ديگه رسيدن به سرعت بالاي نور غير ممكن نخواهد بود (مساله ي مهم نسبيت : پرتوي نور يا دمپايي؟)

مدیران انجمن: parse, javad123javad

Retin_69

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۱۲ - ۲۱:۲۵


پست: 1971

سپاس: 10

پست توسط Retin_69 »

به نام خدا
با سلام به همه
به نظر من نمي توان اصول مينكوفسكي و يا همون زمان نسبي رو اصلا نمي توان قبول كرد چون تا حدي با خود نسبيت در تناقض است از طرفي تضاد هاي هر دو نسبيت را در نظر داشته باشيد
ببخشيد عجله دارم و بايد برم ولي در اولين فرصت به اين بحث جذاب ادادمه مي دهيم (به صفر شدن زمان در سرعت نور طبق نسبيت توجه كنيد)
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ

نمایه کاربر
ARYT

محل اقامت: KL

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۵/۷/۲۵ - ۲۲:۳۵


پست: 606

سپاس: 7


تماس:

پست توسط ARYT »

شايد بشه قبول كرد ولي نه دقيقا همينجوري.
منتظر هستيم.


موفق باشيد
And to You, O Ye Bountiful Immortals! Ye who rule aright, and dispose (of all) aright, I offer the flesh of my very frame, and all the blessings of my life.Thus the two spirits thought, thus they spoke, and thus they did;
تصویر



سيناسعيدي

پست توسط سيناسعيدي »

اين همان دليلي است كه بيان مي كند به سرعت نور نمي رسيم و من در ان تناقضي نميبينم و زمان يك وجود است و همان طور كه مي دانيد تا حالا دست بشر به ان نرسيده است نه با تپوري و نه با عمل

نمایه کاربر
ARYT

محل اقامت: KL

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۵/۷/۲۵ - ۲۲:۳۵


پست: 606

سپاس: 7


تماس:

پست توسط ARYT »

زمان يك وجود است رو بيشتر توضيح مي دهيد لطفا؟

يعني چي دقيقا؟


همان گونه كه در سرعت فازي ركورد سرعت نور شكسته شد در خلا هم مي شود. طبق اصل عدم قطعيت هايزنبرگ خلا هم خودش بايد يك فاز حساب بشه/
And to You, O Ye Bountiful Immortals! Ye who rule aright, and dispose (of all) aright, I offer the flesh of my very frame, and all the blessings of my life.Thus the two spirits thought, thus they spoke, and thus they did;
تصویر



Mathnews

پست توسط Mathnews »

ARYT نوشته شده:زمان يك وجود است رو بيشتر توضيح مي دهيد لطفا؟

يعني چي دقيقا؟


همان گونه كه در سرعت فازي ركورد سرعت نور شكسته شد در خلا هم مي شود. طبق اصل عدم قطعيت هايزنبرگ خلا هم خودش بايد يك فاز حساب بشه/
مخالفم. يعني شما مفهوم غير فيزيكي سرعت فازي رو قبول مي كنيد؟ اينكه ديگر سالهاست حل شده است كه سرعت فازي هيچ معنايي را دربر نمي گيرد.

باتشكر

معين

عضویت : جمعه ۱۳۸۵/۱/۴ - ۰۸:۰۶


پست: 768

سپاس: 2


تماس:

پست توسط معين »

با شتاب گرفتن..
ثابت لورنتز تغيير مي كنه.. چون سرعت ثابت نيست.
احتمالا يه معادله ديفرانسيل مي شه
.

Physis

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۵/۹/۱۹ - ۱۸:۴۸


پست: 13

سپاس: 1

سرعت بي نهايت با يك ميانبر ديگر !

پست توسط Physis »

