فمینیسم

مدیران انجمن: parse, javad123javad

قوانین انجمن
مسئولیت مطالبی که در تالار نوشته میشود به عهده نویسنده است و مدیریت سایت هوپا هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
مطالب نوشته شده در سایت به معنی رد یا تایید آنها از سوی مدیریت سایت هوپا نمی باشد.
مدیریت سایت هوپا حق دارد هر گونه تاپیک مغایر با قوانین را بدون اطلاع به نویسنده مطلب حذف یا ویرایش کند.
هر گونه بی احترامی به سایر کاربران در سایت ممنوع میباشد و با شخص مربوطه برخورد خواهد شد.
از به انحراف کشیدن تاپیک ها و مطرح کردن مطالبی که موجب به انحراف رفتن تاپیک میشود شدیدا خود داری کنید.
این قوانین توسط مدیریت سایت هوپا قابل تغییر است و با توجه به شرایط حاکم بر سایت ممکن است تغییر کند.
نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

اون چپیه هم عصر ناصرالدین شاهه؟

اره خارجیا اون زمانم خیلی جلوتر از ما بودن خب؛ از نظر فرهنگی و زیبایی شناسی هم مدرن تر از ایران بودن. این عکسی که دادی سمت راستیه فقط اون خال روی لپشو بخورم من smile021

نمایه کاربر
M a n i a

عضویت : شنبه ۱۳۹۱/۱/۱۲ - ۰۱:۱۷


پست: 198

سپاس: 302

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط M a n i a »

MENERVA نوشته شده:اره خارجیا اون زمانم خیلی جلوتر از ما بودن خب؛ از نظر فرهنگی و زیبایی شناسی هم مدرن تر از ایران بودن.

ارزش های یک جامعه درگذر زمان دچار دگرگونی میشوند.
زیبایی شناسیِ چگونگی پوشش، آرایش، پیرایش، تناسب اندام و ... نیز همین گونه است. گاهی سوگلی فرنگ نرفته زیباست، گاهی سوگلی فرنگ رفته!
یا در زمینه ی دیگر، برده داری گاهی ارزشمند و پذیرفتنی است و گاهی ناپسند.
این ها تنها برآمده از دگرگونی اجتماعی و فرهنگی است و نشان دهنده ی جلوتر بودن و با فرهنگ تر بودن اروپایی ها نیست.
شک و شکاکیت نخستین گام بسوی حقیقت است.
"دنیس دیدرو"

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

M a n i a نوشته شده:
MENERVA نوشته شده:اره خارجیا اون زمانم خیلی جلوتر از ما بودن خب؛ از نظر فرهنگی و زیبایی شناسی هم مدرن تر از ایران بودن.

ارزش های یک جامعه درگذر زمان دچار دگرگونی میشوند.
زیبایی شناسیِ چگونگی پوشش، آرایش، پیرایش، تناسب اندام و ... نیز همین گونه است. گاهی سوگلی فرنگ نرفته زیباست، گاهی سوگلی فرنگ رفته!
یا در زمینه ی دیگر، برده داری گاهی ارزشمند و پذیرفتنی است و گاهی ناپسند.
این ها تنها برآمده از دگرگونی اجتماعی و فرهنگی است و نشان دهنده ی جلوتر بودن و با فرهنگ تر بودن اروپایی ها نیست.


تا جایی که درباره زیبایی اطلاع دارم مفهوم زیبایی فقط وابسته به ارزش های فرهنگی نیس؛ علاوه بر فرهنگ, زیبایی یه مفهوم ژنتیکی هم هست, می شه گفت یه مفهوم فرهنگی-ژنتیکیه؛ یه سری از علایم ظاهری توی بقای ژن تاثیر داشتن و باعث شده ذهن ما اون علایم رو زیبا ببینه (مثه تقارن صورت, صورتی که کاملن متقارن باشه و تناسب اجزای صورت و فاصلشون از همدیگه و... اینا همش نشانه سلامتی ژنتیکیه و توی بقای ژن تاثیر داره)؛ جدا از اون یکسری از نشانه های زیبایی هم طبق ارزش های فرهنگیه؛

