زمان دقیقا چیست؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

aliwardead

نام: علی غلامی

عضویت : جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ - ۰۸:۱۴


پست: 12



Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط aliwardead »

این کتاب رو از کتابخونه بگیر میفهمی زمان واقعی چیهتصویر
به شرطی که به انیشتین اعتقاد داشته باشی

نمایه کاربر
evan

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۳/۲/۳۰ - ۱۱:۴۰


پست: 51

سپاس: 31

جنسیت:

تماس:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط evan »

Plasma نوشته شده:بقیه دوستان قصد شرکت در بحث رو ندارید؟
بنده منتظر نظر های شما هستم
بالاخره گذشته و حال و آینده هر سه واقعی اند یا نه؟

سلام برادر
شما خودتون از آینده یک مفهوم ساخته اید
در صورتی که وجود ندارد!!!
عید همه ی مبارک
اغلب مردم به قصد فهمیدن گوش نمی دهند

آنها به قصد پاسخ دادن گوش می دهند . . .
********************************************************************
ز روزی میترسم که تکنولوژی از تعاملات ما انسانها سبقت بگیرد

دنیا نسلی از ابلهانخواهد داشت...

نمایه کاربر
man30

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۰ - ۲۱:۲۷


پست: 5

سپاس: 1

جنسیت:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط man30 »

سلام
این بزرگترین سوال بشره که فکر نکنم هرگز جواب منطقی براش پیدا بشه
این که دارم مینویسم جواب نیست ها خودش سوال تره!!
این سوال چند ساله که ذهن منم مشغول کرده و هربار که بهش فکر میکنم میترسم. خیلی دوست دارم ببینم کسی در این حس عجیب و ترسناک باهام مشترکه . بعد از دیدن فیلم interstellar به شدت علاقمندتر شدم که از مفهوم زمان و فیزیک کوانتوم و دنیاهای موازی سر در بیارم و به این فروم رسیدم .
همیشه از اینجا به این سوال میرسم : ( لطفا در تنهایی و عمیقا به این موضوع فکر کنید و تصورش کنید )
ببینید الان ما داریم روی زمین زندگی میکنیم این خیلی واضح و بدیهیه!
حالا فرض میکنم من هرگز بدنیا نمیومدم ولی شماها دارین زندگی میکنین
حالا فرض کنیم شما هم توی دنیا نباشین انسانهای دیگه بوده و هستند
مرحله بعد فرض کنیم هیچ آدمی روی زمین نباشه و هرگز نبوده ( لطفا همزمان با خوندن تصور هم کنین )
هیچ موجود زنده ای هرگز روی زمین نبوده و زمین مثل سیاره های دیگه که قابل سکونت نیستن خالی بود مشتی از خاک و سنگ و آب و ...
فضا و سیاره ها و ستاره ها و ... به حرکت و کارشون ادامه میدادن بدون موجود زنده ای حتی در کل هستی و کائنات
فرض کنیم هیچ سیاره و ستاره و ماده ای در دنیا نبود نه نوری نه ماده ای و فقط تاریکی مطلق و خلا بدون ماده تاریک و ...
خوب الان یه فضایی داریم که توش هیچی نیست ( هیچی هست ! )
فرض کنیم اون فضا هم نباشه و هیچی هیچی نباشه اصلا ( همینجای نوشته بمونین و عمیقا بهش فکر کنین )
دنیا میتونست اینجوری باشه ( که هیچی نباشه )
اما شما الان اینجا هستین ( به دستاتون نگاه کنین به اطرافتون نگاه کنین، کمد ، مبل ، فرش ، کامپیوتر ...) در حالی که اصلا منطقی نیست که ما هستیم قاعدتا نباید میبودیم ولی هستیم !!! این خیلی عجیبه که ما وجود داریم !!!
اگه در زمان به عقب برگردیم مثلا قبل از پیدایش دنیا و به قبلترش بریم اون موقع که هیچی وجود نداشت هیچیه هیچی احتمالا تصویر ذهنی شما یه جای تاریکیه که بینهایته . ولی تصور کنیم اونم حتی وجود نداشته .
یکم برین گذشته تر . خیلی گذشته تر موقعی که فقط خدا بوده . ناگهان خدا تصمیم میگره که همه چیز وجود داشته باشن و زمان برای ما شروع میشه خوب الان بریم بازم به عقبتر قبل از تصمیم خدا برا خلق جهان پیرامون ما . خدا داشته جهان های دیگری رو میساخته و اداره میکرده . بریم خیلی قبلتر وقتی که هنوز جهانی نساخته . ابدا هیچی نبوده جز خدا . خوب قبلش چی پس؟ بریم به گذشته تر . به نظر میاد هرچقدرم که بریم به گذشته دورتر بازم به اول نمیرسیم یعنی ابتدا نداره . مگه میشه یه چیزی که شروع نشده ( زمان ) ادامه داشته باشه .
از طرفی میگیم که خوب دیروز ، دیروز بود و امروز با دیروز متفاوته پس زمان معنی داره و از طرف دیگه میگیم پس زمان از کجا شروع شده؟
یعنی ناگهان زمان شروع شده ؟ پس قبلش چی؟ قبلش خدا داشته چیکار میکرده ؟
اگه زمان وجود داره پس چرا برای خدا صدق نمیکنه؟ چرا خدا همیشه بوده ؟
اگه زمان وجود نداره پس چرا الان دیروز یا روزای قبلترش نیست ؟
زمان همیشه ادامه داشته ولی نقطه شروع نداشته ؟!!!
اگه نقطه شروع داشته پس قبلش چی؟
اینکه میبینم ما وجود داریم دنیا وجود داره در حالی که میتونست هیچی وجود نداشته باشه از ترسش کم میارم میگم پناه بر خدا smile031
اینجوری به شدت به خدا معتقد میشم و اینکه نمیتونیم تصورش کنیم
شاید به نفعمون باشه جواب این سوال رو ندونیم ولی باید سعی خودمون رو بکنیم که سر در بیاریم .
ببشخید دیگه علمی نبود خیلی . هرچند سعی کردم منظم بیان کنم ولی بازم ذهنم پر از سوال و آشفته میشه .
chaos is order yet undeciphered.
بی نظمی یک نظم کشف نشده است .

