اینترنت رایگان استارلینک

مدیر انجمن: parse

NREERN

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۱۷ - ۱۹:۵۵


پست: 35

سپاس: 13

Re: اینترنت رایگان استارلینک

پست توسط NREERN »

در مورد کلیت صحبت های شما عرضی ندارم، چون بحث را از اینترنت و اطلاعات به سمت انقلاب و ... بردید که کاملا نامرتبط است و بحث جدایی می طلبد که بنده در آن تخصصی ندارم و نه تایید میکنم و نه رد.

تنها می توانم بگویم هر کدام ازین قدرت های مستقل بزرگ فعلی (که شما با مرز های جغرافیایی مشخص کردید) را می توان به عنوان یک prototype در نظر گرفت از آن چیزی که می خواهند در آینده باشند، پس از گسترش نفوذشان در کل جهان. نمی شود که یک قدرت وقتی نفوذش بیشتر شد ناگهان 180 درجه تغییر رویه بدهد؛ اگر چنین کاری کند خود از درون فرو می پاشد. هرچه نباشد این قدرت جهانی فرضی شما از ابتدا نفوذش را با یک سری وعده ها گسترش داده. با کنار گذاشتن آن همان وعده ها، آن قدرت هم نفی می شود و وامیپاشد. نمونه حی و حاضر نتیجه وعده دادن و عمل نکردن را در یک جهان سومی داریم میبینیم.

پس صرف استناد با آن چیزی که در حال حاضر عیان است نه اما و اگر هایی که به ایمان و حدس نیاز دارد، و روندی که هر کدام از این قدرت ها برای آینده در پیش گرفته اند، ترجیح شخصی من برای آینده حداقل زندگی در زیر سوق غرب است تا شرق. حالا شاید فردی ترجیح بدهد در زیر سایه مطلق گروه کره شمالی، چین و روسیه یا یک کشور جهان سومی زندگی کند. می دانید، اصلا شاید شما درست می گویید. شاید غرب جنبه قدرت مطلق بر کل دنیا را نداشته باشد. اما شرق حتی جنبه قدرت جزئی را در مرزهای خودش در حال حاضر ندارد! اگر می گویید موازانه قدرت و دعوای دائمی بین قدرت های بزرگ بهترین راه حل برای آینده است، باشد، اما از این راه حل هم نمی توان نتیجه گرفت که شکل اداره فعلی شرق، پروتوتایپ مناسبی برای مقابله با غرب است! ضمن این که مقابله با قدرت فعلی شرقی به معنای دفاع از غرب نیست؛ همانطور که دشمن دشمن آدم، لزوما دوست آدم نیست.

هربار صحبت های شما را می خوانم، احساس میکنم دارم یک چلومرغ خوشمزه می خورم، اما وسط خوردن ناگهان یک غضروف گنده زیر دندانم می آید که حالم را بد می کند. آن غضروف گنده، شاید ترس از / توسل به جهل از آینده باشد. آی این می شود، آی آن می شود! دوست من، به جای این و آن شدن، ببینید چی در حال حاضر شده است و برای شرایط فعلی چه کنیم. بماند که حتی خود این و آنرا هم نمی گویید و هر بار سوالم را به خودم بر میگردانید که غرب دقیقا چه سوء استفاده ای می خواهد از اطلاعات بکند که شرق در حال انجام آن به شیوه صدبرابر بدتر نیست. توی پست قبل هم گفتم، آیندگان فکر آینده را خواهند کرد. ما حالمان را درست کنیم هنر کرده ایم.

کارنبر

عضویت : جمعه ۱۴۰۱/۵/۲۸ - ۱۲:۱۸


پست: 24

سپاس: 3

Re: اینترنت رایگان استارلینک

پست توسط کارنبر »

انحراف از بحثی که می گویید، بخشی از پاسخ پرسشی است که به دنبال آن هستید، اینکه " حال چه باید بکنیم؟"؛ مطرح کردنِ سناریوی انقلاب به این منظور بود که بدانیم "چه نباید بکنیم". ضمن اینکه سخن من نیاز به "ایمان" ندارد؛ من نمی گویم غرب بعداً و با تبدیل شدن به تنها قدرت جهانی تغییر رویه خواهد داد، بلکه عرض کردم هم اکنون نیز چنین رویه ای دارد (مثل مورد ترامپ و سندرز)، منتهی وجود قدرت های دیگر، مانع از آن می شود.

