سیاهچاله ها


سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 00:19

سياهچاله چيست؟




در چند جمله كوتاه ميتوان گفت، سياهچاله ناحيه اي از فضاست كه مقدار بسيار زيادي جرم در آن تمركز يافته و هيچ شيئي نمي تواند

از ميدان جاذبه آن خارج شود.از آنجا كه بهترين تيوري جاذبه در حال حاضر تيوري نسبيت عام انيشتن است،در مورد سياهچاله و

جزيياتش بايد طبق اين تيوري تحقيق و نتيجه گيري كنيم. ابتدا از مفهوم جاذبه و شرايط ساده تر آغاز مي كنيم.

فرض كنيد روي سطح يك سياره ايستاده ايد. يك سنگ را به سمت بالا پرتاب مي كنيد. با فرض اينكه آن را خيلي خيلي محكم پرتاب

نكرده باشيد براي مدتي به سمت بالا حركت مي كند و نهايتا شتاب جاذبه باعث مي شود به پايين سقوط كند. اما اگر سنگ را به

اندازه ي لازم محكم پرتاب كرده باشيد مي توانيد آن را به كل از جاذبه سياره خارج كنيد و سنگ بالا رفتن را تا ابد ادامه خواهد داد.

سرعتي كه لازم است تا يك شيي را از حاذبه سياره خارج كند سرعت فرار يا سرعت گريز نام دارد. همانطور كه انتظار مي رود سرعت

فرار به جرم سياره بستگي دارد. اگر سياره اي جرم زيادي داشته باشد كشش جاذبه آن زياد خواهد بود و نتيجتا سرعت فرار آن بيشتر

خواهد شد. سياره سبكتر سرعت فرار كمتري خواهد داشت. همچنين سرعت فرار به فاصله از مركز سياره نيز بستگي دارد. هر چه به

مركز سياره نزديك تر شويم سرعت فرار نيز بيشتر مي شود.سرعت فرار زمين Km/s 11.2 يا m/h 25000 است. در حالي

كه سرعت فرار در ماه فقط Km/s 2.4 يا m/h 5300 است.

حال يك جرم بسيار زياد را كه در يك ناحيه با شعاع بسيار كوچك تمركز يافته تصور كنيد. سرعت فرار چنين ناحيه اي از سرعت نور بيشتر

خواهد بود و چون هيچ شييي نمي تواند سريعتر از نور سير كند پس هيچ شييي نمي تواند از ميدان جاذبه چنين ناحيه اي خارج شود

، حتي يك دسته پرتو نور.

ايده تفكر در مورد جرمي چنان چگال كه حتي نور نيز نتواند از آن خارج شود متعلق به لاپلاس در قرن هجدهم است. تقريبا بلافاصله پس

از بيان نظريه نسبيت عام توسط انيشتين ، كارل شوارتز شيلد يك راه حل رياضي براي معادلات تيوري اين اجرام كشف كرد و سال ها بعد

اشخاصي چون اپنيمر و ولكف واشنايدر در دهه 1930 به طور جدي درباره امكان وجود چنين نواحي در عالم به تحقيق پرداختند. اين

پژوهشگران نشان دادند، هنگامي كه محتويات سوخت يك ستاره پرجرم به پايان مي رسد، نمي تواند در مقابل جاذبه دروني خود

مقاومت كند و به صورت يك سياهچاله در خود فرو مي ريزد.

در نسبيت عام جاذبه از عوامل انحراف فضاي 4 بعدي است. اشياء بسيار پرجرم باعث انحرافات محورهاي زمان و فضا مي شوند در حدي

كه قوانين هندسي اعتبار خود را از دست مي دهند و به كار نمي آيند. اين انحراف در اطراف يك سياهچاله بسيار چشمگير است و باعث

مي شود كه سياهچاله ها خصوصيات عجيبي داشته باشند. هر سياهچاله چيزي به نام افق حادثه ( event horizon ) دارد، كه

سطحي كروي است و مرز سياهچاله را مشخص مي كند. شما مي توانيد وارد اين افق شويد اما نمي توانيد از آن رهايي يابيد. در

حقيقت وقتي وارد افق شديد محكوم به نزديك و نزديك تر شدن به مركز سياهچاله هستيد.

درباره افق مي توان اين تصور را داشت كه افق جايي است كه در آن سرعت گريز برابر با سرعت نور است. در خارج از افق سرعت گريز

كمتر از سرعت نور است. بنا بر اين در صورتي كه راكت هاي شما به اندازه كافي انرژي داشته باشند مي توانيد از افق دور شويد اما

وقتي وارد افق شديد راهي براي خروج نداريد. افق خصوصيات هندسي عجيبي دارد، براي يك ناظر كه فاصله زيادي از سياهچاله دارد،

افق جاي خوبي به نظر مي رسد كه كروي و ساكن است. اما در صورتيكه به سياهچاله نزديك شويد متوجه خواهيد شد افق با سرعت

بسيار زياد و يا در حقيقت با سرعت نور به سمت بيرون در حركت است. چون افق با سرعت نور به سمت بيرون گسترش مي يابد، پس

براي خروج از افق بايد سرعتي بيش از سرعت نور داشته باشيم. و چون مي دانيم كه نمي توانيم با سرعتي بيش از سرعت نور سير

كنيم پس هيچ گاه نخواهيم توانست از سياهچاله فرار كنيم.

اگر اين مطالب بسيار عجيب به نظر مي رسند، نگران نباشيد، واقعا عجيب هستند. افق از جهتي ثابت و از جهتي نا پايستار است.

اين مطلب تا حدي شبيه به داستان آليس در سرزمين عجايب است. او بايد تا جايي كه مي توانست سريع حركت مي كرد تا ميتوانست

در يك جا بماند.

در درون افق فضا در حدي منحرف مي شود كه مختصات طول و زمان جايشان عوض مي شود به اين معني كه مختص نشان دهنده

فاصله از مركز سياهچاله كه r نام دارد، يك مختص زماني و t يك مختص فضايي مي شود. نتيجه اين جابجايي اين است

كه نميشود از كوچك شدن لحظه به لحظه r جلوگيري كرد، مشابه شرايط معمولي كه از رسيدن به آينده گريزي نيست (يعني به طور

معمول t در حال افزايش است) در نهايت بايد به مركز جايي كه r = 0 است برسيم. ممكن است فكر كنيد با روشن كردن

راكت ها ميتوان از افق خارج شد، اما اين كار نيز بيهوده است. از هر ماده اي كه استفاده كنيد، نمي توانيد از آينده خود گريزي داشته

باشيد. پس از وارد شدن به افق، تلاش براي دور شدن از مركز سياهچاله درست مثل تلاش براي نرسيدن به پنجشنبه آينده است.

نام سياهچاله را براي اولين بار جان آرچيبالد ويلر پيشنهاد داد كه نام مناسبي به نظر مي رسيد، چون از نام هاي پيشنهادي قبل از

خودش جذاب تر بود. پيش از ويلر از اين نواحي با عنوان ستاره هاي منجمد ياد مي شد. در ادامه توضيح خواهم داد كه چرا اين نام را به

آن ها داده بودند.

شعاع شوارتزشیلد : شعاعی است که بر طبق معادلات متریک برای سیاهچاله‌ها تعیین می‌شود.شعاع شوارتزیلد

(Schwarzschild radius ) نام شعاعی در فیزیک است که تمام اجسامی که در آن وارد می‌شوند در یک نقطه جمع می‌شوند با

هر جرمی به نقطه نقطه تکینگی گفته می‌شود.به منطقه‌ای با شعاع شوارتزیلد افق رویداد گفته میشود

افق رویداد : ( Event horizon) در نسبیت عام، منطقه‌ای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت

تأثیر سیاه‌چاله است و اگر جسمی وارد این ناحیه شود، سرانجام بروی تکینگی سیاهچاله سقوط می‌کند. افق رویداد قسمتی از

تقسیم بندی مناطق خارجی سیاهچاله هاست.

کارکُره : اگر یک سیاه‌چاله حرکت مداری داشته باشد، آغاز به کشیدن فضا-زمان به دور افق رویداد می‌کند. این گردش فضا به دور

افق رویداد را کارکُره (ergosphere) می‌گویند و شکل بیضوی دارد.

تکینگی : به مرکز یک سیاهچاله که تمام جرم سیاهچاله در آن‌جا متراکم شده و چگالی آن بی‌نهایت است تکینگی گفته میشود.

چون سیاهچاله را ستاره ای در نظر می گیریم که تمام جرم آن پس از رمبش در حجمی در حد صفر متراکم شده (یعنی به سمت صفر

میل می‌کند) که باعث می‌شود چگالی بی نهایت بشود و یک ناپیوستگی و تکینگی در آن نقطه از فضا بوجود آید.


سياهچاله چه اندازه اي دارد؟



اندازه هر چيز دو جنبه دارد. در اولين جنبه مي گوييم اين جسم چه ميزان جرم دارد و در جنبه ديگر آن را از نظر حجم بررسي مي كنيم.

ابتدا درباره جرم سياهچاله بحث مي كنيم.

