یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
نمایه کاربر
Behjo

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۵ - ۱۸:۳۳


پست: 745

سپاس: 398

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط Behjo »

من از هیچ تاپیکی در این انجمن بیشتر از این تاپیک خوشم نمی آید!
از یک طرف بخاطر اینکه درباره ی مهمترین مسئله ایست که یک فرد
در زندگی با آن مواجه میشود و از طرف دیگر به این خاطر که در سالهای
مختلف و تحت شرایط متفاوتی کم و بیش در اینجا مطالبی نوشته ام که
با خواندنش میتوانم تغییر و تکامل دیدگاه خودم درباره ی زندگی را ببینم؛
مثل یک دفتر خاطرات افکار.(مطالبی که آن زمانها در فیسبوک می نوشتم
هیچکدام دیگر نیستند، باقی شبکه های اجتماعی هم بدرد این چیزها
نمی خورند، حتی توئیتر. فروم های دیگر هم هیچکدام جذابیت و فضای
اینجا را نداشتند.و خودم هم هیچوقت افکارم را برای خودم ننوشتم)نوشتن
در اینجا، حتی اگر مخاطبی نداشته باشد، از این بابت جالب است.

***

این مسئله را میتوان به جایزه گرفتن تشبیه کرد. مثل اینکه یک میلیارد
تومان جایزه برنده شویم(عمر محدودمان) و حالا باید تصمیم بگیریم که
آن را چطور خرج کنیم(با فرض اینکه منبع درآمد دیگر جز این پول نداریم)
خیلی ها تصمیم بزرگی نمی گیرند و همینطور کارت میکشند و خرت و
پرت میخرند و ناگهان متوجه میشوند که نصف بیشتر پولشان خرج شده
(صرف کردن عمر بدون هیچ چشم انداز و هدف بزرگی). بعضی ها ولی
درباره ی چطور خرج کردن آن فکر میکنند؛ به اینکه این پول را باید صرف
چه چیزی کنند که بیشترین احساس رضایت را بدست آورند.
دسته ی دوم همان هایی هستند که باور دارند اگر ده ساعت برای قطع
کردن درختی وقت داشته باشند، شش ساعتش را صرف تیز کردن تبرشان
میکنند.

پاسخ دادن به این سوال هم میتواند عقلانی باشد و هم تجربی.راه
عقلانی ،از نظر من، همان یافتن یک جهان بینی منسجم است؛ چراکه هدف
زندگی نتیجه ی یک جهان بینی است و بدون جهان بینی حرف زدن
از هدف زندگی معنایی ندارد.
اما راه به نسبت ساده تر، راه تجربیاست؛در این روش شما زندگی
افراد مختلف،با اهداف مختلف را بررسی میکنید تا ببینید کدامیک از
آنها را خوشبخت تر میدانید و به کدامیک از آنها بیشتر غبطه میخورید.
و بعد به امکانات خود نگاه کنید و ببینید به کدامیک از آنها میتوانید
برسید. (البته برای مطالعه ی دقیق و پی بردن به همه ی جوانب
آن مدل زندگی باید خیلی به آنها نزدیک شد تا از همه ی ابعاد این
سبک از زندگی مطلع شد) و رسیدن به این هدف هم ساده تر
است چون میتوان با الگوبرداری از افرادی که به آن رسیده اند، و
استفاده از تجربیاتشان به آن هدف دست پیدا کرد.
فرق یک انسان خوشبخت با یک بدبخت در انتخاب هاییست که میکند

بدرود هوپا

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1066

جنسیت:

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط MENERVA »

Behjo نوشته شده:
نسيم*7* نوشته شده:درود.
یک هدف خوب.چیزی که انتها نداشته باشه.یا اگر هم داشته باشه،آثارش باقی بمونه.
یک چیزی که ارزش داشته باشه بخاطرش کم نیاری.بجنگی.بیشتر از خودت باشی.
اگه همچین هدفی سراغ دارین بگین!


