معرفی نظریه تکامل و مبانی آن

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
Alborz Omidi sh

نام: Alborz Omidi sh

محل اقامت: In milky way galaxy

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 119

سپاس: 45

جنسیت:

معرفی نظریه تکامل و مبانی آن

پست توسط Alborz Omidi sh »

نظریه تکامل داروین چیست؟

چارلز داروین زیست شناس بزرگ انگلستان و بزرگترین نظریه پرداز تاریخ پس از سالیان دراز تحقیق درمورد گونه های مختلف و سفر دور دنیا به این نتیجه رسید که برخلاف گفته های کتاب مقدس (انجیل) حیوانات بی ربط نیستند!

داروین بیان کرد که گونه ها در طول تاریخ بر اساس نیاز هایشان و انتخاب طبیعی تغییر شکلی را در طی چندین نسل دارا هستند.

چندی بعد با اکتشاف قوانین ژنتیک گرگور مندل نظریه تکامل مدرکی به قدرتمندی دانش ژنتیک داشت! و این نیاز ها بر اساس جهش های ژنتیکی به نتیجه می‌پیوندند.

نظریه تکامل بیان دارد که گونه ها در طول سال ها تغییراتی را دارا هستند که به نفع آنها بوده و گونه ای که با شرایط محیطی همخوانی پیدا نکن منقرض خواهد شد

توجه : نظریه تکامل هرگز درمورد آغاز حیات نظر نمیدهد چون اصلا در بحث تحقیقاتی آن نیست! نظریه تکامل درمورد تغییر شکل گونه ها صحبت میکند

جد مشترک چیست؟

یکی از مبانی اصلی نظریه تکامل داروین جد مشترک است. چرا که گونه به یکدیگر تکامل نمی‌یابند بلکه جد مشترک دارند!

جد مشترک: به موجودی که با چند موجود دیگر ارتباط تکاملی دارد و به نحوی پدر بزرگ چند گونه‌ی گیاهی یا جانوری به حساب می‌آید جد مشترک آن گونه ها محسوب میشود. برای مثال انسان و شامپانزه از نسل یک دیگر نیستند بلکه جد مشترکی به نام «proconsol» دارند که نوادگان این موجود، دو موجود دیگر به نام های «¹austrolupitcus» و «²Dinopitcus» می‌شود. شماره یک درواقع از اجداد انسان ها است و شماره دو از اجداد بابون ها!

انتخاب طبیعی و تکامل داروین

نظریه تکامل داروین به اصل انتخاب طبیعی استناد می‌کند ایده ای که یکی از ریشه هایش را در انشایی در باب اصل جمعیت به قلم تامس ماتوس به سال ۱۷۹۸ جستجو کرد که هم داروین و هم والاس آن را خوانده بودند.
اثر مالتوز هشدار می داد که رشد جمعیت انسان از توانایی ما در تولید غذا پیشی خواهد گرفت و در نتیجه قطعی در سراسر جهان به وقوع خواهد پیوست. پیشرفت های اخیر از بروز این بلای مالتوسی جلوگیری کرده‌اند ولی این ایده داروین را به پرسش در زمینه چگونگی تنظیم جوامع غیر انسانی کشاند. استدلال کرد که جمعیتی طبیعی منابع محدود دارد یعنی منابعی چون غذا فضای زندگی و غیره که تنها می تواند جمعیتی محدود را پشتیبانی کند برخی از اعضای جمعیت زنده می مانند و برخی دیگر نمی میرند ولی چنین نبردی برای بقا تصادفی نیست.
این طبیعت است که برندگان را می گزیند: کسانی که به بهترین نحو از منابع در دسترس شان استفاده کنند زنده خواهند ماند و باقی افراد از میان می روند.
نبوغ داروین شناسایی توانایی انتخاب طبیعی در تغییر دادن گونه ها بود. داروین با مشاهده‌ی لاکپشت جزایر گالاپاگوس به این ایده دست یافت

تنوع

انتخاب طبیعی به ماده خامی نیاز دارد، اگر تمامی اعضای جمعیتی از جانوران یکسان باشند هیچ کدام برتری بر دیگری ندارد اما طبیعت اینطور نیست در واقع هر جمعیت درجه ای از تنوع را داراست و این تفاوت ها هستند که موفقیت یا شکست هر فرد را مشخص میکند. برای مثال تنها ۲۵ درصد شکارهای شیرهای ماده نتیجه دارند.

