تفاوت گرما و دما

مدیران انجمن: javad123javad, parse

ارسال پست
نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 619

سپاس: 391

جنسیت:

تماس:

تفاوت گرما و دما

پست توسط rohamjpl »

تفاوت اصلی این است که گرما با انرژی گرمایی سروکار دارد ، در حالی که دما بیشتر مربوط به انرژی جنبشی مولکولی است. گرما انتقال انرژی حرارتی است ، در حالی که دما خصوصیاتی است که جسم به نمایش می گذارد.نتیجه تصویر برای تفاوت بین گرما و دما
گرما انتقال انرژی گرمایی بین مولکولهای درون یک سیستم را توصیف می کند و با ژول اندازه گیری می شود. گرما نحوه حرکت یا جریان انرژی را اندازه گیری می کند. ... دما متوسط انرژی جنبشی مولکولها را در داخل یک ماده یا سیستم توصیف می کند و در آن به سانتیگراد (درجه سانتیگراد) ، کلوین (K) ، فارنهایت (درجه فارنهایت) یا رانکین (R) اندازه گیری می شود. گرما نوعی انرژی است که می تواند از یک بدن گرم به یک بدن سرد منتقل شود. دما درجه حرارت و سردی بدن است. گرما کل انرژی جنبشی و انرژی پتانسیلی است که توسط مولکولهای یک جسم بدست می آید. ... گرما از بدن گرم به بدن سرد جریان می یابد.اجسام گرمتر دارای انرژی پویایی متوسط و دمای بالاتری هستند. اجسام خنک کننده دارای انرژی جنبشی متوسط پایین تر و دمای پایین تر هستند. ... اما این سرعت متوسط آنهاست که میزان گرمای یک جسم و دمای آن را تعیین می کند.
گرما از ویژگی های یک سیستم نیست. گرما یک عملکرد فرایند است. دما از ویژگی های سیستم است زیرا یک تابع حالت است. به عنوان مثال ، حالت یک گاز ساده با دما ، فشار و ترکیب داده می شود (T ، p ، N)
دما به عنوان نسبت معکوس تغییر آنتروپی S تعریف می شود
به تغییرات در انرژی داخلی U
$ T \equiv \left( \frac{\partial S}{\partial U} \right)^{-1}$
این مفهوم ترمودینامیکی دما است که کلیتر از مفهوم حرکتی است که شما در نظر دارید. در مورد سوال شما ، بخشی از انرژی داده شده به عنوان گرما برای شکستن پیوندها استفاده می شود و در صورت ادامه تأمین انرژی ، هنگامی که شکسته می شود ، این باعث افزایش انرژی جنبشی مولکول ها می شود.
علاوه بر این ، دمای جنبشی میانگین انرژی جنبشی تمام مولکول های جسم نیست. این میانگین انرژی های جنبشی ، میانگین انرژی جنبشی است. دمای جنبشی 2/3 تعریف شده است
متوسط ​​انرژی داخلی در هر چگالی تعداد.
از طرف دیگر Q را گرم کنید
برای یک فرایند معین به عنوان انرژی درونی مبادله شده تعریف می شود که نه کار می کند و نه ناشی از جریان ماده است
$ Q \equiv \Delta U - W - U_{matter}$
توجه داشته باشید که انرژی داخلی یک تابع حالت است و ΔU تفاوت بین انرژی اولیه و نهایی را نشان می دهد ، اما گرما یک تابع حالت نیست و به همین دلیل است که ما Q را به جای ΔQ نادرست می نویسیم
مفهوم عملکرد فرآیند با مثال دریاچه به راحتی قابل درک است. یک دریاچه مقداری آب دارد و این امر می تواند با تبخیر و بارندگی تغییر کند. می توانید مقدار آب اضافه شده به دریاچه را با برخی مراحل باران حساب کنید ، اما خود دریاچه هیچ مقدار "باران" یا تبخیر "فقط مقداری آب ندارد". به همین ترتیب یک سیستم ترمودینامیکی دارای انرژی داخلی است
تفاوت اساسی بین گرما و دما چیست؟
دما معمولاً به عنوان نمای کالیبره شده از گرما دیده می شود
