*گفتگوی آزاد*

مدیران انجمن: parse, javad123javad

ارسال پست
نمایه کاربر
matrix2013

نام: علیرضا

عضویت : چهارشنبه ۱۳۹۴/۲/۲ - ۲۱:۳۰


پست: 61

سپاس: 32


تماس:

*گفتگوی آزاد*

پست توسط matrix2013 »

smile072
No hay banda! There is no band
This is all a tape-recording

نمایه کاربر
DARKENERGY

نام: Melina

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ - ۱۳:۲۷


پست: 6892

سپاس: 5129

جنسیت:

تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط DARKENERGY »

تاپیک ریست شد


{ از بحث‌های سیاسی/عقیدتی پرهیز کنید }

هر بحثی درباره ادیان، مذهب، سیاست باشه فوراً پاک خواهد شد

توجه داشته باشید این تاپیک بالای صد پست ریست خواهد شد

تصویر

کاربر گرامی در صورت مشاهده پستهای ناقض قوانین آن را توسط کلید
تصویر
به مدیریت اطلاع دهید

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

آهای داوود! یه دونه از پارادوکسام توی یه ژورنال هندی معمولی قبول شده. ژورنالش آی اس آی نیست، اندیس Scopus رو هم نداره. برای اینکه یه لطفی در حقّت کرده باشم، اسم تو رو هم به عنوان نویسنده ی دوم رد کردم. حالا خلاصه حواست باشه ممکنه ژورنال باهات مکاتبه کنه. اگرم بعد از چاپ مقاله، کسی تونست پارادوکسو حل کنه، مسئولِ دومِ این آبرو ریزی تویی که به عنوانِ یکی دیگه از افتخاراتت می تونی توی اُرکیدِت لحاظش کنی، البته فکر کنم خودِ سیستمِ اُرکید به صورت کاملاً اوتوماتیک این افتخارو توی کارنامه ی مقالاتت برات ثبت می کنه! درسته؟!
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
رهام1380

نام: رهام حسامی

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۶/۲۰ - ۰۹:۴۸


پست: 29

سپاس: 3

جنسیت:

تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط رهام1380 »

my dear friend i read it. you mean the short but complete text and i convey the full meaning of the word. i have to give an example because i can not write my opinion and the text gets bigger. my persian literature is weak. but my mechanics thermodynamics and aerodynamics what i study at university is very good.منظور شما متن کوتاه با محتوا هست من باید مثال بزنم و متن من بزرگتر میشه مثل داستان .ادبیات من ضعیف هست و نمیتوانم خوب منظور خودم را برسانم ببخشید

نمایه کاربر
Paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2128

سپاس: 1160

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط Paradoxy »

M_J1364@yahoo.com نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۰۹:۳۵
آهای داوود! یه دونه از پارادوکسام توی یه ژورنال هندی معمولی قبول شده. ژورنالش آی اس آی نیست، اندیس Scopus رو هم نداره. برای اینکه یه لطفی در حقّت کرده باشم، اسم تو رو هم به عنوان نویسنده ی دوم رد کردم. حالا خلاصه حواست باشه ممکنه ژورنال باهات مکاتبه کنه. اگرم بعد از چاپ مقاله، کسی تونست پارادوکسو حل کنه، مسئولِ دومِ این آبرو ریزی تویی که به عنوانِ یکی دیگه از افتخاراتت می تونی توی اُرکیدِت لحاظش کنی، البته فکر کنم خودِ سیستمِ اُرکید به صورت کاملاً اوتوماتیک این افتخارو توی کارنامه ی مقالاتت برات ثبت می کنه! درسته؟!
مگه ایمیلم رو میدونی؟ تازه با نویسنده اول معمولا مکاتبه میکنند. در ضمن میدونستی هر نویسنده ای که به مقالت اضافه کنی، به همون میزان اعتبار نویسندگی خودت توی اون مقاله کاهش پیدا میکنه؟
نه خودکار نیست مگر این که من برم توی ژورنال هندی کذایی شما، اکانت بسازم، اکانت orcid رو وارد کنم و بعد از اکانت orcid تایید کنم تا ژورناله خودکار بیاد.
اتفاقا نیما هم بهم گفت بشینم سر مسئله سه توپ. ولی علاقه ای ندارم نویسنده مقاله هایی باشم که توشون هیچ نقشی نداشتم!