فرزند كعبه

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۹/۱۰ - ۱۲:۳۹


پست: 36

سپاس: 17

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط فرزند كعبه »

man30 نوشته شده:سلام
این بزرگترین سوال بشره که فکر نکنم هرگز جواب منطقی براش پیدا بشه
این که دارم مینویسم جواب نیست ها خودش سوال تره!!
این سوال چند ساله که ذهن منم مشغول کرده و هربار که بهش فکر میکنم میترسم. خیلی دوست دارم ببینم کسی در این حس عجیب و ترسناک باهام مشترکه . بعد از دیدن فیلم interstellar به شدت علاقمندتر شدم که از مفهوم زمان و فیزیک کوانتوم و دنیاهای موازی سر در بیارم و به این فروم رسیدم .
همیشه از اینجا به این سوال میرسم : ( لطفا در تنهایی و عمیقا به این موضوع فکر کنید و تصورش کنید )
ببینید الان ما داریم روی زمین زندگی میکنیم این خیلی واضح و بدیهیه!
حالا فرض میکنم من هرگز بدنیا نمیومدم ولی شماها دارین زندگی میکنین
حالا فرض کنیم شما هم توی دنیا نباشین انسانهای دیگه بوده و هستند
مرحله بعد فرض کنیم هیچ آدمی روی زمین نباشه و هرگز نبوده ( لطفا همزمان با خوندن تصور هم کنین )
هیچ موجود زنده ای هرگز روی زمین نبوده و زمین مثل سیاره های دیگه که قابل سکونت نیستن خالی بود مشتی از خاک و سنگ و آب و ...
فضا و سیاره ها و ستاره ها و ... به حرکت و کارشون ادامه میدادن بدون موجود زنده ای حتی در کل هستی و کائنات
فرض کنیم هیچ سیاره و ستاره و ماده ای در دنیا نبود نه نوری نه ماده ای و فقط تاریکی مطلق و خلا بدون ماده تاریک و ...
خوب الان یه فضایی داریم که توش هیچی نیست ( هیچی هست ! )
فرض کنیم اون فضا هم نباشه و هیچی هیچی نباشه اصلا ( همینجای نوشته بمونین و عمیقا بهش فکر کنین )
دنیا میتونست اینجوری باشه ( که هیچی نباشه )
اما شما الان اینجا هستین ( به دستاتون نگاه کنین به اطرافتون نگاه کنین، کمد ، مبل ، فرش ، کامپیوتر ...) در حالی که اصلا منطقی نیست که ما هستیم قاعدتا نباید میبودیم ولی هستیم !!! این خیلی عجیبه که ما وجود داریم !!!
اگه در زمان به عقب برگردیم مثلا قبل از پیدایش دنیا و به قبلترش بریم اون موقع که هیچی وجود نداشت هیچیه هیچی احتمالا تصویر ذهنی شما یه جای تاریکیه که بینهایته . ولی تصور کنیم اونم حتی وجود نداشته .
یکم برین گذشته تر . خیلی گذشته تر موقعی که فقط خدا بوده . ناگهان خدا تصمیم میگره که همه چیز وجود داشته باشن و زمان برای ما شروع میشه خوب الان بریم بازم به عقبتر قبل از تصمیم خدا برا خلق جهان پیرامون ما . خدا داشته جهان های دیگری رو میساخته و اداره میکرده . بریم خیلی قبلتر وقتی که هنوز جهانی نساخته . ابدا هیچی نبوده جز خدا . خوب قبلش چی پس؟ بریم به گذشته تر . به نظر میاد هرچقدرم که بریم به گذشته دورتر بازم به اول نمیرسیم یعنی ابتدا نداره . مگه میشه یه چیزی که شروع نشده ( زمان ) ادامه داشته باشه .
از طرفی میگیم که خوب دیروز ، دیروز بود و امروز با دیروز متفاوته پس زمان معنی داره و از طرف دیگه میگیم پس زمان از کجا شروع شده؟
یعنی ناگهان زمان شروع شده ؟ پس قبلش چی؟ قبلش خدا داشته چیکار میکرده ؟
اگه زمان وجود داره پس چرا برای خدا صدق نمیکنه؟ چرا خدا همیشه بوده ؟
اگه زمان وجود نداره پس چرا الان دیروز یا روزای قبلترش نیست ؟
زمان همیشه ادامه داشته ولی نقطه شروع نداشته ؟!!!
اگه نقطه شروع داشته پس قبلش چی؟
اینکه میبینم ما وجود داریم دنیا وجود داره در حالی که میتونست هیچی وجود نداشته باشه از ترسش کم میارم میگم پناه بر خدا smile031
اینجوری به شدت به خدا معتقد میشم و اینکه نمیتونیم تصورش کنیم
شاید به نفعمون باشه جواب این سوال رو ندونیم ولی باید سعی خودمون رو بکنیم که سر در بیاریم .
ببشخید دیگه علمی نبود خیلی . هرچند سعی کردم منظم بیان کنم ولی بازم ذهنم پر از سوال و آشفته میشه .


به نظر من تفاسیر قشنگ شما تنها ناشی از اینه که ما از درک ماهیت زمان تو جهان واقعی خودمون عاجز بودیم
به نظر میاد که تعابیری هم برای روشن کردن ماهیت زمان در گستره ی وجود و جهان قابل مشاهد از ابتدای تاریخ بوجود اومدن اون وجود داشته باشند که تا الان ذهنیت بشر نتوسته بهش دسترسی داشته باشه

نمایه کاربر
Archimedes

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۲/۵/۱۴ - ۱۰:۴۵


پست: 1233

سپاس: 1379

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط Archimedes »