امیدوارم بعد از این سالها جوابی برای این سوال پیدا کرده باشید.
ما آن سالها بحث زیادی کردیم ولی فکر میکنم پاسخ دادن به این پرسش
نیاز به این دارد که نخست بدانیم کجای کاریم؟ همان چیزی که سقراط
بزرگ گفت و من آن را سرلوحه ی زندگی ام قرار داده ام:

"زندگی مطالعه نشده، ارزش زیستن ندارد"

انسان باید ابتدا به یک جهان بینی برسد تا بتواند هدف و آرمان زندگی اش
را از آن بدست بیاورد. منظورم از جهان بینی این نیست که فقط بدانیم خدایی
هست یا نیست؛ بلکه منظورم نگرشی ست که همه ی ابعاد زندگی را
دربر بگیرد. مثلاً فرد بداند جایگاهش در جهان، در جامعه، در خانواده، در
مناسبات اقتصادی و اجتماعی،سیاسی و .. کجاست و کجا باید باشد. و
این بدست نمی آید مگر با مطالعه ( که منظور سقراط از آن، کتاب خواندن
صرف نیست بلکه تحقیق و بررسی است)جهان بینی مدلیست که انسان
از جهان در ذهن خودش میسازد و این مدل کمک میکند تا فرد بداند کجای
این مدل قرار دارد و باید چکار کند. کسیکه دیدگاهی درباره ی سیاست،
اقتصاد ، اجتماع ،فرهنگ،علم، هنر و.. نداشته باشد (هرچند ناقص) در واقع
نمیداند کجای کارست و در این جهان پیچیده باید چه کند و ناگزیر تن به
دیدگاه های بررسی نشده و مرسوم و حتی متناقضی درباره ی اوضاع
مختلف میدهد و زندگی اش را میکند بدون اینکه بداند دارد چکار میکند.



من اینو قبول ندارم

ینی بدون جهان بینی ادم نمی تونه هدفشو دربیاره؟

الان بیشتر ادمای موفق توی ایران خیلی ادمای با درک پایینی ان و مطالعاتشون خیلی کم بوده, چه برسه جهان بینی!

اینکه گفته شده انسان اول باید جهان بینی داشته باشه بعد هدف, خیلی حرفه... حرف چی بگم... خیلی حرف اغراق شده ایه (حالا! لفظش به ذهنم نمیاد) خیلی از فوتبالیستا ک تو ایران موفق شدن تو عمرشون یه کتابم نخوندن. پس هدفشونو نتونستن دربیارن؟


