کشف انسان‌نماهایی با قابلیت رفتار مناسکی


کشف انسان‌نماهایی با قابلیت رفتار مناسکی

نوشتهاز سوی Archimedes در دوشنبه 30 شهريور 1394 - 20:55


انسان‌نماهایی کشف شده که احتمالا دارای قابلیت رفتار مناسکی بوده‌اند.

گروهی از پژوهشگران در مقاله‌ای در نشریه علمی ئیلایف Elife گزارش کرده‌اند که قطعاتی از فسیل استخوان که در یک غار در آفریقای جنوبی کشف شده به نوعی انسان‌نما تعلق دارد. اصطلاح انسان‌نما یا آدم‌نما humanoid به موجوداتی اطلاق می‌شود که در "سرده انسان" طبقه بندی شده و قبل از انسان اندیشه‌ورز یا انسان امروزی homo sapiens وجود داشته‌اند و گاه از آنها به عنوان اجداد اولیه بشر امروزی یاد می‌شود.

تصویر

در این مقاله آمده است که پژوهشگران برای دسترسی به این استخوان‌ها ناگزیر شدند از شکافی باریک در انتهای یک غار واقع در ۵۰ کیلومتری ژوهانسبورگ عبور کنند و سپس وارد اتاقکی در عمق ۴۰ متری زمین شوند.

از آنجا که شکاف ورودی این محل بسیار باریک بود، ناگزیر چند پژوهشگر زن باریک اندام‌تر وارد این محل شدند و در نور چراغ‌هایی که همراه آنان فرستاده شده بود به کاوش پرداختند.

پس از بیست و یک روز کاوش، آنان بیش از یکهزار و پانصد قطعه استخوان متعلق به دست کم پانزده "فرد" از جنس مذکر و مونث را کشف کردند که به نظر می‌رسد در سنین مختلف، از نوزادی تا سالخوردگی، مرده‌اند.

یافت شدن صدها قطعه استخوان در یک اتاقک کوچک در عمق زمین به گمانه‌زنی درباره "رفتار مناسکی" منجر شده است

تصویر

پرفسور لی برگر، استاد دانشگاه ویتس و سرپرست طرح اکتشاف این غار گفته است که هنوز قدمت استخوان‌ها دقیقا تعیین نشده اما به اعتقاد او، به یکی از بستگان قدیمی انسان امروزی تعلق دارند. برای این موجود نام "انسان نالدی" homo naledi انتخاب شده است. غار محل کشف این استخوان‌ها "ستاره طالع" نام دارد و نالدی در زبان سسوتو، که یکی از زبان‌های محلی آفریقای جنوبی است، "ستاره" معنی می‌دهد.

وی افزوده است که بررسی‌های مقدماتی روی این قطعات استخوان نشان می‌دهد که قطعا صاحبان آنها را می‌توان در سرده "انسان راست‌قامت" طبقه‌بندی کرد. انسان امروزی هم در همین سرده طبقه‌بندی می‌شود.



پرفسور برگر گفته است که انسان نالدی را می‌توان حد فاصل یا "پل" بین انسان نماهای پیشرفته‌تر و "نخستین‌های دو پا" محسوب کرد هرچند او دقت دارد از کاربرد واژه "حلقه مفقوده" برای نامیدن این موجود اجتناب کند.

این قطعات استخوان به دانشگاه ویتواترسرند انتقال یافته و پرفسور برگر گفته است تحقیقات روی آنها به زودی آغاز خواهد شد. او ابراز امیدواری کرده است که این تحقیقات بتواند اطلاعات جامعی را در مورد این موجودات مانند نحوه زندگی، تغذیه و روابط بین آنها در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

آنچه که کشف این استخوان‌ها را جالب‌تر جلوه می‌دهد، یافت شدن آنها در اتاقکی در عمق زمین است که دسترسی به آن آسان نبوده است. به همین جهت این احتمال مطرح شده است که محل یافت استخوان‌ها شاید نوعی "حجره تدفین" یا آرامگاه برای قرار دادن اجساد مردگان بوده باشد. در چنین صورتی، انسان نالدی قادر به تفکر، درک و آفرینش نمادها بوده و نوعی رفتار مناسکی داشته است در حالیکه تا کنون نظر بر این بوده که چنین خصوصیاتی تنها در طول دویست هزار سال گذشته و با تکامل انسان امروزی شکل گرفته است.