man30 نوشته شده:سلام
این بزرگترین سوال بشره که فکر نکنم هرگز جواب منطقی براش پیدا بشه
این که دارم مینویسم جواب نیست ها خودش سوال تره!!
این سوال چند ساله که ذهن منم مشغول کرده و هربار که بهش فکر میکنم میترسم. خیلی دوست دارم ببینم کسی در این حس عجیب و ترسناک باهام مشترکه . بعد از دیدن فیلم interstellar به شدت علاقمندتر شدم که از مفهوم زمان و فیزیک کوانتوم و دنیاهای موازی سر در بیارم و به این فروم رسیدم .
همیشه از اینجا به این سوال میرسم : ( لطفا در تنهایی و عمیقا به این موضوع فکر کنید و تصورش کنید )
ببینید الان ما داریم روی زمین زندگی میکنیم این خیلی واضح و بدیهیه!
حالا فرض میکنم من هرگز بدنیا نمیومدم ولی شماها دارین زندگی میکنین
حالا فرض کنیم شما هم توی دنیا نباشین انسانهای دیگه بوده و هستند
مرحله بعد فرض کنیم هیچ آدمی روی زمین نباشه و هرگز نبوده ( لطفا همزمان با خوندن تصور هم کنین )
هیچ موجود زنده ای هرگز روی زمین نبوده و زمین مثل سیاره های دیگه که قابل سکونت نیستن خالی بود مشتی از خاک و سنگ و آب و ...
فضا و سیاره ها و ستاره ها و ... به حرکت و کارشون ادامه میدادن بدون موجود زنده ای حتی در کل هستی و کائنات
فرض کنیم هیچ سیاره و ستاره و ماده ای در دنیا نبود نه نوری نه ماده ای و فقط تاریکی مطلق و خلا بدون ماده تاریک و ...
خوب الان یه فضایی داریم که توش هیچی نیست ( هیچی هست ! )
فرض کنیم اون فضا هم نباشه و هیچی هیچی نباشه اصلا ( همینجای نوشته بمونین و عمیقا بهش فکر کنین )
دنیا میتونست اینجوری باشه ( که هیچی نباشه )
اما شما الان اینجا هستین ( به دستاتون نگاه کنین به اطرافتون نگاه کنین، کمد ، مبل ، فرش ، کامپیوتر ...) در حالی که اصلا منطقی نیست که ما هستیم قاعدتا نباید میبودیم ولی هستیم !!! این خیلی عجیبه که ما وجود داریم !!!
اگه در زمان به عقب برگردیم مثلا قبل از پیدایش دنیا و به قبلترش بریم اون موقع که هیچی وجود نداشت هیچیه هیچی احتمالا تصویر ذهنی شما یه جای تاریکیه که بینهایته . ولی تصور کنیم اونم حتی وجود نداشته .
یکم برین گذشته تر . خیلی گذشته تر موقعی که فقط خدا بوده . ناگهان خدا تصمیم میگره که همه چیز وجود داشته باشن و زمان برای ما شروع میشه خوب الان بریم بازم به عقبتر قبل از تصمیم خدا برا خلق جهان پیرامون ما . خدا داشته جهان های دیگری رو میساخته و اداره میکرده . بریم خیلی قبلتر وقتی که هنوز جهانی نساخته . ابدا هیچی نبوده جز خدا . خوب قبلش چی پس؟ بریم به گذشته تر . به نظر میاد هرچقدرم که بریم به گذشته دورتر بازم به اول نمیرسیم یعنی ابتدا نداره . مگه میشه یه چیزی که شروع نشده ( زمان ) ادامه داشته باشه .
از طرفی میگیم که خوب دیروز ، دیروز بود و امروز با دیروز متفاوته پس زمان معنی داره و از طرف دیگه میگیم پس زمان از کجا شروع شده؟
یعنی ناگهان زمان شروع شده ؟ پس قبلش چی؟ قبلش خدا داشته چیکار میکرده ؟
اگه زمان وجود داره پس چرا برای خدا صدق نمیکنه؟ چرا خدا همیشه بوده ؟
اگه زمان وجود نداره پس چرا الان دیروز یا روزای قبلترش نیست ؟
زمان همیشه ادامه داشته ولی نقطه شروع نداشته ؟!!!
اگه نقطه شروع داشته پس قبلش چی؟
اینکه میبینم ما وجود داریم دنیا وجود داره در حالی که میتونست هیچی وجود نداشته باشه از ترسش کم میارم میگم پناه بر خدا smile031
اینجوری به شدت به خدا معتقد میشم و اینکه نمیتونیم تصورش کنیم
شاید به نفعمون باشه جواب این سوال رو ندونیم ولی باید سعی خودمون رو بکنیم که سر در بیاریم .
ببشخید دیگه علمی نبود خیلی . هرچند سعی کردم منظم بیان کنم ولی بازم ذهنم پر از سوال و آشفته میشه .

دوست عزیز شما دو موضوع مذهب و علم رو با هم قاطی کردین و در نهایت از روی ترس یک نتیجه احساسی گرفتین.
در رد امروز و دیروز هم بگم که:
امروز دیروز نیست زیرا همه چیز و حتی خود شما در امروز مشابه شما و مکان شما در دیروز نیست. و متفاوت است.
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

نمایه کاربر
man30

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۰ - ۲۱:۲۷


پست: 5

سپاس: 1

جنسیت:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط man30 »

خوب اون که بله درسته من که مث شما دانشمند و شجاع و قوی نیستم که نترسم (که) smile039
ضمن اینکه اصن به اون شکلی که فکر میکنین دیندار هم نیستم که نماز بخونمو چیو چیو چی ...
ولی خودمم نمیتونم گول بزنم کتابایی که دیگران نوشتن رو حفظ کنم بگم بله منم صاحب نظر شدم حالا میتونم از خودم فلسفه ببافم
یا برم از نظریاتی که خود نظریه پرداز توش شک داره قاطعانه دفاع کنم و بشم کاسه داغتر از آش
حالا که در محضر شما اساتید هستم و میتونم بهرمند شم خیلی خوب میشه که بگین حداقل چی درست تره
مثلا شما وقتی به این چیزا فکر میکنین چیکار میکنین؟
خوشحال میشین ؟ ( آخ جون نمیدونم اینو )
ناراحت میشین ؟ ( وای بیچاره شدم نمیدونم اینو )
بیتفاوت میشین؟ ( خوب که چی نمیدونم که نمیدونم )
با انگیزه میشین ؟ ( من الان میرم جوابو پیدا میکنم ناسلامتی من دانشمندم )
یا منتظر میمونین یه نظریه پرداز توضیح بده برین حفظ کنین حرفاشو ؟ ( من یه نظریه دارم به اسم نسبیت خاص که نظر خودمه شاید انیشتین هم با من همنظر باشه )
یا ...
در هر صورت باید یه چیزی بشین دیگه
حالا نمیدونم شما نسبت به این قضیه و شروع زمان و آغاز همه چیز چه نظری دارین و نظر علمیه شما نسبت به ابتدای زمان چیه . اگه آغاز زمان رو با انفجار بزرگ میدونین که پس قبلش چی ؟ اگه نه ، پس چی؟
اصلا در نظر بگیریم هیچ خدایی نبوده که وارد دین هم نشیم . خوب چی بوده؟ از هیچی یهو اتم و ملوکول و ... درست شده ؟ کدوم شاخه از علم ثابت کرده از هیچی میشه چیزی درست کرد؟
مگه فوتوشاپه بازش کنیم Ctrl+N بزنیم نقاشی کنیم توش بگیم من از هیچی یه چیزی درست کردم؟
تازه در این صورت هم من خالق اثرم و دارم خلق میکنم نقاشیو . هزار سال دیگه هم کسی Ctrl+N رو نزنه هیچی خودبخو و یهویی درست نمیشه
در مورد امروز دیروز نیست ، که خودمم میگم دیروز نیست ولی ارتباطش با مکان رو نمیدونم .
یعنی امروز دیروز نیست چون من ( کره زمین ) در فضا جایی هستم که دیروز نبودم؟ یا در روی کره زمین جایی هستم که دیروز نبودم؟ ( کم سوادی ماست دیگه متوجه حرفای دانشمندان شجاع نمیشیم :دی )
chaos is order yet undeciphered.
بی نظمی یک نظم کشف نشده است .

