ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟


ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی programmer1 در پنجشنبه 12 فروردين 1395 - 19:17

سلام،
داشتم با خودم فکر میکردم بی نهایت تقسیم کردن ماده در نهایت به چی میرسه؟
چند تا جوابی که وجود داره:
1- به هیچی میرسیم. خب یعنی ما تصور میکنیم وجود داریم؟
2- به یک ذره بی نهایت ریز میرسیم (اسمش مهم نیست). این ذره غیر قابل تقسیمه. یعنی ماده نیست؟ اگه ماده نیست چطور بی نهایت تا از این ذره یک ماده قابل لمس تقسیم پذیر به وجود آورده؟ عین این میمونه که با بی نهایت سایه یک ماده قابل لمس تولید کنیم.
فیزیک کوانتوم هر جایی سر در نمی آره یه فرضی میزاره مثلا میگه پاد ماده. خب این یعنی فیزیک کشک؟ یعنی حتی فیزیکم یک تصوره؟
من خودم احساس میکنم دنیا پر از خالیه.
 
سپـاس : 9

ارسـال : 30


نام نویسی: 90/8/25

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی رامتین قاسمی نژاد در پنجشنبه 12 فروردين 1395 - 23:26

درود بر تو
عجب سوال قشنگی
1- این سوال یه جورایی روی مرز فیزیک امروز قرار داره و حتی فیزیک جواب قاطعی برای این سوال شما نداره و هر دانشمند یه نظر متفاوت داره
این جمله خیلی تکراریه اما بازم میگم : " من می اندیشم ، پس هستم " ( رنه دکارت )
به نظر میاد که جمله قشنگ و کاملا درستیه اما بعضی ها میگن که : باز هم این موجود بودن خودش توهمه و نمیدونم مثلا تو فکر میکنی که داری فکر میکنی پس وجود نداری و این جور حرف ها ...
حرفشون درسته اما نه کاملا . حتی اگه من فکر میکنم که فکر میکنم ( یا حتی اگه یه کامپیوتر بهم وصل باشه و تمام حس های ایجاد شده در من توهم باشن ( بحث دنیای مجازی و این جور چیزا ) ) باز هم اگه من ( با این پیکر و بدن ) وجود نداشته باشم پس حتما چیزی هست که این توهم رو در من ایجاد میکنه . اگه من و تمام دنیا وهم و خیال باشه ، بازم با رجوع به جمله دکارت میفهمیم که حالا هر چی که هست ولی یه چیزی رو موجود ( مثلا تفکرات ) کرده ...
پس اگه در بنیادی ترین سطح هم که باشه حتما یه چیزی هست
یعنی طبق سوال شما اگه ما داریم تصور میکنیم که هستیم ، پس قطعا یه چیزی که هستی و موجودیت داره که این تصور رو در ما بوجود آورده .

2- من با این ایده بیش تر موافقم که اگه هِی تقسیم کنیم ، دیگه به یه ذره غیر قابل تقسیم برسیم که بُنِ تمام ذرات دیگه هست .
حرف شما درسته ، به احتمال خیلی زیاد اون ذره ماده نیست اما دلیل نمیشه که تعداد زیاد اون مادی نباشه . مثلا قابل لمس بودن ، ویژگی ماده هست ... اما حتی اگه اون ذره مادی نباشه ، نوعی ساختار از تعدادی از اون ذرات میتونه خاصیت ( ویژگی ) قابل لمس بودن و مادی بودن رو درست کنه و بسازه .
اون مثالی که زدید زیاد درست نبود چون سایه دقیقا عین عدمه ( عدم نور ) و چند تا عدم ، هستی بوجود نمیاره ( بحث فلسفی و قبل از بیگ بنگ به کنار ) ، اما طبق این دیدگاه من قابل لمس بودن و دارای ویژگی های مادی بودن فقط میتونه یک خاصیت باشه که از در کنار هم قرار گرفتن چند تا ذره R ( بالفرض بنیادی ترین ذره ) میتونه بوجود بیاد .
و در آخر مکانیک کوانتومی نشون داده که حتی توی خالی ترین چیز ها هم یه چیزی هست !
دنیا پر از خالیه که توشون خیلی چیزا هست !!!


