چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
نمایه کاربر
akbarshabro

نام: اسمم اکبر نیست!

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۶/۱۴ - ۱۴:۵۵


پست: 201

سپاس: 340

چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط akbarshabro »

با سلام و روز بخیر خدمت همه ی دوستان عزیز و باقی مزخرفات مرسوم در شروع پست.

سوالی که سعی در جلب نظر دوستان دارم در این مورد است : چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟ انسان پس از اندیشیدن در کدام نقطه قرار می گیرد و چه می کند. دیدش در مورد خوبی و بدی چه خواهد بود و .... .

البته مخاطب این پرسش دوستان همدلی هستند که فلسفه در تغییر خواست و نگرش آن ها به زندگی تاثیر زیادی داشته و لطف کنند تغییرات تدریچی و آنی خود را شرح دهند. منظور تاثیراتی از قبیل تصمیم به قتل و جنایت. افسردگی. ابر انسان شدن. در وجود الهی غرق شدن و ... است. نه کلاس فلسفه نظری

امیدوارم منظور رسانیده شده باشد. چون در بیان به صورت متن ناتوان هستم
"YOU WILL NEVER BE HAPPY IF YOU CONTINUE TO SEARCH FOR WHAT HAPPINES CONSISTS OF.YOU WILL NEVER LIVE IF YOU ARE LOOKING FOR THE MEANING OF LIFE " ALBERT CAMUS

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1066

جنسیت:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط MENERVA »

درسی که من از فلسفه گرفتم این بود:

زندگی فقط و فقط یکبار اتفاق میفته، و من این شانسو داشتم که توی دنیا اتفاق بیفتم (ینی متولد بشم).

با توجه به این , تنها هدف من لذت بردن از زندگیه (هدونیسم) و تمام ارزش‌های زندگیم رو نسبت به منفعت خودم می سنجم. البته؛ تمام انسان ها اعم از مسلمون و غیرمسلمون، تمام ارزش‌های زندگیشون بر حسب منفعت‌گرایی برپا شده، منتها کسایی که متوجه شدن مذهب و اون دنیا فریبی بیش نیست، این منفعت رو این دنیایی می کنن.

(امیدوارم بقیه دوستان "خردگرا" (!!! smile034 ) نیان بگن خب پس هر قتل و غارتی و هرکاری که دلتون می خواد انجام بدید و چرندیجات مشابه)

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

MENERVA :
با توجه به نظرتون ، به نظرم بد نباشه این انیمیشن رو ببینید.مطمینم خوشتون میاد.
http://www.aparat.com/v/n2haD
عقلانیت و اخلاق...

نمایه کاربر
alijohar

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۵/۱۶ - ۱۳:۲۲


پست: 3570

سپاس: 2854

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط alijohar »

سلام
بنظر من درسی که باید از فلسفه گرفت اینست که :
1- از کجا بفهمم داده هایی که در ذهن من هستند ، مطابق با واقع اند ؟
اين جهان زندان و ما زندانيان
بر شكن زندان و خود را وا رهان

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1066

جنسیت:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط MENERVA »

alijohar نوشته شده:سلام
بنظر من درسی که باید از فلسفه گرفت اینست که :
1- از کجا بفهمم داده هایی که در ذهن من هستند ، مطابق با واقع اند ؟



من واقعا نمی دونم چرا اکثریت دانشجوهای دانشگاه شریف (شریف بطور خاص) انقد تحت سیستم شست و شوی مغزی اسلامی قرار دارن و هنوز هم اسلام رو به عنوان حقیقت ازلی و ابدی قبول دارن. مثل همین دوستمون که دانشجوی شریفه و آدم خیلی معتقدیه... در بقیه دانشگاه های مادر هم ؛ بطور متوسط از هر ده نفر شاید دو سه نفر پیدا بشن که بی دین باشن و واقعا باسواد باشن...

این واقعن نا امیدکننده ست...