نمایه کاربر
Archimedes

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۲/۵/۱۴ - ۱۰:۴۵


پست: 1233

سپاس: 1379

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط Archimedes »

man30 نوشته شده:خوب اون که بله درسته من که مث شما دانشمند و شجاع و قوی نیستم که نترسم (که) smile039
ضمن اینکه اصن به اون شکلی که فکر میکنین دیندار هم نیستم که نماز بخونمو چیو چیو چی ...
ولی خودمم نمیتونم گول بزنم کتابایی که دیگران نوشتن رو حفظ کنم بگم بله منم صاحب نظر شدم حالا میتونم از خودم فلسفه ببافم
یا برم از نظریاتی که خود نظریه پرداز توش شک داره قاطعانه دفاع کنم و بشم کاسه داغتر از آش
حالا که در محضر شما اساتید هستم و میتونم بهرمند شم خیلی خوب میشه که بگین حداقل چی درست تره
مثلا شما وقتی به این چیزا فکر میکنین چیکار میکنین؟
خوشحال میشین ؟ ( آخ جون نمیدونم اینو )
ناراحت میشین ؟ ( وای بیچاره شدم نمیدونم اینو )
بیتفاوت میشین؟ ( خوب که چی نمیدونم که نمیدونم )
با انگیزه میشین ؟ ( من الان میرم جوابو پیدا میکنم ناسلامتی من دانشمندم )
یا منتظر میمونین یه نظریه پرداز توضیح بده برین حفظ کنین حرفاشو ؟ ( من یه نظریه دارم به اسم نسبیت خاص که نظر خودمه شاید انیشتین هم با من همنظر باشه )
یا ...
در هر صورت باید یه چیزی بشین دیگه
حالا نمیدونم شما نسبت به این قضیه و شروع زمان و آغاز همه چیز چه نظری دارین و نظر علمیه شما نسبت به ابتدای زمان چیه . اگه آغاز زمان رو با انفجار بزرگ میدونین که پس قبلش چی ؟ اگه نه ، پس چی؟
اصلا در نظر بگیریم هیچ خدایی نبوده که وارد دین هم نشیم . خوب چی بوده؟ از هیچی یهو اتم و ملوکول و ... درست شده ؟ کدوم شاخه از علم ثابت کرده از هیچی میشه چیزی درست کرد؟
مگه فوتوشاپه بازش کنیم Ctrl+N بزنیم نقاشی کنیم توش بگیم من از هیچی یه چیزی درست کردم؟
تازه در این صورت هم من خالق اثرم و دارم خلق میکنم نقاشیو . هزار سال دیگه هم کسی Ctrl+N رو نزنه هیچی خودبخو و یهویی درست نمیشه
در مورد امروز دیروز نیست ، که خودمم میگم دیروز نیست ولی ارتباطش با مکان رو نمیدونم .
یعنی امروز دیروز نیست چون من ( کره زمین ) در فضا جایی هستم که دیروز نبودم؟ یا در روی کره زمین جایی هستم که دیروز نبودم؟ ( کم سوادی ماست دیگه متوجه حرفای دانشمندان شجاع نمیشیم :دی )


خیلی خوب دوست عزیز با یک داستان شروع می کنم:
قبل از گالیله علم نجوم و کیهان شناسی هیچ دستاوردی نداشت و برخی به اصطلاح دانشمند با دروغ های خود مردم رو به علمی دروغین کشاندند. به عنوان مثال:
زمین مرکز جهان است و خورشید دور آن می گردد زیرا انسان موجودی مقدس است
زمین تخت است
زمین بر پشت لاکپشت قرار دارد و آن لاکپشت بر روی لاکپشت دیگریست تا بی نهایت...
زمین روی شاخ گاو قرار دارد.
این قبیل سخننان زیاد است و ارزش گفتن ندارد.
سوال اصلی این است که این قبیل سخنان چگونه به وجود آمد؟
کاملا مشخص است مردمی به اصطلاح دانشمند بدون هیچ روش علمی و بدون هیچ ابزار سنجشی و همین طور بدون هیچ داده ی تجربی شروع به گمانه زنی و پیشگویی در مورد پدیده هایی کردند که کاملا برای آنها ناشناخته بود و به همین دلیل به چنین گزاره های بی معنی رسیدند.
تا اینکه گالیله با تلسکوپ ساخته ی خود و محاسبات نجومی به حقیقت رسید و گفت که زمین به دور خورشید می گردد و زمین کرویست نه تخت که در نهایت بخاطر دستگاه تفتیش عقاید مجبور شد سخنان خود را پس بگیرد زیرا کلیسا در آن زمان همان چرندیات و پیشگویی ها را قبول داشت زیرا با کتاب مقدس همخوانی داشت.