براي ميزان جرم يك سياهچاله محدوديتي وجود ندارد. هر مقدار جرمي درصورتي كه به اندازه كافي چگال باشد مي تواند سياهچاله

تشكيل دهد. حدس مي زنيم كه سياهچاله هاي موجود از مرگ ستارگان پرجرم تشكيل يافته اند، بنا بر اين بايد به همان اندازه جرم

داشته باشند. به عنوان نمونه جرم يك سياهچاله در حدود 10 برابر جرم خورشيد است، يعني جرمي معادل 10 به توان 31 كيلوگرم.

هر چه جرم سياهچاله بيشتر باشد فضاي بيشتر اشغال خواهد كرد. در حقيقت شعاع شوارتز شيلد (شعاع افق) و جرم نسبت مستقيم

دارند. اگر سياهچاله اي 10 برابر يك سياهچاله ديگر جرم داشته باش، شعاعش نيز 10 برابر ديگري خواهد بود. شعاع سياهچاله اي هم

جرم خورشيد 3 كيلومتر است. بنا بر اين، اگر سياهچاله اي 10 برابر خورشيد جرم داشته باشد شعاعش 30 كيلومتر خواهد بود و

سياهچاله اي كه در مركز يك كهكشان با جرم يك مليون برابر خورشيد 3 ميلون كيلومتر شعاع خواهد داشت. ممكن است اين مقدار

شعاع زياد به نظر برسد ولي با استانداردهاي نجومي خيلي هم عجيب نيست. به عنوان مثال شعاع خورشيد 700000 كيلومتر است و

يك سياهچاله بسيار بسيار سنگين شعاعي فقط در حدود 4 برابر خورشيد دارد.



تقسیم بندی سیاهچاله ها بر اساس جرم



سیاهچاله ها میتوانند هر جرمی داشته باشند زیرا هرچه حجم جرمی کاهش یابد ، قدرت گرانش آن بیشتر میشود و تقریبا میتوان گفت

هر جسمی که به اندازه کافی فشرده شود به یک سیاهچاله تبدیل خواهد شد . با این همه سیاهچاله هایی که در طبیعت شکل

میگیرند تنها در چند گروه جرمی قابل دسته بندی هستند که عبارتند از :

1 سیاهچاله های بسیار پرجرم


این گروه از سیاهچاله ها جرمی بین میلیون ها تا میلیاردها برابر جرم خورشید دارند. دانشمندان معتقدند که این نوع سیاهچاله ها در

مرکز اغلب کهکشانها وجود دارند.

2 سیاهچاله های جرم متوسط


این گروه جرمی هزاران برابر جرم خورشید دارند و گمان میرود که این نوع سیاچاله ها نیروی منابع درخشنده پرتوی ایکس را تامین

میکنند .

3 سیاهچاله های جرم ستاره ای


جرم این سیاهچاله ها بین 3 تا 15 برابر جرم خورشید متغییر است . این سیاهچاله ها در نتیجه فروپاشی ستارگان منفرد به وجود

می آیند .

4 میکروسیاهچاله ها ( سیاهچاله های بسیار کوچک )


جرم این سیاهچاله ها به اندازه ای است که در آنها اثرات مکانیک کوانتومی اهمیت زیادی پیدا میکند . حد پایین جرم این سیاهچاله ها

چیزی در حدود جرم پلانک در نظر گرفته شده است . به طور کلی سیاهچاله هایی که جرمی کمتر از جرم خورشید دارند، میکرو

سیاهچاله نام دارند.



انواع سیاهچاله



شوارتس شیلد


ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد.

شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.


رایزنر- نورد شتروم



هم بار دارد و هم چرخش ، میتواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود

آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند. سیاهچاله باردار یا سیاهچاله رایزنر - شتروم کاملا متفاوت از

سیاهچاله شوارتس - شیلد است. از آنجا که جزئیات این نوع سیاهچاله به بار خالص آن بستگی دارد بررسی خود را از یک سیاهچاله

فرضی که از نظر الکتریکی خنثی است شروع کرده و بعد اندکی بار به آن می‌افزاییم. در مرحله بار اولیه تنها یک افق رویداد وجود دارد، اما

به محض اضافه کردن بار به آن اتفاق شگفتی روی می‌دهد. افق رویداد نخستین در هم فرو می‌رود و افق دیگری نزدیکتر به تکینگی ظاهر

می‌شود. اگر به افزودن بار ادامه دهیم، افق رویداد بیرونی به انقباض ادامه می‌دهد، در حالی که افق درونی همواره از جهان بیرون پنهان

خواهد بود (چرا که در درون رویداد بیرونی است)، هر یک از دو افق همان ویژگیهایی را خواهند داشت که افق رویداد سیاهچاله شوارتز

شیلد دارد. اگر باز هم بار بیشتری به سیاهچاله بیفزاییم، افق رویداد منقبض می‌شود و با اضافه کردن بار افق نیز به انقباض ادامه میدهد،

تا اینکه سرانجام درست در بالای تکینگی بصورت سطحی نازک در می‌آید. در این حالت اگر به افزودن بار ادامه دهیم، افق رویداد بطور

ناگهانی ناپدید می‌شود، تنها تکینگی باقی می‌ماند که دیگر با افق رویداد پوشانده نشده است، که تکینگی برهنه نامند. هیچ کس هنوز

در مورد چند و چون آن مطمئن نیست.


ارگوسفراست



چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ، که می توان از آن انرژی

استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.


سیاهچاله‌های کر


سیاهچاله‌های کر شگفت انگیزترین نوع سیاهچاله‌ها هستند، زیرا مشخصه های گوناگونی را به نمایش می‌گذارند. مشابه حالت بیش

بررسی خود را از یک سیاهچاله ناچرخان شروع کرده و به تدریج به چرخش در می‌آوریم. در اینصورت افق رویداد منقبض می‌شود و افق

رویداد دیگری در درون نزدیک به تکینگی ظاهر می‌شود. با افزودن به چرخش ، افق بیرونی رو به درون حرکت می‌کند و افق درون رو به

بیرون. اما میان این مورد و مورد سیاهچاله‌های باردار ، تفاوتی وجود دارد که به حد ایستایی مربوط می‌شود. حد ایستایی موضعی در

پیرامون سیاهچاله است که در آن ذره نمی‌تواند در حال سکون باشد. در سیاهچال شوارتس- شیلد این حد ایستایی در افق رویداد

است.حال یک ناو فضایی را در نظر می‌گیریم که به یکی از این سیاهچاله‌ها نزدیک می‌شود. به سبب کشش چارچوب ناو در راستای

چرخش سیاهچاله خواهد چرخید. ناو هر چه قدر تلاش کند که بی حرکت مانده و چرخش نکند عاقبت بر گرد سیاهچاله کشیده خواهد

شد. در این نقطه در حد ایستایی بوده که سطحی در پیرامون سیاهچاله و درست بیرون از افق رویداد است. حد ایستایی در قطبها با

افق رویداد مماس است و در استوای سیاهچاله به بیشترین فاصله از آن می‌رسد. میان حد ایستایی و افق رویداد منطقه‌ای عجیب

وجود دارد به نام ارگوسفر که به نظر می‌توان از آن برای استخراج انرژی از سیاهچاله استفاده کرد. برای مثال اگر جسمی به درون

ارگوسفر پرتاب شده و در آنجا به دو قطعه بشکند و یکی از آنها بر تکینگی سقوط کند و دیگری بیرون آید، قطعه بیرون آمده انرژی بسیار

بیشتری از جسم اولیه خواهد داشت. هر چه انرژی بیشتر و بیشتری از سیاهچاله استخراج شود، چرخش آن آرامتر و آرامتر می‌شود تا

نهایتا به یک سیاهچاله شوارتز شیلد تبدیل شود.

با اضافه کردن چرخش به سیاهچاله کرد و افق رویداد شکل می‌گیرد. از آنجا که در سیاهچاله‌های چرخان این افقهای رویداد با حدهای

ایستایی احاطه شده‌اند، پس در این صورت دو حد ایستایی و دو ارگوسفر خواهیم داشت. هر چه چرخش بیشتر شود، دو ارگوسفر به

هم نزدیکتر می‌شوند تا سرانجام یکی شوند. با افزایش بیشتر چرخش هم افق رویداد و هم حد ایستایی به طرف تکینگی حرکت میکنند

و سرانجام همچون سیاهچاله باردا رایزنر – نورد اشترم افق رویداد ناپدید می‌شود و تنها یک تکینگی برهنه بر جای می‌گذارد.


کر- نیومان



هم باردارد و هم چرخش ، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقه‌ای دارد به

نظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند.

مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که ، بدانیم ماده در داخل سیاهچاله‌ای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار

می شود؟ اختر فیزیکدانان می‌گویند اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید،

نتیجه نهایی همواره الزاماً یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی

خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی جرم ، بار الکتریکی و اندازه

حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند.


