلات و توابع را با دقت باور نکردنی بدست می دهد. اما مشکل دوم زمانی پیش می آید که آن شخص یا موسسه جهت کسب سود، مجبور به خروج از بازار است. که این فعل جدید، آن عمل کرد قبلی را خنثی و باعث برگشت روند میشود و کل سود از بین می رود. اینجا برگ برنده در دست خالقان و تحلیل گران بازار بیت کوین است. به طور بسیار ساده، مختصر و مفید آنها نوار مغزی (الکتروانسفاگرام روح و روان و تمامی احساسات) کل بشریت، یعنی کل انسانهای روی سیاره زمین را به همراه اطلاعات قبلی، ثبت و ضبط کرده اند و با اعمال عوامل روحی و روانی در بازار، میتوانند روند های مد نظر خود را با قدرت تمام به پیش ببرند. به باور ما کلیه اطلاعات و داده های درونی و بیرونی بازار بیت کوین، هم از طلا و هم از خود بیت کوین و هم از قوی ترین سلاح نظامی ساخته شده به دست بشر، قوی تر و مخرب تر یا حتی سود آور و مفید تر است. اینک این سوال مطرح میشود، اگر شخص یا گروهی سعی کنند با اینگونه اطلاعات بدست آمده و سرمایه کلان و با ایجاد یک نوع عملیات یا جنگ روانی وارد بازار بیت کوین شوند تا سود سرشاری بدست آورند تکلیف چیست؟ جواب ساده است محترمانه به آنها هشدار داده میشود که از بازار بیت کوین خارج شوند و برای خود بازاری مشابه ایجاد و شبیه سازی کنند و مزاحم پروژه نشوند و به جمع اخراجی های بین کوین ملحق شده و در بازار خود کسب سود کنند (خرمگس های نوع سوم).

حال اینک این سوال مطرح میشود آیا وزارت خزانه داری امریکا، قصد کسب سود مالی و درآمد زایی از این پروژه را دارد؟ که جواب با قاطعیت منفی است. دلار امریکا چیزی نیست جز کاغذی تهیه شده از کتان با چاپ مرکب که تولید کننده آن مزارع پنبه و چاپخانه خود وزارت خزانه داری امریکا است و بیت کوین با قطع شدن برق یا اختلال شبکه به فنا میرود و چیزی نیست جز چند رشته عدد و کاراکتر. پس سوال دیگر اینکه هدف نهایی و غایت چیست؟

