فمینیسم

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
نمایه کاربر
Undisputed

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۵/۲۰ - ۲۲:۴۸


پست: 231

سپاس: 460

جنسیت:

تماس:

فمینیسم

پست توسط Undisputed »

ویستاM نوشته شده:درود

مردان بی بخار و نوکر فمینیسم؟!
فمینیسم جیغ جیغو؟!
واقعیت های جنسیتی چیا هستند؟

توصیه می کنم به نوشته های کاربر Thunderbolt رجوع کنید. جستارهای "جامعه شناسی جنسیت" و "گفتگوهای پراکنده پیرامون..." آگاهی خوبی در این زمینه به شما می دهد. به هر حال توضیح مختصری عرض می کنم؛

مردان سنتی در گدشته دارای ویژگی های بودند که برای حفظ بنیان خانواده و همچنین ارزش های اخلاقی بسیار مناسب بود. به علاوه ثبات و نظم در سطوح خانوادگی و اجتماعی بیشتر تامین می شد. زنان نیز با تمکین از این مرام، به ثبات بیشتر یاری می رساندند. متاسفانه در جوامع مدرن با کم رنگ شدن برخی ارزش های اخلاق، موجبات ظهور یک نظام تفکری بیارگون به نام فمنیسم محقق شد. بنا کنندگان اصلی این ایدئولوژی، زنانی زشت و بی ارزش به لحاظ اجتماعی بودند که عامل شاءن اجتماعی پایین خود را مردان و بخصوص مردانی که ریاست و حاکمیت جامعه را عهده دار بودند می انگاشتند. سپس از آنجا که در زمینه ی فطرت اصلی خود که مادر بودن و زنانگی کردن است بازنده شدند، تصمصیم گرفتند وارد محیط مردانه شوند و با همان مردان که ایشان را طرد کرده بودند، به رقابت بپردازند. غافل از آنکه به لحاظ روانی و جسمانی توانایی اینکار را هم ندارند.

از سوی دیگر با کمرنگ تر شدن ارزش هایی که پیشتر گفته شد، مردانی فاقد ویژگی اقتدار و اراده و غیرت کم کم پدید آمدند که چون ویژگی های مردانه را نداشتند، از سوی زنان زیبا و ارزشمند طرد می شدند. ایشان که به تایید و توجه زنان نسبت به خود تا سر حد مرگ محتاج بودند، تلاش کردند با نوکری و موس موس کردن برای زنان برای خود جایگاهی باز کنند. از این رو این گروه از مردان به زنان فمنیسم برخورد کردند که معادل مونث خودشان بود. پس به ایشان پیوستند و گروه مردان فمنیست را تشکیل دادند و با فریاد زدن آرمان های تهی و و پر از کینه ی فمنیست ها و همچنین دیونمایی مردان واقعی و مقتدر، کوشیدند تایید و توجه و محبتی از سوی زنان بدست بیاورند.

با از بین رفتن ارزش ها و آرمان های اصیل اخلاقی، کم کم از جمعیت مردان ارزشمند و مقتدر کاسته شد و بر جمعیت مردان ماده ی نوکر صفت افزوده شد. از سوی دیگر برخی زنان ارزشمند نیز که نتوانستند مردی با ارزش های کلاسیک پیدا کنند، متاسفانه گول فمنیسم را خورده و وارد رقابتی بی حاصل با مردان شدند. شدت این تباهی در جوامع غربی به خصوص امریکا نسبت به جامعه ی شرقی بسیار بیشتر است...
پیوست ها
1464787943785323.jpeg
1464787943785323.jpeg (71.84 کیلو بایت) مشاهده 2716 مرتبه
To Forgive The Terrorists Is Up To God

But To Send Them To Him Is Up To Us

Q2w2hddjjb

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۵/۱۴ - ۱۵:۳۷


پست: 98

سپاس: 152

Re: انتخابات آمریکا

پست توسط Q2w2hddjjb »

من هرچه بیشتر جامعه شناسی را دنبال میکنم و بیشتر با اساتید جامعه شناسی دم خور میشوم , بیشتر پی به بی اساس بودن یا جداقل جانبدارانه بودن این بخش از نظریات نیما می برم .

Undisputed نوشته شده:مردان سنتی در گدشته دارای ویژگی های بودند که برای حفظ بنیان خانواده و همچنین ارزش های اخلاقی بسیار مناسب بود. به علاوه ثبات و نظم در سطوح خانوادگی و اجتماعی بیشتر تامین می شد. زنان نیز با تمکین از این مرام، به ثبات بیشتر یاری می رساندند. متاسفانه در جوامع مدرن با کم رنگ شدن برخی ارزش های اخلاق، موجبات ظهور یک نظام تفکری بیارگون به نام فمنیسم محقق شد. بنا کنندگان اصلی این ایدئولوژی، زنانی زشت و بی ارزش به لحاظ اجتماعی بودند که عامل شاءن اجتماعی پایین خود را مردان و بخصوص مردانی که ریاست و حاکمیت جامعه را عهده دار بودند می انگاشتند. سپس از آنجا که در زمینه ی فطرت اصلی خود که مادر بودن و زنانگی کردن است بازنده شدند، تصمصیم گرفتند وارد محیط مردانه شوند و با همان مردان که ایشان را طرد کرده بودند، به رقابت بپردازند. غافل از آنکه به لحاظ روانی و جسمانی توانایی اینکار را هم ندارند.


بنظرم نیما (به عنوان نماینده ی این نوع تفکر در اینجا) از مردان گذشته و نظام جنسیتی گذشته اسطوره سازی کرده
این دعاوی همش نیازمند مطالعات جامعه شناسانه و ارجاعات دقیق هستند .
زنان قرون گذشته «انسان دست دوم» و حتی هم ردیف لوازم خانه شمرده میشدند .
فمینیسم تنها یکی از جنبش هایی بود که در راستای آزادی خواهی ای که موتورش از دوران روشنگری روشن شده بود
شکل گرفت .همه خواستار آزادی سیاسی , اجتماعی , عقیدتی و.. بودند ولی در این کارزار زن ها (خانوم ها ; ) احساس
کردند از قافله عقب مانده اند. مردان حق رای پیدا کرده بودند , حق تحصیل,مالکیت و طلاق و سرپرستی فرزندان و... داشتند
ولی زنان در پشت صحنه ی تحولات گم شده بودند و جدی گرفته نمی شدند. بنابرین این جنبش نتیجه ی این کاستی ها
بود .تا قبل از این مردان هم خیلی از حقوق رو نداشتند و وضعیت مردان و زنان تفاوت چشمگیری نداشت ولی بعد از جنبش
های آزادی بخشِ دوران جدید , مردان حقوقی جدید بدست آوردند که زنان هم در این پروسه بی تاثیر نبودند .
اما بعد از به پیروزی رسیدن این جنبش ها زنان احساس کردند فقط مردان به حقوقشان رسیده اند و سر زنان بی کلاه مانده .
زنان محدودیت هایی داشتند که مردان نداشتند .مردان مشاغل و مزایایی داشتند که زنان نداشتند و... اینها
برای زنانی که به تازگی مجالی برای فکر کردن به جایگاه خود در جامعه یافته بودند سنگین می آمد .

اینکه بخواهیم این علل و انگیزه های شکل گیری فمینیسم را نادیده بگیریم و بگوییم این جنبش را مشتی زن
بی ریخت و زشتی شکل دادند که از وضعیت اجتماعی خود ناراضی بودند , منصفانه نیست .مثلاً همین ترانه ی
علیدوستی خیلی هم زشت و بدترکیب نیست!


Undisputed نوشته شده:از سوی دیگر با کمرنگ تر شدن ارزش هایی که پیشتر گفته شد، مردانی فاقد ویژگی اقتدار و اراده و غیرت کم کم پدید آمدند که چون ویژگی های مردانه را نداشتند، از سوی زنان زیبا و ارزشمند طرد می شدند. ایشان که به تایید و توجه زنان نسبت به خود تا سر حد مرگ محتاج بودند، تلاش کردند با نوکری و موس موس کردن برای زنان برای خود جایگاهی باز کنند. از این رو این گروه از مردان به زنان فمنیسم برخورد کردند که معادل مونث خودشان بود. پس به ایشان پیوستند و گروه مردان فمنیست را تشکیل دادند و با فریاد زدن آرمان های تهی و و پر از کینه ی فمنیست ها و همچنین دیونمایی مردان واقعی و مقتدر، کوشیدند تایید و توجه و محبتی از سوی زنان بدست بیاورند.


شاید عده ای از مردان پوز فمینیستی را به عنوان استراتژی ای برای مخ زنی اتخاذ میکرده و می کنند
ولی اینکه بخواهیم انگیزه ی همه ی فعالان فمینیست مرد را به این مورد تقلیل بدهیم هم دور از حقیقت
است. شاید بعضی مردان برای احقاق حقوق همسر , مادر و خواهر خود به این جنبش پیوسته باشند
مثلاً اگر شما خواهری داشته باشید که از ازدواج خود ناراضیست ولی حق طلاق ندارد و در صورت طلاق
هم حق داشتن فرزندش را نداشته باشد و... نمی توانید حق را به هم جنس خودتان بدهید و از خواهرتان
طرفداری نکنید . بنابرین هر طرفداری ای از حقوق زنان الزاماً استراتژی جنسی بشمار نمی آید.

Undisputed نوشته شده:با از بین رفتن ارزش ها و آرمان های اصیل اخلاقی، کم کم از جمعیت مردان ارزشمند و مقتدر کاسته شد و بر جمعیت مردان ماده ی نوکر صفت افزوده شد. از سوی دیگر برخی زنان ارزشمند نیز که نتوانستند مردی با ارزش های کلاسیک پیدا کنند، متاسفانه گول فمنیسم را خورده و وارد رقابتی بی حاصل با مردان شدند. شدت این تباهی در جوامع غربی به خصوص امریکا نسبت به جامعه ی شرقی بسیار بیشتر است...


اما با این بخش موافقم . خیلی از مردان کاسه ی داغتر از آش شده اند ..
خود من هرجا این موجودات را ببینم دست خالی ردشان نمی کنم!

فمینیسم اشکال مختلفی داشته ولی تقریباً بدنبال اینها بوده :

"تمامیتِ بدنی و خودمختاری، حقِ رأی، حقِ کار، حقِ دستمزدِ برابر به‌خاطرِ کارِ برابر، حقِ مالکیت، حقِ تحصیل، حقِ شرکت در ارتش، حقِ مشارکت در قراردادهای قانونی و در نهایت؛ حقِ سرپرستیِ فرزندان، حقِ ازدواجِ آزادانه و آزادیِ مذهبی و.."

اگر زنان بدنبال حقوق برابر با مردان هستند باید هزینه هایی که مردان میدهند را هم بپردازند
در جاهایی که نمی توانند چنین هزینه هایی بپردازند , بله , حق ندارند خواهان حقوق برابر با
مردان باشند
. ولی در موارد دیگر ,مثل حق تحصیل یا رای و.., بنظر نمی رسد خواسته ی شان
ناحق باشد . و اینکه فمینیسم را تماماً در گل فرو کنیم و کلیت آن را زیر لگد بگیریم کمی افراطی
عمل کرده ایم .

نمایه کاربر
Undisputed

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۵/۲۰ - ۲۲:۴۸


پست: 231

سپاس: 460

جنسیت:

تماس:

Re: فمینیسم

پست توسط Undisputed »

ابتدا سپاس از تو رفیق گرامی که نظرت را با ما سهیم شدی. smile072

1.یکی از مسائل مهمی که نیما به آن اشاره می کرد این بود که دانش در محیط های آکادمیک غربی، شدیدا از سوی اندیشه های فمنیستی و به علاوه یهودی (نظر من) کنترل و سانسور می شود. اساتیدی که بخواهند ضد فمنیسم یا در ستایش پدرسالاری سخنی بگویند، بالاجبار بازنشسته و محروم از کار می شوند. بنابراین تمام تاکیدتان بر روی اندیشمندان جامعه شناس نباشد و هنگام مطالعه، عینک نقد را فراموش نکنید.

2.کاری با نیما نداریم فعلا و این ها نظراتی هستند که من گفتم و باید من از آن دفاع کنم. واقعیت این است که اسطوره سازی از جوامع سنتی بی تردید نادرست است اما تاکید نیما یا داریوش ولیزاده http://www.rooshv.com بر گذشته و سنت، صرفا تلاشی است برای آنکه با نگاهی جدید به سنت بنگریم و فضایل آن را جست و جو کنیم.
شما هم در این زمینه تند می روید. هر چند که در برخی جوامع متاسفانه شان زن بسیار پایین و به قول شما در سطح اشیا بوده است، اما جوامع بسیاری را هم سراغ داریم که زنان در آن به مقام پادشاهی هم می رسیدند چه برسد به حق مالکیت.

بحث من این بود که زنان اگر مسیر درست زندگی را پیش بگیرند، اساسا تمناها و طلبکاری های فمنیستی برایشان جذاب نمی شود و دنبال آن راه نمی افتند. چرا که آرام گرفتن در کنار مردی مقتدر و توانا برای ایشان به تمام دنیا می ارزد. (هر چند در ظاهر کتمان کنند.) قحط الرجال و اندیشه های مدرنیسم است که زنان را از اصل و اساس خود دور می کند و لاجرم ایشان باید زندگی خود را مردانه کنند.
البته ما هم انگیزه ی تمام فمنیست ها را عقده و بدبختی نمی دانیم بلکه هستند زنانی که راه و مشی را گم کرده اند... خانم علیدوستی هم عقده های پنهان دیگری دارد وگرنه اصولا تاتو کردن چندان کار جالبی برای یک زن نیست چه برسد زدن خال چنین ایدئولوژی ای...!