واسه یه جامعه خیلی پیشرفته و ارمانی می تونه این حرف درست باشه, ولی واسه ایران اصلن صادق نیس.
~~~~

من دارم ب این فک می کنم ک مطالعه کردن و جهان بینی داشتن, اصن به چه درد ادم می خوره؟ حالا ب جز اینکه ذات کنجکاو انسان ارضا می شه, ولی اگه کسی مطالعه نکرده و بی سواده, اونی ک مطالعه کرده و همه چیز بلده نمی تونه ادعا کنه ازش برتره. (تحصیلانو نمی گمآ, مثلن کسی ک مدرک می گیره جایگاهشم بالاتر می ره.ولی کتابخوندن و مطالعه کردن و جهان بینی داشت توی زندگی به چه درد ادم می خوره؟ ایا فقط یه علاقه شخصیه, و ارضا کردن کنجکاویه و ارزش دیگه ای نداره؟
الان یکی ک کلی کتاب فلسفی خونده خیلی سواد داره, خودش فک می کنه از بقیه سرتره چون خو اطلاعاتش بالاس, ولی این اطلاعات وقتی توزندگی به هیچ دردش نخورده پس در واقع هیچ فرقی نداره با کسی ک مطالعه نکرده)

پس مطالعه کردن و فلسفه دان شدن هیچ ارزش عینی ای نداره و فقط دلیه (دانشمندا رو نمی گما ک شغلشون اینه, یه ادم معمولی ک مطالعه می کنه و جهان بینی داره با یه ادم دیگه ک ندارهو می گم) مهم اینه ک جایگاه اون ادم تو اجتماع کجا باشه, جایگاه اون ادم واسش احترام میاره نه اینکه چن تا کتاب خونده و جهان بینیش چیه و...

نمایه کاربر
Behjo

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۵ - ۱۸:۳۳


پست: 745

سپاس: 398

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط Behjo »

MENERVA نوشته شده:من دارم ب این فک می کنم ک مطالعه کردن و جهان بینی داشتن, اصن به چه درد ادم می خوره؟ حالا ب جز اینکه ذات کنجکاو انسان ارضا می شه, ولی اگه کسی مطالعه نکرده و بی سواده, اونی ک مطالعه کرده و همه چیز بلده نمی تونه ادعا کنه ازش برتره. (تحصیلانو نمی گمآ, مثلن کسی ک مدرک می گیره جایگاهشم بالاتر می ره.ولی کتابخوندن و مطالعه کردن و جهان بینی داشت توی زندگی به چه درد ادم می خوره؟ ایا فقط یه علاقه شخصیه, و ارضا کردن کنجکاویه و ارزش دیگه ای نداره؟
الان یکی ک کلی کتاب فلسفی خونده خیلی سواد داره, خودش فک می کنه از بقیه سرتره چون خو اطلاعاتش بالاس, ولی این اطلاعات وقتی توزندگی به هیچ دردش نخورده پس در واقع هیچ فرقی نداره با کسی ک مطالعه نکرده)

پس مطالعه کردن و فلسفه دان شدن هیچ ارزش عینی ای نداره و فقط دلیه (دانشمندا رو نمی گما ک شغلشون اینه, یه ادم معمولی ک مطالعه می کنه و جهان بینی داره با یه ادم دیگه ک ندارهو می گم) مهم اینه ک جایگاه اون ادم تو اجتماع کجا باشه, جایگاه اون ادم واسش احترام میاره نه اینکه چن تا کتاب خونده و جهان بینیش چیه و...


پاسخ پرسشتان را می توانید در پایان متن تان ببینید؛چون خود این
دیدگاه تان برآمده از جهان بینی شماست.
اینکه شما ارزش یک فرد را چطور تعیین کنید بر اساس جهان بینی
شماست، که به شما میگوید در این زندگی چه چیزهایی مهم اند
و ارزشمند و چه چیزهایی بی اهمیت یا بی ارزشند.
یک جهان بینی ممکن است در یک جامعه شیوع پیدا کند و تعداد
زیادی از افراد سیستم ارزش گذاری و اهداف مشابهی پیدا کنند.

بگذارید یک مثال بزنم:
در یک جهان بینی مذهبی، ارزشمندی یک انسان بستگی به جایگاه
او در ارتباط با خدا دارد و در جامعه ای با چنین جهان بینی ای،علمای
دینی و شیخ و ملاها معتبر و محترم بشمار می آیند.(مثل جامعه ی
ایرانی قبل از ورود مدرنیته)

یا در جهان بینی علم گرای حاکم بر قرن نوزدهم و اوایل بیستم در اروپا و
امریکا(قبل از اینکه سرمایه داری اینقدر گسترده شود)علم ارزشمند
بود و دانشمندان از احترام و شان زیادی برخوردار بودند.مثلاً اگر به
کسی میگفتند برای راکفلر ارزش بیشتری قائل است یا انیشتین
دومی را انتخاب میکرد.