در مورد اینکه چه سوءاستفاده هایی می تواند بکند آثار بسیاری ساخته اند که یکی از آنها را در جستاری دیگر معرفی کردم (سریال دنیای غرب). با داشتن اطلاعات کامل شخصی یک نفر می توانند هویت او را بدزدند، یا او را کنترل کنند؛ ممکن است روزی با بات هایی مواجه شوید که داستان زندگیشان کاملاً شبیه به زندگی شماست و بعدها با ربات هایی اینچنین مواجه شوید! به همین ترتیب با شناخت کاملی که از شما دارند نه تنها خواهند توانست تصمیماتِ شما را پیش بینی کنند، بلکه می توانند آنها را برایتان بسازند؛ صبح بیدار می شوید و چندین داده درباره ی مثلا پیاده روی روی گوشیتان می آید، آنگاه بلند می شوید و به این خیال که خودتان تصمیم گرفته اید، برای پیاده روی آماده می شوید! (تلقین).

در نهایت، همچنان که شما می گویید مخالفت با شرق به معنای تایید غرب نیست، مخالفت با غرب نیز به معنای تایید شرق نیست. آنچه که شرق را اینگونه درهم ریخته رشد افسارگسیخته ی قدرت غرب است و برای مقابله با چنین قدرتی آنقدر از قافله عقب مانده که دست به تصمیماتی عجولانه و سرسری می زند. اما عرض من این است که نباید گربه را کج دیوار برد تا بخواهد چنگ بیاندازد. راه حلم نیز آگاهی است؛ مردم باید کم کم این پرده ی پرزرق و برقی که بروی چشمانشان کشیده شده را کنار بزنند و سوالات بزرگتری از خودشان بپرسند. وقتی آگاهی فراگیر شود، آنگاه نه غرب و نه شرق نخواهند توانست از هیچ کس سوءاستفاده ای بکنند و این مردم خواهند بود که صاحبان قدرت را کنترل می کنند (دموکراسی) و نه برعکس(دیکتاتوری).

الان دموکراسی در خود غرب هم در خطر است، با این حال این موضوع کمتر مورد توجه قرار می گیرد؛ قدرت ابرسرمایه داران دارد از قدرت دولت هایشان بیشتر می شود و این به معنای آن است که آنها هستند که دولت ها را کنترل می کنند، نه برعکس.
تلقین و درسِ اهلِ نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم

NREERN

عضویت : دوشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۱۷ - ۱۹:۵۵


پست: 35

سپاس: 13

Re: اینترنت رایگان استارلینک

پست توسط NREERN »

انحراف از بحثی که می گویید، بخشی از پاسخ پرسشی است که به دنبال آن هستید، اینکه " حال چه باید بکنیم؟"؛ مطرح کردنِ سناریوی انقلاب به این منظور بود که بدانیم "چه نباید بکنیم".
صحبت را از عدم استفاده از سرویس های داخلی مبتنی بر اینترنت بردید به سمت انقلاب؟!