در بهترین حالت فقط تا حدی درست است. اگر گرمای خاص سیستم شما C (T) باشد
سپس گرمای وارد شده به سیستم شما در حرکت از دمای T1 به T2 است
است (با فرض اینکه ما می توانیم کارهای انجام شده توسط یا توسط سیستم را نادیده بگیریم):
$ U = \int_{T_1}^{T_2} \space C(T)dt$
اگر گرمای خاص C باشد
مستقل از دما است پس درست است که بدست می آورید:
$ U = C \space (T_2 - T_1)$
و در این حالت می توانید دما را "نمایشی کالیبره شده از گرما" بدانید. اما این یک مورد خاص است و به طور کلی C (T)
تابعی از دما است.
تا زمانی که از انتقال فاز دور باشیم انتظار داریم C (T)
یک عملکرد صاف از T است بنابراین در رابطه با تغییر گرما به تغییر دما هیچ مشکلی برای ادغام وجود ندارد. اما در مرحله اول انتقال فاز مانند ذوب یا جوشاندن گرمای خاص منفرد می شود و ما فقط نمی توانیم از طریق انتقال فاز ادغام شویم. در عوض اگر یک انتقال فاز بین T1 و T2 داشته باشیم
ما باید کاری مانند:
$ U = \int_{T_1}^{T_{phase}} C(T)dt + L + \int_{T_{phase}}^{T_2} C(T)dt$
جایی که گرمای نهان است شما می توانید این موضوع را به عنوان تبدیل شدن C (T) به یک تابع دلتا در Tphase در نظر بگیرید ، و ما می توانیم توابع دلتا را با هم ادغام کنیم و یک مقدار محدود را بدست آوریم ، که در این حالت گرمای نهان است. دما از برخی جهات تمایل یک جسم را برای دادن انرژی گرمایی خود به سایر اجسام نشان می دهد. به نوعی مانند حرف زدن است. برخی افراد نمی توانند رازهایی را که می دانند نگه دارند. بنابراین ، آنها همیشه با دیگران صحبت می کنند. اینکه شخصی چقدر صحبت می کند در واقع مقدار دانش او را اندازه گیری نمی کند. این فقط اطلاعات اضافی را که آنها قادر به نگه داشتن خود نیستند و باید به دیگران بدهند اندازه گیری می کند. به همین ترتیب ، دما واقعاً انرژی یا گرمای داخل یک جسم را اندازه گیری نمی کند. این اندازه گیری می کند که چه مقدار از آن گرما آماده است تا داده شود. بنابراین ، دو جسم با شدت یکسان برای مدت زمان یکسان گرم می شوند و در نهایت دمای یکسانی ندارند. فرد قادر به حفظ کمتر خواهد بود و از این رو در دمای بالاتر خواهد بود. دیگری ممکن است بیشتر جذب شود و در دمای پایین تری باشد.
گرما مانند هیجان است. بنابراین ، ذرات جسم هنگام گرم شدن بیشتر هیجان زده می شوند. آنها از هیجان خود می خواهند بپرند و بپرند و در اطراف برقصند. اگر اجازه نداشته باشد هیجان خود را نشان دهند ، دچار استرس می شوند. اگر به آنها اجازه دهیم فضای بیشتری در بین خود ایجاد کنند ، سطح استرس آنها کاهش می یابد و آنها فضای اضافی را اشغال می کنند. فضایی که در میان ذرات موجود در یک جسم ایجاد می شود ، حجم آن است. تنشی که در میان ذرات موجود در یک جسم ایجاد می شود فشار است. میزان رقص و پرشی که ذرات انجام می دهند دما است.در اینجا هیچ متغیر حالت ترمودینامیکی وجود ندارد که "گرما" نامیده شود. تنها راهی که در آن صحبت کردن در مورد "گرما" منطقی است ، روش دیفرانسیل است ، δQ ، گرمای بی نهایت کوچک اضافه شده یا خارج از سیستم در طی برخی مراحل. به نظر می رسد ، این یک تفاوت دقیق نیست ، و این بدان معنی است که انتگرال بیش از δQ از برخی از حالت های اولیه تا برخی از نقاط نهایی به مسیر طی شده بستگی دارد و فقط به نقاط انتهایی بستگی ندارد (دقیقاً به همین دلیل است که هیچ تابع حالت وجود ندارد) گرما "وجود دارد). با این حال ، دیفرانسیل های نادرست می توانند با یکپارچه سازی فاکتورها به تفاوت های دقیق تبدیل شوند و عامل یکپارچه سازی که دیفرانسیل گرما را دقیق می کند ، دمای معکوس است: 1TδQ دقیق است. در واقع ، این دیفرانسیل آنتروپی ، dS است