شناسايي سياهچاله ها



بخاطر خاصيت گريز ناپذير بودن، تشخيص سياهچاله ها بسيار مشكل است و مهمترين راهي كه به دانشمندان امكان شناسايي آنها را

ميدهد، مشاهده ديسك تجمعي است. نكته زيبا اينجاست كه گازها و مواد قسمتهاي داخلي ديسك، سريعتر از گاز نواحي دور دست

ميچرخند و دراقع سرعت قسمتهاي مختلف ديسك متفاوت است. لذا گازهايي كه تحت اصطكاك و مالش بسيار داغ شده اند از خود انواع

مختلفي از تشعشعات حامل انرژي ساطع مي كرده و يك منبع نيرومند پرتو x تشكيل مي دهند که توسط تلسكوپهاي امواج x قابل

ديدن مي باشد. علاوه بر امواج x معمولاً از طريق وجود لنزهاي گرانشي و ستاره اي در حال چرخش به دور يك شي غير قابل رويت

نيز مي توان به وجود سياهچاله يا ستاره اي نوتروني در يك منطقه از فضا پي برد. به طور كلي سياهچاله ها در دو نوع چرخان و غير

چرخان وجود دارند و بعضي از آنها كه به سياهچاله هاي كهكشاني يا سوپر سياهچاله ها موسومند از حدود يك ميليون تا يك مليارد

ستاره فشرده شده در داخل يك مركز تشكيل مي شوند. شواهدي از وجود اين اجرام عظيم الجثه در قلب كهكشانها در دست است.با

توجه به نظربات جديد تر, سياهچاله ها کاملا سياه نيستند, بلکه به دليل افت و خيزهاي کوانتوميِ نزديکِ افق, تشعشعاتي ساطع

ميکنند که به تبخير سياهچاله مي انجامد. بر اساس اين نظريه, بعد از ملياردها سال, سياهچاله کل جرم و اطلاعات ذرات بلعيده شده

را از دست مي دهد. امروزه نظريه ريسمان تنها نظريه کارآمدي است که قادر است نحوه فشرده شدن چنان جرم عظيمي در ناحيه اي

کوچک از فضا را با توجه به ابعاد اضافي توضيح دهد.


منابع : http://nightcreation.blogfa.com

http://www.hupaa.com smile039

http://www.daneshju.ir

http://www.parssky.com

دیگه ببخشید اگه مشکلی داشت smile072
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی meaning در دوشنبه 17 مهر 1391 - 00:37

لطفاً درباره ميكرو سياهچاله ها هم مطالب سودمند بزاريد !
 
سپـاس : 1114

ارسـال : 913


نام نویسی: 90/11/9

ذکر نشده

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی afi در دوشنبه 17 مهر 1391 - 21:02

این که میگن سیاهچاله ها مو دارند (!) یعنی چی ؟!؟
smile042
آسمان جایگاه من و توست
گاهی به آن نگاهی بینداز ...
 
سپـاس : 55

ارسـال : 485


شهر: شیراز
نام نویسی: 86/12/3

ذکر نشده

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 21:36

erfan-93 نوشته است:لطفاً درباره ميكرو سياهچاله ها هم مطالب سودمند بزاريد !


سياهچاله ها يکي از نخستين نتايج معادلات نسبيت عام بودند، بر اساس اين نظريه (يا نتيجه ي آن) در صورتي که جرم به اندازه ي

کافي فشرده شود، گرانش آن چنان بر دافعه ي ذاتي اتم هايش فايق مي آيد که ابعاد آن جرم را به کلي از بين مي برد و حفره اي را در

الياف فضا-زمان ايجاد مي کند که هر چيزي به دام آن بيفتد ديگر قادر به فرار از آن نيست. مرزهاي اين دام را افق رويداد سياهچاله

مينامند. اگر فضا بُعدهاي ناپيدا نداشته باشد يا آن ابعاد از افق رويداد سياهچاله کوچک تر باشند، اندازه ي افق رويداد رابطه ي

مستقيمي با جرم سياهچاله خواهد داشت. براي تبديل خورشيد به يک سياهچاله، بايد آن را چهار ميليون برابر اندازه ي فعلي اش

کوچک کنيد و شعاع آن را به سه کيلومتر برسانيد. اگر بخواهيد سياره ي زمين هم همين سرنوشت را داشته باشد شعاع آن بايد، با

حفظ جرم، به يک ميلياردم اندازه ي فعلي اش يا 9 ميليمتر تقليل پيدا کند.

مي بينيم که هر چه سياهچاله کوچک تر باشد، فشاري که براي فشرده کردن آن نياز داريم بيشتر مي شود. چگالي نهايي براي توليد

سياهچاله نيست معکوسي با توان دوم جرم آن دارد. براي سياهچاله اي به جرم خورشيد چگالي حدود 10 به توان 19 کيلوگرم بر متر

مکعب است که از چگالي هسته ي اتم بيشتر است. اين چگالي يکي از بيشترين چگالي هايي است که مي توان در عالم امروز با

رمبش گرانشي توليد کرد. جسمي کم جرم تر از خورشيد در مقابل رمبش مقاومت مي کند زيرا دافعه ي ذاتي ذرات آن را پايدار نگه

ميدارد. سبک ترين نامزدهايي که اخترشناسان تا به حال براي سياهچاله ها مشاهده کرده اند حدود شش برابر خورشيد ما جرم دارند.

البته ايجاد سياهچاله تنها با رمبش ستاره ها اتفاق نمي افتد. اوايل دهه ي 1970/1350، استيون هاوکينگ از دانشگاه کمبريج و يکي از

نويسندگان اين مقاله (برنارد کار) راهکاري را براي ايجاد سياهچاله ها در عالم نوزاد ارائه دادند. اين گونه سياهچاله ها را سياهچاله

هاي اوليه مي نامند. در حالي که عالم انبساط پيدا مي کند، چگالي متوسط ماده کم مي شود؛ پس در گذشته چگالي خيلي بيشتر

بوده است، طوري که تا چند ميکروثانيه بعد از انفجار بزرگ، چگالي عالم از حدّ هسته اي هم بيشتر شده بود. قوانين فعلي فيزيک فعلاً

دنيايي را توجيه مي کنند که بيشترين چگالي ماده در آن حدّ پلانک يعني 10 به توان 97 کيلوگرم بر متر مکعب باشد. فراموش نکنيد که

جرم متوسط انسان کمتر از 100 يا10به توان 2 کيلوگرم و جرم خورشيد حدود 10به توان 13کيلوگرم است. همان طور که گفته شد در

صورتي که چنين چگالي زيادي در محلي کوچک جمع پيدا کند افت و خيزهاي کوانتومي مکانيکي (يا عدم قاطعيت هاي کوانتومي)

موجب پارگي در الياف فضا-زمان مي شوند. با اين چگالي زياد، مي توانيم سياهچاله اي با جرم پلانک يا 10به توان 8- کيلوگرم با

اندازه ي 10به توان 35- متر (طول پلانک) ايجاد کنيم.

سياهچاله اي که در بالا توصيف کرديم کوچک ترين سياهاله اي است که توصيف فعلي ما از گرانش مي تواند توجيه کند. اين

سياهچاله خيلي سنگين تر از يک ذره ي بنيادين، اما اندازه ي آن هم کوچک تر از نين ذره اي، است. امکان تشکيل سياهچاله هاي

اوليه ي سنگين تر با کاهش چگالي عالم همچنان وجود داشت. در آن هنوز سياهچاله اي با جرم 10به توان 12کيلوگرم کوچک تر از

يک پروتون مي شد ولي سياهچاله هاي سنگين تر اندازه ي اجسام روزمره مي شدند . سياهچاله هايي که در دوراني ايجاد شدند که

چگالي متوسط دنيا با چگالي هسته برابر بود جرمي تقريباً به اندازه ي خورشيد داشتند و در نتيجه ماکروسکوپي بودند.

چگالي بالاي عالم اوليه پيش شرطي براي تشکيل سياهچاله هاي اوليه بود اما تنها شرط آن به حساب نمي آمد. براي اينکه انبساط

ناحيه اي متوقف شود و برمبد و به سياهچاله تبديل شود بايد از حدّ متوسط چگال تر مي بود و بنابراين، افت و خيزهايي در توزيع

چگالي نيز بايد به وجود مي آمد. اخترشناسان مي دانند که چنين افت و خيزهايي دست کم در ساختارهاي بزرگ مقياس در عالم

وجود داشت در غير اين صورت ساختارهاي بزرگ، مانند کهکشان ها يا خوشه هاي کهکشاني، هيچ گاه تجمع پيدا نمي کردند. براي

شکل گيري اين سياهچاله هاي اوليه چنين افت و خيزهايي در مقياس هاي کوچک تر بايد با شدت بيشتري نسبت به مقياس هاي

بزرگ تر ايجاد مي شدند، که البته امکان پذير بود ولي ناگزير نبود. حتي در نبود اين افت و خيزها امکان شکل گيري خود به خود چنين

سياهچاله هايي در بعضي از گدازه هاي فازهاي کيهاني وجود داشت. به عنوان مثال، وقتي که تورم با انبساط شديد شتابدار اوليه ي

عالم تمام شد، يا در زماني که چگالي عالم برابر چگالي هسته شد، يا وقتي که عالم، کمي سردتر شد و ذراتي مانند پروتون ها توليد

شدند. البته همين نکته که جرم زيادي از عالم در اين سياهچاله ها از بين نرفت خود مي تواند يکي از قيودي باشد که کيهان شناسان

با استفاده از آن مدل هاي نظري براي توجيه عمر جهان را دقيق تر کنند.