سرپرست گروه تحقیق گفته است که "با توجه به چنین احتمالی، می‌توان پرسید که آیا رفتارهای مناسکی در ما از اعماق زمان به ارث نمانده و در واقع اینگونه رفتارها اختراع بشر اندیشه‌ورز نیست بلکه پیشینیان او نیز همواره از چنین خصوصیتی برخوردار بوده‌اند؟"


منبع:
http://www.bbc.com/persian/science
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
نماد کاربر
 
سپـاس : 1361

ارسـال : 1233


نام نویسی: 92/5/14

ذکر نشده

Re: کشف انسان‌نماهایی با قابلیت رفتار مناسکی

نوشتهاز سوی آرژنا در سه شنبه 31 شهريور 1394 - 12:22

خیلی جالب بود. smile034
مرسی smile072 smile072 smile072
در مورد قدمت شون چیزی نگفتند؟
فرقی نمی کند گودال کوچک آبی باشی یا دریایی بیکران
زلال که باشی
آسمان در توست!
نماد کاربر
 
سپـاس : 233

ارسـال : 277


نام: نسرین آذری
نام نویسی: 91/4/28

ذکر نشده

Re: کشف انسان‌نماهایی با قابلیت رفتار مناسکی

نوشتهاز سوی Archimedes در سه شنبه 31 شهريور 1394 - 13:35

پنجشنبه گذشته جهان به هومونالدی سلام کرد، یک گونه جدید از انسان باستانی(ancient human) که در غار ریزینگ استار(Rising Star) آفریقای جنوبی کشف شد. همان‌طور که در گزارش‌ها آمده بود، دانشمندان ۱۵۵۰ قطعه فسیل از غار کشف کردند که پس از بازسازی آن‌ها، معلوم شد ۱۵ اسکلت به‌صورت تقریبا کامل جمع‌آوری شده است.

اما هیجان این کشف را یک مشکل پوشانده است:
تیم تحقیقاتی نمی‌داند فسیل‌ها چه‌قدر قدیمی هستند. و بدون سن و سال آن، مشکل می‌توان فهمید نالدی چه جایی در داستان فرگشت انسان دارد، یا چگونه می‌تواند دفن عمدی بدن را در خاک توضیح دهد.
دیرینه‌شناسان حرفه‌ای و عموم افراد علاقه‌مند این سوال را پرسیده‌اند چرا تیم تحقیقاتی فسیل را تاریخ‌نگاری نکرده است؟
پاسخ ساده است، چون کشف قدمت فسیل واقعا دشوار است. مقالات علمی و گزارش‌های خبری وقتی درباره فسیل جدیدی می‌نویسند و سن فسیل را تخمین می‌زنند، نمی‌دانند داده‌ها و تاریخ فوق با چه سختی به دست آمده است.
من از جان هاکس، زیست‌شناس دانشگاه ویسکانسین(University of Wisconsin) و یکی از مسئولان تحقیقات پرسیدم و در گفت‌وگویی که داشتیم از روش‌های گوناگون موجود برای تخمین سن فسیل‌ها گفت.
غارنوردان در حال اکتشاف غار ریزینگ استار، محل کشف نالدی
غارنوردان در حال اکتشاف غار ریزینگ استار، محل کشف نالدی
احتمالا عده‌ای درباره روش تاریخ‌گذاری کربنی(carbon dating) چیزی شنیده‌اند. بدن همه موجودات زنده، از ابتدای حیات تا زمان مرگ، دارای کربن-۱۴(یک ایزوتوپ رادیواکتیو کربنیک) است که بعد از مردن به‌تدریج از بدن دفع می‌شود. با اندازه‌گیری مقدار آن در یک نمونه، دانشمندان می‌توانند زمان مرگ را محاسبه کنند. مشکل این‌جاست که کربن-۱۴ خیلی سریع به‌عنوان یک ایزوتوپ رادیواکتیو محو می‌شود و این روش برای نمونه‌ای مناسب است که کم‌تر از ۵۰هزارسال قدمت داشته باشد. احتمالا هومونالدی قدیمی‌تر از آن است.

