انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

مدیران انجمن: javad123javad, parse

ارسال پست
نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به سیاه گوش

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1356

سپاس: 484

جنسیت:

تماس:

انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

.
.
.
*به نام خداوند بخشنده ی مهربان*
.
.
.
.
ISSN: 0161-1712 (print), 1687-0425 (online)
تصویر
.
.
(اطلاعات ویکی پدیا درباره ی مجله)

برای دریافت پی دی اف مقاله بر روی عنوان مقاله کلیک کنید.
برای دیدن مقاله به شکل HTML و مشاهده ی تعداد دانلودها و میزان ارجاعات، بر روی لینک DOI کلیک کنید.
.
.
عنوان مقاله: رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی* را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند
نام مجله: مجله ی بین المللی ریاضیات و علومِ ریاضی
نام انتشارات: Hindawi Ltd. (London), Hindawi Publishing Corporation (Cairo)
قدمت مجله: از سال ۱۹۷۸
موضوع: ریاضی و علومِ ریاضی
کشور: مصر و انگلستان
این مجله در منابع زیر به رسمیت شناخته شده:
Academic OneFile, Academic Search Alumni Edition, Academic Search Complete, Advanced Technologies Database with Aerospace, Aerospace Database, Aluminium Industry Abstracts, ANTE: Abstracts in New Technologies and Engineering, Cabell’s Directories, Civil Engineering Abstracts,CNKI Scholar, Computer and Information Systems Abstracts, Corrosion Abstracts, Current Index to Statistics (CIS), DBLP Computer Science Bibliography, Directory of Open Access Journals (DOAJ), EBSCO MainFile, EBSCOhost Connection, EBSCOhost Research Databases, Electronics and Communications Abstracts, Emerging Sources Citation Index (ESCI), Engineering Research Database, Expanded Academic ASAP, Google Scholar, InfoTrac Custom journals, INIST's Catalog of Articles and Monographs, J-Gate Portal, Mathematical Reviews (MathSciNet), Mechanical and Transportation Engineering Abstracts, Open Access Journals Integrated Service System Project (GoOA), Primo Central Index, ProQuest Advanced Technologies and Aerospace Collection, ProQuest Computer Science Journals, ProQuest Engineering Collection, ProQuest SciTech Premium Collection, ProQuest Technology Collection, Referativnyi Zhurnal (VINITI), RePEc, Scopus, Statistical Theory and Method Abstracts (STMA-Z), Technology Research Database, The Electronic Library of Mathematics (EMIS ELibM), The Summon Service, Web of Science (ESCI), WorldCat Discovery Services, Zentralblatt MATH Database (zbMATH)
smile402 آیا این مجله آی اس آی هست یا در یکی از فهرست های WoS قرار دارد؟ این مجله فعلاً در فهرست SCIE مربوط به WoS نمایه نگردیده است و بنابراین فاقد ایمپَکت فَکتور می باشد، ولی اخیراً در لیست ESCI مربوط به WoS قرار گرفته است.
smile403 آیا این مجله در فهرست Scopus قرار دارد؟ بله، این مجله در Scopus/Scimago نمایه گردیده است.
smile403 آیا این مجله در لیست سیاه وزارت علوم یا سایر دانشگاه های داخلی قرار دارد؟ خیر
smile403 آیا این مجله در لیست سیاه Beall قرار دارد؟ خیر
smile403 آیا این مجله Peer-Reviewed می باشد؟ بله
.
.
خلاصه ی مقاله:
حرکت مکانیکی سیستمی مشتمل بر فنرهایی ساده از دید دو ناظر لخت با سرعت های نسبیِ نسبیتی مورد بررسی قرار می گیرد. نشان داده می شود که تغییر مکانِ نهایی فنرها به توسط ناظران، یکسان اندازه گیری نمی شود. در واقع، ثابت می شود که راجع به تبدیلاتِ نیرو بین سینماتیک و دینامیک در نسبیتِ اینشتین ناسازگاری وجود دارد.

*متأسفانه نتوانستم معادل دقیق لغت "absurdity" را پیدا کنم و بناچار از لغت "خزعبل" استفاده کردم. هر چند که لغت انگلیسی یاد شده، فاقد بار منفی مازادی است که لغت عربی "خزعبل" به همراه دارد.
===================================================================================
مختصری درباره ی انتشارات هینداوی: انتشارات هینداوی در سال 1997 به توسط احمد هینداوی و همسرش در قاهره ی مصر تحت عنوان Hindawi Publishing Corporation تأسیس شد. هینداوی کارِ خود را با خریداری همین مجله از یک ناشرِ قبلی آغاز کرد. بنابراین، مجله ی بین المللی ریاضیات و علومِ ریاضی را می توان قدیمی ترین مجله ی هینداوی دانست. آقای هینداوی سپس در سال 2013 انتشارات را به لندن منتقل کرد که این دفتر با عنوان جدید Hindawi Ltd در سال 2017 تمام مالکیت معنوی Hindawi Publishing Corporation را کسب و به دفتر مرکزی هینداوی تبدیل شد. دفترِ قاهره نیز به شکل شرکتِ خدمات رسان به دفتر اصلیِ واقع در لندن تبدیل شد. در سال 2020 انتشارات معروفِ John Wiley & Sons (آمریکا)، هینداوی را به مبلغ 300 میلیون دلار خریداری کرد. طبق قرار داد منعقد شده بین دو انتشارات، Hindawi به شکل مستقل به کار خود ادامه می دهد ولی موظف است تا پایان سال 2021 حدود سی مجله ی خود را در قالبِ "دسترسی آزاد" (Open Access) تحت نامِ Wiley|Hindawi منتشر کند. ویراست و تولید بر عهده ی هینداوی خواهد بود. در آوریل سال 2019 تعداد مجلات هینداوی به حدود 230 رسید که تا کنون حدود 30% این مجلات آی اس آی بوده و در لیست SCIE قرار گرفته اند. حدود 46% دیگر نیز در لیست ESCI قرار گرفته اند. [منابع: ویکی پدیا و وب سایت انتشارات هینداوی]
===================================================================================

ماجرای چاپ مقاله:
<<<ادامه ی مطلب از "انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۳: هند)"
هنگامی که در حدود پنج سال پیش از این تاریخ، اولین جرقه های پارادوکس فنر (به بخش اول مراجعه کنید) به ذهنم رسید، تلاش کردم نسخه ی ارتقا یافته ای از این پارادوکس را طراحی کنم که فاقد برخی نواقص نسخه ی اولیه باشد. تا جایی که به خاطر دارم، این تلاش ها تنها چند ماه بعد از طراحی نسخه ی اول آغاز و ظرف یکسال یا کمتر به نتیجه ی مطلوب رسید. نسخه ی پیشرفته ی پارادوکس فنر مشتمل بر ریاضیات پیچیده تری بود که با پارادوکس اهرنفست نیز گِره می خورد. در آن زمان ها به علت رد شدنِ مکرّرِ مقالاتم از سوی جامعه ی آکادمیک، میل چندانی به تدوین این نسخه ی پیشرفته در قالب مقاله را نداشتم ولی چند سال بعد، بالاخره بر ناامیدی ها چیره شدم و مقاله ی مربوطه را نوشتم. چند سال را نیز صرف ارسال مقاله به مجلات مختلف کردم که در نهایت بعد از حدود 300 بار ریجِکت شدنِ مقاله از سوی مجلات مختلف در سرتاسر دنیا، به لطف خدا بالاخره توانستم نظرِ مثبتِ مجله ی فوق را کسب کنم. درگیری با این مجله نیز فراز و فرودهای خودش را داشت و به دلالیلی که شرح آن ها در ادامه خواهد آمد، به پذیرش مقاله در این مجله نیز چندان امید نداشتم:

حدود سه هفته بعد از ثبت مقاله در مجله ی فوق، نامه ی ناامید کننده ی زیر را از سوی مجله دریافت کردم:

دکتر جوانشیری عزیز**،

دوباره بابت ثبت مقاله به شماره ی 2706705 تحت عنوانِ "رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند" در مجله ی بین المللی ریاضیات و علومِ ریاضی از شما سپاسگزارم. می خواستم به اطلاعتان برسانم که ما تلاش کردیم که چندین ادیتورِ آکادمیک را به مقاله ی شما اختصاص بدهیم ولی متأسفانه هیچ یک حاضر نشدند که مسئولیت مقاله را تا انتقال به مرحله ی داوری بپذیرند. ما تلاش می کنیم که ادیتورهای آکادمیکِ جایگزینی را جهت پذیرش مسئولیت مقاله پیدا کنیم، با این حال متوجهم که فقدانِ پیشرفت در کارِ شما تا این تاریخ ناامید کننده می باشد. بنابراین، در انتظاریم که آیا شما تأیید می کنید که ما تا رساندن مقاله به مرحله ی داوری ادامه بدهیم یا خیر.

مشتاقانه در انتظار پاسخ شمایم ...

با بهترین احترامات
پریجا (Preeja)

(برای دانلود متن اصلی به شکل فایل تصویر بر روی این لینک کلیک کنید.)


**اینجانب فاقد مدرک دکتری بوده و اطلاق لفظ "دکتر" یا "پروفسور" از سوی برخی از مجلات در مکاتباتِ انجام شده صرفاً برای ادای احترام می باشد.

سیستم هینداوی در بررسی مقالات کمی متفاوت با سایر نشریه های معتبر هست، بدین معنا که اکثر مجلات این ناشر دارای ریاست (Editor-in-Chief) نبوده و ادیتورها و داوران به شکل شناور بین چند مجله با موضوعاتِ مشابه یا نزدیک به هم فعالیت می کنند. بنابراین، دست اندر کارانِ یک مجله برای پیدا کردن ادیتورها و داورانِ مناسب، جهت بررسی یک مقاله از آزادی عمل بیشتری برخوردارند. از طرفی، ادیتورِ منتخب معمولاً مقاله را فقط به دست یک داور می سپارد و به گزارشِ فنّیِ همان داور استناد کرده و رأی او را نتیجه ی قطعی تلقی می کند. این موارد متعاقباً شانس پذیرش مقاله در یک مجله ی خاص از این ناشر را افزایش می دهد.