جواب سوال ساده است. اگر وال استریت سقوط کند، اقتصاد امریکا به فنا رفته است و کل امریکا سقوط می کند و بیرون آمدن و نجاتی هم در کار نیست. اما بازارهای مالی و بورس ها در سایر نقاط جهان وابسته به وال استریت و اقتصاد امریکا هستند. با آسیب رسیدن به آن، خسارت به سایر نقاط عالم هم منتشر میشود. ولی این آسیب اولیه رسیده به خارج امریکا، سریعا قابل جبران و ترمیم است. علت آن خروج سرمایه های باقیمانده از امریکا و سرازیر شدن آن به خارج امریکا است. که باعث رونق سایر بازارها میشود و این قابل تحمل برای وزارت خزانه داری و در کل دولت ملت امریکا نیست. آنها نمی توانند نظاره گر سقوط و قرق شدن خود و ثبات و تداوم در سایر نقاط دنیا شوند. این اتفاق چندین بار در تاریخ امریکا تکرار شده و شاهد بوده اند که اولین هدف فرار سرمایه ها، بورس توکیو و بازارهای پکن و شانگهای و هنگ کنگ بوده است. در درجه اول سعی می کنند بازار های مالی و بورس خود را به نحو احسن مدیریت و به کنترل خود در آورند و از سقوط آن جلوگیری کنند. ولی اگر موفق نشوند پس میتوان نتیجه گرفت که هدف نهایی وزارت خزانه داری امریکا از این پروژه، حمله و تخریب و ایجاد خسارت در بورس توکیو و بازارهای آسیایی، یعنی بزرگترین رقبای مالی، تجاری و اقتصادی امریکا است. حمله در دو مرحله انجام میشود. اول تغییر در روند قیمت ها و شاخص ها دوم اعمال عوامل روحی و روانی (جنگ روانی) در ذهن و باور فعالان بازار. این حملات با توجه به داشتن امکانات، ابزارها، اطلاعات و توانایی های بسیار قوی و کارآمد، بدست آمده از پروژه بیت کوین، کاملا عملی و ممکن خواهد بود و در قرن حاضر 21 شاهد آن خواهیم بود. یعنی جنگ هایی که در آینده شاهد آن خواهیم بود، بیشتر از آنگه نظامی باشند، رنگ و بوی اقتصادی و مالی خواهند داشت. که میدان اینگونه نبردهای فوق پیشرفته، بازارهای مالی و بورس ها خواهند بود. که بیشتر به صورت روانی و از طریق شبکه های خبری، اجتماعی و اینترنتی خواهد بود و احتمال خیلی زیاد دارد، چون اخبار جعلی و دروغ تایید نشده، کارایی چندانی نداشته باشند، حوادث عمدی فیزیکی نیز به عنوان خبر سازی خوب مورد استفاده قرار بگیرند. ما یقین داریم اینگونه مانور های روانی و عملیات تغییر روند، چندین بار در خود بازار بیت کوین به صورت آزمایشی انجام شده است و نتایج مثبتی نیز داشته است و همچنین در مقیاس کوچک نیز در بعضی بازارهای واقعی آزمایش شده است و در عمل کاملا جوابگو میباشند. ولی بعد از بحران مالی سال های 2012 – 2007 ، بحران جدی و موثری وجود نداشته تا اینگونه عملیات در سطح گسترده و بین المللی انجام شوند. ولی کلید موفقیت در اینگونه عملیات، همان اطلاعات استخراج شده از بازار بیت کوین است. چون برای تغییر روند لازم است. و آنچه شگفت انگیز است اینکه بیت کوین دو سال بعد از شروع بحران مالی امریکا یعنی سال 2009 متولد شد و به یقین ابزاری قدرتمند برای کنترل بحران است. چون بیت کوین خود را بگونه ای در تقابل یا چالش با بحران های مالی دنیا و بی ارزش بودن یا بی ارزش شدن پول معرفی می کند. یعنی در ظاهر سعی دارد با معرفی خود به عنوان یک نظام پرداخت مالی جهانی، بحران زدایی کند. ولی در باطن برای کنترل بحران های مالی تلاش و خدمت گذاری می کند. قدر مسلم اینگونه پروژه ها، فیوز انهدام و مرگ خاموش هم دارند و چنانچه موعد آن فرا برسد، بیت کوین به همان سرعت که راه اندازی شده، معدوم نیز میشود. خسارت وارده به کشورهایی همچون ژاپن در صورت بروز اینگونه حملات بورسی، مسلما بسیار بیشتر از انفجارات اتمی در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی حتی سونامی اخیر خواهد بود. که جناب آقای ساتوشی ناکاموتو هرگز در خواب یا کابوس خود نیز ندیده بود. هیچ قدرت اقتصادی و نظامی در دنیا روی رمز ارز ها نه تنها حساب باز نکرده و سرمایه گذاری مالی و جانی نمی کند، بلکه پشیزی هم به آن ارزش قائل نمی شود. چون رمز ارز ها هیچ ماهیت و قدرتی ندارند و در غیر آن صورت آن قدرت اقتصادی و نظامی، سعی در نابودی خود کرده است. به عقیده ما اکثر افرادی که در زمینه ماین یا استخراج رمز ارز فعالیت دارند (مبادله انرژی با ارزش برای انسانها با رمز ارز بی ارزش برای بشریت) یا حتی خرید و فروش و نگهداری به عنوان سرمایه با ارزش، زمینه ابتلا به یک نوع بیماری روانی منجمله اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی را دارند، که با بی ارزش شدن رمز ارز ها و یا از دست دادن کل یا مقداری از سرمایه جانی و مالی خودشان، علائم این نوع امراض در آنها به صورت حادتر مشاهده خواهد شد.