3. جسارتاً من این قسمت را یکسره رد می کنم. هیچ مردی بدون انگیزه ی دیگری خود را دنبال روی چنین تفکری اعلام نمی کند مگر آنکه از اصل و اساس و ریشه ی مردانه ی خود کاملا جدا افتاده باشد و زن مفلوکی شده باشد در کالبد ظاهری یک مرد. من اگر ظلمی به خواهر یا مادرم بشود، می روم تا مشکل را حل کنم و شخصا یا از طریق قانون به حل همان مشکل می پردازم. نمی آیم یکدفعه علم حقوق زن و مرد و فمنیسم و شرم بر مرد باد راه بیاندازم. (ضمن اینکه بنگرید به فجایع دادگاه های انگلستان که زنان در آن "بدون هیچ دلیلی" حق طلاق دارند...)

4. تحلیلی کوتاه از خواسته های فمنیسم که اشاره کردی:

الف) تمامیت بدنی اکنون تبدیل به جنبش بی شرمانه و کثیفی شده است که فمنیسم مبتذل به راه انداخته و به دنبال حق سقط جنین است و خوشبختانه مرد هوشیاری مثل ترامپ مخالفت سخت و جدی اش را با آن اعلام کرده است.

ب)حق دستمزد برابر به خاطر کار برابر در بیشتر مواقع یک فریب است. زیرا کار برابر یک توهم است و به ندرت کاری یافت می شود که مرد و زن بتوانند آن کار را به طور برابر و یکسان انجام دهد. پس گول آن را نخورید. اگر فرصتی بود بیشتر بازش می کنیم.

ج) حق کار در ارتش دیگر مضحک ترین بخش ماجراست! خواهش می کنم بدون تعصب به آن بیاندیشید. آیا فیزیک زن مناسب جنگ و رزم است؟ آیا روح و روان زن مناسب جنگ و رزم است؟ چرا باید واقعیت های طبیعی جنسیتی را به خاطر یک عده بازنده نادیده بگیریم و فراموش کنیم نر و ماده ی نوع بشر طی تکاملی طولانی برای هدف و کار خاصی ساخته شده است؟ خنده دار ماجرا آنجاست که ارتش امریکا هم که جلوی این نوکرصفتی تعظیم کرده است، شرایط یکسان برای آزمون ورودی وضع نکرده است. مثلا اگر یک مرد باید حداقل 30 تا شنا و 20 تا بارفیکس برود تا بتواند وارد ارتش بشود، زنان به ترتیب با 20 شنا و 10 بارفیکس (در تعداد دقیق مطئن نیستم ولی حدود را درست گفتم.) مجوز ورود را کسب می کنند. حال شما بگویید این تضعیف ارتش نیست؟! بعد چه مردی حاضر است با چنین زن جنگ جو و قدرتمندی ازدواج کند؟! ....
To Forgive The Terrorists Is Up To God

But To Send Them To Him Is Up To Us

نمایه کاربر
ویستاM

عضویت : شنبه ۱۳۸۹/۵/۱۶ - ۱۹:۴۵


پست: 399

سپاس: 353

Re: فمینیسم

پست توسط ویستاM »

Undisputed نوشته شده:مردان سنتی در گدشته دارای ویژگی های بودند که برای حفظ بنیان خانواده و همچنین ارزش های اخلاقی بسیار مناسب بود. به علاوه ثبات و نظم در سطوح خانوادگی و اجتماعی بیشتر تامین می شد. زنان نیز با تمکین از این مرام، به ثبات بیشتر یاری می رساندند. متاسفانه در جوامع مدرن با کم رنگ شدن برخی ارزش های اخلاق، موجبات ظهور یک نظام تفکری بیارگون به نام فمنیسم محقق شد. بنا کنندگان اصلی این ایدئولوژی، زنانی زشت و بی ارزش به لحاظ اجتماعی بودند که عامل شاءن اجتماعی پایین خود را مردان و بخصوص مردانی که ریاست و حاکمیت جامعه را عهده دار بودند می انگاشتند. سپس از آنجا که در زمینه ی فطرت اصلی خود که مادر بودن و زنانگی کردن است بازنده شدند، تصمصیم گرفتند وارد محیط مردانه شوند و با همان مردان که ایشان را طرد کرده بودند، به رقابت بپردازند. غافل از آنکه به لحاظ روانی و جسمانی توانایی اینکار را هم ندارند.

از سوی دیگر با کمرنگ تر شدن ارزش هایی که پیشتر گفته شد، مردانی فاقد ویژگی اقتدار و اراده و غیرت کم کم پدید آمدند که چون ویژگی های مردانه را نداشتند، از سوی زنان زیبا و ارزشمند طرد می شدند. ایشان که به تایید و توجه زنان نسبت به خود تا سر حد مرگ محتاج بودند، تلاش کردند با نوکری و موس موس کردن برای زنان برای خود جایگاهی باز کنند. از این رو این گروه از مردان به زنان فمنیسم برخورد کردند که معادل مونث خودشان بود. پس به ایشان پیوستند و گروه مردان فمنیست را تشکیل دادند و با فریاد زدن آرمان های تهی و و پر از کینه ی فمنیست ها و همچنین دیونمایی مردان واقعی و مقتدر، کوشیدند تایید و توجه و محبتی از سوی زنان بدست بیاورند.

با از بین رفتن ارزش ها و آرمان های اصیل اخلاقی، کم کم از جمعیت مردان ارزشمند و مقتدر کاسته شد و بر جمعیت مردان ماده ی نوکر صفت افزوده شد. از سوی دیگر برخی زنان ارزشمند نیز که نتوانستند مردی با ارزش های کلاسیک پیدا کنند، متاسفانه گول فمنیسم را خورده و وارد رقابتی بی حاصل با مردان شدند. شدت این تباهی در جوامع غربی به خصوص امریکا نسبت به جامعه ی شرقی بسیار بیشتر است...

درود
بنده در سطح آگاهی مناسبی در این حوزه قرار دارم و به شما توصیه می کنم تجریبات و اطلاعاتی که شخص خودتون با ایده و عقیده خودتون بهش دست پیدا کردید رو در میون بذارید. smile072
يک سرچ ساده در اينترنت نشون ميده که سردمداران چنين تفکري نه زشت و نه از لحاظ اجتماعي کم ارزش بودند. اين چيزي که شما انشا فرموديد صرفا جنبه وحشي مرد و زن بودن رو بيان مي کنه. حفظ بنيان خانواده، قدرت، اقتدار...
امروز خانواده سالم تعاريف متفاوتي از اون چيزي داره که قراره با اقتدار و زورگويي مرد و تمکين(!) زن مستحکم بشه. خانواده عبارت است از دو انسان که هدف مشابه و علايق هم سطحي دارند. الیته این مستلزم مطلب عمیق تری به نام خودشناسیه که هرکس باید ابتدا توانایی درک نیاز و اهداف خودش رو داشته باشه بعد وارد رابطه دوطرفه و نزدیک بشه. ما در اینجا همچنان که شما مردان رو ایده آل تصور کردید(!) خانواده رو هم کامل در نظر می گیریم

در راستاي رسيدن به اون هدف مشترک که براي اغلب خانواده ها وضعيت مالي و اجتماعي مناسبه که اصطلاحا اون رو رفاه ميگيم، مرد و زن بنابر شعور و شخصيت و انسانيت خودشون وظايف رو بين هم تقسيم ميکنند. تقسيم وظايفم توي هر خانواده اي متفاوته. بعضي جاها زن ترجيح ميده مسئوليت رو به مرد واگذار کنه که دليلش میتونه مختلف باشه. حتی یکی از دلایلش میتونه این باشه که شخصیت تابعی داره نه متبوع و نمیتونه قضاوت و تصمیم گیری صحیحی داشته باشه. چه بسا این موضوع برعکس هم میتونه اتفاق بیفته و جاهایی هست که تصمیم گیری های زیرکانه و مدبرانه لازمه نه اقتدار و زورگویی و مردانگی!!

بنده به شخصه با مکتب فمینیسم مشکل دارم و از پیروان اون نیستم. این مکتب دنبال برابری حقوق زن و مرد میگرده در حالی که من به شخصه اعتقاد دارم برابر بودن حقوق اشتباهیه که امروز همه میدونم عدالتی هم توش نیست. سهم هرکس باید به اندازه خودش بهش اعطا بشه و ترازوی چنین حقوقی احتمالا در اون دوران به شکل ناعادلانه ای به سمت مردان سنگین تر بوده و اساس شکل گیری این آزادی خواهی فراهم شده. کارکردن سخت زن به اندازه مرد چیزیه که بعضی زن ها به دنبالش می گردند در حالی که کار صحیحی نیست. اما کی اومده بپرسه خب برای چی اونها حاضرند کارهای سخت رو به خودشون تحمیل کنند؟!
برای گرفتن همون سطح از حقوق اجتماعی که مردان امروز به وضوح در اختیار دارند!!
اینکه شیوه های احقاق حق در فمییسم درسته یا نه موضوع صحبت من نیست. موضوع اینه که بی عدالتی در شیوه کلامی شخص شما و افرادی مشابه تفکرات شما موج میزنه!
به عنوان مثال فرمودید :زنان زیبا و ارزشمند...
چرا زن باید زیبا و ارزشمند باشه؟ نمیشه نازیبا و ارزشمند باشه؟ اصلا چرا گفتید زنان زشت این مکتب رو به وجود آوردند؟ زیبایی زن با شعور زن چقدر همبستگی داره؟
فرمودید: مادر بودن و زنانگی کردن
در حالت کلی و بدون هیچ برتری نمایی، مادر بودن با پدر بودن چه فرقی داره؟ مگر به جز اینه که دونفر در کنار هم مولد ایجاد موجود جدیدی هستند؟ چطور پدر بودن و مردانگی کردن همراه با اعتبارات و مزایایی همراه باشه (که اتفاقا اون رو حق خودتون میدونید) اما زن بودن و مادری کردن فقط باید در یک جهت و بدون هیچ برتری باشه؟ ایا این چیزی جز سو استفاده از شدت احساس بزرگ و ماورایی زنیت و مادر بودن ه؟ مدام همه میگن مادر بودن و زنانگی کردن... من نمیفهمم مادر بودن و زنانگی کردن با داشتن حق رانندگی چه منافاتی داره؟ با داشتن حق رای؟ با داشتن حق طلاق؟ با داشتن حق حضانت؟ با داشتن حق قاضی شدن؟ با داشتن حق رئیس جمهور شدن؟
به واقع برخی مردان برای وارد نکردن زنان در حقوق اجتماعی از این احساس سو استفاده می کنند!
فرمودید: مردان ماده نوکر
چطور میشه که زنان نر نوکر در مکتب فکری شما معنی داره اما به عکسش انقدر مشکل دار و بی اعتباره؟ احتمالا چون بخشی از زنانگی از دیدگاه شما به معنای همین مطلبه و درواقع در غریزه و طبیعت زنان نهفته!!!

Undisputed نوشته شده:شما هم در این زمینه تند می روید. هر چند که در برخی جوامع متاسفانه شان زن بسیار پایین و به قول شما در سطح اشیا بوده است، اما جوامع بسیاری را هم سراغ داریم که زنان در آن به مقام پادشاهی هم می رسیدند چه برسد به حق مالکیت.


در این پست اخیر گویا نظرات خودتون رو منتشر کردید که لازمه مشخص کنید موضع شما در قبال حرفهای بنده چیه؟ تایید یا تکذیب؟
به نظر شما دراون جوامع که فرمودید، به عنوان مثال ایرانیان در زمان هخامنشیان، چه چیزی باعث این دیدگاه برتر شده؟
به نظر شما بدیهی نیست که حقوق اجتماعی زنان مورد تایید قرار گرفته؟
واضح به نظر میرسه که وقتی زنان در اون دوران از مزایای بی نظیری مثل مرخصی زایمان با حقوق کافی برخوردار بودند و اجازه داشتند در پیشرفت اجتماعی خودشون نقش داشته باشند اعتراضی هم شکل نمیگیره!

Undisputed نوشته شده:بحث من این بود که زنان اگر مسیر درست زندگی را پیش بگیرند، اساسا تمناها و طلبکاری های فمنیستی برایشان جذاب نمی شود و دنبال آن راه نمی افتند. چرا که آرام گرفتن در کنار مردی مقتدر و توانا برای ایشان به تمام دنیا می ارزد. (هر چند در ظاهر کتمان کنند.) قحط الرجال و اندیشه های مدرنیسم است که زنان را از اصل و اساس خود دور می کند و لاجرم ایشان باید زندگی خود را مردانه کنند.
البته ما هم انگیزه ی تمام فمنیست ها را عقده و بدبختی نمی دانیم بلکه هستند زنانی که راه و مشی را گم کرده اند... خانم علیدوستی هم عقده های پنهان دیگری دارد وگرنه اصولا تاتو کردن چندان کار جالبی برای یک زن نیست چه برسد زدن خال چنین ایدئولوژی ای...!


این مرد مقتدر مقتدر که میفرمایید مو بر تن آدم راست می کنه!!
به عنوان یک زن عرض میکنم وجود یک مرد با شعور برای بنده ارزشمند تر از اقتداره. بنده اقتدار رو در زورگویی به زن، مجبور کردن زن به تمکین و اطلاعت و پول درآوردن نمیبینم. این کلمه بار منفی زیادی برای زنان داره پس اگه میخواید کسی کتمان نکنه به جای زور بازو که چیز خدادای هست و خیلی به شخصیت مردان بستگی نداره روی اصول عقاید و شخصیت برتر تکیه کنید. که البته اگه اینکارو انجام بدید دیگه مرد و زن بودن مفهومی نداره و جای خودش رو به انسان بودن میده... smile034
قحط الرجال...این رجال ها کیا هستند که ما با قطحیشون مواجه شدیم؟!؟
چرا قحطی رو به گردن فمینیسم میندازید؟! شخصیت نابه سامان و الگوهای اجتماعی غلط و فرهنگ های از ناکجا آباد تاثیری در این فرایند قحطی نداره!!؟
یک مساله ای هست اونم اینکه اصلا لازم نیس مردها ویژگی های یکسانی داشته باشند تا برای زنان جذاب و مقتدر به نظر برسند!
علایق زن ها این روزها انقدر متفاوته که بنده خودم گاهی تعجب می کنم چطور میشه اسم این آقا رو مرد گذاشت!!!! smile039

این مسیر درست زندگی زنان رو هم مشخص کنید که ما قبل از پیش گرفتنش تکلیفمون رو بدونیم... smile034

Undisputed نوشته شده:الف) تمامیت بدنی اکنون تبدیل به جنبش بی شرمانه و کثیفی شده است که فمنیسم مبتذل به راه انداخته و به دنبال حق سقط جنین است و خوشبختانه مرد هوشیاری مثل ترامپ مخالفت سخت و جدی اش را با آن اعلام کرده است.