می خواهم این بگویم که:
شما چطور می توانید در مورد قبل از بیگ بنگ سخن بگویید در حالی که تمام علم فیزیک تا زمان پلانک کارایی دارد و برای قبل از آن ما هیچ قانون علمی نداریم تا استفاده کنیم. در این صورت شما با به گمانه زنی و فلسفه بافی بی پایه و اساس روی آورید که این گفته ها هیچ ارزش معرفتی و علمی ندارد.
می پرسید آیا زمان از بیگ بنگ بوجود آمده یا قبل از آن هم بوده؟
شما بهتره اول مفهوم و چیستی زمان رو پیدا کنید بعد به فکر پیدا کردن منشاء آن باشید.
این درست مثل اینه که یه جعبه ناگهان از آسمان جلوی شما افتاده باشه و شما همین طور بشینید و شروع کنید به فلسفه بافتن و حدس زدن که درون جعبه چیه و یا اینکه از کجا اومده.
ولی شما با این روش به جایی نمی رسید مگر اینکه اول در جعبه رو باز کنید و با روش های دیگر که به یقینی تجربی در مورد محتویات جعبه برسید. و به اینکه از کجا آمده.
پس بحث در اینجا بر سر شواهد و اثبات تجربی است و جلوگیری از وقت تلف کردن های بیهوده و گمانه زنی های بی پایه و اساس.
حال اختیار با خود شماست اگر می خواهید به فلسفه بافی ادامه دهید...
بفرمایید smile072
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

نمایه کاربر
man30

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۰ - ۲۱:۲۷


پست: 5

سپاس: 1

جنسیت:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط man30 »

Archimedes نوشته شده:
man30 نوشته شده:خوب اون که بله درسته من که مث شما دانشمند و شجاع و قوی نیستم که نترسم (که) smile039
ضمن اینکه اصن به اون شکلی که فکر میکنین دیندار هم نیستم که نماز بخونمو چیو چیو چی ...
ولی خودمم نمیتونم گول بزنم کتابایی که دیگران نوشتن رو حفظ کنم بگم بله منم صاحب نظر شدم حالا میتونم از خودم فلسفه ببافم
یا برم از نظریاتی که خود نظریه پرداز توش شک داره قاطعانه دفاع کنم و بشم کاسه داغتر از آش
حالا که در محضر شما اساتید هستم و میتونم بهرمند شم خیلی خوب میشه که بگین حداقل چی درست تره
مثلا شما وقتی به این چیزا فکر میکنین چیکار میکنین؟
خوشحال میشین ؟ ( آخ جون نمیدونم اینو )
ناراحت میشین ؟ ( وای بیچاره شدم نمیدونم اینو )
بیتفاوت میشین؟ ( خوب که چی نمیدونم که نمیدونم )
با انگیزه میشین ؟ ( من الان میرم جوابو پیدا میکنم ناسلامتی من دانشمندم )
یا منتظر میمونین یه نظریه پرداز توضیح بده برین حفظ کنین حرفاشو ؟ ( من یه نظریه دارم به اسم نسبیت خاص که نظر خودمه شاید انیشتین هم با من همنظر باشه )
یا ...
در هر صورت باید یه چیزی بشین دیگه
حالا نمیدونم شما نسبت به این قضیه و شروع زمان و آغاز همه چیز چه نظری دارین و نظر علمیه شما نسبت به ابتدای زمان چیه . اگه آغاز زمان رو با انفجار بزرگ میدونین که پس قبلش چی ؟ اگه نه ، پس چی؟
اصلا در نظر بگیریم هیچ خدایی نبوده که وارد دین هم نشیم . خوب چی بوده؟ از هیچی یهو اتم و ملوکول و ... درست شده ؟ کدوم شاخه از علم ثابت کرده از هیچی میشه چیزی درست کرد؟
مگه فوتوشاپه بازش کنیم Ctrl+N بزنیم نقاشی کنیم توش بگیم من از هیچی یه چیزی درست کردم؟
تازه در این صورت هم من خالق اثرم و دارم خلق میکنم نقاشیو . هزار سال دیگه هم کسی Ctrl+N رو نزنه هیچی خودبخو و یهویی درست نمیشه
در مورد امروز دیروز نیست ، که خودمم میگم دیروز نیست ولی ارتباطش با مکان رو نمیدونم .
یعنی امروز دیروز نیست چون من ( کره زمین ) در فضا جایی هستم که دیروز نبودم؟ یا در روی کره زمین جایی هستم که دیروز نبودم؟ ( کم سوادی ماست دیگه متوجه حرفای دانشمندان شجاع نمیشیم :دی )


خیلی خوب دوست عزیز با یک داستان شروع می کنم:
قبل از گالیله علم نجوم و کیهان شناسی هیچ دستاوردی نداشت و برخی به اصطلاح دانشمند با دروغ های خود مردم رو به علمی دروغین کشاندند. به عنوان مثال:
زمین مرکز جهان است و خورشید دور آن می گردد زیرا انسان موجودی مقدس است
زمین تخت است
زمین بر پشت لاکپشت قرار دارد و آن لاکپشت بر روی لاکپشت دیگریست تا بی نهایت...
زمین روی شاخ گاو قرار دارد.
این قبیل سخننان زیاد است و ارزش گفتن ندارد.
سوال اصلی این است که این قبیل سخنان چگونه به وجود آمد؟
کاملا مشخص است مردمی به اصطلاح دانشمند بدون هیچ روش علمی و بدون هیچ ابزار سنجشی و همین طور بدون هیچ داده ی تجربی شروع به گمانه زنی و پیشگویی در مورد پدیده هایی کردند که کاملا برای آنها ناشناخته بود و به همین دلیل به چنین گزاره های بی معنی رسیدند.
تا اینکه گالیله با تلسکوپ ساخته ی خود و محاسبات نجومی به حقیقت رسید و گفت که زمین به دور خورشید می گردد و زمین کرویست نه تخت که در نهایت بخاطر دستگاه تفتیش عقاید مجبور شد سخنان خود را پس بگیرد زیرا کلیسا در آن زمان همان چرندیات و پیشگویی ها را قبول داشت زیرا با کتاب مقدس همخوانی داشت.