با سلام
سرعت بی نهایت حقییت یا عدم حقیقت !!!!!
ابتدا جا داره که اظهار خوشحالی فراوان کنم که یک بحث بسیار جالب و منطقی توسط بروبچه های ایرانی در باب این ابر تئوری شد که شاید من هم خودم از قبل با این تئوری و عبارات نتیجه شده از آن (مثل زمان منفی ، سرعت حدی ، نسبیت عام و سرعت گرانش و .....) مشکلات فلسفی و علمی بسیار داشتم ولی شاید از ترس هیچ وقت جرعت نمیدادم با تنها سوادی خرد در سطح دبیرستان با ابر ذهنی مثل انیشتین مقابله کنم. (!!!!) حتی اگر هم خلاف این قضایا ثابت شود بازهم جسارت و امید شما صد در صد ستودنیست .
اصلا بهتر است برگردیم به خود دو اصل نسبیت خاص که به این شکل بیان میشوند که :
1—قوانین طبیعت در هر چارچوب مرجع لختی یکسان است
2- در نتیجه سرعت نور که ماکسول حساب کرده (ویک قانون طبیعت بهشمار می آید) ارتباطی به چارچوب مرجع خاصی ندارد (برخلاف اعتقادات قبل از نسبیت که میگفتند این سرعت نسبت به اتر نور رسان است) و در تمام چارچوب های مرجع لخت ، یکسان و مقدار واحد c میباشد.
خب بهتر است در قدم اول این قوانین که اصلی ترین پایه های این تئوری هست کنار بیاییم و آن ها رو بپذیریم. قاون اول که در حقیقت به هیچ وجه مغایر پدیده های موجود در طبیعت نیست ، پس قانون دوم نیز که نتیجه مستقیم قانون اول هست به طور کل پذیرفته میشود.
این بدان معناست که در هر چارچوب مرجع لخت سرعت نور به یک اندازه است ، این چیزیست که قوانین فیزیک بدان اشاره میکنند نه مطلق بودن زمان بنا براین بنابر قانون اول نسبیت خاص و به تبعش قانون دوم میتوانیم در چیزی بعنوان مکان و زمان دست ببریم (زیرا هیچ قانونی که توضیح زمان و مکان مطلق باشد وجود ندارد) و آن ها را به تبع قانون دوم مرتب کنیم. اما به نظر من نکته اصلی در قوانین نسبیت برخلاف چیزی که عموم تصور میکنند بند اول است و با داشتن حکم قانون اول شاید نکات زیبا تری هم قابل اثبات باشه ! مثلا سرعت بی نهایت !!!!
چیزی که در بند یک نظریه نسبیت آمده مطلق بودن قوانین فیزیک است در نتیجه قانونی مثل قانون دوم نیتون که از طریق اون میشه با بی نهایت نیوتون نیرو به جسمی به جرم 1 کیلوگرم رو شتاب بی نهایت داد و در ظرف یک ثانیه سرعت اون رو حتی از نور نیز بیشتر کرد ، نیز باید در طبیعت بر قرار باشه در هر چارچوب لخت و سرعت ثابتی!
خب حالا شما بگید مگه قانون دوم نیوتون یک قانون بنیادی نیست و مگه بند یک نسبیت نمیگه در تمام چارچوب مرجع لخت قوانین طبیعت برقرارند ، خب پس با یک نتیجه گیری راحت میتوان دو اصل نسبیت و کلاسیک را در حقیقت دو دوست و تکمیل کننده هم دانست. و حتی بعبارت بهتر فیزیک نسبیت داره تمام قوانین طبیعت را (که میشن همون فیزیک کلاسیک) تایید میکنه و بر نکاتی که کورکورانه بشر پذیرفته مثل مطلق بودن زمان خط میکشه و بعارت بهتر تمام چیز هایی که بشر تحت عنوان عقل سلیم و بدون اثبات و فقط از استقرا و تجربیات روزانه پذیرفته با این تئوری مغایر است نه قوانین طبیعت (فیزیک کلاسیک)!.
از طرفی پیشگویی های نسبیت مربوط به اتفاقات هست که دو ناظر میبینند ، اما آیا واقعیت همان چیزیست که دیده میشود؟
بنا به مثالی که در صفحه قبل و در پست اول نوشته شده بود شما خود قضاوت کنید اگر به هر دلیلی من سرعتی بیشتر از نور بگیریم و جابه جا شوم در تعاریف نسبیت باید در یک لحظه در دو مکان باشم اما تعریف اصلی که از خود نسبیت بدست میآید موید این نتیجه است که نور نتوانسته به سرعت من منتقل شود و فقط تصویر من در آن نقطه دیده میشود و حقیقتا من در مکان دوم هستم !!
همچنین با یک نگاه به معادلات نسبیت میتوان دریافت که انیشتین منطق بصری خود را بر سرعت نور نهاده و تمام قضایا را نسبت به آن سنجیده و در حقیقت امر همانطور که در صفحه قبل اثبات شد این حد میتواند توسط هر سرعتی سنجیده شود ولی قرار دادن سرعت نور در این معادلات بخصوص که دید ما نسبت جهان توسط پرتوهای نوریست که به سمت چشم ما بازتاب میشوند ساخته میشود بسیار منطقی و شاید هم از دیدما کاملا برقرار باشد اما آیا حقیقت همان است که دیده میشود ؟