حق سقط جنین...
ببینم پس اگر زنانگی مادری کردن رو از اهم موضوعات زن بودن میدونید و احتمالا عدالت رو در حقوق رعایت نشده اجتماعی زنان نمیدونید باید بگم این حق جزئی از مادری کردنه!
اگه پدری وجود نداشته باشه گاهی مادر به خاطر اینکه قراره فقط زنانگی کنه و هیچ! حق داره درباره فرزندش تصمیم بگیره.
مردان هوشیاری چون ترامپ ابتدا باید برن سر مسائل زناشویی اطلاعات کافی بدست بیارند!!! بعد درباره حق مادر بودن و سقط جنین موضع بگیردند
( بنده به شخصه حقی برای سقط جنین به هیچ پدر و مادری نمیدم، همچنان که حق طلاق و حضانت بچه رو متعلق به هیچ مردی نمیدونم و صحب های بالا پیرو حرفهای شماست smile072 )

Undisputed نوشته شده:ج) حق کار در ارتش دیگر مضحک ترین بخش ماجراست! خواهش می کنم بدون تعصب به آن بیاندیشید. آیا فیزیک زن مناسب جنگ و رزم است؟ آیا روح و روان زن مناسب جنگ و رزم است؟ چرا باید واقعیت های طبیعی جنسیتی را به خاطر یک عده بازنده نادیده بگیریم و فراموش کنیم نر و ماده ی نوع بشر طی تکاملی طولانی برای هدف و کار خاصی ساخته شده است؟ خنده دار ماجرا آنجاست که ارتش امریکا هم که جلوی این نوکرصفتی تعظیم کرده است، شرایط یکسان برای آزمون ورودی وضع نکرده است. مثلا اگر یک مرد باید حداقل 30 تا شنا و 20 تا بارفیکس برود تا بتواند وارد ارتش بشود، زنان به ترتیب با 20 شنا و 10 بارفیکس (در تعداد دقیق مطئن نیستم ولی حدود را درست گفتم.) مجوز ورود را کسب می کنند. حال شما بگویید این تضعیف ارتش نیست؟! بعد چه مردی حاضر است با چنین زن جنگ جو و قدرتمندی ازدواج کند؟! ....


درباره حق (ب) نظری نمیدم چون مثل روز روشنه!
درباره این حق
خیر نه فیزیک بدنی و نه روحیه زن معمولی مناسب ارتش نیست
میشه کاری رو نام ببرید که مردان معمولی نمیتونند انجام بدن؟! مثلا به نظر من کارهای هنری مردانه نیست (با اقتدارشون تناقض داره!!شوخی کردم!) اما خیلی مردای آشپز و خیاط و ...داریم که اتفاقا ماهر و علاقمند هم هستند

اما یعضی زن ها معمولی نیستند! همچنان که انسان ها شبیه هم نیستند. این حق مضحک نیست یک نوع عدالته که باید برای زنانی که دوست دارند اجرا بشه.

هیچ مردی احتمالا باهاشون ازدواج نکنه اما چرا فکر میکنید این واژه ازدواج انقدر برای همه مهمه؟! خب ازدواج نکنید! شاید یک کسی پیدا شد و از این زن جنگجو خوشش اومد...کسی چه میدونه؟!

Q2w2hddjjb نوشته شده:شاید عده ای از مردان پوز فمینیستی را به عنوان استراتژی ای برای مخ زنی اتخاذ میکرده و می کنند
ولی اینکه بخواهیم انگیزه ی همه ی فعالان فمینیست مرد را به این مورد تقلیل بدهیم هم دور از حقیقت
است. شاید بعضی مردان برای احقاق حقوق همسر , مادر و خواهر خود به این جنبش پیوسته باشند
مثلاً اگر شما خواهری داشته باشید که از ازدواج خود ناراضیست ولی حق طلاق ندارد و در صورت طلاق
هم حق داشتن فرزندش را نداشته باشد و... نمی توانید حق را به هم جنس خودتان بدهید و از خواهرتان
طرفداری نکنید . بنابرین هر طرفداری ای از حقوق زنان الزاماً استراتژی جنسی بشمار نمی آید.


درود...
بله درسته شما کمی رقیق تر پاسخ میدید متشکرم!

Q2w2hddjjb نوشته شده:اگر زنان بدنبال حقوق برابر با مردان هستند باید هزینه هایی که مردان میدهند را هم بپردازند
در جاهایی که نمی توانند چنین هزینه هایی بپردازند , بله , حق ندارند خواهان حقوق برابر با
مردان باشند . ولی در موارد دیگر ,مثل حق تحصیل یا رای و.., بنظر نمی رسد خواسته ی شان
ناحق باشد . و اینکه فمینیسم را تماماً در گل فرو کنیم و کلیت آن را زیر لگد بگیریم کمی افراطی
عمل کرده ایم .


بله صحیحه... smile072
جهان به حق مدیون ملت و ملیت ایرانی است
با افتخار و غرور ایرانی ام بر سر جهانیان فریاد میزنم که:
من نواده ی کوروش کبیرم

Q2w2hddjjb

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۵/۱۴ - ۱۵:۳۷


پست: 98

سپاس: 152

Re: فمینیسم

پست توسط Q2w2hddjjb »

smile072

Undisputed نوشته شده:1.یکی از مسائل مهمی که نیما به آن اشاره می کرد این بود که دانش در محیط های آکادمیک غربی، شدیدا از سوی اندیشه های فمنیستی و به علاوه یهودی (نظر من) کنترل و سانسور می شود. اساتیدی که بخواهند ضد فمنیسم یا در ستایش پدرسالاری سخنی بگویند، بالاجبار بازنشسته و محروم از کار می شوند. بنابراین تمام تاکیدتان بر روی اندیشمندان جامعه شناس نباشد و هنگام مطالعه، عینک نقد را فراموش نکنید.

از قضا یکی از اساتید مذکور , به مردانگی گرایش دارد و حتی تز کارشناسی ارشدش درباره ی ویژگی های مردانگی در تهران یا همچین چیزی هست . یا در نشست هایمان به ما مردان توجه بیشتری نسبت به دختران نشان میدهد , یا حتی به تیپ و ادکلن مردانه تر من و یکی از دوستان ارادت خاصتری دارد ! و..

Undisputed نوشته شده:2.کاری با نیما نداریم فعلا و این ها نظراتی هستند که من گفتم و باید من از آن دفاع کنم. واقعیت این است که اسطوره سازی از جوامع سنتی بی تردید نادرست است اما تاکید نیما یا داریوش ولیزاده http://www.rooshv.com بر گذشته و سنت، صرفا تلاشی است برای آنکه با نگاهی جدید به سنت بنگریم و فضایل آن را جست و جو کنیم.
شما هم در این زمینه تند می روید. هر چند که در برخی جوامع متاسفانه شان زن بسیار پایین و به قول شما در سطح اشیا بوده است، اما جوامع بسیاری را هم سراغ داریم که زنان در آن به مقام پادشاهی هم می رسیدند چه برسد به حق مالکیت.

زمانیکه زنان شاه بوده اند نه ,بلکه زمانیکه "یک" زن شاه بوده! باقی کنیز بوده اند, یا دست کم اطلاعی از آنها در تاریخ نداریم . آن زمان فکر میکنم چند هزار سال پیش بوده و دیگر کمتر تکرار شده و بعلاوه در همه ی جوامع هم نبوده . اما دست دوم بودن زنان در بسیاری از دورانها و جوامع بوده .


Undisputed نوشته شده:بحث من این بود که زنان اگر مسیر درست زندگی را پیش بگیرند، اساسا تمناها و طلبکاری های فمنیستی برایشان جذاب نمی شود و دنبال آن راه نمی افتند. چرا که آرام گرفتن در کنار مردی مقتدر و توانا برای ایشان به تمام دنیا می ارزد. (هر چند در ظاهر کتمان کنند.) قحط الرجال و اندیشه های مدرنیسم است که زنان را از اصل و اساس خود دور می کند و لاجرم ایشان باید زندگی خود را مردانه کنند.
البته ما هم انگیزه ی تمام فمنیست ها را عقده و بدبختی نمی دانیم بلکه هستند زنانی که راه و مشی را گم کرده اند... خانم علیدوستی هم عقده های پنهان دیگری دارد وگرنه اصولا تاتو کردن چندان کار جالبی برای یک زن نیست چه برسد زدن خال چنین ایدئولوژی ای...!


زنان مگر چقدر از زمان خود را در آغوش مردان میگذرانند ؟ دوست دختر شما مگر جز خوابیدن و خوش گذرانی کردن با شما کار دیگری ندارد؟! اتفاقاً نیمائیسم (!) این ایراد را دارد که انگار تنها مردان باید تحصیل و کار کنند و زنان را تامین کنند و آنها خیلی راحت در آغوش مردان زندگی شان را بکنند . اگر قرار به برابریِ حداقل برخی از این حقوق نباشد و زنان مثلاً حق کار کردن نداشته باشند پس باید توسط مردان تامین شوند و این یعنی مرد کار کند و در ازای سکس و آرامش زن را تامین کند , یعنی همان نظام سنتی. ( اتفاقاً همانطور که میدانید عده ی زیادی از زنان در همین تهران دارند اینطور روزگار میگذرانند . آرایش میکنند و در پاساژ ها و کافه ها و.. چرخ میزنند و به مردان مایه دار پا میدهند تا تامین شوند.) ولی ما خواه ناخواه در جریان مدرنیته قرار گرفته ایم و حتی همین دخترانی که با این مردان میخوابند , نمی توانند بپذیرند که حق رای و تحصیل نداشته باشند , یا حتی نتوانند به ترکیه بروند و.. بلاخره زندگی آنها در خوابیدن زیر نور کم و دوش دم صبح که خلاصه نمیشود . مثلاً نیما میگفت تنها دختران بدریخت تا مقاطع ارشد و دکتری ادامه ی تحصیل میدهند ولی شما حتی در دانشگاه شریف و در مقاطع بالا هم میتوانید دخترانی را ببینید که در جردن هم یافت نمی شوند!

Undisputed نوشته شده:3. جسارتاً من این قسمت را یکسره رد می کنم. هیچ مردی بدون انگیزه ی دیگری خود را دنبال روی چنین تفکری اعلام نمی کند مگر آنکه از اصل و اساس و ریشه ی مردانه ی خود کاملا جدا افتاده باشد و زن مفلوکی شده باشد در کالبد ظاهری یک مرد. من اگر ظلمی به خواهر یا مادرم بشود، می روم تا مشکل را حل کنم و شخصا یا از طریق قانون به حل همان مشکل می پردازم. نمی آیم یکدفعه علم حقوق زن و مرد و فمنیسم و شرم بر مرد باد راه بیاندازم. (ضمن اینکه بنگرید به فجایع دادگاه های انگلستان که زنان در آن "بدون هیچ دلیلی" حق طلاق دارند...)


خیر. لزومی ندارد مردی که قائل به حقوق برابر زنان است , برود راهپیمایی کند و علیه مردان شعار دهد! این صرفاً یک عقیده است . من ممکن است عقیده داشته باشم زنان باید حق تحصیل یا حجاب اختیاری داشته باشند ولی همچنین عقیده داشته باشم که خودشان باید این حق را بچنگ بیاورند! و من نباید کاسه ی داغتر از آش شوم . یا مثلاً وقتی حقی را برای خواهر و مادرم قائلم , میتوانم آنرا به دختران فامیل و آشنایان و همه ی دختران تعمیم بدهم .

----

    دو شخصیت در این سایت بروی من تاثیر گذاشتند , ولی هر دو به افراطی گرایی من منجر شدند!
    یکی آشنایی با مزدک بود که در بازگشت من به بیخدایی و تحکیم مبانی آن کمکم کرد ولی باعث
    شد نسبت به بیخدایی تعصب و نسبت به دین و دیندارها تنفر پیدا کنم و روابطم با آنها تیره و تار شود.

    یکی هم آشنایی با نیما بود که چشمم رو به خیلی از واقعیت های جامعه باز کرد ولی آنتی فمینیست
    بودنش باعث شد نسبت به دخترها یک نفرت پنهانی پیدا کنم و اونها رو دشمن خودم بدونم و در مواقعی
    خیلی راحت بهشون حمله کنم ..که این هم منجر به تیرگی بهترین روابطم شد ..