جهان بینی شما یا خیلی از ما هم این شده که ارزش افراد به ثروت
آنهاست و الان افراد پولداری مثل فوتبالیست ها یا پزشک ها ارزش
بیشتری از مثلاً دانشمندان یا فلاسفه و نویسنده های کم درآمدتر
دارند. این جهان بینی انقدر توسط نظام سرمایه داری، از طریق رسانه
و ... در ذهن ما فرو رفته که دیگر برایمان طبیعی شده و بنظرمان طبیعی
می آید که یک پولدار کم سواد ارزش و جایگاه بالاتری نسبت به یک باسواد
کم پول دارد.
این جهان بینی است که ثروتمند شدن و لاکچری زندگی کردن را هدف زندگی
تعیین میکند. در حالیکه جهان بینی قبلی برای شناخت و دانش ارزش والایی
قائل بود و هدف زندگی را جستجوی حقیقت میدانست و ...

حرف من این است که اگر فرد جهان بینی نداشته باشد، نمی داند دارد
چکار میکند و چرا اینکار را میکند
.اگر یقه ی چنین فردی را بگیریم و بپرسیم
چرا داری اینکار را میکنی و چرا جور دیگری زندگی نمی کنی؟ جوابی ندارد
جز اینکه دیگر وارد این مسیر شده و آن را ادامه داده. اما کسانیکه یک جهان بینی
دارند میدانند دارند چکار میکنند؛ حتی اگر هدفشان لذت گرایی یا ثروتمند شدن
باشد.آنها معتقدند که مثلاً لذت بردن مهمترین و ارزشمندترین چیز در زندگیست
و برای آن پشتوانه ای فلسفی جور میکنند. ولی کسیکه چنین جهان بینی ای
ندارد لذت بردن یا ثروتمند شدن را ارزشمندترین کار نمی داند تا بخواهد بدنبال
این هدف برود.اما اگر هم بدون جهان بینی و به صرف تقلید یا.. چنین هدفی را
دنبال کند ممکن است مدام به خودش شک کند که آیا واقعاً این اهداف ارزشمندند
یا اینکه کاری هست که از اینها با ارزشتر باشد؟ آیا عمرش را باید صرف این هدف
کند یا اهداف بهتری هم هست؟ و..

من الان نمی خواهم بین این جهان بینی ها داوری کنم.خودم مثلاً برای معرفت
و هنر ارزش بالایی قائلم ولی همچنان حواسم به این هم هست که جیبم
خالی نماند و همیشه خیلی بیشتر از آنکه نیاز داشته باشم آن را پر کرده ام.
ولی با این حال اهدافم را بر اساس ارزش های سرمایه داری نچیده ام و نخواستم
لاکچری بازی دربیاورم و از الگویی که فرهنگ سرمایه داری با فیلم و سریال ها و..
به ذهن ها القا میکند، پیروی کنم.

بنابرین ارزشی برای بچه مایه دارهای بی عقل و شعور قائل نیستم،برعکس برای
بی پول های با عقل و شعور ارزش بیشتری قائلم.یعنی جهان بینی من ارزش افراد
را در عقل و شعورشان میداند نه مقام یا ثروتشان. این جهان بینی به من میگوید
باید چکار کنم. میگوید باید دنبال چجور دختر یا دوستانی برای زندگی باشم. باید
دنبال چجور کاری باشم و چطور باید رفتار کنم و چه برنامه هایی داشته باشم
یا چه دیدگاه سیاسی ای داشته باشم و.. ولی مثلاً آن فوتبالیست خرده بوژوایی
که جهان بینی ندارد نمی داند کجای این دنیاست و بجز فوتبال درباره ی هیچ چیز
زندگی نگرش و دیدگاه منسجمی ندارد.
فرق یک انسان خوشبخت با یک بدبخت در انتخاب هاییست که میکند

بدرود هوپا

نمایه کاربر
Behjo

عضویت : یک‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۵ - ۱۸:۳۳


پست: 745

سپاس: 398

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط Behjo »

جهان بینی : از آزادی خواهی تا بی نیازی


    پیش فرض ما برای یافتن و حرکت بسوی هدفی که برای زندگی
    انتخاب می کنیم، این است که ما آزادیم.اگر آزاد نبودیم این کار
    اصلاً معنایی نداشت.

    کسی که ندای آزادی را در درون خودش شنید، حتی اگر هیچ
    هدفی برای زندگی اش پیدا نکرده باشد، میخواهد حداقل این
    هدف از سوی دیگران به او تحمیل نشده باشد.بنابرین میکوشد
    از قید جبر هر کسی و هر چیزی بیرون از خودش رها شود.

    1.جبر اول:
    اولین جبری که به چشم می آید، جبر اجتماع است.اینکه در