پايان سياهچاله



اينکه مي توانيم سياهچاله هاي کوچک داشته باشيم، يکي از نخستين انگيزه هايي بود که موجب شد هاوکينگ اثرات کوانتومي را

روي آنها بررسي کند. او در سال 1974/1353 به اين نتيجه رسيد که سياهچاله ها فقط ذرات را نمي بلعند، بلکه آنها را به بيرون هم

«تُف» مي کنند. مدل هاوکينگ پيش بيني مي کرد که سياهچاله ها مانند يک زغال داغ تابش گرمايي دارند که دماي آنها با عکس

جرم متناسب است. براي سياهچاله اي با جرم خورشيد، دما حدود يک ميليونيوم کلوين و با توجه به دماي زمينه ي کيهان کنوني

کاملاً قابل چشم پوشي است. ولي اگر سياهچاله اي 10 به توان 12کيلوگرم يا به اندازه ي يک کوه جرم داشته باشد دماي تابش گرمايي

آن 10 به توان 12درجه ي کلوين خواهد بود (حدود هزار ميليارد درجه ي سلسيوس) طوري که هم ذرات بي جرم مثل فوتون تابش ميکند

و هم ذرات جرم دار، مانند الکترون و پوزيترون.

اما درست مانند همان زغال، که بعد از مدتي سرد مي شود، اين تابش به طور پيوسته انرژي سياهچاله و در نتيجه جرم آن را کمتر و

کمتر مي کند. پس چنين سياهچاله اي شديداً ناپايدار است. همين طور که منقبض مي شود به طور يکنواخت داغ تر مي شود و ذراتي

با انرژي فزاينده گسيل مي کند و باز هم سريع تر و سريع تر منقبض مي شود. وقتي که جرم سياهچاله به حدود يک يليون کيلوگرم

کاهش پيدا کرد، بازي تمام است و در کمتر از يک ثانيه با قدرتي برابر يک بمب هسته اي يک ميليون مگاتُني منفجر مي شود. عمر يک

سياهچاله (مدت زمان تبخير آن) با توان سوم جرم اوليه ي آن رابطه ي مستقيم دارد. سياهچاله اي با جرم خورشيد،10به توان 64 سال

عمر مي کند (بيشتر از سن فعلي عالم). عمر سياهچاله اي با جرم10به توان 12کيلوگرم،10 به توان 10سال و تقريباً برابر سنّ عالم

است، پس اگر چنين سياهچاله اي در سال هاي اول عالم ايجاد شده باشد، در اين دوره از سن عالم بايد به پايان عمر خود نزديک شود،

سياهچاله هاي سبک تر هم زودتر از اين از بين رفته اند.

کار هاوکينگ پيشرفت مفهومي عظيمي محسوب مي شد زيرا او، با اين کار، سه شاخه از فيزيک را، که کاملاً از هم جدا هستند، به

هم پيوند داد: نسبيت عام، نظريه ي کوانتوم و ترموديناميک. مي توان اين کار را يک قدم در جهت تکميل نظريه ي کوانتومي گرانش نيز

دانست. حتي اگر سياهچاله هاي اوليه هيچ وقت ايجاد نشده باشند، فقط فکر کردن به آنها موجب تکامل درک ما از فيزيک شد.

اين کار هاوکينگ باعث کشف تناقضي شد که فهم ما را از گسستگي موجود بين مکانيک کوانتومي و نسبيت عام گسترش داد. بر

اساس نظريه ي نسبيت عام، تمام اطلاعات (خصوصيات) جرمي که به دام سياهچاله مي افتد براي هميشه از دست رفته است، اما

وقتي سياهچاله تبخير مي شود، چه بر سر آن اطلاعات مي آيد؟ مدل هاوکينگ پيش بيني مي کرد که پايان عمر يک سياهچاله با از

بين رفتن تمام آن اطلاعات همراه است و اين با اصول اوليه ي مکانيک کوانتومي تناقض دارد. چنين مرگي با قانون بقاي انرژي نيز در

تناقض است.

يک راه حل اين است که بگوييم سياهچاله هاي تبخير شده بقايايي از خود به جاي مي گذارند که البته اين راه حل هم پذيرفتني نيست.

به اين علت که اگر بقايايي بماند، اين بقايا بايد تمام اطلاعات بلعيده شده توسط سياهچاله را در خود داشته باشند؛ که اين يعني

بي نهايت حالت. قوانين فيزيک پيش بيني مي کنند که آهنگ توليد يک ذره با تعداد گونه هاي آن نسبت مستقيم دارد. در نتيجه اين

بقايا بايد با آهنگ بي نهايت توليد شوند، که به اين ترتيب حتي وقايع روزمره ي اطراف ما، مانند روشن کردن ميکروويو، هم آنها را توليد

ميکنند! در اين صورت طبيعت اساساً ناپايدار مي شد. احتمال سوم، که محتمل تر است، اين است که اطلاعات با از بين رفتن موضعيت

(Locality) راه فرار پيدا مي کنند. منظور از «موضعيت» اين است که دو رويداد، که فاصله ي مکاني دارند، نمي توانند بي درنگ

روي هم اثر بگذارند، بلکه بايد زماني، دست کم معادل زمان گذر نور بين آنها، بگذرد تا يکي روي ديگري اثر بگذارد. البته اين عميق تر از

ناموضعيت کوانتومي است. اين معما هنوز يکي از اصلي ترين معماهاي نظريه پردازان امروزي است. در مکانيک کوانتومي به علت اصل

عدم قطعيت نيز مجبور مي شويم «نا موضعيت» را وارد کنيم


جستجو براي سياهچاله ها



معمولاً راهنماي اصلي پيشرفت ما در فيزيک داده هاي آزمايشي بوده اند، پس پرسش هايي که سياهچاله هاي ميکروسکوپي بر مي

انگيزند يکي از اصلي ترين انگيزه هاي ما براي جستجوي آنهاست. يکي از احتمالات اين است که اخترشناسان ممکن است مرگ

سياهچاله هاي اوليه با جرم اوليه ي 10به توان 12کيلوگرم را، که در عالم کنوني رخ مي دهد، رصد کنند. تقريباً يک دهم جرم چنين

سياهچاله هايي به تابش گاما تبديل خواهند شد. در سال 1976/1355، هاوکينگ و دان پيچ، به اين نتيجه رسيدند که مشاهدات تابش

زمينه اي گاما محدوديت هايي بر تعداد چنين سياهچاله هايي مي گذارد. اين سياهچاله ها نمي توانند بخش عمده اي از ماده ي

تاريک را تشکيل دهند و انفجار آنها در اکثر موارد خيلي دورتر از آن است که ديده شود. اواسط دهه ي 1990/1370، ديويد کلاين و

همکارانش پيشنهاد کردند که کوتاه ترين فوران هاي گاما ممکن است حاصل مرگ سياهچاله هاي اوليه باشد. گرچه فوران هاي گاماي

بلند مدت تر در حال حاضر به انفجار يا يکي شدن (ادغام) ستاره ها نسبت داده مي شوند براي انفجارهاي گاماي کوتاه مدت ممکن

است توضيح ديگري وجود داشته باشد. مشاهدات آينده بايد اين موضوع را بررسي کنند، ولي حتي فکر مشاهده ي آخرين مراحل عمر

سياهچاله ها خيلي هيجان انگيز است.

اما هيجان انگيزتر از آن، توليد سياهچاله ها توسط شتاب دهنده هاي ذرات است. وقتي بحث از ايجاد چگالي هاي بالاست، هيچ

دستگاهي نمي تواند به شتاب دهنده هاي هادرون در سِرن و تواترون در آزمايشگاه ملي شتاب دهنده ي فِرمي در شيکاگو برسد. اين

شتاب دهنده ها ذرات زيراتمي، مانند پروتون، را به سرعت هايي نزديک به سرعت نور مي رسانند. چنين ذراتي انرژي جنبشي عظيمي

پيدا مي کنند. در LHC يک پروتون به انرژي تقريبي 7 ترا الکترون ولت (TeV) مي رسد. با در نظر گرفتن معادله ي معروف

نسبيت (E=mc2) اين انرژي معادل جرم 10 به توان 23- کيلوگرم يا هفت هزار برابر جرم پروتون ساکن است. وقتي که دو ذره با

اين انرژي به هم برخورد مي کنند انرژي فوق العاده زياد آنها در محدوده ي خيلي کوچک از فضا جايگزين مي شود. بر اين اساس ميتوان

حدس زد که در تعدادي از اين برخوردها اجتماع انرژي در مکاني کوچک ممکن است به يک سياهچاله بيانجامد.

استدلال بالا مشکلاتي نيز دارد:10به توان 23- کيلوگرم خيلي کمتر از حدّ جرمي پلانک يا10به توان 8- کيلوگرم است که بر اساس

نظريه ي گرانش خالي بايد کمترين جرم يک سياهچاله باشد. اين حد پاييني از اصل عدم قطعيت مکانيک کوانتومي ناشي مي شود؛

ذرات رفتاري موجي دارند و گستره ي فضايي يک ذره به نسبت افزايش انرژي (در واقع افزايش اندازه ي حرکت) آن کم مي شود، که با

انرژي هايي حدود انرژي هاي LHC، گستره ي ذره در حدود 10به توان 19- متر خواهد بود، پس مي توان اين محدوده را کوچک

ترين محدوده ي عملي تجمع جرم دانست. براي ايجاد سياهچاله در چنين گستره اي چگالي 10به توان 34 کيلوگرم بر متر مکعب لازم

است. براي توليد ذره اي که هم انرژي لازم و هم فشردگي لازم را براي توليد سياهچاله داشته باشد، بايد دستگاهي با انرژي حدوداً

10به توان 15 برابر LHC ساخت. اما نکته ي جالب اينجاست که طبق معادلات رياضي ما مي توانيم با شتاب دهنده ها اشيايي

مانند سياهچاله توليد کنيم. به نظر مي آيد که برخورد دهنده ي نسبيتي يون هاي سنگين در آزمايشگاه ملي بروکهاون در آپتون ايالت

نيويورک ممکن است اين کار را کرده باشد اما به نظر مي رسد خود سياهچاله ها هنوز دور از دسترس ما قرار دارند.