نمایه کاربر
Undisputed

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۵/۲۰ - ۲۲:۴۸


پست: 231

سپاس: 460

جنسیت:

تماس:

Re: فمینیسم

پست توسط Undisputed »

ویستاM نوشته شده:درود
بنده در سطح آگاهی مناسبی در این حوزه قرار دارم و به شما توصیه می کنم تجریبات و اطلاعاتی که شخص خودتون با ایده و عقیده خودتون بهش دست پیدا کردید رو در میون بذارید. smile072

بسیار عالی که شما در این زمینه آگاهی دارید اما توصیه ی من این است که حتما نوشته های ایشان را بخوانید چرا که دانش و قلمی بسیار بسیار والاتر و بهتر از من دارند. smile072
ویستاM نوشته شده:یک سرچ ساده در اينترنت نشون ميده که سردمداران چنين تفکري نه زشت و نه از لحاظ اجتماعي کم ارزش بودند. اين چيزي که شما انشا فرموديد صرفا جنبه وحشي مرد و زن بودن رو بيان مي کنه. حفظ بنيان خانواده، قدرت، اقتدار...
امروز خانواده سالم تعاريف متفاوتي از اون چيزي داره که قراره با اقتدار و زورگويي مرد و تمکين(!) زن مستحکم بشه. خانواده عبارت است از دو انسان که هدف مشابه و علايق هم سطحي دارند. الیته این مستلزم مطلب عمیق تری به نام خودشناسیه که هرکس باید ابتدا توانایی درک نیاز و اهداف خودش رو داشته باشه بعد وارد رابطه دوطرفه و نزدیک بشه. ما در اینجا همچنان که شما مردان رو ایده آل تصور کردید(!) خانواده رو هم کامل در نظر می گیریم

در راستاي رسيدن به اون هدف مشترک که براي اغلب خانواده ها وضعيت مالي و اجتماعي مناسبه که اصطلاحا اون رو رفاه ميگيم، مرد و زن بنابر شعور و شخصيت و انسانيت خودشون وظايف رو بين هم تقسيم ميکنند. تقسيم وظايفم توي هر خانواده اي متفاوته. بعضي جاها زن ترجيح ميده مسئوليت رو به مرد واگذار کنه که دليلش میتونه مختلف باشه. حتی یکی از دلایلش میتونه این باشه که شخصیت تابعی داره نه متبوع و نمیتونه قضاوت و تصمیم گیری صحیحی داشته باشه. چه بسا این موضوع برعکس هم میتونه اتفاق بیفته و جاهایی هست که تصمیم گیری های زیرکانه و مدبرانه لازمه نه اقتدار و زورگویی و مردانگی!!

سرچ های ساده را فراموش کنید! منابع اینترنتی اغلب گمراه کننده هستند! آثار مکتوب در این زمینه مفیدتر هستند. مسئله اما انگیزه های درونی و پنهان افراد است نه آنچه شما در ظاهر می بینید. من می پذیرم که "همه ی" بنیان گذاران فمنیسم از سنخ بازنده ها و طرد شدگان نبودند و افراد فرهیحته ای نیز بین ایشان بوده است. وانگهی من شما را دعوت می کنم به واکاوی فمنیست های فعال ایران و جهان. اکثریت غالب ایشان یا وضعیت ظاهری بسیار بدی به لحاظ تیپ و زیبایی دارند و یا از عقده ها و مسائل روانی خاصی رنج می برند. (ما که تاکنون یک فمنیست نرمال ندیده ایم...!)

ما که هیچ گاه به دنبال وحشی گری و زورگویی و تمکین بی چون و چرای نظامی در خانواده نبوده و نیستیم. (لطفا جو سازی نکنید.) ضمن اینکه مردان را هم ایده آل مطلق تصور نکردیم. تصمیمات زیرکانه و مدبرانه هم کاری نیست که همیشه زنان در آن موفق باشند و استدلال و منطق ضعف ایشان است که باعث می شوند به اشتباه بیفتند. زورگویی را هم با مردانگی و اقتدار یکسان نگیرید و جو سازی نکنید.
ویستاM نوشته شده:به عنوان مثال فرمودید :زنان زیبا و ارزشمند...
چرا زن باید زیبا و ارزشمند باشه؟ نمیشه نازیبا و ارزشمند باشه؟ اصلا چرا گفتید زنان زشت این مکتب رو به وجود آوردند؟ زیبایی زن با شعور زن چقدر همبستگی داره؟
فرمودید: مادر بودن و زنانگی کردن
در حالت کلی و بدون هیچ برتری نمایی، مادر بودن با پدر بودن چه فرقی داره؟ مگر به جز اینه که دونفر در کنار هم مولد ایجاد موجود جدیدی هستند؟ چطور پدر بودن و مردانگی کردن همراه با اعتبارات و مزایایی همراه باشه (که اتفاقا اون رو حق خودتون میدونید) اما زن بودن و مادری کردن فقط باید در یک جهت و بدون هیچ برتری باشه؟ ایا این چیزی جز سو استفاده از شدت احساس بزرگ و ماورایی زنیت و مادر بودن ه؟ مدام همه میگن مادر بودن و زنانگی کردن... من نمیفهمم مادر بودن و زنانگی کردن با داشتن حق رانندگی چه منافاتی داره؟ با داشتن حق رای؟ با داشتن حق طلاق؟ با داشتن حق حضانت؟ با داشتن حق قاضی شدن؟ با داشتن حق رئیس جمهور شدن؟
به واقع برخی مردان برای وارد نکردن زنان در حقوق اجتماعی از این احساس سو استفاده می کنند!

متاسفانه حقیقتی تلخ وجود دارد که گریزی از آن نیست (هر چند که گزیری دارد!) و آن این است که در جامعه ی مدرن و لیبرال، ارزش اجتماعی زن به زیبایی و ملاک های ظاهری اوست و نه چیز دیگری. همانطور که ارزش و عیار مرد هم به دارایی و قدرت و نفوذ سیاسی اجتماعی او است و نه چیز دیگر. چه قبول بکنیم یا نه، زن زشتِ با سواد و با شعور شاید در جامعه لیبرال احترام داشته باشد، اما ارزشی بین مردان به لحاظ تمایل برای ایجاد رابطه ی عاشقانه یا سکس یا ازدواج ندارد. همانطور که مرد با سواد و فرهیخته و باشعور و مودب و مهربان و آرام که قدرت و ثروت خاصی ندارد، زن زیبا و جذابی را به سمت خود "برای روابط عاشقانه و جنسی" چلب نمی کند.

متاسفانه شما در بحث شلوغ می کنید. مادر بودن با پدر بودن به لحاظ شان و منزلت هیچ تفاوتی ندارد. تنها چون زن مسئولیت و نقش پررنگ تری ایفا می کند، حرمت و ارزش بیشتری برای او وجود دارد. این ها که گفتید امتیازی نیست که مردان در ازای پدر بودن کسب کنند! بسیار بد استدلال می کنید! بحث این است که یکسری حقوق قطعا برای زن وجود دارد و باید داشته باشد. مثل حق رای، حق رانندگی، حق کار به شرطی که به تربیت فرزندان و آرامش خانواده لطمه نزند. اما شما ناگهان مسائل را مخلوط می کنید. حق قاضی شدن و رئیس جمهور شدن به دلایل دیگری از زنان سلب می شود. اولا چنین شغل های حساسی نیازمند اقتدار، آتوریته، کنترل احساسات، شجاعت و... است که در خانم ها یا وجود ندارد یا کم است. ضمن اینکه وظیفه اصلی زن، مادری کردن و حفظ آرامش خانواده و همسر و فرزندان است اما اگر زنی اینها را نخواهد و بخواهد تا آخر عمر مجرد بماند آن وقت برخی شغل ها را به لحاظ محدودیت های روانی و جسمانی نخواهد داشت.
ویستاM نوشته شده:فرمودید: مردان ماده نوکر
چطور میشه که زنان نر نوکر در مکتب فکری شما معنی داره اما به عکسش انقدر مشکل دار و بی اعتباره؟ احتمالا چون بخشی از زنانگی از دیدگاه شما به معنای همین مطلبه و درواقع در غریزه و طبیعت زنان نهفته!!!

smile021 خیر منظور مرا بد فهمیدید. مقصود من از این کلمه، مردانی بود که در واقع منش و شخصیت ایشان ماده است به علاوه ی اینکه بعضانوکر فمنیست ها نیز هستند.
ویستاM نوشته شده:این مرد مقتدر مقتدر که میفرمایید مو بر تن آدم راست می کنه!!
به عنوان یک زن عرض میکنم وجود یک مرد با شعور برای بنده ارزشمند تر از اقتداره. بنده اقتدار رو در زورگویی به زن، مجبور کردن زن به تمکین و اطلاعت و پول درآوردن نمیبینم. این کلمه بار منفی زیادی برای زنان داره پس اگه میخواید کسی کتمان نکنه به جای زور بازو که چیز خدادای هست و خیلی به شخصیت مردان بستگی نداره روی اصول عقاید و شخصیت برتر تکیه کنید. که البته اگه اینکارو انجام بدید دیگه مرد و زن بودن مفهومی نداره و جای خودش رو به انسان بودن میده... smile034
قحط الرجال...این رجال ها کیا هستند که ما با قطحیشون مواجه شدیم؟!؟
چرا قحطی رو به گردن فمینیسم میندازید؟! شخصیت نابه سامان و الگوهای اجتماعی غلط و فرهنگ های از ناکجا آباد تاثیری در این فرایند قحطی نداره!!؟
یک مساله ای هست اونم اینکه اصلا لازم نیس مردها ویژگی های یکسانی داشته باشند تا برای زنان جذاب و مقتدر به نظر برسند!
علایق زن ها این روزها انقدر متفاوته که بنده خودم گاهی تعجب می کنم چطور میشه اسم این آقا رو مرد گذاشت!!!! smile039

این مسیر درست زندگی زنان رو هم مشخص کنید که ما قبل از پیش گرفتنش تکلیفمون رو بدونیم... smile034

اگر فقط مو باشد اشکالی ندارد! smile021
ما یکبار گفتیم باز هم می گوییم که اقتدار و مردانگی هیچ قرابتی با زورگویی و لمپنیسم و رفتارهای ضد زن ندارد. پس برداشت نادرست خود را به ما تسری ندهید. مطمئن هستم که اگر شما خانمی زیر 30 باشید، عاشق مردی که "فقط" با شعور است نمی شوید و مردی که اعتماد به نفس بالایی دارد و در زندگی خود موفق و همچنین قدرتمند است را حتی اگر کمی بیشعور باشد، ترجیح می دهید. (کتمان شما نظر من را عوض نمی کند!)

اشکال شما این است نوشته های ما را نمی خوانید بعد تصور خود را، نظر ما می انگارید. من کجا گفتم که علت قحطی مردان واقعی فمنیسم است؟ اگر خوب بخوانید خواهید دید که من گفتم:
با از بین رفتن ارزش ها و آرمان های اصیل اخلاقی، کم کم از جمعیت مردان ارزشمند و مقتدر کاسته شد و بر جمعیت مردان ماده ی نوکر صفت افزوده شد.


ویستاM نوشته شده:میشه کاری رو نام ببرید که مردان معمولی نمیتونند انجام بدن؟! مثلا به نظر من کارهای هنری مردانه نیست (با اقتدارشون تناقض داره!!شوخی کردم!) اما خیلی مردای آشپز و خیاط و ...داریم که اتفاقا ماهر و علاقمند هم هستند

بله قطعا! کار هایی وجود دارد که فقط زنان با سربلندی از انجام آن بیرون می آیند و اصولا مردان نمی توانند یا اگر بتوانند، شان مردانه ی
خود را خرد کرده اند.

ویستاM نوشته شده:هیچ مردی احتمالا باهاشون ازدواج نکنه اما چرا فکر میکنید این واژه ازدواج انقدر برای همه مهمه؟! خب ازدواج نکنید! شاید یک کسی پیدا شد و از این زن جنگجو خوشش اومد...کسی چه میدونه؟!

تردیدی در این نیست که مهم ترین عامل تداوم جامعه و فرهنگ ازدواج و فرزندآوری از این طریق است پس خود را گول نزنید. ضمنا بحث بر سر ارزش زن و مرد در مارکت جنسیتی است. در این مارکت زن تند خوی قدرتمند و مبارز چندان خریداری ندارد.
To Forgive The Terrorists Is Up To God

But To Send Them To Him Is Up To Us

نمایه کاربر
Undisputed

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۵/۲۰ - ۲۲:۴۸


پست: 231

سپاس: 460

جنسیت:

تماس:

Re: فمینیسم

پست توسط Undisputed »

Q2w2hddjjb نوشته شده:زنان مگر چقدر از زمان خود را در آغوش مردان میگذرانند ؟ دوست دختر شما مگر جز خوابیدن و خوش گذرانی کردن با شما کار دیگری ندارد؟! اتفاقاً نیمائیسم (!) این ایراد را دارد که انگار تنها مردان باید تحصیل و کار کنند و زنان را تامین کنند و آنها خیلی راحت در آغوش مردان زندگی شان را بکنند . اگر قرار به برابریِ حداقل برخی از این حقوق نباشد و زنان مثلاً حق کار کردن نداشته باشند پس باید توسط مردان تامین شوند و این یعنی مرد کار کند و در ازای سکس و آرامش زن را تامین کند , یعنی همان نظام سنتی. ( اتفاقاً همانطور که میدانید عده ی زیادی از زنان در همین تهران دارند اینطور روزگار میگذرانند . آرایش میکنند و در پاساژ ها و کافه ها و.. چرخ میزنند و به مردان مایه دار پا میدهند تا تامین شوند.) ولی ما خواه ناخواه در جریان مدرنیته قرار گرفته ایم و حتی همین دخترانی که با این مردان میخوابند , نمی توانند بپذیرند که حق رای و تحصیل نداشته باشند , یا حتی نتوانند به ترکیه بروند و.. بلاخره زندگی آنها در خوابیدن زیر نور کم و دوش دم صبح که خلاصه نمیشود . مثلاً نیما میگفت تنها دختران بدریخت تا مقاطع ارشد و دکتری ادامه ی تحصیل میدهند ولی شما حتی در دانشگاه شریف و در مقاطع بالا هم میتوانید دخترانی را ببینید که در جردن هم یافت نمی شوند!

دقیقا بحث همین است که قرار بر برابری حقوقی نیست!
چه کسی منکر حق رای و تحصیل زنان می شود؟ هر که چنین حقی را "امروز" انکار کند یک احمق مسلم است.
نیما تند می رفت و شکی در آن نیست. اما ما هم دانشجوی یکی از مهم ترین دانشگاه های سراسری تهران هستیم اما خبری از در و داف در حد خوبای جردن نیست! دیگر شما هم جو ندهید! اما خوب اگر یکی را هم پیدا کنید، همانطور که نیما گفت، سطح هایپرگامی و طلبکاری او را بسیار بالا خواهید یافت.
Q2w2hddjjb نوشته شده:یکی هم آشنایی با نیما بود که چشمم رو به خیلی از واقعیت های جامعه باز کرد ولی آنتی فمینیست
بودنش باعث شد نسبت به دخترها یک نفرت پنهانی پیدا کنم و اونها رو دشمن خودم بدونم و در مواقعی
خیلی راحت بهشون حمله کنم ..که این هم منجر به تیرگی بهترین روابطم شد ..