می خواهم این بگویم که:
شما چطور می توانید در مورد قبل از بیگ بنگ سخن بگویید در حالی که تمام علم فیزیک تا زمان پلانک کارایی دارد و برای قبل از آن ما هیچ قانون علمی نداریم تا استفاده کنیم. در این صورت شما با به گمانه زنی و فلسفه بافی بی پایه و اساس روی آورید که این گفته ها هیچ ارزش معرفتی و علمی ندارد.
می پرسید آیا زمان از بیگ بنگ بوجود آمده یا قبل از آن هم بوده؟
شما بهتره اول مفهوم و چیستی زمان رو پیدا کنید بعد به فکر پیدا کردن منشاء آن باشید.
این درست مثل اینه که یه جعبه ناگهان از آسمان جلوی شما افتاده باشه و شما همین طور بشینید و شروع کنید به فلسفه بافتن و حدس زدن که درون جعبه چیه و یا اینکه از کجا اومده.
ولی شما با این روش به جایی نمی رسید مگر اینکه اول در جعبه رو باز کنید و با روش های دیگر که به یقینی تجربی در مورد محتویات جعبه برسید. و به اینکه از کجا آمده.
پس بحث در اینجا بر سر شواهد و اثبات تجربی است و جلوگیری از وقت تلف کردن های بیهوده و گمانه زنی های بی پایه و اساس.
حال اختیار با خود شماست اگر می خواهید به فلسفه بافی ادامه دهید...
بفرمایید smile072

دست شما درد نکنه
پس به این نتیجه میرسیم که تا وقتی که جعبه بسته هست هیچ نظری در موردش نباید داد و باید سعی کنیم که جعبه رو باز کنیم و بصورت علمی بفهمیم. نظریه ها مطرح نشین تا ما جعبه رو باز کنیم
البته منم به داستان گالیله شک دارم چون خودم که اونجا نبودم با چشمای خودم ببینم و مطمئن شم . هیچ صدای ضبط شده تا فیلمی از زمان گالیله وجود داره که از این گفته ها مطمئن شم یا نه فقط از رو کتابایی که معلوم نیست نویسندهاشون چقدر تخیل روش گذاشتن و یا فیلمای سینمایی که وضعیتشون مشخصه این داستان رو نقل میکنین؟
به نظر شما نظریه هایی که رد شدن و هرگز ثابت نشدن هم نباید مطرح میشدند چون به صورت علمی که ثابت نشده بودن ؟ اول باید ثابت کنیم یه چیزیو بعد در موردش حرف بزنیم و نظریه های مختلف رو بررسی کنیم ؟
در مورد این نظریه که خدا همه چیز رو خلق کرده هم هنوز هیچکدام از دانشمندان علوم فیزیک و علوم دیگه نظریه ای مطرح نکردن و فقط ما هستیم که داریم اینها رو میگیم و وقت تلف میکنیم. اونا منتظرن اول ثابت کنن و بعد نظریه رو مطرح کنن؟ دانشمندا میگن که چون ما نمیدونیم پس هیچ نظری رو قبول نداریم ؟ اول بصورت علمی اثبات میکنیم و بعد نظریه پردازی . پس نظریه خلق دنیا توسط خدا و سایر نظریات در مورد پیدایش دنیا بجز نظریه بیگ بنگ هنوز مطرح نشدن چون هنوز ثابت نشدن که مطرح بشن . چون طبق گفته شما اول باید بصورت علمی اثبات کرد بعد نظریه رو مطرح کرد.
در مورد لاکپشت هم شک دارما چون مردم اون زمان که نیستن بگن بله ما اینجوری فکر میکردیم پس این حرف هم علمی نیست تاریخ هم که پر از دروغه به کتابا هم که نمیشه اطمینان کرد یهو یه چیزی مینویسن منطبق بر کتاب مقدس خودشون. پس داستان لاکپشت یه چیز من درآوردیه برای گول زدن مردم
شما چطور میتوانید در مورد لاکپشت سخن بگویید در حالی که در آن زمان نبودید و با چشم خودتان ندیدید و فقط دارین نقل قول دیگران رو میگویید . یا نه قضیه اینجوریه که شما حرف یک سری را قبول دارید . مثلا عاها این موهاش فرفریه من حرفشو قبول دارم هرچی بگه سنده بگه ماست سیاهه حتما درسته چون موهاش فرفریه داره علمی حرف میزنه.
پس طبق این گفته شما هیچوقت گمانه نمیزنید و نظری در مورد چیزی مطرح نمیکنید و مستقیم میشتابید بسوی عمل و علم smile039 و وقت خودتان را هدر نمیدهید با نظریه پردازی ؟
پس اگر میخواهم وقتم را با فلسفه بافی تلف نکنم ، باید بروم عمل کنم و هیچکدام از ممکنها را در نظر نگیرم یهو بروم عمل کنم و ببینم زمان چه بوده و پیش از بیگ بنگ را دریابم با عمل یهویی smile039
من به راحتی میتونم در مورد قبل از بیگ بنگ سخن بگویم. کاری نداره که . همانطور که شما به راحتی در مورد ماده تاریک سخن میگویید . مگه تجربه علمی در مورد ماده تاریک دارید؟
به راحتی میشه در مورد همه چیز نظر داد و لازم نیست صبر کنیم علم ثابت کنه بعد نظر بدیم. تا جایی که میدونم اول نظریه ها مطرح میشن و بعد ثابت میشن نه اینکه اول ثابت بشن و بعد مطرح بشن. در مورد بیگ بنگ هم اول نظریه ثابت نشده که بعد مطرح بشه . اول مطرح شده و بعد ثابت شده . در مورد قبل از بیگ بنگ هم اول باید نظریه ای مطرح بشه و بعد اثبات بشه و قرار هم نیست که فقط یه نظر مطرح بشه میتونه هزاران نظریه باشه
شما چطور میگین نمیتونیم در مورد قبل از بیگ بنگ سخن بگوییم چون هنوز علمش رو نداریم؟ smile029
مگه وقتی که داریم در مورد نظریه های جدید که فقط مطرح شده و هنوز ثابت نشده حرف میزنیم علمش رو داریم؟
chaos is order yet undeciphered.
بی نظمی یک نظم کشف نشده است .

نمایه کاربر
Archimedes

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۲/۵/۱۴ - ۱۰:۴۵


پست: 1233

سپاس: 1379

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط Archimedes »

بحث اصلی تایپیک منحرف شده و باید برگردیم به موضوع زمان.
اما در مورد نظریه دادن باید بگم که:
نظریه دادن هیچ مشکلی نداره، فقط باید در چهارچوب درست مطرح بشه و همین طور از ابزار اصلی نظریه پردازان که همان ریاضیات است استفاده بشه تا ما اون رو قابل اعتماد بدونیم و بهش تکیه کنیم.
در نتیجه شما اگر نظریه ای دارین باید از ریاضیات برای اثبات اون نظریه استفاده کنید.
و در قدم بعدی برای اینکه اثبات تجربی بشه و همین طور به عنوان علم توسط جامعه علمی پذیرفته بشه باید در آزمایشگاه اثبات تجربی بشود.