من که به رد شدن مقالاتم عادت داشتم و با اینکه ناامید بودم، ولی رضایت دادم که مجله برای پیدا کردنِ ادیتور و داورِ مناسب همچنان ادامه دهد. حدود ده روز بعد، ادیتوری اهل روسیه به اسم Theodore E. Simos قبول کرد که ادیتور مقاله باشد. این ادیتور از نظر آکادمیک دارای رتبه ی بالایی بود و تا آغاز سال 2022 به مقالاتش در زمینه ی ریاضی بیش از بیست هزار بار ارجاع داده شده و H-index مقالاتش نزدیک به عدد هشتاد بود. این ادیتور توانست ظرف کمتر از یک هفته داور مناسبی را نیز جهت بررسی فنی مقاله پیدا کند. دو هفته بعد، گزارشِ داور کامل شد و پیامی از طرف مجله با این عنوان که "اصلاحاتِ اساسی بر اساس گزارش داور نیاز است" را از طرف ادیتور Theodore E. Simos دریافت داشتم. داور که نام و مشخصات او ناشناس بود [بعد از حدود دو هفته بررسی مقاله]، گزارشِ مفصّلِ خود را درباره ی مقاله ی بنده چنین تدوین کرد:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
29/10/2021
مجله ی بین المللی ریاضیات و علومِ ریاضی


گزارش داوری

رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند

محمد جوانشیری

2706705


این مقاله با موضوعِ بسیار مهمی در فیزیک نسبیتی سر و کار دارد، به عبارت دقیقتر، مطالعه ی ریاضیِ این نکته که آیا نسبیت خاص مدلِ صحیحِ دستگاه های مرجعِ دوّار (مراجعِ نالَخت) را مجاز می داند یا نه.

به نظر من مقاله [ترجیحاً] باید چاپ شود اما با لحاظِ اصلاحات و اضافاتی که در ادامه می آید:

1- در نکته ی 4 (فصلِ "نکاتِ مهم راجع به این پارادوکس") نویسنده به درستی اشاره کرده که برای ناظرِ M "محیط صفحه دچار انقباض لورنتس شده و منطقیست که بجای $2\pi$ از $2\pi \alpha_{u'}$ در معادله ی 12 استفاده شود."

که اگر ما این کار را انجام دهیم، معادله ی 12 به این شکل تبدیل می شود:

$$n'=\frac{2\pi \alpha_{u'}}{d\theta'}\tag{12}$$
متعاقباً معادلات بعدی نیز به این شکل اصلاح می شوند:

$$dk''_P=\frac{K'_S}{2\pi \alpha_{u'}}d\theta' \tag{13}$$
$$ dF_P=(d'_0-\Delta z_S)\alpha_w \frac{K'_S}{2\pi \alpha_{u'}}d\theta' \tag{14}$$
$$dF_P=(d'_0-\Delta z_S) \frac{K'_S}{2\pi \alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta' \tag{15}$$
$$dz_S=\frac{\frac{1}{2\pi \alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta'}{\alpha_v + \frac{1}{2\pi \alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta'}d'_0 \tag{17}$$
$$dz_S=\frac{\frac{\alpha_{u'}}{2\pi \alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \frac{d\theta'}{1+(u'v\sin{\theta'})/c^2}}{1 + \frac{\alpha_{u'}}{2\pi \alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \frac{d\theta'}{1+(u'v\sin{\theta'})/c^2}}d'_0=\frac{\frac{1}{2\pi} \int_{0}^{2\pi} \frac{d\theta'}{1+(u'v\sin{\theta'})/c^2}}{1 + \frac{1}{2\pi} \int_{0}^{2\pi} \frac{d\theta'}{1+(u'v\sin{\theta'})/c^2}}d'_0 \tag{19}$$

بر این اساس، معادله ی 20 به این شکل تبدیل می شود:

$$\frac{1}{2\pi} \int_{0}^{2\pi} \frac{d\theta'}{1+(u'v\sin{\theta'})/c^2}=\alpha_{u'} \tag{20}$$
نویسنده باید انقباض لورنتس را برای محیط صفحه در نظر گرفته و محاسبات را به شکلی که در بالا نشان داده شده ارائه کند. پارادوکسِ نشان داده شده در مقاله وقتی روی می دهد که معادله ی 20 درست نباشد. بنابراین، در این نقطه، توجیهاتی برای عدم درستی معادله ی 20 لازم است.

2- در نکته ی 4 (فصلِ "نکاتِ مهم راجع به این پارادوکس") نویسنده به درستی اشاره کرده که برای ناظرِ M "محیط صفحه دچار انقباض لورنتس شده و منطقیست که بجای $2\pi$ از $2\pi \alpha_{u'}$ به عنوانِ کرانِ بالای انتگرال های مربوطه استفاده شود"

این توصیه ی نویسنده به احتمال زیاد درست نیست. انتگرال می بایست حول محیط کامل دایره گرفته شود، به عبارت دقیق تر از $0$ تا$2\pi$ بدون توجه به این نکته که انقباض لورنتس رخ بدهد یا ندهد. بنابراین، حدود انتگرال های داده شده در مقاله درستند. (نیازی به تغییر ندارند.)
اگر چنین باشد، نویسنده باید اظهار نظرِ خود را مبنی بر کران انتگرال ها حذف کند.

3- توصیه می شود که اثباتِ معادله ی 18 ارائه شود. نویسنده عنوان کرده که "اثبات بر عهده ی دانشجوست"، ولی به دست آوردنِ این معادله کارِ پیش پا افتاده ای نیست. (من موفق به اخذ این رابطه نشدم.) به این علت که این معادله نقشی حیاتی در قبال تمام مستدلّات در مقاله ی حاضر را دارد، من بر این باورم که اثباتِ آن باید تدارک دیده شود.

اگر معادله ی 18 قابل اثبات نبود، سپس نویسنده می بایست تمام استدلالاتِ خود را معطوف به معادله ی 17 کند. معادله ی 17 را می توان به این شکل نوشت: (آنچه من در نکته ی 1 نوشتم باید مد توجه قرار بگیرد)

$$dz_S=\frac{\frac{1}{2\pi\alpha_v\alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta'} {1 + \frac{1}{2\pi\alpha_v\alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta'} d'_0 \tag{17}$$
اگر این معادله با معادله ی 6 قیاس شود، به دست می آوریم:
$$\frac{1}{2\pi\alpha_v\alpha_{u'}} \int_{0}^{2\pi} \alpha_w d\theta'=\alpha_{u'} \tag{20-B} $$
برای نشان دادنِ پارادوکس، کافیست نشان داده شود که معادله ی 20B نادرست است. کافیست که تنها در یک مورد نشان داده شود که معادله ی 20B نادرست است، که البته می تواند به صورت عددی نیز انجام شود.
بنابراین، نویسنده اگر معادله ی 18 را اثبات کند، می تواند به معادله ی 20 خود اعتماد کند؛ یا اگر نتواند معادله ی 18 را اثبات کند، باید به معادله ی 20B که در بالا نشان دادم تکیه کند.

4- در سه جا نویسنده از عبارتِ "بعد از چرخش" استفاده کرده (در زیرنویسِ عکسِ 2، زیرِ معادله ی 3 و زیرِ معادله ی 11). عبارتِ "در حین چرخش" یا "در پروسه ی چرخش" به نظر مناسب تر می باشند چرا که محاسبات به لحظه ای که فنرها در حال چرخشند ارجاع دارد و نه وقتی که از قبل دچارِ چرخشی نشده اند.

5- علامتِ × در معادلاتِ 17 و 19 استفاده شده. چنین علامتی دلالت بر ضرب برداری می کند. در حالی که در این روابط، ضربِ معمولی وجود دارد. بنابراین، نویسنده را تشویق می کنم که این علامت را حذف کند.

6- نویسنده بهتر است که منابعِ خود را با مقالاتِ چاپ شده ی مرتبط با موضوعِ تحقیقاتش گسترش دهد:

آثاری وجود دارند که پارادوکس های نسبیت خاص راجع به مراجع دوّار را تنها برای اثرات سینماتیک نشان می دهند. [1]
[1] Nawrot Witold, The Hafele–Keating paradox - Serious problems of the special theory of
relativity?, Physics Essays 27, 4, 598-600, 2014, ISSN: 0836-1398.
https://physicsessays.org/browse-journa ... ivity.html


تحلیل ارائه شده در مقاله بر اساس دینامیکِ شناخته شده ی نسبیت خاص می باشد. در مقاله ی [2] نشان داده شده که دینامیک های متفاوتی برای سینماتیک نسبیت خاص قابل استخراج است. تحلیل پارادوکسِ سیستمِ چند فنره نیز می تواند تحت دینامیک های دیگری انجام پذیرد. جالب خواهد بود که آیا پارادوکسِ نشان داده شده برای تمام دینامیک های احتمالی صادق خواهد بود.
[2] Szostek Roman, Derivation method of numerous dynamics in the Special Theory of
Relativity, Open Physics, Vol. 17, 153-166, 2019, ISSN: 2391-5471.
https://doi.org/10.1515/phys-2019-0016.


نظریه های جایگزینی برای نسبیت خاص وجود دارند [3]، [4]. ادامه ی تحقیقاتِ ارائه شده در مقاله شاید درگیرِ بررسی این نکته شود که آیا پارادوکسِ سیستمِ چند فنره همچنان به این نظراتِ نسبیتیِ دیگر، قابل اطلاق می باشد یا نه.
[3] Szostek Karol, Szostek Roman, Kinematics in the Special Theory of Ether, Moscow
University Physics Bulletin, Volume 73 (4), 2018, 413-421, ISSN: 0027-1349.
https://rdcu.be/bSJP3
[4] Szostek Roman, Derivation of all linear transformations that meet the results of
Michelson-Morley’s experiment and discussion of the relativity basics, Moscow
University Physics Bulletin, Vol. 75, № 6, 684-704, 2020, ISSN: 0027-1349.
https://doi.org/10.3103/S0027134920060181


مقالاتِ [5] و [6] فرمولبندی ریاضیِ جدیدی را درباره ی نسبیت خاص توسعه می دهند. تحقیقاتِ نظریِ جالبی می تواند دغدغه ی بررسی کاربردِ این فرمالیزم ها را در تحلیل پارادوکس هایی نظیر پارادوکسِ سیستم چند فنره در سر بپروراند.
[5] Koczan Grzegorz Marcin, New definitions of 3D acceleration and inertial mass not
violating F=MA in the Special Relativity, Results in Physics, Volume 24, 104121, 2021.
https://doi.org/10.1016/j.rinp.2021.104121
[6] Koczan Grzegorz Marcin, Relativistic Relative Velocities and Relativistic Acceleration,
Acta Physica Polonica A, No. 4, Vol. 139, 401-406, 2021.
http://przyrbwn.icm.edu.pl/APP/PDF/139/app139z4p06.pdf

