تعريف جديد براي جرم چيه؟


نوشتهاز سوی محسن بيگي در يكشنبه 21 مرداد 1386 - 23:43

retin_dont_forget_me_69 نوشته است:به نام خدا
Cosmologist نوشته است:با سلام .

جرم رو ميشه اين طوري هم تعريف كرد :

انحناي فضا - زمان

با تشكر . . .

سلام .
فكر كنم ما در اين مورد با هم صحبت كرديم و نتيجه رو هم گرفتيم .نه؟
با تشكر


هر چقدر بيشتر سعي كنيد مفاهيمي مثل جرم را تعريف كنيد كمتر به نتيجه خواهيد رسيد.

الان اين سوال مطرح ميشه كه فضا - زمان چيست.
فقط خدا
نماد کاربر
 
سپـاس : 3

ارسـال : 575


شهر: تهران
نام نویسی: 86/4/25

ذکر نشده

نوشتهاز سوی Retin_69 در دوشنبه 22 مرداد 1386 - 08:23

به نام خدا
محسن بيگي نوشته است:
retin_dont_forget_me_69 نوشته است:به نام خدا
Cosmologist نوشته است:با سلام .

جرم رو ميشه اين طوري هم تعريف كرد :

انحناي فضا - زمان

با تشكر . . .

سلام .
فكر كنم ما در اين مورد با هم صحبت كرديم و نتيجه رو هم گرفتيم .نه؟
با تشكر


هر چقدر بيشتر سعي كنيد مفاهيمي مثل جرم را تعريف كنيد كمتر به نتيجه خواهيد رسيد.

الان اين سوال مطرح ميشه كه فضا - زمان چيست.

سلام محسن .
ما هم به همين نتيجه رسيديم كه اين مورد نمي تونه به وجو آورنده ي جرم باشد .خيلي مشكل دارد.چيز غير مادي سازنده ي ماده؟.
يه كم فكر بيشتر مي خواد
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

نوشتهاز سوی Retin_69 در دوشنبه 22 مرداد 1386 - 15:04

به نام خدا
به نظرم بهترين تعريف براي جرم همون تعريف دوره راهنمايي يعني تعداد ذرات بنيادي ماده .(منظورم الكترون پروتون نيست)
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

نوشتهاز سوی ARYT در دوشنبه 22 مرداد 1386 - 15:16

كلا عوامل بنيادين تعريف نداره. بايد دركشون كرد. مثلا زمان چيه؟

ولي مي بينيم اثرات اون رو. و با توجه به اثراتش تعريفش مي كنيم نه با توجه به خودش. پس جرم هم با توجه به اثرات تا فعلا. ولي شايد بعد فرجي شد. smile038
And to You, O Ye Bountiful Immortals! Ye who rule aright, and dispose (of all) aright, I offer the flesh of my very frame, and all the blessings of my life.Thus the two spirits thought, thus they spoke, and thus they did;
تصویر
نماد کاربر
 
سپـاس : 6

ارسـال : 606


شهر: KL
نام نویسی: 85/7/25

ذکر نشده

نوشتهاز سوی Retin_69 در دوشنبه 22 مرداد 1386 - 15:21

به نام خدا
آريت جان .من هم همينو ميگم .
يعني فرض كن يه ذره ي بنيادي وجود داره يا كوانتم بنيادي كه ما به هر چيز كه مثلا 124213از اونو داشت مي گيم 1 كيلو و بقيش ديگه قياسه ولي خود اون ذره يا جرم رو نميشه تعريف كرد .به نظرم هايزنبرگ راست ميگه سنگ بناي ماده و جهان خيلي هم مادي نيست.
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