دستيابي به ابعاد بالاتر



با وجود توضيحات بالا، در دهه ي گذشته فيزيک دانان به اين نتيجه رسيده اند که شايد تخمين استاندارد چگالي پلانک زيادي بالا باشد.

نظريه ي ريسمان، که يکي از اصلي ترين رقيبان گرانش کوانتومي است، پيش بيني مي کند که ابعاد فضا بيشتر از سه بُعد طول، عرض

و ارتفاع است و گرانش، بر خلاف ساير نيروها، بايد در اين ابعاد اضافي منتشر شود و در نتيجه اين نيرو، بر خلاف انتظار، در فواصل کوتاه

بايد خيلي قوي تر باشد. در سه بُعد، نيروي گرانش، با نصف کردن فاصله، چهار برابر مي شود ولي در يک دنياي 9 بُعدي گرانش 256 برابر

مي شود. در صورتي که اين ابعاد اضافي به اندازه ي کافي بزرگ باشند، اين اثر مي تواند خيلي تأثير گذار باشد، اثري که در چند سال

گذشته تحقيقات بسياري درباره ي آن شده است. البته اين ابعاد بالاتر ممکن است در حالت هاي ديگري نيز حضور داشته باشند که به

آن فشردگي پيچيده شده مي گويند. که همين تشديد نيروي گرانش را به همراه دارد و در صورتي که نظريه ي ريسمان درست باشد،

احتمال حضورشان بيشتر است. اين نوع ابعاد در سال هاي اخير بسيار مورد بررسي قرار گرفته اند. افزايش شدت نيروي گرانش به اين

معناست که شايد حدّ واقعي مخلوط شدن قوانين گرانش و کوانتوم، يا توليد سياهچاله، مي تواند خيلي کمتر از تصورات قبلي ما

باشد.با وجودي که هيچ شاهد آزمايشگاهي ( تجربي) تا به حال اين احتمال را تأييد نمي کند، اين ايده راه را براي حل معماهاي نظري

بسياري روشن کرده است. اگر حقيقت داشته باشد، انرژي لازم براي توليد سياهچاله ها در محدوده ي انرژي LHC قرار ميگيرد.

مطالعه ي نظري توليد سياهچاله ها در برخوردهاي پُرانرژي به کارهاي راجر پِنرُز (از دانشگاه آکسفورد) در اواسط دهه ي 1970/1350 و

پيتر ديئث و فيليپ نوربرت پاين در دهه ي 1990/1370 باز مي گردد. در کارگاهي که در سال 2001/1380 برگزار شد يکي از نويسندگان

(گيدينگز) و گروه هاي مستقل ديگري بحث نظري روش هاي مشاهده و احتمال کشف سياهچاله هايي در شتاب دهنده هايي مانند

LHC را به نمايش گذاشتند و بعد از چند محاسبه روش آشکارسازي آنها را کاملاً اثبات کردند: در خوش بينانه ترين حالت هاي

پيش بيني شده، با در نظر گرفتن پايين ترين حدّ ممکن براي حدود پلانک، مي توان با آهنگ يک بار بر ثانيه سياهچاله درست کرد. اين

نتيجه البته شگفت آور است. فيزيک دانان به شتاب دهنده اي که با اين آهنگ ذره توليد کند کارخانه مي گويند. پس مي توان گفت

LHC کارخانه ي سياهچاله است.

مرگ سياهچاله ها اثرات قابل شناسايي روي آشکارسازها ايجاد مي کند. برخوردهاي عادي تعداد متوسطي از ذرات پرانرژي را توليد

ميکند، ولي سياهچاله اي در حال مرگ فرق مي کند. بر اساس نظريه ي هاوکينگ، نابودي سياهچاله ها تعداد زيادي ذره را در همه ي

جهت ها و با انرژي هاي بالا منتشر مي کند. اين ذرات تمام ذرات موجود در طبيعت را شامل مي شوند. تعدادي از گروه هاي تحقيقاتي

از آن موقع تا به حال مطالعات بسيار دقيقي روي اثرات چنين سياهچاله هايي و امکان آشکارسازي آنها در LHC کرده اند و اميد

دارند که با راه اندازي کامل گران ترين آزمايشگاه تحقيقاتي ساخته شده بتوانند به جواب هايي براي اين پرسش هاي خود برسند. البته

اين جواب يکي از چندين جواب بسيار بنيادي است که از اين آزمايشگاه انتظار مي رود. ساده ترين توضيح هر کدام از ديگر جواب هايي،

که دانشمندان براي رسيدن به آن توسط اين آزمايشگاه ثانيه شماري مي کنند، مقاله اي از اين بلندتر مي طلبد.

شتاب دهنده هاي ذرات

يک شتاب دهنده مانند LHC مي تواند دو ذره را چنان به هم برخورد دهد که آنها را به سياهچاله تبديل کند. آشکار کننده ها مي

توانند واپاشي اين سياهچاله ها را ثبت کنند.


تولد و مرگ يک سياهچاله ي کوانتومي



تولد


جرم: 10 تراالکترون ولت (TeV)

زمان: 0

در شرايط مناسب، دو ذره (که در اينجا به صورت بسته هاي موج نمايش داده شده اند) مي توانند با هم برخورد کرده و به سياهچاله

تبديل شوند. سياهچاله ي توليد شده نامتقارن خواهد بود و ممکن است در حال چرخش، لرزان يا باردار باشد؛ در اينجا زمان ها و جرم

ها تقريبي اند: يک تراالکترون ولت تقريباً برابر 10به توان 24- کيلوگرم است.


مرحله کچل شدن



جرم: 10 تا 8 TeV

صفر تا 1 ضربدر10 به توان 27- ثانيه

سياهچاله در اولين مرحله ي عمر خود امواج گرانشي و الکترومغناطيس تابش خواهد کرد. به قول جان ويلر، سياهچاله موهايش را از

دست مي دهد و تقريباً به يک شيء بدون هيچ ويژگي تبديل مي شود که فقط بار، چرخش و جرم دارد. حتي بار هم به سرعت به صورت

ذرات باردار از سياهچاله خارج مي شود.


مرحله کند شدن چرخش


جرم: 8 تا -6

1 تا 3 ضربدر 10 به توان 27- ثانيه

سياهچاله ديگر سياه نيست. تابش مي کند. با اين تابش چرخش سياهاله کم مي شود و سياهچاله به ذره اي کروي تبديل ميشود.

تابش عموماً از استواي سياهچاله تابش مي شود.


مرحله شوارتزشيلد


جرم: 6 تا TeV2

3 تا 20 ضربدر 10 به توان 27- ثانيه

با از بين رفتن رخش، سياهچاله، حتي از قبل هم ساده تر خواهد شد و تنها ويژگي آن جرمش است. حتي جرمش را هم به صورت

تابش و ذرات جرم دار از دست مي دهد که در هر جهتي بخش مي شوند.


مرحله ي پلانک


جرم: 2 تا صفر TeV

20 تا 22 ضربدر 10 به توان 27- ثانيه

سياهچاله به جرم پلانک نزديک مي شود - کمترين جرمي که معادلات نظري پيش بيني مي کنند- و با يک جرقه به نابودي مي رسد.

نظريه ي ريسمان مي گويد که در اين مرحله سياهچاله ريسمان تابش مي کند؛ بنيادي ترين واحدهاي ماده.



منبع : http://kihan2010.blogfa.com
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 21:38

afi نوشته است:این که میگن سیاهچاله ها مو دارند (!) یعنی چی ؟!؟
smile042

بر اساس نظریه ای که جان ویلر ارائه کرده است سیاه چاله ها مو ندارند یعنی اینکه :جدا از سه ویژگی

سیاه چاله ها که عبارتند از اندازه حرکت زاویه ای بار الکتریکی وجرم ویژگی های دیگر سیاه چاله ها قابل

تشخیص نیستن از این رو طبقه بندی سیاه چال ها بر اساس همین سه ویژگی صورت میگیره.
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 22:39

ماموریت wise ناسا




ستاره شناسان با استفاده از کاوشگر wise ناسا اطلاعات کمیابی از شعله کشیدن سیاهچاله ای را بدست آوردند و جزئیات جدیدی

در مورد اشیای قدرتمند و جریان های مشتعل آنها را آشکار ساختند. دانشمندان این جریان ها را مطالعه کردند تا در مورد محیط های اطراف

سیاهچاله چیزهای بیشتری یاد بگیرند. چیزهای بیشتری در مورد موادی که توسط سیاهچاله ها بلعیده می شود،که به آنها دیسکهای

افزایشی می گویندو جریان های آنها به وسیله مطالعات اشعه X و گاما و امواج رادیویی بدست آمده است.

