...


Re: ...

نوشتهاز سوی Siavash-pzr در پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 - 12:08

anishtain313 نوشته است:پست توسط anishtain313 در چهارشنبه 28 ارديبهشت 1390 - 22:36
راستیی الان یاد یه حرفی افتادم ، پدرم بهم گفته که هیچ وقت جایی بحث سر اسلام و خدا و... میشه شرکت نکن و من این رو فراموش کرده بودم که الان یادم اومد . پس مثل دانشگاه که از این بحثها خارج شدم اینجا هم از این نوع بحثها خارج میشم

بسیار کار خوبی می کنی!
DYNT70 نوشته است:اگر اینجوری باشه =>خدایی هست=>پیامبری هست=>آخرتی هست=>رسیدگی به اعمال بی خدایان هست که باید تاوان سرپیچی خودشون رو پس بدن.
و عزیزان دیندار اینجا برد میکنن!

حالا بنابر حکم عقل و احتیاط و احتمال غلط بودن هر کدوم ازینا هم که باشه اعتقاد به کدوم یکی از این ها محتاطانه تره؟

مگر اینکه بیایم بگیم 100 درصد خدا+سرای دیگر کشک،یا عکسش،100 درصد خدا هست،آخرت هم هست.

امین جان فرض بر این که به قول شما آخرتی هم باشه، به نظرت در این صورت آدم خوب بی دین می ره بهشت، یا آدم بد دیندار؟!
شاید این جهان، جهنم جهانی دگر است...
نماد کاربر
 
سپـاس : 68

ارسـال : 500


سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 89/5/12

ذکر نشده

Re: ...

نوشتهاز سوی einstein313 در پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 - 14:58

garfield نوشته است:
این رو فقط پدر شما نگفتن. تمام این اقایون میگن. ترسشون هم از اینه که اگه قبح قضیه بریزه و تعصب الکی از بین بره منطقی با قضیه برخورد میشه و دیگه کسی برای این اراجیف تره هم خورد نمیکنه.

میدونی این حرفات کی جواب میده اون وقتی که آدم الکی الکی اسلام رو قبول کرده باشه ( مثل این که چون دین پدرانمان بوده منم پذیرفتم ، نه دادا این طوریاهم نیـــــــــــــست smile039 )

garfield نوشته است:شما میگی لا اکراه فی الدین؟ یعنی از آیات عظام هم بهتر اسلامو شناختی؟ آیت اله بهجت میدونی کی بود؟ کسی بود که خمی-نی و سیستانی و بقیه پیشش لنگ پهن میکردند. ببین چی گفته:

سوال 379. مسلمانى كه به دين ديگر بپيوندد، حكم دين در مورد او چيست و از لحاظ اخروى چه سرنوشتى دارد؟
ج. حكم او مرتد فطرى است كه وجوب قتل و جدا شدن زوجه اش و تقسيم مالش بين ورثه از جمله احكام مرتد فطرى است و در آخرت نيز اهل عذاب است.

به اسلام واقعی خوش آمدید. smile055

1 ) من و شما در مقامی نیستیم که به راحتی یه چیز رو انکار کنیم یا رد ، شما با صورت آیات سر و کار داری ولی اون افراد درس قرآن شناسی خوندند ، مگه الکیه

2) شما میگی اگه در دین اجباری نیست چرا کسی بخواد از دین اسلام خارج بشه اعدامش میکنن ؟

اولا اسلام هرگز نگفته که هر کس از اسلام خارج شده مرتد است و باید اعدام بشه .

اگر مسلماني از روى تحقيق (نه هوا و هوس و فرار از تكاليف) به اين نتيجه برسد كه دين ديگرى حق است، امكان خارج شدن از دين براي او وجود دارد ، اما اگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله کند ، مرتد محسوب شده و جامعه اسلامي با وجود شرايطي با اون برخورد خواهد کرد. البته این برخورد الزاما اعدام نیست.