اما هیچوقت زیبایی فرهنگی با ژنتیکی تعارض نداشتن باهم, مثلن خوش اندام بودن یه خانوم نشانه سلامتی و قابلیت باروری مناسبه اما بداندام بودن, عدم تقارن چهره, نداشتن تناسب توی اجزای چهره و... علامتی بر سلامتی بیولوژیک نیس و افرادی که بیشتر علایم بالا رو باهم دارن, یا حتی یکی از این علامت هارو خیلی اغراق شده دارن, نمی تونن ژن خودشونو به نسل های آتی منتقل کنن؛ اون خانم ها توی اون زمان مطلقن اندامشون زشت و چاق بود و نمی تونم درک کنم چجوری فرهنگ اون زمان این معیارها رو زیبا تلقی می کرد؛ چون در تعارض با زیبایی ژنتیکی بودن.

معیارهای زنونگی و مردونگی هم توی زیبایی شناسی تاثیر داره؛ مثلن از دید یه خانوم, یه مردی که نشانه های مردونگی بالایی داره جذابه (و برعکس, یه آقا از دختری که نشونه های زنونگیش بالا باشه خوشش میاد)؛ حالا مشکل اینجاس دخترهای اون زمان در اوج مردانگی بودن و باز هم این با مفهوم زیبایی ژنتیکی تضاد داره!
آخرین ویرایش توسط MENERVA پنج‌شنبه ۱۳۹۶/۸/۱۱ - ۱۱:۵۲, ویرایش شده کلا 1 بار

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

البته من یه جا می خوندم نوشته بود واسه ی بانوان اون زمان سیبیل دار بودن یه نوع ارزش بوده؛ یعنی سیبیل یه خانوم نشونه نجابت و ارزش بیشترش بوده.

مثلن الان پسرا به عشقشون می گن کوچولوی من, خوشگل من, جوجوی کی بودی تو؟ اون زمان پسرا به دخترا می گفتن سیبیل‌سیاه من, شکم‌گنده ی من, سگ‌سیبیل کی بودی تو؟ smile021

خلاصه تارای سیبیل دخترا نماد باکرگیشون بوده و بعده ازدواج اجازه داشتن سیبیلاشونو بزنن, اما قبل از ازدواج سگ‌سیبیلی یه نوع ارزش بوده. دختری هم که سیبیل نداشته یعنی باکره نبوده و پسرا قبولش نمی کردن.

نمایه کاربر
4you

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۶/۷/۲۴ - ۰۰:۱۱


پست: 11

سپاس: 20

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط 4you »

بنظر فمینیستا که اصلاً مردونگی و زنونگی ذاتی نیست و یه پیامد فرهنگی از فرهنگ مردسالاریه که دنبال برتری دادن به مردا و زیردست کردن زناست . الانم زنا تحت تاثیر این مم فرهنگی (فمینیسم) میخوان عین مردا باشن ولی ظاهراً طبیعتشون(ژن زیستی) هنوز میخواد "زن" باشن و این دو تا گرایش متضاد انگار اونا رو دارن از دو جهت مخالف میکشن و..!

زنا تحت تاثیر غلبه فمینیسم (حتی تو جامعه ی ما) ،چون میخوان عین مردا باشن رفتارای زنونه و احساسی شون رو حذف و سرکوب میکنن و این باعث میشه مردا کمتر سمت اینجور زنا برن و اگرم مردی سمتشون رفت، اینا چون نمیخوان نقش طبیعی مفعول بودنو توی رابطه بازی کنن و تحت تاثیر فمینیسم میخوان توی رابطه فاعل باشن با مردای فاعل کنار نمیان، یا اینکه یه مرد بی بخار و مفعول به پستشون میخوره (مثل همونایی که بشون میگن داداشی :) )

الانم مثل همون دوره ی قاجاره، منتهی زنا ظاهرشون زنونه تر شده و رفتارشون مردونه تر!
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس
این سود و زیان ما را بس!

نمایه کاربر
RobertPlant

عضویت : شنبه ۱۳۹۶/۷/۲۲ - ۲۳:۰۲


پست: 3

سپاس: 4

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط RobertPlant »

4you نوشته شده:بنظر فمینیستا که اصلاً مردونگی و زنونگی ذاتی نیست و یه پیامد فرهنگی از فرهنگ مردسالاریه که دنبال برتری دادن به مردا و زیردست کردن زناست . الانم زنا تحت تاثیر این مم فرهنگی (فمینیسم) میخوان عین مردا باشن ولی ظاهراً طبیعتشون(ژن زیستی) هنوز میخواد "زن" باشن و این دو تا گرایش متضاد انگار اونا رو دارن از دو جهت مخالف میکشن و..!