اما اندازه گیری های کلیدی درخشان ترین قسمت جریانها که در پایه آنها واقع شده است، علی رغم چندین دهه کار، مشکل بوده

است. ماموریت wise دریچه جدیدی به سمت این حلقه مفقود شده را از طریق رصدهای فرو سرخ آن ارائه می دهد.سیاهچاله

4-339 GX که قبلا رصد شده بود، این سیاهچاله بیش از 20000سال نوری از زمین فاصله داشته و در نزدیکی مرکز کهکشان ها

میباشد. این سیاهچاله جرمی حداقل 6 برابر بیشتر از خورشید دارد، این سیاهچاله شبیه سیاهچاله های دیگر، مجموعه ماده فراچگال

میباشد و با گرانشی که آنقدر زیاد است که حتی نور هم نمی تواند از آن فرار کند. در این مورد خاص یک ستاره به دور این سیاهچاله

میگردد که سیاهچاله به مرور آن را می بلعد بیشتر مواد ستاره ی همدم دارد سیاهچاله می شود اما مقدار کمی از آن نیز به صورت یک

جریان با سرعتی نزدیک به صورت نور به بیرون جریان می یابد


منبع ثبت میگردد
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 22:57

کمک کاوشگر چاندرا ناسا در اعلام بوجودآمدن یک سیاه چاله




جزئیات تازه ای از تولد یک سیاه چاله که میلیون ها سال پیش متولد شد پرده برداری شد. با تشکر از تیم دانشمندان که از اطلاعات

تصویر بردار اشعه X کاوشگر چاندرا ناسا و از سیستم های رادیویی و دیداری و تلسکوپ های اشعه X استفاده کردند.

بیش از یک دهه گذشته، استیون هاوکینگ نظریه ای داد که گویای وجود سیاه چاله ای به نام سیگنوس X-1 بود تقریبا این نظریه

را نتوانست اثبات کند. امروزه ستاره شناسان مطمئن اند که در منظومه سیگنوس X-1 یک سیاه چاله وجود دارد. با مطالعات اخیر

جرم، چرخش آن و فاصله اش را تا زمین مشخص کرده است. با وجود این اطلاعات کلیدی، تاریخچه سیاه چاله ها باز نویسی شد.

به گفته مارک رید، مرکز ستاره شناسی هاروارد- اسمیتسونیان در کمبریج: اطلاعات تازه، سرنخ های محکمی در مورد چگونگی تولد

سیاه چاله ها به ما می دهد. اطلاعاتی نظیر اینکه به چه سرعتی می چرخد و چقدر وزن دارد. این موضوع خیلی هیجان انگیز است چرا

که اطلاعات زیادی راجع به تولد سیاه چاله ها نداشتیم.

رید اداره گر یکی از این 3 مقاله بود که همه در 10 نوامبر در ژورنال ستاره شناسی چاپ و به توصیف نتایج تحقیقات سیگنوس X-1

پرداخت. دیگر مقالات توسط ژروم اروسز از دانشگاه ایالت سن دیگو و لین گو از مرکز ستاره شناسی هاروارد – اسمینتسون در کمبریج

رهبری شد.سیگنوس X-1 به اصطلاح یک جرم ستاره ای سیاه چاله ایست که این یک نوع از سیاه چاله هاست که از رمبش

ستاره های پر جرم به وجود می اید.اطلاعات بدست آمده از اشعهX چاندرا، اشعه X کاوشگر تایمینگ راسی و ماهواره

پیشرفته مورد استفاده برای کیهان و ستاره شناسی یک تیم دانشمند موفق به اندازه گیری سرعت چرخش سیگنوس X-1 با

دقتی بی سابقه شد که نشان دهنده این است که سیاه چاله تا حدی حداکثر نزدیکی را باسرعت چرخش خود دارد. افق رویداد آن –

نقطه ای که بازگشتی از سقوط ماده در سیاه چاله وجود ندارد - 800 بار در ثانیه به دور خود می چرخد.

یک مطالعه مستقل که تاریخچه تکامل ستاره های همراه را با مدل های نظری مقایسه کرده است به این امرتاکید کرده است.که برخی

از سیاه چاله ها حدود 6 میلیون سال پیش متولد شده اند. در این زمان به نسبت کوتاه (در اصطلاحات ستاره شناسی) سیاه چاله آنقدر

گاز را نمی توانست به درون بکشد تا سرعتی را به شدت بالا ببرد. استنباط ما این است که این سیاه چاله از اول با سرعت چرخش زیاد

متولد شده است.با استفاده از مشاهدات انجام شده توسط ابزار بصری در مورد ستاره های همراه و حرکتش در کنار همراه نا مرئی اش،

تیم توانست دقیق ترین اندازه گیری ها را از جرم سیگنوس X-1 داشته باشند که نتیجه آن حجم 8/14 برابری جرم خورشید بود.

احتمال دارد که این جرم از زمان به وجود آمدن همین قدر بزرگ بوده باشد، چرا که زمانی برای رشد محسوس نداشته است.

اروسز گفت: ما می دانیم که سیگنوس X-1 یکی از پر حجم ترین سیاه چاله های ستاره ای در راه کهکشان است و چرخشش

به اندازه تمام سیاه چاله هاییست که تا به حال دیده ایم.

بر اساس برهان به اصطلاح "بی مو!" دانستن جرم، چرخش و شارژ سیاه چاله ها توصیف کاملی از آنها به ما می دهد. این نظریه این

فرض را دارند که همه پارامتر ها تا ابد در افق رویداد از بین خواهند رفت. توقع می رود که شارژ یک سیاه چاله عظیم تقریبا صفر باشد

پس در نتیجه ما فقط نیاز به جرم و سرعت چرخش نیاز داریم.

گو گفت: این خیلی جالب است که ما یک توصیف کامل از این شئ سیارک مانند داریم که فاصله اش تا زمین سالهای نوری زیادی است.

که به این معنی است که ستاره شناسان فهم بهتری از این سیاه چاله ها نسبت به سیاه چاله های دیگر کهکشانها دارند.

همچنین تیم اعلام کرد که دقیق ترین فاصله سیگنوس X-1 را با استفاده از آنتن های بلند پایه ای رصدخانه ملی داشته اند.

فاصله جدید در حدود 6070 سال نوری از زمین است. این فاصله دقیق مایه اصلی اندازه گیری دقیق جرم و سرعت چرخش سیاه چاله

بود.مشاهدات رادیویی نیز حرکت سیگنوس X-1 را در فضا اندازه گیری کرد و این با سرعت اندازه گیری شده ترکیب و یک موقعیت

سه بعدی از مکان سیاه چاله و سرعت وشتابشان بدست می دهد.

این کار نشان داد که سیگنوس X-1 به نسبت راه شیری خیلی آرام حرکت می کند که به این معنی است که ضربه بزرگی در

هنگام تولد به آن وارد نشده است. این حامی این حدس است که سیگنوس x-1 احتمالا در یک سوپرنووا متولد نشده ولی نتیجه مرگ

بدون انفجار یک ستاره پر جرم بوده است. پدر سیگنوس X-1 احتمالا یک ستاره پر جرم تر بوده است که قبل از از دست دادن باد

طوفان ستاره ای شدیدش 100 بار پر جرم تر از خورشید بوده است.

در سال 1974 درست بعد از وقتی که سیگنوس X-1کاندید خوبی برای سیاه چاله بودن شد، استیون هاوکینگ شرطی با همکار

ستاره شناسش، کیپ ثورن، پروفسور فیزیک نظری در موئسسه تکنولوژی کالیفرنیاست بست که سیگنوس X-1 در خود سیاه

چاله ندارد. این به عنوان سیاست بیمه ای هاوکینگ بود. کسی که کار های بسیاری بر روی سیاه چاله ها و نظریه نسبیت انجام داده

بود.در سال 1990 هرچند که کارهای زیاد بر روی سیگنوس X-1 شواهد محکمتری برای سیاه چاله بودن ارائه داد، هاوکینگ به

کمک خانواده، پرستاران و دوستان وارد حریم دفتر ثورن شد و شرط قاب گرفته شده را پیدا و اعلام شکست کرد.

ثورن گفت: برای 40 سال، سیگنوس X-1 به عنوان یک مدل تمثیلی از سیاه چاله بود، هر چند ، بر خلاف اعلام شکست

هاوکینگ، هنوز کاملا قانع نشده ام که واقعا در آنجا سیاه چاله ای وجود دارد. اطلاعات و طراحی مدل توصیف شده در این 3 مقاله

بالاخره توصیف قاطعی از این سیستم دوتایی ارائه کرده است.

مرکز پروازهای فضایی مارشال ناسا در هانتسویل، برنامه چاندرا را برای اداره ماموریت های علمی ناسا در واشینگتون اداره می کند.

رصدخانه فیزیک نجومی اسمیتسونیان اداره عملیات های علمی و پروازهای چاندرا را برای کمبریج بر عهده دارد.
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 23:11

ضربان سیگنالی اشاره برکوچکترین سیاه چاله دارد




بر خلاف ضربان قلب انسان ،ضربان قلب یک سیاه چاله یک راز است.مشاهدات اخیرپیشنهاد کرد که لنگر گاه جهان، حداقل دو سیاهچاله

با سیگنالهایی مشابه آنچه توسط الکتروکاردیوگرام اندازه گیری می شود،می باشد.علاوه بر این ،یکی از این ضربان های کیهانی ممکن

است از کوچکترین سیاه چاله مشاهده شده ،ناشی شود.