برای شناخت وضعیت فعلی بازارهای مالی، عمومی، بورس و فارکس به مثال زیر متوسل می شویم.

یک استادیوم ورزشی بزرگ با ظرفیت بالا را در نظر بگیرید، که قرار است رقابت و رویارویی (مبارزه) بسیار مهم و سرنوشت سازی مابین دو گروه از ورزشکاران در آن برگزار شود. گروه اول تشبیه گاوها (خریداران) و گروه دوم مثال خرس ها (فروشندگان) است. مسلما کسانی که وارد استادیوم میشوند، شور و شوق و شعف بسیار زیادی برای تماشای بازی داشته و هدفشان مواجه شدن با یک هیجان و دلهره بزرگ و آگاه شدن از نتیجه مسابقه از نزدیک و به صورت بلادرنگ است. چون احتمال برد و باخت تیم مورد علاقه خودشان وجود دارد. و موضوع زمانی حساس تر و بغرنج می شود که در مورد برد و یا باخت تیم ها شرط بندی انجام شده باشد و خود این شرط بندی، ممکن است چند به یک انجام شود. یعنی در صورت باخت یک واحد مالی زیان حاصل میشود ولی درصورت برد چندین واحد مالی و چندین برابر زیان، سود کسب میشود. مثال این تماشاگران همان فارکسی ها هستند. در بهترین حالت، تیم مورد علاقه برنده میشود و معادل یا چندین برابر سرمایه شرط بندی شده ، سود و برد حاصل میشود. حتی ممکن است نتیجه بازی مساوی باشد و سرمایه گزاری بر روی شرط بندی با کسر کمسیون یا فرانشیت مسترد شود. این واسطه ها که وجوه ناشی از شرط بندی را جمع آوری و بعد از مشخص شدن نتیجه بازی، طبق توافقات انجام شده، توزیع و تقسیم می کنند، همان بروکرها یا کارگزاران هستند. در بدترین حالت، تیم مورد نظر می بازد و وجوه سرمایه گزاری شده در مورد شرط بندی از دست میرود. اینجا ممکن است بازنده شرط بندی، دچار افسردگی و احساس مال باختگی شود و مجبور است مدتها این وضعیت روحی و روانی را تحمل کند. همچنین با بی پولی و نداری سر کند. این حالت ممکن است با رفتارهای پرخاشگرانه ای نیز همراه باشد و افراد بازنده با افراد پیروز و کارگزاران درگیری لفظی و فیزیکی پیدا کنند. که منجر به فحاشی، ضرب و شتم و .... شود. چرا که اینگونه حوادث زشت و زننده درون و بیرون میادین ورزشی نیز روی می دهد و دلیل عمده همان حس شکست و از دست دادن دارایی است. طرفی که مورد حمله قرار می گیرد، عمدتا افراد تیم پیروز و هوا داران شان و از طرفی داوران و برگزار کنندگان مسابقات است و ندرتا افراد تیم خودی و سرپرستان به دلیل بی عرضگی یا اهمال و تبانی است. در تمامی این وضعیت ها بازندگان و مال باختگان بدنبال مقصر هستند و اتهام و ننگ این قصورات ممکن است متوجه هر شخص یا گروهی شود الی خودشان. اما حالت چهارمی نیز وجود دارد و آن نتیجه انتشار یک خبر ناگوار است. که به دنبال آن فاجعه روی می دهد. تصور کنید در گرما گرم این مبارزه یا رقابت میدانی که توسط تماشاگران تشویق و تحریک نیز میشود، خبری منتشر شود، مبنی بر بمب گذاری در استادیوم یا اینکه گروه تروریستی و خرابکار قصد دارد یک عامل ضد بیولوژیک مثل سم، عامل بیماری زا (میکروب) یا حتی عناصر رادیو اکتیو را در محل منتشر کنند. در این چنین حالتی دیگر هیچ شخصی به فکر برد و باخت یا سود و زیان نیست. بلکه اولویت اول حفظ جان است و این زمانی حاصل میشود که از محل گریخته و از استادیوم خارج شوند و به مکان دوری پناهنده شوند. هر کسی زودتر اقدام کند، احتمال نجات بیشتری دارد. در این وضعیت متاسفانه عده بسیار زیادی از افراد، زیر دست و پای دیگران بشدت مجروح یا کشته میشوند و عده بسیار زیادی به علت فشار جمعیت، دچار خفگی و شکسته شدن اسکلتی ستون فقرات و دنده های قفسه سینه میشوند. به هر حال خسارات مالی و جانی و تلفات در این حالات، بسیار بیشتر از زمانی خواهد بود که اگر افراد حاضر در استادیوم هیچ خبری در این رابطه دریافت نمی کردند و خود حادثه ناگوار روی میداد. در واقع قدرت تخریبی انتشار اینگونه خبرها، بیشتر از صدمات ناشی از خود رویداد است. حملات بورسی نیز از همین اصل مهم تبعیت خواهند کرد. یعنی در زمان انتشار خبر و شروع جنگ روانی و آغاز تغییر روندها، فعالان بازار از هر نوعی، هر اقدامی در رابطه با مواجهه با اینگونه اخبار و رویدادها انجام دهند، به ضرر و زیان خودشان و سایرین خواهد بود. و تنها نتیجه و ثمر آن، افزایش عمق فاجعه و افزایش خسارت مالی و حتی جانی وارد شده خواهد بود. در دنیای امروزی واقعا اینچنین وقایعی، هم در استادیوم های ورزشی و هم در بازارهای بورس اتفاق افتاده که با اعمال مدیریت بحران سریع، سعی بر کنترل آن شده و پروژه بیت کوین هم در رابطه با این نوع افزایش قدرت در مدیریت بحران های مالی و همچنین ساز و کاری کارساز برای وقوع جنگ های روانی از این دست است. و از طرف دیگر وضعیت بازار رمز ارز ها تاثیر چندانی در وضعیت و سرنوشت حال و آینده بشریت ندارد. از این رو میادین آزمایشی خوبی برای تجربه اینگونه اتفاقات بوده و منبع خوبی برای ارایه نظریات اقتصادی و حتی اثبات تئوری های علمی هستند.