زنا تحت تاثیر غلبه فمینیسم (حتی تو جامعه ی ما) ،چون میخوان عین مردا باشن رفتارای زنونه و احساسی شون رو حذف و سرکوب میکنن و این باعث میشه مردا کمتر سمت اینجور زنا برن و اگرم مردی سمتشون رفت، اینا چون نمیخوان نقش طبیعی مفعول بودنو توی رابطه بازی کنن و تحت تاثیر فمینیسم میخوان توی رابطه فاعل باشن با مردای فاعل کنار نمیان، یا اینکه یه مرد بی بخار و مفعول به پستشون میخوره (مثل همونایی که بشون میگن داداشی :) )

الانم مثل همون دوره ی قاجاره، منتهی زنا ظاهرشون زنونه تر شده و رفتارشون مردونه تر!

یکم میشه بیشتر توضیح بدی چون هیچ ارتباطی بین فمینیسم و عکس زنای دوره قاجار نمیبینم(چون ب نظر ادامه همون بحثه). تعریفتون از فمینیسم هم یکم گنگ بود و ارتباطش با ژنتیک و فرهنگ

Daytime is not my time ...


تصویر

نمایه کاربر
4you

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۶/۷/۲۴ - ۰۰:۱۱


پست: 11

سپاس: 20

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط 4you »

RobertPlant نوشته شده:
4you نوشته شده:بنظر فمینیستا که اصلاً مردونگی و زنونگی ذاتی نیست و یه پیامد فرهنگی از فرهنگ مردسالاریه که دنبال برتری دادن به مردا و زیردست کردن زناست . الانم زنا تحت تاثیر این مم فرهنگی (فمینیسم) میخوان عین مردا باشن ولی ظاهراً طبیعتشون(ژن زیستی) هنوز میخواد "زن" باشن و این دو تا گرایش متضاد انگار اونا رو دارن از دو جهت مخالف میکشن و..!

زنا تحت تاثیر غلبه فمینیسم (حتی تو جامعه ی ما) ،چون میخوان عین مردا باشن رفتارای زنونه و احساسی شون رو حذف و سرکوب میکنن و این باعث میشه مردا کمتر سمت اینجور زنا برن و اگرم مردی سمتشون رفت، اینا چون نمیخوان نقش طبیعی مفعول بودنو توی رابطه بازی کنن و تحت تاثیر فمینیسم میخوان توی رابطه فاعل باشن با مردای فاعل کنار نمیان، یا اینکه یه مرد بی بخار و مفعول به پستشون میخوره (مثل همونایی که بشون میگن داداشی :) )

الانم مثل همون دوره ی قاجاره، منتهی زنا ظاهرشون زنونه تر شده و رفتارشون مردونه تر!

یکم میشه بیشتر توضیح بدی چون هیچ ارتباطی بین فمینیسم و عکس زنای دوره قاجار نمیبینم(چون ب نظر ادامه همون بحثه). تعریفتون از فمینیسم هم یکم گنگ بود و ارتباطش با ژنتیک و فرهنگ


بحث فمینیسمی که کردم مکمل بحثی بود که دو تا از دوستان کردند و یکی میگفت زیبایی یه برساخت اجتماعی و فرهنگیه (که یه دیدگاه فمینیستیه) و دوست دیگه مون گفت که خصلتای زنونه و مردونه فرافرهنگی و زیستی هستن.

الان تکامل گرایی داره تبدیل به یه پارادایم توی جامعه شناسی و روانشناسی و حتی اقتصاد و.. میشه .توی جامعه شناسی حرفش اینه که فرهنگ ها هم مثل ژن ها تکثیر میشن و جهش پیدا میکنن و.. و فرهنگی غالب میشه که بیشتر با شرایط سازگار باشه و اگه الان میبینیم بعضی از فرهنگای قدیمی دارن از بین میرن یا برای بقا دست و پا میزنن واسه اینه که تاب دووم آوردن جلوی فرهنگای غالب رو ندارن و با شرایط فعلی دنیا سازگار نیستن.