نمایه کاربر
alijohar

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۵/۱۶ - ۱۳:۲۲


پست: 3570

سپاس: 2854

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط alijohar »

MENERVA نوشته شده:
alijohar نوشته شده:سلام
بنظر من درسی که باید از فلسفه گرفت اینست که :
1- از کجا بفهمم داده هایی که در ذهن من هستند ، مطابق با واقع اند ؟



من واقعا نمی دونم چرا اکثریت دانشجوهای دانشگاه شریف (شریف بطور خاص) انقد تحت سیستم شست و شوی مغزی اسلامی قرار دارن و هنوز هم اسلام رو به عنوان حقیقت ازلی و ابدی قبول دارن. مثل همین دوستمون که دانشجوی شریفه و آدم خیلی معتقدیه... در بقیه دانشگاه های مادر هم ؛ بطور متوسط از هر ده نفر شاید دو سه نفر پیدا بشن که بی دین باشن و واقعا باسواد باشن...

این واقعن نا امیدکننده ست...

سلام
به این سوال و جواب دقت کن ، پاسخ سوال شما اینجاست :
- جهان با این همه عظمت و پیچیدگی باور نکردنی چطوری و توسط کی درست شده ؟
-پاسخ خدا شناس : توسط خدای قادر متعال. او با علم مطلق و نامحدود خود ؛ همه اینها را درست کرده.

پاسخ خرد گرا : ؟(چه پاسخی ؟)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خرد گرا تمام تئوری های علمی را از یونان باستان ؛ تا به امروز ، دونه به دونه باید شرح بده تا طرف قانع بشه .
متدولوژی های علم ، فیزیک ، زیست شناسی ، روانشناسی ، و ...
همه را در یک منظومه هماهنگ باید بتونه تبیین و تحلیل کنه.
اما خدا شناس ؛ هر گاه علت پدیده ای را نتونست توضیح بده ؛ خدا هست ! و او توضیحی برای همه پرسش ها است.
اين جهان زندان و ما زندانيان
بر شكن زندان و خود را وا رهان

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

MENERVA :
((من واقعا نمی دونم چرا اکثریت دانشجوهای دانشگاه شریف (شریف بطور خاص) انقد تحت سیستم شست و شوی مغزی اسلامی قرار دارن و هنوز هم اسلام رو به عنوان حقیقت ازلی و ابدی قبول دارن. مثل همین دوستمون که دانشجوی شریفه و آدم خیلی معتقدیه... در بقیه دانشگاه های مادر هم ؛ بطور متوسط از هر ده نفر شاید دو سه نفر پیدا بشن که بی دین باشن و واقعا باسواد باشن...

این واقعن نا امیدکننده ست...))

اگه منظور شما منم ، خداوکیل من حرفی از خدا و اسلام و ... اینا آوردم!!!
فقط لینک یه کیلیپ گذاشتم گفتم ببینید!!!
خب اگه نمیخواید ببینید نبینید! چرا میزنید تو سر مال!!!

بعدشم..معتقد و غیرمعتقد نداره! مهم اینه حرفامون و اعتقاداتمون منطق قابل دفاعی داشته باشن و مهم تر اینکه بتونیم همدیگرو تحمل کنیم.همین.

اما علی جوهر عزیز!
اولا سادگی و زیبایی یکی از معیارهای صدق نظریات علمی هستش. وقتی با یه نظریه ی ساده به نام خدا بشه جواب داد، خب چرا که نه..آیا فقط چون پیچیده نیست و توش فلسفه بافی نداره ( که تازه کلی هم داره اگه بخوایم سر قصه رو باز کنیم!) پس غلطه؟!
دوما : تقصیر نظریه ی خدا باور چی هستش وقتی هنوز بعد از 2500 سال ( به قول شما از علم یونان تا الان!) کسی نتونسته بودن نیاز به خدا همه چی رو توضیح بده.همه چی که چه عرض کنم! ابتدایی ترین و بنیادی ترین سوالات رو هنوز نتونستن جواب بدن. اگر مایل بودید چن تا از این سوالات بنیادی رو خدمتتون میگم.

دم شوما گرم...
عقلانیت و اخلاق...

نمایه کاربر
alijohar

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۵/۱۶ - ۱۳:۲۲


پست: 3570

سپاس: 2854

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط alijohar »

ابوطالب نوشته شده:

اما علی جوهر عزیز!
اولا سادگی و زیبایی یکی از معیارهای صدق نظریات علمی هستش. وقتی با یه نظریه ی ساده به نام خدا بشه جواب داد، خب چرا که نه..آیا فقط چون پیچیده نیست و توش فلسفه بافی نداره ( که تازه کلی هم داره اگه بخوایم سر قصه رو باز کنیم!) پس غلطه؟!