یک پدیده بسیار جالب و شگفت انگیز که امروزه، ما با آن مواجه هستیم، دارو نماها هستند. در علم پزشکی و داروسازی و یا بهتر است بگوییم در علم روانپزشکی و روانشناسی، دارو نماها یک نوع ماده خوراکی هستند که هیچگونه ماده شیمیایی یا ماده دارویی در آنها وجود ندارد. ولی توسط پزشک متخصص برای معالجه بیماران تجویز میشود. ولی این ماده خوراکی هیچ تاثیری نداشته بلکه واکنش بیولوژیک درونی خود بیمار، باعث اثر و تاثیر مثبت دارو نما (بهبودی، درمان) میشود. تحقیقات نشان داده که تاثیر شفا بخش دارو نماها بسیار بسیار بیشتر از خاصیت داروهای گیاهی و ژنریک یا با نام تجاری است که در داروخانه ها عرضه میشود. امروزه تحقیقات بسیار گسترده ای توسط جامعه پزشکان و داروسازان در این زمینه در حال انجام است. تا بتوانند با بیولوژی انسان بیشتر آشنایی پیدا کنند. از این رو به باور ما رمز ارز بیت کوین به نوعی پول نما است که برای شناخت هرچه بیشتر روح و روان فعال بازار (انسانها) ، تولید و عرضه شده است. و جای تعجب ندارد که مردم، پول نماها را با ارزشتر از سایر ارز های رایج تلقی کنند و به آن بها دهند. چون تاثیر درونی بهتری در روح و روان آنها دارد و با خرید آن، بیشتر از داشتن سرمایه ارزی حتی طلا احساس امنیت، سرخوشی و .... می کنند. چرا که ارزش و بهای رمز ارزها را هیچ مرجع بخصوصی تعیین نکرده حتی اقدام به تغییر آن هم نمی کند. در حقیقت ارزش و بهای آنها از درون خود انسانها سرچشمه می گیرد. دارو نماها و پول نماها، رابطه مستقیمی با علم روانشناسی و روح و روان و حتی ماهیت و بیولوژی درونی انسانها دارند. و اینها بهترین سوژه تحقیقات انسانی و ..... برای محققین و .... هستند.



