مفهوم نیرو

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
AILIN03

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۹/۲۷ - ۱۴:۲۴


پست: 5



مفهوم نیرو

پست توسط AILIN03 »

سلام به همگی
نیرو مفهومش چیه؟ ببینید مثلا ماده و انرژی جفتشون از ذرات بنیادی بووجود اومدن و میتونن به هم تبدیل شن ولی نیرو چی؟؟ یه خاصیتی از مادس یا زیرمجموعه ی انرژی هست؟ آیا نیرو هم از درات بنیادی بووجود اومده؟ جنس نیرو از چیه؟ چرا خاصیتی توی نیرو هست که نمیتونه توی جسم ذخیره بشه؟

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط عبدالرضا علي پور »

AILIN03 نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۹/۲۷ - ۱۴:۴۰
سلام به همگی
نیرو مفهومش چیه؟ ببینید مثلا ماده و انرژی جفتشون از ذرات بنیادی بووجود اومدن و میتونن به هم تبدیل شن ولی نیرو چی؟؟ یه خاصیتی از مادس یا زیرمجموعه ی انرژی هست؟ آیا نیرو هم از درات بنیادی بووجود اومده؟ جنس نیرو از چیه؟ چرا خاصیتی توی نیرو هست که نمیتونه توی جسم ذخیره بشه؟
نیرو که جنس نداره یک کمییت برداریه که از به هم خوردن تعادل بین ذرات ایجاد میشود --مقدار تغییراتی که در یک تعادل بین مواد در یک سمت و جهتی ایجاد میشود را نیرو نام گذاری کردن حالا این میتونه از ماکرو تا میکرو باشه بین اجسام تا بین ذرات -- هر واکنشی که به هر صورتی بین اجسام و یا ذرات ایجاد بشود نتیجش یه به هم خوردن تعادل به جهتی هست که این مقدار تغییر را نیرو می نامند

AILIN03

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۹/۲۷ - ۱۴:۲۴


پست: 5



Re: مفهوم نیرو

پست توسط AILIN03 »

منظورتون از تعادل چیه؟؟ اگه منظورتون حالت اولیه ی مادس که شما برای مثال با گرم کردن یه گاز تعادلش و به هم میزنین ولی گرما انرژیه نه نیرو

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 333

سپاس: 167

جنسیت:

تماس:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط rohamjpl »