یکی از این موجودات فرهنگی مدرن، فمینیسمه که خیلی سریع از کشورای غربی به همه جای دنیا سرایت پیدا کرد و داره میکنه. حرف غالبشونم اینه که زن و مرد بودن (تفاوت توی اندامای جنسی و..) ژنتیکیه ولی زنونگی و مردونگی ژنتیکی نیست و یه فرهنگه( که مثلا میگه زنا باید چطور رفتار کنن و لباس بپوشن و مردا چطور) این هسته ی اصلیه فمینیسمه ولی شاخه های مختلف فمینیسم توی جنبه های دیگه با هم تفاوتایی دارن

منتهی بنظر میرسه که زن و مرد واقعن یه تفاوتای ذاتی دارن و انکار این تفاوتا بدست فمینیستا هم داره به خود زنا ضربه میزنه و هم به مردا و در کل به جامعه. همچین فرهنگایی که در مقابل طبیعت وایمیسن محکوم به نابودین چون بعد از یه دوره ای که غالب شدن نمیتونن تکثیر بشن و تضعیف میشن. موردی که توی پست قبلی گفتم، ناسازگاری درونی فمینیسمو نشون میداد. فمینیسم به زنا میگه شما نباید به یه مرد وابسته باشین و عاشقش بشین چون اینجوری تو موضع ضعف قرار میگیرین و به بازتولید فرهنگ مردسالاری کمک میکنین؛ در عوض باید دنبال موضع برابر با مردا باشین ( و رادیکالاشون میگن باید حتی دست بالا رو بگیرین و زن سالاری رو جایگزین مرد سالاری کنین!) این توصیه و عقیده فمینیستی باعث میشه که زنا به روابط با مردای فاعل تن ندن . در نتیجه یه مشت مرد بی بخار و مفعول دور اینجور زنا رو میگیرن .بنظر میرسه این یه برد واسه زنا باشه ولی نیست؛ چون خود زنا از اینجور مردای پخمه خوششون نمیاد! در نتیجه فمینیسم از یه طرف زنا رو وادار به فاصله گرفتن از طبیعت زنونه شون، و مردونه رفتار کردن میکنه و از طرفی اونا رو وارد روابطی ناخوشایند میکنه.همینطور مردا رو وادار به فاصله گرفتن از رفتارای مردونه ـ فاعلانه میکنه که جذابیتی ندارن

نتیجه اینکه فمینیسم زن و مردو با هم .. :)
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس
این سود و زیان ما را بس!

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

من معتقدم توی رابطه زن و مرد باید برابر باشن, فاعل و مفعول ینی چی؟!! اینا بار معنایی خوبی نداره؛ اون زمان که زن فرمانبردار و مطیع بود و مرد فرماندار گذشت؛

الان که جامعه آزادتر شده و هرکسی بدون این که بترسه فرهنگ متحجرانه مذ.هبی بهش انگ بزنه می تونه گرایش جنسیشو بروز بده, ما فهمیدیم که خیلی ها همجنسگران (خیلی زیادتر از اونی که توی جامعه بسته انتظار داشتیم باشه). گرایش جنسی خیلی پیچیدس؛ فروید می گه همه ی اآدما همجنسگرا به دنیا میان و ممتیک اجتماعی اونا رو به دو سر خطکش جنسی سوق می ده (یه سر دگرجنسگرایی و یه سر همجنسگرایی)؛

من توی دانشگاه با یه دختره دوست بودم که لز.بین بود؛ می گفت توی رابطه ی من با پارتنرم فاعل و مغعول معنی نداره, ما برابریم, از هر لحاظ برابریم؛ اما از نظر شخصیتی می تونه یه پارتنر نقش protector رو داشته باشه و اون یکی رو حمایت می کنه؛ مثه مرد که حامیه زنه؛ یا نه, می تونه هم هردو به یه اندازه حامی باشن, هیچ الزامی نیس؛ الزام به این که یکی کله گنده و فاعل باشه و یکی توسری خور و مفعول؛ اگرم یه دختر اون یکی دخترو حمایت کنه ربطی نداره که مثه دخترای استریت که مردشون فاعله زنشو محدود کنه سرکار نره توی جامعه نره با هیچ پسری حرف نزنه و از اون خرغیرتای مردسالار باشه.