در یادداشتی، کریس استرینگر(Chris Stringer) از موزه تاریخ طبیعی لندن، گفت که تیم تحقیقاتی نالدی، می‌تواند از طریق تاریخ‌نگاری کربنیک مواد نهفته داخل فسیل، از روش کربنیک بهتر استفاده کند.
البته جان هاوکس گفت که آن‌ها برای این‌کار برنامه دارند اما آن را برای بعد از توصیف ظاهری از اسکلت نالدی گذاشتند، چرا که در تکنیک فوق باید مواد(فسیل) را از بین برد.
همچنین آن‌ها قصد استخراج دی‌ان‌ای از فسیل‌ها را دارند. مطالعه دی‌ان‌ای‌های باستانی انقلابی در شناخت ما از فرگشت انسان ایجاد کرده‌اند، مثلا وجود دی‌ان‌ای نئاندرتال در تمام انسان‌های مدرن خارج از آفریقا، یا وجود دی‌ان‌ای گونه دنیسووا(Denisovans) در بعضی از مردم شرق اقیانوس آرام. حالا دی‌ان‌ای نالدی خواهد توانست روابط فرگشتی بین ما و دیگر انسان‌های باستانی را آشکار سازد.
هاوس می‌گوید ما در حال بررسی آن هستیم اما آنچنان امیدوارکننده نیست. شانس پیدا کردن دی‌ان‌اس سالم زمانی است که در جای خشک و خیلی سرد باشد اما فسیل‌ها در شرایط گرم و مرطوب بودند. بااین‌حال فسیل‌ها خیلی خوب حفظ شده بودند. هاوکس می‌گوید اگر شانس پیدا کردن دی‌ان‌ای باستانی در هر نقطه از جنوب آفریقا باشد، پس باید در آن‌جا هم بشود.
یک روش جایگزین دیگر، روش تشدید پارامغناطیسی الکترون (electron spin resonance) یا ESR است که در آن نیازی به تخریب فسیل نیست و بهترین روش برای سنجش قدمت دندان است، چیزی که تیم تحقیقاتی از آن زیاد پیدا کرده‌اند.

وقتی کریستال‌های مینای دندان تحت تاثیر تابش عوامل طبیعی ضربه می‌خورند، مثل اورانیوم داخل زمین، الکترون داخل آن‌ها برانگیخته می‌شود، یعنی انرژی آن‌ها بالاتر می‌رود، در این‌جا دندان مثل یک دزیمتر(dosimeter) عمل می‌کند. البته بستگی به عواملی دارد: میزان تششع طبیعی در محیط و مقدار زمانی که فسیل دفن شده است. اگر شما قبلی را بدانید، می‌توانید از دومی نتیجه بگیرید.
هاوکس می‌گوید اما دانستن سطح طبیعی مواد نوعی کابوس است. این شامل نصب دزیمتر، اندازه‌گیری اشعه واقعی و به‌دست‌آوردن سطح رسوب عمودی است. و حتی پس از آن، نتایج حاصل از ESR، معمولا نیاز به بررسی دوباره از طریق داده‌های دیگر دارد.
گاهی اوقات دیرینه‌شناسان می‌توانند قدمت فسیل را بر اساس استخوان سایر موجودات دیگر که نزدیک به محل کشف فسیل هستند، تخمین بزنند(در یک بازه زمانی). اما در اینجا غیرممکن است. چراکه انسان نالدی تنها موجود ساکن در دخمهٔ خود(اتاق دینالدی) بوده است.
اگر استخوان‌های مجاور هم نتوانند سرنخی بدهند، محوطه نزدیک محل کشف شاید بتواند. در شرق آفریقا، فسیل انسانیان در یک لایه از سنگ حفظ شده است. مثل لایه‌های یک کیک اسفنجی که میلیون‌ها سال پخته شده باشد. این لایه‌ها عبارت‌اند‌از: لایه خاکستر فوران آتش‌فشان، دانشمندان می‌توانند ایزوتوپ‌های رادیواکتیویته پتاسیم(radioactive isotopes of potassium) درون آن را مثل تاریخ‌نگاری کربن شناسایی کنند. اما نیاز به نمونه‌های بسیار قدیمی دارد. زمانی که از سن لایه اطمینان پیدا کردن، می‌توانند سن فسیل داخل لایه را بفهمند.
اما در جنوب آفریقا، فسیل انسان در جاهایی مثل غار پیدا می‌شود. در اینجا لایه آتشفشانی مناسبی وجود ندارد. درعوض، استخوان‌ها در لایه‌هایی از شن و ماسه در کف غار انباشته هستند.