بطور مثال با قرار دادن سرعت نور به عنوان سرعت حدی در سنجه محاسبات تمام چیز هایی که دیده میشود با نتیجه کاملا یکسان خواهد بود (چرا که ما قابلیت دیدن بیشتر از حد نور را نداریم ) و این تمام موفقیت به ظاهر قوانین حدی برای نسبیت است ودر حقیقت میتوان حکم کلی "سرعت حد سرعت نور است" را به حکم "سرعت حد سنجش پدیده ها از نظر ما سرعت نو است" تغییر داد و با تلفیق منطقی بند یک نسبیت و بند دو حرکت نیتون با نیرو بینهایت به نتیجه ای رسید که در طبیعت همان پاسخ را میدهد ولی در قدرت ادراک ما به نتایج نسبیتی منجر میشود.
در نتیجه میتوان گفت سرعت بی نهایت عدم بصیرت و درک و خود حقیقت است .
اما حال با این استنتاجات و نتیجه گیری ها و کاملا درست فرض کردن دو تئوری نسبیت و مکانیک نیوتونی قبل از ورود به کوانتم بهتر است تکلیف گرانش را مشخص کرد ، چراکه در نسبیت عام سرعت گرانش را سرعت نور مطرح کردند و در این صورت در یک رخ داد ذهنی اگر کره خورشید جا به جا شوود باید حدود 8 دقیقه بعد در نیرو گرانش که به زمین میرسد تغییر ایجاد شود ، که برخلاف گرانش نیوتونیست که میگوید با تغییر فاصله دو جرم بلافاصله نیرو تغییر میکند. در این صورت اگر بخواهیم فرضیه سرعت بینهایت منطقی است که در بالا مطرح کردم را درست در نظر بیگیریم پس تنها عاملی که مجوب میشود گرانش نیز با سرعت نور تغییر کند این مباشد که یا گرانش از جنس الکترومغناطیس میباشد که کمی اشتباه به نظر میرسد یا این که گرانش از ذره ها و امواج بسیار شبیه به نور (از حیث سرعت) میباشد .....
متاسفانه مطالعه زیادی راجع به گرانش و نسبیت عام نداشتم و تنها چیزی که میتوانم پیش گویی کنم همین قضیه است که زیاد هم جدید نیست و با نتایج کوانتمی گرانشی (یعنی ذررات گراویتیون) تقریبا برابر است ، اما نتیجه بسیار مهم در این راه این است که نه فقط به خاطر این که سرعت نور سرعت حد است بلکه به دلیل ویژگی ذاتی نیروی گرانش این ذررات با این سرعت منتقل میشوند .....
صدالبته قبل از هر برداشتی از شما خواهش میکنم دقت فرمایید من نه نقصی بر قوانین نسبیت وارد کردم و نه در مدل نیوتونی فقط با بینشی ابرنسبیتی یا ابر نوری به دنیا نگاه کردم (!) پس تمامی نتایج و آزمایش های نسبیت (خاص) و توجیه نسبیت برای نمونه های طبیعی مثل پارادکس دوقولوها و یا واپاشی ذرات خاص و زمان واپاشی آن ها و دیگر شواهد تجربی این تئوری را پذیریفتم (چراکه از همان اول دو بند نسبیت خاص را پذیریفتم) چرا که به نظر من سرعت در حدود نور و کمتر از آن با نتایج نظر نسبیت کاملا هم خوانی دارند ، اما حقیقتا در سرعت بالا که نسبیت بی هیچ دلیلی با آوردن توجیهاتی مثل بینهایت ها و صفر های مختلف ما را گیج میکند و یا با مفاهیمی از قبیل زمان منفی ما را دست به سر میکند راضی نمی شوم. همانطور که آلبرت انیشتن راضی نمیشد که اگر همتای یک موج الکترومغناطیس بدویم دیگر آنرا نور و موج الکترومغناطیس نخواهیم دید و با یک استدلال هوشمندانه قوانین فیزیک را نسبت به چیزی که بشریت عقل سلیم میدانست در مقابل هم قرار داد و فیزیک را که نتیجه استنتاجات و ریاضیات است پذیرفت به جنگ با مفاهیم تعریف نشده زمان مطلق رفت ، حالا بنظرم میشه با همان قوانین به جنگ تعریف نشده های نسبیت رفت !. از این رو بین نسبیت که به خاطر ادراک بشر به این نتایج میانجامد و مکانیک کلاسیک که به واقعیت میرود باز هم انتخاب انیشتن را کردم ، منتها انیشتن با معادلات ماکسول و من با معادلات نیوتون(!) .
در نهایت میتوانم بگم که حتی اگر تمام صحبت ها و نتیجه گیری های بالا هم غلط ازآب در بیاد حداقل این وسط یه فعالیت فکری شده و چند تا آزمایش ذهنی انجام شد که ارزشی صد هزار برابر آزمایش های عملی دارند (به گفته خود انیشتن).