مرتد از نظر اسلام كسي است كه به مبارزه با عقيده و ايمان و باور مردم در جامعه روي آورده و به اين جهت يك مجرم اجتماعي شناخته مي شود ، نه مجرم اعتقادي. زيرا اعتقاد ، جرم نيست و اين كه آيا در باور خود صداقت دارد يا نه و از روي تحقيق از دين خارج شده ، يا از روي هوا و هوس و با انگيزه هاي ديگر، فقط خداوند مي داند و پاداش و جزاي او در آخرت را خوواهد دید smile030 ، اما از اين جهت كه قصد تخريب و تزلزل باور انسان ها را در جامعه داشته و به مقابله با آن برخيزد ، مربوط به جنبه اجتماعي مي شود و حكومت ديني با آن برخورد خواهد كرد

خوب حالا بریم سر دین که چی گفته است smile039

تا آن جا که اطلاعات دینی من خط میدهد smile039 امنيت جانى در قرآن بسيار مورد توجه قرار گرفته است. smile057 برخى از احكام جزايى قرآن با هدف تأمين امنيت جانى فرود آمده است. smile030 براى نمونه بعضى آيات از خودكشى و ديگر كشى و صدمه رساندن به ديگران منع مى‏كند. اين آيات براى آنان كه ديگران را مصدوم مى‏سازند و به قتل مى‏رسانند، مجازات سنگين قرار مى‏دهد و اين مجازات‏ها را عامل مهم تأمين امنيت ديگران مى‏خواند(بقره:۱۹۵ و نساء:۲۹) امنيت شناسان، امنيت جانى را بسيار درخور اهميت مى‏دانند و ناامنى جانى و احساس ناامنى را زمينه آسيب پذيرى اجتماعى مى‏دانند. در قرآن امنيت جانى بسيار اهميت دارد و كشتن يك فرد مانند كشتن تمام انسان‏ها دانسته شده است. (مائده:۳۲) smile048 ( نه فقط مسلمان، که در بعضی صحبتهاتون دیده شده بود که گفتید فقط اسلام به مسلمین اهمیت میده و بقیه ی انسان ها رو برده خودشون میدونن ، این عقیده یهودیانه که در قرآن به صراحت بیان شده است )
ولی هر چند امنيت جانى در قرآن بسيار پر اهميت گفته شده است اما اين امنيت مطلق نيست. امنيت جانى تا زمانى حق هر شهروند است كه امنيت ديگران را محترم شمارد و از تجاوز به حقوق ديگران خوددارى كند. ( اگر متوجه نمیشید دیگر مشکل بنده نیست مشکل جای دیگریست ) smile039

در مورد امنيت عقيده بايد گفت كه تمامى انسان‏ها از جهت باورها و انديشه‏ها داراى امنيت هستند و نمى‏توان او را به سبب باورهايى كه دارند، تهديد كرد و در ناامنى قرار داد، چه اين كه باورها و انديشه‏ها خاستگاه زندگى اجتماعى است و بيشترين نقش را در بروز رفتارهاى فردى و اجتماعى دارد. براين اساس در اسلام باورها و عقايد بسيار با ارزش است و صاحبان عقيده در امنيت كامل به سر مى‏برند و نمى‏توان آن فرد را به پذيرش باورى جديد و ازبین بردن عقيده خود وادار کرد. ( حالا این که شیعیان در جوامعی امنیت جانی ندارن یا ادیان دیگه که من نمیدونم ، این بر میگرده به روش سیاستمداران وگرنه اسلام این گونه سخن گفته )
آيات جهاد هم درباره مخالفانى است كه براى مسلمانان ناامنى ايجاد مى‏كنند. قرآن، تهديد صاحبان عقيده را قبول ندارد و با هر شكل تهديد مخالفت مى‏كند، چه اين كه :

اول: از انسان رهايى از تقليد (به عنوان يك عامل درونى بر اكراه) را مى‏طلبد و تقليد كنندگان را نكوهش مى‏كند smile032 ،(بقره:۱۷۰)

دوم: انسان را به بهره‏گيرى از عقل فرا مى‏خواند و از آن تأمل و تدبر در آفرينش و آفريدگار را میخواهد

سوم: عقيده را امرى درونى و اختيارى و جبرناپذير معرفى مى‏كند.(بقره:۲۵۶ ، یوسف ۱۰۸ ، انسان:۳ و کهف:۲۹)