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۳:۵۷
مگه ایمیلم رو میدونی؟
نه. فکر کنم اصلاً لازم نباشه چون Corresponding Author منمو با من مکاتبه می کنن. فقط توی مقاله و توی قرارداد اسمتو رو هم رد کردم. ظاهراً به عدم وجود امضای تو پایِ قرارداد ایرادی نگرفتن و تا الآن که چیزی نگفتن. اگرم ایمیل یا امضاتو خواستن، من جی میلتو دارم بهشون می دم، از طرف تو هم یه امضا جعل می کنم یا می دم خودت امضا کنی.
paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۳:۵۷
در ضمن میدونستی هر نویسنده ای که به مقالت اضافه کنی، به همون میزان اعتبار نویسندگی خودت توی اون مقاله کاهش پیدا میکنه؟
عیبی نداره داوود جان! من برای ارتقای علمیِ تو هر کاری از دستم بر بیاد می کنم.
paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۳:۵۷
نه خودکار نیست مگر این که من برم توی ژورنال هندی کذایی شما، اکانت بسازم،
تو سایتشون اکانت نمی تونی بسازی، آپشن برای این جور جنگولک بازیا نداره.
paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۳:۵۷
اتفاقا نیما هم بهم گفت بشینم سر مسئله سه توپ. ولی علاقه ای ندارم نویسنده مقاله هایی باشم که توشون هیچ نقشی نداشتم!
بابا نیما رو ول کن! اون سه توپ رو هم اشتباه حل کرده. صد بار رامین بهش گفت که مسئله ی برخوردِ دوم و جرمِ منفی رو لحاظ کن ولی تو کَتِش نرفت که نرفت. از نظرِ منم که سرعت صوت رو توی بانسرها یکی گرفته که لزوماً درست نیست. ولی این پارادوکسِ من توفیقِ اجباریه آقا جان! بخوای نخوای اسمت تو مقاله ست. این همون پارادوکسِ فنره که با بارهای الکتریکی مدل سازی شده، یادت میاد؟ آخرین بار تو کافی شاپِ دیوکس خودت تلاش کردی که فنرها توی پارادوکس فنر رو با بارهای الکتریکی جایگزین کنی و منم کمکت می کردم. البته تو خودت آخرش گفتی با یه دونه بار الکتریکی هم میشه و محاسباتتو توی هوپا گذاشتی که البته اشتباه بود، من پارادوکسِ فنر رو با دو تا بار الکتریکی بازنویسی کردمو محاسبات درست رو انجام دادم. البته اگه یادت باشه اولش تو همون کافی شاپ، خودم بهت گفتم که پارادوکسِ فنر رو با میدانهای الکتریکی و مغناطیسی و بارهای الکتریکی هم میشه بازنویسی کرد ولی شاید اگه سماجتِ تو نبود، من حالا حالاها این بازنویسی رو انجام نمی دادم، برای همین نسبت بهت احساس دِین می کنم!

درضمن، مقاله فقط دوتا رفرنس داره ها، گفتم که در جریان باشی! البته ژورنال به این موضوع اولش گیر داد ولی بعدش قبول کرد که همینجوری چاپ شه.
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
Paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2128

سپاس: 1160

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط Paradoxy »

یادمه دوتا میدان الکتریکی مخالف هم فرض کرده بودم که یک ذره باردار از وسطتشون حرکت میکرد اما مشکلش این بود که تحقق فیزیکی چنین چیزی ممکن نبود. منتهی خیلی یادم نیست پارادوکسش کجاش بود. کاش بهم میگفتی اول یه نگاه مینداختم شاید خودمون حلش میکردیم یا اگر میدیدم حل نمیشه و جالبه، 2 تا رفرنست رو میکردم 20 تا رفرنس، میفرستادی جای بهتر. حالا مهم نیست، بفرستش ببینم چی هست اصلا یا همینطوری خلاصه وار توضیح بده ببینم پارادوکست چیه. همونی نیست که گذاشتی استک؟

من کار نیما رو دیدم. اصلا کدش رو خودم برای دو توپ نوشتم و جواب هم گرفتم. به نظر معقول میاد. چه باگی توی کارش گرفتید؟