من نمی گویم غرب بعداً و با تبدیل شدن به تنها قدرت جهانی تغییر رویه خواهد داد، بلکه عرض کردم هم اکنون نیز چنین رویه ای دارد (مثل مورد ترامپ و سندرز)، منتهی وجود قدرت های دیگر، مانع از آن می شود.
متوجه نمیشوم. وجود شخصی مثل برنی در نقش یک سناتور به عنوان فردی که کلا مخالف سیستم سرمایه داری است خود نشانه بزرگی از دموکراسی غرب در مقابل شرق نیست؟ به این فرد انقدر آزادی دادند که کمپ ریاست جمهوری راه انداخت. مثل این است که رشدی نامی در یک کشور جهان سومی، شهردار باشد و بعد هم بهش اجازه کاندید ریاست جمهوری شدن بدهند ولوی در ظاهر. بله 30 سال پیش توی همین آمریکا طرفدارای نظام های سوسیالیستی حتی جرئت حرف زدن را نداشتند، اما در چند سال اخیر افرادی مثل ولف و چامکسی خیلی راحت نه تنها اظهار نظر می کنند بلکه اجازه تدریس عقاید شرقیشان را در دانشگاه های آمریکا دارند. هروقت در یک جهان سومی اجازه تدریس عقاید لیبرال داده شد، تازه شرق مشابه حال غرب می شود.
یا در مورد ترامپ، با کله زمین خوردن ترامپ توی انتخابات دوم، نقد شدن مستقیمش در رسانه های اجتماعی خود آمریکا و بن شدنش از آن ها، مورد تمسخر واقع شدنش توسط رسانه های داخل خود آمریکا در زمان ریاست جمهوری خود ترامپ تمام گویای آزادی بیان نسبی در غرب نیست؟ روزنامه های آمریکا پر شده بود از کاریکاتورهای ترامپ، لابد تمام این هم کار شرق بوده. (حالا کافیست کاریکتور یک عالی مقامی از یک جهان سومی را یک رسانه خارجی منتشر کند ...) باشد، شاید به قول شما شرق هم در ایجاد دموکراسی غرب نقش داشته است. اما فعلا که غرب چنین موازانه قدرتی را در شرق ایجاد نکرده، و ببخشید در یک جهان سومی دهنمان حسابی سرویس شده (عیان و حاضر). غربی ها فکر خودشان را بکنند، ما هم فکر خودمان را بکنیم.

در مورد اینکه چه سوءاستفاده هایی می تواند بکند آثار بسیاری ساخته اند که یکی از آنها را در جستاری دیگر معرفی کردم (سریال دنیای غرب). با داشتن اطلاعات کامل شخصی یک نفر می توانند هویت او را بدزدند، یا او را کنترل کنند؛ ممکن است روزی با بات هایی مواجه شوید که داستان زندگیشان کاملاً شبیه به زندگی شماست و بعدها با ربات هایی اینچنین مواجه شوید! به همین ترتیب با شناخت کاملی که از شما دارند نه تنها خواهند توانست تصمیماتِ شما را پیش بینی کنند، بلکه می توانند آنها را برایتان بسازند؛ صبح بیدار می شوید و چندین داده درباره ی مثلا پیاده روی روی گوشیتان می آید، آنگاه بلند می شوید و به این خیال که خودتان تصمیم گرفته اید، برای پیاده روی آماده می شوید! (تلقین).

جدای ازین که شرق هم می تواند دقیقا همین بلاها را سرمان بیاورد (چنان چه که چین در زمینه ساخت ربات های انسان نما، حتی از آمریکا جلوتر زده) و البته همین الانش به شیوه های دیگر هم حسابی عقایدشان تلقین نموده اند، چنین صحبت هایی برای آینده است، نه حال گرامی. اینجاست که می گویم به جای دیدن عیان، انتخاب کرده اید که به ترس از آینده ایمان بیاورید. 4 تا فیلم آینده نگرایانه که حال ما را شرح نمی دهد. حال ما انتخاب بین سوروش و بله و تلگرام و واتس آپ است، یکی از یکی بدتر. در یکی اشتراک گذاشتن بعضی اطلاعات (عقیدتی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و ...) پتانسیل ختم شدن به زندان را دارد و در دیگری، هیچ. در یکی وابستگی به سرویس های داخلی افزایش پیدا کند و دموکراسیِ دموکراسی جهان سومی مان، بیشتر در حلقمان فرو می رود، و در دیگری اطلاعاتمان برای تبلیغات مورد استفاده قرار می گیرد. انتخاب ما بین این هاست، نه آن چه که در فیلم ها میبینید. بعدشم حتی اگر بخواهیم با دیدگاه شما جلو برویم، مجبوریم غارنشین شویم. چون دغدغه های شما دقیقا همانطور که برای غرب درست هستند، برای شرق هم درست هستند.