لامارک پیشنهاد کرد که درازی گردن زرافه ها نتیجه تلاش آنها برای رسیدن به برگ های نوک درختان در طی نسل هاست البته لامار چیزی درباره ساز و کار دقیق این فرایند نگفت.

توضیح داروین با واقعیت ها بیشتر سازگار است چرا که برخی زرافه ها گردن دراز تر از بقیه دارند و این صفت آنها مزیتی است که نسبت به همسایگان کوتاه تر شان غذای بیشتری می خورند و در نتیجه ژن های خود را به نسل بعد انتقال میدهند.
احتمال مرگ در زرافه های کوتاه از گرسنگی بسیار بالاست. داروین در یافت که زرافه های بلند فرزندانی بلند نیز دارند و در نتیجه انتخاب طبیعی به تولد زرافه های بلندتر می انجامد و به این خاطر زرافه گونه‌ای است بلند.
زرافه ها اما هرگز به یک شکل بلند نیستند همیشه تنوع در میان آنها وجود دارد.

گونه زایی

انتخاب طبیعی جانداران را بر اساس محیط تغییر می‌دهد. میلیون ها سال و تغییرات جزئی گروهی از جانداران که اعضای یک گونه شناخته می شدند آنقدر تغییر می کنند که به گونه ای جدید مبدل میشوند مانند خرس های قطبی و خرس های گریزلی.
این فرایند دگرگونی گونه زایی خوانده می شود و به دو شکل عمده روی می دهد.
گونه زایی هم میهنی و گونه زایی دگر میهنی
دست ساده ترین ساز و کار جمعیت از یک گونه توسط سدی فیزیکی به دو بخش تقسیم می شوند شاید تابستانی طاقت فرسا برف کوهستان را آب کرده و به آنها اجازه رفت و آمد بین دو دره را داده بود ولی برف دوباره این راه را بسته است در این دو زیستگاه مواد غذایی و شکارچیان مختلفی وجود دارند در نتیجه این دو جمعیت به اشکال مختلف تکامل یافته و به دو گونه مختلف بدل می شوند. شکل دوم گونه زایی درون یک جمعیت رخ می دهد که یک بز جهش یافته می تواند غذایی را که برای باقی بزها سمی است بخورد این جهش زیر جمعیتی را به وجود می‌آورد که از این منبع سود می برند آنها با بزهای جهش نیافته در می آمیخته و جمعیت را به دو گونه تبدیل میکنند.

سلسله یا کینگدوم : بالاترین رتبه را دارد. کارول لینه در ابتدا فقط دو سلسله شناسایی کرد که آنها گیاهان و جانوران بودند. باکتری ها و آغازیان و قارچ ها به همراه جلبک ها و بسیاری از ارگانیسم های تک سلولی در قرن نوزدهم و بیستم کشف شدند.

شاخه یا فیلوم : حیوانات از شاخه های مختلف به وسیله سیر تکاملی جنین شناسی و ماهیت حفرات بدن و دیگر جنبه‌های بنیادی نرم بدن آنها شناخته می شود.

رده یا کلاس : طنابداران شامل مهره داران هم می شوند مانند ماهی ها و دوزیستان. این گروه پوشش پوستی مشخصی دارند برای مثال مو در پستانداران و پر در پرندگان.

راسته یا ارده : که در آن پستانداران متعلق به راسته های مختلف دارای مشخصات اسکلتی و نظم دندان های متفاوت هستند.

تیره یا فامیلی : که همان خانواده است برخی از خصوصیات خاص اسکلتی تیره های مختلف گوشتخواران را از هم متمایز می سازد مانند ترتیب استخوان های پا و شواهد ژنتیکی که نشان می دهد فک ها و شیرهای دریایی نیز از راسته گوشتخواران میباشند.