بنابراین شما نیما را خوب درک نکردید. او بارها و بارها گفته است که آنتی فمنیسم برابر با ضد زن بودن نیست. این اشتباهی است که اغلب دختران کم دان انجام می دهند. ابدا آشنایی با این مسائل مرا ذره ای از جنس مخالف متنفر یا زده نکرد بلکه بر عکس...!
To Forgive The Terrorists Is Up To God

But To Send Them To Him Is Up To Us

نمایه کاربر
ویستاM

عضویت : شنبه ۱۳۸۹/۵/۱۶ - ۱۹:۴۵


پست: 399

سپاس: 353

Re: فمینیسم

پست توسط ویستاM »

درود

Undisputed نوشته شده:بسیار عالی که شما در این زمینه آگاهی دارید اما توصیه ی من این است که حتما نوشته های ایشان را بخوانید چرا که دانش و قلمی بسیار بسیار والاتر و بهتر از من دارند.

ممنونم.. در اولین فرصت حتما...
البته ممکن است نظر من با شما در این زمینه کمی متفاوت باشد چون بنده عمیقا اعتقاد دارم هر کس جرات نوشتن درباره مسائل جامعه شناسی در هر بعدی را پیدا کند احتمالا نحوه تفکری ک هر جامعه شناس در ابتدای مسیر متبحر شدنش داشته را پیدا کرده فلذا معتقدم در این موارد دنبال کردن ایده های یک فرد به معنای کنار گذاشتن جنبه های مثبت نگاهی بی طرفانه و غیر مغرضانه افراد تازه کار به یک موضوع واحد است.

Undisputed نوشته شده:سرچ های ساده را فراموش کنید! منابع اینترنتی اغلب گمراه کننده هستند! آثار مکتوب در این زمینه مفیدتر هستند. مسئله اما انگیزه های درونی و پنهان افراد است نه آنچه شما در ظاهر می بینید. من می پذیرم که "همه ی" بنیان گذاران فمنیسم از سنخ بازنده ها و طرد شدگان نبودند و افراد فرهیحته ای نیز بین ایشان بوده است. وانگهی من شما را دعوت می کنم به واکاوی فمنیست های فعال ایران و جهان. اکثریت غالب ایشان یا وضعیت ظاهری بسیار بدی به لحاظ تیپ و زیبایی دارند و یا از عقده ها و مسائل روانی خاصی رنج می برند. (ما که تاکنون یک فمنیست نرمال ندیده ایم...!)


خیلی خب فراموش می کنیم!
همین تقلیل نظر شما از همه زنان زشت و بی ریخت شروع کننده این بنیان آزادی خواهی به «برخی» جای شکر دارد! smile072
افراط گرایی در هر مکتبی بالاجبار شخص را تا متعادل و ناموزون نشان می دهد چرا که معمول در جامعه رفتاری است که یکی به نعل بزنند و یکی به میخ و هرکسی که به شکل نا متوازنی به یک سمت کفه ترازو بیفتد از دیدگاه دیگران غیر نرمال به حساب می آید و از دیدگاه حقیر این استدلال درمورد همه کسانی که به صورت افراطی اعتقاد به فمینیسم و حتی آنتی فمینیسم دارند صدق میکند. مشخص است زشتی و زیبایی امری نسبی است و داخل کردن چنین مفهوم مضحکی برای القای بار روانی منفی درباره یک سری افراد خاص رفتاری غیر حرفه ای است!

Undisputed نوشته شده:ما که هیچ گاه به دنبال وحشی گری و زورگویی و تمکین بی چون و چرای نظامی در خانواده نبوده و نیستیم. (لطفا جو سازی نکنید.) ضمن اینکه مردان را هم ایده آل مطلق تصور نکردیم. تصمیمات زیرکانه و مدبرانه هم کاری نیست که همیشه زنان در آن موفق باشند و استدلال و منطق ضعف ایشان است که باعث می شوند به اشتباه بیفتند. زورگویی را هم با مردانگی و اقتدار یکسان نگیرید و جو سازی نکنید.


اینکه می فرمایید «ما» بنده نمیدانم یعنی که. اگر شخص خود را می فرمایید که اصلا بنده به هیچ فرد خاصی اشاره نکرده و نمیکنم و منظورم جنس مذکر در هر سطح و درکی است!
چنانچه این «ما» به معنای همه مردان باشد باز هم اشتباه می کنید. چون به وضوح در طبقات مختلف جامعه چنین مردانی که به دنبال وحشی گری و زور بی چون و چرا در خانواده هستند پیدا می شود. حتی اگ پای صحبت پدر و مادرهایمان بنشینیم از نسل قبلی خود بسیاری از این زورگویی ها را به خاطر می آورند پس چندان چیز عجیب و غریبی هم نیست که به جو سازی نیاز داشته باشد.
بنده نگفتم زنان می توانند تصمیمات درست و مدبرانه بگیرند و فقط عرض کردم مردان را نمی توان عنصری در خانواده دانست به طوری که تصمیمات ایشان همواره به نفع خانواده باشد و کسی مخالفت نداشته باشد که نکند اقتدارشان لکه دار گردد.

مردانگی را شما اشتباه معنی می کنید که اصلا آن را برای جنس مذکر به کار می برید. این واژه به هیچ عنوان به جنس مذکر ربطی ندارد و نماد غیرت و شرف انسانی است. بنده قصد جنین جوسازی نداشتم و اگر چنین برداشت کردید احتمالا مشکل از تعریف شما از مردانگی است.
Undisputed نوشته شده:متاسفانه حقیقتی تلخ وجود دارد که گریزی از آن نیست (هر چند که گزیری دارد!) و آن این است که در جامعه ی مدرن و لیبرال، ارزش اجتماعی زن به زیبایی و ملاک های ظاهری اوست و نه چیز دیگری. همانطور که ارزش و عیار مرد هم به دارایی و قدرت و نفوذ سیاسی اجتماعی او است و نه چیز دیگر. چه قبول بکنیم یا نه، زن زشتِ با سواد و با شعور شاید در جامعه لیبرال احترام داشته باشد، اما ارزشی بین مردان به لحاظ تمایل برای ایجاد رابطه ی عاشقانه یا سکس یا ازدواج ندارد. همانطور که مرد با سواد و فرهیخته و باشعور و مودب و مهربان و آرام که قدرت و ثروت خاصی ندارد، زن زیبا و جذابی را به سمت خود "برای روابط عاشقانه و جنسی" چلب نمی کند.

متاسفانه شما در بحث شلوغ می کنید. مادر بودن با پدر بودن به لحاظ شان و منزلت هیچ تفاوتی ندارد. تنها چون زن مسئولیت و نقش پررنگ تری ایفا می کند، حرمت و ارزش بیشتری برای او وجود دارد. این ها که گفتید امتیازی نیست که مردان در ازای پدر بودن کسب کنند! بسیار بد استدلال می کنید! بحث این است که یکسری حقوق قطعا برای زن وجود دارد و باید داشته باشد. مثل حق رای، حق رانندگی، حق کار به شرطی که به تربیت فرزندان و آرامش خانواده لطمه نزند. اما شما ناگهان مسائل را مخلوط می کنید. حق قاضی شدن و رئیس جمهور شدن به دلایل دیگری از زنان سلب می شود. اولا چنین شغل های حساسی نیازمند اقتدار، آتوریته، کنترل احساسات، شجاعت و... است که در خانم ها یا وجود ندارد یا کم است. ضمن اینکه وظیفه اصلی زن، مادری کردن و حفظ آرامش خانواده و همسر و فرزندان است اما اگر زنی اینها را نخواهد و بخواهد تا آخر عمر مجرد بماند آن وقت برخی شغل ها را به لحاظ محدودیت های روانی و جسمانی نخواهد داشت.


به نظر من بحث کردن یعنی پاسخ دادن همه مسائل طرف مقابل نه گلچین کردن آن ها...بگذریم
ربطی به جامعه مدرن و لیبرال ندارد. در همه جوامع انسانی و حیوانی، زیبایی ظاهری زنان اهمیت و ارزش زیادی برای طرف مقابل داشته و دارد اما این اصلا ارتباطی با در نظر گرفتن زنان به عنوان طرف مهمی از جامعه است که باید به آن ارزش گذاری شود.
در مکتب فمینیسم هم اگر دقت کنید اصلا هدف زنان جذاب بودن برای مردان نیست مشکل آنجاست که شما ایده ای در این زمینه ندارید و همه چیز را با بحث های سکشوال میسنجید.
اگر صحبت از حق زنان و مادران را شلوغ کردن می پندارید بنده در این زمینه بی تقصیرم!
بحث امتیاز گرفتن در کار نیست. پدر و مادر بودن به یک اندازه برای هرشخص بزرگ و با ارزش است. یادتان نرود شما بحث زنانگی و مادری و کنار هم پیش کشیدید و از سیر تفکر شما بر می آید که زنان را به اندازه مادر بودن کافی می دانید و حق دیگری برای آن ها قائل نیستید...
بوظیفه اصلی که شما برای زن تعریف کردید یک وضعیت مردانه پسند بیش نیست. این وظیفه را چه کسی تعریف کرده؟ البته که غرایض و احساسات و ... زنان اصلا چنین امری را ایجاب می کند! اما نباید دست مایه سو استفاده گردد. محدودیت روانی هم که عرض می کنید برای مردان هم وجود دارد. لطفا از واژه هایی که بار منفی ایجاد می کنند بپرهیزید!
ببینید هیچ زنی لازم ندارد برای اثبات خودش کارهای مردانه بکند مگر اینکه به هر دلیل احساس کند استفاده از حقوق مسلم اجتماعی وی ملزم به چنین رفتاری است. امروز مطلب بسیار جالبی درباره پانداهای نر مطالعه می کردم!
پانداهای نر بعد از دیدن اینکه در باغ وحش به دلیل حاملگی ماده ها، توجه بیشتری به آنان می شود ادای حاملگی در می آورند که بتوانند مزایای آن ها را دریافت کنند! بسیار واضح است وقتی نابرابری و بی عدالتی در تقسیم مزایای اجتماعی وجود داشته باشد زن و مرد ندارد و ناچارا لازم است بعضی کارها انجام شود که در صلاحیت هیچ یک از طرفین نیست...

Undisputed نوشته شده:اگر فقط مو باشد اشکالی ندارد!
ما یکبار گفتیم باز هم می گوییم که اقتدار و مردانگی هیچ قرابتی با زورگویی و لمپنیسم و رفتارهای ضد زن ندارد. پس برداشت نادرست خود را به ما تسری ندهید. مطمئن هستم که اگر شما خانمی زیر 30 باشید، عاشق مردی که "فقط" با شعور است نمی شوید و مردی که اعتماد به نفس بالایی دارد و در زندگی خود موفق و همچنین قدرتمند است را حتی اگر کمی بیشعور باشد، ترجیح می دهید. (کتمان شما نظر من را عوض نمی کند!)

اشکال شما این است نوشته های ما را نمی خوانید بعد تصور خود را، نظر ما می انگارید. من کجا گفتم که علت قحطی مردان واقعی فمنیسم است؟ اگر خوب بخوانید خواهید دید که من گفتم:


این مساله خدارو شکر برای بنده دردسر ساز نیست! شما فکری به حال خودتان بکنید!! smile021 smile021

بله گفتید ما هم گفتیم فهمیدیم!
جناب اقای آنتی فمینیسم محترم! هرکسی بخواهد با شما بحث کند که د افکار شما سیر نمی کند! آن چه مینویسید را می خواند و برداشت می کند. پس چطور می گویید سواد بحث دارید؟!
بنده خانمی زیر 30 سال هستم و مانند شما یک جانبه هم به مطلب نگاه نمی کنم. من گفتم شعور ارزشمند تر از اقتدار است نه اینکه از مردی که اعتماد به نفس بالایی دارد بدم می آید!
برای اطلاع شما عرض می کنم متاهل هم هستم و بسیار نزدیک تر از آن چه تصور کنید با مسائل این چنینی دست و پنجه نرم کرده ام. عوض کردن نظر شما ابدا هدف من نیست! هدف من اطلاع پیدا کردن دسته ای است که مشغول انتخاب ایده خود هستند!

Undisputed نوشته شده:تردیدی در این نیست که مهم ترین عامل تداوم جامعه و فرهنگ ازدواج و فرزندآوری از این طریق است پس خود را گول نزنید. ضمنا بحث بر سر ارزش زن و مرد در مارکت جنسیتی است. در این مارکت زن تند خوی قدرتمند و مبارز چندان خریداری ندارد.


مهمترین عامل تداوم جامعه همین است که فرمودید اما مهمترین عامل سلامت جامعه این نیست!
من نمیدانم شما متاهل هستید یا نه. احتمالا نیستید...
اما بگذارید یک چیزی را به شما عرض کنم...خیلی از مردها دنیال زنان تابع و ارام می گردند. خیلی هایشان دوست دارند احساس کنند در زندگی برتری دارند اما عذر میخواهم حماقت مردان در انتخاب زنان درست همین جا شروع می شود! زن تابع به درد نمیخورد! زن باید قدرت و اعتماد به نفس و روجیه مبارزه داشته باشد و خودش به علت توانایی روحی و جسمی شما، شما را به عنوان تصمیم گیرنده نهایی «انتخاب» کند. اینجاست که زندگی جذابیت خود را پیدا می کند. این اتفاق در زندگی من مهمترین چیزی است که اسم آن را تفاهم می گذارم

پیروز باشید
جهان به حق مدیون ملت و ملیت ایرانی است
با افتخار و غرور ایرانی ام بر سر جهانیان فریاد میزنم که:
من نواده ی کوروش کبیرم

Q2w2hddjjb

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۵/۱۴ - ۱۵:۳۷


پست: 98

سپاس: 152

Re: فمینیسم

پست توسط Q2w2hddjjb »

Undisputed نوشته شده:دقیقا بحث همین است که قرار بر برابری حقوقی نیست!
چه کسی منکر حق رای و تحصیل زنان می شود؟ هر که چنین حقی را "امروز" انکار کند یک احمق مسلم است.