اما با اینحال باز دوباره با توجه به همه این ها میفهمیم که قانون بنیادی ترین ترین ترین چیزه ...
لذت فهمیدن , این بزرگترین لذت است ...
نماد کاربر
 
سپـاس : 25

ارسـال : 57


نام: رامتین قاسمی نژاد
سن: 18 سال
نام نویسی: 94/11/22

مرد

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی paradoxy در پنجشنبه 12 فروردين 1395 - 23:29

فرض سوم،
شاید تا بینهایت تقسیم کنیم و بازم جا برای تقسیم کردن باشه.
نماد کاربر
 
سپـاس : 851

ارسـال : 1693


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 14 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی رامتین قاسمی نژاد در پنجشنبه 12 فروردين 1395 - 23:41

در اون صورت برای به وجود اومدن یه چیز در حد ماده ، بینهایت ذره ای که هر دفعه از نظر پیچیدگی تکامل یافته تر هستن ( مثل پروتون که از کوارک تشکیل شده و پیچیده تره ) باید با هم ترکیب شن . که بینهایت زمان میخواد ولی شاهد هستیم که ماده خیلی پایداره و در ابعاد اتمی بزرگترین چیز همون مولکوله . در واقع اگه بخوایم هی بشکافیم اگه بینهایت تا ذره توی هم توی باشه پس بینهایت سال زمان میخواد ، اون وقت چطوره که تشکیل اون ها بینهایت سال طول نکشیده ؟

تازه اون طوری هر ذره ای میتونه واسه خودش یک سری قوانین جداگانه داشته باشه ، که مسلما این طور نیست ...

البته با تئوری ریسمان هم زیاد میونه خوبی ندارم و فکر نمیکنم که درست باشه .( جدیدا طبق تئوری ریسمان M ، فهمیدن که ریسمان ها غشا دارن !!!!!!!!!!!!!!! خب اگه ریسمان بنیادی ترین چیزه ، پس چطور به دور خودش غشایی داره که از اون هم کوچکتره ؟!؟!؟!؟!؟!؟! )
لذت فهمیدن , این بزرگترین لذت است ...
نماد کاربر
 
سپـاس : 25

ارسـال : 57


نام: رامتین قاسمی نژاد
سن: 18 سال
نام نویسی: 94/11/22

مرد

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی M_J1364@yahoo.com در جمعه 13 فروردين 1395 - 00:24

سلام

من فکر می کنم "تقسیم کردن" یعنی جزء نگر شدن. یعنی هر قدر ما تلاش کنیم ساختار ریز ذرات رو بیشتر به اجزاءش تقسیم کنیم، بیشتر جزء نگر می شیم حالا این جزء نگری از دید من ایراد داره. به نظر من در جزء نگری، "جمع اضداد" رخ می ده. مثلاً خاصیت ذره ای و موجی از هم قابل تفکیک نیست و این موضوع باعث گیج شدن نظریه پرداز می شه و معمولاً هم نظریه هایی که از دل این نوع جزء نگری بیرون میان به خودیه خود کمی گیج کننده ند. به نظر من مکانیک کوانتوم جدید این ویژگی رو داره. ولی اگه کل نگر باشیم و با مقیاس های بزرگ بیشتر سر و کله بزنیم بیشتر می تونیم به تدوین "قانون" و "درک شایسته ی اون قانون" امیدوار باشیم و به نظر من این کل نگری می تونه برای یه دانشمند حُسن تلقی بشه. البته نمی خوام بگم که توی ریز ذرات اصلاً نمی شه کل نگر بود و به قانون رسید ولی این قانون به خاطر وضعیت آشفته ی سوژه، برای خود نظریه پرداز هم از قابلیت ادراک پایین تری برخورداره یا حداقل نادقیق تره مثل عدم قطعیت هایزنبرگ. ببینید بزرگترین دانشمندان توی فیزیک هم کل نگر بودن و روی مقیاس های بزرگ کار می کردن و قانون ها و نظریه هاشون قابل فهم تره چون پدیده های مورد بررسی کمتر رفتار ضد و نقیض از خودشون نشون می دن و بهتر میشه اون ها رو در قالب قانون بیان کرد. یه خاصیت دیگه ی قوانین به دست اومده از فیزیک بزرگ مقیاس، دایره ی وسیع کاربرد اون ها نسبت به قوانین فیزیک ریز مقیاس هاست:

شما از رابطه ی جرم-انرژی انیشتین که حاصل یه کل نگریست می تونید در ریز مقیاس ها هم استفاده کنید و به نتایج جالب هم برسید ولی پایستگی عدد باریونی و لپتونی که از دل فیزیک ریز ذرات به دست اومده رو نمی شه برای فهم مقیاس بزرگ بکار برد و اگه بشه هم بکار برد نتایج مهمی رو در بر نداره مثل استفاده ی عدم قطعیت برای سیارات.

برای همین من فکر می کنم اگه توی عمل تقسیم کردن ریز ذرات زیادی پیش بریم، کم کم خود عمل "تقسیم کردن" هم میره زیر سوال. یعنی اشیاء ریز ممکنه دائماً بین دو حالت موج و ذره شیفت داشته باشن یا کلاً موج باشن.
ای که مجنون گشته ای در عشقِ ما............کِی بُوَد.. لیلی.. تو را.. نامی.. سزا؟!
سویِ.. من... پروانه.. شو... پروا مکن............در..... میانِ.... آتشم.... رقصان.... بیا
نماد کاربر
 
سپـاس : 427

ارسـال : 1127


نام: محمّد جوانشیری
سن: 33 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 90/9/24

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی paradoxy در جمعه 13 فروردين 1395 - 00:41

علاوه بر تئوری ریسمان ها، تئوری جهان های موازی رو مطالعه کنید متوجه غلط بودن این گزاره میشید.
،،بینهایت سال طول نکشیده ؟،،
شاید کشیده باشه smile023
ولی جناب جوانشیری هم به نکته خاصی اشاره کردند
نماد کاربر
 
سپـاس : 851

ارسـال : 1693


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 14 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی programmer1 در دوشنبه 16 فروردين 1395 - 13:20

رامتین قاسمی نژاد نوشته است:اما حتی اگه اون ذره مادی نباشه ، نوعی ساختار از تعدادی از اون ذرات میتونه خاصیت ( ویژگی ) قابل لمس بودن و مادی بودن رو درست کنه و بسازه .

این گفته رو درست نمیدونم چون ماده یعنی چیزی که بعد داشته باشه. قابل لمس بودن یک خاصیت مادی است. پس یک موجودیت غیر مادی حالا هر ساختاری داشته باشه نمیتونه خاصیت یک موجودیت مادی رو به وجود بیاره. در واقع شما میگید ساختار خاصی از یک موجودیت غیر مادی، خاصیتی مادی به وجود می آره. به نظرم درست نیست چون ساختار و خواص یک غیر ماده در همون دنیای غیر مادی قابل تعبیره و نتایجش هم مرتبط با همون دنیاست.


paradoxy نوشته است:فرض سوم،
شاید تا بینهایت تقسیم کنیم و بازم جا برای تقسیم کردن باشه.

جالبه واقعا به این فرضیه فکر نکرده بودم. خدا شاید به دنیای مادی به معنای واقعی بی نهایت خلق کرده. شبیه حلقه بی نهایت در برنامه نویسی. از این بی نهایت ها حتی در دنیاهای غیر مادی هم وجود داره. مثلا احادیثی که نقل شده در بهشت هر روز لذت جدیدی هست و یا هر روز ملاقات حضور خدا لذت بیشتری پیدا میکنه. و تعداد روزهای بهشت هم بی نهایت هست. شاید واقعا بی نهایت واقعی وجود داره. متاسفانه اثبات واقعا بی نهایت بودن یک بی نهایت، بی نهایت زمان میخواد (صرفنظر از امکان پذیر بودن) و این از لحاظ فلسفی غیر ممکنه.