    جامعه ای زندگی کنیم که از کودکی به ما قواعدی را برای
    شیوه ی زندگی کردن می آموزد و تخطی از آنها را محکوم
    میکند. فرد آزادی خواه در گام نخست سعی میکند در برابر
    این قواعد تحمیلی بشورد.(می توانیم او را آزادی خواه
    اجتماعی
    بنامیم)

    2.جبر دوم:
    اما اگر کمی دقیق تر شویم می بینیم که آزادی ما را نه
    فقط جامعه، که روابط دوستانه و عاطفی ما و بطور کلی
    احساسات ما نیز محدود می کنند. هیچ چیز بیشتر از یک
    دوست بسیار صمیمی یا یک معشوق نمی تواند ما را به
    کاری وادارد که برخلاف میل ماست. دوست داشتن هر
    کس یا هر چیزی نوعی وابستگیست و وابستگی هم یعنی
    مقید شدن و محدود شدن آزادی.

    بنابرین فرد آزادی خواه ما در گام بعدی بر علیه احساسات
    خود می شورد. احساساتی که او را در بند کرده اند و دست
    و پایش را بسته اند.(چنین فردی را می توانیم آزادی خواه
    فردی
    بنامیم، کسانی مانند عقل گرایان )

    3.جبر سوم:
    اما داستان هنوز تمام نشده؛ باز هم که جلوتر برویم می بینیم
    حتی اگر از وابستگی به انسانها رها شویم، هنوز نیازهایی
    داریم که ما را در بند میکشند. مثل نیاز به خانه ای امن و مرفه
    داشتن، نیاز به خودرو داشتن،حتی نیاز به یادگرفتن و کسب
    دانش! و در نهایت نیاز به غذا. نیاز به خانه داشتن شاید مارا
    مجبور به کارهایی بکند که دوست نداریم؛نیاز به کسب دانش
    هم همانطور که نیاز جنسی ما را از خود بیخود میکند، میتواند
    ما را با شهوتی سیری ناپذیر به سمتی بکشد که گویی بی اختیار
    آن را می پیماییم و در نهایت نیاز به غذا حتی میتواند ما را مجبور
    کند که هر کاری بکنیم؛حیوانی را بکشیم یا دزدی کنیم یا حتی
    مرتکب قتل شویم(وقتی هیچ چیزی برای خوردن نداشته باشیم)

    بنابرین آزادی خواه ما در گام آخر حتی بر علیه نیازهای خودش نیز
    شورش میکند! او دارایی اش را رها میکند، خانواده اش را فراموش
    میکند، خودش را از قید دانش آموزی رها میکند و در نهایت حتی
    با روزه گرفتن های طاقت فرسا بر علیه نیازش به غذا می جنگد!
    تا ثابت کند که آزادست و حتی نیازهای طبیعی اش هم نمی توانند
    او را مجبور به انجام کاری کنند. (چنین فردی را میتوانیم آزادی خواه
    عرفانی
    بنامیم) اینجاست که شاعر چنین عارفی را برای ما توصیف
    میکند:

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
    ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست!

فرق یک انسان خوشبخت با یک بدبخت در انتخاب هاییست که میکند

بدرود هوپا

نمایه کاربر
mycolony

عضویت : جمعه ۱۳۹۲/۱/۲ - ۱۰:۳۴


پست: 787

سپاس: 243

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط mycolony »

alijohar نوشته شده:سلام
یه هدف عالی بنظر من عشقه !
یه جوری میشد عاشق می شدم ، عشق بدون انتظار ؛
بعد موضوع طوری بود که رسیدن به معشوق ممکن نبود.
بنابراین یه جنگ عجیبی شروع می شد.
جنگی برای رسیدن به کسی که رسیدن به او ممکن نیست.
این بهترین هدفه ممکنه.


من که دقیقا همچنین هدفی رو دارم
کی فکرش رو می کرد
هی زندگی smile022
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله

نمایه کاربر
MetaZehn

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۳/۹ - ۲۰:۵۵


پست: 1025

سپاس: 647

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط MetaZehn »

درود بر دوستان
جهان بینی برای تعیین هدف به نظر ضروری میرسد از طرفی هم به نظر میرسد لزوما هدف گذاری برای موفقیت ضروری نیست یعنی شاید یک نفر داشته تو خیابون راه میرفته یکدفعه یک عالمه پول پیدا میکنه یا توی یک امتحان جوابها رو از قبل پیدا میکنه و اول میشه.