شک دارم این چیزی است که شما می خواستید بشنوید. اما پس از آن ، مفهوم گرما غالباً چنان گیج کننده است که لازم دیدم برخی از واقعیت های مهم را بیان کنم.
اگر سوال شما را کمی تغییر شکل دهم و آن را به عنوان "چه تفاوتی بین انرژی و دما وجود دارد" تفسیر کنم ، می توانم کمی بیشتر بگویم. اگر دو سیستم داشته باشید که به گونه ای در تماس قرار بگیرند که بتوانند انرژی را تبادل کنند ، در نهایت به همان دما می رسند. این بدان معنا نیست که انرژی آنها یکسان خواهد بود ، زیرا یکی از این دو سیستم می تواند بسیار بزرگتر از دیگری باشد.
در یک قیاس معروف که به فاینمن برمی گردد ، به فرایند خشک کردن خود با حوله هنگام خیس فکر کنید. حوله در حالی که خشک تر می شوید آب را از شما می گیرد و مرطوب می شود. اما اگر حوله از قبل کاملاً مرطوب باشد ، نمی توانید با آن کاملاً خشک شوید ، زیرا آب از حوله به همان اندازه که حوله به شما می رسد به شما می رسد. در این وضعیت "تعادل" "رطوبت" شما و حوله در تعادل است ، اما این بدان معنا نیست که مقدار آب حوله همان مقدار آب روی شماست. حالا فکر کنید "آب" = "انرژی" و "رطوبت" = "دما".
همانطور که یاد گرفتیم ، گرادیان حرارتی به عنوان نسبت اختلاف دما و فاصله بین دو نقطه تعریف می شود (معادل آن ، تغییر دما در یک طول معین). شیب های حرارتی را می توان با دانستن دما در دو نقطه و فاصله بین دو نقطه محاسبه کرد.این گرادیان چگالی به تغییر دما در جهت عمودی بستگی دارد. ... شرایط پایدار نزدیک سطح معمولاً در شب هنگام خنک کننده تابشی زمین باعث افزایش دمای هوا با افزایش ارتفاع از سطح زمین می شود. این وارونگی دما نامیده می شود.
چرا گرادیان دما در یک میله گرم شده تنظیم می شود؟فرض کنید یک میله استوانه ای در 100 درجه سانتیگراد و دیگری در 0 درجه سانتیگراد حفظ شود. کتاب من می گوید که پس از رسیدن به "حالت ثابت" ، میله یک شیب دمایی ثابت در سراسر میله ایجاد کرده است.
چرا میله به حالت ثابت نمی رسد و نباید تا زمانی که میله به 100 درجه برسد گرما را جذب کند.
فرض کنید قسمت منحنی میله کاملا عایق بندی شده باشد.معادله انتقال گرما از فوریه را اعمال کنید (در اینجا فقط در یک بعد ، x ، فقط):
$\frac{\partial T}{\partial t}=\alpha \frac{\partial^2 T}{\partial x^2}$
برای حالت ثابت ، دمای هوا دیگر به مرور زمان تغییر نمی کند:
$\frac{\partial T}{\partial t}=0 \Rightarrow \frac{\partial^2 T}{\partial x^2}=0$
$\frac{\partial^2 T}{\partial x^2}=0 \Rightarrow \frac{\mathrm{d}T}{\mathrm{d}x}=c_1$
پس از ادغام به دست می آوریم:
$T=c_1x+c_2$
جایی که c1 و c2 ثابت های ادغام هستند ، با شرایط مرزی یافت می شوند (L طول میله است):
$x=0 \to T=100 \to c_2=100$
$x=L \to T=0 \to 0=c_1L+100$
$\Rightarrow c_1=-\frac{100}{L}$
$\boxed {T(x)=100\Big(1-\frac{x}{L}\Big)}$
این فقط برای یک میله کاملا عایق بندی شده صدق می کند. .i hope i helped roham hesami smile260 smile072
تصویر