سلام
یکی از معیار های صدق ""نظریه علمی"" ، سادگی است ؛ نه باور های انسان ها.
چه کسی تا کنون مدعی شده ؛ باور به خدا ، یک نظریه علمی است ؟
از طرفی ؛ اینکه می گویند سادگی ، منظور در مقایسه دو نظریه علمی در یک خصوص است که هر کدام ساده تر باشد ، ترجیح
داده می شود ؛ نه اینکه معیاری برای صدق باشد ، سادگی بخودی خود ؛ معیاری برای صدق نیست.
دقیقا تحلیل علمی از مثلا پیدایش انسان ؛ بر خلاف تصور شما نیاز به فلسفه بافی ندارد ، بلکه نیاز به علم دارد
که واقعا پیچیده است . تمام فیزیک ، زیست شناسی ؛ و ... را باید کنار هم گذاشت تا مثلا پیدایش انسان را توضیح داد .
اما خدا باور می گوید مجسمه ای از گل کوزه گران ساختند و در ان فوت کردند. گفتند بشو ! شد !



دوما : تقصیر نظریه ی خدا باور چی هستش وقتی هنوز بعد از 2500 سال ( به قول شما از علم یونان تا الان!) کسی نتونسته بودن نیاز به خدا همه چی رو توضیح بده.همه چی که چه عرض کنم! ابتدایی ترین و بنیادی ترین سوالات رو هنوز نتونستن جواب بدن. اگر مایل بودید چن تا از این سوالات بنیادی رو خدمتتون میگم.

ما همواره دلایل را خواهانیم ، اینجا تالار فلسفه علم است.
جادوگر تانزانیا هم می گوید تا کنون کسی نتونسته ثابت کند اژدهای 7 سر نیست !
اين جهان زندان و ما زندانيان
بر شكن زندان و خود را وا رهان

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

از پراکندگی نوشتار زیر پیشاپیش عذر میخام:
1 -درباره ی سادگی:
* یکی از بچه های دکترای فلسفه علم شریف الان تز دکتراش همینه : چرا سادگی معیاری ست برای صدق؟ ظاهرن با همین تز هم قصد اپلای کردن برای دانشگاهی مثل استنفورد رو داره.
*کتاب Simplicity as Evidence of Truthنوشته ی Richard Swienburn کتاب خوبیه. نمیدونم سوینبرن رو میشناسید یا نه؟ از آدمای نامبر وان فلسفه علم دنیاس.
*یه نقل قول از اینشتین از طریق پل دیراک : اینشتین، عقیده داشت زیبایی شالوده های ریاضی یک نظریه، بسیار مهم تر از سازگاری نتایج آن با تجربه است.
Albert Einestein,Historical and Cultural Perspectives, edited by:G. Holton and Y.Elkana. page:83
سادگی دقیقا معیاری برای " صدق " دوست عزیز. حداقل فلاسفه ی علم مدرن، این گزاره رو کاملا جدی تلقی میکنن .

2 - در مورد پیدایش انسان:
اصلا قبول.خدایی وجود نداره و پروسه کاملا طبیعی بوده.خب! لطفا برای من تشریح کنید چه جوری شده که از چندتا اتم لاشعور کربن، موجودی به وجود اومده که میتونه به خودش فکر کنه؟ قوانین اخلاقی طرح کنه؟ و ساختمان ریاضی به پیچیدگی نظریه گروه ها و تانسور و معادلات دیفرانسیل به وجود بیاره؟
فعلا که بزرگان عرصه ی تکامل ضدخداباور ( مثل ریچارد داوکینز تو Blind Watchmaker یا دنیل دنت تو Darwins Dangerous Idea) نتونستن همچین چیزی رو نشون بدن.
ضمن شما چرا عقاید خداباورانه ای که کم ترین حد منطقی رو دارن به عنوان عقاید خداباور مطرح میکنید؟ یکی از اصول بحث و فحث فلسفی و نوشتن مقاله اینه که قویترین صورت بندی نظریه رقیب تون رو بیارید، نه ضعیف ترینش رو. من از داوکینز و دنت مثال میزنم که حتمن میدونید الان معروف ترین آدمای این حوزه اند و کتاباشونم میلیونی فروش میره.
من به عنوان خداباور به کوزه و فوت و...اینها باور ندارم..من به تکامل داروین اعتقاد دارم..ولی نه تکامل به قول چامسکی Blind chance ..نخیر! کاملا Guided و Orchastraidتوسط یک Super Natural Power
عقلانیت و اخلاق...