(برای دانلودِ اصلِ گزارش به شکل فایل پی دی اف، به گزارش مجله ی بین الملی ریاضیات و علوم ریاضی در پیوستِ همین پُست مراجعه کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اصلاحاتِ مدّ نظر داور قابل انجام بود بجز نکته ی دوم درباره ی عدمِ تغییر کرانِ بالای انتگرال ها که بر این باور بودم که داور اشتباه می کند. خوشبختانه چه کرانِ مزبور تغییر می کرد و چه نمی کرد، پارادوکس در هر دو حالت برقرار بود. داور در بخش آخرِ گزارشِ خود نیز جهت تقویتِ منابعِ موجود در مقاله، جملاتی را به همراه منبعِ آن ها ذکر می کند که به نحوی باید وارد مقاله می شد. اگر موفق به چاپ مقاله در این مجله می شدم، نقطه ی عطفی در کارنامه ی کاری خود علیه نسبیت را ثبت می کردم که کمتر کسی تا به امروز موفق به انجام آن شده بود. مقاله داشت از زیر دستِ داور قِسِر در می رفت. این داور نه تنها با عنوانِ تحریک آمیز مقاله و با استفاده از لغتِ پارادوکس در جایجای مقاله مشکلی نداشت، بلکه ظاهراً پارادوکس را به رسمیت می شناخت و مایل بود که مقاله چاپ شود! ولی مشکلات، یکی پس از دیگری خودشان را نشان دادند. مجلاتِ هینداوی عمدتاً "دسترسی آزاد" (Open Access) هستند، یعنی خوانندگان در سرتاسر دنیا نیازی به خریدن مقالات نداشته و بدون هزینه می توانند مقالات را دانلود کنند. برخی از مجلاتِ دسترسی آزاد، هزینه های چاپ را به پای نویسنده گذارده و از او هزینه های چاپ و انتشار را تحت عنوان Article Processing Charge (APC) مطالبه می کنند. این هزینه ها در برخی از همین مجلات اجباریست و در برخی به صورت کامل یا بصورت بخشی، مشمولِ ابطال یا فسخ (Waiver) می شوند به شرطی که نویسنده شرایط لازم برای ابطال هزینه های چاپ را داشته باشد. در این صورت، نویسنده موظف است بخشی از هزینه های چاپ را پرداخت و یا این هزینه ها برای او کاملاً نادیده گرفته می شود. قبلاً دوتا از مجلاتِ دیگرِ هینداوی مقاله ام را رد کرده بودند. در آن زمان خاطرم هست که کشور ایران جزءِ کشورهایی بود که به آن ابطال کامل هزینه های چاپ و انتشار تعلق می گرفت، به این معنی که اگر محلّ کار (Affiliation) نویسنده یا نویسنده ی اصلی مقاله در ایران قرار می داشت، در صورت پذیرشِ مقاله، هینداوی به صورت رایگان اقدام به چاپ مقاله می کرد ولی به زودی متوجه شدم که ایران از لیست کشورهای مشمولِ 100% تخفیف خارج شده! بنابراین، قبل از اینکه بخواهم اصلاحاتِ داور را انجام دهم، به مجله ایمیلی زدم و از آن ها به علت تحریم ایران و اُفت ارزش ریال در برابر دلار خواهانِ ابطال هزینه های چاپ برای مقاله ام شدم که در نهایت و بلافاصله با درخواستِ من موافقت شد به شرطی که محل کار من در ایران بوده و ادیتور با چاپ مقاله موافقت کند. خوشحال شدم و ظرفِ دو روز، اصلاحاتِ مورد نظرِ داور را انجام و مقاله ی اصلاح شده را به همراه نامه ی زیر با عجله در سیستم ثبت مقاله به ثبت رساندم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
02/11/2021
MS ID 2706705


داورِ محترم

از وقتی که برای بررسی مقاله ی من گذاشتید و برای بازخورهای مثبتتان راجع به مقاله بسیار سپاسگزارم. همچنین، اصلاحات و توصیه های شما جهتِ ارتقاءِ کیفیتِ مقاله شایانِ تقدیر است.

اکثر اصلاحات و اضافاتی که شما پیشنهاد دادید در مقاله وارد و با رنگِ آبی علامت گذاری شده. با این حال، درباره ی نکته ی دومتان من پیشنهاد می دهم که از همان $2\pi \alpha_{u'}$ برای کرانِ بالای انتگرال های درگیر استفاده شود همانطور که در معادلاتی که یادآور شدید استفاده کردید، زیرا که محیطِ صفحه ی دوّار کمتر از $2\pi r'$ می باشد، در غیر این صورت، گویی که ما فنرهای بیشتری را بر روی محیط صفحه قرار داده ایم. اگرچه نه $2\pi \alpha_{u'}$ و نه $2\pi $ نمی توانند پارادوکس را حل کنند، من بر این باورم که استفاده از $2\pi \alpha_{u'}$ برای کران بالای انتگرال ها دارای سازگاری بهتری با معادله ی 12 هست که تعداد فنرهای دوّار را مشخص می کند. از طرفِ دیگر، در پیوستِ C برای خواننده رویکردِ جایگزینی به پارادوکس را تدارک دیده ام. در این پیوست نشان داده ام که با حذفِ استفاده از ثوابتِ فنرها، معادله ی 20 فقط با استفاده از تبدیلات لورنتس برای نیرو قابل استخراج است. معادله ی C-7 به راحتی می تواند معادله ی 20 را اثبات کند اگر از هر دو طرف معادله ی C-7 نسبت به $\theta'$ از 0 تا $2\pi \alpha_{u'}$ انتگرال بگیریم. اگر از $2\pi $ به جای $2\pi \alpha_{u'}$ استفاده کنیم، معادله ی C-7 دیگر منجر به معادله ی 20 نخواهد شد که احتمالاً باعث سردرگمی خواننده می شود.

راجع به نکته ی پنجمتان، من علامتِ ضرب را برای معادلات حذف کردم مگر برای پیوستِ Bی الحاقی که در آن استفاده از علامت ضرب به نظر اجتناب ناپذیر است.

با بهترین احترامات،
محمد جوانشیری
محقق مستقل، تهران، ایران

(برای دانلودِ اصلِ پاسخ به گزارش به شکل فایل پی دی اف، به پاسخ به گزارشِ مجله ی بین الملی ریاضیات و علوم ریاضی در پیوستِ همین پُست مراجعه کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.
آخرین ویرایش توسط M_J1364@yahoo.com جمعه ۱۴۰۰/۱۰/۳ - ۱۳:۰۳, ویرایش شده کلا 1 بار

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به سیاه گوش

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1356

سپاس: 484

جنسیت:

تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

چند روز بعد متوجه شدم که در اصلاحِ مقاله کمی عجله کردم و بهتر بود که قبل از ارسالِ آن، پیوستِ جدیدی را بر مقاله می افزودم که در آن به طرز شفاف تری اثبات می کردم که چرا باید کرانِ بالای انتگرال گیری مقدارِ $2\pi \alpha_{u'}$ باشد. چند جای دیگر از مقاله را نیز اصلاح کردم ولی سیستمِ ثبت به من اجازه ی ثبتِ مجدد را نمی داد و وقتی از دست اندرکارانِ مجله (Preeja Poly) خواستم که فرصت دیگری برای ارسال نسخه ی اصلاح شده به من بدهند با درخواستم مخالفت شد چون داور در حال بررسی اصلاحات بود. یکی دو هفته ی بعد، از دپارتمان "کنترل کیفی" ایمیلی به دستم رسید که از من می خواست برای خودم، محل استخدامِ معتبری را معرفی کنم. (Valid Affiliation) کمی مضطرب شدم و برای آن ها توضیح دادم که من وابسته به ارگانی در داخل یا خارج نیستم و به صورت مستقل در ریاضی و فیزیک تحقیق می کنم که معادل آن همان محققِ مستقل (Independent Researcher) بود که در بالای مقاله ذکر کرده بودم. دپارتمان کنترل کیفی موافقت کرد و ایرادی نگرفت. دوباره از Preeja Poly خواستم که برای ثبت نسخه ی نهایی به من مهلت مجدد بدهند. از کنترل کیفی مجدداً به من ایمیلی زده شد و از من نسخه ی نهایی مطالبه شد که برایشان فرستادم، تنها چند روز بعد، طیّ نامه ای رسمی، مجله با چاپ مقاله موافقت کرد، دپارتمانِ ابطال هزینه های چاپ هم در یک فایل پی دی اف، رسماً از ابطال هزینه ها خبر داد. (برای دانلودِ اصلِ ابطال هزینه ها به شکل فایل پی دی اف، به ابطال هزینه ها در پیوستِ همین پُست مراجعه کنید.)

داور نیز در آخرین گزارش خود چنین نوشت:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
11/11/2021
مجله ی بین المللی ریاضیات و علومِ ریاضی


گزارش داوری

رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند

محمد جوانشیری

2706705


توصیه می کنم که این مقاله را چاپ کنید.

این مقاله با موضوعِ بسیار مهمی در فیزیک نسبیتی سر و کار دارد، به عبارت دقیقتر، مطالعه ی ریاضیِ این نکته که آیا نسبیت خاص مدلِ صحیحِ دستگاه های مرجعِ دوّار (مراجعِ نالَخت) را مجاز می داند یا نه.

نویسنده مثالی از یک پارادوکس را نشان داده که در دینامیکِ نسبیت خاص روی می دهد. این پارادوکس نشان می دهد که مشکلاتی در توصیفِ مراجعِ دوّار در نسبیت خاص وجود دارد. پس از مد نظر قرار دادنِ تنظیمات و اصلاحات، مقاله حاوی مفروضاتِ شفافیست که بر اساس آن ها تمام تحلیل ها صورت گرفته. یافته ها موشکافانه و سهل الفهم اند.

(برای دانلودِ اصلِ گزارشِ نهایی به شکل فایل پی دی اف، به گزارشِ نهایی مجله ی بین الملی ریاضیات و علوم ریاضی در پیوستِ همین پُست مراجعه کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Theodore E. Simos ادیتورِ روس نیز که گزارش داور را قانع کننده یافت، به صورت مختصری در سیستم ثبت عنوان کرد:

"توصیه ی ادیتور: چاپ شود"

از من خواسته شد که فایل نهایی مقاله به همراه فایل های تصاویر موجود در مقاله را در سیستم ثبت قرار دهم. بعد از من خواسته شد که تا دریافتِ پیش نویس مقاله که در قالب هینداوی قرار گرفته صبر کنم. ظرف کمتر از دو هفته به من لینکی داده شد که مرا به مقاله ام در Online Proofing System (OPS) وصل می کرد. این سیستم مخصوص هینداوی بود که در آن نسخه ی اصلاح شده ی مقالات (HTML) قبل از چاپ قرار می گرفت و نویسنده می بایست آخرین تغییرات را اعمال می کرد. از من خواسته شد که ظرف دو روز، نظر خودم را راجع به نسخه ی پیش از چاپ اعلام کنم. اولین باری بود که چنین سیستمی را می دیدم. مشاهده کردم که تمام مقاله از اول در قالب هینداوی بازنویسی شده. اصلاحاتی از نظر گرامر انگلیسی در برخی جاها دیده می شد: حدود ده لغت کم یا اضافه شده و دو سه جمله از مقاله نیز تغییر داده شده بود. تمام روابط ریاضی، اَشکال مربوطه و تمام منابعِ مقاله تحت فُرمَتِ هینداوی مجدّداً بازنویسی شده بود. سیستم طوری بود که مقاله را نمی شد تحت فایلی دانلود و آن را اصلاح کرد بلکه می بایست، اصلاحات نهایی را به شکل اظهار نظر (comment) در سیستم ضبط (save) کرد. بعد از یک روز و نیم، دوباره ایمیلی از طرف مجله مبنی بر تسریع در ثبت اصلاحات نهایی دریافت کردم. چند ساعت بعد، اصلاحات نهایی را اعمال و در سیستم مذکور ثبت کردم.