تجزیه و تحلیل داده ها به ما نشان می دهد که رابطه بسیار نزدیکی مابین خالق یا خالقین بیت کوین و هنرمند برجسته گرافیتی به نام مستعار بنکسی (Banksy) ساکسون تبار وجود دارد. این داده ها چه هستند؟

اسکناس های ده پوندی تا برلی لیگال (2004-06)

در اوت سال ۲۰۰۴ دقت کنید 5 سال قبل از پیدایش بیت کوین، شوخی بنکسی با اسکناس ‌های ۱۰پوندی عرضه شد. او مقادیری اسکناس تولید کرد که در آنها سر ملکه انگلستان با سر پرنسس دایانا (عروس متوفی دربار) جایگزین شده بود و به جای «بانک انگلستان» عبارت «بنکسی انگلستان – بانک سی انگلستان» روی آن نوشته شده بود. کسی یک بغل از این اسکناس‌ ها را روی جمعیتی که در کارناوال 2004 ناتینگهیل جمع شده بودند، ریخت. بعضی از کسانی که اسکناس‌ ها را جمع کرده بودند، حتی سعی کردند آنها را در مغازه‌ های محلی خرج کنند. این اسکناس‌ ها در نمایشگاه گتوی سانتا به همراه کارت دعوت به بازدید کنندگان هدیه داده شد. از آن زمان نمونه‌ هایی از این اسکناس‌ ها در eBay به فروش رسیده‌ است. قیمت این شوخی ‌های ۱۰ پوندی، تا ۲۰۰ پوند نیز گزارش شده‌ است. انبوه دیگری از این اسکناس ‌ها در نزدیکی چادر ان ام ئی در جشنواره ردینگ از روی یک فنس به سمت جمعیت گرد آمده پرتاب شد. ۵۰ پوستر امضا شده شامل ۱۰ اسکناس چسبیده به هم، در سال مرگ پرنسس دایانا توسط پیکچرز آن والز، به قیمت ۱۰۰ پوند به فروش رسید. یکی از این پوسترها در حراج ۲۰۰۷ بونامس در لندن به قیمت ۲۴۰۰۰ پوند به فروش رسید .

یکی از ویژگی های اولیه آثار بنکسی ، نوگرایانه بودن آن است، که یکی از اصول بنیادی هنر مدرن است. هنرمندان نوگرا سعی می کنند که ویژگی های متمایزی با سایر هنرمندان داشته باشند. که این ویژگی ها میبایست منحصر به فرد باشد. این تفاوت می تواند در خود هنرمند باشد یا در آثار هنری هنرمند و یا هر دو. برگ اول برنده در دستان بنکسی ناشناس بودن آن است. که اولا آزادی عمل فوق العاده ای به او می دهد. دوما چون اکثر هنرمندان نوگرا به دنبال جلب توجه سایرین و کسب شهرت اجتماعی و هنری هستند، ولی بنکسی خود را ناشناس و گمنام کرده و این میتواند حس کنجکاوی هنر دوستان را برانگیزد و تمام توجه آنها را معطوف به آثار هنریش بکند نه خود بنکسی. سوما هیچ محدودیتی در خلق آثار هنری نداشته باشد و خود را مقید به هیچ نظام و یا قانون و مقرراتی نداند. در نتیجه محتوا، ارزش، موفقیت و جلب توجه آثار بنکسی دو یا چند یا چندین برابر آثار هنری دیگر است.