اینا می گن زن حق نداره بره سرکار, زن حق نداره بره توی جامعه, زن حق نداره با جنس مخالف حرف بزنه (و اگه با جنس مخالف حرف بزنه یعنی می خواد مخ بشه! پس نباید با هیچ احدی از جنس پسر حرف بزنه و...) گذشت دوران عقب ماندگی فکری, گذشت. زمان فاعل بودن مرد و مفعول بودن زن گذشت.

دخترا همدیگه رو خیلی خوب می فهمن؛ رابطه اون دوستم واقعن یه رابطه سالم و ماندگار بود و از خیلی از رابطه های دختر و پسر که به خاطر عدم توازن و تقسیم نابرابر قدرت بین دوتا پارتنر به انحرافات روانی و جنسی و... کشیده می شه بهتر بود. الان رابطشونو مقایسه می کنم می بینم خیلی از رابطه های بقیه دوستام سالم تر بودو رضایتشونم بیشتر بود؛ چون هردو به یه نسبت حامی همدیگه و برابرن. هردو توی شرایط سخت و ناگوار زندگی کنار هم و برای هم هستن. اگرم رابطشون نامتوازن باشه با رضایت همدیگس و هیچ الزامی در کار نیس.

نمایه کاربر
4you

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۶/۷/۲۴ - ۰۰:۱۱


پست: 11

سپاس: 20

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط 4you »

MENERVA نوشته شده:من معتقدم توی رابطه زن و مرد باید برابر باشن, فاعل و مفعول ینی چی؟!! اینا بار معنایی خوبی نداره؛ اون زمان که زن فرمانبردار و مطیع بود و مرد فرماندار گذشت؛

الان که جامعه آزادتر شده و هرکسی بدون این که بترسه فرهنگ متحجرانه مذ.هبی بهش انگ بزنه می تونه گرایش جنسیشو بروز بده, ما فهمیدیم که خیلی ها همجنسگران (خیلی زیادتر از اونی که توی جامعه بسته انتظار داشتیم باشه). گرایش جنسی خیلی پیچیدس؛ فروید می گه همه ی اآدما همجنسگرا به دنیا میان و ممتیک اجتماعی اونا رو به دو سر خطکش جنسی سوق می ده (یه سر دگرجنسگرایی و یه سر همجنسگرایی)؛

من توی دانشگاه با یه دختره دوست بودم که لز.بین بود؛ می گفت توی رابطه ی من با پارتنرم فاعل و مغعول معنی نداره, ما برابریم, از هر لحاظ برابریم؛ اما از نظر شخصیتی می تونه یه پارتنر نقش protector رو داشته باشه و اون یکی رو حمایت می کنه؛ مثه مرد که حامیه زنه؛ یا نه, می تونه هم هردو به یه اندازه حامی باشن, هیچ الزامی نیس؛ الزام به این که یکی کله گنده و فاعل باشه و یکی توسری خور و مفعول؛ اگرم یه دختر اون یکی دخترو حمایت کنه ربطی نداره که مثه دخترای استریت که مردشون فاعله زنشو محدود کنه سرکار نره توی جامعه نره با هیچ پسری حرف نزنه و از اون خرغیرتای مردسالار باشه.


اینا می گن زن حق نداره بره سرکار, زن حق نداره بره توی جامعه, زن حق نداره با جنس مخالف حرف بزنه (و اگه با جنس مخالف حرف بزنه یعنی می خواد مخ بشه! پس نباید با هیچ احدی از جنس پسر حرف بزنه و...) گذشت دوران عقب ماندگی فکری, گذشت. زمان فاعل بودن مرد و مفعول بودن زن گذشت.

دخترا همدیگه رو خیلی خوب می فهمن؛ رابطه اون دوستم واقعن یه رابطه سالم و ماندگار بود و از خیلی از رابطه های دختر و پسر که به خاطر عدم توازن و تقسیم نابرابر قدرت بین دوتا پارتنر به انحرافات روانی و جنسی و... کشیده می شه بهتر بود. الان رابطشونو مقایسه می کنم می بینم خیلی از رابطه های بقیه دوستام سالم تر بودو رضایتشونم بیشتر بود؛ چون هردو به یه نسبت حامی همدیگه و برابرن. هردو توی شرایط سخت و ناگوار زندگی کنار هم و برای هم هستن. اگرم رابطشون نامتوازن باشه با رضایت همدیگس و هیچ الزامی در کار نیس.