نمایه کاربر
omid h

محل اقامت: كرج

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۳/۲۷ - ۱۵:۱۰


پست: 552

سپاس: 4

جنسیت:

تماس:

پست توسط omid h »

جناب Physis گفته اند:
حتی بعبارت بهتر فیزیک نسبیت داره تمام قوانین طبیعت را (که میشن همون فیزیک کلاسیک) تایید میکنه و بر نکاتی که کورکورانه بشر پذیرفته مثل مطلق بودن زمان خط میکشه و بعارت بهتر تمام چیز هایی که بشر تحت عنوان عقل سلیم و بدون اثبات و فقط از استقرا و تجربیات روزانه پذیرفته با این تئوری مغایر است نه قوانین طبیعت (فیزیک کلاسیک)!.
خودم قبلا گفته ام:
اگر دقت كنيد نسبيت شما جهان مادي را در يك فوق كره (كره چهار بعدي) فرض كرده كه در يك فضاي خلا همالويدال(يعني مسطح كه نيوتن آن را ساخته بود) فرض كرده يعني خميدگي فضا را نسبت به آن سنجيده ، در واقع نسبيت را نمي توان در قالب فيزيك مدرن در نظر گرفته بلكه بايد در قالب فيزيك كلاسيك مدرن فرض كرد.
تازه نمي توان خميدگي فضا را در گرانيگاه با اين نسبيت توجيه كرد.
در ضمن تا وقتي كه جرم زائد بر فضا - زمان است مشكل باقي مي ماند.
اگر دقت كنيد نسبيت مشكلات ديگري هم دارد از جمله كوانتيده در نظر نگرفتن جرم كه در فرمول وي اصلا در نظر نگرفته شده.
و همنطور كه در بالا گفتم خود وي اتر را كه همان فضاي نيوتني است قبول داشته در حالي كه آن را رد مي كرده
اگر نسبيت را كوانتيده نكنيم در واقع ان را دنباله فيثاغورثيان و فيزيك كلاسيك مي توان پنداشت.
متشكرم.

نمایه کاربر
ARYT

محل اقامت: KL

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۵/۷/۲۵ - ۲۲:۳۵


پست: 606

سپاس: 7


تماس:

پست توسط ARYT »

سلام
درسته. سرعت فازي خيلي هم تاثير داره. مثل ديگر كارها .فيزيك امروزي فقط سعي داره بقاي خودش رو حفظ كنه.

فرض كنيد اگر يك الكترون رانده شده از مسير خود (Deflected) در اثر بزامشتراهلونگ (تابش ترمزي) از خود تشعشعات چرنكوف را گسيل مي كند و نور معمول اين كار را نكند اين بدان معنا نيست كه طبق اصل عدم قطعيت در مدارهاي الكتروني (ابر الكتروني) نوعي هاله از ذرات ريز تر وجود دارد كه نمي گذارد الكترون به سرعت نور برسد؟

به وضوح مي توان ديد و گفت كه الكترون در اثر بزامشتراهلونگ دچار تجزيه و نابودي (annihilation) به ذرات زير اتمي مي شود.
پس دليل آنكه در مدرا الكتروني چنين اتفاقي نمي افتد سرعت كمتر آن است. نه چيز ديگر. سرعت كمتر به مراتبط يعني فاز غليظ تر. پس چگالي ذرات احاطه كننده ي الكترون در اين هاله بايد چگالي بيشتري نسبت به محيط آزمايشگاهي (اتمسفر) داشته باشند.