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۷:۵۷
یادمه دوتا میدان الکتریکی مخالف هم فرض کرده بودم که یک ذره باردار از وسطتشون حرکت میکرد اما مشکلش این بود که تحقق فیزیکی چنین چیزی ممکن نبود. منتهی خیلی یادم نیست پارادوکسش کجاش بود.
آره همونه، حتی اگه محقَّق هم می شد بازم پارادوکسیکال نبود، مگر اینکه از دوتا بار استفاده می کردی که عملاً می شد همون پارادوکسِ دو فنر. فرقِ چندانی با پارادوکس فنر نداره، فقط به نظرم وجهه ی قابل فهم تری از پارادوکس فنر رو نشون می ده.
paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۷:۵۷
کاش بهم میگفتی اول یه نگاه مینداختم شاید خودمون حلش میکردیم یا اگر میدیدم حل نمیشه و جالبه، 2 تا رفرنست رو میکردم 20 تا رفرنس، میفرستادی جای بهتر. حالا مهم نیست، بفرستش ببینم چی هست اصلا یا همینطوری خلاصه وار توضیح بده ببینم پارادوکست چیه. همونی نیست که گذاشتی استک؟
بذار ایشالّا وقتی چاپ شد یه نسخشو می فرستم برات، می خوام غافل گیرت کنم! smile015 البته گیرِ اصلی کم بودنِ تعداد رفرنساش نیست، بلکه اغلبِ ادیتورها و ریویوئرها از همون تایتل مقاله می فهمن اوضاع پسه و من می خوام نسبیتو زیر سؤال ببرم. این مقاله قبلاً 150 تا 200 بار ریجکت شده! وضعیتِ مقاله ی فنر هم به همین شکله و اون هم بعد از صدها بار ریجکت شدن یه ژورنال رومانیایی (وابسته به دانشگاهِ فنی ناپوسِنسیس) اخیراً برای چاپ قبول کرده ولی چون نفوذِ آکادمیکِ ژورنالش کمه، به احتمال خیلی زیاد، فنر رو اونجا چاپ نمی کنم. رئیسشم یه زنه که دکتر مکانیکه ولی تا اونجایی که تحقیق کردم متوجه شدم که چندان ژورنال شناخته شده ای نیست. الآن مقاله ی فنر تو چندتا ژورنالِ دیگه همزمان در حال ریویوئه ولی واقعاً چاپ کردن یه مقاله ی مغایر توی ژورنالای مِین استریم صبر و ثباتِ روحی زیادی می خواد.

بحث سرِ تعدادِ رفرنس ها نیست چون اگه بخوام می تونم خودم به منابع اضافه کنم ولی می خوام تمایلاتِ خودم رو به جامعه ی آکادمیک "دیکته" کنم و اصلاً از مواضعم کوتاه نمیام. می خوام نشون بدم که "تعداد رفرنسِ زیاد" لزوماً نباید از شاخص های یه مقاله ی خوب محسوب بشه و برای همین اون مقاله و یکی دیگه از مقاله هام رو طوری نوشتم که اساساً نیازی به ارجاعات زیاد نداره و ژورنال باید این موضوعو بفهمه. ولی در عوض، مقاله ی فنر که سه صفحه بیشتر نیست، حدود 10 تا رفرنس داره چون مجبور شدم از برخی مسایلِ مشابه که قبلاً طرح شده بودن، توی مقاله صحبت کنم.

آره فکر کنم پارسال توی استک گذاشتمش که به سرعت و ظرف چند روز حذف شد!
paradoxy نوشته شده:
دوشنبه ۱۳۹۹/۶/۳۱ - ۱۷:۵۷
من کار نیما رو دیدم. اصلا کدش رو خودم برای دو توپ نوشتم و جواب هم گرفتم. به نظر معقول میاد. چه باگی توی کارش گرفتید؟
یکی دوتا باگ که نداره، لامصب "باگباگِستونه" smile580 زنگ بزن از رامین باگاشو بپرس. اون از من واردتره چون اصلاً سؤال رو اولش رامین طرح کرده بود. باید اسمِ رامین رو هم توی مقاله بیارید چون اگه این کارو نکنید بی انصافیه.