در مورد باقی صحبت هاتون کمابیش موافقم، البته باز بر میگردد به محدوده جغرافیایی. مثلا در بعضی از نقاط اروپا، اتفاقا سیستم های سرمایه داری در حال فروپاشی هستند و سیستم های سوشیالکپیتالیسم در حال شکل گیری هستند. در این سیستم ها، ابرسرمایه دار نمی تواند شکل بگیرد و سرمایه داران به تدریج سرمایه شان را از دست می دهند. برای همین خیلی از افراد از اروپا به سمت آمریکا مهاجرت می کنند، چون ثروتمند شدن در اروپا یکجور رویاست، و از طرف دیگر خیلی ها از آمریکا که مهد سرمایه داری است به اروپا سفر می کنند، چون سیستم سرمایه داری بیشترین فشار را روی طبقه متوسط به پایین می گذارد.

کارنبر

عضویت : جمعه ۱۴۰۱/۵/۲۸ - ۱۲:۱۸


پست: 24

سپاس: 3

Re: اینترنت رایگان استارلینک

پست توسط کارنبر »

درود

بله درست می فرمایید، من منظورتان از سوال " چه باید بکنیم؟" را از انتخابِ میان شبکه های داخلی و خارجی، به انتخابِ میان قدرت های داخلی و خارجی تعمیم داده ام...

البته چنان که عرض کردم و خودتان هم اشاره داشتید، مخالفت با یک جبهه (چه غرب و چه شرق) به معنای تایید و طرفداری از جبهه ی مقابل نیست. هر چه نباشد غرب مهد دموکراسی و آزادی خواهی بوده است و من تنها اشاره کردم که در خودِ این مهد نیز آزادی و دموکراسی در معرض خطرند، نه اینکه اوضاعشان در این موارد از شرق بدتر است.

گمان می کنم اختلاف نظرمان در چشم اندازهایمان است؛ شما به دنبال حل مسئله در "اینجا و اکنون" هستید، اما من از "همه جا و آینده" سخن می گویم. در یک مورد حق با شماست که راه حل هرچه باشد نباید "اینجا و اکنون" را فدای "همه جا و آینده" نماید، اما از طرف دیگر چنین نیست؛ یعنی راه حل همچنین نباید "همه جا و آینده" را فدای " اینجا و اکنون" کند. یعنی همچنان که نباید اینجا و اکنون را فراموش کنیم، نباید هم فقط به اینجا و اکنون فکر کنیم.

در مورد استفاده از شبکه های داخلی یا خارجی، من پیشتر هم عرض کردم که با استفاده از هیچکدام مخالف نیستم، که اگر بودم در اینجا نیز نباید می نوشتم؛ آنچه گفتم تنها این بود که اطلاعات شخصی خود را در این شبکه ها منتشر نکنیم تا مورد سوءاستفاده ی هیچ جبهه ای(چه شرق و چه غرب) قرار نگیرد، چراکه می دانیم هر کدامشان به نحوی دارند از این اطلاعات سوءاستفاده می کنند.

و بله سوسیال دموکراسی به عنوان سنتزی میان تزِ لیبرال دموکراسی و آنتی تزِ سوسیالیسم، از نظر من هم راه حل مناسبی است. با این حال امریکا و لیبرال دموکراسی اش در حال بلعیدن دنیا و حتی اروپاست. مشکل سیستم لیبرالیسم و سرمایه داری این است که هیچ "ترمز"ی ندارد و در یک رقابت همیشگی و سرسام آور فقط می خواهد به بیشتر و بیشتر برسد و در این راه نه تنها زمین بازی را دارد به نابودی می کشاند، بلکه جان و زندگیِ بازیکنان را هم به بازی گرفته است. و متاسفانه جبهه های مخالف آن نیز مجبور شده اند طبق قواعد این سیستم بازی کنند تا از قافله عقب نمانند؛ نتیجه اینکه چند میلیارد نفر انسان و میلیاردها گونه ی زنده ی دیگر و خود سیاره ی زمین، بازیچه ی بازی عده ای انگشت شمار برای حکومت بر زمین و اثبات برتری خود شده اند.
تلقین و درسِ اهلِ نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم

ارسال پست