نیروی فشار یا کشش بر یک شی از جسم است تعامل با شی دیگر باشد. هرگاه تعاملی بین دو جسم وجود داشته باشد ، به هر یک از اجسام نیرویی وارد می شود. وقتی فعل و انفعال متوقف می شود ، دو جسم دیگر نیرویی را تجربه نمی کنند. نیروها فقط در نتیجه تعامل وجود دارند.نیوتن، در تغییرات لحظه ای استفاده کرد. نیرو باعث ایجاد تغییراتی در لحظه می شود و برابر با زمان تغییر زمان حرکت در هر موقعیت معینی است.$\large \overrightarrow{a}=\frac{\sum\overrightarrow{F}}{m} $
چنین فشارها و کشش هایی می توانند باعث ایجاد شتاب یا تغییر در لحظه شوند. اما معلوم می شود که اگر فشارهای دیگر ، فشارها یا فشارهایی از راه دور وجود داشته باشد ، باید این نتایج اصلاح شود. برای پیش بینی شتاب حاصل از آن به عنوان نیرو تقسیم بر جرم یا تغییر در حرکت به عنوان نیرو بر فاصله زمانی که نیرو عمل می کند ، باید چیزی به نام "نیروی خالص" محاسبه شود.
نیروی خالص مجموع بردار تمام نیروهایی است که بر یک جسم خاص وارد می شوند.
با مفهوم "میدان" مانند میدان های گرانشی ، میدان های الکتریکی ، مغناطیسی و بسیاری از زمینه های دیگر وجود دارد. با مفهوم میدان ، حتی زمانی که منبع تولید کننده میدان با جسم مورد نظر فاصله زیادی داشته باشد ، خود میدان در تماس با جسم است و می تواند نیروهایی بسیار شبیه نیروهای تماس اعمال کند.
در یک مفهوم اساسی ممکن است این باشد که فقط میدان ها می توانند نیرو اعمال کنند. نیروهای به اصطلاح تماسی از دافعه بین ابرهای الکترون در دو چیز در تماس ناشی می شوند. این نیروها از میدان های الکترومغناطیسی ناشی می شوند. نیروهایی که باعث می شوند هنگام سقوط فرد به سمت زمین شتاب بگیرد توسط میدان گرانشی تولید می شود.
بنابراین به نظر می رسد که نیروها می توانند کار دیگری غیر از ایجاد شتاب و تغییرات لحظه ای انجام دهند. آنها همچنین می توانند چیزها را فشرده یا کشش دهند.
نیرو یک مفهوم اصلی در فیزیک نیوتنی است ، مانند رابطه زیر
$F = G*m1*m2/r2 $
معادله W = .d کار را به عنوان یک نقطه نقطه از نیرو و فاصله در امتداد نیروی جهت تعریف می کند. اما تا آنجا که من می دانم ، محصول نقطه ای از دو بردار ناشی از این است که چه مقدار از یک بردار بر روی دیگری دارد
در ابتدا فرض کنید $ \overrightarrow F$ میدانی برداری و پیوسته روی D باشد. در این صورت زمانی میدان $\overrightarrow F $پایسته تلقی می‌شود که انتگرال آن روی خمِ فرضی C وابسته به مسیر نباشد. در چنین مواردی می‌توان تابعی اسکالر به نام
f را به نحوی یافت که در رابطه $\overrightarrow F = \nabla f $ صدق کند. تابع f تحت عنوان تابع پتانسیل شناخته می‌شود. یک میدان برداری پایسته دارای ویژگی‌های زیر است.$\displaystyle \int \limits _ { C } { { \overrightarrow F \centerdot \, d \, \overrightarrow r } } $ وابسته به مسیر نیست.مسیر‌های C1,C2 را مسیر‌هایی دلخواه در نظر بگیرید که نقطه آغازین و پایانی آن‌ها یکی است. در این صورت حاصل دو انتگرال $\displaystyle \int \limits _ { { { C _ 1 } } } { { \overrightarrow F\centerdot \,d\,\overrightarrow r}} = \int \limits _ { { { C_ 2 } } } { { \overrightarrow F \centerdot \, d \, \overrightarrow r } } $
با هم برابر است.به مسیری همچون C، در صورتی مسیر بسته گفته می‌شود که نقاط ابتدایی و انتهایی آن‌ها یکی باشد. برای نمونه یک دایره مسیری بسته محسوب می‌شود. در شکل از دو مسیر مختلف، شخصی بین دو نقطه جابجا شده است. همان‌طور که در شکل نیز نشان داده شده، مسافت پیموده شده وابسته به مسیر است. این در حالی است که جابجایی تنها وابسته به نقطه ابتدا و انتهایی است که شخص در آن قرار گرفته است.گر مقدار فوق روی دو مسیرِ متفاوت، یکسان باشد، در این صورت نیروی F پایسته در نظر گرفته می‌شود. توجه داشته باشید که نیرو‌های بنیادی موجود در طبیعت همچون گرانش یا الکتریسیته، میدان‌هایی پایستار محسوب می‌شوند. با این حال نیرویی همچون اصطکاک نیرویی ناپایستار است.
برای نیرو‌های پایستار موجود در طبیعت می‌توان کمیتی تحت عنوان پتانسیل را به صورت زیر تعریف کرد.$ \large F = ∇ U$در حقیقت رابطه فوق می‌گوید گرادیان تغییرات انرژی پتانسیل جسم نشان دهنده نیروی وارد به جسم است. از طرفی با انتگرال گیری از رابطه فوق روی یک مسیر، کار انجام شده توسط نیروی گرانش نیز بدست می‌آید. بنابراین کار انجام شده در مسیر AB برابر است با:
$\large \begin {align*} W & = \int _ C F . d s \\ & =\int_ C {∇U⋅ds} = U (B) – U (A) \end{align*} $
من خیلی با مکانیک پیوستار آشنا نیستم اما یک مثال میزنم
فرض کنید یک میله فلزی به طول مشخص و سطح مقطع درجه دو که تحت تنش .Aσ
اگر فقط بخشی از منطقه را در نظر بگیرم نیرو کوچک می شود:F=σA
اگر سطح مقطع را به تعدادی از مناطق کوچکتر تقسیم کنم ، می توانم نیروهای را محاسبه کنم
اگر سطح مقطع A را به تعدادی از مناطق کوچکتر Ai تقسیم کنم ، می توانم نیروهای Fi = σAi را محاسبه کنم. از آنجا که A = ∑iAi ، F = ∑iFi نیز داریم. این باعث می شود که به نظر برسد F نوعی کمیت تجمعی است و این سوال را به وجود می آورد: اهمیت فیزیکی Fi چیست؟
در تلاش برای تعمیم بیشتر این موضوع ، می توانیم مقادیر مختلف تنش σi را برای مناطق مختلف Ai بپذیریم و حتی مناطق را بی نهایت کوچک کنیم تا توزیع تنش $(σ (x ، y)$ بدست آوریم (برای ساده سازی فرض کنیم که انتخاب کرده ایم توزیع به گونه ای است که هیچ گشتاور خالصی روی میله وجود ندارد). اهمیت فیزیک$ F = \int_A \sigma(x,y) dA$
برای ترکیب آنها باید با همان ساختار ریاضی توصیف شوند
آیا مفهوم نیرو به طریقی معنای خودرا از دست میده یا کمیت انتگرال $F = \int_A \sigma(x,y) dA $ نیرو است
تصویر