نمایه کاربر
غلامعلی نوری

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۴/۲۰ - ۰۸:۵۱


پست: 1161

سپاس: 859

جنسیت:

تماس:

Re: تفاوت گرما و دما

پست توسط غلامعلی نوری »

گرمی بیان یک احساس است ولی دما بیان اندازه و درجه ی آن احساس ( گرما = یک کیفیت ؛ دما = بیان درجه ی آن کیفیت )

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 619

سپاس: 391

جنسیت:

تماس:

Re: تفاوت گرما و دما

پست توسط rohamjpl »

تفاوت اصلی این است که گرما با انرژی گرمایی سروکار دارد ، در حالی که دما بیشتر مربوط به انرژی جنبشی مولکولی است. گرما انتقال انرژی حرارتی است ، در حالی که دما خصوصیاتی است که جسم به نمایش می گذارد.چه رابطه ای بین گرما و دما وجود دارد؟
گرما کل انرژی حرکت مولکولهای درون جسم یا ذره است ، در حالی که دما صرفاً اندازه گیری این انرژی است. این رابطه می تواند باشد ، هرچه جسم گرمتر شود ، دمای آن نیز بالاتر خواهد بوددمای بدن درجه حرارت یا سردی بدن است. " یا "انرژی حرکتی متوسط اتم ها یا مولکول ها". وقتی جسمی را لمس می کنیم ، آن را گرم یا سرد احساس می کنیم. دمای بدن به ما می گوید که بدن چقدر گرم یا سرد است.
وقتی دو سیستم در تعادل گرمایی هستند ، می گوییم دمای یکسانی دارند. برعکس ، دما آن خاصیت سیستمی است که با دو سیستم در تعادل گرمایی برابر است.به عنوان مثال ، فرض کنید سیستم ها دو گاز هستند که در ابتدا دما ، فشار و حجم متفاوت دارند. بعد از اینکه آنها را در تماس قرار دادیم و مدت زمان کافی منتظر ماند تا آنها به تعادل گرمایی برسند ، فشارهای آنها بطور کلی برابر نخواهند شد و همچنین حجم آنها نیز برابر نخواهد بود گرمای آنها همیشه در تعادل گرمایی برابر است. تنها از طریق این استدلال مبتنی بر تعادل گرمایی است که می توان مفهوم دما را به ترمودینامیک وارد کرد.من میتونم اینطور بگمتفاوت بین گرما و دما را می توان به روشنی بر اساس موارد زیر ترسیم کرد:
گرما چیزی نیست جز مقدار انرژی موجود در بدن. در مقابل این ، دما چیزی است که شدت گرما را اندازه می گیرد.
گرما هم انرژی جنبشی و هم انرژی بالقوه موجود در مولکول های یک جسم را اندازه گیری می کند. از طرف دیگر ، دما انرژی متوسط جنبشی مولکولهای موجود در ماده را اندازه گیری می کند.
ویژگی اصلی گرما این است که از منطقه گرمتر به منطقه خنک تری می رود. برخلاف دما که در هنگام گرم شدن افزایش می یابد و در هنگام سرد شدن پایین می آید.
گرما از توانایی کار برخوردار است ، اما دما به طور انحصاری برای اندازه گیری میزان گرما استفاده می شود.
واحد استاندارد اندازه گیری گرما ژول است ، در حالی که دما کلوین است ، اما همچنین می تواند در سانتیگراد و فارنهایت اندازه گیری شود.
کالری متر دستگاهی است که برای اندازه گیری گرما استفاده می شود. از طرف دیگر ، دما را می توان با دماسنج اندازه گیری کرد.
گرما با "Q" نشان داده می شود در حالی که "T" برای نشان دادن دما استفاده می شود.
اطلاعات بیشتر درباره این نوشتار مبدأبرای اطلاعات ترجمه بیشتر، نوشتار مبدأ لازم است پس من اینطور میتونم بگم دما معمولاً به عنوان نمای کالیبره شده از گرما دیده می شود
در بهترین حالت فقط تا حدی درست است. اگر گرمای خاص سیستم شما C (T) باشد ، گرمای وارد شده به سیستم در هنگام حرکت از دمای $T_1$ به $T_2$ است (با فرض اینکه ما می توانیم کارهای انجام شده روی سیستم یا سیستم را نادیده بگیریم):
$U = \int_{T_1}^{T_2} \space C(T)dt$
اگر گرمای خاص C مستقل از دما باشد ، درست است که شما بدست می آورید:$U = C \space (T_2 - T_1)$
و در این حالت می توانید دما را "نمایشی کالیبره شده از گرما" بدانید. با این حال این یک مورد خاص است و به طور کلی C (T) تابعی از دما است.
تا زمانی که از انتقال فاز دور باشیم ، انتظار داریم C (T) عملکرد صاف T باشد ، بنابراین ادغام در ارتباط تغییر گرما با تغییر دما مشکلی نخواهد داشت. اما در مرحله اول انتقال فاز مانند ذوب یا جوشاندن گرمای خاص منفرد می شود و ما فقط نمی توانیم از طریق انتقال فاز ادغام شویم. در عوض اگر یک انتقال فاز بین $T_1$ و $T_2$ داشته باشیم ، باید کاری مانند موارد زیر را انجام دهیم:
$U = \int_{T_1}^{T_{phase}} C(T)dt + L + \int_{T_{phase}}^{T_2} C(T)dt$
جایی که L گرمای نهان است. شما می توانید این موضوع را به عنوان تبدیل شدن C (T) به یک تابع دلتا در $T_{phase}$ در نظر بگیرید ، و ما می توانیم توابع دلتا را با هم ادغام کنیم و یک مقدار محدود را بدست آوریم ، که در این حالت گرمای نهان است..i hope i helped roham hesami smile260 smile072
تصویر