رامتین قاسمی نژاد نوشته است:در واقع اگه بخوایم هی بشکافیم اگه بینهایت تا ذره توی هم توی باشه پس بینهایت سال زمان میخواد ، اون وقت چطوره که تشکیل اون ها بینهایت سال طول نکشیده ؟
چرا امکان نداره بی نهایت سال طول کشیده باشه.

M_J1364@yahoo.com نوشته است:سلام
من فکر می کنم "تقسیم کردن" یعنی جزء نگر شدن. یعنی هر قدر ما تلاش کنیم ساختار ریز ذرات رو بیشتر به اجزاءش تقسیم کنیم، بیشتر جزء نگر می شیم حالا این جزء نگری از دید من ایراد داره. به نظر من در جزء نگری، "جمع اضداد" رخ می ده. مثلاً خاصیت ذره ای و موجی از هم قابل تفکیک نیست و این موضوع باعث گیج شدن نظریه پرداز می شه و معمولاً هم نظریه هایی که از دل این نوع جزء نگری بیرون میان به خودیه خود کمی گیج کننده ند. به نظر من مکانیک کوانتوم جدید این ویژگی رو داره. ولی اگه کل نگر باشیم و با مقیاس های بزرگ بیشتر سر و کله بزنیم بیشتر می تونیم به تدوین "قانون" و "درک شایسته ی اون قانون" امیدوار باشیم و به نظر من این کل نگری می تونه برای یه دانشمند حُسن تلقی بشه. ...

حرفهای شما درسته ولی در جایگاه کاربردی. نظریه پردازی توی دقیقا همین جاهای ریز معنی پیدا میکنه، خب ما از کاربردها و نتایج صحبت نمیکنیم. ما میخواهیم به آرامش برسیم. عمق نگری آرامش می آره. یه بنای لگویی به بچه بدید در عرض چند دقیقه همه قطعاتشو جدا میکنه به خاطر کنجکاوی و این ارضا شدن حس کنجکاوی آرامش می آره که البته تاثیر مثبتی هم برای کل نگری داره.
من رشته ام نرم افزاره دیدم بعضی از دوستان می آن برنامه نویسی میکنن. با ساختارها و المنتها و کامپوننتها مثل جعبه های سیاه برخورد میکنن. یعنی کاری ندارن از چی ساخته شدن و ... فقط میزارن رو هم و یک بنای شیک ارائه میدن این یعنی کل نگری. بعد وقتی سیستم مشکلی پیدا میکنه که مرتبط با اون جعبه های سیاهه. کل نگرها عاجز و سردرگم میشن اینجا جزء نگرها موفق تر خواهند بود.
در واقع جزء نگرها هستند که به قانونها و فرضیات کل نگرها قابلیت تثبیت و اثبات پذیری ارائه میدن.
 
سپـاس : 9

ارسـال : 30


نام نویسی: 90/8/25

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی Unline در پنجشنبه 26 فروردين 1395 - 09:29

سوال خوبیه منتها نقص داره

هر عدد متنهاهی رو که شما تقسیم بر بی نهایت کنید از نظر حدی به صفر میل می کنه !

باید بپرسید آیا میشه ماده رو تا اون حد به اجزای کوچکتر تقسیم کرد ؟ آیا به فروپاشی ساختارش منجر نمیشه ؟ دلیل نمیشه که اگر چیزی رو تقسیم کردیم و فروپاشید بگیم اصلن وجود نداشته

اینطوری ماده که هیچ ... ریاضیات میره زیر سوال ! شما ماده رو یه عدد در نظر بگیر ... گرچه اعداد رو هم دائم میشه کوچک کرد و باز تقسیم کرد ولی باید دید آیا میشه به یک ماده که از "ساختار" تشکیل شده هم به چشم صرفن یک عدد قابل تقسیم نگاه کرد ؟
تصویر