همانطور كه در بازسازي مونته كارلو هم ديديم. ديگر چه اصراري است كه پرتوهاي چرنكوف در EAS را به اتمسفر رقيق در خلا و ميدان مگنتوپاوز نسبت داد؟.

بدبختي از نسبيت شروع مي شود. يك گام به جلو بود اما. صد گام به عقب است. و كوانتوم تنها راه است.
در ضمن اينشتين شانس اورد. هيچ برتري نسبت به بقيه نداشت. تمام پايه هاي نسبيت كار مينكوفسكي بود و پوانكاره. در ضمن چنين ديدي از گرانش قبلا توسط يك دانشمند آلماني مطرح شده بود. در اين باره مقاله ي پروفسور حاج اسفندياري رو بخونيد حتما. (تا چند وقت ديگر منتشر مي شود از دانشگاه بوفالو).

سرعت فازي يعني اين: من توي هوا از شما سريع تر مي دوم. پس در خلا كه اصلا مقاوت هوا هم نيست سريع تر مي دوم. حالا من تاكيون و شما نور.
در ضمن اين فيزيك هست كه مشكلات را مي پوشاند. كم كم داره از فيزيك بدم مياد. همه اش سعي داره مشكلات رو نشون نده. مثل دولت ها. علم نبايد مثل سياست باشه.

اگر اينجوري هست و سرعت فازي غير فيزيكي هست چرا اولا تبعات فيزيكي داره و ثانيا اينكه چرا مباحث اتر براي فضا و زمان رد شد. (چرا فضاي غير فيزيكي با ماده فيزيكي خم مي شود؟)
چون اين حرف اينشتين بود اين حل نشد. سرعت فازي تنها تحت تاثير تبديلات لورنتز اينگونه شد. و اگرنه حرف دوبروي اين نبود. اگر مي گذاشتند دوبروي از راه كوانتومي خود وارد شود اون موقع معني درست سرعت فازي هم بدست ميومد.

اصلا مباحث تاكيوني روي هم سرعت فازي توسط سودرشان مطرح شد.
پيشنهاد مي كنم يك سري به دپارتمان ذرات و امواج انرژي بالا دانشگاه مادريد بزنيد. در اين مباحث بسيار عالي كار شده.

http://www.math.ucr.edu/home/baez/physi ... FTL.html#5
در ديفرانسيل گيري اشتباه نشه. نتيجه هم اين خواهد شد:

a wave solution has a frequency dispersion it will take the form of a wave packet which travels at the group velocity which is less than c. Only its wave trains travel at the phase velocity. It is only possible to send information with such a wave equation at the group velocity so the phase velocity is yet another example of a speed faster than light which cannot carry a message.

اي اينشتين. تو هم با اين كارهات......

موفق باشيد
And to You, O Ye Bountiful Immortals! Ye who rule aright, and dispose (of all) aright, I offer the flesh of my very frame, and all the blessings of my life.Thus the two spirits thought, thus they spoke, and thus they did;
تصویر

Retin_69

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۱۲ - ۲۱:۲۵


پست: 1971

سپاس: 10

پست توسط Retin_69 »

به نام خدا
با سلام به همه
با اين ديد مي توان انرژي و نيرو را هم ارز در نظر گرفت كه مطابق با تئوری gut می باشد
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ

نمایه کاربر
whitehole

محل اقامت: شیراز

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۶/۳/۷ - ۲۰:۱۱


پست: 38



پست توسط whitehole »

جناب ِretin_dont_forget_me_شما هدفتون از بيان اينكه ما مي تونيم در فرمول اتساع زمان سرعتي مثل ( i )كه كمتر از سرعت نور باشه رو قرار بديم چي بوده؟اگه مي خواستين اينو بگين كه ما در اين فرمول مي تونيم هر سرعت دلخواهي رو قرار بديم كه به اون صفرها و بينهايت ها و در نهايت به يه رابطه ي درست رياضي برسيم. كه كاملا اشتباه است.چون همون طور كه از اسمش بر مياد اين فرمول در نسبيت كاربرد داره و يه فرمول نسبي است. پس اگه شما در اون تغييري ايجاد كنيد ممكنه از نظر رياضي درست باشه ولي همون طور كه مي بينيد چون در عمل همچين چيزي اتفاق نمي افته پس يه پارادوكس به وجود مياد. كه در نتيجه به دليل اينكه از رخ ندادن اون مطمئنيم پس نمي تونيم اون رابطه ي درست رياضي رو در نسبيت قبول كنيم
گفتمش نقاش را نقشي كشد از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد...