یک هفته بعد، مقاله به صورت آنلاین چاپ شد. با اینکه اصلاحات من اکثراً اعمال شده بود ولی همچنان مقاله ایراداتی داشت، خصوصاً معادله ی 19 که در مخرج آن عبارت "+1" جا افتاده بود. نواقص را به انتشارات گوشزد کردم، ولی معلوم نبود که انتشارات بخواهد نواقص را برطرف کند چون مقاله عملاً چاپ شده بود و امکان اعمال تغییرات به سختی ممکن بود.

اما ماجرای این مقاله محدود به همین مجله نبود و قبلاً به توسط مجلات متعددی در سرتاسر دنیا رد شده بود. از مهمترین مجلاتی که این مقاله را رد کردند به سه مورد زیر اشاره می کنم که درگیری با این مجلات تجربیاتِ جالبی را برای من به همراه داشت:

درگیری بر سر مقاله با عالی ترین مقام علمی جهان: آکادمی ملی علوم آمریکا (NAS)
اعضای این آکادمی عمدتاً متشکل از افراد سرشناسِ علمی و برندگان جوایز معتبری چون نوبل می باشند. این آکادمی مجله ی به اصطلاح معتبری دارد تحت عنوان Proceeding of the National Academy of Sciences of the United States of America یا به طور خلاصه PNAS که در تمام زمینه های علمی، مقالات مهمی را چاپ می کند. طبق ویکی پدیا، این مجله از سال 2008 تا 2018 از نظر میزان ارجاعات، دومین مجله ی معتبر دنیا شناخته می شد. [احتمالاً رتبه ی نخست مربوط به مجله ی Nature بوده.]

این مجله جزو مجلاتی بود که از چند سال قبل، مقالاتم را برای بررسی به آنجا می فرستادم که همگی با اظهار نظرِ مختصر و نه چندان عمیق از جانب یک ادیتور یا بدون اظهار نظر رد می شدند. اما وقتی مقاله ی حاضر را فرستادم، بعد از چند هفته، ادیتور مربوطه گزارش نسبتاً مفصلی را به شرح زیر در سیستم ثبت مقاله قرار داد:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اظهار نظر یکی از اعضای هیئت تحریریه
بحثِ این مقاله عمدتاً بر روی معادله ی 3 می باشد، که برای آن تنها دو منبع [1] و [3] ارائه شده. من نمی توانم به منبع [1] دسترسی پیدا کنم (و شک دارم که خواننده ی دیگری هم بتواند دسترسی پیدا کند). راجع به منبع [3]، معادله ی 3 در واقع به معادله ی 12 از این منبع برمی گردد که به نوبه ی خود از معادله ی 7 اخذ شده. با این حال، هیچ توجیهی برای معادله ی اخیر در منبع مربوطه داده نشده و من فکر می کنم که حداقل درباره ی مؤلفه های y و z اشتباه است. البته به نظر درست می آید که ابهاماتی در متونِ حاضر، نسبت به تعریفِ درستِ نیرو در نسبیت خاص وجود دارد، ولی در متن حاضر به نظر من یک تعریفِ رضایت بخش، نرخِ تغییراتِ چهار-تکانه نسبت به زمانِ ویژه می باشد. اگر این ادعا درست باشد، سپس تعریفِ مذکور مؤلفه ی فضاییِ یک چهار-بردار را انتقال می دهد، و نتیجه این می شود که ثوابتِ نیروی عرضی در دستگاهِ متحرک، بدونِ تغییر باقی می مانند که معادله ی 3 نویسنده را از اعتبار ساقط و کل بحث را منتفی می کند.

البته ممکن است که من اینجا دچار کژ فهمیی شده باشم و معادله ی 3 درست باشد، ولی اگر اینطور باشد، لازم است که نویسنده توجیهِ صریحی را برای معادله ی 3 تدارک ببیند. تا مادامی که این کار انجام نگیرد، مقاله، ادعایی برای طرح در PNAS را ندارد. (برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تلاش کردم که ادیتور را با ارجاع به منابع دیگری قانع کنم که معادله ی 3 درست است ولی در بینِ ارجاعاتم دوتا از منابع نامرتبط بود، که من به علت شتابزدگی متوجه این موضوع نشدم! چند روز بعد، خودم متوجه اشتباهم شدم و فهمیدم که یکی دو منبع از سه منبع اضافه شده موضوع رو از دیدگاه دیگری که ربطی به بحث من نداشت بررسی کرده بودند ولی دیگر دیر شده بود و فقط امیدوار بودم که ادیتور این موضوع را متوجه نشود که البته محقق نشد. چند روز بعد گزارش ادیتور به این شکل ارائه شد:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اظهار نظر یکی از اعضای هیئت تحریریه
منابعِ [4] و [5] تنها برای حالتی که نیرو در جهت سرعت باشد رفتار می کنند، در حالی که معادله ی 3 مربوط به مؤلفه های عمودیست. یادداشتی که نویسنده ی آن نامعلوم است و نویسنده در توضیح-نامه ی خود به آن ارجاع داده حالت درست را بررسی می کند، اما من فکر می کنم که اشتباه است یا حداقل مشکوک، چرا که دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم در شاکِله ی استانداردِ نسبیتِ خاص هر دو معادلاتِ پریمدار و بدونِ پریم درستند (و بحثِ اولیه ی من هم مخالفش را ثابت می کند). مگر و تا زمانی که نویسنده بتواند استخراجِ صریحِ معادله ی 3 را در این شاکله به دست آورد، هر گونه ثبتِ مجددِ مقاله باید رد شود. (برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در همان زمان، مقاله ی دیگری هم نوشته بودم که پارادوکسی را در زمینه ی کار و انرژی در نسبیت نشان می داد. این مقاله را هم برای بررسی تسلیم PNAS کرده بودم که باز هم همان ادیتور آن را بررسی و چنین نظر داد:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اظهار نظر یکی از اعضای هیئت تحریریه
در ردّ مقاله ی قبلی نویسنده (01698-2020) گفتم که هر گونه ی ارائه ی مجددِ مقاله که بدون اثباتی ادا کند که در نسبیت خاص مؤلفه های عمودی در معرض انقباض لورنتس قرار می گیرند، به صورت خودکار رد می شوند. اگرچه قبول می کنم که مقاله ی حاضر ثبثِ مجددِ مقاله ی 01698-2020 نمی باشد (چون آزمایش فکری دیگری را مد نظر قرار داده)، معادلات 10 و 11 دقیقاً ادعای فوق را بیان می کنند و بنابراین، من دیگر بیشتر از این مقاله را بررسی نمی کنم. با عنایت به منبع 5، این واقعیت که یک کتابِ مرجع (که من به علّت همه گیری کورونا نمی توانم به آن مراجعه کنم) احتمالاً از تعریف نیرویی متفاوت با آنچه مد نظر من است (تغییراتِ تکانه ی نسبیتی بر زمانِ ویژه) استفاده کرده، به اندازه ی کافی موضوع جالبی جهت توجیهِ چاپِ آن در PNAS نیست. شکی نیست که احتمالاً مشکلاتِ واقعیی راجع به مفهوم نیرو در نسبیت خاص وجود دارد که باید سامان داده شود، اما مقاله ی حاضر کمکی به بحث نمی کند. (برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
قبلاً درباره ی چهار-نیرو چیزهایی خوانده بودم ولی درست نمی فهمیدم که ارتباط چهار-نیرو با مسئله ی من چیست چرا قبلاً هم داورانی راجع به مقاله نظر داده بودند بی آنکه اشاره ای به چهار-نیرو کنند. من محاسباتِ خود را بر اساس سه-نیرو که در بسیاری از کتب مرجع معرفی شده بود انجام داده بودم و به پارادوکس هایی رسیده بودم. حالا ادعا شده بود که بایستی از مفهوم دیگری به اسم چهار-نیرو استفاده کنم که احتمالاً پارادوکسِ سیستمِ چند-فنره را مرتفع می کرد ولی این مفهوم، بنیادی عجیب داشت، به این معنی که می بایست برای محاسبه ی نیروی نسبیتی از تغییرات تکانه ی نسبیتی بر "زمانِ ویژه" استفاده کرد ولی در سه نیرو از "زمانِ مختصاتی" استفاده می شد. این تعریفِ جدید، علاوه بر این ویژگی به شکل برداری چهار بُعدی تعریف شده بود که دارای یک بُعدِ زمان-انرژی هم بود. این بُعد برای زمانی که جرمِ سکونِ جسمِ مورد مطالعه متغیّر نبود (همانند آزمایشات فکری من)، صفر می شد (یا ثابت می ماند) و مشکل ساز نبود. ولی سه بُعد مکانیِ آن، معرّفِ سه مؤلفه از نیرو هست که "گاما" برابرِ سه مؤلفه ی نظیر در سه-نیروست. بدین معنا که سه-نیرو پیشگویی می کرد که نیروهای عرضی از دید ناظر متحرک با ضریب لورنتس (عکسِ گاما) تغییر می کنند، ولی چهار-نیرو پیشگویی می کرد که نیروها دست نخورده باقی می مانند. مثل این بود که کسی با وارد کردنِ تعریف جدیدی در نسبیت ادعا کند که "زمان" در نسبیت از دید ناظر متحرک "تُند" می شود و نه کُند!

ادغامی از حالتِ سردرگُمی و عصبانیت از دستِ ادیتور در من شکل گرفته بود و گمان می کردم که وی قصد دارد مرا به بهانه ای نه چندان معقول دست به سر کند تا از شرّ مقاله خلاصی یابد. این رفتاری بود که برای من آشنا بود و طی رد شدن مکرّرِ مقالاتم از سوی ادیتورها و داورانِ مختلف و به شکل های متفاوت دیده بودم. تلاش کردم تا با مطرح کردن مشکل در Physics Stack Exchange نظر کاربرانی که تسلط بیشتری نسبت به خودم در این زمینه را داشتند جویا شوم. نظر کاربران، مِن حیث المجموع این بود که سه-نیرو و چهار-نیرو مفاهیمی سازگارند و می بایست در حل مسایل به نحو درستی اتخاذ شوند. اما من نمی دانستم که چطور باید ثابت کنم که چهار-نیرو مرتبط به مسایل من نیست و سه-نیرو کفایت می کند. متأسفانه این سایت نیز به علت آکادمیک بودن، عامدانه سؤالِ مرا "بست" و آن را از لیست سؤالاتِ در دسترس خارج کرد!