چهارم: ناسازگارى‏هاى عقيدتى و دينى را خواست خداوند مى‏داند: «و لو شاء ربك لامن من فى الارض كلّهم؛ [b]اگر پروردگار تو مى‏خواست همه كسانى كه روى زمين هستند، (به اجبار) ايمان مى‏آوردند»[/b](یوسف:۹۹ و انعام: ۱۴۹ و ۳۵)

پنجم: وظيفه پيامبران را تبليغ، بيم و بشارت مى‏شناسد و اجبار مردم بر پذيرش دين را وظيفه ايشان نمى‏خواند.(آل عمران:۲۰ و مائده:۹۲ و یونس:۴۱)

ششم: مسلمانان را به مدارا با مخالفان دعوت مى‏كند و ايشان را از درگيرى با كافران باز مى‏دارد و مخالفان را (به شرط عدم تعرض به مسلمانان و اعلام بى طرفى) در امنيت مى‏داند.(انفال:۶۱)

و.............

بنابراين بر طبق آيات قرآن هيچ كس را نمى‏توان بر پذيرش عقيده‏اى اجبار كرد و يا فردى را از باورهايش جدا نمود، زيرا عقيده (دين، مذهبى، سياسى و...) امرى اختيارى و قلبى است و به هيچ روى اجبار و اكراه نمى‏پذيرد. شاید اگر مطالب بالا را به خوبی مطالعه کرده باشید متوجه شده باشید که در اسلام کاملا آزادی عقیده وجود دارد زیرا دين اسلام فطرى است. اگر فردى به اصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انكار نداشته باشد، به صورت طبيعى و معمولى به آن ايمان مى‏آورد. ( اگر هم خواست ایمان نیاورد به کسی ربطی ندارد ) smile124


*حالا قرآن مى‏گد: «لا اكراه فى الدين؛ در پذيرش عقيده ( دین ) اكراه نيست». اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست. اين سخن درستى است، ولى نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا کرد و گفت: هر كه هرگونه دلش بخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازى بگيرد، بلكه قرآن به دنبال سخن مذكور مى‏گويد: «قد تبيين الرشد من الغى؛ راه راست از راه‏هاى انحرافى و نادرست روشن است».(بقره:۲۵۶) يعنى وقتى راه رشد و حقيقت آشكار است، دليلى براى اكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن را پذيرا است.

این هم ضمیمه ی سخنان بنده باشد smile039

حال اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حق نيست، مى‏تواند دين ديگر را انتخاب كند و در قانون اسلام یا جمهوری اسلامی هیچ حکمی برای آن تعیین نشده تا زمانی که به صورت مقابله با اسلام در نیاید . بدیهی است در جامعه‏اى كه براساس اعتقادات و باورهاى دينى، قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسان‏ها ارزش‏هاى اخلاقى شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى و اجتماعى دارد، کسی حق ندارد به مقابله با دین و اعتقادات دیگران بپردازد و در برابر دين و اعتقادات موضع‏گيرى نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعى خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى و ايمان مردم را متزلزل مى‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يك سرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مى‏كند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، به او كارى ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيده‏اش نزد خودش محترم است smile072 . اين كه خدا با او چگونه برخورد مى‏كند، تنها خدا مى‏داند كه وى صداقت دارد يا از روى عناد و لجاجت به اين عقيده روى آورده است. خداوند فرداى قيامت بر پايه عدل و حكمت، با او رفتار خواهد كرد. همو فرموده است:

«اگر حجت بر كسى تمام نشده باشد، مؤاخذه‏اش نمى‏كند.»(اسراء:۱۵) در عین حال که منکران حقیقت و رفتارهای ناشایست را مجازات خواهد نمود. smile041


دیدید برای یک سوال یک خطی چقدر اسلام استدلال باید بیاره ، به همان خدایی که خالق ماست برای تمام دلایلش اسلام مدرک و ادله میاره و فقط کافیه که شما تحقیق کنید و بس smile124

بنده اینی که میگم نمیخوام دیگه وارد این بحثها بشم برای این است که 1 ) پدرم دستور داده ( پذیرفتن حرف پدر بر هر فردی واجب است ( خواهشا خرده نگیرید که بازش نکنم .... ) «البته با عقل خود منم جور در میاد » هر چه باشه اون چندتا پیرهن بیشتر از من پاره کرده و میدونه بحث کردن با این جماعت به جایی نمیرسه و فقط باعث ناراحتی فکری و روحی میشه و بس.... ) 2) سخنان شما فقط انکار کردن سخنان منه و این نوع مذاکره ارزشی ندارد 3) .....