نمایه کاربر
MetaZehn

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۳/۹ - ۲۰:۵۵


پست: 1025

سپاس: 647

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط MetaZehn »

ابوطالب نوشته شده:از پراکندگی نوشتار زیر پیشاپیش عذر میخام:
1 -درباره ی سادگی:
* یکی از بچه های دکترای فلسفه علم شریف الان تز دکتراش همینه : چرا سادگی معیاری ست برای صدق؟ ظاهرن با همین تز هم قصد اپلای کردن برای دانشگاهی مثل استنفورد رو داره.
*کتاب Simplicity as Evidence of Truthنوشته ی Richard Swienburn کتاب خوبیه. نمیدونم سوینبرن رو میشناسید یا نه؟ از آدمای نامبر وان فلسفه علم دنیاس.
*یه نقل قول از اینشتین از طریق پل دیراک : اینشتین، عقیده داشت زیبایی شالوده های ریاضی یک نظریه، بسیار مهم تر از سازگاری نتایج آن با تجربه است.
Albert Einestein,Historical and Cultural Perspectives, edited by:G. Holton and Y.Elkana. page:83
سادگی دقیقا معیاری برای " صدق " دوست عزیز. حداقل فلاسفه ی علم مدرن، این گزاره رو کاملا جدی تلقی میکنن .

2 - در مورد پیدایش انسان:
اصلا قبول.خدایی وجود نداره و پروسه کاملا طبیعی بوده.خب! لطفا برای من تشریح کنید چه جوری شده که از چندتا اتم لاشعور کربن، موجودی به وجود اومده که میتونه به خودش فکر کنه؟ قوانین اخلاقی طرح کنه؟ و ساختمان ریاضی به پیچیدگی نظریه گروه ها و تانسور و معادلات دیفرانسیل به وجود بیاره؟
فعلا که بزرگان عرصه ی تکامل ضدخداباور ( مثل ریچارد داوکینز تو Blind Watchmaker یا دنیل دنت تو Darwins Dangerous Idea) نتونستن همچین چیزی رو نشون بدن.
ضمن شما چرا عقاید خداباورانه ای که کم ترین حد منطقی رو دارن به عنوان عقاید خداباور مطرح میکنید؟ یکی از اصول بحث و فحث فلسفی و نوشتن مقاله اینه که قویترین صورت بندی نظریه رقیب تون رو بیارید، نه ضعیف ترینش رو. من از داوکینز و دنت مثال میزنم که حتمن میدونید الان معروف ترین آدمای این حوزه اند و کتاباشونم میلیونی فروش میره.
من به عنوان خداباور به کوزه و فوت و...اینها باور ندارم..من به تکامل داروین اعتقاد دارم..ولی نه تکامل به قول چامسکی Blind chance ..نخیر! کاملا Guided و Orchastraidتوسط یک Super Natural Power

سلام ببخشید پابرهنه پریدم این وسط
1- کتاب Simplicity as Evidence of Truthنوشته ی Richard Swienburn یه جورایی به تیغ اوکهام اشاره داره و در مورد مقایسه دو تعریف از یک موضوع با همه.
2- شما تا حالا ندیدی از تخم مرغ بیشعور، جوجه و بعد مرغ با کمی شعور در بیاد یا مثلاً دانه گیاه تا به حال کاشتی؟ دانه گیاه که شعور نداره ولی در شرایط مناسب، موجودی با شعور بوجود میاد.
یا باید قبول کنی که دانه گیاه شعور داره و میتونه بدون آب رشد کنه یا خلق شعور در ماده را به حساب شرایط مناسب بزارین و نه موجودی ماورایی

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

MetaZehn:
ممنون از پاسختون.
در مورد کتاب سوینبرن ، حرفتون بیش از حد ساده سازی شده..الان یه بار دیگه چک کردم تا اشتباه نکنم.کلن یه بار تو این کناب اشاره به تیغ اوکام میشه.که طبیعی هم هست! تو یه پاراگراف اشاره میکنه که قبلا هم این بحث بوده.همین! بعد میره سراغ استنتاجات خودش.