حالا نظرت چیه که اسمتو گذاشتم تو مقاله ی پارادوکسِ بارها؟ راضیی؟ فقط دقت کن که من تو مقاله ادعا کردم که این یه "پارادوکسه" ها که ادعای کمی نیست و باید عواقبش رو پذیرا باشی!
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

داوود جان راستی الآن که تو اینترنت سرچ کردم دیدم که متأسفانه ژورنال هندیه توی لیست مجلات نامعتبرِ جِفری بیله، همینطور جزوِ مجلات نامعتبرِ وزارت علوم هم هست! حالا چه خاکی تو سرم بریزم؟! اسمتو رد کردم رفته، قرار داد رو هم امضا کردم، تا دو هفته ی دیگه مقاله "آن-لاین" چاپ میشه. عجب اشتباهی کردما ...
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
Paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2128

سپاس: 1160

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط Paradoxy »

اتفاق خاصی نیوفتاده. کافیه یه revision بزنی. توی یکی از مقالاتی که چاپ کردم اول دو نفر بودیم، بعدا دو نفر هم اضافه کردیم. بعضی از مقالات 10 بار revision میخورن. نویسنده که کشکه. از نظر محتوایی revision میخورن و حتی محتواشون رو کاملا عوض میکنند.

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

بابا دلت خوشه ها داوود! اینا فایلو بستن، کلاً پنج روزه که جواب ایمیل هام رو هم ندادن، آخرین تغییرات رو ده دوازده روز پیش انجام دادیم. کارنامه ی هر جفتمون سیاه میشه! لعنت به این شانس ...
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
Paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2128

سپاس: 1160

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط Paradoxy »

smile058 حالا خوبه تو که میگفتی مهم نیست مقاله آدم کجا چاپ بشه و اصلا ژورنال خوب چاپ کردن نشانه حماقته و اینا چی شد یهو 180 درجه تغییر رویه دادی؟ من که عین خیالمم نیست. تونستی اسمم رو بردار نشدم فداسرت. اگه انقدر راحت میشد کارنامه کسی رو خراب کرد، من ایمیل چندتا از استادام با اسمشون رو داشتم، خیلی راحت یه مقاله بیخودی میرفتم توی این ژورنالای تباه به اسم و ایمیلشون چاپ میکردم که نابود بشن smile055. اصلا سوژه خوبی پیدا کردی. پاشو بریم اخاذی ازین عراقی و اینا، بگیم یا N تومان پول میدید یا کارنامه علمیتونو تباه میکنیم smile055

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

بیشتر برای تو نگرانم. چند ماه پیش یه مقاله می خوندم که توش نوشته بود اگه فردی توی ژورنالای جعلی از یه تعدادی بیشتر مقاله چاپ کنه (الان یادم نیست چه درصد یا مقداری بود) خیلی از دانشگاههای جهان این جور افراد رو یا اپلای نمی کنن یا به سختی اپلای می کنن. حتی می گفت نمونه های اخراج از دانشگاه هم بوده. اشتباه کردم، باید همون اولش، قبل از فرستادن مقاله، درباره ی ژورنال تحقیق می کردم که نکردم ...
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

نمایه کاربر
Paradoxy

نام: داود حاجي تقي تهراني

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ - ۲۲:۱۷


پست: 2128

سپاس: 1160

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط Paradoxy »

راهی هست این P اول paradoxy کپیتال بشه، یعنی بشه Paradoxy؟ اصلا هرجور حساب میکنم خیلی شیک تر میشه.

نمایه کاربر
M_J1364@yahoo.com

نام: محمّد جوانشیری

محل اقامت: تهران

عضویت : پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۹/۲۴ - ۱۱:۴۹


پست: 1264

سپاس: 464


تماس:

Re: *گفتگوی آزاد*

پست توسط M_J1364@yahoo.com »

راستی چند روزیه خبری از این علیرضای ذلیل مُرده نیست، کسی می دونه زِندَست یا نه؟! smile504
ز عشقِ ((فرنیا)) کُشتم خودم را...........که آخر خون.. به پا.. کرد او.. خدایا
شدم نابود و.. جز.. یادی نماندش...........از آن چشمانِ گریان، وان فغان ها

ارسال پست