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط عبدالرضا علي پور »

AILIN03 نوشته شده:
پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۹/۲۷ - ۱۴:۴۰
سلام به همگی
نیرو مفهومش چیه؟ ببینید مثلا ماده و انرژی جفتشون از ذرات بنیادی بووجود اومدن و میتونن به هم تبدیل شن ولی نیرو چی؟؟ یه خاصیتی از مادس یا زیرمجموعه ی انرژی هست؟ آیا نیرو هم از درات بنیادی بووجود اومده؟ جنس نیرو از چیه؟ چرا خاصیتی توی نیرو هست که نمیتونه توی جسم ذخیره بشه؟
برایند رفتار تبدیل ماده به انرژی و بلعکس را نیرو میگویند یک کمیت برادری است که میزان تاثیر اون واکنش ها را اندازه میگیره که چقدره این برایند انرژی و جهتش به کدوم سمته شما انرژی وارد میکنید و با نیرو مقدار و جهتش را مشخص میکنید

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط عبدالرضا علي پور »

سلام فراموش نکنید که جهان ما تحت تاثیر 4 نیروی بنیادی است که از تبدیل انرژی به ماده و ماده به انرژی در یک بازه زمانی بلندمدت در حال وقوع هست دایما و ما داریم به صورت مقطعی در بازه زمانی کوچکتری این برایند جهت دار را متعادل در نظر میگیریم --شما از هر انرژی که بخوای استفاده کنید برای اعمال نیرو در یک جهت --خود این انرژی یا قبلا توسط جرمی بزرگ تر در حال ایجاد است -- یا شما به صورت مقطعی دارید یک جرم را به انرژی تبدیل میکنید -- و تاثیر این انرژی را باید با کمییتی به نام نیرو اندازه بگیرید و جهت برایند این انرژی اعمالی را مشخص کنید --- برایند نیروهای بنیادی جهان یک سمت و سوی بلندمدتی داره به نام انتروپی که دایما دارد در یک جهت برایندی اعمال میکند -- این بستر همیشه برای شما دوتا فاکتور دارد یکی جرم و دیگری انرژی هست -- اگر شما در مقطعی از این جهان زندگی کنید که در حال تبدیل انرژی به ماده باشد برای شما بهتر است که از نیروی تبدیل انرژی به ماده استفاده کنید مثل دورانی که یک سهابی در حال تبدیل شدن به خورشید و منظومه میباشد البته تو این شرایط موجود زنده ای نیست و بیشتر ذره و انرژی هست که دارد در یک فرایند چند میلیارد ساله به مواد و جرم تبدیل میشود -- در مقطع فعلی که ما در این جهان هستیم برای ما امکان تبدیل جرم به انرژی مهیا است - شما یا باید از انرژی که در حال وقوع است استفاده کنید -- یا یک ماده که از انرژی قبلا حاصل شده را مجددا به انرژی تبدیل کنید -- این کار را دارید هدف مند انجام میدهید و تصمیم دارید در یک مقطع با این کار تعادل بنیادین را در یک مقطع خاصی به نفع خودتون رقم بزنید تا بتونید نیروی را در جهت مورد نظر خود در یک جهت خاصی اعمال کنید -- شما به هر صورتی هم که انرژی را برای اعمال جهت دار بخوای استفاده کنید باید بیای مقدارش را اندازه بگیرید و همین که بخوای اندازه را بگویی دارید به نیرو بیان میکنید

mhnouri

نام: حسین نوری

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۹/۹/۱۷ - ۱۵:۱۴


پست: 7



جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط mhnouri »