خالق یا خالقین بیت کوین هم متوجه این موضوعات شده اند و آن را در قالب یک نوع پول جدید با ماهیت مدرن و نوگرایانه برای دیگران تعریف نموده اند. و برای آن ویژگی های منحصر به فرد و متمایز با سایر پول ها ساخته اند. خالقین بیت کوین نیز این ویژگی ها را هم برای خود و هم برای محصول خود خلق کرده اند. یعنی خود را موجودات مدرن و نو اندیش می دانند و محصولشان را بی رقیب و بی همتا. برای اینکه بیت کوین جلب توجه بیشتری داشته باشد و از ارزش زیادی برخوردار شود، خود را گمنام و نا شناس نموده اند و اینکه از آزادی عمل نا محدودی نیز برخوردارند و خود را مقید به هیچ قانون و مقرراتی هم نمی دانند. این دقیقا به این معنی است که خالقین بیت کوین درک و تحلیل بسیار زیادی از هنر داشته و روانشناسی هنری یا همان حس زیبا شناسی را نیز وارد پروژه خود نموده اند. تا پروژه قدرت و پیشرفت بیشتری داشته باشد. به باور ما در نهایت، خالقان بیت کوین با کپی برداری از خود بنکسی و آثارش به این موفقیت رسیده اند.

جالب است بدانیم که عده ای با دیدن تصویر پرنسس دایانا در روی اسکناس ها، دچار خطا در ادراک شده اند. چرا که پرنسس دایانا جزو خاندان سلطنتی بوده و همین باعث شده به آن اسکناس ها اعتماد کرده و بعدا اعتبار داده و آن را اسکناس تازه چاپ شده و تازه رایج شده به پندارند. در حالی که به خود زحمت نداده اند عبارت "بنکسی انگلستان" را بخوانند و یا اینکه آن عبارت را با "بریتیش بانک" اشتباه گرفته اند. از این رو خالقان بیت کوین به این باور رسیده اند که بعد از رایج شدن بیت کوین، کسی به ارزش یا اعتبار آن شک و تردید نخواهد کرد و با شنیدن عبارت ساتوشی ناکاموتو به آن اعتبار خواهد داد. چون این شخص یک ژاپنی تبار است و ژاپنی ها صنعت گر، سرمایه دار صاحب فناوری و اقتصاد دان یا بانک دار هستند. هر چند که اسم مستعاری برایشان باشد. یعنی زمانی که ساکسون ها با ضریب هوشی بالا، فرق ملکه و عروس متوفی یا بریتیش بانک و بنکسی انگلستان را نمی دانند، سایر مردم دنیا از کجا باید بفهمند فرق پوند انگلیس یا دلار آمریکا حتی پول خودشان با رمز ارز بیت کوین چیست؟ از طرفی چون بعدا مشخص شده که این اسکناس های جعلی، هنر دستان بنکسی است و هرچند که ایشان به دلیل توهین به ملکه و چاپ و نشر اسکناس جعلی در حال پیگرد قانونی هستند، مالکان این اسکناس ها خیلی زود متوجه ارزش هنری آن شده اند و با توجه به اینکه این اسکناس های جعلی با جنبه هنری به صورت محدود چاپ و نشر داده شده اند، با افزایش قیمت بسیار زیادی نیز مواجه شده اند. از این رو خالقان بیت کوین سعی کرده اند به واحدهای پولی بیت کوین، چنین ارزش هنری منحصر به فرد و صد البته محدود ببخشند.