مشکل قبل از بیگ بنگ این است که:
ما را به موضوع تکینگی می رساند که متاسفانه وقتی به این نقطه رسیدیم تمام قوانین علم فیزیک بی مصرف و ناکارا می شوند.
شما اول باید این مسله را حل کنید، بعد بروید عقب تر که می رسید به قبل از تکینگی و قبل از بیگ بنگ.
مشکل تکینگی را نیز می توانید با تلفیق نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی در یک معادله کامل تر و ساده تر حل کنید.(که البته اثبات ریاضی پیچیده و طاقت فرسای و کار طولانی را می طلبد)
در نتیجه:
تنها ابزار خرد محض که باعث اثبات نظری یک تئوری محض می شوذ فقط (( ریاضیات )) است.
(که تا اینجا یعنی قبل از اثبات تجربی در آزمایشگاه همچنان نظریه شما معتبر است. ولی متاسفانه با توجه به جو تجربه گرایی بعد از هیوم، پرادایم علمی اکنون بر حسب اثبات تجربی ددر آزمایشگاه معتبر است و به همین دلیل پس از اثبات توسط خرد محض (( ریاضیات )) شما احتیاج به اثبات تجربی در آزمایشگاه دارید تا کاملا به عنوان علم در نظر گرفته شود)
که البته این موضوع برای این است که دیگر از خیال پردازی ها خوداری بشه و تفاوت بین گزاره های علم و شبه علم مشخص بشه تا مردم به انحراف در درک علم واقعی دچار نشوند.
اما در مورد تاریخ:
شما مجبورید به این اسناد و زندگینامه هایی که وجود دارد در مورد دانشمندان اعتماد کنید زیرا راه دیگری برای فهمیدن درباره آنها وجود ندارد.(البته تحریف و اغراق همیشه وجود دارد ولی ما باید با داشته هایمان کار کنیم)
باز تاکید می کنم که ادامه این بحث جستار را منحرف می کند و اگر شما به این موضوع علاقه دارید می توانید تایپیکی جداگانه در باب چیستی علم در تالار فلسفه علم بگشایید.
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

Persios

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۴/۱/۴ - ۲۱:۵۸


پست: 140

سپاس: 31

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط Persios »

دوست عزیز
هر نظریه باید یک پایه محکم و اصلی منطقی و علمی داشته باشد
هر نظریه ای که مطرح می شود بر پایه ی یک درک کامل از علم خود موضوع مطلب هست یعنی اگر سوال بپرسند بتواند به قوانین پایه ای که همه توافق نظر دارند برسد و تجذیه بشود
ولی نظر هایی که شما دادین از یک آشفتگی مطلب سرچشمه می گرفت یعنی چندین موضوع و مطلب فلسفی علمی و احساسی رو در خودش داشت که ارتباط بین آن ها جای سوال داشت.
دلیل راضی نشدن شما به پاسخ های دوستان این است که شما از مبنای متفاوت تفکری و ذهنی نسبت به دوستان دیگر سخن می گویید
برای مثال شما همیشه به دنبال یک مبدا ثابت برای هر چیز هستید که دیگر قابل فروکاهیدن نباشد (مانند نقطه ی آغاز خود زمان) که به نظر شما بدهی ترین موضوع است ولی این بر خلاف نظر شما و خیلی های دیگر کل حقیقت نیست حقیقت می تواند همانطور که از آغاز نظریه ی کوانتمی دانشمندان متوجه شدند هیچ پایه و اصل ثابت و با منطق نداشته باشد (البته این بی ثباتی در اندازه ی کوانتمی است و نمی توان در سایز و اندازه ی ماکرو خودمان بکار برد و هدف من از گفتن این مطلب نشان دادن فقط قسمتی از خواصیت حقیقت بود) یعنی حتی می توان این را گفت که زمان نیازی به نقطه ی صفر ندارد

نمایه کاربر
man30

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۰ - ۲۱:۲۷


پست: 5

سپاس: 1

جنسیت:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط man30 »

Archimedes نوشته شده:بحث اصلی تایپیک منحرف شده و باید برگردیم به موضوع زمان.
اما در مورد نظریه دادن باید بگم که:
نظریه دادن هیچ مشکلی نداره، فقط باید در چهارچوب درست مطرح بشه و همین طور از ابزار اصلی نظریه پردازان که همان ریاضیات است استفاده بشه تا ما اون رو قابل اعتماد بدونیم و بهش تکیه کنیم.
در نتیجه شما اگر نظریه ای دارین باید از ریاضیات برای اثبات اون نظریه استفاده کنید.
و در قدم بعدی برای اینکه اثبات تجربی بشه و همین طور به عنوان علم توسط جامعه علمی پذیرفته بشه باید در آزمایشگاه اثبات تجربی بشود.

مشکل قبل از بیگ بنگ این است که:
ما را به موضوع تکینگی می رساند که متاسفانه وقتی به این نقطه رسیدیم تمام قوانین علم فیزیک بی مصرف و ناکارا می شوند.
شما اول باید این مسله را حل کنید، بعد بروید عقب تر که می رسید به قبل از تکینگی و قبل از بیگ بنگ.
مشکل تکینگی را نیز می توانید با تلفیق نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی در یک معادله کامل تر و ساده تر حل کنید.(که البته اثبات ریاضی پیچیده و طاقت فرسای و کار طولانی را می طلبد)
در نتیجه:
تنها ابزار خرد محض که باعث اثبات نظری یک تئوری محض می شوذ فقط (( ریاضیات )) است.
(که تا اینجا یعنی قبل از اثبات تجربی در آزمایشگاه همچنان نظریه شما معتبر است. ولی متاسفانه با توجه به جو تجربه گرایی بعد از هیوم، پرادایم علمی اکنون بر حسب اثبات تجربی ددر آزمایشگاه معتبر است و به همین دلیل پس از اثبات توسط خرد محض (( ریاضیات )) شما احتیاج به اثبات تجربی در آزمایشگاه دارید تا کاملا به عنوان علم در نظر گرفته شود)
که البته این موضوع برای این است که دیگر از خیال پردازی ها خوداری بشه و تفاوت بین گزاره های علم و شبه علم مشخص بشه تا مردم به انحراف در درک علم واقعی دچار نشوند.
اما در مورد تاریخ:
شما مجبورید به این اسناد و زندگینامه هایی که وجود دارد در مورد دانشمندان اعتماد کنید زیرا راه دیگری برای فهمیدن درباره آنها وجود ندارد.(البته تحریف و اغراق همیشه وجود دارد ولی ما باید با داشته هایمان کار کنیم)
باز تاکید می کنم که ادامه این بحث جستار را منحرف می کند و اگر شما به این موضوع علاقه دارید می توانید تایپیکی جداگانه در باب چیستی علم در تالار فلسفه علم بگشایید.