بطور منظم ،نقطه اوج در این اشعه ایکس که از این سیاه چاله ها می آیند ،هیچ ارتباط فیزیکی با بیب بیب سیگنال زندگی ندارند:به نظر

میرسد که پالسها از شراره های اشعه ایکس می آیند.سیاه چاله ها به خودی خود شراره ایجاد نمی کنند.هر کدام در یک جفت دو تایی

با یک ستاره که تمام مواد را در خود فرو می برد،یک صفحه داغ از گازهای یکپارچه در اطراف سیاه چاله تولید می کند.آن صفحه اشعه

ایکسهای متناوب ساطع می کند.بیش از 35سال گذشته ،دانشمندان تعداد زیادی سیستمهای اینچنینی مشاهده کردند،و به استثنای

موارد کمی،چهار گونه از شراره ها هنگام تحول سیاه چاله ها در طول و قدرشان تغییر می کنند.

در این تصویر پر از سیاه چاله در سیستم دوتایی ، بادی از صفحه داغ درونی بیرون میزند که این جت قدرتمند را سوخت رسانی

میکند.یکی از آن استثنا ها105+ 1915 GRSاست.این سیستم حاوی 14 توده خورشیدی سیاه چاله ای و بیش از 12 جفت

دسته های متمایز سیگنالی که در تناوب و سختی متغیرند،را منتشر می کنندواختر شناسان در این دسته بندی بهت زده شده اند.تا

این اواخر ،این سیستم دوتایی یک مقوله غیر متعارف ملاحظه شده بود زیرا این تنها سیستمی بود که سیگنالهای ضربانی را نشان

میداد.هیچ کس مطمئناً نمیداند الگوی این اشعه های ایکس چیست.

در این حالت سیاه چاله یک رابطه وصل-قطع با منبع تغذیه دارد.وقتی منبع داخلی صفحه گرم شود ،این تشعشعات یک باد قوی بیرونی

تولید می کند که موقتاً جت را مسدود می کندو پالسهااز بین میروند.اما بدون هیچ سیستم مقایسه ای دانشمندان نتوانستندهیچ

تئوری به جز105+1915 GRS را ثابت کنند.تحقیقات اخیر در مورد سیاه جاله دوتایی3624-17091 GRSJ توسط (RXTE)

نشان می دهد که 105+1915 GRS تنها نیست.تیم بین المللی از دانشمندان گزارش دادند که شباهت قابل توجهی بین اشعه

های ایکس اندازه گیری شده توسط RXTE از 3624-17091 GRSJ و105+1915 GRS می باشد.جان میلرکه درگیر

این تحقیق نبوده، میگوید:"من فکر میکنم این بسیار جالب است که سیستم دیگری رفتاریمشابه105+1915GRSدارد"."بنظر امکان

پذیر میرسد که رفتارهای مشاهده شده در 105+1915 GRS خیلی متداولند ومطالب زیادی در مورد جرم ستاره ای سیاه چاله

ها وسیاه چاله های پر جرم دیگر در مراکز کهکشانی دارد."

برای کمک نمودن به اختر شناسان جهت دسترسی به اطلاعات بیشتر در مورد مکانیزم رانده شدن سیگنالهای اشعه ایکس ،مشاهدات

جدید پیشنهاد می دهد که 3624-17091 GRSJ ممکن است لنگرگاه کوچکترین سیاه چاله کشف شده باشد.گرچه زمان بین

ضربان ها می تواند از چند ثانیه تابیش از یک دقیقه تغییر کند،سیگنالهای 3624-17091 GRSJ سریعتر از سیگنالهای

105+1915 GRS نوسان می یابند.یک توضیح برای این پالس سریع این است که 3624-17091 GRSJ سیاه چاله ای کمتر

از 3 برابر جرم خورشید دارد-آستانه تقریبی که ستاره های نوترونی را از سیاه چاله ها جدا می کند.دیگو التامیرنو می گوید:"دقیقاً مثل

ضربان موش که از فیل سریعتر می زند،ضربان سیگنالها به جرمشان بر می گردد."توضیحات برای نتیجه گیری کامل نیست.بنابراین وی

و همکارانش تمایل دارند در مورد جزئیات این سیستمها بیشتر بدانند."ما احتیاج داریم به تکه های بیشتری از این پازل"
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در دوشنبه 17 مهر 1391 - 23:37

تلسکوپ فضایی چانداری ناسا سریع ترین طوفان از جرم ستاره ای سیاهچاله را پیدا کرد





ستاره شناسان با استفاده از رصدگر اشعۀ X چاندرای ناسا سریع ترین طوفانی که از یک دیسک اطراف یک جرم ستاره ای

سیاهچاله به بیرون وزیده می شود و تا به حال کشف شده را کشف نمودند . این نتیجه کاربردهای مهمی برای فهمیدن اینکه چطور

این نوع از سیاهچاله رفتار می کند دارد. طوفان رکورد شکن در حال حرکت با سرعت حدود 20 میلیون مایل بر ساعت یا حدود 3 درصد

سرعت نور است. این نزیک 10 برابر سریع تر از سرعت جرم ستاره ای سیاهچاله ای است که تا به حال دیده شده است . جرمهای

ستاره ای سیاهچاله زمانی متولد میشوند که ستارگان خیلی پرجرم رمبیده می شوند. آنها نوعأ جرمی بین پنج تا ده برابر جرم خورشید

را دارند. جرم ستاره ای سیاهچاله ای که نیروی این ابرطوفان را تأمین می کند IGRJ17091-3624یا به طورخلاصه IGRJ17091

نامیده شده است.
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:13

منبع مطالبی که منبع انها ذکر نشده



http://www.sactehran.com
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:17

دوستان گرامی در صورت مشاهده نشدن منبع بدانید که منبع مطلب مربوطه تکراری و مطالب از یک منبع گرفته میشود

و لازم به ذکر است که در صورت استفاده از منبع جدید نام منبع رو ذکر خواهم کرد
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:18

فاصله تا سیاهچاله




اخترشناسان برای اولین بار توانستند فاصله زمین و یک سیاهچاله را با دقتی بالا اندازه گیری کنند که نتیجه نشان داد سیاهچاله ها از

آنچه تصور می رفت به زمین بسیار نزدیکترند.

محققان اعلام کردند سیاهچاله V404 Cyngi در فاصله هفت هزار و 800 سال نوری از زمین قرار گرفته است، به بیانی دیگر فاصله

این پدیده کیهانی کمی بیش از نیمی از فاصله ای است که در گذشته تصور می رفت. این فاصله، سیاهچاله V404 را در نزدیکی

زمین قرار می دهد در جایی که فاصله تا مرکز کهکشان در حدود 26 هزار سال نوری و نزدیکترین ستاره در ورای خورشید 4.2 سال نوری

است.افزایش دقت در اندازه گیری فاصله سیاهچاله ها به دانشمندان این امکان را می دهد تاتصویر بهتری از شکل گیری سیاهچاله ها

ترسیم کنند. برای مثال با کمک چنین دستاوردی اخترشناسان امیدوارند بتوانند پاسخ این سوال را که آیا میان سیاهچاله هایی که در

اثر برخورد دو ستاره و بدون ابرنواختران شکل می گیرند و سیاهچاله هایی که ناشی از ابرنواختران هستند تفاوتی وجود دارد را بیابند.

اخترشناسان فاصله سیاهچاله V404 را با استفاده از تشعشعات رادیویی از سیاهچاله و ستاره در حال مرگی که با سیاهچاله

در ارتباط بود، تعیین کردند. لایه های خارجی ستاره توسط سیاهچاله به داخل کشیده می شود که در اثر آن گازهای چرخان دیسکی از

پلاسمای داغ را در اطراف سیاهچاله به وجود می آورند که این فرایند مقادیر زیادی امواج رادیویی و پرتو ایکس از خود ایجاد می کند.

سپس اخترشناسان با کمک گرفتن از سیستم تلسکوپ رادیویی بین المللی HSA میزان تغییر اختلاف منظر (یا میزان جابه جایی

تصویر در اثر شکست نور یا جابه جایی ناظر) سیستم سیاهچاله ای را اندازه گیری کردند، این شیوه شامل اندازه گیری حرکات سالانه

سیاهچاله در آسمان طی توالی حرکت زمین به دور خورشید است.

اخترشناسان معتقدند برآورد پیشین در رابطه با فاصله V404 بر اساس در نظر نگرفتن شکست و انکسار نوری تحت تاثیر غبارهای

کیهانی به دست آمده است که می تواند باعث بروز خطای 50 درصدی شود. این در حالی است که میزان خطای اندازه گیری جدید در

حدود 6 درصد است.


منبع ثبت میگردد
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:27

سیاهچاله های کوچولو!