سلام
اجازه می خواهم سوالی را که قبلا در بخش دیگر پرسیدم ، بپرسم.
مجددا، مشکل من در (موضوع تعادل) است و نه موضوع حرکت. اگرچه به هم مربوط می شوند. فرموده شد، مشتق نیرو را صفر گرفته اند ، آیااین یک ( فرض) است. البته سوال و یا مشکل من ، همین ( فرض) است که آیا غیر از این فرض در فیزیک، ممکن است؟ آیا صحیح است؟ مثلا اگر طبق قانون دوم نیوتن، یا قانون اول اولر، نیروی متغیر با زمان مثلا f.t وجود میداشت ( آیا وجود ندارد؟)، برای تعادل، باید فقط به شتاب و ضریب ثابت جرمm باید اکتفا می کردیم؟ و یا می توانستیم علاوه بر شتاب، از مشتق شتاب و ضریب ثابت دیگری مثلا j استفاده کنیم؟ تمام مشکل من این است که چنین تعریف( یا فرض، یا ....) اشتباه است؟
توضیح بیشتر اینکه اگر برای سختی، میرایی، جرم، ضرایب تناسب با جابجایی، سرعت، شتاب ، تعریف شده باشد، برای مشتقات بالاتر جابجایی، هم می توان این تعاریف را ادامه داد و مثلا برای جرک، ضریب تناسب در نظر گرفت؟ اگرچه ماهیت آن نظیر جرم و سختی، تاکنون معلوم نشده باشد. و یا اساسا چنین ضرایب بالاتری وجود ندارند و این فرض در فیزیک، مردود هست؟
0 = (j (d3 x/dt3) +m (d2 x/dt2) + c (dx/dt) +k ( x

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 333

سپاس: 167

جنسیت:

تماس:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط rohamjpl »

.به عبارت دیگه نیروی فشار یا کشش بر یک شی از جسم است تعامل با شی دیگر باشد. هرگاه تعاملی بین دو جسم وجود داشته باشد ، به هر یک از اجسام نیرویی وارد می شود. وقتی فعل و انفعال متوقف می شود ، دو جسم دیگر نیرویی را تجربه نمی کنند. نیروها فقط در نتیجه تعامل وجود دارند.
تصویر
به خاطر سادگی ، همه نیروها (فعل و انفعالات) بین اشیا را می توان در دو دسته گسترده قرار داد:
نیروهای تماس ، ونیروهای حاصل از اقدام در فاصله
نیروهای تماسی آن دسته از نیروها هستند که وقتی درک می شوند که دو جسم متقابل در تماس فیزیکی با یکدیگر هستند. نمونه هایی از نیروهای تماس شامل نیروهای اصطکاک ، نیروهای کششی ، نیروهای عادی ، نیروهای مقاومت هوا و نیروهای اعمال شده است..تصویر
نیروهای اقدام در فاصله ، آن دسته از نیروها هستند که حتی در صورت عدم تماس فیزیکی دو جسم متقابل با یکدیگر ، اما قادر به اعمال فشار یا کشش علیرغم جدایی فیزیکی هستند. نمونه هایی از نیروهای عمل در فاصله شامل نیروهای گرانشی است. به عنوان مثال ، خورشید و سیارات یک نیروی جاذبه ایجاد می کنندروی یکدیگر با وجود جدایی فضایی زیاد حتی وقتی جسمی از زمین خارج می شود و دیگر در تماس فیزیکی با زمین نیست ، یک جاذبه بین جسم و زمین وجود دارد. نیروهای الکتریکی نیروهای عملیاتی در فاصله هستند. به عنوان مثال ، پروتونهای هسته اتم و الکترونهای خارج هسته با وجود تفکیک فضایی کوچک ، یک کشش الکتریکی به سمت یکدیگر دارند. و نیروهای مغناطیسی نیروهای عملی در فاصله هستند. به عنوان مثال ، دو آهنربا حتی وقتی با فاصله چند سانتی متر از هم جدا شوند ، می توانند به یکدیگر فشار مغناطیسی وارد کنند.
انچه من در مکانیک میخونم ، در مکانیک ، هر عمل که تمایل به حفظ و یا تغییر حرکت از جسم و یا به آن را منحرف کند. مفهوم نیروی است که معمولا در شرایط توضیح داده . مطابق بااولین اصل نیوتن ، جسمی که در حالت استراحت است یا با سرعت یکنواخت در یک خط مستقیم حرکت می کند ، تا زمانی که نیرویی به آن وارد نشود در آن حالت باقی خواهد ماند. قانون دوم می گوید که وقتی یک نیروی خارجی بر روی جسمی وارد شود ، یک آن تولید می شودشتاب (تغییر سرعت) بدن در جهت نیرو. اندازه شتاب مستقیماً با اندازه نیروی خارجی متناسب و با مقدار ماده در جسم متناسب است.قانون سوم نیوتن می گوید وقتی جسمی به جسمی دیگر نیرویی وارد می کند ، جسم دوم نیز بر جسم اول نیرویی برابر دارد. این اصل عمل و واکنش توضیح می دهد که چرا نیرویی تمایل به تغییر شکل جسم (یعنی تغییر شکل آن) دارد ، خواه باعث حرکت جسم شود یا نشود.
آنجا که نیرو هم اندازه و هم جهت دارد ، یک مقدار بردار است. نمایش نیروها توسط بردارها نشان می دهد که آنها یا در یک نقطه واحد یا در امتداد یک خط واحد متمرکز شده اند. اما این از نظر جسمی غیرممکن است. به عنوان مثال ، روی یک مولفه بارگذاری شده از یک سازه ، نیروی وارد شده یک نیروی داخلی یا تنش تولید می کند که از سطح مقطع مولفه توزیع می شود. نیروی جاذبه به طور متغیر در کل حجم جسم توزیع می شود. با این وجود ، وقتی تعادل جسم مورد توجه اصلی قرار می گیرد ، به طور کلی معتبر و همچنین راحت است که نیروها در یک نقطه متمرکز شوند. در مورد نیروی جاذبه ، وزن کل ممکن است فرض شود که یک جسم در مرکز ثقل خود متمرکز شده است .$\bf{F} = m\bf{a} $
تصویر