موفق و پیروز باشید smile094
اللهم العن قاتلیک یا فاطمه الزهرا

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ( علیه السلام ) ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ


اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً


اسلام به ذات خود ندارد عیبی .......... هر عیب که هست از مسلمانی ماست
نماد کاربر
 
سپـاس : 390

ارسـال : 1056


نام نویسی: 89/10/5

ذکر نشده

Re: ...

نوشتهاز سوی DYNT70 در پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 - 16:22

امین جان فرض بر این که به قول شما آخرتی هم باشه، به نظرت در این صورت آدم خوب بی دین می ره بهشت، یا آدم بد دیندار؟!


اگر آخرتی باشه دیگه نظر من مهم نیست،نظر خالقش مهمه.چون فرض کردیم پذیرفتیم.(نمیخوام از بحث اصلی دور بشیم smile072 )
ولی بازم منظور من اینا نیس.

بحث سر حرف خود شماست سیاوش جان.شما میگی اینقدر رو عقیده ی خودتون پافشاری نکنید،گفتی بیاید 1 درصد احتمال بدید دینتون غلطه که من اومدم همین حرفت رو دو طرفه کردم و نوشتم و نتایج و تبعات مختلفش رو با عقل ناقصم مقایسه کردم،نتیجه رو هم با طرح سوال پرسیدم.

الانم برام مهم نیست کسی قبول بکنه یا نکنه هر کسی مسئول کار خودشه.

ولی بیاید ازین زاویه هم به قضیه نگاه کنیم و بش فکر کنیم.
نماد کاربر
 
سپـاس : 15

ارسـال : 402


سن: 28 سال
نام نویسی: 88/9/2

ذکر نشده

Re: ...

نوشتهاز سوی aalireza در پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 - 16:54

smile071
نماد کاربر
 
سپـاس : 524

ارسـال : 818


نام نویسی: 88/5/8

مرد

Re: ...

نوشتهاز سوی farnaspas در پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 - 17:14

anishtain313 نوشته است:
garfield نوشته است:
این رو فقط پدر شما نگفتن. تمام این اقایون میگن. ترسشون هم از اینه که اگه قبح قضیه بریزه و تعصب الکی از بین بره منطقی با قضیه برخورد میشه و دیگه کسی برای این اراجیف تره هم خورد نمیکنه.

میدونی این حرفات کی جواب میده اون وقتی که آدم الکی الکی اسلام رو قبول کرده باشه ( مثل این که چون دین پدرانمان بوده منم پذیرفتم ، نه دادا این طوریاهم نیـــــــــــــست smile039 )

garfield نوشته است:شما میگی لا اکراه فی الدین؟ یعنی از آیات عظام هم بهتر اسلامو شناختی؟ آیت اله بهجت میدونی کی بود؟ کسی بود که خمی-نی و سیستانی و بقیه پیشش لنگ پهن میکردند. ببین چی گفته:

سوال 379. مسلمانى كه به دين ديگر بپيوندد، حكم دين در مورد او چيست و از لحاظ اخروى چه سرنوشتى دارد؟
ج. حكم او مرتد فطرى است كه وجوب قتل و جدا شدن زوجه اش و تقسيم مالش بين ورثه از جمله احكام مرتد فطرى است و در آخرت نيز اهل عذاب است.

به اسلام واقعی خوش آمدید. smile055

1 ) من و شما در مقامی نیستیم که به راحتی یه چیز رو انکار کنیم یا رد ، شما با صورت آیات سر و کار داری ولی اون افراد درس قرآن شناسی خوندند ، مگه الکیه

2) شما میگی اگه در دین اجباری نیست چرا کسی بخواد از دین اسلام خارج بشه اعدامش میکنن ؟

اولا اسلام هرگز نگفته که هر کس از اسلام خارج شده مرتد است و باید اعدام بشه .