اما در مورد مرغ و تخم مرغ! چه مغالطه ی باحالی! تخم مرغ که از هوا نیومده!؟ از هوا اومده؟ خب مرغ ( که یه ذره شعور داره) اونو به وجود آورده دیگه! میشه سنخیت علت و معلول.حالا میرسیم به داستان قدیمی اینکه اول مرغ بوده یا تخم مرغ!
و اظهار نظر جالب شما ( که البته نظر تقریبا تمام ایتیست های بزرگ هم جز این نیست) : ((به حساب شرایط مناسب بزارین...)) .این ینی همون Blind Chance نوام چامسکی.
اگه بنا به علمی صحبت کردنه، باید این شرایط رو بشه توصیف کرد.جز به جز.مو به مو. مرحله به مرحله.
اگرنه، IBE= Inference to Best Explanation ، بهترین تبیین : Super Natural Power OR Chance ? q
کدومش منطقی تره؟...
عقلانیت و اخلاق...

نمایه کاربر
MetaZehn

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۳/۹ - ۲۰:۵۵


پست: 1025

سپاس: 647

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط MetaZehn »

دوست عزیز، فرمودید
لطفا برای من تشریح کنید چه جوری شده که از چندتا اتم لاشعور کربن، موجودی به وجود اومده که میتونه به خودش فکر کنه؟ قوانین اخلاقی طرح کنه؟ و ساختمان ریاضی به پیچیدگی نظریه گروه ها و تانسور و معادلات دیفرانسیل به وجود بیاره؟


و من هم برای شما تشریح کردم که امکان پذیر است و طبیعت این موضوع را به ما نشان میدهد ولی این شما هستید که مغلطه کرده و پاسخ روشن به سوال روشن خود را مغلطه میدانید. به راحتی با جور شدن شرایط زیستی، چند اتم لاشعور کربن و ... تبدیل به گیاه میشوند پس چرا سفسته کرده و خلقت را پیچیده میکنید؟
در ضمن یعنی شما در عرض یکساعت و نیم چک کردین که کلاً یکبار تیغ اوکهام اشاره شده و این مغلطه شماست زیرا من نگفتم در کتاب گفته شده که تیغ اوکهام است. اگر خواستید تیغ اوکهام هم برایتان تفسیر کنیم تا ببینید که همان است.
حالا یک نقل قول از نویسنده:
“I seek in this essay to show that—other things being equal—the simplest hypothesis proposed as an explanation of phenomena is more likely to be the true one than is any other available hypothesis, that its predictions are more likely to be true than are those of any other available hypothesis, and that it is an ultimate a priori epistemic principle that simplicity is evidence of truth.” (p. 1)

ترجمه:
من در این مقاله بدنبال نمایش این هستم که اگر بقیه چیزها یکسان باشند، ساده ترین فرضیه ای که برای تعریف پدیده ها پیشنهاد شده است، احتمال بیشتری دارد که فرضیه درست باشد تا فرضیه های در دسترس دیگر ....

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

1 - راستی چرا بقیه اشو ترجمه نمیکنید؟...این یک اصل معرفت شناختی پیشینی هستش که سادگی، شاهدی هستش برای حقیقت...
و اینم تنها جایی که از اوکام صحبت میشه :
((The first facet of simplicity is just a matter of number of things postulated. A theory which postulates one entity (or property of an entity) rather than two,
two rather than three, is (other things being equal) simpler. It is simpler to postulate one unobserved planet acting in accord with Newton’s laws rather than two unobserved planets. The principle of simplicity says that if the former yields the data just as well as the latter does, it is more probably true. (The application
of this facet in choosing theories is simply the use of Ockham’srazor.)
صفحه 24
ترجمه :اولین صورت بندی سادگی، فقط مربوط میشه به تعداد هویاتی که اصل موضوع قرار میگیرند... اصل سادگی میگه اگه نظریه ی اول همون اطلاعاتی رو که نظریه ی دوم برامون به دست میارهه، رو به دست بیاره احتمال بیشتری داره که درست باشه ( کاربرد این صورت بندی در مورد انتخاب نظریه ها، به سادگی همون استفاده از تیغ اکام هستش.)
در مورد ترجمه تون :((من در این مقاله بدنبال نمایش این هستم که اگر بقیه چیزها یکسان باشند، ساده ترین فرضیه ای که برای تعریف پدیده ها پیشنهاد شده است، احتمال بیشتری دارد که فرضیه درست باشد تا فرضیه های در دسترس دیگر ....))
تعریف نه، تبیین ( خیلی فرق دارن با هم)
پدیده ها نه پدیده ( فلسفه تحلیلی مثل قاره ای نیست ، کلمه به کلمه نقش دارن. سوینبرن بعد از 50 سال کار فلسفی این کتابو نوشته، کلمه به کلمه ش فکر شده س.)