مساله اینجاست که خود زن ژنتیکن از مرد انتظار حمایت داره تا بتونه از اون و بچه هاش( ژنش) مراقبت کنه و این خواه ناخواه یه برتری به مرد میده. اما فمینستا میگن نه ما نیاز به حمایت نداریم و دنبال یه مرد حامی نیستیم؛ نتیجه این میشه که مردای آویزون به پستشون میخوره ( چون اصن تعادل قدرت ناممکنه و یه چیز خیلی ایده آلیه، بلاخره یا اینور میافته یا اونور) اما زنا ژنتیکی از مردای حامی خوششون میاد نه مردای آویزون و این میشه که نه با مردای حامی آبشون تو یه جوب میره نه با مردای آویزون و اینجوری میشه که میرن سراغ لزبازی :)

اما مشکل فمینیسم اینجا بیخ پیدا میکنه که چون دست بر قضا دو تا لز فقط میتونن از این شعرای تفسیرناپذیر بگن و همدیگه رو بلیسن و نمیتونن تولید مثل کنن ،بمرور نسلشون از صحنه روزگار محو میشه! و فقط ژن زنایی باقی میمونه که سفت و سخت فمینیست نیستن و جواز فاعل بودن رو تا حدودی به مردا میدن . smile051
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس
این سود و زیان ما را بس!

نمایه کاربر
RobertPlant

عضویت : شنبه ۱۳۹۶/۷/۲۲ - ۲۳:۰۲


پست: 3

سپاس: 4

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط RobertPlant »

خب ی سری حرفارو ک میخاستم بگم فرنیا گفته کارم راحت شده

من معتقدم توی رابطه زن و مرد باید برابر باشن, فاعل و مفعول ینی چی؟!! اینا بار معنایی خوبی نداره؛ اون زمان که زن فرمانبردار و مطیع بود و مرد فرماندار گذشت؛


دقیقا زمان این بحثا یک قرن گذشته و حل شدس حالا تو اروپا جلوتر از ما ولی زمان شاه این مسائل حل شده و حتی حق رای و کار تو اجتماع ب زن داده شده. دید 4you ب فالاچی شباهت داره ک خیلی ازون دوران گذشته(منظورم دوره زمانی ک فالاچی زندگی میکرده و فرهنگ اون زمان جوری بوده ک اریانا میترسید ب دوست پسرش بگه ازش بارداره و مسایلی ک تو کتاب کودکی ک هرگز زاده نشد وجود داره). ولی تو تاریخ خودمون فروغ رو داریم ک با اینکه بهش شاید ظلم شده هیچ دید انتی مرد نداره و تو شعراش میخاد از عشق بگه آغوش مرد رو مثال میزنه. زمان خودش بخاطر شعراش بهش میگفتن فاحشه ولی با همین تابو شکنیاش شاید اسمش جاودان شده.

این مسئله فاعل و مفعولم تو جامعه مدرن حل شده ک زن هم ب مردا ابراز علاقه میکنه و پا پیش میزاره و استفاده ازش درس نیس یا پخمه و بی بخار ...

ی مثال بخام بزنم ژان پل سارتر و سیمون دوبووار رو میتونم بگم ک سیمون فمینسیته و سارتر هم جذابیت از نظر ظاهری شاید نداشته باشه ولی یک فیلسوف بزرگه. ما میتونیم بگیم سارتر پخمس یا بی بخار؟!

مساله اینجاست که خود زن ژنتیکن از مرد انتظار حمایت داره تا بتونه از اون و بچه هاش( ژنش) مراقبت کنه و این خواه ناخواه یه برتری به مرد میده. اما فمینستا میگن نه ما نیاز به حمایت نداریم و دنبال یه مرد حامی نیستیم؛ نتیجه این میشه که مردای آویزون به پستشون میخوره ( چون اصن تعادل قدرت ناممکنه و یه چیز خیلی ایده آلیه، بلاخره یا اینور میافته یا اونور) اما زنا ژنتیکی از مردای حامی خوششون میاد نه مردای آویزون و این میشه که نه با مردای حامی آبشون تو یه جوب میره نه با مردای آویزون و اینجوری میشه که میرن سراغ لزبازی :)

اما مشکل فمینیسم اینجا بیخ پیدا میکنه که چون دست بر قضا دو تا لز فقط میتونن از این شعرای تفسیرناپذیر بگن و همدیگه رو بلیسن و نمیتونن تولید مثل کنن ،بمرور نسلشون از صحنه روزگار محو میشه! و فقط ژن زنایی باقی میمونه که سفت و سخت فمینیست نیستن و جواز فاعل بودن رو تا حدودی به مردا میدن .