نمایه کاربر
علی...

نام: علی رضازاده

محل اقامت: شیراز

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ - ۰۸:۳۲


پست: 851

سپاس: 195

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو....

پست توسط علی... »

user نوشته شده:فرض کنید الله اصلاً از پشت نقاب در بیاید و وجودش مثل
روز برای ما روشن شود و جای هیچ شکی باقی نگذارد.

حال از او می پرسیم " برای چه ما و این جهان را آفریدی؟ " او میتوانست ما و
هیچ چیزی دیگری را نیافریند و با خودش تنها باشد!

بر اساس جوابهایی که در قرآن و روایات به این سوال داده، جواب در این خلاصه میشود
" شما بازیچه ی من هستید! من کاری جز آفریدن بلد نیستم (فیاض!) تنها بودم،بنابرین
شما را آفریدم تا از تنهایی در بیایم و کسی را داشته باشم که مرا بشناسد و درک کند
و با او عشق بازی کنم! (کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف
(من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم) "

جوابهای دیگرش از این پوچترند .مانند اینکه "«و ما خَلقَتِ الجِنَّ و الانسانَ اِلّا لِیَعبُدون ، و ما
جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند.» اگر اینکار را برای خودت کردی
که باز یعنی ما بازیچه ایم و تو نیازمند و اگر برای ما کردی ، اگر ما را نیافریده بودی دیگر ما
نیازی به عبادت هم نداشتیم !

الله چندین جواب دیگر هم به این سوال داده که هیچکدام مشکل را حل نمی کند.

خداباوری به همان اندازه ی بی خدایی به پوچی خواهد انجامید .این یک باگ بزرگ در
این نظریه است ؛ اگر کسی واقعاً بخواهد بدنبال هدف آفرینش در این نظریه بگردد .
همانطور که خیام بزرگ به این مسئله اندیشید و فهمید که جتی اگر خدایی هم وجود
داشته باشد ، خلقتش پوچ و بیهوده است و ما بازیچه های او خواهیم بود.
اگر کسی یه خوبی بهت بکنه یه عمر سپاسگذار خداخدا نعمت زندگیو با. همه نعمتها بهت بخشیده بعد به خاطر خلق گردنت بهش توهین میکنی ما به خدا نیاز داریم نه خدا به ما کجا قرآن گفته خدا انسان رو آفرید که تنها نباشه؟بی حساب حرفو نزن
خداوند متعال میفرماید:
اگر آنان که از درگاه من رو برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم ، هر آینه از شوق جان می سپردند


................................................................................................................................................


از نشانه‌هاي عالم، نقد سخن و انديشه خود و آگاهي از نظرات مختلف است. امام حسین (ع)

honri3

نام: لیلا نادری

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۷/۴/۲۷ - ۱۳:۰۸


پست: 3

سپاس: 1

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط honri3 »

«مطالعه ی زندگی»

مطالعه ی اینکه چرا اینطور که هستیم , هستیم ؟
چرا اینطور فکر میکنیم ؟ چرا اینطور رفتار و زندگی میکنیم ؟
چه عقاید و علایقی داریم و اینها از کجا آمده اند ؟
زندگی ایده آل چیست ؟ و چطور میتوانیم به آن برسیم؟
پول , لذت , تکنولوژی و.. در کجای زندگی ما قرار دارند ؟

Paradoxy

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2211

سپاس: 1236

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط Paradoxy »

گر کسی یه خوبی بهت بکنه یه عمر سپاسگذار خداخدا نعمت زندگیو با. همه نعمتها بهت بخشیده بعد به خاطر خلق گردنت بهش توهین میکنی ما به خدا نیاز داریم نه خدا به ما کجا قرآن گفته خدا انسان رو آفرید که تنها نباشه؟بی حساب حرفو نزن

سلام.