In The Name Of Difference

My Name Is Method
نماد کاربر
 
سپـاس : 53

ارسـال : 70


سن: 28 سال
نام نویسی: 91/5/27

مرد

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی Q2w2hddjjb در پنجشنبه 26 فروردين 1395 - 14:29

به هر چیزی که برسیم ,باز ما وجود داریم . حتی اگر ذرات بنیادین نقاط بی بعد ریاضیاتی باشند , می تونن با نیروهای دافعه ی بین خودشون کلونی های سه بعدی تشکیل بدند .پس تناقضی بین این دو ایده نیست . ضمن اینکه هر تصوری درباره ی جهان داشته باشیم , چه جهان رو یه ماتریکس بدونیم , چه ذهنیاتِ یک عقل کل یا هر تصور عجیب و غریب دیگه ای , باز ما « وجود داریم »حالا یا در ماتریکس یا در تصورات اون عقل کل یا در هرچیز دیگه ای . ما وقتی داریم داریم بحث میکنیم و فکر میکنیم یعنی وجود داریم وگرنه چند تا چیز معدوم با هم بحث نمی کنن , چون اصلاً نیستند که بخوان بحث کنن
 
سپـاس : 152

ارسـال : 98


نام نویسی: 94/5/14

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی ali29121356 در يكشنبه 5 ارديبهشت 1395 - 19:39

به نظر من همه چيز نسبي هست و هيچ چيز مطلقي وجود نداره ....
 
سپـاس : 2

ارسـال : 2


نام نویسی: 95/2/5

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی candle در يكشنبه 5 ارديبهشت 1395 - 20:59

به نظرم چند قرن پیش، دکارت این موضوع را در ذهن خودش حل کرد.

وقتی که گفت:

«من می اندیشم، پس وجود دارم»
راجع به: درست. راجب: نادرست و نشانه ی بارز کم سوادی!
نماد کاربر
 
سپـاس : 1561

ارسـال : 854


نام نویسی: 93/1/4

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی رادیکال در يكشنبه 5 ارديبهشت 1395 - 23:21

programmer1 نوشته است:سلام،
داشتم با خودم فکر میکردم بی نهایت تقسیم کردن ماده در نهایت به چی میرسه؟
چند تا جوابی که وجود داره:
1- به هیچی میرسیم. خب یعنی ما تصور میکنیم وجود داریم؟
2- به یک ذره بی نهایت ریز میرسیم (اسمش مهم نیست). این ذره غیر قابل تقسیمه. یعنی ماده نیست؟ اگه ماده نیست چطور بی نهایت تا از این ذره یک ماده قابل لمس تقسیم پذیر به وجود آورده؟ عین این میمونه که با بی نهایت سایه یک ماده قابل لمس تولید کنیم.
فیزیک کوانتوم هر جایی سر در نمی آره یه فرضی میزاره مثلا میگه پاد ماده. خب این یعنی فیزیک کشک؟ یعنی حتی فیزیکم یک تصوره؟
من خودم احساس میکنم دنیا پر از خالیه.


با درود
فیلم matrix دیدی؟ این فیلم یه جوری داره به سوالت جواب میده یعنی هر چی دور بر ما هست دروغه و یک برنامه ریزی کامپیوتریه که برای ما چیدن. احساسات ما هم دروغه. مثلا اگه یک روز بدی رو سپری کرده باشی این به معنی اینکه که یک نفر پشت سیستم کامپیوتری مغز تو داره با سیستمت برای تفریح خودش بازی میکنه و اختلالات کامپیوتری رو داره برات ایجاد میکنه.
البته راست یا دروغ بودن این قضیه رو هم میذارم به عهده دوستان.
پیش به سوی حق
 
سپـاس : 13

ارسـال : 21


سن: 22 سال
نام نویسی: 95/1/27

مرد

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی paradoxy در دوشنبه 6 ارديبهشت 1395 - 22:09

یه چیزه جالبی هم بنظرم از تو اسم تاپیک در میاد
بنظرتون وجود دارید
یا تصور میکنید وجود دارید