سرده یا جینوس : نام سرده نوعی ابتدایی از ارگانیسمی اندامگان را تعیین می کند خرده گربه سانان نه تنها در اندازه بلکه در دیگر خصوصیات ظریف تر با هم متفاوت هستند برای مثال یوزپلنگها برخلاف دیگر گربه‌سانان نمی توانند چنگال‌های خود را جمع کنند.

گونه یا اسپیس : تنها رتبه در نظام لینه است که می‌تواند به طور عینی تعریف شود و در تعریف آن می‌توان گفت گروهی از اندامگان که می‌توانند بدون تولید مثل با دیگران، میان خود تولید مثل کنند.

مانند پلنگ آفریقایی که نام علمی اش Panthera Pardus است

انقراض

شاید مفهوم انقراض از آن رو که می‌دانیم دایناسورها و جانداران جالب و شگفت‌انگیز دیگری در گذشته زندگی می‌کردند مفهومی آشنا و همه فهم است و متوجهیم که انقراض رخدادی غیر طبیعی نیست که تنها مسببش انسان‌ها باشند. آناتومیست فرانسوی جورج کویه نشان داد که بقایای سنگواره‌ای ماستودون (نوعی خرطوم دار ماقبل تاریخ) با فیل‌های امروزی فرق داشته و گونه دیگر بوده و با گذر زمان گونه‌های منقرض شده و گونه‌های جدید از این موجودات پدید آمدند.

بر اساس آمار احتمالی ۹۹ درصد گونه‌های حیات تا به حال منقرض شدند و این آمار نیازمند توضیح بیشتری است. موجوداتی مانند دودو و ماستودون حقیقتاً انقراض یافته‌اند زیرا نه خودشان و نه گونه‌های دختری از آنها باقی مانده است اما در مقیاس بزرگتر می‌توان گفت دایناسورها منقرض نشدند زیرا فقط ۷۵ درصد از آنها به طور کامل نابود شدند و ۲۵ درصد باقیمانده به پرندگان امروزی تکامل یافتند و پرندگان امروزی لااقل شماری از ژن‌های دایناسورها را در ژنوم خود حمل می‌کنند!

موجودی که به طور کامل تمام اعضای گونه‌اش از بین بروند یا کشته شوند به طوری که هیچ فرد دیگری باقی نماند منقرض شده.

سازش

تکامل از جهادی فرایندی است ضعیف و انتخاب طبیعی ژن‌های برازنده را حذف کرده و قابلیت بقای جامعه را در مجموع افزایش می‌دهد اما این معادله وجه دیگر نیز دارد. برازندگی یک جاندار تنها در رابطه با محیط جاندار معنا دارد برای مثال ماهی قابلیت زندگی در رودخانه را دارد اما نمی‌تواند با گله‌ای شتر برای گذر از صحرا رقابت کند و یا برعکس.

محیط یک جمعیت ثابت نیست شخصیت می‌تواند گاهی آرام و گاهی ناگهان دستخوش تغییر شود و این تغییرات بقا را دشوار می‌کنند هر تغییری برازندگی فرد را دگرگون می‌کند. ژن‌هایی که پیشتر مفید بوده شاید دیگر مفید نباشند و انتخاب طبیعی به پیش می‌رود و ژن‌هایی را که در محیط جدید مفیدند برمی‌گزیند نتیجه این امر سازش جانداران با محیط جدید است و انتخاب توانایی خلق سازش برای محیط‌های مختلف را دارد.

جهش های ژنتیکی

داروین به خوبی و درستی می‌دانست که نظریه‌اش به وراثت نوعی ماده ژنتیکی محتاج است و مزیت‌های والدین یعنی صفاتی که طبیعت برگزیده است به واسطه این ماده به نسل بعد منتقل می‌شود و با کشف DNA در باب اصل چیستی این ماده و چگونگی وراثت آن بسیار اطلاعات زیاد و به شدت مفیدی کشف کردیم. تنوعی هم که ماده خام انتخاب طبیعی است حاصل وجود ژن‌های مختلف در خزانه ژنی است و این ژن‌های مختلف به صورت تصادفی بر اساس جهش‌ها یعنی اشتباهاتی که در طی فرایند همانندسازی رخ می‌دهد خودنمایی می‌کنند.