حس می کردم که هنوز مأموریت خود را با آکادمی ملّی علوم آمریکا به پایان نرساندم و می بایست حمله ی آخرم را با به خطر انداختنِ آبروی این اُرگانِ علمیِ پُر آوازه، عملی می کردم. ادیتور مذکور (که هویتش ناشناس بود) حتی اگر جایزه ی نوبل فیزیک در نسبیت را می داشت، بیش از حدّ درباره ی مقاله ام داشت نظر می داد. نظرات او با شک و ابهام توأمان بود و چندان "علمی" و کارشناسانه نبود. او می بایست اجازه می داد تا مقاله داوری شود و سپس، نظر داوران را ملاک قرار می داد ولی به دلایلی مانع این کار شد. ابتدا پیوستی را به مقاله اضافه کردم و در آن نحوه ی استخراجِ صریحِ معادله ی 3 را همونطور که ادیتور خواسته بود با طرحِ یک آزمایش فکری جدید بیان کردم. بعد از چند روز از ثبتِ مجدد مقاله در سیستمِ PNAS، تلاش کردم تا ایمیلِ ریاستِ کلّ PNAS را پیدا و طیّ ایمیلی، مستقیماً شکایت خود را از ادیتورِ مزبور به او اعلام کنم. نتوانستم در سایتِ PNAS ایمیلِ او را بیابم و در نهایت با مراجعه به مقالاتش، ایمیلی از او را پیدا کردم. متوجه شدم که او یک زنِ حشره شناس به اسم May Roberta Berenbaum مقیم آمریکاست که جوایز متعددی را به خود اختصاص داده بود. شِکواییه ی خود را با عنوان "شکایت درباره ی ادیتورِ PNAS" به شکل زیر به او ارسال کردم:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ریاستِ محترم،

درباره ی سه مقاله با شماره های 00965-2021 و 01698-2021 (ثبتِ مجددِ 00965-2021) و 02104-2021 که به ترتیب در تاریخ های 16 ژانویه ی 2021 و 28 ژانویه ی 2021 و 2 فوریه ی 2021 در PNAS ثبت شده اند برایتان می نویسم.

ادیتورِ درگیر (مُنتصب) که درباره ی مقالات نظر داده و آن ها را رد کرده، تلاش می کند که با نامعتبر جلوه دادنِ برخی منابع که در مقالات به آن ها ارجاع داده شده، نتایج مقالات مرا به شکل زیر (از زبانِ خود او) از اعتبار ساقط کند:

1- "بحثِ این مقاله عمدتاً بر روی معادله ی 3 می باشد، که برای آن تنها دو منبع [1] و [3] ارائه شده. من نمی تونم به منبع [1] دسترسی پیدا کنم (و شک دارم که خواننده ی دیگری هم بتواند دسترسی پیدا کند). راجع به منبع [3]، معادله ی 3 در واقع به معادله ی 12 از این منبع برمی گردد که به نوبه ی خود از معادله ی 7 اخذ شده. با این حال، هیچ توجیهی برای معادله ی اخیر در منبع مربوطه داده نشده و من فکر می کنم که حداقل درباره ی مؤلفه های y و z اشتباه است." (مقاله به شماره ی 00965-2021)

2- "یادداشتی که نویسنده ی آن نامعلوم است و نویسنده در توضیح-نامه ی خود به آن ارجاع داده حالت درست را بررسی می کند، اما من فکر می کنم که اشتباه است یا حداقل مشکوک ..." (مقاله به شماره ی 01698-2021)

3- "با عنایت به منبع 5، این واقعیت که یک کتابِ مرجع (که من به علّت همه گیری کورونا نمی توانم به آن مراجعه کنم) احتمالاً از تعریف نیرویی متفاوت با آنچه مد نظر من است (تغییراتِ تکانه ی نسبیتی بر زمانِ ویژه) استفاده کرده، به اندازه ی کافی موضوع جالبی جهت توجیهِ چاپِ آن در PNAS نیست. شکی نیست که احتمالاً مشکلاتِ واقعیی راجع به مفهوم نیرو در نسبیت خاص وجود دارد که باید سامان داده شود، اما مقاله ی حاضر کمکی به بحث نمی کند." (مقاله به شماره ی 02104-2021)

به خاطر داشته باشید که در اظهار نظر اول، ادیتور آشکارا تلاش می کند که نتایج مقاله ای که در یک ژورنال معتبر (مجله ی آمریکایی فیزیک) به چاپ رسیده است را دستِ کم بگیرد و در اظهار نظر سوم، وی به شکلِ غیر متعهدی تلاش می کند محتوای یکی از معروف ترین کُتب مرجع در زمینه ی مربوطه را منحرف کند. در این کتاب مرجع، همچنین در بسیاری کتب مرجعِ دیگر، تعریف دیگری از نیرو (آنچنان که ادیتور ادعا کرده) وجود ندارد، بلکه به اتفاق آراء توافق شده که نیرو مشخصاً نسبت تغییرات تکانه ی نسبیتی به زمانِ ویژه ست دقیقاً به همان شکل که ادیتور خواستارِ آن است.*** از طرفِ دیگر، ادیتور به موارد زیر اشاره کرده:

4- "البته ممکن است که من اینجا دچار کژ فهمیی شده باشم و معادله ی 3 درست باشد، ولی اگر اینطور باشد، لازم است که نویسنده توجیهِ صریحی را برای معادله ی 3 تدارک ببیند. تا مادامی که این کار انجام نگیرد، مقاله، ادعایی برای طرح در PNAS را ندارد." (مقاله به شماره ی 00965-2021)

5- "شکی نیست که احتمالاً مشکلاتِ واقعیی راجع به مفهوم نیرو در نسبیت خاص وجود دارد که باید سامان داده شود، اما مقاله ی حاضر کمکی به بحث نمی کند." (مقاله به شماره ی 02104-2021)

اندر عجبم که چرا ادیتور که اینقدر نسبت به همه چیز مشکوک است، مقالات را جهت داوری نمی فرستد! انتظار می رود که ادیتور بجای آنکه بر مبنای تعدادی گمان و حدسِ شخصی، مقالات را رد کند، با مشورت با یکی دو داور حدس های خود را تضمین یا تأیید کند. بعلاوه، از زبانِ خود او، اظهار نظر او که در زیر به آن اشاره می شود از نظر فیزیکی نادرست است. [من این موضوع را در توضیح-نامه ی مربوط به ثبت مجددِ مقاله به شماره ی 02313-2021 بحث کرده ام.]

6- "چرا که دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم در شاکِله ی استانداردِ نسبیتِ خاص هر دو معادلاتِ پریمدار و بدونِ پریم درستند (و بحثِ اولیه ی من هم مخالفش را ثابت می کند)." (مقاله به شماره ی 01698-2021)

از طرف دیگر، ادیتور گفته:

7- "در ردّ مقاله ی قبلی نویسنده (01698-2020) گفتم که هر گونه ی ارائه ی مجددِ مقاله که بدون اثباتی ادا کند که در نسبیت خاص مؤلفه های عمودی در معرض انقباض لورنتس قرار می گیرند، به صورت خودکار رد می شوند." (مقاله به شماره ی 02104-2021)

به عنوانِ ریاستِ PNAS و محضِ رضای خدا، به من بگید که چرا من باید نتیجه ای را دوباره ثابت کنم که تا کنون هزاران بار در هزاران کتابِ مرجع اثبات شده؟

خیلی ممنون می شوم اگر شما با یک ادیتورِ دیگرِ PNAS راجع به این موارد مشورت کنید تا اینکه خودتان متوجه شوید که چگونه مقالات بنده با اظهار نظرهای نامعقول و ناعادلانه ی ادیتور رد شده اند. در ضمن، مطلع باشید که همانطور که ذکر کردم، اخیراً یکی از دو مقاله را برای بار سوم جهتِ بررسی به PNAS ارائه می کنم که در نسخه ی اخیر، تلاش کردم که استخراجِ صریحِ معادله ی 3 را برای ادیتور تدارک ببینم و واقعاً امیدوارم که شما به او هشدار دهید که مقاله را به سرعت رد نکند، یا اجازه دهید که مقاله به ادیتورِ دیگری محوّل شود.

با احترام
محمد جوانشیری
(برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)


***خواننده دقت کند که این جمله ی من به دلیل عدم شناخت کافیِ چهار-نیرو کمی برای خودم هم در آن زمان مبهم بود!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تردید داشتم که درخواست هایم را ترتیب اثر دهند. با این وجود، از طرف فرد دیگری در پاسخ به نامه ی فوق، ایمیلی به دستم رسید که از من می خواست تأیید کنم که یکی از مقالات، به ادیتور دیگری جهت بررسی تحویل داده شود یا به همان ادیتور چون ظاهراً در سیستم ثبت مقاله قبلاً خواسته بودم که به همان ادیتورِ قبلی تحویل داده شود. چون دیگر از ادیتور قبلی دلسرد شده بودم، درخواست کردم که ادیتور تغییر کند که نا مه ی زیر را دریافت کردم:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دکتر جوانشیری عزیز،

مستحضر باشید که باز-ثبت های تکراری معمولاً مجاز نیست و اگر هیئت تحریریه تعیین کند که این آخرین نسخه ی مقالات شما برای داوری مناسب نیست، دیگر ما ثبت مجدد مقالات را نخواهیم پذیرفت. ما از اعضای جدیدِ هیئت، می خواهیم که مقالاتتان را ارزیابی کنند.

ارادتمندتان،
دنیِل سَلزبِری
(برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ظاهراً ریاست، دستور تغییر ادیتور را داده بود و این پیشرفت کوچکی تلقی می شد. ولی بعید بود که این مجله ی معروف بخواهد مقاله ای را چاپ کند که مدعیست پارادوکسی در نسبیت وجود دارد. متأسفانه بعد از چند روز یا هفته نامه ی زیر به دستم رسید:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
115 سال است که تمام پارادوکس های ارائه شده در نسبیت خاص، با توجهِ موشکافانه به تأثیراتِ تبدیلاتِ لورنتس مختومه شده اند. مِن بابِ مثال، این قضیه شامل منبع [3] می شود که قبل از آنکه طوفانی از انتقاداتِ دُرُست را برپا کند، به نحوی در یک مجله ی معتبر فیزیک جهت چاپ، سرپرستی شد. این مقاله هم مطمئنم که فرقی ندارد، مقاله از تعریف غیر مرسومِ نیرو استفاده می کند (نه از نرخ طبیعی تغییرات چهار-تکانه نسبت به زمانِ ویژه، انتخابِ بدی که متأسفانه در برخی کُتبِ مرجع نیز گاهاً روی داده) و مشکل، بدونِ شک از این نکته بر می خیزد. (برای دانلودِ متنِ اصلی به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.
آخرین ویرایش توسط M_J1364@yahoo.com یک‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ - ۲۰:۴۲, ویرایش شده کلا 2 بار

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به سیاه گوش

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1356

سپاس: 484

جنسیت:

تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

با دریافتِ این نامه، ماجراجویی های خود را با این مجله متوقف کردم ولی از این که توانسته بودم در PNAS بَلوای مختصری بپا کنم، کمی خشنود شدم. دومین مجله ی معتبری که دستور داوری مقاله را صادر کرد و یکی دو ماه پیش از درگیری با PNAS مقاله ام را برایشان فرستادم، مجله ای آلمانی مربوط به انتشاراتِ اسپرینگر (Springer) بود.