خب همین ها جزو مبانی فمینیسم هستند دیگر ! شما ابتدا تقریر خود از فمینیسم را واضح بگویید
و مشخص کنید با کدام بخش های آن مخالف هستید
تا دقیقاً بدانیم داریم درباره ی چه بحث میکنیم

Undisputed نوشته شده:نیما تند می رفت و شکی در آن نیست. اما ما هم دانشجوی یکی از مهم ترین دانشگاه های سراسری تهران هستیم اما خبری از در و داف در حد خوبای جردن نیست! دیگر شما هم جو ندهید! اما خوب اگر یکی را هم پیدا کنید، همانطور که نیما گفت، سطح هایپرگامی و طلبکاری او را بسیار بالا خواهید یافت.


تبیین نیما بنظر من خیلی تقلیل گرایانه است .ممکن است یکی از علل ادامه ی تحصیل دادن دختران
یا حتی پسران , عدم موفقیت در زندگی جنسی شان باشد ولی این همه ی موارد را در بر نمی گیرد.
همانطور که ادامه تحصیل ندادن اکثر افراد هم به علت موفقیت شان در زندگی جنسی نیست .
جامعه تحت سیطره ی نهاد ها و رانه های اجتماعی گوناگونیست.

Undisputed نوشته شده:بنابراین شما نیما را خوب درک نکردید. او بارها و بارها گفته است که آنتی فمنیسم برابر با ضد زن بودن نیست. این اشتباهی است که اغلب دختران کم دان انجام می دهند. ابدا آشنایی با این مسائل مرا ذره ای از جنس مخالف متنفر یا زده نکرد بلکه بر عکس...!


اگر من اطمینان داشتم که مرد سالاری هم به نفع مردان است و هم به نفع زنان , بدون شک طرفدار آن میبودم
اما همانطور که با تمام خواسته های فمینیسم موافق نیستم با مردسالاری هم موافق نیستم .
من به عنوان یک مرد از مردسالاری خوشم می آید ولی این دلیل بر درست بودن آن نیست .
همانطور که اگر بگوییم مردسالاری "طبیعی" است و فمینیسم جریانیست ضد طبیعت انسان,باز
مغالطه کرده ایم
. طرفداران پادشاهی هم مدعی بودند نظام پادشاهی طبیعیست (چون بطور مثال
در طبیعت هم رهبری پستانداران را آلفاها و قوی ترین عضو گله بدست میگیرد و..) ولی این دلیل
بر درستی آن و برتری آن نسبت به دمکراسی یا دیگر روش های حکومت کردن نبوده و نیست .

بعلاوه تنفری که گفتم , بطور ناخودآگاه در من پدید آمده بود و من بتازگی و با خودکاوی پی به آن
برده ام .شما وقتی فمینیسم را جریانی علیه مردان و حتی علیه خود زنان بدانید و باور داشته
باشید که آنها دارند زورگویی میکنند و دنیا را خام خود کرده اند و حقوقتان را پایمال میکنند و...
و در یک کلام آنتی فمینیست باشید , طبیعتاً خود فمینیست ها را هم دشمن خودتان تلقی
خواهید کرد ,حتی اگر قائل به تفکیک باور از باورمند باشید. چون باور بروی باورمند تاثیر گذارست
و نمی توان از باوری بیزار بود و باورمندان آن باور را از صمیم قلب دوست داشت!

نمایه کاربر
Hollywood Undead

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۴/۹ - ۰۱:۳۷


پست: 361

سپاس: 783

جنسیت:

تماس:

Re: فمینیسم

پست توسط Hollywood Undead »

Undisputed نوشته شده:
مردان سنتی در گدشته دارای ویژگی های بودند که برای حفظ بنیان خانواده و همچنین ارزش های اخلاقی بسیار مناسب بود. به علاوه ثبات و نظم در سطوح خانوادگی و اجتماعی بیشتر تامین می شد. زنان نیز با تمکین از این مرام، به ثبات بیشتر یاری می رساندند. متاسفانه در جوامع مدرن با کم رنگ شدن برخی ارزش های اخلاق، موجبات ظهور یک نظام تفکری بیارگون به نام فمنیسم محقق شد. بنا کنندگان اصلی این ایدئولوژی، زنانی زشت و بی ارزش به لحاظ اجتماعی بودند که عامل شاءن اجتماعی پایین خود را مردان و بخصوص مردانی که ریاست و حاکمیت جامعه را عهده دار بودند می انگاشتند. سپس از آنجا که در زمینه ی فطرت اصلی خود که مادر بودن و زنانگی کردن است بازنده شدند، تصمصیم گرفتند وارد محیط مردانه شوند و با همان مردان که ایشان را طرد کرده بودند، به رقابت بپردازند. غافل از آنکه به لحاظ روانی و جسمانی توانایی اینکار را هم ندارند.


آری فمینیسم تماما مزخرف اما قدرتمند است؛ اکثریت زنان چه زیبا و چه
نازیبا اصولا علاقه ای به سیاست و حزب بازی و این چیز ها ندارند و بیشتر
ترجیح میدهند خوش بگذارنند تا پشت میز های طاقت فرسا و کسل کننده
دپارتمان های علمی مناظره سیاسی و عقیدتی انجام دهند!
اما "مطالعه تاریخی" یک جریان تنها در شناخت بهتر و چگونگی شکل گیری
آن جریان به ما کمک کند و راهکاری برای "برون رفت" ارائه نمیدهد. خواه ناخواه
قطار تاریخ به مدرنیسم رسیده است و بازگشت به گذشته با ساختار های
کنونی توهمی بیش نیست.

از سوی دیگر با کمرنگ تر شدن ارزش هایی که پیشتر گفته شد، مردانی فاقد ویژگی اقتدار و اراده و غیرت کم کم پدید آمدند که چون ویژگی های مردانه را نداشتند، از سوی زنان زیبا و ارزشمند طرد می شدند. ایشان که به تایید و توجه زنان نسبت به خود تا سر حد مرگ محتاج بودند، تلاش کردند با نوکری و موس موس کردن برای زنان برای خود جایگاهی باز کنند. از این رو این گروه از مردان به زنان فمنیسم برخورد کردند که معادل مونث خودشان بود. پس به ایشان پیوستند و گروه مردان فمنیست را تشکیل دادند و با فریاد زدن آرمان های تهی و و پر از کینه ی فمنیست ها و همچنین دیونمایی مردان واقعی و مقتدر، کوشیدند تایید و توجه و محبتی از سوی زنان بدست بیاورند.


برای همین فمنیسم قدرتمند است. جنبشی که بتواند با رهبران اندک و زشت
و نازیبا طیف وسیعی از اقشار و طبقات گوناگون جامعه را (فارق از انگیزه آن اقشار)
گرد خود جمع کند، قدرت تاثیر گذاری بیشتری دارد. فمنیسم که به ظاهر جنسیتی
می آید "مایی" میسازد از "هر دو جنس" و این در کل تاریخ بشریت بی نظیر و قابل
تقدیر است پس تا حلقه تنگ تر نشده راهکار "برون رفت" را ارائه دهید.

Undisputed نوشته شده:بحث من این بود که زنان اگر مسیر درست زندگی را پیش بگیرند، اساسا تمناها و طلبکاری های فمنیستی برایشان جذاب نمی شود و دنبال آن راه نمی افتند. چرا که آرام گرفتن در کنار مردی مقتدر و توانا برای ایشان به تمام دنیا می ارزد. (هر چند در ظاهر کتمان کنند.) قحط الرجال و اندیشه های مدرنیسم است که زنان را از اصل و اساس خود دور می کند و لاجرم ایشان باید زندگی خود را مردانه کنند.


آری لیبرالیسم افقی را گشود که پیشتر بر روی زنان بسته بود!
هر انسانی "معطوف به قدرت" است و در آن شکی نیست مثال خود شما که زن
دوست دارد در آغوش مردی مقتدر بخوابد موکد همین موضوع است. تا دیروز آن
موجود مقتدر مرد بود و امروز آن موجود مقتدر دولت و حاکمیت. البته پر واضح
است هر زنی دوست دارد حداقل یکبار در آغوش مردی مقتدر بخوابد تا "زنانگی"
را تجربه کند اما دوست ندارد فردا که از خواب بلند میشود قدرت را از دست داده
و همه حقوق و مطالبات خود را دو دستی تقدیم مردان کند!
پس زنان هم خر را میخواهند هم خرما را هم من را smile051 و لیبرالیسم این
امکان را برای آنها گشود. پس راهکار برون رفت را ارائه دهید.

Undisputed نوشته شده:متاسفانه حقیقتی تلخ وجود دارد که گریزی از آن نیست (هر چند که گزیری دارد!) و آن این است که در جامعه ی مدرن و لیبرال، ارزش اجتماعی زن به زیبایی و ملاک های ظاهری اوست و نه چیز دیگری. همانطور که ارزش و عیار مرد هم به دارایی و قدرت و نفوذ سیاسی اجتماعی او است و نه چیز دیگر.


در جامعه لیبرال دموکراسی کمیت مهم است و نه کیفیت.
اگر زنان زیبا با ژنوم مرغوب و آلفایان طبیعی تنها 5 درصد جامعه باشند پس در جامعه
لیبرال قدرت تاثیر گذاری ندارند زیرا شما در چنین جامعه ای به مقداری "رای" نیاز دارید
و برای "رای بیشتر" به "افراد بیشتر" لذا مرغوبیت و زیبا بودن خود به خود فاقد موضوعیت
و ارزش میشود. پس راهکار برون رفت را ارائه دهید.

smile034
نیستم ضد کسی نزن شور ِ دلتو
نشو ضد من میکنی گور ِ خودتو


نمایه کاربر
ویستاM

عضویت : شنبه ۱۳۸۹/۵/۱۶ - ۱۹:۴۵


پست: 399

سپاس: 353

Re: فمینیسم

پست توسط ویستاM »

درود

هرچند مخاطب شما دوست دیگری هستند اما سوالی ک برای بنده ایجاد شد این است که راهکار برون رفت از چ مصيببتي مد نظر شماست?! smile034
جهان به حق مدیون ملت و ملیت ایرانی است
با افتخار و غرور ایرانی ام بر سر جهانیان فریاد میزنم که:
من نواده ی کوروش کبیرم

نمایه کاربر
Undisputed

عضویت : جمعه ۱۳۹۱/۵/۲۰ - ۲۲:۴۸


پست: 231

سپاس: 460

جنسیت:

تماس:

Re: فمینیسم

پست توسط Undisputed »

ویستاM نوشته شده:همین تقلیل نظر شما از همه زنان زشت و بی ریخت شروع کننده این بنیان آزادی خواهی به «برخی» جای شکر دارد! smile072
افراط گرایی در هر مکتبی بالاجبار شخص را تا متعادل و ناموزون نشان می دهد چرا که معمول در جامعه رفتاری است که یکی به نعل بزنند و یکی به میخ و هرکسی که به شکل نا متوازنی به یک سمت کفه ترازو بیفتد از دیدگاه دیگران غیر نرمال به حساب می آید و از دیدگاه حقیر این استدلال درمورد همه کسانی که به صورت افراطی اعتقاد به فمینیسم و حتی آنتی فمینیسم دارند صدق میکند. مشخص است زشتی و زیبایی امری نسبی است و داخل کردن چنین مفهوم مضحکی برای القای بار روانی منفی درباره یک سری افراد خاص رفتاری غیر حرفه ای است!

بله ما (شخص من!) هم طرفدار افراط گرایی نیستیم و این قلم تند نیز صرفا برای نشان دادن حساسیت و حاد بودن مسئله است.
این که زشتی و زیبایی نسبی است صحیح است اما به این معنا نیست که نشود زنان را در طیفی از زشت و نرمال و زیبا قرار نداد. اگر صادقانه برخورد کنیم، مردان در اکثر مواقع بر سر زیبایی یا زشتی زنان و یا زیباتر بودن یکی، به راحتی به توافق می رسند. لذا سخت نیست که تشخیص دهیم هیچ فمنیست فعالی در سطح ایران و جهان پیدا نمی کنید در رده ی دختران شایسته یا مدل های حرفه ای قرار بگیرد.
ویستاM نوشته شده:چنانچه این «ما» به معنای همه مردان باشد باز هم اشتباه می کنید. چون به وضوح در طبقات مختلف جامعه چنین مردانی که به دنبال وحشی گری و زور بی چون و چرا در خانواده هستند پیدا می شود. حتی اگ پای صحبت پدر و مادرهایمان بنشینیم از نسل قبلی خود بسیاری از این زورگویی ها را به خاطر می آورند پس چندان چیز عجیب و غریبی هم نیست که به جو سازی نیاز داشته باشد.
بنده نگفتم زنان می توانند تصمیمات درست و مدبرانه بگیرند و فقط عرض کردم مردان را نمی توان عنصری در خانواده دانست به طوری که تصمیمات ایشان همواره به نفع خانواده باشد و کسی مخالفت نداشته باشد که نکند اقتدارشان لکه دار گردد.

چیزی که گفتیم بسیار روشن بود. ما (نویسنده ی این متن) هرگز زورگویی و عربده کشی و خشونت را جزء مردانگی ارزشمند نمی انگاریم.
معلوم است که مردان "همواره" درست تصمیم نمی گیرند. این که تکرار واضحات است. بحث بر سر این است که در هر مجموعه ای شخصی باید تصمیم آخر را بگیرد. این تصمیم گیرنده ی نهایی باید مرد باشد چرا که احساسات با ثبات تر و قدرت منطق بیشتری دارد. (که فکر می کنم سر این موضوع با هم هم نظریم.)