نه اتفاقا من هیچ علاقه ای به ادامه بحث ندارم چون فایده ای نداره smile039
ظاهرا بصورت بنیادی با هم فرق داریم ( شما فقط چیزایی که علم ثابت کرده میپذیرین من هرچی منطقم بپذیره قبول میکنم ) .
اینکه میگین ما مجبور هستیم قبول کنیم اصلا اینطور نیست و اتفاقا بسیاری از کشفیات و ... از همین قبول نکردن محض بدست اومده مثل همون موضوع گالیله که نپذیرت و خودش رفت دنبالش حتی چیزهایی که با ریاضیات هم ثابت شده بعد از مدتی میتونه اثبات متفاوت و درست تری براش پیدا شه . اگه منظورتون از نظر تاریخه که مجبوریم اطمینان کنیم ، بازم نه مجبور نیستیم چون تاریخ پر از شک و دروغه فقط میتونیم بگیم که بله ممکنه اونی که میگن درست باشه
دیگه نمیخوام همه رو بگم فایده ای هم نداره بحث کردن
موفق باشید دیگه . من که هستم smile039
chaos is order yet undeciphered.
بی نظمی یک نظم کشف نشده است .

نمایه کاربر
man30

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۰ - ۲۱:۲۷


پست: 5

سپاس: 1

جنسیت:

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط man30 »

Persios نوشته شده:دوست عزیز
هر نظریه باید یک پایه محکم و اصلی منطقی و علمی داشته باشد
هر نظریه ای که مطرح می شود بر پایه ی یک درک کامل از علم خود موضوع مطلب هست یعنی اگر سوال بپرسند بتواند به قوانین پایه ای که همه توافق نظر دارند برسد و تجذیه بشود
ولی نظر هایی که شما دادین از یک آشفتگی مطلب سرچشمه می گرفت یعنی چندین موضوع و مطلب فلسفی علمی و احساسی رو در خودش داشت که ارتباط بین آن ها جای سوال داشت.
دلیل راضی نشدن شما به پاسخ های دوستان این است که شما از مبنای متفاوت تفکری و ذهنی نسبت به دوستان دیگر سخن می گویید
برای مثال شما همیشه به دنبال یک مبدا ثابت برای هر چیز هستید که دیگر قابل فروکاهیدن نباشد (مانند نقطه ی آغاز خود زمان) که به نظر شما بدهی ترین موضوع است ولی این بر خلاف نظر شما و خیلی های دیگر کل حقیقت نیست حقیقت می تواند همانطور که از آغاز نظریه ی کوانتمی دانشمندان متوجه شدند هیچ پایه و اصل ثابت و با منطق نداشته باشد (البته این بی ثباتی در اندازه ی کوانتمی است و نمی توان در سایز و اندازه ی ماکرو خودمان بکار برد و هدف من از گفتن این مطلب نشان دادن فقط قسمتی از خواصیت حقیقت بود) یعنی حتی می توان این را گفت که زمان نیازی به نقطه ی صفر ندارد

بله زمان نیاز به نقطه صفر نداره البته در دنیایی که بحث اثبات و علم هست نمیتونیم این جمله فلسفی ( زمان نیاز به نقطه صفر ندارد ) رو بگیم.
اینم نمیتونیم رد کنیم که بسیاری از فیزیکدانان در دوره ای از عمر خودشون به فلسفه رسیدن . اینکه یه نفر بخواد فقط در یک چهارچوب باشه واقعا غیر قابل درکه چون همه ابعاد فکری فرد روی نظراتش تاثیر داره.
مگه فیزیکدانی داریم که فلسفه در تفکراتش تاثیر نداشته و تحت تاثیر فلسفه نظر نداده باشه؟ اونا نتونستن بعد من باید فقط در چهارچوب علم فکر کنم ؟
chaos is order yet undeciphered.
بی نظمی یک نظم کشف نشده است .

super gravity

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۲ - ۲۲:۰۴


پست: 55

سپاس: 11

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط super gravity »

آیا زمان بعدی از فضا نیست؟وماتوانایی درک آن را نداریم چون(که(به عنوان بعد چهارم شاید یازدهم...) در فضا وجود دارد وما فقط آن را حس میکنیم؟(با گذر آن)
The laws of nature are so powerful that not even God can violate them

Persios

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۴/۱/۴ - ۲۱:۵۸


پست: 140

سپاس: 31

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط Persios »

بزارید بحثو عوض کنم
دوباره یک سوال می پرسم که یکی از ریشه های همون سوالیست که قبلا پرسیدم و ذهنم رو مشغول کرده
و دوباره برمی گردم به آزمایش دو شکاف ... ما فهمیدیم که مشاهده ی ما احتمال رو به اتفاق حقیقی تبدیل می کند خوب مشاهده ی ما توسط نتایج و محاسبات کامپیوتر است که این و خود درک ما با تاخیر از خود واقعه که با سرعت نور اتفاق می افتد است و در کل بنا به گفته ی انشتین هیچ کدام از این ها به طور هم زمان اتفاق نمی افتد ولی با این حال مشاهده ی ما که در یک زمان دیگری است روی واقعه ای که در یک زمان دیگر است تاثیر می گذارد!!!! چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

super gravity

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۱/۱۲ - ۲۲:۰۴


پست: 55

سپاس: 11

Re: زمان دقیقا چیست؟

پست توسط super gravity »

منظور شما از این که تفاوت زمان میان مشاهده ما واتفاق افتاد ه بر مشاهده ی ما روی این واقعه تاثیر می گذارد چیست
The laws of nature are so powerful that not even God can violate them

ارسال پست