نتایج داوری مقاله در آرشیوِ مکانیک کاربردی (Archive of Applied Mechanics)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
داوری اول

گزارش مربوط به مقاله به شماره ی AOAM-D-21-00039
عنوان: رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند

این مقاله حرکت مکانیکی سیستمی مشتمل بر فنرهایی ساده را توصیف می کند که در آن، این موضوع از دید دو ناظر لخت با سرعتِ نسبیِ نسبیتی بررسی می شود. با این حال من توصیه های زیر را مطرح می کنم:

1- مقاله خوب نوشته نشده. با این حال، یک انگلیسی زبانِ محلی جهت بررسی تمام مقاله از نظر گرامر و استفاده از لغات مفید خواهد بود.
2- چه چیز جدیدی در این مقاله ارائه شده؟
3- بخش مقدمه باید با دوره ی آثار مربوطه تقویت شود. بنابراین، اکیداً آثار زیر را توصیه می کنم:
* Amer T. S., The dynamical behavior of a rigid body relative equilibrium position, Adv.Math. Phys., Volume (2017), 2017
* Amer WS, Bek MA, Abohamer MK. On the motion of a pendulum attached with tuned absorber near resonances. Results Phys 2018;11:291-301
* Amer T. S., Bek M. A., Abouhmr M. K., On the vibrational analysis for the motion of a harmonically damped rigid body pendulum, Nonlinear Dyn. 91, 2485-2502, 2018.
* Amer T. S., Bek M. A., Abouhmr M. K., On the motion of a harmonically excited damped spring pendulum in an elliptic path, Mech. Res. Commu. 95 (2019) 23-34.
* F.M. El-Sabaa, T. S. Amer, H. M. Gad, M. A. Bek, On the motion of a damped rigid body near resonances under the influence of harmonically external force and moments, Results Phys. 19 (2020) 103352.
* T. S. Amer, A. A. Galal, Shimaa Elnaggar, The Vibrational Motion of a Dynamical System Using Homotopy Perturbation Technique, Applied Mathematics 11 (2020) 1081-1099.
* M. A. Bek, T. S. Amer, Magdy A. Sirwah, Jan Awrejcewicz, Asmaa A. Arab, The vibrational motion of a spring pendulum in a fluid flow, Results in Physics 19 (2020) 103465.
* MA Bek, TS Amer, A Almahalawy, AS Elameer, The asymptotic analysis for the motion of 3DOF dynamical system close to resonances, Alexandria Engineering Journal 60 (4), 3539-3551

4- چکیده ی مقاله باید به شکل بهتری نوشته شود.
5- معادلات 8 و 9 باید به همان شکلی نوشته شوند که بقیه ی معادلات نوشته شده اند.
6- جدولی با معرفی علائم باید تدوین شود.
7- مقایسه ای بین این اثر و منبعِ 1 باید تدوین شود.
(برای دانلودِ اصلِ گزارش به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)


داوری دوم

آرشیو مکانیک کاربردی AOAM-D-21-00039
م. جوانشیری: رفتارِ مکانیکیِ سیستمی چند-فنره خزعبلی را در تبدیلاتِ نسبیتی نیرو آشکار می کند

نویسنده ادعا می کند که سیستمی چند-فنره را یافته که به توسطِ آن، فرد می تواند بحث کند "نارسایی های اساسیی راجع به تبدیلات لورنتس برای نیرو" و "ناسازگاریی بین سینماتیک و دینامیک در نسبیت وجود دارد". واقعیت این است که نسبیت خاص یکی از بهترین نظریاتِ آزمون شده در حیطه ی فیزیک نظریست. متعاقباً، سوال اینجاست که [پس] اشتباه این مقاله کجاست. برای تشخیص محاسبات عجیبِ سیستمِ فنرِ مضحکِ**** نویسنده، بر اساس شکل 2 الف و ب، رفتار نسبیتی فنرهای هوکی (Hookean) می بایست از همان اول مدِ نظر قرار گیرد. نتیجه ی این بررسی ها در ادامه به این قرارست:

1: سیستمِ فنرِ مد نظر، هیچ "نقصِ اساسیی" را در نسبیت خاص نشان نمی دهد.
2: چون نیرو و طولِ فنر، ثابت فنر را تعیین می کنند، هر دوی این کمیّات باید به شکل مستقل از هم در نظر گرفته شوند. اما تبدیلاتِ نیروی لورنتس به شکل صریح در این مقاله ظاهر نشده اند.
3: متعاقباً معادله ی 3 درست نیست: ثابتِ فنرِ متحرک، کوچکتر درک می شود ولی نه با ضریبِ لورنتس، بلکه با مربع آن یعنی $1-v^2/c^2 $.
4: وضعیت های تعادل که در سیستم سکون فرموله شده اند (سیستمی که فنر مرکزی در آن ساکن است) به دستگاه متحرک انتقال یافته اند: ناظران در دستگاه ساکن و متحرک، تعادلِ مشابهی را می بینند ولی این توازن با فنرهایی ایجاد شده که ثابتِ های فنرشان متفاوت درک شده.
5: فنرهای دوّار، نباید با سرعت نسبیتی بچرخند برای اینکه این حرکت شتابدارست و خارج از اهداف نسبیت خاص می باشد. متعاقباً حرکتی شتابدارِ معمولی اما غیر نسبیتی فنرها در چارچوب سکون باید مورد توجه قرار بگیرد. نویسنده باید تفاوت چارچوب ها را با شفافیت بیشتری مشخص کند.
6: بجای سرعت ها در معادلات 7 تا 10، نیروهای نظیر و نه سرعت ها باید انتقال داده شوند.
7: معادله ی 11 غلط است چرا که تبدیلات نیرو با تبدیلات ثوابتِ فنر مشخص نمی شوند بلکه نیروها و همینطور طول های فنر تبدیلاتِ خودشان را دارند که هر دو با هم تبدیلاتِ ثوابتِ فنرها را مشخص می کنند. این نقیصه ی روش-شناختی از ارزش مقاله کاسته.

نویسنده باید تلاش کند تا با گروهی که در زمینه ی نسبیت خاص کار می کنند تماس برقرار کند.

توصیه: مقاله رد شود؛ [یا] دوباره ثبت شود به شرطی که نسبیت خاص به درستی مورد توجه قرار گرفته باشد.

(برای دانلودِ اصلِ گزارش به شکل فایل پی دی اف، به گزارش آرشیو مکانیک کاربردی در پیوستِ همین پُست مراجعه کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نکته ای که در گزارشاتِ آرشیو مکانیک کاربردی وجود دارد این است که هیچ یک از دو داور، برعکسِ گزارشِ ادیتورِ PNAS به چهار-نیرو اشاره ای نکرد. داور اول ظاهراً با چاپ مقاله به شرطی که مواردِ هفت گانه ی او مد نظر قرار بگیرند، مشکلی نداشت ولی در عین حال از مقاله دفاع جانانه ای هم نکرد. داور دوم هم که استدلالاتش پُر از غلط بود ترجیحاً رأی به ردِ مقاله داد و در نهایت هم ادیتور تصمیم گرفت تا مقاله را به مجله ی دیگری از انتشارات Springer که ارتباط بیشتری با موضوع مقاله داشت انتقال دهد. این روشِ انتقال، در اسپرینگر مرسوم بود ولی چون من با تمام مجلات مربوطه آشنا بودم و بسیاری از همین مجلات مقاله را قبلاً رد کرده بودند با انتقال مقاله مخالفت کردم (البته دقیقاً خاطرم نیست که با انتقال مقاله به مجله ی دیگری مخالفت کردم یا موافقت) ولی در هر حال، مقاله در این مجله ی خاص رد شد. با مقایسه ی مورد سومی که داور دوم به آن اشاره کرد با ادعای ادیتورِ PNAS می توان متوجه شد که ادعاهای افراد در این زمینه چقدر متناقض است. داور دوم در این مجله می گوید که ثابت فنر با مربع ضریب لورنتس کاهش میابد ولی ادیتورِ PNAS مدعیست که اگر از چهار-نیرو استفاده شود، به این نتیجه می رسیم که ثوابت فنر بدون تغییر باقی می مانند. از طرفی، داور دوم در این مجله یادآور می شود که سرعت دوران فنرها نباید زیاد باشد چون سیستم، شتابدار شده و خارج از اهداف نسبیت خاص قرار می گیرد که این حرفیست اشتباه چرا که ناظرانِ ما در مقاله کاملاً لَختند و بررسی هر سیستم شتابداری از دید ناظران لخت، تحت نسبیت خاص کاملاً مجاز است.

اما سومین مجله ی معتبر، مجله ی معروفِ "اصول فیزیک" باز هم مربوط به انتشارات اسپرینگر بود.

نتایج داوری مقاله در اصول فیزیک (Foundations of Physics)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
داوری اول

این مقاله، آزمایشِ فکریِ پیچیده ای را مد نظر قرار می دهد که فنرهایی را درگیر می کند. از این آزمایش، نویسنده نتیجه می گیرد که نسبیت خاص با پارادوکس هایی مواجه می شود که مشکلاتی را برای نظریه ی نسبیت آشکار می کند. متأسفانه، بحثِ نویسنده دُرست کار نمی کند. اوّلاً، در بهترین حالت، نویسنده می تواند نتیجه بگیرد که نسبیت خاص بعلاوه ی نوعی نسخه ی کمکی و نسبیتی از قانون هوک، منجر به پارادوکس می شود که به سختی می تواند برای نسبیت مشکل آفرین باشد. این قضیه برای هر نظریه ی مشتمل بر فنرهای دوّار که نویسنده اینجا اختراع کرده مشکل ساز خواهد بود (و چیزی که این نظریه باید باشد کمی مبهم است: مثلاً نویسنده بدون توجیهی نوشته "در واقع، فنرهای دوّار تحت تأثیراتِ نسبیتی تضعیف می شوند." خوب، این یعنی چه؟ کدام تأثیراتِ نسبیتی؟ به همین ترتیب، نویسنده پیشنهاد می کند که شتابِ عمود بر محورِ مرکزیِ یک فنر باید ثابت فنر را تغییر دهد. امّا چرا؟ فنر حتی انقباض طول نسبت به ناظری که بدواً فنر نسبت به آن ساکن بوده را تجربه نمی کند.) اما صرف نظر از بحث مشخصی که اینجا شد، به نظر من آثاری از این دست جایی در یک مجله ی فیزیکِ حرفه ای را ندارند. واقعیت این است که نسبیت خاص نظریه ایست پدیده شناختی که به قصد نشان دادن برخی مسایل بنیادین در الکترومغناطیس تدوین شده؛ این نظریه، قدمی تاریخی به سوی نسبیت عام و به شکل کلّی تر نظریه ی میدانِ نسبیّتی است. و اینکه این نظریه با اینکه احتمالاً مشکلاتی دارد، ولی تا مادامی که سیستم های هایپربولیک [هذلولَوی] جواب های منحصر به فردی دارند، این نظریه کاملاً نامبهم و شفاف است و هیچ عدمِ تفاهمی راجع به وقایع بنیادین و مستقل از ناظر به گونه ای که در این مقاله مدّ نظر قرار گرفته وجود ندارد. هر گونه تلاشی جهت استفاده از آزمایشات فکری برای نشان دادن ناسازگاری در یک نظریه ی تقریبی و پدیده شناختی، وقتی که ما می دانیم چنین ناسازگاریی در تمامیّت نظریه محتمل نیست، تعامل ارزشمندی برای متون فیزیک نیست.