نوشتهاز سوی ununun در سه شنبه 23 مرداد 1386 - 00:24

به نظر من چون شتاب جاذبه روي ميزان سنجش جرم تاثير ميزاره مبناي خوبي براي سنجش جرمي كه وابسته به سطح هست نيست (يعني منظورم اين هست كه در سيارات مختلف بر حسب شتاب جاذبه هاي مختلف جرمهاي مختلفي براي يك جسم بر حسب موقعيتش بدست مي ياد)من احساس مي كنم اگر ما جرم جسم بر حسب تعداد اتم هاي تشكيل دهندش بگيم خيلي زيباتر و دلچسب تر (ولي اينو قبول دارم كه از نظر عددي اصلا جالب نيست{كه اونم براي خودش راه حلي داره})تعداد واقع بينانه تر ؛مي دونين چرا؟چون اگه ما بخوايم بر جرم تكيه كنيم ؛بالاخره جرم وابسته هست؛ چه تو فضا باشه چه روي هر يك از اجسامي كه شتا ب جاذبه مختلفي دارن(من اينجا خيلي خيلي خلاصه اين مطلب گفتم اگر براتون سوال پيش اومد حق دارين .....!چون خيلي جهات هست كه بايد بررسي بشه تا براي شما قابل قبول باشه كه اينو به عهدهي خودتون گذاشتم تا قسمت راست مغزتون فعال تر بشه)
حقيقت را نخواهي ديد جز با ديده ي معني/نخواهي يافتن در دفتر ديو اين معاني را
 
سپـاس : 0

ارسـال : 11


شهر: تهران
نام نویسی: 86/3/16

ذکر نشده

نوشتهاز سوی efg در سه شنبه 23 مرداد 1386 - 00:43

متاسفانه هيچ كدوم جواب منو نداديد!
تعريف جرم:
مقاومت فوتون در برابر ميدان گرانشي رو جرم ميگم!
توضيحات داده نميشود.!!
بي تشكر.
efg

 





نوشتهاز سوی Edison در سه شنبه 23 مرداد 1386 - 13:53

به خالق يكتا
با سلام
بايد عرض كنم كه اول بايد معلوم كنيد كه مفهوم جرم از لحاظ فلسفي مورد نظر است يا مقدار جرم. تعريفي كه فلسفه فيزيك از جرم ارايه مي دهد مقدار ماده‌ي تشكيل دهنده‌ي جسم مورد نظر است. و ماده هر چيزي است كه فضا اشغال مي‌كند. حال مي‌ماند تعريف فضا كه فكر ميكنم مفهومي تعريف نشده باشد. به هر حال يك بچه‌ي دبستاني هم مي‌دونه كه فضا يعني چه!! در مورد جسم هم بايد همين رو بگم.اينجا منظور از جسم موجود است و موجود همان است كه خدا كه وجود تام است آن را خلق كرده.
اما اينكه مقدار جرم تغيير ميكند اصلا خللي در تعريف ما ايجاد نمي كند چون ما معتقديم كه جرم و انرژي هم ارزند همون طوري كه كار و انرژي هم ارزند. در كل مقدار مجموع جرم و انرژي كيهان ثابت است. يعني اگر M گرم ماده از دست بدهيم حتما M*C^2 ارگ انرژي به دست مي‌آوريم. در حقيقت جرم و انرژي مثل دو كفه‌ي يه ترازو هستند.( كه البته بايد تعريف بهتري از واحد جرم و انرژي ارايه داد كه ضريبها از بين بروند) هر چقدر جرم يا مقدار ماده در جهان زياد شود مقدار انرژي در جهان كم مي‌شود.
اميدوارم مطلب رو رسونده باشم
Edison

 





نوشتهاز سوی مهمان در سه شنبه 23 مرداد 1386 - 22:47

efg نوشته است:متاسفانه هيچ كدوم جواب منو نداديد!
تعريف جرم:
مقاومت فوتون در برابر ميدان گرانشي رو جرم ميگم!
توضيحات داده نميشود.!!
بي تشكر.