اگر مسلماني از روى تحقيق (نه هوا و هوس و فرار از تكاليف) به اين نتيجه برسد كه دين ديگرى حق است، امكان خارج شدن از دين براي او وجود دارد ، اما اگر بخواهد در مقابل اسلام موضع گيري و مقابله کند ، مرتد محسوب شده و جامعه اسلامي با وجود شرايطي با اون برخورد خواهد کرد. البته این برخورد الزاما اعدام نیست.

مرتد از نظر اسلام كسي است كه به مبارزه با عقيده و ايمان و باور مردم در جامعه روي آورده و به اين جهت يك مجرم اجتماعي شناخته مي شود ، نه مجرم اعتقادي. زيرا اعتقاد ، جرم نيست و اين كه آيا در باور خود صداقت دارد يا نه و از روي تحقيق از دين خارج شده ، يا از روي هوا و هوس و با انگيزه هاي ديگر، فقط خداوند مي داند و پاداش و جزاي او در آخرت را خوواهد دید smile030 ، اما از اين جهت كه قصد تخريب و تزلزل باور انسان ها را در جامعه داشته و به مقابله با آن برخيزد ، مربوط به جنبه اجتماعي مي شود و حكومت ديني با آن برخورد خواهد كرد

خوب حالا بریم سر دین که چی گفته است smile039

تا آن جا که اطلاعات دینی من خط میدهد smile039 امنيت جانى در قرآن بسيار مورد توجه قرار گرفته است. smile057 برخى از احكام جزايى قرآن با هدف تأمين امنيت جانى فرود آمده است. smile030 براى نمونه بعضى آيات از خودكشى و ديگر كشى و صدمه رساندن به ديگران منع مى‏كند. اين آيات براى آنان كه ديگران را مصدوم مى‏سازند و به قتل مى‏رسانند، مجازات سنگين قرار مى‏دهد و اين مجازات‏ها را عامل مهم تأمين امنيت ديگران مى‏خواند(بقره:۱۹۵ و نساء:۲۹) امنيت شناسان، امنيت جانى را بسيار درخور اهميت مى‏دانند و ناامنى جانى و احساس ناامنى را زمينه آسيب پذيرى اجتماعى مى‏دانند. در قرآن امنيت جانى بسيار اهميت دارد و كشتن يك فرد مانند كشتن تمام انسان‏ها دانسته شده است. (مائده:۳۲) smile048 ( نه فقط مسلمان، که در بعضی صحبتهاتون دیده شده بود که گفتید فقط اسلام به مسلمین اهمیت میده و بقیه ی انسان ها رو برده خودشون میدونن ، این عقیده یهودیانه که در قرآن به صراحت بیان شده است )
ولی هر چند امنيت جانى در قرآن بسيار پر اهميت گفته شده است اما اين امنيت مطلق نيست. امنيت جانى تا زمانى حق هر شهروند است كه امنيت ديگران را محترم شمارد و از تجاوز به حقوق ديگران خوددارى كند. ( اگر متوجه نمیشید دیگر مشکل بنده نیست مشکل جای دیگریست ) smile039

در مورد امنيت عقيده بايد گفت كه تمامى انسان‏ها از جهت باورها و انديشه‏ها داراى امنيت هستند و نمى‏توان او را به سبب باورهايى كه دارند، تهديد كرد و در ناامنى قرار داد، چه اين كه باورها و انديشه‏ها خاستگاه زندگى اجتماعى است و بيشترين نقش را در بروز رفتارهاى فردى و اجتماعى دارد. براين اساس در اسلام باورها و عقايد بسيار با ارزش است و صاحبان عقيده در امنيت كامل به سر مى‏برند و نمى‏توان آن فرد را به پذيرش باورى جديد و ازبین بردن عقيده خود وادار کرد. ( حالا این که شیعیان در جوامعی امنیت جانی ندارن یا ادیان دیگه که من نمیدونم ، این بر میگرده به روش سیاستمداران وگرنه اسلام این گونه سخن گفته )
آيات جهاد هم درباره مخالفانى است كه براى مسلمانان ناامنى ايجاد مى‏كنند. قرآن، تهديد صاحبان عقيده را قبول ندارد و با هر شكل تهديد مخالفت مى‏كند، چه اين كه :