2 -
((و من هم برای شما تشریح کردم..)) منظرتون از تشریح همون جمله ی ((به حساب شرایط مناسب بزارین...)) دیگه؟!!!
آهان! یه تشریح دیگه هم هست: ((به راحتی با جور شدن شرایط زیستی، چند اتم لاشعور کربن و ... تبدیل به گیاه میشوند...)) اینم تشریح خوبیه!!! دست شما درد نکنه.
((چرا سفسته کرده و خلقت را پیچیده میکنید...)) من هیچ وقت سفسطه نمیکنم.ینی لازم نیست سفسطه کنم!
ضمنن خلقت پیچیده هست.من پیچیدش نکردم.
عقلانیت و اخلاق...

نمایه کاربر
alijohar

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۶/۵/۱۶ - ۱۳:۲۲


پست: 3570

سپاس: 2854

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط alijohar »

ابوطالب نوشته شده:از پراکندگی نوشتار زیر پیشاپیش عذر میخام:
1 -درباره ی سادگی:
* یکی از بچه های دکترای فلسفه علم شریف الان تز دکتراش همینه : چرا سادگی معیاری ست برای صدق؟ ظاهرن با همین تز هم قصد اپلای کردن برای دانشگاهی مثل استنفورد رو داره.
*کتاب Simplicity as Evidence of Truthنوشته ی Richard Swienburn کتاب خوبیه. نمیدونم سوینبرن رو میشناسید یا نه؟ از آدمای نامبر وان فلسفه علم دنیاس.
*یه نقل قول از اینشتین از طریق پل دیراک : اینشتین، عقیده داشت زیبایی شالوده های ریاضی یک نظریه، بسیار مهم تر از سازگاری نتایج آن با تجربه است.
Albert Einestein,Historical and Cultural Perspectives, edited by:G. Holton and Y.Elkana. page:83
سادگی دقیقا معیاری برای " صدق " دوست عزیز. حداقل فلاسفه ی علم مدرن، این گزاره رو کاملا جدی تلقی میکنن .

سلام
1- ما در این جا دلایل را خواهانیم.
چرا سادگی دلیل بر صدق است.؟
2- اینکه یک نفر فلان تزی دارد(قصد دارد ) برای اخذ دکترا ، دلیل صدق گزاره زیر نیست :
سادگی دلیل صدق است.
3- انیشتن بی خود کرده اگر گفته ، دلیل صدق یک گزاره سادگی آن است. من نمی پذیرم.
همانطور که گفتم ، بین دو نظریه علمی در باره یک پدیده ، آن که ساده تر است مرجح است.این منطقی است.
4- فلسفه مدرن و نامدرن نداره ، دلیل منطقی معیار و ملاکه ، پیشوند ها و پسوند هایی مثل مدرن و سنتی و ... شایسته بحث
علمی و دقیق نیست.این جو سازی ها برای جاهای دیگر است.
5- دلیلی ساده برای ابطال گزاره الف دارم.
گزاره الف : هر نظریه ساده ای صادق است.
گزاره ب : دلیل انحنای نور ، مقدس بودن آن است.
گزاره ج : دلیل انحنای نور ، را انیشتن در نظریه نسبیت عام بیان فرموده است که داستانش دراز است.
چون ب از ج ساده تر است ؛ پس ب صادق است. الله اعلم.