ویستاM نوشته شده:مردانگی را شما اشتباه معنی می کنید که اصلا آن را برای جنس مذکر به کار می برید. این واژه به هیچ عنوان به جنس مذکر ربطی ندارد و نماد غیرت و شرف انسانی است. بنده قصد جنین جوسازی نداشتم و اگر چنین برداشت کردید احتمالا مشکل از تعریف شما از مردانگی است.

حرف بسیار عجیبی می زنید! مردانگی هیچ ربطی به مردان ندارد؟؟ smile021 پس لابد ما به زبان دیگری تکلم می کنید!
اولا مردانگی اعم از شرف و اغیرت است و شامل چیزهای دیگری نیز می شود. غیرت و شرف انسانی چیزی است در گذشته "فقط" در مردان دیده می شده است و اکنون "غالباً" در مردان. به همین خاطر است که به عنوان یک فضیلت شناخته می شود. لطفا از این حرف ناراحت نشوید. این یک واقعیت است زیر غیرت که به طور کلی مرد و خشونت خوب در جهت حفظ ناموس و اولاد را در ذهن متبادر می کند. شرف هم در واقع بار جوانمردی و رحم و مروت را به همراه دارد که فقط هنگامی بروز می کند که شما در قدرت باشید. یعنی بتوانید به کسی از پشت خنجر بزنید اما جوانمرد باشید و رو در رو مبارزه کنید. رحم هنگامی است که "مثلا" شما بتوانید کسی را بکشید اما اراده می کنید و به او رحم می کنید. بسیاری از این فضایل اساسا در مرد نمود پیدا می کند. نه به خاطر اینکه زنان به گفته ی "اتو واینینگر" بی فضیلت هستند. خیر؛ بلکه به این دلیل که فضایل ارزش خود را در هنگام وجود اراده و توانایی به انجام کاری خلاف نشان می دهد. اینکه به خدمتکار پادشاه بگوییم: (( احسنت بر تو! تو چقدر با پادشاه مهربانی!)) بسیار احمقانه زیرا او چاره ی دیگری جز این ندارد. اما اگر پادشاه کمی با خدمتکارش خوب برخورد کند، اکنون مهربانی ارزش خود را نشان می دهد. به این خاطر است که مردانگی اتفاقا بیشتر (اگر نگوییم فقط) به جنس مذکر مربوط است و گاهی هم به جنس مونث.

ویستاM نوشته شده:ربطی به جامعه مدرن و لیبرال ندارد. در همه جوامع انسانی و حیوانی، زیبایی ظاهری زنان اهمیت و ارزش زیادی برای طرف مقابل داشته و دارد اما این اصلا ارتباطی با در نظر گرفتن زنان به عنوان طرف مهمی از جامعه است که باید به آن ارزش گذاری شود.
در مکتب فمینیسم هم اگر دقت کنید اصلا هدف زنان جذاب بودن برای مردان نیست مشکل آنجاست که شما ایده ای در این زمینه ندارید و همه چیز را با بحث های سکشوال میسنجید.

اتفاقا تمام این مصائب و مشکلات بر ساخته ی لیبرالیسم مبتذل است. لیبرالیسمی که به زنان این حق را می دهد که بی هیچ دلیلی از شوهر خود طلاق گرفته و نصف اموال و دارایی آن مرد مفلوک را، بی آنکه هیچ حقی داشته باشد، بالا بکشد. تفکری که اجازه می دهد دو مرد یا دو زن با هم ازدواج کرده و حتی کودک بیچاره ای را از پرورشگاه به فرزندی بگیرند. اساس مشکلات آنجاست.
در جامعه ی لیبرال "تمام" ارزش زن به ظاهر و زیبایی اوست چرا که نمود تمام و کمال دارد. فلذا زن زشت "مرده ی اجتماعی" به حساب می آید و این واقعیتی تلخ است. در جامعه ی سنتی این چنین نبود. از آنجا که در بسیاری از جوامع گذشته، زنان دراری پوشش های بسته تری بوده اند، تفاوت زن زشت و زن زیبا یا اصلا مشخص نبوده یا بسیار کم اهمیت بوده است. در جنین حامعه ای است که زن می تواند به دنبال ارزش ها و فضایل دیگری باشد.

ویستاM نوشته شده:بحث امتیاز گرفتن در کار نیست. پدر و مادر بودن به یک اندازه برای هرشخص بزرگ و با ارزش است. یادتان نرود شما بحث زنانگی و مادری و کنار هم پیش کشیدید و از سیر تفکر شما بر می آید که زنان را به اندازه مادر بودن کافی می دانید و حق دیگری برای آن ها قائل نیستید...
بوظیفه اصلی که شما برای زن تعریف کردید یک وضعیت مردانه پسند بیش نیست. این وظیفه را چه کسی تعریف کرده؟ البته که غرایض و احساسات و ... زنان اصلا چنین امری را ایجاب می کند! اما نباید دست مایه سو استفاده گردد. محدودیت روانی هم که عرض می کنید برای مردان هم وجود دارد. لطفا از واژه هایی که بار منفی ایجاد می کنند بپرهیزید!

خیر به یک اندازه نیستند. مردان در امر آموزش و تربیت بسیار ضعیف تر از زنان هستند. نسبت مرد به تعلیم و تربیت، همان تناسب زنان و پارک دوبل است! smile021 بنابراین نقش زنان در تربیت و بزرگ کردن فرزندان بسیار بیشتر است.
ما می گوییم به فطرت و روحیات خود بنگرید (زن و مرد) و بر حسب خواسته ها و واقعیات، جامعه ای بر آن مبنا بنا کنیم. (چنانچه نخواهید از آیین گذشتگان و ادیان بهره بگیرید.) محدودیت روانی هم چه دوست داشته باشید یا نداشته باشید، کاملا وجود دارد. مثلا در رشته ی خود من، به کرات شاهد ضعف شدید اجرایی خانم ها در تصمیم گیری بوده ام. محیط اجرایی محیطی است بسیار خشن و خشک و اگر زنی بتواند در آن شرایط احساسات عادی خود را حفظ کند، قطعا مریضی و مشکلی دارد. اما مرد به راحتی حکم را امضا می کند و آن را به اجرا می گذارد و آزار روحی خاصی هم نمی بیند.

ویستاM نوشته شده:این مساله خدارو شکر برای بنده دردسر ساز نیست! شما فکری به حال خودتان بکنید!! smile021 smile021


بله گفتید ما هم گفتیم فهمیدیم!
جناب اقای آنتی فمینیسم محترم! هرکسی بخواهد با شما بحث کند که د افکار شما سیر نمی کند! آن چه مینویسید را می خواند و برداشت می کند. پس چطور می گویید سواد بحث دارید؟!
بنده خانمی زیر 30 سال هستم و مانند شما یک جانبه هم به مطلب نگاه نمی کنم. من گفتم شعور ارزشمند تر از اقتدار است نه اینکه از مردی که اعتماد به نفس بالایی دارد بدم می آید!
برای اطلاع شما عرض می کنم متاهل هم هستم و بسیار نزدیک تر از آن چه تصور کنید با مسائل این چنینی دست و پنجه نرم کرده ام. عوض کردن نظر شما ابدا هدف من نیست! هدف من اطلاع پیدا کردن دسته ای است که مشغول انتخاب ایده خود هستند!

برای ما هم دردسر ساز نیست! به عکس بسیار هم به این قضیه مفتخریم! smile021
بسیار عالی smile072

ویستاM نوشته شده:مهمترین عامل تداوم جامعه همین است که فرمودید اما مهمترین عامل سلامت جامعه این نیست!
من نمیدانم شما متاهل هستید یا نه. احتمالا نیستید...
اما بگذارید یک چیزی را به شما عرض کنم...خیلی از مردها دنیال زنان تابع و ارام می گردند. خیلی هایشان دوست دارند احساس کنند در زندگی برتری دارند اما عذر میخواهم حماقت مردان در انتخاب زنان درست همین جا شروع می شود! زن تابع به درد نمیخورد! زن باید قدرت و اعتماد به نفس و روجیه مبارزه داشته باشد و خودش به علت توانایی روحی و جسمی شما، شما را به عنوان تصمیم گیرنده نهایی «انتخاب» کند. اینجاست که زندگی جذابیت خود را پیدا می کند. این اتفاق در زندگی من مهمترین چیزی است که اسم آن را تفاهم می گذارم

پیروز باشید

خیر فعلا متاهل نیستم اما ...!
بله قدرت و اعتماد به نفس و مبارزه، برای زنان هم وجود دارد اما با معنای مردانه ی آن و معنایی که مراد من بود متفاوت است. یک زن زمانی قدرتمند و دارای روحیه ی مبارز خوانده می شود که در سختی ها و مصائب زندگی، در کنار مردش باقی بماند و در حد توان وی را یاری کند و نه اینکه تا کوچکترین مشکل مالی برای شوهرش پیش آمد، حرف از جدایی و مهریه و ... بکند.
احسنت بر شما! این انتخاب بسیار مطبوع و خوب است و زن دانا و عاقل هم باید چنین کند. smile072

ارادت
To Forgive The Terrorists Is Up To God

But To Send Them To Him Is Up To Us

نمایه کاربر
ویستاM

عضویت : شنبه ۱۳۸۹/۵/۱۶ - ۱۹:۴۵


پست: 399

سپاس: 353

Re: فمینیسم

پست توسط ویستاM »

Undisputed نوشته شده:بله ما (شخص من!) هم طرفدار افراط گرایی نیستیم و این قلم تند نیز صرفا برای نشان دادن حساسیت و حاد بودن مسئله است.
این که زشتی و زیبایی نسبی است صحیح است اما به این معنا نیست که نشود زنان را در طیفی از زشت و نرمال و زیبا قرار نداد. اگر صادقانه برخورد کنیم، مردان در اکثر مواقع بر سر زیبایی یا زشتی زنان و یا زیباتر بودن یکی، به راحتی به توافق می رسند. لذا سخت نیست که تشخیص دهیم هیچ فمنیست فعالی در سطح ایران و جهان پیدا نمی کنید در رده ی دختران شایسته یا مدل های حرفه ای قرار بگیرد.


درود

شما اگر می خواهید در جای دیگری با قلم تند و تیز قضیه را «حاد» جلوه دهید اشکالی ندارد اما در مباحثه ای که فعلا در این جستار بین ماست نیازی به بروز حساسیت نیست چون قلم تند و تیز زیاد جواب نمی دهد! smile034 بعلاوه شعار اینکه بنده طرفدار افراط گرایی نیستم دردی دوا نمی کند مهم ایده و نظر شماست که به وضوح چنین مطلبی را القا می کند.

بند همچنان در تعجبم که استفاده از کلمه زشت و زیبا چه ارزش مفهومی دارد؟
انتخاب یک فرد به عنوان دختر شایسته و مدل که می فرمایید فیلتری نه چندان ساده دارد و بنده مطمئنم اگر پای منافع این چنینی در میان باشد هیچ زنی که از نظر شما زیباست خودش را در معرض این انتخاب فمینیسم و غیر فمینیسم قرار نمی دهد.

حرف شما کمی خنده دار به نظر می رسد که می آیید یک سری آدم را دسته بندی می کنید بعد می گویید آن جریانی که من مخالفش هستم در دسته زشت ها قرار دارند پس از نظر بنده فاقد صلاحیت لازم برای نظر دادن هستند!
خب قبول! یک سری زشت آمدند و گفتند ما فمینیسم هستیم و می خواهیم حقوق برابر با مردان داشته باشیم...خب الان فرض کنید به شما می گویند بروید و با آن ها مذاکره کرده و به نظراتشان گوش کنید. خب جه می کنید؟

Undisputed نوشته شده:چیزی که گفتیم بسیار روشن بود. ما (نویسنده ی این متن) هرگز زورگویی و عربده کشی و خشونت را جزء مردانگی ارزشمند نمی انگاریم.
معلوم است که مردان "همواره" درست تصمیم نمی گیرند. این که تکرار واضحات است. بحث بر سر این است که در هر مجموعه ای شخصی باید تصمیم آخر را بگیرد. این تصمیم گیرنده ی نهایی باید مرد باشد چرا که احساسات با ثبات تر و قدرت منطق بیشتری دارد. (که فکر می کنم سر این موضوع با هم هم نظریم.)


اها...شما همچنان دارید نقل قول می کنید... smile031
شما در پست قبلی فرمودید «ما» «هیچ گاه» به دنبال زورگویی نبودیم...بنده هم گفتم اتفاقا چرا بودید!!
حالا اینکه شما چه چیزی را جزو چه چیزی «می انگارید» اهمیت کمتری دارد.

این قضیه تصمیم آخر گرفتن هم اگر انقدر که می گویید برای شما مهم است و ما هم هم نظریم، بنده فکر نمی کنم چندان اهمیتی داشته باشد چون حداقل می توانم این اطمینان را به شما بدهم که زن اگر یک کمکی باهوش باشد تصمیم را از قبل می گیرد و طوری وانمود می کند که حرف آخر را شما زده اید! و در جاهای مختلفی از تاریخ هم که چنین چیزی می بینید زیاد قضیه را به خودتان و مرد بودنتان نگیرید!! چون شرکت اجتماعی زنان اندک بود شما از قضایای پشت پرده اطلاعی ندارید. (این مطلب در زندگی بسیاری از نسل های قبلی که خودم با چشم خودم دیدم یک حقیقت محض است البته شما می توانید کتمان کنید!)