اول: از انسان رهايى از تقليد (به عنوان يك عامل درونى بر اكراه) را مى‏طلبد و تقليد كنندگان را نكوهش مى‏كند smile032 ،(بقره:۱۷۰)

دوم: انسان را به بهره‏گيرى از عقل فرا مى‏خواند و از آن تأمل و تدبر در آفرينش و آفريدگار را میخواهد

سوم: عقيده را امرى درونى و اختيارى و جبرناپذير معرفى مى‏كند.(بقره:۲۵۶ ، یوسف ۱۰۸ ، انسان:۳ و کهف:۲۹)

چهارم: ناسازگارى‏هاى عقيدتى و دينى را خواست خداوند مى‏داند: «و لو شاء ربك لامن من فى الارض كلّهم؛ [b]اگر پروردگار تو مى‏خواست همه كسانى كه روى زمين هستند، (به اجبار) ايمان مى‏آوردند»[/b](یوسف:۹۹ و انعام: ۱۴۹ و ۳۵)

پنجم: وظيفه پيامبران را تبليغ، بيم و بشارت مى‏شناسد و اجبار مردم بر پذيرش دين را وظيفه ايشان نمى‏خواند.(آل عمران:۲۰ و مائده:۹۲ و یونس:۴۱)

ششم: مسلمانان را به مدارا با مخالفان دعوت مى‏كند و ايشان را از درگيرى با كافران باز مى‏دارد و مخالفان را (به شرط عدم تعرض به مسلمانان و اعلام بى طرفى) در امنيت مى‏داند.(انفال:۶۱)

و.............

بنابراين بر طبق آيات قرآن هيچ كس را نمى‏توان بر پذيرش عقيده‏اى اجبار كرد و يا فردى را از باورهايش جدا نمود، زيرا عقيده (دين، مذهبى، سياسى و...) امرى اختيارى و قلبى است و به هيچ روى اجبار و اكراه نمى‏پذيرد. شاید اگر مطالب بالا را به خوبی مطالعه کرده باشید متوجه شده باشید که در اسلام کاملا آزادی عقیده وجود دارد زیرا دين اسلام فطرى است. اگر فردى به اصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انكار نداشته باشد، به صورت طبيعى و معمولى به آن ايمان مى‏آورد. ( اگر هم خواست ایمان نیاورد به کسی ربطی ندارد ) smile124


*حالا قرآن مى‏گد: «لا اكراه فى الدين؛ در پذيرش عقيده ( دین ) اكراه نيست». اصولاً عقيده با اكراه سازگار نيست. اين سخن درستى است، ولى نبايد از اين گزاره، تفسير ناروا کرد و گفت: هر كه هرگونه دلش بخواهد، آزاد است تا عقايد ديگران را به بازى بگيرد، بلكه قرآن به دنبال سخن مذكور مى‏گويد: «قد تبيين الرشد من الغى؛ راه راست از راه‏هاى انحرافى و نادرست روشن است».(بقره:۲۵۶) يعنى وقتى راه رشد و حقيقت آشكار است، دليلى براى اكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن را پذيرا است.

این هم ضمیمه ی سخنان بنده باشد smile039

حال اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حق نيست، مى‏تواند دين ديگر را انتخاب كند و در قانون اسلام یا جمهوری اسلامی هیچ حکمی برای آن تعیین نشده تا زمانی که به صورت مقابله با اسلام در نیاید . بدیهی است در جامعه‏اى كه براساس اعتقادات و باورهاى دينى، قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسان‏ها ارزش‏هاى اخلاقى شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى و اجتماعى دارد، کسی حق ندارد به مقابله با دین و اعتقادات دیگران بپردازد و در برابر دين و اعتقادات موضع‏گيرى نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعى خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى و ايمان مردم را متزلزل مى‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يك سرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مى‏كند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، به او كارى ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيده‏اش نزد خودش محترم است smile072 . اين كه خدا با او چگونه برخورد مى‏كند، تنها خدا مى‏داند كه وى صداقت دارد يا از روى عناد و لجاجت به اين عقيده روى آورده است. خداوند فرداى قيامت بر پايه عدل و حكمت، با او رفتار خواهد كرد. همو فرموده است:

«اگر حجت بر كسى تمام نشده باشد، مؤاخذه‏اش نمى‏كند.»(اسراء:۱۵) در عین حال که منکران حقیقت و رفتارهای ناشایست را مجازات خواهد نمود. smile041


دیدید برای یک سوال یک خطی چقدر اسلام استدلال باید بیاره ، به همان خدایی که خالق ماست برای تمام دلایلش اسلام مدرک و ادله میاره و فقط کافیه که شما تحقیق کنید و بس smile124

بنده اینی که میگم نمیخوام دیگه وارد این بحثها بشم برای این است که 1 ) پدرم دستور داده ( پذیرفتن حرف پدر بر هر فردی واجب است ( خواهشا خرده نگیرید که بازش نکنم .... ) «البته با عقل خود منم جور در میاد » هر چه باشه اون چندتا پیرهن بیشتر از من پاره کرده و میدونه بحث کردن با این جماعت به جایی نمیرسه و فقط باعث ناراحتی فکری و روحی میشه و بس.... ) 2) سخنان شما فقط انکار کردن سخنان منه و این نوع مذاکره ارزشی ندارد 3) .....

موفق و پیروز باشید smile094

بازم از دستور پدر سر پیچی کردی بچه جون
smile001 smile001
نماد کاربر
 
سپـاس : 110

ارسـال : 631


سن: 27 سال
شهر: بروجرد
نام نویسی: 89/1/14

مرد

Re: ...

نوشتهاز سوی شلغم الدین در جمعه 30 ارديبهشت 1390 - 10:49

aalireza نوشته است:smile071

smile072

هرگز حاضر نیستم به‌خاطرِ عقایدم بمیرم، چرا که ممکن‌است اشتباه باشند! - برتراند راسل
«موآیِ» قبیله‌ی بغلی در تلفظ «ر» مشکل دارد
املت نامه

«صلام بر تو باد. من سه‌شنبه به رم خواهم آمد تا به حضور پاپ شرفیاب شوم...» امضاء: مسیح مصلوب
نیچه
نماد کاربر
 
سپـاس : 128

ارسـال : 597


سن: 27 سال
نام نویسی: 89/11/2

مرد

Re: ...

نوشتهاز سوی Siavash-pzr در جمعه 30 ارديبهشت 1390 - 12:43

DYNT70 نوشته است:اگر آخرتی باشه دیگه نظر من مهم نیست،نظر خالقش مهمه.چون فرض کردیم پذیرفتیم.(نمیخوام از بحث اصلی دور بشیم smile072 )
ولی بازم منظور من اینا نیس.

بحث سر حرف خود شماست سیاوش جان.شما میگی اینقدر رو عقیده ی خودتون پافشاری نکنید،گفتی بیاید 1 درصد احتمال بدید دینتون غلطه که من اومدم همین حرفت رو دو طرفه کردم و نوشتم و نتایج و تبعات مختلفش رو با عقل ناقصم مقایسه کردم،نتیجه رو هم با طرح سوال پرسیدم.

الانم برام مهم نیست کسی قبول بکنه یا نکنه هر کسی مسئول کار خودشه.

ولی بیاید ازین زاویه هم به قضیه نگاه کنیم و بش فکر کنیم.

بله این چیزی که شما می گی یه چیز دو طرفه ست و منطقیه! منم ردش نکردم!
+ جواب سئوال منم فک کم خیلی ساده بود!
aalireza نوشته است:smile071

آقا دلتنگت بودیم! چه عجب از این ورا؟! smile039 smile072
شاید این جهان، جهنم جهانی دگر است...
نماد کاربر
 
سپـاس : 68

ارسـال : 500


سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 89/5/12

ذکر نشده

Re: ...

نوشتهاز سوی lfigo170 در شنبه 31 ارديبهشت 1390 - 14:02

66 تا پست گذاشتید. کسی به نتیجه ای رسید؟
این تاپیک هم مثل 34123 تا تاپیک دیکه تا 30 صفحه میره.
آخرش هم هیچ چی نمیشه.
"love the life you live.
live the life you love."

— Bob Marley
نماد کاربر
 
سپـاس : 11

ارسـال : 585


سن: 29 سال
نام نویسی: 88/4/14

ذکر نشده

قبلی

بازگشت به پيشنهادها و انتقادها

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 17 مهمان