برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياضيات

مدیران انجمن: parse, javad123javad

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط خروش »

پیشوند hyper در زبان یونانی برابر پیشوند super در لاتین است، و چم آن در پارسي
"فرا"، "فزا"، "فزو" و "فزود" می باشد. بنابراین در جهان هندسی چار گسترایی (بعدی)، واژه های
زیر پدید می آیند:
فرا كاب = hypercube = hyperwörfel= hyperkubus= Tesserakt
فرا چار ر ُخ = Hypertetrahedron = hypertetraeder
فرا گوی= ؟ = hyperkugel
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
COSMOLOGIST

نام: محمد میرزایی

محل اقامت: تهران - شیراز

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۵/۷/۱۸ - ۱۵:۳۷


پست: 4984

سپاس: 148

جنسیت:

تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط COSMOLOGIST »

سلام بر خروش عزیز

در برخی متن های فارسی دیده ام که در ترجمه hyper از " اَبَر "استفاده می کنند.

ممنون می شوم راهنمایی فرمایید smile124

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط هرمز پگاه »

COSMOLOGIST نوشته شده:سلام بر خروش عزیز

در برخی متن های فارسی دیده ام که در ترجمه hyper از " اَبَر "استفاده می کنند.

ممنون می شوم راهنمایی فرمایید smile124
از آنجا كه در همه و یا بیشتر جاها، پیشوند super به " ابر" بازگردان شده،
این واژه گویی " رزرو" شده و با واژه ی لاتین همتای خود جوش خورده است و
برای همین، برای پیشوند " hyper " كه در جاهای گوناگون در دانش كاربرد
دارد، یك همتای دیگر برازنده تر است كه بتواند یك-یكتایی را پدید بیاورد،
بگونه ای كه با دیدن همتای پارسی بتوان به آسانی جفت لاتین/یونانی/ انگلیسی
آنرا دریافت و به یادآورد، و آن میتواند برای نمونه "فرا" ( فراز) و یا "فزو"
از افزودن و فزایندگی باشد كه هردو چم hyper را ( در واروی hypo
كه " فرو" و " اندك" است) میرسانند.
پس همچنان كه جهانیان در عین اینكه هر دو واژه ی یونانی hypo و لاتین
super چم كمابیش یكسانی را میرسانند، گاه از این و گاه ازآن سود میبرند،
برای ما هم بهتر این است كه همین بازی را در پارسی هم بكار گیریم و در جایی
كه برای یكی " فرا" بكار میبریم، برای دیگری " اَبَر" بكار ببریم ، گرچه این
دو پسوند هم چم های نزدیك بهم دارند.

از این گذشته هم براستی، hyper بیشتر چم فرا ، گونه ای گذر از مرزی
ویژه را میرساند كه بایسته نیست كه همواره " برتری" را هم بنماید ، در
حالیكه super یا " ابَر"، همواره با گونه ای القای برتری در سرشت همراه
است، برای نمونه، واژه ی هیپر آكتیو، به كسی ( بیماری) گفته میشود
كه كنش و كار و تكاپوی بیش از مرز بهنجار دارد، بی اینكه برتری در سرشت
و هستی او را بر دیگری برساند، در حالیكه اگر سوپر اكتیو گفته میشد،
این حالت " برترین" را نیز بهمراه داشت و گونه ای بیماری روانی بشمار نمیرفت
مانند سوپر من و یا سوپركامپیوتر كه هیچگاه، هیپرمن و یا هیپركامپیوتر آن چم
بایسته و خواست و انگاشت ذهنی ما را از سوپرمن و سوپر كامپیوتر را نمیرساند.
برای همین بدید من، كسانی كه بجای هیپر، از اَبَر سود میبرند، بگونه ای بهم ریختگی
و بی نظمی در كار بازگردان و روشنی چم پدید میاورند و قرارداد هایی را كه به دریافت
چم واژگان یاری میرساند، بزیان خوانندگان و بزیان درك آسان، فرو میشكنند و ازبرای
آماج هایی كه یاد كردیم، بهتر است به این گونه بازگران ها و گسترش های زیانبار بها ندهیم.
آخرین ويرايش توسط 1 on هرمز پگاه, ويرايش شده در 0.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
هرمز پگاه

محل اقامت: پاريس

عضویت : جمعه ۱۳۸۴/۶/۱۸ - ۱۹:۲۷


پست: 7300

سپاس: 1671


تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط هرمز پگاه »

پين نوشته شده:با سلام خدمت هرمز پگاه
مسابقه -> سبقت -> سبق = پیش. پیشینه، پیشی گرفتن -> همپیشی، همدوی
هم = co
دویدن = cour
همپیشی = كونكور، رقابت •
تا جایی که من میدانم واژه کنکور ریشه فرانسه داشته و بی ارتباط با واژه concur نیز نیست.