در هردوحالت، وجود امر مسلمی در نظر گرفته شده، یعنی به فرض ما تصور کنیم که وجود داریم، یعنی وجود داریم که تصور میکنیم که وجود داریم دیگه! وجود نداشتیم که نمیتونستیم وجودمونو متصور شیم.
خلاصه در هر دو صورت سوال ما وجود داریم!
نماد کاربر
 
سپـاس : 851

ارسـال : 1693


نام: داود حاجي تقي تهراني
سن: 14 سال
نام نویسی: 93/10/22

ذکر نشده

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی You-See در سه شنبه 7 ارديبهشت 1395 - 11:57

من بهتر بپرسم:
ما واقعا دارای روح هستیم یا این که خودآگاهی ما باعث می شه فکر کنیم که چیزی فراتر از جسم هم داریم؟!
دوستای گلم حمایت کنید : https://cafebazaar.ir/app/com.nikanmehr.marmarxword/

تصویر
نرم افزارهای مالی، بازرگانی، پخش و فروش مویرگی، .. "نیکان مهر مهان"
نرم افزار پخش مويرگي
نماد کاربر
 
سپـاس : 682

ارسـال : 919


نام: U30
سن: 36 سال
شهر: تهران
نام نویسی: 93/5/19

مرد

Re: ما واقعا وجود داریم یا تصور میکنیم وجود داریم؟

نوشتهاز سوی Erfan s در پنجشنبه 16 ارديبهشت 1395 - 06:55

سلام
اول چند تا نکته بگم.
۱- بی نهایتی وجود ندارد. هر ماده ای یک انتها و یک ابتدا دارد.
۲- روح ما انسان نیست.
۳- ما درون کالبد انسان هستیم.
۴- روح ها ابتدا دارند ولی انتها ندارند (چون از روح تعالی است)
۵- هر آنچه ما میبینیم خود میپنداریم.
۶- قانون جاذبه
۷- قانون رخداد
۸- قانون طبیعت

خوب اینا رو چرا گفتم؟
ما درون کالبد انسانیم.
شاید مثل یک رویا باشد .. که هر چیز ممکن است اتفاق بیفتد.
هر چیز که فکر میکنی... هر چیز
قانون جاذبه چی میگه؟
میگه یه چیزی رو تو خاطرت بسپار و به آن ایمان داشتهداشته باش به آن خواهی رسید.
قانون رخداد؟
هر آن چه رخدادی چه بد و چه خوب را فکر کنی دنبالت میاید و به آن رخداد خواهی رسید . (آن اتفاق برات میفته)
قانون طبیعت؟
هر چیز و فکر و اندیشه و پنداشتن.. طبیعت خدکار خودش اینکارو واست میکنه.
خوب اینا چرا قانون هستن؟
چون به روش علمی برای عموم ثابت شده است.

جواب سوال.
ما وجودیت داریم .. (کائنات در این جهان به ما کمک میکنند..)
و در مورد اتم..
ذرات زیر اتمی .. (ما هنوز نتونستیم ببینیم حرکت الکترون چطوریه ؟ دایره ای و یا بیضی شکل چون به حالت ابر الکترونی هست.)
این ذرات یه جایی تموم میشه..
اگه اشیا قابل لمس است پس ذرات آن موجودیت و قابل لمس هستند.. (اگه ما کوچک شویم به اندازه پوزیترون برسیم میدونیم اون رو لمس کنیم)
این کار شما تو جبر هست..
میگه اگه یه مجموعه باشه با زیر مجموعه های معلوم .. آن مجموعه و مجموعه های درون آن و اعضای آن هر یک دارای عدد هستند پس تهی نیستند...

قانع کننده بود؟
 
سپـاس : 0

ارسـال : 10


نام: عرفان شمس آذر
سن: 20 سال
شهر: ارومیه
نام نویسی: 95/2/9

مرد

بعدی

بازگشت به مکانیک کوانتومی

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 4 مهمان