(برای دانلودِ اصلِ گزارش به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
این داور نیز بدون اشاره به چهار-نیرو، مشکل را در تعریف ثابت فنرها می داند. این داور از قبل، بدونِ نقص بودنِ نسبیت را پیش فرض قرار داده و مقالاتی که به اعتبار نسبیت حمله می کنند را فاقد ارزش می داند. از دیگر مجلاتی که مقاله را برسی ولی رد کرد، مجله ی مسایل ریاضی در مهندسی مربوط به انتشارات هینداوی بود. این مجله نیز همانند سه مجله ی قبلی در لیست SCIE (آی اس آی) قرار دارد.

نتایج داوری مقاله در مسایل ریاضی در مهندسی (Mathematical Problems in Engineering)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
داوری اول

مقاله آزمایشِ فکریی را ارائه می کند که بدین منظور طراحی شده که نشان دهد تبدیل نسبیتی نیرو در شرایط خاص با مشکلاتی مواجه می شود. مشخصاً در زمانی که یک جسم گسترده تحتِ کُنش نیروهایی که نسبت به هم متحرکند، در حالت تعادل قرار دارد. این مقاله، نسخه ی تغییر یافته ای از بحث قبلی نویسنده است که در منبع [1] ارائه شده. دستگاهی که در مقاله ی حاضر استفاده شده مشتمل بر یک دیسکِ چرخان است که از بالا به توسط فنری که به مرکز دیسک متصل است و از پایین به توسط تعدادی فنر که در محیط دیسک قرار گرفته اند و با دیسک می چرخند، حمایت می شود. بحث شده که، وقتی تبدیلات نیروی نسبیتی به کار گرفته می شود، دیسک ظاهراً نقاط تعادل متفاوتی بسته به حرکت ناظر را اتخاذ می کند. بنابراین، از این جهت که وضعیت تعادل سیستم، یک خصیصه ی فیزیکیِ ذهنی نبوده بلکه یک تجربه ی واقعی برای ناظر می باشد، حاکی از ناسازگاری در نسبیت خاص می باشد.

باید اعتراف کنم که مَفتونِ مقاله شدم. با این حال، بعد از اینکه به دقت آن را مطالعه و راجع به آن فکر کردم، متأسفانه باید بگویم که نمی توانم مقاله را برای چاپ در مسایل ریاضی در مهندسی به شکل صادقانه ای توصیه کنم. دلایلم دو وجه دارند. اولّاً به نظر من مقاله از اهدافِ مجله ی مقصود خارج است. موضوع کاملاً در حیطه ی فیزیک نظریست و بنابراین، مجله ای با رویکرد فیزیکی گزینه ی بهتری می باشد. ثانیاً و مهمتر از همه من جداً نسبت به اعتبار بحث ها مشکوکم و تلاش می کنم که مختصراً در زیر توضیح بدهم.

وقتی که نیروها برای دیسک چرخان یا هر جسمِ گسترده ی دیگری به کار گرفته می شود، نیروها هر چه که می خواهند باشند، من فکر می کنم که باید با آن ها به شکل چهار-بردارهای کامل رفتار شود، آن هم از نوع $dP/dt$ با $t$ به عنوانِ زمانِ ویژه ی نقطه ی اثر نیروی داده شده. در حالتِ مورد نظرِ دیسکِ چرخان، مؤلفه ی انرژیِ چهار-بردار همیشه ناپدید می شود، امّا فاکتورهای زمانِ ویژه باقی می مانند. اگر تمام چنین نیروهایی که بر روی یک جسم وارد می شوند در یک چارچوبِ مرجع، در حال تعادل باشند، در هر چارچوبِ دیگری در تعادل خواهند بود و تمام مشکل محو خواهد شد. این قضیه به سادگی از قانون تبدیلات چهار-بردارها قابل تعقیب است. بحث های مشابهی جهت حل پارادوکس های ظاهری در نسبیت خاص راجع به تعادل گشتاورها مطرح شده (مثلاً س. آرانوف، تعادل در نسبیت خاص، 1972). به باور من این بحث ها در این مقاله نیز به خوبی قابل اطلاقند، مگر اینکه در زمینه های فیزیکی نشان داده شود که چنین اجتماع چهار-بردارها در مسئله ی مدّ نظر ناکافیست.

به رغمِ توصیه ی منفی من با عنایت به دلایلی که در بالا ارائه شد، بهترین ها را برای نویسنده در تحقیقات فعلی و آینده ی او آرزومندم.

(برای دانلودِ اصلِ گزارش به شکل فایل تصویر، بر روی این لینک کلیک کنید.)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ابتدا به ادیتور نامه ای نوشتم و از او خواستم تا جوابیه ی من را به دست داور برساند. در این جوابیه تلاش کردم تا نظر داور را نسبت به مقاله کمی تغییر دهم تا با چاپ آن موافقت کند. ادیتور نامه را برای داور ارسال کرد ولی داور در نهایت راضی نشد و متعاقباً مقاله در این مجله نیز رد شد. اما از فوایدِ این "رد" شدن ها این بود که برای دفاع از مقاله چندین "پیوست" به مقاله ی اصلی اضافه کردم تا موضوع مورد بررسی از شفافیت بیشتری برخوردار شود.

چاپ این مقاله در یک مجله ی "جریانِ اصلی" (mainstream) نقطه ی عطفی در کارنامه ی علمی من تلقی می شود، بدین معنا که کمتر کسی توانسته از زمان تولّد نسبیتِ خاص، علیه این نظریه در مجلات رسمی مقاله ای را به چاپ برساند چرا که مقاومت ساختار آکادمیک در برابر نفوذ مقالاتی که علیه اصول نسبیت یا مکانیک کوانتومی نگاشته شده اند بسیار زیاد است. آنگونه که در مقاله ذکر شد، پارادوکس مطرح شده احتمالاً با پارادوکسِ آقای منصوری پور در ارتباط است هر چند که بحث کامل در این زمینه از حوصله ی مقاله ی فوق خارج است. در انتهای مقاله نیز از آقای امیر عصارزاده (کاربر assarzadeh) بابت بازبینی محاسبات و یادآوری برخی نکات قدردانی شده.

ادامه ی مطلب در "انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۵: )" >>>
شما دسترسی جهت مشاهده فایل پیوست این پست را ندارید.

نمایه کاربر
Player

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ - ۰۲:۴۳


پست: 48

سپاس: 18

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط Player »

پارادوکس شما به سادگی قابل حل است.

1. محتوای نیرو در آزمایش فکری شما نباید اهمیتی داشته باشد. چه پیستون و گاز، چه میدان الکتریکی و بار، و چه پرتوی نور جایگزین فنر شما شوند، همچنان باید پارادوکس برقرار باشد. در غیر این صورت در بهترین حالت پارادوکس شما تنها برای فنر صادق است، و در واقع بینانه ترین حالت، احتمالا در بخشی از محاسبات، چیزی را نادیده گرفته اید که اهمیت داشته است. در آخرین خط از این پست اشکال شما را بیان کرده ام.

2. من در آزمایش فکری شما دو اصلاح جزئی انجام می دهم و ثابت می کنم، طبق ادعای شما، واقعا صفحه پایین می رود و ضریب عکس گامایی که برای میزان کاهش نیرو از دید ناظر آزمایشگاه بدست آورده اید درست است. اما پارادوکسی به وجود نمی آید.

فرض کنیم دوران در صفحه xy رخ می دهد، و نیرو در راستای محور z بررسی می شود.
تغییر اول: جای n فنر، n لیزر گذاشته ایم که با فرکانس f/n مشغول به تابش هستند.
فنر بزرگ که مشغول دوران نیست، می تواند دست نخورده باقی بماند. می توانیم هم جای آن لیزری با فرکانس f بگذاریم، اهمیتی ندارد. برای سادگی بیشتر در تحلیل آزمایش، من ترجیح می دهم که یک لیزر با فرکانس f بگذارم.

تغییر دوم: به جای این که n لیزر، در محور z نور بتابند، می توانیم تمام آن ها را نود درجه خم به سمت مرکز دایره خم کنیم، به شکلی که تمام آن ها به سمت مرکز دایره که در صفحه xy حضور دارد، نور بتابند. سپس می توانیم در مرکز دایره وسیله ای قرار دهیم که تمام نور لیزرها را جذب کند، و تمام آن ها در راستای محور z بتاباند. توجه کنید که چه لیزرها در حال دوران باشند، و چه ساکن باشند، در هر لحظه تمام نور خود را به مرکز دایره ارسال می کنند، و مرکز دایره تمام نور دریافتی را جذب، و سپس فورا در محور z به سمت سطح مورد نظر در قالب یک پرتو، بازتاب می کند.