mhnouri

نام: حسین نوری

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۹/۹/۱۷ - ۱۵:۱۴


پست: 7



جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط mhnouri »

سلام
متشکرم
آنچه که نوشتید صحیح است. می پذیرم که نیرو یا اثر تماس باشد یا از راه دور. می پذیرم که نیرو نتیجه اندر کنش باشد. می پذیرم که اصل اول و دوم نیوتن در موضوع حرکت صحیح است. می پذیرم که نیروی ناشی از اصل دوم بر اساس شتاب و مقدار جرم ماده باشد. آنچه که نمی دانم آن است که در موضوع تعادل، (وقتی k یا سختی ، با جابجایی ضرب می شود نیرو ایجاد می شود که ما آن را نیروی الاستیک می نامیم، بدون آنکه به منبع پیدایش آن توجه کنم، مثلا نیروی الکترون ها) و همینطور ( وقتی m یا جرم با مشتق دوم جابجایی ضرب می شود نیرو ایجاد میشودکه ما آن را نیروی اینرسی می نامیم، بدون آنکه به منبع پیدایش آن توجه کنم، مثلا گرانش عمومی)، پس چرا ( وقتی ضریبی مثل j یا جرک با مشتق سوم جابجایی ضرب شود، نیرویی نداشته باشیم؟ بدون آنکه به منبع پیدایش آن کاری داشته باشم.)

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: مفهوم نیرو

پست توسط عبدالرضا علي پور »

mhnouri نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۳۹۹/۱۰/۷ - ۰۸:۲۹
سلام
متشکرم
آنچه که نوشتید صحیح است. می پذیرم که نیرو یا اثر تماس باشد یا از راه دور. می پذیرم که نیرو نتیجه اندر کنش باشد. می پذیرم که اصل اول و دوم نیوتن در موضوع حرکت صحیح است. می پذیرم که نیروی ناشی از اصل دوم بر اساس شتاب و مقدار جرم ماده باشد. آنچه که نمی دانم آن است که در موضوع تعادل، (وقتی k یا سختی ، با جابجایی ضرب می شود نیرو ایجاد می شود که ما آن را نیروی الاستیک می نامیم، بدون آنکه به منبع پیدایش آن توجه کنم، مثلا نیروی الکترون ها) و همینطور ( وقتی m یا جرم با مشتق دوم جابجایی ضرب می شود نیرو ایجاد میشودکه ما آن را نیروی اینرسی می نامیم، بدون آنکه به منبع پیدایش آن توجه کنم، مثلا گرانش عمومی)، پس چرا ( وقتی ضریبی مثل j یا جرک با مشتق سوم جابجایی ضرب شود، نیرویی نداشته باشیم؟ بدون آنکه به منبع پیدایش آن کاری داشته باشم.)
شاید به این دلیل باشه که شما با یک بار جابه جایی با یه نسبتی دارید این نیرو را بدست میارید با جرم و تو این جابه جایی فقط جرم یک بار نیرو ایجاد میکنه -- و این جرم شما تو جابه جایی یک بار دیگه جابه جایی نداره پس میزان جابه جایی یک بار اتفاق میفته برای جرم که حاصلش میشود نیرو ---- یعنی جرم یک بار در محور مختصات داره جابه جا میشه و تو این جابه جایی دوباره جابه جا نمیشه

ارسال پست