بدون چنین اشتباهاتی در فرایند همانندسازی تکامل به وقوع نمی‌پیوندد و جهش در اینترون هم هیچ اثری ندارد. صرفا جهش در اگزون موجب تغییر در ساختار پروتئینی که ژن را رمزگذاری می‌کند می‌شود و احتمال اینکه این جشن به صفتی نامطلوب منجر شود هم بسیار زیاد است و به همین دلیل انتخاب طبیعی این صفت نامطلوب را به سرعت از خزانه ژنی گونه حذف می‌کند.

دانش ژنتیک و تمام فرآورده‌های آن با پیش فرضهای نظریه تکامل چیده شده‌اند و دانش ژنتیک را می‌توان فرزند نظریه تکامل دانست پس هرگز نمی‌توان از ژنتیک برای نقض نظریه تکامل استفاده کرد

البرز امیدی شاه آباد 🦖
🦖❤️🦕

matrix

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 196

سپاس: 31

Re: معرفی نظریه تکامل و مبانی آن

پست توسط matrix »

درباره اینکه تکامل چه اثری روی رفتار ما داشته مطلبی دارید؟ مثلا یه جایی خوندم در گذشته اجداد ما در اون زمانی مواد غذایی شیرین کم پیدا میشد مجبور بودن دنبالش بگردن و تا میتونن بخورن و دلیل اینکه ما مواد شیرین دوست داریم همینه.
شبیه این دیگه چی میدونید؟
من در حال حاضر به روان شناسی تکاملی علاقه مندم.
Sad but true

Alborz Omidi sh

نام: Alborz Omidi sh

محل اقامت: In milky way galaxy

عضویت : یک‌شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۴ - ۱۴:۰۲


پست: 119

سپاس: 45

جنسیت:

Re: معرفی نظریه تکامل و مبانی آن

پست توسط Alborz Omidi sh »

matrix نوشته شده:
یک‌شنبه ۱۴۰۳/۱/۱۲ - ۱۷:۲۸
درباره اینکه تکامل چه اثری روی رفتار ما داشته مطلبی دارید؟ مثلا یه جایی خوندم در گذشته اجداد ما در اون زمانی مواد غذایی شیرین کم پیدا میشد مجبور بودن دنبالش بگردن و تا میتونن بخورن و دلیل اینکه ما مواد شیرین دوست داریم همینه.
شبیه این دیگه چی میدونید؟
من در حال حاضر به روان شناسی تکاملی علاقه مندم.
درود
راستش در این مورد که شما عرض کردی نه ولی درمورد ترس ها یه مطلب دارم
پروفسور گوردون اوراینز در کتاب یاد جنگل دور اظهار داشت : «هزاران سال است که گربه سانان بزرگ نخستی ها را شکار کرده لند. حتی امروزه پلنگ موجب تلفات انسانی در افریقا و هند میشود. خال های پلنگ کودکانی که فقط هفت ما از عمرشان میگذرد را مجذوب خود میکند اما آنها احتیاط میکنند. در آزمایشی که در مهد کودک انجام شد چهار طرف پلاستیکی سبک در اختیار کودکان ۷ تا ۱۵ ماهه قرار گرفت تا آنها را بردارند. دیواره و کف هر ظرف از داخل با کاغذی به زنگ زرد پوشیده شده بود. روی این چهار کاغذ الگو های شامل : خال پلنگ، چهار خانه، لکه های پیتون صخره ای و طرح پارچه بیرنگ بودند. کودکان به ندرت به سمت ظرفی با پوست پلنگ و پیتون می‌رفتند و نسبت به آنها ترس نشان میدادند. کودکان ابتدا به این دو ظرف ضربه میزدند. اگر تکان نمی‌خورد آن را بر می‌داشتند و اگر تکان میخورد و میفتاد کودکان سریعا با گریه فرار می‌کردند. این نشان دهنده این است که ترس از مار و پلنگ که در نخستی های ماقبل تاریخ که در دشت و جنگل زندگی می‌کرده آمد در حافظه ژنتیکی نسل بشر باقی مانده. و گرنه هیچ دلیل دیگری ندارد که کودکانی که نه میدانند مار چیست نه میدانند پلنگ کدام است از پوست آنها بترسند»
🦖❤️🦕

ارسال پست