4you بیشتر نگران تولید مثله ب نظرم تا بحث فمینیسم چون فمینیسم ک حالت ژنتیکی نداره بچه فمینیست حتما فمینیست بشه ی تفکره(شوخی)

دید رادیکال فمینیسم شاید ب هم جنسگرایی کشیده بشه ولی نمیشه مستقیم دلیلشو ب فمینیسم ربط داد.

ولی درکل فمینیسم جدای از مسائل جنسی بیشتر جنبش و تفکره سیاسی اجتماعی بوده ک فرنیا گفت ی زمان اجازه درس خوندن و حق رای و زن ها نداشتن ما اون دوران و رد کردیم زمان شاه اینا حل شد حق رای و حق طلاق و اینارو ب زنا دادن تموم شد رفت عصر ظلم ب زنا گذشته حداقل تو اروپا تو ایران یکم عقب تریم.

فرنیا ب نظر اگه فمینیستم نباشه ولی مفهومشو خوب فهمیده و بیشتر باهاش موافقم یعنی همون حرفایی ک میخاستم بگمو گفته دیگه نیازی نیس من دوباره بگم ولی قسمتای فرویدش و همجنسگراییش نه قبول ندارم.


پ.ن: بازم میگم من با گوشی مبایل تایپ میکنم و یبارم بیشتر نمینویسم و نمیخونم دوباره چی نوشتم اگه جاییش مبهمه یا بد توضیح دادم پوزش.

Daytime is not my time ...


تصویر

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

Oops
آخرین ویرایش توسط MENERVA شنبه ۱۳۹۶/۸/۱۳ - ۱۴:۳۲, ویرایش شده کلا 1 بار

نمایه کاربر
stanly

نام: م.گ

محل اقامت: کی اف

عضویت : جمعه ۱۳۹۴/۱۰/۲۵ - ۰۱:۰۶


پست: 362

سپاس: 205

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط stanly »

کد: انتخاب همه

. بخام بزنم ژان پل سارتر و سیمون دوبووار رو میتونم بگم ک سیمون فمینسیته و سارتر هم جذابیت از نظر ظاهری شاید نداشته باشه ولی یک فیلسوف بزرگه. ما میتونیم بگیم سارتر پخمس یا بی بخار؟! 

میدونم خیلی عجیبه ولی فارغ از اون کارایی که با شاگرداشون میکردن،همیشه رابطه بین این دو برام یه جذابیت خاصی داشته! همونطور که گفتید دوبوار فمینیست بود،سارتر چندان جذاب نبود،دوتاشون فیلسوفای بزرگی بودن،ازدواج سنتی نکردن و...

نمایه کاربر
RobertPlant

عضویت : شنبه ۱۳۹۶/۷/۲۲ - ۲۳:۰۲


پست: 3

سپاس: 4

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط RobertPlant »

من دارم از "گرایش جنسی" صحبت می کنم؛ این یه بحث ژنتیکیه, اونی که ل.زبینه ژن همجنسگرایی داره؛ خیلی مسخرس بگیم کسی که همجنسگراس چون کیس مناسب پیدا نکرده می ره با همجنس خودش می خوابه! این یکی از مسخره ترین تحلیل هاییه که درباره همجنسگراها می خونم؛ الان توی علوم مربوط به انسان شناسی همجنسگرایی رو به عنوان یه "گرایش جنسی" به رسمیت می شناسن؛ همونطور که یه آدم به جنس مخالف گرایش داره و بهش می گن دگرجنسگرا؛ همونطورم یکی به جنس موافق گرایش داره؛ توی علم به اینا می گن "گرایش جنسی" چون یه تمایل ژنتیکیه, مردها به صورت ژنتیکی تمایل به دخترها دارن و دخترام به صورت ژنتیکی به مردها تمایل دارن, چون توی ژنشون دیکته شده و ربطی به این نداره که توی چه فرهنگی بزرگ شدن (فرهنگ می تونه موثر باشه, اما بیشترین تاثیرش ژنتیکیه؛ عقیده فروید رو هم قبول ندارم که می گه همه آدما همجنسگران و توی فرهنگ گرایش جنسیشون شکل می گیره؛ عقیده ی فروید رو گفتم تا این نکته رو بگم که همجنسگرایی یه چیز طبیعیه و توی همه ی جوامع از ایران گرفته تا آمریکا وجود داره؛ فرهنگ می تونه تاثیرگذار باشه اما علت نهایی بر می گرده به غریزه و ژن)