بنکسی خود را فعال و منتقد سیاسی می داند و آثار هنری او با محتوای سیاسی و اجتماعی نوع بشر رابطه دارد. خالقان بیت کوین هم خودشان را فعال و منتقد نظام پولی و اقتصادی دنیا می دانند و این میتواند به ارزش بیت کوین بی افزاید و جنبه متا پولی به آن بدهد. بنکسی برای انحراف ذهن دیگران، جهت اینکه ناشناس باقی مانده و کسی نتواند او را شناسایی کند، شخصی به نام Maître de Casson یا رابین گانینگهام را به عنوان هویت واقعی خود شایعه می کند و بعدا انکار می کند. بیت کوین نیز با ساتوشی این رفتار را دارد. بنکسی خودش مستقیماً عکس‌ های گرافیتی‌ هایش را نمی فروشد. بیت کوین هم کوین هایش را نفروخته است. بلکه قابلیت ماین و استخراج به آن داده و آن را مجانی پخش و رایج نموده است. بنکسی اهداف مالی و تجاری ندارد بلکه اهداف او بگونه ای متعالی است. بیت کوین هم در ظاهر هدف مالی و سود جویی ندارد و اهداف متا اقتصادی را دنبال می کند. آثار بنکسی حاوی پیام ضد جنگ، ضد سرمایه داری و یا ضد دولتی است. بیت کوین هدف خود را از بین بردن نظام قدیم مالی ارایه می کند که این نظام قدیمی خطراتی به مراتب بیشتر از جنگ و افلاس دارد. ولی نظام پرداخت غیر متمرکز بیت کوین امنیت و .... بدنبال دارد. هدف عالی بیت کوین ضد بانکی، ضد سرمایه داری متمرکز شده، و ضد دولتی و تمرکز زدایی مالی است. بیت کوین نوعی پول مردمی یا سوسیالیست است. به باور ما خالقان بیت کوین، شاید متوجه موضوعاتی مهم در دنیای هنر شده اند. ولی چون خودشان مرتکب کپی برداری از بنکسی و آثارش شده اند، نه تنها هنرمند نبوده و هیچ درکی از هنر ندارند، بلکه صرفا به خاطر همین خطای فاحش کپی کاری، اولا رسوا دوما شکست خواهند خورد. چون اولین اصل مهم و بنیادی در دنیای هنر مدرن را نادیده و نقض کرده اند. آنها بدنبال موفقیت بوده اند ولی نا دانسته و ناخواسته در آینده نزدیک شکست را به جان خریده اند. و علت اینکه شاید کسی روانشناس خوبی باشد ولی دلیل نمی شود حتما هنرمند و هنر شناس خوبی باشد.

چنین به نظر می رسد که هنرمندان بگونه ای آثار هنری خود را قربانی شخصیت خود می کنند تا مایه شهرت یا ثروت آنها شود. ولی بنکسی هویت واقعی خود را قربانی آثار هنریش کرده تا آثارش به شهرت جهانی برسند. و اینک این سوال مطرح میشود که پدید آورندگان بیت کوین چه چیزی را برای چه قربانی کرده اند تا چه چیزی را بدست آورند.
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

نمایه کاربر
فروهر

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۶/۳۱ - ۲۲:۱۷


پست: 1086

سپاس: 106


تماس:

Re: بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط فروهر »

ممنونم از زحماتت اما کاش پست صوتی بود😅
عشق صیدیست که تیرت به خطا هم برود
لذتش کنج دلت تا به ابد خواهد ماند...

نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

Re: بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط MRT »

فروهر نوشته شده:
شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ - ۲۲:۳۵
ممنونم از زحماتت اما کاش پست صوتی بود😅
از لطف شما سپاسگزارم. اگه صدام خوب بود حتما دکلمه می کردم . ولی افسوس ..