- در مورد پیدایش انسان:
اصلا قبول.خدایی وجود نداره و پروسه کاملا طبیعی بوده.خب! لطفا برای من تشریح کنید چه جوری شده که از چندتا اتم لاشعور کربن، موجودی به وجود اومده که میتونه به خودش فکر کنه؟ قوانین اخلاقی طرح کنه؟ و ساختمان ریاضی به پیچیدگی نظریه گروه ها و تانسور و معادلات دیفرانسیل به وجود بیاره؟

توضیح آن ساده نیست. تمام فیزیک و نظریه زیست شناسی مولکولی و تئوری های حساب احتمالات و ... را باید اینجا تایپ کنم.
1- ابتدا از کربن شروع می کنم.
کربن لاشعور نیست.

فعلا که بزرگان عرصه ی تکامل ضدخداباور ( مثل ریچارد داوکینز تو Blind Watchmaker یا دنیل دنت تو Darwins Dangerous Idea) نتونستن همچین چیزی رو نشون بدن.

صدر بار گفتم ما دلایل را خواهانیم.
این ها اداعای شماست.
آنها نشان داده اند.

ضمن شما چرا عقاید خداباورانه ای که کم ترین حد منطقی رو دارن به عنوان عقاید خداباور مطرح میکنید؟ یکی از اصول بحث و فحث فلسفی و نوشتن مقاله اینه که قویترین صورت بندی نظریه رقیب تون رو بیارید، نه ضعیف ترینش رو. من از داوکینز و دنت مثال میزنم که حتمن میدونید الان معروف ترین آدمای این حوزه اند و کتاباشونم میلیونی فروش میره.
من به عنوان خداباور به کوزه و فوت و...اینها باور ندارم..

من از خدا مثال آوردم. بالاتر از خدا مستندی موجود نیست وگرنه سراغ آن می رفتم.
من به تکامل داروین اعتقاد دارم..ولی نه تکامل به قول چامسکی Blind chance ..نخیر! کاملا Guided و Orchastraidتوسط یک Super Natural Power[]

این که شما می فر مایید نظریه داروین نیست.
یک باور من دراوردی بی دلیل علمی است.
لطفا با دلیل سخن بگو ! ما چیزی یاد بگیریم. فکت آوردن از این و آن چیزی به من ثابت نمی کند.
سوپر نچرال پاور دیگر چه اژدهای هفت سری است؟!
در ضمن شما نمی توانی به تکامل باور داشته باشی ، اگر مسلمانی خدا گفته فیکسیسم !
اين جهان زندان و ما زندانيان
بر شكن زندان و خود را وا رهان

ابوطالب

نام: ابوطالب ص.

محل اقامت: استان البرز - شهر کرج

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۳/۸/۲۸ - ۱۴:۵۸


پست: 84

سپاس: 59

جنسیت:

تماس:

Re: چه درسی می توان از فلسفه گرفت؟؟؟

پست توسط ابوطالب »

علی جوهر:
دست شما درد نکنه بابت پاسخ های منطقی اتان!
اما پاسخ بنده : توضیح میخواهید از من؟ این هم توضیح:
((توضیح آن ساده نیست. تمام فیزیک و نظریه زیست شناسی مولکولی و تئوری های حساب احتمالات و ... را باید اینجا تایپ کنم.))
من علاوه بر اینها، کلی فلسفه علم از پوزیتیویست ها تا پسامدرن ها رو باید تایپ کنم. تازه اضافه کنید بهش کلی فلسفه ی دین رو. اینجا جا نمیشه خب!

ضمنن: لطفا دیگه به آلبرت اینشتین توهین نکنید. قابل تحمل نیست برام.

برای معیار صدق بودن زیبایی هم نمیتونم کتاب سوینبرن رو اینجا تایپ کنم!
یه چیز دیگه! لطفا مغالطه نکنید..من نگفتم صدق " تنها " معیار صدق.گفتم " یکی از " معیارهای صدق ( و نه یکی از معیارهای " انتخاب ").
در مورد جمع داروینیسم و دین هم فصل اول کتاب پلنتینگا رو بخونید.Where the Conflict really lies?m ایضا دوباره نمیتونم تایپش کنم.
اما تو فکر اونم یه پست بلند بالا بذارم و یه سری مسایل ابتدایی بحث علم و دین رو روشن کنم تا اینقد وقت همدیگرو با مسایل پیش پا افتاده تلف نکنیم و یه کم چدی تر بحث کنیم!
عقلانیت و اخلاق...

ارسال پست