Undisputed نوشته شده:حرف بسیار عجیبی می زنید! مردانگی هیچ ربطی به مردان ندارد؟؟ پس لابد ما به زبان دیگری تکلم می کنید!
اولا مردانگی اعم از شرف و اغیرت است و شامل چیزهای دیگری نیز می شود. غیرت و شرف انسانی چیزی است در گذشته "فقط" در مردان دیده می شده است و اکنون "غالباً" در مردان. به همین خاطر است که به عنوان یک فضیلت شناخته می شود. لطفا از این حرف ناراحت نشوید. این یک واقعیت است زیر غیرت که به طور کلی مرد و خشونت خوب در جهت حفظ ناموس و اولاد را در ذهن متبادر می کند. شرف هم در واقع بار جوانمردی و رحم و مروت را به همراه دارد که فقط هنگامی بروز می کند که شما در قدرت باشید. یعنی بتوانید به کسی از پشت خنجر بزنید اما جوانمرد باشید و رو در رو مبارزه کنید. رحم هنگامی است که "مثلا" شما بتوانید کسی را بکشید اما اراده می کنید و به او رحم می کنید. بسیاری از این فضایل اساسا در مرد نمود پیدا می کند. نه به خاطر اینکه زنان به گفته ی "اتو واینینگر" بی فضیلت هستند. خیر؛ بلکه به این دلیل که فضایل ارزش خود را در هنگام وجود اراده و توانایی به انجام کاری خلاف نشان می دهد. اینکه به خدمتکار پادشاه بگوییم: (( احسنت بر تو! تو چقدر با پادشاه مهربانی!)) بسیار احمقانه زیرا او چاره ی دیگری جز این ندارد. اما اگر پادشاه کمی با خدمتکارش خوب برخورد کند، اکنون مهربانی ارزش خود را نشان می دهد. به این خاطر است که مردانگی اتفاقا بیشتر (اگر نگوییم فقط) به جنس مذکر مربوط است و گاهی هم به جنس مونث.


اسمش که چرا...مردانگی اولش مرد دارد!!

مشکلی که با شما وجود دارد معنای لغوی غیرت و شرف نیست (که البته همین معانی را هم دارد) مشکل طرز فکر شماست.
غیرت در معنی لغوی حساسیت مثبت نسبت به به ناموس است اما امروز در فرهنگ عام صرفا چنین معنای ندارد. یعنی از نظر شما وقتی خبرنگار میگوید هم میهنان غیور احتمالا منظورش مردهاست و زن ها جزو میهن اون دسته بند می شوند نه هم میهن!! (عمق فاجعه...!!!)
غیور در ذهن بنده به معنای کسی است که نسبت به یک مساله با ارزش حساسیت مثبت دارد. در این تعریف زن ها هم میتوانند با غیرت باشند. کسی که زندگی و جان و مال خود را به خاطر یک هدف والا به خطر می اندازد غیور است.
اینکه شما دوست دارید از واژگان به نفع خود استفاده کنید این را در ذهن القا می کند که اگر زنان شروع کننده مکتب فمینیسم به خاطر استفاده مردان از قوانین به نفع خود دست به چنین اقدامی زدند دور از انتظار هم نبوده!
در مورد شرف هم همین امر صادق است.
قسمت جالب بحث ما اینجاست که شما مدام مرد مرد می کنید و میخواهید به نحوی زنان را از یک حیطه دلخواه خود خارج کنید.برای این کار به واژگان زشت و زیبا و قدرت و غیرت و .... اشاره می کنید اما بنده مدام اعتقاد دارم در نوشتن قوانین نباید قوای جنسیتی یک طرف به عنوان اهرم فشار به دیگری استفاده شود.
مثلا همین احساسات که می فرمایید در زنان قوی تر است
خب بیایم ما در قانون دست ببریم بگویم چوون زنان خیلی احساساتشان قوی است و مردان فاقد این احساس قدرتمند هستند، وقتی جرمی مرتکب می شوند باید با آن ها خیلی لطیف برخورد کنیم چون اگر مثلا دست به قتل زدند دست خودشان نبود و احساساتی شدند!
این درست به همین مسخرگی است که مردان اظهار می کنند زنان نمی توانند قاضی شوند چون شفقت دارند!

درباره پادشاه و خدمتکار هم مثال چندان جالبی نبود. زنان در طول تاریخ ثابت کرده اند که همین احساسی که می فرمایید در بعضی شان چنان می تواند برعکس کار کند که یک سلسله را جایگزین سلسله دیگر کنند! پس زیادهم فکر نکنید ان پادشاه همه کاره شما هستید!

Undisputed نوشته شده:اتفاقا تمام این مصائب و مشکلات بر ساخته ی لیبرالیسم مبتذل است. لیبرالیسمی که به زنان این حق را می دهد که بی هیچ دلیلی از شوهر خود طلاق گرفته و نصف اموال و دارایی آن مرد مفلوک را، بی آنکه هیچ حقی داشته باشد، بالا بکشد. تفکری که اجازه می دهد دو مرد یا دو زن با هم ازدواج کرده و حتی کودک بیچاره ای را از پرورشگاه به فرزندی بگیرند. اساس مشکلات آنجاست.
در جامعه ی لیبرال "تمام" ارزش زن به ظاهر و زیبایی اوست چرا که نمود تمام و کمال دارد. فلذا زن زشت "مرده ی اجتماعی" به حساب می آید و این واقعیتی تلخ است. در جامعه ی سنتی این چنین نبود. از آنجا که در بسیاری از جوامع گذشته، زنان دراری پوشش های بسته تری بوده اند، تفاوت زن زشت و زن زیبا یا اصلا مشخص نبوده یا بسیار کم اهمیت بوده است. در جنین حامعه ای است که زن می تواند به دنبال ارزش ها و فضایل دیگری باشد.


یک سری مردها هم هستند که بی هیچ دلیل از زن خود طلاق می گیرند و با استفاده از اهرم فشار حضانت فرزند او را از حق مسلم مهریه خود باز میدارند و بعد زن باید در یک فضای آلوده اجتماعی (حداقل در ایران ما که اصلا نه خبر از چنین قانونی است و نه آزادی کامل!) به تنهایی بار یک زندگی را به دوش بکشد. پس حق طلاق و گرفتن اموال همچنین ک میفرمایید بر ضد مردان مفلوک نیس بلکه راهی است برای نجات زنان از چنین ورطه دردناکی.
شما اصرار دارید زنان زشت به درد نخورند...خیلی تمسخر برانگیز است...البته از این بابت ناراحت نشوید چون مرد هستید جز این انتظاری هم نیست!!
اقای محترم! زن دیروزی اصلا در جامعه نبوده که بخواهد مرده و زنده باشد! واقعا در کجا سیر می کنید؟ صورت مساله را پاک می کنید؟! خب اینکه مردان تجدید نظری درباره این بازه زشتی و زیبایی بکنند کمی ساده تر از بیرون کشیدن زن از جامعه و پایمال کردن حق طبیعی اوست!فضایل دیگر هم از نظر شما خانه داریو بچه داری و همسر داری و .... smile022 ممنون این فضایل مال خودتان ما همان مرده اجتماعی باشیم سنگین تریم!! smile039 smile039

Undisputed نوشته شده:خیر به یک اندازه نیستند. مردان در امر آموزش و تربیت بسیار ضعیف تر از زنان هستند. نسبت مرد به تعلیم و تربیت، همان تناسب زنان و پارک دوبل است! بنابراین نقش زنان در تربیت و بزرگ کردن فرزندان بسیار بیشتر است.
ما می گوییم به فطرت و روحیات خود بنگرید (زن و مرد) و بر حسب خواسته ها و واقعیات، جامعه ای بر آن مبنا بنا کنیم. (چنانچه نخواهید از آیین گذشتگان و ادیان بهره بگیرید.) محدودیت روانی هم چه دوست داشته باشید یا نداشته باشید، کاملا وجود دارد. مثلا در رشته ی خود من، به کرات شاهد ضعف شدید اجرایی خانم ها در تصمیم گیری بوده ام. محیط اجرایی محیطی است بسیار خشن و خشک و اگر زنی بتواند در آن شرایط احساسات عادی خود را حفظ کند، قطعا مریضی و مشکلی دارد. اما مرد به راحتی حکم را امضا می کند و آن را به اجرا می گذارد و آزار روحی خاصی هم نمی بیند.


بنده درباره تربیت فرزندان صحبت نکردم بلکه عرض کردم اگر بخواهید مادر بودن را ارزشی ببینید که به واسطه آن زن را از حقوق خود محروم کنید باید برای محروم کردن مردان به واسطه پدر بودنشان هم تعبیه ای بیندیشید.
اگر می فرمایید مثلا اشتغال زن منافاتی با تربیت فرزندان دارد بنده بسیار بسیار مادرانی دیده ام که در عین حال که شاغل بودند، فرزندانی به مراتب بهتر و سالم تر از مادران صرفا خانه دار تربیت کرده و به جامعه تحویل داده اند. پس بهتر است این مهم را به زنان واگذار کنید و در اموری که ضعیف هستید دخالت نکنید.
خب حال چه کنیم؟ زنان را از یک سری شغل ها محروم کنیم؟ این نقض حقوق آن هاست!
کار بهتر و ساده تر آموزش صحیح به دختران و پسران است. این آموزش غلط است که از شما مردی ساخته که چنین ادبیاتی را برای زنان به کار میبرد و اگر هم چهارتا کلمه خوب استفاده می کند با کلی منت و اظهار فضل و دید بالا به پایین است! و همین آموزش غلط هم یک سری زنان و دختران را به مسیری می برد که برای نشان دادن برتری های خودشان می خواهند کاری را امتحان کنند که اصلا برای آن ساخته نشده اند...
بنده اعتقاد دارم اگر شما زنی را می بینید که در جایی کار می کند که مردانه است فوری سراغ این مطلب نروید که او چقدر نادان است که خودرا در این مشکل گرفتار کرده بلکه پیش خود بگویید احتمالا به حقوق و مزایایی که در آن کار وجود دارد از لحاظ مالی یا شخصیتی نیاز داشته! (منظور از حقوق مالی نیست) و سعی کنید دختر خودتان را طوری تربیت کنید که در عین حضور موثر در جامعه و بدون توجه به اینکه او زشت است یا زیبا به دنبال شغلی برود که کاملا برای او و شخصیتش مناسب است.

Undisputed نوشته شده:برای ما هم دردسر ساز نیست! به عکس بسیار هم به این قضیه مفتخریم!

اگر افتخار دارد افتخار کنید مانعی ندارد... smile034

Undisputed نوشته شده:خیر فعلا متاهل نیستم اما ...!
بله قدرت و اعتماد به نفس و مبارزه، برای زنان هم وجود دارد اما با معنای مردانه ی آن و معنایی که مراد من بود متفاوت است. یک زن زمانی قدرتمند و دارای روحیه ی مبارز خوانده می شود که در سختی ها و مصائب زندگی، در کنار مردش باقی بماند و در حد توان وی را یاری کند و نه اینکه تا کوچکترین مشکل مالی برای شوهرش پیش آمد، حرف از جدایی و مهریه و ... بکند.
احسنت بر شما! این انتخاب بسیار مطبوع و خوب است و زن دانا و عاقل هم باید چنین کند.


خب امیدوارم قبل از «اما...» ایشان را از لحاظ نوع تفکر خودتان اگاه کنید.
در اینجا برعکس قبل شما دیگر به واژه و معنی کلمه کاری ندارید و اعتقاد دارید معنای مبارزه متفاوت است! پس چطور می شود معنای غیرت و شرف متفاوت نیست!؟
بگذریم...

اولا قبل از پاسخ قسمت اول نوشته شما درباره تمجید از بنده لازم است خدمتتان عرض کنم این انتخاب بنده نیست که مطبوع است، این نحوه اثبات همسر شایسته بنده به من است که بسیار بسیار تامل برانگیز و تعریف دار است! پس برعکس به ماجرا نگاه نکنید!

تا سختی ها و مصائب زندگی چه باشد! اگر مرد ذهن شما انقدر مرد است که میفرمایید حرف شما متین و صحیح است. اما درمورد دسته دیگری که البته کم هم نیستند باید عرض کنم در این کشور عزیز خودمان انقدر فیلم و داستان درباره زن هایی وجود دارد که با داشتن یک مرد فقط «نر» و دیگر «هیچ!» طوری صورت خود را به سیلی سرخ نگه داشته اند که از شنیدن ان تعجب می کنیم. زن ها با این وضع مزخرف شان و منزلت احتماعی و از همه مهمتری نبود امنیت اقتصادی و اجتماعی هرگز نمی توانند بدون داشتن پشتوانه مناسب به این مسائل فکر کنند.
اینجا برای زن ها اینقدر گل و بلبل نیست که بیوه شدن را با زندگی کنار یک مرد ناشایست ترجیح دهند. پس بهتر است شما (مردان) به جای نظر دادن درباره صحت و سقم فمینیسم کمی به فکر سلامت روح و روان خود باشید. فکر میکنم اینطور اوضاع بهتر و بهتر شود...

پیروز باشید smile072
جهان به حق مدیون ملت و ملیت ایرانی است
با افتخار و غرور ایرانی ام بر سر جهانیان فریاد میزنم که:
من نواده ی کوروش کبیرم

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

هرچه دل تنگت میخواهد بگو....

پست توسط MENERVA »

همیشه زن های پادشاه زیباترین زن های شهر باید باشن. زنای ناصرالدین شاهم داف ترینای دوران خودشون بودن. مثلن این سوگولی ناصرالدین شاه بود, یکی از سکسی ترین دخترای هم عصر خودش:

تصویر

جوووونز چه قده غبغبش سکسیه smile055

این یکی فک کنم اسمش نازنین‌سیبیل بوده ؛ خیلی خوردنیه؛ چاق, چله, دمبه و خوش مزه smile055

تصویر


چه در و دافایی بودنآ؛ دلم یکی از این دافا می خواد به عنوان داداشی دوستم باشه و مثه برادر هوای منو داشته باشه smile021

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6914

سپاس: 5193

جنسیت:

تماس:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط DARKENERGY »

فرنگ رفته و فرنگ نرفته !
: )))
تصویر

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

ارسال پست