یه فردی که شما نمیشناسیدش، اگر همینطوری بیاد به شما یهو کلی خوبی کنه کنجکاو علتش نمیشید؟ (بدون اینکه ازش خواسته باشید) یا حتی شک نمی کنید که کاسه ای زیر نیم کاسش هست؟ حالا صرف نظر از نوع خوبی ای که کرده. همین فرد خوب رو نامرئی کنید و هیچ ردپایی ازش باقی نزارید بجز یک کتاب! و در اون کتابم هیچ توضیح قانع کننده ای پیدا نکنید. واکنشتون چی میشه؟

شکاکیت و کنجکاوی، یک چیز طبیعی و خدادای هستش، این طبیعیه که ما جویای دلیل خدا برای خلقتمون باشیم، وسوسه شیطان نیست. خدا در قرآن میگه که دلیل خلقت جن و انس (آیه ۵۶ ذاریات) چیزی بجز عبادت الله نیست. بسیار هم عالی، اما بیایید برای یک لحظه هم شده صادقانه نگاه کنیم، آیا این توضیح قادر به قانع کردن ما هست؟ من معتقدم خیر. خب پس چکار میتونیم بکنیم؟ به نظرم مجبوریم با عقل ناقص خودمون دلیل تراشی کنیم تا خودمون رو قانع کنیم، و خب یکی دلیل میاره که خدا کامله و چیزی بجز خلقت ازش انتظار نمیره، دیگری میگه خدا تنها بود مارو آفرید و ... . این ها توهین نیستند به نظرم، بلکه صرفا توضیحاتی هستند که اگر ندیم، ذهنمون به سمت جنبه های منفی و بدتری میره که شاید بهتر باشه نره.
دسته دوم جواب ها، ما نمیدونیم، حکمتی داشته و ... از جمله توضیحاتی هستند که هیچ ذهن حقیقت جویی زیر بارش نمیره. چون همیشه میتونیم این شکل از جواب ها رو برای سوالات به حق هم بدیم و حقیقت رو بپوشونیم. اگر از یک مسیحی توضیح بخوایم که چطور در انجیل داریم زمین شش هزار سال پیش خلق شده، در حالی که در واقعیت اینطور نیست و به نظر تحریف انجیل میرسه، اون هم میتونه به سادگی پاسخ بده حکمتی پشتش هست، تعبیر و تفسیر دقیقی داره که ما نمیدونیم. اما آیا ما قانع میشیم؟ یا درک میکنیم که صرفا مسیحی مخاطب ما از سوال به حق فرار کرده و خواسته حقیقت رو بپوشونه؟ اینم همین هست. بنابرین به نظر میرسه پاسخ ها و دلیل تراشی هایی که میکنیم، نه تنها توهین نیست بلکه در راستا و جهت خداست.

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط عبدالرضا علي پور »

انسان از نظر من دو دسته نیاز داره یکی نیازهای غریزی است و دیگری نیازهای روحی روانی و تکاملی نیازهای غریزی انسان شامل خوردن و خوابیدن و گشنی کردن است و دیگر نیازهاش روحی و روانی است که در پرتو تکامل افکارش و دانشش حاصل میشود و اهداف زندگی باید طوری باشد که به هر دو نیاز اهمییت داده شود شما بدون غذای خوب و استراحت و خواب به موقع و رفع نیاز جنسی اگر به یک تکامل روحی و روانی و دانشی هم برسید باز از خودتون راضی نیستید زیرا غرایظ جسمیتون رو سرکوب کردید و خودتون رو مورد مواخذه قرارا میدید

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1066

جنسیت:

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط MENERVA »

mycolony نوشته شده:
alijohar نوشته شده:سلام
یه هدف عالی بنظر من عشقه !
یه جوری میشد عاشق می شدم ، عشق بدون انتظار ؛
بعد موضوع طوری بود که رسیدن به معشوق ممکن نبود.
بنابراین یه جنگ عجیبی شروع می شد.
جنگی برای رسیدن به کسی که رسیدن به او ممکن نیست.
این بهترین هدفه ممکنه.


من که دقیقا همچنین هدفی رو دارم
کی فکرش رو می کرد
هی زندگی smile022



یادمه قبلنم اینو گفتی


ینی از این چند سال به اینور هدفت تغییر نکرد و همچنان همینه؟ بی خیال بابا همه لذتش تو اینه که به اونی ک دوس داری برسی

عبدالرضا علي پور

نام: عبدالرضا علي پور

محل اقامت: بوشهر

عضویت : شنبه ۱۳۹۴/۷/۱۸ - ۰۰:۲۷


پست: 823

سپاس: 172

جنسیت:

Re: یک هدف خوب که بیارزه بخاطرش بجنگی

پست توسط عبدالرضا علي پور »

علی جوهر داره در لفافه میگه که نیاز باعث همه چیز است شاید به اون نیازی نداشته باشه

ارسال پست