Retin_69

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۴/۱۲ - ۲۱:۲۵


پست: 1971

سپاس: 10

پست توسط Retin_69 »

به نام خدا
با سلام مجدد به همه و خصوصا whitehole عزیز
بسیار از شما ممنونم به خاطر اینکه مشکلات را به من گوش زد می کنید .
در ابتدا شما فرمودید که ((جناب ِretin_dont_forget_me_شما هدفتون از بيان اينكه ما مي تونيم در فرمول اتساع زمان سرعتي مثل ( i )كه كمتر از سرعت نور باشه رو قرار بديم چي بوده؟اگه مي خواستين اينو بگين كه ما در اين فرمول مي تونيم هر سرعت دلخواهي رو قرار بديم كه به اون صفرها و بينهايت ها و در نهايت به يه رابطه ي درست رياضي برسيم. كه كاملا اشتباه است))
و دلیل آن را این معرفی کردید ((ممكنه از نظر رياضي درست باشه ولي همون طور كه مي بينيد چون در عمل همچين چيزي اتفاق نمي افته پس يه پارادوكس به وجود مياد))
دوست من لطفا مقاله رو بار دیگر بخوانید و عمیق تر بیاندیشید . هیچ پارادوکسی وجود ندارد این روابط تمامی ریاضی هستند و ریاضیات حقیقت است . اگر ما چنین اتفاقاتی را در دنیای واقعی نمی بینیم به این علت است که در ساعت اولیه از سرعت نور استفاده کردیم نه سرعت i (نمی خاهید بگویید که مشاهدات ما بر پایه ی نور نیست ) پس تمامی این اتفاقات را ما برای سرعت نور به دست می آوریم ولی همان طور که گفتم فقط چیزی است که ما محاسبه می کنیم (دوباره به مقاله مراجه کنید).در ضمن من نیز در مقاله نقل کردم که ((حال این سوال مطرح است که اگر اتساع زمان وجود ندارد پس چرا وجود آن در جهان کاملا بارز است و در آزمایشگاه ها وجودش تایید شده است ؟
جواب این سوال را خود اینشتین در نسبیت داد. او گفت من فواصل فضا را با سرعت نور می سنجم .حالا دیگر مشکل بر طرف می شود زیرا ما در ساعت خود از نور استفاده کردیم)). در ضمن من دوست دارم یه نفر به من بگه که وقتی که طبق نسبیت که در سرعت نور زمان صفر است و متعاقبا فضا (طول) نیز صفر است چرا سرعت نور 300000km/s است؟
همان طور که خود گفتید نسبیت نسبی است پس اگر نسبت به i سنجیده می شد همین نتایج به دست می آمد چون یک اتحاد بر قرار است . ولی دلیل رخ ندادن این اتفاقات استفاده از سرعتی دیگر و غیر از i می باشد (c) پس قاعدتا ما در فرمول می بایست از c استفاده کنیم و این تمام روابط نسبیت شد. یعنی ما در حال حاضر محاسبات را بر حسب سرعت خاصی به نام c انجام می دهیم که باز هم همان روابط نسبیت بر قرار است چون تمامی آنها روابط حاصله از مشاهدات مبنی بر سرعت نور و طبق آنچه که خود انیشتین گفت صرفا به علت استفاده از پر توی نور در ساعت است و این در صورتی است که در آن می توانست از دمپایی هم استفاده کند (شوخی بود). و اگر با سرعت دیگری ما ساعت را به کار بیاندرزیم نتیجه متفاوت و بر مبنای آن سرعت خواهد بود . و همان طور که آقا امید هم گفتند ((خود انیشتین اتر را كه همان فضاي نيوتني است قبول داشته در حالي كه آن را رد مي كرده )) در ضمن از طرفی اگر شما با تلفیق زمان نسبیتی با مکانیک کلاسیک مشکل دارید می توانید بگویید در مساله ی اتساع زمان چرا خود نسبیت با توجه به اینکه سرعت نور بالا بود و اتساع زمان مطرح بود و نور ماهیتی موجی نیز داشت و طبق اصل عدم قطعیت مکان آن را نمی توان دقیق محاسبه کرد از قوانین مکانیک کلاسیک استفاده کرد؟( AB=C T)
بله .زیرا نسبیت خود دچار مشکلاتی است که با دید قبلی ما قابل حل نیست.
در ضمن شما در نظر بگیرید که با این دید به نسبیت می توان آن را توجیح کرده و توضیح داد و نتایج جالبی هم گرفت .مثلا دیدید که می توان نشان داد که افزایش جرم به علت اتساع زمانی است که این به نوبه ی خود قابل تایید به وسیله ی مکانیک کوانتم است و در این نظزیه هم همین علت ذکر می شود به علاوه می توان نشان داد که در ساختمان انرژی (فوتون) ذره ای دیگر هم جرم با مقدار ماده (الکترون (طبق پدیده ی وا پاشی فوتون و تبدیل به زوج ماده و پاد ماده(الکترون و آنتی آن) ) ) وجود دارد و تمام مقدار انرژی از ماده نیست آیا این ها را نیز منکرید؟ و علاوه بر این ها نارسایی های نسبیت بر طرف می شود و فرمول های آن دوباره اثبات می شوند ولی نشان داده می شود که نسبیت واقعا نسبی است نه واقعیت .
یا برای مثال مورد خوبی به نظرم آمد که ارزش تفکر را دارد .edwardfurlong یا امگا بود که پرسیده بود
که اگه يك كهكشان با 75%سرعت نور به سمت چپ بره و يكي ديگه هم با همين سرعت بره سمت راست.آيا بايد بگيم كه سرعت يك كهكشان نسبت به كهكشان ديگه ميشه 1.5 برابر سرعت نور؟ یعنی ساکنان هر کهکشان چه سر عتی را برای دیگر کهکشان محاسبه می کنند؟
که بعد Cosmologist با استفاده از تبدیلات لورنس به سادگی نشان داد که هر کدام از آن ها سرعت دیگری را 0.96C محاسبه می کرد .حال سوال اینجاست که اگر این دو کهکشان در حال جنگ باشند و یکی بمبی با سرعت 0.76Cبه سوی دیگری پرتاب کند در همان لحظه که نسبیت پیش بینی میکند به جسم برخورد می کند و آیا اصلا بر خورد میکند؟ (چون سرعت پرتاب کمتر از سرعت جسم است ) می بینید نسبیت فقط چیزی است که ما مشاهده می کنیم و آن هم مبنی بر سرعت نور نه واقعیت .
و مهمتر این که همان طور که در پست قبلی گفتم با این نگرش می توان انرژی و نیرو را تحت یک رابطه
که در تئوری استاد یعقوبی نیز لحاظ شده و قابل استنتاج از همین نگرش است ، هم ارز دانست زیرا نیاز مند دید گاه تاکیونی به شتاب است که فقط با همین نگرش به نسبیت قابل دسترسی است. انشا ا.. در این مورد باز هم صحبت خواهد شد ولی فعلا عجله دارم . باز هم از mathnewsجان عزیز برای بار دوم عذر می خوام که نشد دوباره به بحث خود بپردازیم.
با تشکر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ

matin_space

عضویت : دوشنبه ۱۳۸۶/۴/۱۸ - ۱۸:۱۷


پست: 1



پست توسط matin_space »

به نام خدا
با سلام
به نظر من هم شدنيه ولي باحال ميشه اگه بشه كه ميشه.

نمایه کاربر
omid h

محل اقامت: كرج

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۶/۳/۲۷ - ۱۵:۱۰


پست: 552

سپاس: 4

جنسیت:

تماس:

پست توسط omid h »

من چند سال پيش تو يك كتاب خوندم كه گروهي از دانشگاه آكسفورد به سرپرستي (( واي-اس-آيلن)) و جئوفري انداون بهد از 5 سال به اين نتيجه رسيدند كه در صورت فلكي گاو ميادين مغناطيسي وجود دارد كه اجرام در آن با 600000 كيلومتر بر ثانيه يعني 2 برابر سرعت نور حركت مي كنند
تازه در آن نوشته بود كه توانسته اند در آزمايشگاه با ليزر ، پالسهاي نوري با سرعتي بيش از 300 برابر سرعت نور در خلا ايحاد كنند.
تازه سامرفيلد نيز كه از بنيانگذاران به حق اتم نوين از نظر من است كه بيش از بور كار كرده است هم در باره ذرات با بيش از سرعت نور نظريه اي دارد و در آن به اثبات و توصيف آن ها پرداخته است.