مطمئنا فرهنگ خیلی تاثیر داره تا ژن من اطلاعات ژنتیک ندارم ک بخام رد یا قبولش کنم ولی دکتر شمیسا ی کتاب درباره شاهد بازی تو ایران نوشته ک از دوران غزنوی تا اوایل پهلوی اکثر معشوقه ها ادبی مرد بودن و همجنسگرایی رواج داشته و ثابت میکنه ک اون دوران فرهنگ تاثیراتی روی مردای ایرانی گذاشته و بعضی شعرا فقط معشوقه ها زن هستن.

Daytime is not my time ...


تصویر

نمایه کاربر
RobertPlant

عضویت : شنبه ۱۳۹۶/۷/۲۲ - ۲۳:۰۲


پست: 3

سپاس: 4

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط RobertPlant »

stanly نوشته شده:

کد: انتخاب همه

. بخام بزنم ژان پل سارتر و سیمون دوبووار رو میتونم بگم ک سیمون فمینسیته و سارتر هم جذابیت از نظر ظاهری شاید نداشته باشه ولی یک فیلسوف بزرگه. ما میتونیم بگیم سارتر پخمس یا بی بخار؟! 

میدونم خیلی عجیبه ولی فارغ از اون کارایی که با شاگرداشون میکردن،همیشه رابطه بین این دو برام یه جذابیت خاصی داشته! همونطور که گفتید دوبوار فمینیست بود،سارتر چندان جذاب نبود،دوتاشون فیلسوفای بزرگی بودن،ازدواج سنتی نکردن و...


اگه بخام ی نفرو نام ببرم ک از تفکراتش و نوشته هاش واقعا لذت میبرم همین سارتره : )

Daytime is not my time ...


تصویر

نمایه کاربر
MENERVA

محل اقامت: تهران

عضویت : جمعه ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ - ۱۷:۱۳


پست: 789

سپاس: 1065

جنسیت:

Re: هرچه دل تنگت میخواهد بگو...

پست توسط MENERVA »

اره گفتم که فرهنگ حتمن تاثیر داره, اما بیشترش ژنتیکیه.

اون کتاب استاد شمیسا رو خوندم؛ استاد شمیسا می گه حافظ همجنسگرا بوده و با اسناد و مدارکی که میاره می گه معشوق حافظ کلن پسر بوده, خیلیای دیگه هم از شاعرای بزرگمون معشوقشون پسر بود و همجنسگرا بودن. اما خود استاد شمیسا هم می گه همجنسگرایی یه گرایش جنسیه اما قدیم به عنوان انحرتف جنسی محسوب می شده.

من اون کتاب شمیسا رو به بعضیا توصیه کردم دانلود کنن بخونن, اما کو گوش شنوا : )

اسم کتاب:
شاهدبازی در ادبیات ایران
~~~
اسم اهنگو علیرضا گفت یادم رف بذارم؛ اهنگای کیتی پری رو فقط موزیک ویدعوشو ببینین.
این موزیک ویدیوی اهنگ i kissed a girl, موسیقی خالیش نمی چسبه؛ اصن اهنگای کیتی پری فقط با موزیک ویدعوشون حال می ده؛ این موزیک ویدعوشم خیلی مفهومیه ببینین و به عظمتش پی ببرین؛ شاهکاره.

https://m.youtube.com/watch?v=tAp9BKosZXs

پ.ن.
اگه لینک خراب بود که خراب بود دیگه, خودتون یه جور ببینین من حال و حوصله ندارم لینک سالم بذارم smile021

ارسال پست