به احتمال خيلي زياد نفهميديد من چي گفتم.
درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهمان

 





نوشتهاز سوی كوير در سه شنبه 23 مرداد 1386 - 22:53

وقتي ميگن زمان چيه ميگيم بعد 4 ولي اين تعريفش نيست . چون اصلا تعريف نداره
جرم هم يكي از همون بعدهاست . پس تعربف نداره.
تو هم یک روز بزرگ میشی میری تا شهر رویاها
به یاد خونه میافتی چشات میشه مثل دریا
به یاد امشب و هر شب که من ویرون و آواره
نشستم تا سحر بیدار به پای تو و گهواره
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 152

ارسـال : 2517


سن: 29 سال
شهر: ساری
نام نویسی: 85/4/20

زن

نوشتهاز سوی Retin_69 در چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 08:18

به نام خدا
كوير نوشته است:وقتي ميگن زمان چيه ميگيم بعد 4 ولي اين تعريفش نيست . چون اصلا تعريف نداره
جرم هم يكي از همون بعدهاست . پس تعربف نداره.

سلام كوير جان.
جرم بعده؟ smile024
زمان هم بعد بودنش رو هواست يعني بهتره بگم يه بعد محاسباتي و روي كاغذ كه براي توجيه پديده ها لازمه ولي تو دنياي واقعي چون واقعا وجود هم نداره مجبور شد نسبيت موهوميش كنه.
زمان ساخته ي ذهن بشر براي توجيه تقدم وتاخر اتفاقات بر اساس روابط علت و معلوليه.
و نكته ي ديگر اين ابعاد اضافه كردن بي استفادست .مثلا آقاي يعقوبي عزيز گفت كه تا 34 بعدي هم داريم ولي وقتي رصد و مشاهده نميشه.فايده دارد؟
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

نوشتهاز سوی كوير در چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 10:39

من معذرت
حواسم ژرت بود . جرم بعد نيست ولي يكي از مفاهيم بنيادي هست
ما نمي تونيم مشاهده كنيم 34 بعد رو دليل نمي شه كه وجود نداشته ياشه(مثل خيلي چيزاي ديگه)
تو هم یک روز بزرگ میشی میری تا شهر رویاها
به یاد خونه میافتی چشات میشه مثل دریا
به یاد امشب و هر شب که من ویرون و آواره
نشستم تا سحر بیدار به پای تو و گهواره
نماد کاربر
مدير انجمن

مدير انجمن
 
سپـاس : 152

ارسـال : 2517


سن: 29 سال
شهر: ساری
نام نویسی: 85/4/20

زن

نوشتهاز سوی محسن بيگي در چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 12:03

[quote="كوير"]من معذرت
حواسم ژرت بود . جرم بعد نيست ولي يكي از مفاهيم بنيادي هست
ما نمي تونيم مشاهده كنيم 34 بعد رو دليل نمي شه كه وجود نداشته ياشه(مثل خيلي چيزاي ديگه)[/quote]

اتفاقاْ نظر بنده با شما كاملاْ متفاوت است و معتقدم بيشتر از سه بعد مكان و يه نيمچه بعد زمان (‌كه اون هم نمي تواند بعد باشد) كه در محاسبات به كار مي رود بعد ديگري وجود ندارد.

چگونه بعضي افراد انتظار دارند باور كنيم 6 يا 10 و يا 5 بعد وجود دارد در حالي كه خود افرادي كه اين نظريات را اراعه مي دهند نتوانسته اند بيشتر از سه بعد را مشاهده كنند.
فقط خدا
نماد کاربر
 
سپـاس : 3

ارسـال : 575


شهر: تهران
نام نویسی: 86/4/25

ذکر نشده

نوشتهاز سوی Retin_69 در چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 12:25

به نام خدا
سلام كوير جان من هم نگفتم نيست .گفتم ديده نشده .
در ضمن كاربردي هم ندارد چون با 3 بعد و يه بعد زمان هم مي توان بسياري از مسايل را حل كرد .نه؟
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

نوشتهاز سوی Retin_69 در چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 16:24

به نظرم همون تعريف كه ذكر كردم تعريف بدي نباشد
چون نظر طرفين رو نگه مي داره چون نه تعريف ميشه و نه غير قابل اندازه گيري و قياس
با تشكر
من از ريشه ي گياهان گوشتخوار مي آيم
ومغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا
در دفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند...

کمرنگ
 
سپـاس : 10

ارسـال : 1971


نام نویسی: 86/4/12

ذکر نشده

قبلیبعدی

بازگشت به فیزیک مدرن

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 29 مهمان