Physis

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۸۵/۹/۱۹ - ۱۸:۴۸


پست: 13

سپاس: 1

پست توسط Physis »

البته با عقل ناقص خود كه دقت ميكنم ميبينم كه خود نسبيت (منظورم نسبيت خاص) و دو بند اصلي آن كه در منابع مختلف ديدم و در حرفام در بالا بدان اشاره كردم كاملا اصلي و پذيرفته شدست چرا كه نسبيت خاص در قانون هاي خود ميگويد سرعت نور ثابت است ولي آيا ميتوان اين حقيقت را منكر شد ؟ و يا اصلا استدلال و آزمايشي وجود دارد مبني بر رد سرعت واحد نور ؟ پس بطور كلي اگه كسي با نسبيت مشكل داره بايد با سرعت نور مشكل داشته باشه كه حداقلش در آزمايش مايكلسون-مورلي ثابت شد كه ثابته .
اما تبعات نسبيت (يعني ديد آن نسبت به مكان و زمان محدود به سرعت های نوری) شايد جاي بحث داشته باشه يعني مشكل از جايي شروع ميشه كه انيشتن تحت تاثیر بند دو نظریه خود توانست حقیقت و محدوده های نسبی خود را فقط تا سرعت نور بسط بده و برای بیشتر از آن پاسخی نیافت و غیر ممکن ها و بی نهایت ها و زمان منفی و .... را مطرح کرد. در صورتی که پدیه های مشابهی وجود دارند اما بدون این بی نهایت ها و موارد بی معنی
بطور كل انيشتن هر چه را كه ديد باور داشت اما همانطور كه retin_dont_forget_me_69 و من اشاره كرديم ديده ها واقعيت نيستند اما به نظرم دیده ها تا محدوده قبل از نور واقعیت و بعد از آن فقط دیده های غیر حقیقی و فقط اطلاعات تصویری هستند چرا که نتایج اثبات شده و پذیرفته شده نسبیت بطور مثال قضيه پارادكس دوقولو ها را چگونه ميتوان توجيه كرد ؟ آيا در قضيه پارادكس دوقولوها چيزي كه از فضا برگشت فقط تصاوير و اطلاعات نوري سفينه و افراد بود؟ يا واپاشي ذررات پيون در سرعت هاي بالا را ميتوان اينگونه اثبات كرد كه اصل واپاشي در مكان اصلي رويداده و تصاوير و اطلاعات تصوير آن بعدا به ما رسيده ؟
از نظر من بايد بجاي رد نسبيت يك ديدگاه ابر نسبيتي و جديد و مطمئنا مبني بر تجربه ایجاد کرد تا براي پديده هاي با سرعت بالاتر از نور مثل تاكيون و .... بكار برده شود .
به نظر من ريشه نسبيت (يعني دو اصل مذكور) مشكلي ندارد و تعميم آن براي حدود قابل تعريف خود كاملا منطقيست اما حدود بالاتر از آن يعني بالاتر از سرعت نور بايد به يك نظريه بزرگتر پرداخت كه مانند نسبیت كه در حدود پايين به نتايج مشابه كلاسيك منجر شود در حدود نور هم به نتايج نسبيت منجر شود !(متنها نتایجی غیر سرعت حدی و نتایج تابع این موضوع). در یک کلام باید تمام حقایق طبیعی این دنیا از رفتار روزانه و آزمایشات گالیله تا آزمایشات مایکلسون-مورلی و تا حقایقی مثل تاکیون همگی تحت این ابر نظریه قابل توجیه و اثبات باشند.
بعبارت بهتر باید کار را از جایی که انیشن ناقص گذاشت یعنی سرعت بیشتر از نور پیش بگیریم. منتها مشکل اینجاست که آزمایش ذهنی که باعث بوجود آمدن نسبیت بود کاملا منطقی و برحسب حقایقی بود که بشر کاملا از آن اطلاع داشت و اثبات کرده بود (یعنی امواج الکترو مغناطیس و خود الکترومغناطیس و ماهیت نور) اما برای بررسی این ساختار باید بطور جامع تمام نتایج بالاتر از سرعت نور مثل تاکیون و مثال هایی که omid h در بالا مطرح کرد رو با ریز نتایج تجربی بررسی کنیم و توجیحات قوی و قابل اطمینانی (مثل اکترومغناطیس) که برای آن ها مطرح شده را در نظر بگیریم تا این ابر نسبیت به دست ایرانیان بودجود بیاد .
به امید آن روز .....

ارسال پست