استیون هاوكینگ در سال 1350/1971 نظریه ای را عنوان كرد مبنی بر اینكه شاید در اطراف ما پر از سیاهچاله های بسیار كوچكی باشد

كه از انفجار بزرگ به وجود آمده باشند. سرعت زیاد انبساط جهان در آغاز پیدایش، می‌توانست موجب بهم خوردن تعادل ماده و ایجاد

ریز‌سیاه‌چاله‌ها شده باشد. ‌سیاهچاله‌های بسیار ریزی كه حتی از زیر یك میكروسكوپ معمولی هم قابل‌رؤیت نیستند. اما چه می‌شود

اگر این ریز‌سیاه‌چاله‌ها همه جا باشند یا اینكه از جنس تار‌ و ‌‌پود عالم باشند؟ مقالۀ جدیدی از دو پژوهشگر در كالیفرنیا به این موضوع

پرداخته است.‌سیاهچاله‌ها مناطقی از فضا هستند كه در آنجا گرانش آنقدر قوی است كه حتی نور هم قدرت گریختن ندارد و تصور

میشود كه در سطح گسترده‌ای از فضا موجود باشند، نظیر ‌سیاه‌چاله‌های ابرپرجرمی که در مركز كهكشان‌ها وجود دارند. گرچه شاهدی

مبنی بر مشاهدۀ ریز‌سیاه‌چاله‌ها نداریم، بطور كلی می‌توانند وجود داشته باشند.چون سیاهچاله‌ها گرانش دارند، پس جرم هم دارند.

اما ریز‌سیاهچاله‌ها می‌بایست گرانش ضعیفی داشته باشند، هر چند بسیاری از فیزیكدانان معتقدند که نیروی گرانش در كوچكترین ابعاد،

در مقیاس پلانك، هم قدرت خود را باز می‌یابد.«دونالد كووینی»(Donald Coyne)، از دانشگاه سانتا‌‌كروز و «دی سی چنگ»

(D.C. Change)، از مركز تحقیقات آلماندن در این مقاله گفته‌اند که هدف از آزمایشهای انجام شده در آزمایشگاه LHC

(برخورد دهندۀ بزرگ هادرونی)، كشف ریز‌سیاهچاله‌هاست. اما مشكل این است كه دقیقاً نمی‌دانند یك ‌سیاهچاله‌ كه تا ابعاد پلانك

كوچك شده چه ویژگی‌هایی از خود بروز می‌دهد.نظریۀ ریسمان می‌گوید كه گرانش در ابعاد دیگر فضا نقش قدرتمندتری بازی می‌كند، اما

در 4 بعد فضایی ما، گرانش ضعیف ظاهر می‌شود.

به گفتۀ این دو محقق، چون این بعد تنها در مقیاس پلانك اهمیت پیدا می‌كند گرانش هم در این تراز دوباره ظاهر می‌شود و اگر اینطور

باشد ممكن است ریزسیاه‌چاله‌ها نیز وجود داشته باشند. با بررسی ویژگی‌هایی كه سیاه‌چاله‌ها در چنین مقیاس كوچكی ممكن است

داشته باشند، مشخص كرده‌اند كه آنها میتوانند كاملاً متنوع باشند.با این كار سیاه‌چاله‌ها انرژی آزاد كرده و كوچك می‌شوند و سرانجام

ناپدید شده و یا از بین می‌روند. اما این فرایندی بسیار كند است و در مدت 14 میلیارد سالی كه از پیدایش عالم می­گذرد، فقط كوچكترین

سیاه‌چاله‌ها فرصت داشته‌اند كه به طرز چشمگیری ناپدید شوند.

قاعدۀ كوانتش فضایی در این تراز به این معناست كه ریزسیاه‌چاله‌ها می‌توانند در انواع تراز‌های انرژی ظاهر شوند. آنها وجود تعداد زیادی

از ذرات سیاه‌چاله‌ را در ترازهای مختلف انرژی پیش‌بینی كرده‌اند. ممكن است این سیاه‌چاله‌ها آنقدر معمولی باشند كه همۀ ذرات آن،

اشكال مختلف سیاه‌چاله‌های ثابت باشند.كویینی و چنگ می‌نویسند:« این طرح در نگاه اول خیالی به نظر می‌رسد، اما اینطور نیست؛

این دقیقاً آثاری ثابت در مكانیك كوانتومی است كه وقتی سیاه‌چاله‌‌ای در حال ناپدید شدن است آنها را از خود باقی میگذارد. پس تمام

نور جدید را در فرایند ناپدید شدن سیاه‌چاله‌های بزرگ قرار می‌دهد كه ممكن است با ناپدید شدن همبستۀ ذرات بنیادی تفاوت عمده‌ای

نداشته باشد».به اعتقاد آنها این پژوهش نیاز به آزمایشهای بیشتری دارد. شاید این آزمایشها در آزمایشگاه LHC (كه به دنبال

كشف انرژیهایی ‌است كه بتوان چنین سیاهچاله‌هایی را بوجود آورد) انجام گیرد.
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:33

نخستین سیاهچاله ها بسیار عظیم بودند





سیاهچاله ها و جرم بسیار زیاد آنها همواره موضوعی جذاب و پرمخاطب برای منجمان حرفه ای و حتی آماتورها به شمار می رود. اکنون

تلاش گروهی از دانشمندان رازهایی از چگونگی رشد بسیار سریع این اجرام را آشکار ساخته است.

این پرسش كه "چگونه سیاهچاله هایی كه در قلب كهكشان هایی مانند كهكشان ما در كمین نشسته اند به سرعت و تا این حد بزرگ

شدند؟" معمایی بود كه به دنبال كشف سیاهچاله های کاملا رشد کرده و پرجرمی که توسط كهكشان های بسیار جوان در ابتدای تاریخ

جهان محاصره شده اند، ‌مطرح گردید.

«کریس کاریلی» (Chris Carilli) از رصد خانه ملی نجوم رادیویی در نیو مکزیكو به همراه تعدادی از همکارانش، چهار كهكشان را

كه كمتر از 2 میلیارد سال پس از انفجار بزرگ بوجود آمده اند مورد مطالعه قرار دادند. کاریلی هنگام ارائه نتایج مطالعات خود در جلسه

انجمن نجوم آمریكا گفت: "در مركز هر چهار كهكشان سیاهچاله ای وجود دارد که از هر جرمی که تا کنون در عالم مشاهده شده سنگین

تر است، که ما جرم سیاهچاله مورد نظر را حدود 20 میلیارد برابر خورشید برآورد می کنیم."

از سوی دیگر به نظر می رسد كهكشان میزبان در مقایسه با كهكشان های امروزی كه سیاهچاله ای همسان را در دل خود پنهان كرده

اند، با جرمی متوسط شروع به انبساط نموده است و این فرضیه را پیشنهاد می کند كه "در توالی آفرینش ابتدا سیاه چاله ها بوجود

آمده اند و بعد کهکشان ها."در آخر آنها دریافتند که اگر هسته اولیه تشکیل دهنده سیاهچاله ها از انقباض و انباشتگی ابرهای گازی

حجیم و یا رمبش ستارگان ناشی شده باشد، سیاهچاله های متولد شده از آنها برای اینکه تا این حد بزرگ شده باشند بایستی در

مراحل ابتدایی پیدایش با سرعت بسیار شگرفی رشد کرده باشند.
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

Re: سیاهچاله ها

نوشتهاز سوی اماتور در سه شنبه 18 مهر 1391 - 19:41

حبابهای فراصوتی ناشی از سیاهچاله ها





به نظر می رسد که سیاهچاله ها می توانند همزمان راه بروند و آدامس باد کنند!! بررسی حبابهای بزرگ پلاسما که سیاهچاله ها با

دمیدن گاز آنها را ایجاد می کنند، آشکار ساخته است که ممکن است این حبابها در رشد و تحول سیاهچاله ها نقش مهمی ایفا

نمایند.m84 .رنگ آبی نشانگر پرتو ایکس و قرمز پرتو رادیویی را نشان می دهد.

تصویر


بسیاری از کهکشانها (شامل کهکشان راه شیری) در مرکز خود سیاهچاله های بسیار بزرگ و پر جرم دارند که به طور مداوم در حال

بلعیدن ماده از نواحی اطراف خود می باشد. با نزدیک شدن ماده به سیاهچاله، مواد جمع می شوند و در کنار دیگر موادی که وسط

سیاهچاله بلعیده شده بودند قرار می گیرند و انرژی آزاد می کنند. این جریانات، به کوازارها (دورترین اجرام عالم ، فورانهای رادیویی و

نشر نور در فضا) نیرو می بخشد .

تصویر


گروهی از اخترشناسان ، کهکشان بیضوی M84 را با استفاده از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا تصویر برداری کردند. این کهکشان دارای

سیاهچاله در انتهای یکی از فوران(جت)های خود ، حفره های بزرگی از گاز یونیده شده (پلاسما) شکل می دهد. هنگامی که انرژِی

حباب بیرونی به محیط میان ستاره ای نفوذ می کند و پراکنده می شود ، حباب بعدی برای جانشینی آن منبسط می شود. ماده سردتر

اطراف سیاهچاله (خارج از افق رویداد)
نماد کاربر
 
سپـاس : 2402

ارسـال : 2910


نام نویسی: 90/12/25

مرد

بعدی

بازگشت به مبانی نجوم

چه کسی هم اکنون اینجاست ؟

کاربرانی که در این تالار هستند: بدون کاربران عضو شده و 1 مهمان