حالا به شرح آزمایش می پردازیم:
توجه کنید که مرکز دایره، در هر لحظه n فوتون با فرکانس f/n دریافت می کند، و به سمت مرکز سطح مورد بررسی تمام n فوتون را همزمان ارسال می کند. این n فوتون به سطح مورد نظر برخورد می کنند و جذب می شوند و تمام تکانه خود را به سطح مورد بررسی می دهند. بنابرین نیرویی که n لیزر به سطح وارد می کنند را می توان به شکل زیر محاسبه کرد:

فشاری که n لیزر به به سطح وارد می کنند برابر است با $P = I/c \ cos(a)^2$ که a زاویه بین پرتو و سطح، c سرعت نور و I شدت نور وسیله مرکز دایره است، و برابر با $ I = nh(f/n)/(At)= hf/(At)$ که A سطحی است که نور به آن برخورد می کند (می تواند بینهایت کوچک باشد)، f فرکانس منبع و t مدت زمانی است که n فوتون نور از سطح مورد بررسی عبور می کنند. از دیدگاه ناظر آزمایشگاه a = 0 چون پرتوی نور و بردار عمود بر سطح، هم راستا هستند. بنابرین فشار وارد شده به سطح برابر می شود با $P = I/c$ و از طرف دیگر فشار برابر است با نیرو بخش بر سطح. پس می توان از فشار بر حسب سطح انتگرال گرفت تا نیرو بدست بیاید. از دیدگاه ناظر ساکن، این کار به سادگی انجام می شود و $F = hf/ct$ که به سادگی انتظار آن می رفت. توجه کنید که t مقداری ثابت است، چون شدت پرتوی لیزرها مقداری ثابت است. و بنابرین مدام نیرویی ثابت به سطح وارد می شود. در صورتی که همین محاسبات را برای لیزر بزرگ انجام دهیم که از بالا به سمت پایین نیرو وارد می کند، می بینیم نیروی آن هم برابر می شود با $ F = -hf/ct$ و بنابرین برآیند نیروی n لیزر و لیزر بزرگ برابر صفر می شود. اما اگر n لیزر شروع به چرخش کنند چه؟ خب آنگاه در اثر دوپلر چرخشی، فرکانس n لیزر، به میزان گاما کاهش پیدا می کند. پس وسیله ای که در مرکز قرار دارد هم، فرکانسش به اندازه عکس گاما کاهش پیدا می کند. پس از دیدگاه آزمایشگاه، نیرویی که n لیزر به سطح وارد می کنند، با ضریب گاما کم می شود: $F = hf/ct \times 1/\gamma$ این همان رابطه ای است که خود شما هم به آن رسیده بودید و درست است (من مستقیما آن را از چرخش لیزرها استخراج کردم). واقعا سطح مورد بررسی به پایین می رود. اما از دیدگاه ناظر متحرک چه؟ آیا میزان پایین رفتن، در یک بازه زمانی دلخواه، متفاوت خواهد شد؟

خیر. از نظر شهودی بدون هیچ رابطه ریاضی ای می توانید دیدگاه ناظر متحرک را اینگونه بررسی کنید: از دیدگاه ناظر متحرک، فرکانس چشمه مرکز دایره و فرکانس لیزر بزرگ، هر دو به یک اندازه (برابر عکس گاما) کاهش پیدا می کند. بنابرین حاصل تفاضل آن ها، منجر به بزرگ تر یا کوچک تر شدن میزان پایین رفتن سطح مورد بررسی در یک بازه زمانی خاص نمی شود. از نظر ریاضی، باید از رابطه شدت نور شروع کنید و توجه کنید که فرکانس با عکس گاما، سطحی که نور از آن عبور می کند با عکس گاما، و مدت زمان با ضرب خود گاما تغییر پیدا می کند. باقی مراحل واضح است. نیازی به تبدیل لورنتس نیرو هم نیست و می توان مستقیما اطلاعات را از دید ناظر متحرک بدست آورد. حتی در این مسئله می توانید از دیدگاه ناظری که همراه لیزرها می چرخد مسئله را بررسی کنید (تمام تبدیل های دوپلر داده شده اند).

توضیحات اضافه:

1. می توانید به جای کار با فوتون و فرکانس، مستقیما با میدان های الکتریکی و بردار پویتینگ کار کنید. بردار پویتینگ چشمه مرکز دایره را از دید دو ناظر بدست بیاورید. نیروی وارد شده به سطح برابر است با اندازه بردار پویتینگ بخش بر c در سطح مورد بررسی. در نهایت، دقیقا به همین نتایج بالا می رسید. تبدیل نسبیتی میدان الکتریکی و مغناطیسی نیز واضح است. فقط حواستان باید باشد که سطحی که بردار پویتینگ از آن عبور می کند هم نسبی و با عکس گاما از دید ناظر متحرک کم می شود.

2. من انتگرال شما را به این شکل حل کردم که چشمه ای در مرکز دایره گذاشتم که برآیند تمام نور ها را می گرفت و به سمت بالا ارسال می کرد. در واقع به جای این که زحمت انتگرال گیری به خودم بدهم مستقیم انتگرال گیری را در اول مسئله انجام دادم. از هر راهی بروید، به علت بحث پایستگی انرژی و تکانه، باید دقیقا به همین نتیجه ای برسید که در آزمایش اصلاح شده به آن رسیدیم.

3. منابع ارزشمند برای مطالعه بیشتر:
https://en.wikipedia.org/wiki/Relativis ... ler_effect
https://physics.stackexchange.com/quest ... -frequency.

4.اشکال شما در رابطه 12 است. محیط بیضی، برابر $2\pi r' a_u $ نمی شود. فقط فرم تقریبی آن عبارتی است که نوشته اید. بلکه فرم انتگرالی دارد. باید از آن انتگرال، انتگرال بگیرید. این که در نتایج عددی هم جواب هایتان نزدیک در می آید، اما کاملا یکسان نیست به خاطر همین تقریب رابطه 12 است که زده اید. یادتان باشد که از دید ناظر متحرک، فنرها روی یک بیضی توزیع شده اند. نمیشود که یک جا از دید ناظر ساکن بنویسید و یکجای دیگر محتوای دید اورا برای ناظر متحرک استفاده کنید. درست است که n و 'n یکی هستند، اما dn و 'dn یکی نیستند. در ضمن می‌توانستید به جای این کارها، و گیج کردن داور، مستقیما ازین واقعیت استفاده کنید که هر فنر دیفرانسیلی با ضریب aw ضعیف می شود و از طرف دیگر، چون زاویه ای که ناظر متحرک با هر فنر میسازد تتاست، پس کافیست از aw در ثابت یک فنر، دیفرانسیل برحسب تتا بگیریم و سپس از صفر تا دو پی انتگرال بگیریم. نتیجه باید برابر شود ثابت فنر، ضربدر آلفای ناشی از چرخش، ضربدر آلفای ناشی از حرکت ناظر، که همین هم می شود. موفق باشید.
آخرین ویرایش توسط Player شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۴ - ۲۲:۱۳, ویرایش شده کلا 2 بار

نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط MRT »

من کمی سر درگم هستم. چنین آزمونی انجام شده یا صرفا شبیه سازی است؟
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به سیاه گوش

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1356

سپاس: 484

جنسیت:

تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

MRT نوشته شده:
شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۴ - ۲۱:۰۶
من کمی سر درگم هستم. چنین آزمونی انجام شده یا صرفا شبیه سازی است؟
آزمایشِ فکریه. شاید بشه گفت یه جور شبیه سازیه، یعنی پیش بینی نتایجِ یه آزمایشِ ایده آل با استفاده از اصول یه نظریه که اینجا نسبیت مدّ نظره.

نمایه کاربر
MRT

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۲۱ - ۱۸:۱۷


پست: 1955

سپاس: 59


تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط MRT »

تقریبا تمامی دانشمندان و فیزیکدانان در زمان جنگ جهانی دوم (شرودینگر، هایزنبرک ، بور و ...) حتی پلانک با انیشتین میانه خوبی نداشتند و علت اینکه انیشتین یک بدعت گذاری بد در فیزیک راه انداخت و آن چیزی نبود جز آزمونهای فکری یا مجازی. یعنی چیزی شبیه همین دنیایی مجازی تحت وب امروز. در فیزیک میتوان نظریه جدید داد ولی با آزمون فکری نه میتوان آن را ثابت کرد و نه رد. علم جدید برخاسته از برهمکنش بین علم نظری و علم تجربیست. هیچ نظریه ای هرچه قدر عقلانی تا در عمل آزموده نشود پذیرفته نیست و مجموعه داده های آزمایشگاهی نیز به تنهایی برای ساختن تصویری از جهان که به کار تغییر و بهبود وضعیت انسان بیاید کفایت نمیکند. در ایران علم نظری پیشرفت زیادی کرده است و دلیلش روشن است: معروف است که ابزار کار ریاضیدان فقط مداد و کاغذ است و چه ریاضی دانی بهتر از انیشتین
با توجه به ماده 8 قوانین تالار گفتمان شبكه فیزیك هوپا :

ارايه انديشه‌هاي نو در فيزيك و متافيزيك ، رياضيات مختص فيزيك ، حساب و هندسه دوجيني در وب سايت شخصي :

http://www.ki2100.com



تصویر

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: م. ج. معروف به سیاه گوش

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1356

سپاس: 484

جنسیت:

تماس:

Re: انتشار مقاله ای علیه نسبیت (بخش ۴: مِصر-انگلستان)

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

MRT نوشته شده:
سه‌شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۷ - ۲۱:۱۲
در فیزیک میتوان نظریه جدید داد ولی با آزمون فکری نه میتوان آن را ثابت کرد و نه رد.
شاید نشه اونو ثابت کرد ولی آزمون فکری مناسب، این قابلیت رو داره که یه نظریه رو "به طور کامل" رد کنه. اگه نظریه ای از هزار تا آزمون فکری سرافراز بیرون بیاد به این معنیه که نظریه ی مذکور با اصولِ خودش سازگاره ولی این قضیه اون نظریه رو اثبات نمی کنه و برای اثباتش ما نیاز به چندین آزمایش تجربی داریم که حتی اگه از آزمون های تجربی هم سرافراز بیرون بیاد لزوماً بدین معنی نیست که اون نظریه "ثابت" شده بلکه نشون می ده در حیطه ی آزمایش های تجربی انجام شده، اون نظریه "خوب" کار می کنه. [اصولاً به نظر من هیچ نظریه ای اثبات پذیر به معنی مطلق نیست.]

ولی اگه بعد از هزار تا آزمون فکری، نظریه توی هزارو یکمین آزمون فکری شکست بخوره، این نشون دهنده ی "خود-متناقض" بودن نظریه ست [یعنی به اصول خودش یا "منطق" پایبند نیست] و حتی اگه نظریه با صدها آزمون تجربی هم سازگار باشه، با همون یه دونه آزمون فکری (که توش شکست خورده) از اعتبار ساقط میشه. مثل فردی که ذاتاً دُزده ولی هیچ مدرکی برای دزدیش وجود نداره. این فرد با انجام هزارتا کارِ خیر به ظاهر داره انسانیت خودشو ثابت و در نظر دیگران وجهه ی خوبی از خودش دُرست می کنه ولی اگه کسی بتونه به طور مستند فقط و فقط یه مدرک از دزد بودن این فرد ارائه کنه، به ناگاه تمامیتِ اون تَشَخُّصِ ساختگیش فرو می ریزه. اما این فروشکست منوط به میزان اعتبار اون مدرکه که دزد بودن طرف رو ثابت می کنه. نیاز هست که افراد حاذق نسبت به اصالت اون مدرک نظر بدن. توی علم هم نیاز هست که اعتبار اون آزمون فکریی که داره به نظریه حمله می کنه از دید افراد حاذق مورد بررسی قرار بگیره.

ارسال پست