نمایه کاربر
rohamjpl

نام: roham hesami

محل اقامت: Tehran -Qeytariyeh, Ketabi Street, 8 meters from Saba

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۹/۸/۲۰ - ۰۸:۳۴


پست: 619

سپاس: 391

جنسیت:

تماس:

Re: تفاوت گرما و دما

پست توسط rohamjpl »

ابتدا تفاوت بین درجه حرارت ترمودینامیکی و دما چیست؟
دمای ترمودینامیکی به گونه ای است که دمای صفر صفر مطلق است (بر خلاف سانتیگراد ، جایی که-273.15 درجه سانتیگراد صفر مطلق است). ... ما به طور کلی از "دما" در ترمودینامیک استفاده نمی کنیم ، دمای ترمودینامیک راحت تر است پس بدانیم .رابطه بین مکانیک حرارتی و آماری چیست؟انرژی و آنتروپی بین اتم ها توزیع می شود و دما متوسط انرژی در هر اتم (یا درجه آزادی) را اندازه گیری می کند. مکانیک آماری با استفاده از روشهای آماری بر روی پویایی تعداد زیادی از اتمها و مولکولها ، می تواند قوانین و اصول قدیمی ترمودینامیک را بدست آورد.حالا من میگم تفاوت گرما و انتالپی چیه . آنتالپی تابعی از حالت است. اگر از وضعیت یک سیستم اطلاع دارید ، آنتالپی آن را نیز می دانید. اگر از وضعیت شروع و پایان یک فرآیند اطلاع دارید ، می توانید تغییر آنتالپی را پیدا کنید.
از طرف دیگر ، گرما یک دیفرانسیل نادرست است. دانستن حالات اولیه و نهایی فرآیند ، اطلاعات کافی برای انتقال حرارت به شما نیست. در عوض ، انتقال گرما به مسیر خاصی که بین ایالت ها طی شده بستگی دارد.
برای یک مثال ساده از چرایی اهمیت این موضوع ، یک موتور گرمایی را در نظر بگیرید. فرآیند یک چرخه است ، به این معنی که حالت اولیه و نهایی یکسان است ، بنابراین یک چرخه از یک موتور گرمایی تغییر آنتالپی صفر دارد. با این حال ، نکته اصلی این است که موتور گرما گرما را به کار تبدیل می کند ، بنابراین تبادل حرارت در طول یک چرخه صفر نیست.
به همین دلیل گرمای مبادله شده فقط تحت فشار ثابت برابر با تغییر آنتالپی است. ما باید اطلاعات اضافی (مانند ثابت بودن فشار) را برای دانستن مسیری که طی این فرایند طی شده است ، ارائه دهیم تا در مورد تبادل حرارت معنی دار بیان کنیم
گرما انتقال انرژی به دلیل اختلاف دما است. آنتالپی تغییر مقدار گرما در یک سیستم با فشار ثابت است پس رابطه بین دما و آنتالپی اینه که
با افزایش دما ، میزان فعل و انفعالات مولکولی نیز افزایش می یابد. وقتی تعداد فعل و انفعالات افزایش می یابد ، آنگاه انرژی داخلی سیستم افزایش می یابد.پس در نتیجه. در مکانیک آماری ، دمای متقابل (1 / T) مربوط به تغییر نسبی در تعداد حالت های میکروسکوپی یک سیستم ماکروسکوپی در محدوده تعادل ، در حجم ثابت و ترکیب شیمیایی ، با تغییر در انرژی داخلی است.لذا منظور از دمای ترمودینامیک اندازه گیری دمای مطلق است و یکی از اصلی ترین پارامترهای ترمودینامیک است. ... در نقطه صفر درجه حرارت ترمودینامیکی ، صفر مطلق ، ذرات سازنده ماده حداقل حرکت دارند و نمی توانند سردتر شوند.حالاقوانین 1 و 2 و 3 ترمودینامیک میگن