البته بنده تخصصی ندارم و صاحب نظران در این زمینه حتما بهتر میتوانند راهنمایی کنند

متشکرم-پین
همانگونه كه گفته شد، همپیشی بازگردان " مسابقه" تازی و یا همان كنكور فرانسه
است كه concours نوشته میشود و كونكورنس (رقابت) هم از همان است و این
هم پیوندی با واژه یا كارواژه (فعل) concur كه به چم " هم رویداد" و همآوایی
( موافقت) است ندارد جز اینكه هردو پیشوند co ( دگرگون شده به con به
انگیزه ی آوای واژهی پس از آن) دارند كه هم ارز پیشوند " هم " و به چم " باهم"
بودن كاری و یا چیزی است.
خرد، زنده ی جــاودانی شنــاس
خرد، مايه ی زنــدگانی شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خرد
بــدانــش روان را هــمی پــرورد

نمایه کاربر
COSMOLOGIST

نام: محمد میرزایی

محل اقامت: تهران - شیراز

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۵/۷/۱۸ - ۱۵:۳۷


پست: 4984

سپاس: 148

جنسیت:

تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط COSMOLOGIST »

.
با تشکر از هرمز پگاه گرامی

smile072

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و رياض

پست توسط خروش »

با سپاس از استاد پگاه گرامی،
بنابراین هم راستا با زبان های اروپایی كه از hyper یونانی و super لاتین بهره می برند، ما
"فرا" و "اَبـَر " را بكار می بریم. smile072
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط خروش »

فرهنگستان زبان وردیدن، از ریشه باستانی ورت (ورتیدن)، را بجای واریانس برگزیده است و از این فعل مشتقات وردش(variation)، وردا(variant)، هم‌وردا(covariant)، ناوردا(invariant)، پادوردا(contravariance) را برساخته است.

Varianz (آلمانی) = variance (انگلیسی) = وردای ( واریانس )

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8% ... 9%86%D8%B3
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط خروش »

برگردان پارسی واژه هایی زیر:
wheelbase
axle load
Rolling resistance
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
mahshid.m

محل اقامت: لاهیجان

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۸۸/۲/۱۵ - ۰۹:۳۰


پست: 185

سپاس: 281

جنسیت:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط mahshid.m »

به جای نویز هم میتونیم بگیم نوفه
هر انسانی یا مشهور است یا گمنام کننده ی یک مشهور
عظیم بودن یا یک عظمت را کشتن
جفای انسان به خود یعنی کشتن یک عظمت!!!

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط خروش »

Abszisse = abscissa , x-coordinate = آسه‌ x = خُفت
Ordinate = آسه‌ y = رُست
xoft_rost_Aase.jpg
xoft_rost_Aase.jpg (7.26 کیلو بایت) مشاهده 4131 مرتبه
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
اماتور

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ - ۱۲:۴۳


پست: 2910

سپاس: 2282

جنسیت:

تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط اماتور »

smile056
یعنی اون کنکور ریاضی که به زبان پارسی باشه هاااااا واقعا امتحان دادن داره.

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط خروش »

جاذبه و دافعه = ربایش و رانش
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
غلامعلی نوری

عضویت : سه‌شنبه ۱۳۹۱/۴/۲۰ - ۰۸:۵۱


پست: 1115

سپاس: 1052

جنسیت:

تماس:

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط غلامعلی نوری »

متحرک اربی = پوینده - جنبنده - جنبان
ثابت اربی = آجنبان ( آ در پیش در واژه ای مانی آن را وارون می کند پس آجنبان ینی نا متحرک یا همان ثابت اربی
فرکانس فرنگی = بسامد
مریخ اربی = بهرام
زهره اربی = ناهید
عطارد اربی = تیر
زحل اربی = کیوان

نمونه از فردوسی در سخن از شبی تار که می فرماید

شبی چون شبح روی شسته به قیر
نه کیوان پیدا نه بهرام نه تیر

هجری شمسی اربی = فرارفت خورشیدی

صاعقه اربی = آذرخش

انر ژی پتانسیل فرنگی = توانایی نهانی - نهان توانی - نهانی

فیزیک فرنگی = گیتیک

شهاب اربی = شخانه

اشعه اربی = پرتو

اشعه ی ایکس اربی فرنگی = پرتو اکس ( عکس) - پرتو اکس برداری

الکترون فرنگی = کهرُبک

تلسکوپ فرنگی = گیتی بین

مربع اربی = چار بر

مثلث اربی = سه بر

مستطیل اربی = دراز بر

نمایه کاربر
خروش

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۸۶/۱/۲۳ - ۱۲:۱۵


پست: 3009

سپاس: 2111

Re: برابر هاي پارسي براي برخي از واژه هاي بيگانه در فيزيك و

پست توسط خروش »

Recuperation = Rekuperation رکیوپرایشن، رکوپِراسیون چیست؟ این واژه امروزه در فندآوری بویژه در خودروسازی کاربرد دارد. ریشه آن از رِکوپِرار recuperare لاتین به چم بازیافتن است، شوربختانه 'بازیافت' در پارسی به جای رسایکلینگ Recycling جا افتاده است. به پیشنهاد دوستی برابر "بازانباشت" (نامواژه) و کارواژه بازانباشتن را به کار می‌برم. بازانباشت فرایندیست که در آن انرژی ترمز ماشین در باتری انباشته می شود.
گفتم به شیخ شهر كه كارت ریاست، گفت
آنكس كه شیخ هست و ریاكار نیست، كیست

نمایه کاربر
candle

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱/۴ - ۱۷:۱۳


پست: 864

سپاس: 1576

Re:

پست توسط candle »

خروش نوشته شده:همانگر =عضو خنثي
0 همانگر افزايش است = 0 عضو خنثي جمع است
1 همانگر زنش است = 1 عضو خنثي ضرب است


بنمايه:
http://www.shomarozaban.com/pdfd/pdfs/S00-darAmad.pdf


این نشانی در برگیرنده پرونده pdf در بنمایه؛ شوربختانه دیگر بارگذاری نمی شود. چنانچه شدنی است، آنرا دوباره نشان دهی نمائید. با سپاس

ارسال پست