این مطالب شاید عجیب یا خیلی غلط باشه یا بنظر برسه که... اما با استفاده از یک نوع الگوریتم تحلیل گر کوانتومی ارایه شده اند. برا خیلی چیزا تحلیل داریم. ولی بعضیاش خیلی خطری هستن. آدم میره پشت میله های زندان . منجمله تحلیل پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی بین‌المللی اوکراین.
ولی به هر حال بنظر شما میتوان چنین اطلاعات عددی و آماری با ارزشی از بازار بیت کویین استخراج کرد. من یکی علاقه دارم ولی وقت ندارم ولی میدونم میشه فهمید برای تغییر قیمت مد نظر چکار باید کرد. یا پیاده سازی یه سیستم مخابراتی با امنیت خیلی بالا و خیلی کار آمد.
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

نمایه کاربر
You-See

نام: U30

محل اقامت: تهران

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۳/۵/۱۹ - ۱۹:۰۵


پست: 1164

سپاس: 767

جنسیت:

تماس:

Re: بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط You-See »

این الگوریتم تحلیل گر کوانتومی که باهاش کار می کنید، روی چه سیستمی هست؟ چون الگوریتم کوانتومی حتما باید روی سیستم های کوانتومی کار کند، و در حال حاضر تنها دو تا سیستم کوانتومی در جهان وجود دارد. آن هم در مقیاس آزمایشی با کیوبیت خیلی پایین و پیاده سازی سخت افزاری بسیار پیچیده که نیاز به نگهداری مستمر دارد.
ورودی این الگوریتم چطور استنتاج را انجام می دهد؟ چطور داده ها پردازش می شوند که به ماتریس یادگیری ماشین اضافه بشوند؟ این داده ها چطور با داده های سیاسی/اجتماعی/اقتصادی و غیره ترکیب می شوند؟
البته اگر هیچکدومشون فوق محرمانه نبود بگید
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

Re: بلاک چین و رمز ارزها چه هستند؟

پست توسط MRT »

You-See نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ - ۱۱:۰۷
این الگوریتم تحلیل گر کوانتومی که باهاش کار می کنید، روی چه سیستمی هست؟ چون الگوریتم کوانتومی حتما باید روی سیستم های کوانتومی کار کند، و در حال حاضر تنها دو تا سیستم کوانتومی در جهان وجود دارد. آن هم در مقیاس آزمایشی با کیوبیت خیلی پایین و پیاده سازی سخت افزاری بسیار پیچیده که نیاز به نگهداری مستمر دارد.
ورودی این الگوریتم چطور استنتاج را انجام می دهد؟ چطور داده ها پردازش می شوند که به ماتریس یادگیری ماشین اضافه بشوند؟ این داده ها چطور با داده های سیاسی/اجتماعی/اقتصادی و غیره ترکیب می شوند؟
البته اگر هیچکدومشون فوق محرمانه نبود بگید
این سیستم های کوانتومی که شما ذکر کردید فکر کنم رو مبنای شانس و احتمالات کار می کنند. یعنی همون کیوبیت که هم صفر هست هم یک. اونا هیچ منطق خاصی ندارند یعنی برای حل معادلات از تاس استفاده می کنند. سیستم ما منطق داره و میگه مسائل راحت در کنار مسائل سخت تر حل می شوند . یعنی برای حل یک مسئله باید یه مسئله سخت تر در کنار اون حل بشه. سیستم مغز انسان هم اینطوریه . کلی اطلاعات میریزید داخلش اما وقتی به مسائل سخت تر فکر می کنید مسائل ساده تر زودتر و سریع تر حل میشوند. درست مثل مخلوط کن . جسم سخت جسم مایع را به چرخش در میاره.
امروزه کاربرد این سیستم های کوانتومی مبتنی بر کیوبیت فقط حل معادلاتی است که هیچ راهکار ریاضی یا منطقی برای حل آن در دسترس نباشد یا رمز کشایی که بسیار زمان بر است و ... یعنی بخش کوانتومی تاس میریزه بخش کلاسیک مقایسه می کنه . اگه برابری محقق شد یا رمز گشوده شد سیستم ایست می کنه و متغییر ها بدست می ایند. من اینطوری فهمیدم.
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

ارسال پست