قانون دوم ترمودینامیک بیان می کند که آنتروپی هر سیستم جدا شده همیشه افزایش می یابد. قانون سوم ترمودینامیک بیان می دارد که با نزدیک شدن دما به صفر مطلق ، آنتروپی یک سیستم به یک مقدار ثابت نزدیک می شود.به زبان ساده ، قانون سوم بیان می کند که با نزدیک شدن دما به صفر ، آنتروپی کریستال کامل یک ماده خالص به صفر نزدیک می شود. ترازبندی یک کریستال کامل هیچ ابهامی در مورد مکان و جهت هر قسمت از کریستال باقی نمی گذارد.خوب در ترمودینامیک ، گرما انرژی است در انتقال به سیستم ترمودینامیکی ، توسط مکانیسم هایی غیر از کار ترمودینامیکی یا انتقال ماده. ... مانند کار ترمودینامیکی ، انتقال حرارت نیز فرایندی است که بیش از یک سیستم را درگیر می کند و خاصیت هیچ یک از سیستم ها نیست ببینیم بیان ظرفیت گرمایی خاص در مکانیک آماری از تعریف ترمودینامیکی چیه بیان ظرفیت گرمایی خاص در مکانیک آماری از تعریف ترمودینامیکی ترمودینامیک مکانیکی آماری. ظرفیت حرارتی خاص همانطور که از ترمودینامیک یادآوری می کنم به این صورت تعریف شده است. $c_v=\frac{1}{M}\frac{dQ}{dT}$ ظرفیت گرمایی ویژه در حجم ثابت است ، M جرم است.به بیان دیگه $c_v=\frac{1}{M}\frac{dQ}{dT}$ یک تعریف غیررسمی از ظرفیت گرما در واحد جرم است که ظرفیت حرارتی خاص نامیده می شود. متن مکانیکی آماری شما ظرفیت گرما را برای کل جسم تعریف می کند ، نه برای واحد جرم. معمولاً نسخه "خاص" با حروف کوچک نوشته می شود. من این کار را می کنم$c_v=\frac{1}{M}\frac{dQ}{dT}$
Q یک تابع حالت نیست ، dQ یک دیفرانسیل نیست ، شما نمی توانید چیزی مانند dQ را بنویسید. شما فقط می توانید در مورد δQ برای یک تغییر شکل خاص صحبت کنید. تحولاتی که برای تعریف ظرفیت گرما اهمیت دارند ، تبدیل در حجم ثابت هستند.
اصل اول به ما یاداور میشه $dU=\delta Q+\delta W$. به عبارت دقیق تر ، یک تغییر شکل در حجم ثابت ننمیتونه روی یک سیستم کارساز باشد: بدون لمس پیستون نمی توانید روی گاز کار کنید. به طور کلی ، اگر هیچ یک از متغیرهای خارجی سیستم همیلتونی به سیستم بستگی نداشته باشد (در اینجا V است اما ممکن است متغیرهای دیگری نیز باشد) مجاز به تغییر است ، کار با تعریف δW = 0 است. از این رو ، هر تحولی در حجم ثابت به گونه ای است که dU = δQ.
سرانجام ، شما می توانید ظرفیت گرما را به صورت تعریف کنید (در اینجا ، شما فقط توابع حالت دارید و نیازی نیست که بگویید برای چه تحولی).$C_v=\frac{\partial U}{\partial T}|V$
و نسخه خاص "در واحد جرم":$c_v=\frac{1}{M}\frac{\partial U}{\partial T}|V$
$\langle H\rangle=U$ طبق تعریف. ویلیام همیلتون انرژی است (برای اینکه بگوییم تابعی بسته به حالت خرد است ، "همیلتونین" نامگذاری شده است ، در حالی که انرژی معمولاً به یک مقدار عددی واحد اشاره دارد). به عنوان مثال ، می توانید بگویید گروه میکرو کانونیکال مجموعه ای از حالت های کوچک است که همیلتونین (= انرژی) برابر با یک مقدار خاص U. U است اگر انرژی به طور مقدماتی ثابت نشده باشدi hope i helped roham smile260
تصویر

ارسال پست