البته، قطعات فوق ممکن است توسط فلاوستون (Flowstone)(ورق‌هایی از کانی کلسیت که به‌صورت ورقه‌ورقه در غارها هستند) پوشانده شده باشند. آب حاوی محلول اورانیوم، که در فلاوستون باقی می‌ماند، در طول زمان به توریم و سرب تبدیل می‌شود. در اینجا سطوح حاوی این عناصر می‌تواند سن لایه(و نهایتا فسیل) را تشخیص دهد.
هاوکس می‌گوید اگر فسیلی پیدا کردید که بالا و پایین آن فلاوستون باشد، یک قطعه‌ای دارید که سن آن قابل تخمین است.
در مورد جنوبی کپی سدیبا (Australopithecus sediba)، انسان‌تبار دیگری که لی برگر در یکی از غارهای آفریقای جنوبی پیدا کرد، این روش جواب داد. این فسیل در یک لایه کامل از فلاوستون نازک بود. معمولا هر لایه فلاوستون حدود ۱۰۰۰ هزارسال قدمت دارد که می‌توان سن فسیل را با توجه به لایه‌های تشکیل دهنده فلاوستون حدس زد. هاوکس می‌گوید فسیل جنوبی کپی یک غنیمت بود.
اما در مورد نالدی چطور؟
خبر خوب: در محل کشف نالدی، فلاوستون وجود دارد که به حداقل سن آن اشاره می‌کند.
خبر بد: فسیل‌ها در سنگ‌های برشیا(breccia) حفظ نشده‌اند و در رسوبات بسیار نرم‌تری بوده‌اند که احتمال دارد از محل اصلی خود با توجه به محل فلاوستون حرکت داده شده باشند.
خبر بدتر: تیم تحقیقاتی نمی‌داند اگر فلاوستون در حفره‌های زیرین فسیل نالدی باشد، چگونه می‌توانند حداکثر سن فسیل را تخمین بزنند.
کار دیگری که آن‌ها می‌خواهند انجام دهند، مصورسازی کف دخمه است تا تشخیص دهند نمونه چه مقدار جابه‌جا شده است. هاوکس می‌گوید اگر شرایط خوب باشد، شاید بتوان قدمت حداکثر و حداقل فسیل را تا حد زیادی تخمین زد، البته ممکن است اشتباه محاسبه شود.

اگر فلاوستون را کنار بگذاریم، تیم تحقیقاتی می‌تواند از لایه‌های مواد معدنی که مغناطیسی هستند، مثل ذرات آهن استفاده کنند. البته باز هم بستگی به جریان مغناطیسی زمین دارد که جهت آن بارها و بارها از شمال و جنوب تغییر کرده است. چیزهای زیادی درباره این وارونگی می‌دانیم و می‌توانیم از تاریخ‌نگاری رسوب مغناطیسی استفاده کنیم. تیم تحقیقاتی از این طریق هم می‌خواهد تلاش کند اما این روش، سخت بوده و زمان زیادی می‌خواهد.

به‌هرحال همه تکنیک‌های فوق قابل استفاده هستند. و هر کدام چالش‌های خود را داشته که به شانس زیاد هم بستگی دارند. یک نمونه فسیلی خوب، یا باید در سنگ مناسب بوده باشد یا در یک قاب زمانی خوب(لایه‌های زمین).
به‌گفته هاوکس، مردم می‌خواهند بدانند چرا محاسبه قدمت فسیل کار مشکلی است؟ با یک مثال می‌توان آن را شرح داد. او درباره اسکلت یک آسترالوپیتاکوس(مشهور به Little Foot) که در دهه ۱۹۹۰ پیدا شد توضیح می‌دهد. در طول دهه گذشته، افراد زیادی تلاش کردند با استفاده از نمونه‌های حیوانی، فلاوستون، دیرینه مغناطیس‌شناسی(Paleomagnetism) و..، قدمت فسیل فوق را محاسبه کنند که بعضی تخمین‌ها تا دو میلیون سال اختلاف داشت. البته این بستگی به روش مورد استفاده دارد.
هاوکس می‌گوید جواب‌های مختلف از مدارک قابل قبول نیست. ما امیدواریم این اتفاق در مورد نالدی نیفتد. به‌عنوان یک تیم تحقیقاتی، تا زمانی که از روش‌های گوناگون به یک جواب در مورد قدمت فسیل هومونالدی نرسیم، آن را منتشر نمی‌کنیم.


منبع:
http://www.theatlantic.com/science/arch ... di/405148/
ترجمه:
http://1.darwinday.ir/why-not-know-age-of-naledi/
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
نماد کاربر
 
سپـاس : 1361

ارسـال : 1233


نام نویسی: 92/5/14

ذکر نشده

Re: کشف انسان‌نماهایی با قابلیت رفتار مناسکی

نوشتهاز سوی آرژنا در سه شنبه 31 شهريور 1394 - 18:53

به خاطر اطلاعات ارزشمندی که دادید بسیار بسیار ممنون smile072 smile072 smile072
فرقی نمی کند گودال کوچک آبی باشی یا دریایی بیکران
زلال که باشی
آسمان در توست!
نماد کاربر
 
سپـاس : 233

ارسـال : 277


نام: نسرین آذری
نام نویسی: 91/4/28

ذکر نشده


بازگشت به بیوفیزیک

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 21 مهمان